شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۳ تير ۱۳۹۶ - ۲۴ ژوئن ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

در حاشیه‌حمله باندهای اوباش اسلامی در کردستان عراق
نشریه اکتبر، نشریه ارگانیک کمیته کردستان حزب حکمتیست

اکتبر

بار دیگر ما شاهد حمله به امنیت، شادی و مراکز رفع نیازهای جسمی و روحی مردم در بخشی از شهرهای کردستان عراق از جمله زاخو، دهوک و سلیمانیه بوسیله اوباشان و لمپنهای اسلامی بودیم. همزمان همپالگی هایشان در ایران ؛جماعت دعوت و اصلاح ايران؛ از این حرکت به شدت ارتجاعی و ما قبل تاریخی طی بیانیه رسمی از باندهای اسلامی حمایت کردند.

 روز جمعه 19 آذر با فتوای یکی از ملاهای مرتجع زاخو و بعد از نماز جمعه شمار کثیری از مغازهای مشروب فروشی، کازینو، هتل، مراکز تفریح، آرایشگاههای زنانه و مراکز ماساژدر این شهرها مورد حمله باندهای لمپن و چاقوکش اسلامی قرار گرفت وبه آتش کشیده شدند. در جریان این حمله  بیش از 20 نفر زخمی شدند. در ادامه آشوب مراکز و مقرات سازمان اتحادیه اسلامی(یکگرتوی ئیسلامی) به آتش کشیده میشوند. اتفاقات روزهای اخیر در کردستان عراق پدیده ی جدیدی نیست. کسی فراموش نکرده است که‌جریانات فاشیستی اسلامی در فاصله سالهای 94 تا 98 در شهرهای کردستان عراق بطور روزانه به‌صورت زنان اسید می پاشیدند، مغازه های ویدیو و مشروب فروشی و سالنهای آرایش زنان را منفجر می کردند. برای کمونیستها فتوای قتل را صادر کردندو  فعالین کارگری و کمونیست را ترور میکردند. واقعیت این است که اگر‌افسار اینها بوسیله جنبشهای آزادیخواهانه کشیده نشود ظرفیت جنایتکارانه آنها خارج از تصور انسان است. حزب دمکرات کردستان عراق و حزب اتحادیه اسلامی همدیگر را متهم کردند که‌عامل و مسبب این حملات به جان و مال مردم  بوده اند. در این شکی نیست که هر دو حزب در اینکه‌علیه منافع مردم هستند درست می گویند چون جریانات و احزاب ناسیونالیست و اسلامی در کردستان و در سراسر جهان عامل ناامنی و سلب آسایش  از مردم و تحمیل فقر و فلاکت هستند. جنبشهای ارتجاعی اسلامی و ناسیونالیستی لکه ننگی هستند بر دامن جوامع متمدن و بشریت امروز و تا روزی که سرنوشت انسان به وسیله این جریانات ورق بخورد مردم کارگر و زحمتکش روی آسایش به خود نخواهند دید. این جریانات در سیاست، عملکرد و رفتارروزانه شان تا مغز استخوان ارتجاعی و علیه منافع و آسایش بشریت هستند. داشتن رفاه و امنیت و بازگردندن قدرت به‌مردم کارگر و زحمتکش در گرو حاشیه ایی کردن و از صحنه سیاست بدر کردن جریانات و جنبشهای کهنه پرستانه ناسیونالیستی و اسلامی است.

مراکزی که‌از طرف این جانیان به‌آتش کشیده‌شد محل استراحت و آسایش و تفریح  انسانها است که‌بعد از کار طاقت فرسای روزانه شان چند ساعتی در این محلات به دور از تمامی درد و مرگ روزانه شان با هم خوش باشند.تازه باید به‌جیب هایشان نگاهی بیندازند که‌آیا با این درآمد ناچیزی که‌دارند امکان این را دارند همراه با دوستان و خانواده شان بتوانند دست به‌جیبشان ببرند شام یا نهاری را در رستوران و یا مراکز تفریح با هم بخورند. مراکز تفریح برای بیشتر خانواده های کم درآمد تنها امکانی است برای کودکان که بتوانند با والدینشان باشند و در شادی و بازی با پدر و مادرشان شریک شوند. مراکز آرایش و ماساژ جزو دستاوردهای بشریت است که به‌انسان زیبایی، شادی و سلامتی می بخشد. هر چند سرویسهایی که‌بوسیله خود کارگران و زحمتکشان در اختیار جامعه قرار می گیرد عموما بدلیل سیاستهای حکومت سرمایه داران خود از آن بی بهره هستند و کارگران برای دستیابی به‌امکاناتی که‌خود خالق آن هستند و برای برخورداری از این مواهب شبانه روز در حال مبارزه هستند. جنبشهای اسلامی، احزابشان و باندهای لمپن وابسته به‌آنها علیه رفاه، امنیت، آسایش، زیبایی و شادی و....  روزانه مردم کارگر و زحمتکش جامعه هستند. اعمال، کردار و سیاستهای این جنبش بارها و در جوامع بشری در طول قرنها از حیات خود ثابت کرده است که‌برای جامعه سم هستند.  لازم است که‌قرنطینه شوند. آنها نگاه و درونشان،ظاهر و نوع لباس پوشیدنشان با ریش و پشمشان و الگویی که‌برای جامعه  دارند ننگ بشریت و توهین به‌انسان امروزی است. آنها  را باید از دسترسی به‌جامعه دور نگه داشت و از ابتدا آموزش داد. باید به‌آنها گوشزد کرد که‌الگوی اسلامی از قبر درآورده‌شده هزار و چهار صد سال پیش فقط شایسته‌وابسته گان  به‌جنبش آنهاست نه‌انسان امروزی قرن بیست و یک .

 

ولی چرا تاریخ بار دیگر در این شرایط به شکل مضحک آن در کردستان عراق که‌2 ماه پیش هزاران نفر از کارگران و زحمتکشان آن جامعه برای رفاه و آسایش به خیابانها آمدند و ما شاهد اعتراضات و تظاهراتهای پر شوری آنها بودیم تکرار می شود این سئوالی است که‌لازم است جنبش آزادی خواه و برابری طلب به‌آن جواب دهد.

 

  یکی از دلایل این واقعه جنگ قدرت مابین احزاب حاکم در کردستان و احزاب اسلامی است. از زمان حاکم شدن احزاب ناسیونالیست در کردستان عراق  کشمکش و جنگ قدرت جنبشهای سرمایه دارانه ناسیونالیستی و اسلامی همیشه وجود داشته و قربانی واقعی اختلافات این جریانات مردم کارگر و زحمتکش بوده اند. در فاصله زمانی بیش از دو دهه از حاکمیت این احزاب مردم در کردستان شاهد جنگهای خونین چه در میان جنبشهای ناسیونالیستی و چه در بین ناسیونالیستها و اسلامی ها بوده اند و تا کنون‌به قیمت کشته و زخمی  شدن هزاران نفر و ویرانی و آوارگی مردم در این منطقه تمام شده‌است. برای مردم این منطقه جای تردیدی بر جای نگذاشته‌که‌کشمکش و جنگ این جریانات فاشیستی اسلامی و ناسیونالیستی ربطی به‌خواست و منافع مردم کارگر و زحمتکش ندارد. طرفین این دعوا در سیاست و عملکردشان علیه منافع آنها هستند. دو ماه قبل هزاران انسان در مخالفت و تنفر خود از این احزاب و  برای دستیابی به‌رفاه و آسایش اعتراضات و تظاهراتهای با شکوهی را برگزار کردند و به وسیله میلیشیای این احزاب به شیوه خونینی سرکوب شدند. علاوه بر‌این باید، فاکتور دیگری را در رابطه با اتفاقات اخیر اضافه کرد. جنبش اسلامی در کردستان عراق فیلش یاد هندوستان را کرده و در رابطه با تحولات اخیر در کشورهای عربی اعتماد بنفس بیشتری پیدا کرده و خواهان سهم بیشتری از قدرت در کردستان عراق می باشد. متاسفانه انقلابات و اعتراضات کارگران وآزادیخواهان در کشورهای مصر، لیبی، تونس و ... علیه استبداد و نابرابری اقتصادی و برای دستیابی به رفاه و امنیت و آزادی تا کنون در غیاب طبقه کارگر متشکل و حزب سیاسیش علیرغم اینکه موفق شدند که‌دیکتاتورهای حاکم بر این کشورها را سرنگۆن کنند و این در خود دستاورد بزرگی برای مردم این کشورها بود ولی انتخابات هایی که‌در این کشورها انجام شد، جنبشهای اسلامی و احزابشان با حمایت دولتهای غربی  توانستند در حکومت هایی که‌شکل گرفت دست بالا پیدا کنند. پیروزی موقت احزاب اسلامی در این کشورها واضح است که به‌احزاب اسلامی در کردستان هم قوت قلب داده و طبیعی است که‌باید این جریانات شمشیرها را از رو ببندند و به صورت مردم تیغ بکشند و با حمله به مراکز تفریحی قدر قدرتی خود را به رقیبان (احزاب ناسیونالیست) نشان دهند و خواهان سهم بیشتری از قدرت شوند. این سرنوشت جامعه ای است که‌مقدراتش را سیاستهای به‌غایت ارتجاعی و ضد انسانی جنبشهای ناسیونالیستی و اسلامی ورق می زند.

 

همچنانکه‌اشاره‌شد کشمکش و اختلافات احزاب ناسیونالیست و اسلامی نه تنها ربطی به‌منافع و خواست  کارگران و آزادیخواهان ندارد بلکه‌کاملا علیه منافع مردم است و باید از طرف هر انسان شرافتمند و پایبند به‌منافع کارگر و مردم آزادیخواه محکوم شود. انسانیت در کردستان به‌همراه مابقی کشورهای سرمایه داری برای دستیابی به‌سعادت و خوشبختی و برگردان اختیار و قدرت به‌انسان و حاشیه ای کردن جنبشهای ارتجاعی اسلامی و ناسیونالیستی بیش از هر زمانی نیاز به حزب سیاسی و دخالتگر طبقه کارگر دارد.

 

رحمت فاتحی

دسامبر 2011      

منبع: اکتبر شماره 80، 21 آذر 1390




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
اکتبر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

 از این پس این ستون، چند روز در ماه به نشر دیدگاه «احزاب و سازمانها» اختصاص داده می شود. در این روز ها سعی خواهد شد که نقطه نظرات «رسمی» و مشخص یک سازمان/نهاد و یا تشکل سیاسی/حقوق بشری، در دیدگاه هم منتشر شود. شایان توجه اینکه منظور پخش اطلاعیه و یا گزارش کنگره ها نیست. ناگفته روشن است که «هدف» آگاهی رسانی، انتشار باور دگر اندیشان، و دیدگاه «رسمی» نهادهای سیاسی و فعال است. تاکنون چندی از نهادها به دعوتنامه دیدگاه پاسخ مثبت داده اند، و در انتظار پاسخ دیگر نهادها، احزاب و سازمانها خواهیم بود.
دیدگاه 3 مهر 1389



با درود به ملت شریف ایران

باید یکی شویم


باید یکی شویم




دیدگاه احزاب

ادامه فهرست خبرها...

   



[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.