شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷ - ۲۳ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

نقشه راه به جهنم

علی ناظر

در سالروز 5 مهر 1360، و با درود به سلحشورانی که با «مرگ بر خمینی» نظامی دروغین را بی هویت کردند، می خواهم به نقشه راه و «جهنمی» اشاره کنم که می تواند ایران ویران کن بشود.

یک آقای خیلی شریف بنام جان بولتون خطاب به سران جمهوری اسلامی گفته «ما شما را زیر نظر داریم، و سراغ شما خواهیم آمد». یک آقای خیلی «شریف»تر، سردار پاسدار حسین سلامی، حامیان غربی و منطقه ای حمله مسلحانه به مراسم رژه در اهواز را تهدید می کند «به مردم ایران قول می دهیم که واکنش‌مان به این حمله تروریستی، پشیمان کننده، نابودگر و ویران کننده باشد». در پاسخ، آن مرد خیلی «شریف» اولی، به زبانی که عام و خاص شیر فهم شوند گفته «There will be hell to pay» و یا به زبان خودمان «جهنمی برایتان درست می کنیم که آن سرش نا پیدا». در پاسخ به این شاخ و شانه کشیدن این مرد خیلی «شریف» که اصلا هم جنگ طلب نیست، شمخانی که خودش ید طولایی در صلح طلبی دارد و دقیقا به همین خاطر شده دبیر شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی، پاسخ می دهد «ادامه حملات اسرائیل به نیروهای مقابله کننده با تروریسم در سوریه با واکنش پشیمان کننده مواجه خواهد شد».

رهبر مبارزه با فاشیسم و مخالف بلاشرط نژادپرستی در آمریکا، رئیس جمهور دونالد ترامپ، در حالیکه با سخنانش به چهره تمام حضار در جلسه سازمان ملل لبخند می آورد، می فرمایند «رهبران ایران در پی مرگ و نابودی هستند»، و یا به زبانی ساده، او نیست. مجاهدین خلق ایران، از عادل الجبیری نقل قول می آورند «رژیم ایران میلیاردها دلار پول برجام را هزینه جنگ در سوریه و یمن کرد»، اما از آنجاییکه نمی خواهند بیخودی کاغذ سیاه کرده و وقت خوانندگان آگاه خود را  تلف کنند، به اینکه عربستان سعودی، در راستای جنایت علیه بشریت در یمن روزانه چند میلیون دلار هزینه می کند هیچ اشاره ای نمی کنند، گویی خبر و یا نقل قولی در اینباره وجود ندارد. برخی از رفقای چپ، در رد این تئوری که آمریکا و صهیونیسم به دنبال سوریه کردن ایران هستند، قلم فرسایی کرده و انواع و اقسام تئوری و ادله می آورند که ایران سوریه نمی شود، اما به این نکته نمی پردازند که «حالا آمدیم و شد، آنوقت چی؟»

البته هستند کسانیکه یقه روشنفکران را گرفته و آنان را نصحیت کرده و یا به زبان خامنه ای صفتان «امر به معروف» می کنند که در این برهه از زمان نباید همه چیز ها را گفت، و نباید هشدار داد که هم کاسه شدن با جنگ طلبان، یعنی تأیید «هدف وسیله را توجیه می کند» و اینکه برای رسیدن به قدرت، اپیزمنت جنگ طلبان حلال است.

اما از آنجا که روشنفکر نیستم و فکرم همیشه به تاریکی و زشتی های این جهان می زند، و این نصایح دامان مرا نمی گیرد، و از آنجاییکه خیلی وقت است خط خودم را از جنگ طلبان جدا کرده ام، می خواهم جند خط بنویسم که بعدا به خودم ننهیب نزنم که چرا نگفتی (و یا بقول آنها که مخالف گفتن هستند، «حالا لال می شدی اگه نمی گفتی»؟). امید من همیشه این بوده که هیچ روشنفکر و کوته فکری «لال» نشود و بگوید حتی اگر بد می گوید.
سعی می کنم منظورم را کوتاه بنویسم.

1-      هرکس، به هر نحو و طریق و شکل و جمله و چشمک و ایما و اشاره و نمی دانم چه و چه، به جنگ طلبان چراغ سبز نشان دهد و باعث آغاز جنگی ویرانگر در ایران شود، خائن به تمامی آرمانی است که فرزندان خلق از مشروطه تا کنون برایش جان فدای وطن کرده اند.

2-      جنانکه بارها نوشته ام، تنها ره رهایی، تلفیق مبارزات اجتماعی زیر چتر حفاظتی نیروهای مسلح انقلابی و رادیکال است. اما لازم می بینم که در اینجا تأکید کنم که تحت هر لوایی، اگر آبشخور و حامی مبارز مسلح، کشور و نهادی بیگانه باشد، عمل براندازی مترادف با کودتای بیگانه به دست نیرویی خودی است. تبعات این قبیل «رژیم چنج» ها را در 28 مرداد دیده ام که دود آن در بهمن 1357 به چشم خلق رفت و بعد از 40 سال، هنوز که هنوز است چشم و دل خلق می سوزد.

3-      منظور من از «تلفیق» چیزیست از جنس تشکیل «کانون های شورش» که توسط مجاهدین بنیان گذاشته شده است و بنا به گفته آنها، در حال رشد است. ظاهرا، شورای ملی مقاومت، بنا به جمع بندی اخیرشان در «بیانیه سی و هفتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران» 11 شهریور 1397، خاطر نشان کرده اند که با «جنگ» و دخالت بیگانه در پروسه سرنگونی مخالفند. (اگر جملات زیر را درست فهمیده باشم).
«اما تغییر و سرنگونی کار ایالات متحده نیست و نمی‌تواند باشد. سیاست آمریکا تغییر رفتار رژیم و وادار کردن آن به مذاکره و مصالحه است. تجربه عراق بعنوان بزرگترین اشتباه سیاست خارجی آمریکا برای چند نسل کفایت است..... این را ۱۲ سال پیش سناتور هری رید، رئیس اکثریت در سنای آمریکا، گفت که بسا بیشتر از ویتنام، بزرگترین اشتباه سیاست خارجی تاریخ آمریکا، عراق بوده و تهدید اصلی امنیت بین المللی از آغاز نه دولت عراق بلکه رژیم ایران بوده است. اوباما نیز در جریان انتخابات ریاست جمهوری این جنگ را احمقانه و بی‌ربط خواند.....از اینرو اگر کسی فکر می‌کند یا می‌خواهد چنین القاء کند که آمریکا به واقع در صدد سرنگون کردن رژیم و پرداختن قیمت آنست، یا اشتباه می‌کند و یا عمد دارد برای بهره‌برداری سیاسی خودش چنین قلمداد کند. ادعاهای میان‌تهی آلترناتیوسازان راه دور را در این خصوص نباید جدی گرفت. گفته‌ایم و تکرار می‌کنیم که سرنگونی و تغییر رژیم، وظیفه و کار ما، و بر عهده ما و مردم ما و پیشاهنگ انقلابی خلق ماست. با کانون‌ها و شهرهای شورشی و مؤسسان چهارم ارتش آزادی.»

4-      چه پیام خوب و مبارکی.

5-      اما و متاسفانه در این بیانیه به نکته ای در اطلاعیه شماره 10 «مشت در برابر مشت، حمله در برابر حمله»، مجاهد خلق مسعود رجوی، اشاره نکرده اند.به نظر من آن نکته حائز اهمیت است. در بیانیه آمده  «این قیامی است تا سرنگونی و پیروزی. تداوم دارد. گسترش می‌یابد. عمق پیدا می‌کند. با مقاومت سازمانیافته پیوند و پشتوانه دارد. دشمن ضد بشر در برابر آن، هیچ راه حل و برون‌رفت و برگ برنده ندارد».

6-      ایشان در دقیقه «9:46» به درستی می گویند «پاسخ واقعی و ضروری و حقیقی، در جنگ صد برابر و شورشگری حداکثر بوده، هست و خواهد بود»، و نتیجه می گیرند «آنقدر که از طریق کانونهای شورشی به ارتش آزادیبخش ملی اعتلا یابد و سپاه دشمن ضد بشر را در هم بکوبد».

7-      چند سال پیش، در سلسله مقالات «اشتباه محاسبه» به نکاتی اشاره داشته ام. یکی از نکات اینست که وقتی یک استراتژی معرفی می شود، راه خروج آن هم باید مشخص شود. یعنی اینکه، «آمدیم و آنطور که می خواستیم و می گفتیم نشد. آنوقت چی؟» این همیشه یک سوال کلیدی در تدوین هر استراتژی است. سعی می کنم منظورم را بدون پرداختن به حواشی بیان کنم.

  1. به نظر من، جمهوری اسلامی فقط و فقط از طریق مبارزات اجتماعی به زانو در می آید. و ..... امیدوارم که کانون های شورشی هم بتوانند زمینه ساز این پیروزی باشد، چرا که گره خوردن کانونهای اجتماعی و شورشی به نیروی سازمانیافته می تواند از ریختن خون خلق پیشگیری کند. (در داخل پرانتز عرض می کنم که پافشاری بر کانونهای شورشی لزوما بیانگر همخوانی من با خطوط مجاهدین نیست. آنها مسلمانند و من نیستم. آنها با بولتون و همکیشانش دمخورند و من از اندیشه این آدمکشان بیزارم). اما این اختلاف هرچند عمیق، دلیل بر این نمی شود که خط کانونهای شورشی، تنها به این دلیل که مجاهدین مبلغ و پایه ریز آن هستند، را باید نادیده گرفت و از آن دوری کرد.
  2. در اینجا، من فقط به 4 ثانیه مشخص در این سخنان اشاره داشته و می خواهم آن را باز کنم. در این نتیجه گیری، مجاهد خلق مسعود رجوی امیدوار است که کانونهای شورشی به ارتش آزادیبخش اعتلا پیدا کند تا بتواند با سپاه سرشاخ شود. می خواهم بپرسم که تبعات این جملات به تنهایی، چیست؟
  3. بیاییم و بپذیریم که چنین شد. یعنی کانون های شورشی به ارتش آزادیبخش اعتلا پیدا کرده اند (با دانش به این واقعیت که کادر این ارتش نوپا، آموزش های لازم ادوات زرهی ندیده و تا چندی پیش تنها یک کانون زیر زمینی شورشی بوده، و هر کدام از این کانون ها در تماس با بقیه کانونها نبوده و در نتیجه این ارتش نوپا از انسجام یک ارتش یکپارچه برخوردار نیست و ضربه پذیر است).

                                                              i.      حال، این ارتش آزادیبخش ملی نوپا در برابر سپاهی آدمکش قرار می گیرد و جنگ بین دو ارتش آغاز می شود. نخست بپرسیم مکان این درگیری کجاست؟ بدون شک جنگ بین این د ارتش در داخل ایران است. یعنی جنگ بین دو نیروی مسح به سلاح سنگین در داخل وطن.

                                                             ii.      همچنین باید پرسید سلاح و مهمات ارتش آزادیبخش از کجا می آید؟ از طریق تصرف و حمله به پادگان ها؟ آیا منظور اینست که کانون های شورشی (اجتماعی) حال تغییر ماهیت داده و به یکانهای نظامی تبدیل شده اند؟ آیا این یکانها به دنبال بازتولید سیاهکل هستند، البته در ابعادی گسترده تر؟ هرچه که باشد و بشود، عملا نتیجه آن نخواهد بود که خواست یک ارتش برای سرنگونی است. شایان یادآوری اینکه آنچه در عملیات مهران رخ داد یک عملیات ساده بود و نه یک جنگ فرسایشی. در آنجا ارتش آزادیبخش پس از پیروزی، به داخل خاک عراق عقب نشینی کرد. در اینجا، نمی توان پادگان عجب شیر و یا ارومیه را تصرف کرد و با ادوات و ابزار جنگی به مکانی امن عقب نشنی کرد. مگر اینکه مکان امنی تولید شده باشد که ادوات سنگین نظامی را بشود به آنجا منتقل کرد. چنانکه ملاحظه می شود من فقط به یک بُعد از استراتژی پرداخته ام – لجستیکی.

                                                           iii.      بنابراین و پیش از تصرف پادگان ها، و برای انتقال مهمات سنگین، یک و یا چندین مکان امن در داخل ایران لازم است. آیا بر این باوریم که کانونهای شورشی توان ایجاد چنین فضا و مکان امنی را خواهند داشت؟ با چه ابزاری؟ تصرف و تسخیر یک پادگان یک مبحث است، اما ایجاد مکان امن و دائمی مبحثی جداگانه.

                                                           iv.      سوال ساده است: آیا کانونهای شورشی توان ایجاد مکان امن ا خواهند داشت؟  به نظر من خیر. اصلا، ابدا. به هیچ وجه، مگر اینکه به سوریه شدن ایران تن بدهیم. و اگر می خواهیم ابزار جنگی را از بیگانه تهیه کنیم که موضوع از بیخ عیب پیدا می کند، و مرا با موافقین آن خط حرفی نیست.

8-      من از مجاهد خلق مسعود رجوی که توانسته سازمان و شورا و مقاومتی را در 40 سال گذشته رهبری کند، در تعجبم که می خواهند کانون های شورشی که پدیده ای بسیار رادیکال و مردمیست را به پدیده ای که چشم اندازی شکست خورده دارد و نقشه راه جهنمی ایران ویران کن است، گره بزند.

9-      نمی خواهم بذز یاس بپاشم، بلکه می خواهم بگویم که حرفی بزنیم که اگر با شکست روبرو شد، باعث دلسردی نشود. طبیعتا، هر مبارزه ای در مراحل و فراز و نشیب هایی به نتیجه نمی رسد، اما آن شکست نباید باعث دل بریدن از کلیت مبارزه شود.
خلاصه می نویسم. استراتژی ارتش آزادیبخش ملی از روز نخست محکوم به شکست بود. این حرف تازه ای از سوی من نیست. این را بارها و در عرض چندین دهه گذشته نوشته ام. اما تشکیل کانونهای شورشی، که متکی به نیروی خلق و آزادیخواهان در داخل کشور است می تواند در بدترین شق، خلق ستمدیده را آگاه کرده و به توانمندی خود باورمندشان سازد، و در بهترین شق، سپاه ضد خلقی پاسداران را در برابر خروش توفنده خلق به زانو درآورد.

 شاد باشید

علی ناظر

5 مهر 1397

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.





با درود به ملت شریف ایران

باید یکی شویم


باید یکی شویم




گزیده خبرها

ادامه فهرست خبرها...

   



[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.