شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۷ اوت ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

بقای رژیم جمهوری اسلامی یا ماندگاری ایران و ایرانی

میلاد مختوم

 

اوج گیری بحران هسته ای بین رژیم جمهوری اسلامی از یک سو و امریکا و کشورهای اروپایی از سوی دیگر، در هفته ها و ماه های اخیر بحث های زیادی را در میان ایرانیان، چه در ایران و چه در خارج از ایران، برانگیخته است. بدون شک میتوان ادعا کرد، که هر ایرانی، با هر مرام و عقیده ای، بیشتر از هر زمان دیگری نگران آینده ایران است.

 

هر دو طرف درگیر در این بحران همه امکانات خود را برای تبلیغ مواضع خود به کار گرفته اند. یارگیری در همه سطوح و با شدت هرچه تمامتر در جریان است. دولت امریکا  و متحدینش یک تهاجم سیاسی گسترده را بر علیه فعالیتهای هسته ای رژیم حاکم بر ایران شروع کرده اند و با تمام توان بدنبال آماده سازی مقدمات لازم برای به اجرا درآوردن مرحله بعدی برنامه های درازمدت خود در منطقه خاورمیانه می باشند. یک نگاه سطحی به نقشه جغرافیایی منطقه برای درک حساسیت بالای این بحران کافی است. آخوندهای حاکم بر ایران نیز، که بیش از هر زمان دیگری خطر سرنگونی حکومت ضدبشری شان را حس کرده اند، با تمام امکانات یک کشور ثروتمند به گروگان گرفته شده، بدنبال یارگیری و آرایش قوای خود هستند.

 

اقدامات دولت امریکا و کشورهای هم پیمان او بدون شک تنها در جهت تثبیت و تداوم سلطه ناعادلانه آنها بر جهان صورت میگیرد. سردادن شعارهای آزادیخواهانه و صلح آمیز از طرف این جهانخواران نیز تنها برای فریب افکار عمومی و در جهت پیشبرد اهداف سودجویانه آنهاست.

 

در این میان اما، پرداختن به تبلیغات رژیم ددمنش جمهوری اسلامی در این زمینه، بیشتر از هر زمان دیگری ضرورت یافته است. یک مرور کوتاه در تاریخ ایران و بررسی اجمالی نقشی که قشر آخوند، چه بر اریکه قدرت و چه در جوار آن، در زمینه فریب مردم و وارونه جلوه دادن حقایق در مقاطع مختلف ایفا کرده اند، جای هیچ شکی را برای هیچ ایرانی باقی نمیگذارد، که فریب بزرگ و همگانی دیگری از جانب آنها در جریان است.

 

همان آخوندهایی که در تمامی سالهای سیاه حکومت خود با تمام تلاش برای نابودی هر آنچه رنگ و بوی ایرانیت و ملی گرایی دارد، کوشیده اند و همچنان نیز می کوشند، به یکباره از غرور ملی و حق مسلم مردم ایران بر دستیابی به تکنولوژی هسته ای دم میزنند!

 

همان آخوندهایی که همواره با هر آنچه رنگ و بوی مدرنیت و پیشرفت داشته، در تضاد بوده اند و بسیاری از دستاوردهای علمی، ستون دین شان را به لرزه درمی آورد و همچنان نیز چماق تکفیرشان را بر هر ایده مدرنی فرود می آورند، به یکباره دم از تحقیقات علمی در زمینه هسته ای میزنند!

 

همان آخوندهایی که در تمام سالهای سیاه حکومت خود تا آنجا که توانسته اند، قوانین و معاهدات بین المللی را زیر پا گذاشته اند و سفارتخانه هایشان در کشورهای اروپایی را برای انجام عملیات تروریستی بر علیه مخالفین خود به خدمت گرفته اند، به یکباره از نقض معاهدات بین المللی از جانب اروپاییان دم می زنند!

 

همان آخوندهایی که  همه جا کلمه فریبنده "اسلامی" را به جای "ملی" و یا "ایرانی" نشا نده اند و "انقلاب اسلامی"، "مملکت اسلامی"، "امت اسلامی"، "مجلس شورای اسلامی"، " رئیس جمهور اسلامی" و ... بر ایران تحمیل کرده اند؛ و حتی در تلاشند تا این پسوند را بر دست آوردهای بشری نیز بچسبانند و جفنگیاتی همچون "حقوق بشر اسلامی" را ابداع کرده اند، چرا اینک در پشت نام ایران و ایرانی سنگر میگیرند؟

 

فهرست فریب های کوچک و بزرگ دجالان غاصب حق حاکمیت مردم ایران بسیار طولانی تر از آن است که در این نوشتار بگنجد. شرایط حساس کنونی ضرورت روشنگری هر چه بیشتر در مورد این آخرین ترفند رژیم را برجسته میکند. گسترش تبلیغات مخدوش رژیم در زمینه بحران هسته ای را میتوان بعنوان نمونه در چند سطر زیر، که از یادداشت هفته سامانه دیدگاه ( به قلم م. راد ) برگرفته شده است، به خوبی مشاهده نمود.    

 

" ايران مدعی‌است قوانين بين المللی در رابطه با تحقيقات اتمی‌ بر طبق بند چهار 4  سازمان جهانی انرژی اتمی (International Atomic Energy Agency )  يا IAEA را زير پا نگذاشته است كه درست هم هست و ادعا ميكند ايران نه تنها كار غير قانونی نكرده بلكه اين كشورهای غربی هستند كه می خواهند خارج از قوانين اين سازمان قراردادهايی را توسط سه كشور اروپايی به ايران تحميل كنند و ايران را از تحقيقات اتمی باز دارند و حتی ‌منع كنند كه باز هم درست است ايران غربيها را متهم ميكند كه بر طبق قوانين اين سازمان چرا امكانات تكنيكی هسته ای در اختيار ايران قرار نميدهند كه اينهم درست است با اين اوصاف ايران كوشش ميكند ابتكار عمل را از آن خود كند و تبليغات غرب را بر ضد آن خود آنها تبديل كند."

 

در سراسر متن کلمه "ایران" به نادرستی جایگزین "رژیم جمهوری اسلامی" شده است. ادعاهای سراسر دروغ رژیم آخوندی برای فریب جامعه جهانی و لاپوشانی تلاشهای مذبوحانه و پنهانی در جهت تولید سلاح هسته ای به نادرستی بعنوان اقدامات مطابق با قوانین بین المللی مطرح شده اند. عنوان "رژیم ولایت فقیه را به سلاح هسته ای مجهز کنید" برای یادداشت هفته م. راد بسیار مناسب تر است.

 

آنچه در این اواخر تحت عنوان "جنبش ملی رفراندم" از جانب برخی مطرح می شود، نمونه دیگری از گسترش تبلیغات مخدوش رژیم آخوندی است. انگار که این رژیم پشیزی برای رأی مردم ارزش قائل باشد! و یا اینکه انگار ارگان های بین المللی دلشان به حال و روز مردم ایران سوخته باشد!      

 

رژیم رسوای ولایت فقیه در تلاش است تا مانند همه رژیم های رو به زوال دیگر، سرنوشت کشور را با سرنوشت خود گره بزند. به همین خاطر به یکباره از "غرور ملی" و "افتخارات دانشمندان هسته ای ایرانی" دم میزند. تکرار ناسنجیده این کلمات در شرایط حساس و سرنوشت ساز کنونی نه تنها گمراه کننده است، بلکه آب نیز به آسیاب آخوندها می ریزد. غرور ملی و افتخار هر ایرانی در گرو مبارزه بی امان، پیگیر و خستگی ناپذیر در تمامی عرصه ها بر علیه این رژیم ضدبشری است. بقای این رژیم ددمنش، چه با سلاح هسته ای و چه بدون سلاح هسته ای، مایه ننگ هر ایرانی است.

 

رژیم جمهوری اسلامی تمامی سرمایه های ایران را برای تضمین بقای ننگین خود به خدمت گرفته است. آخوندها بخوبی دریافته اند، که دستیابی به سلاح هسته ای، عمر رژیم شان را طولانی تر می کند و حاضرند برای ادامه بقای ننگین خود ایرانیان را درگیر یک جنگ خانمانسوز نمایند. آنها مدتهاست که  کار آماده سازی نیروهایشان را شروع کرده اند. رئیس جمهور تیر خلاص زن و کابینه سراسر نظامی، حکومت نظامی پنهان و آشکار در استانهای مرزی، تنگ تر کردن تور خفقان و گسترش سرکوب سراسری، پرخاشگری ها و ستیزه جویی های منطفه ای و دیپلماسی از نوع بسیجی در سطح بین المللی و ... را باید در همین جهت ارزیابی کرد.

 

در ضمن نباید از نظر دور داشت، که رژیم آخوندی طرح های فرعی دیگری را هم در پشت پرده آماده می کند. انتصاب یک پاسدار جانی بعنوان رئیس جمهور و رها کردن... او... می تواند در جهت  خرید آبرو برای سایر ارگانهای رسوای حکومتی، از جمله ولی فقیه، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت کاربرد داشته باشد. هشت سال ریاست جمهوری خاتمی شیاد برای رژیم آخوندی این ثمره را داشت، که تعداد زیادی از جنایتکارترین عناصر اطلاعاتی رژیم، تحت عناوین دهن پرکن روزنامه نگار، روشنفکر، محقق، فیلمساز و فیلسوف ناراضی به دنیا معرفی شدند، تا شاید در آینده بتوانند گرهی از کار رژیم باز کنند.

 

حذف احمدی نژاد می تواند یکی از طرح های فرعی رژیم برای گریز از فروپاشی کل نظام ولایت فقیه باشد. بعد از اینکه چهره ای به غایت وحشی از مترسکی به نام احمدی نژاد به جهانیان عرضه شد، پرونده هسته ای رژیم به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع داده شد و رژیم دچار انزوای کامل بین المللی گردید، به یکباره شخص ولی فقیه در یک نمایش مسخره وارد صحنه شده و با سر کشیدن جام زهر دیگری، به سبک خمینی دجال، او را از سر راه برمی دارد ( سر به نیست می کند و یا برکنار می کند؛ یعنی احمدی نژاد به سرنوشت سایر رئیس جمهور های بی عمامه این رژیم دچار می شود) و کارگزاران رژیم در یک کارزار تبلیغاتی گسترده و البته با کمک استعمارگران موج نوین غربی (در فرهنگ آخوندی موسوم به امدادهای غیبی ) ولی فقیه و یا رفسنجانی را بعنوان ناجی و حل کننده بحران اتمی به دنیا معرفی می کنند.

 

نقش مردم و نیروهای اپوزیسیون مترقی در این برهه خطیر، بسیار اساسی و تعیین کننده است. دست روی دست گذاشتن و سپردن سیر تحولات به دست سرنوشت، یعنی در تاریکی نشستن و روشنایی را پاییدن، هرگز نقطه پایانی بر ظلمت خانمانسوز جمهوری اسلامی نخواهد گذاشت. امید بستن به امریکا و متحدینش برای سرنگون سازی این رژیم جنایتکار، توهمی است بس خطرناک و بیهوده، که می تواند باعث نابودی ایران گردد و مردم اسیر ایران را قرن ها به عقب برگرداند. دولت امریکا در هیچ شرایطی گامی در جهت مصالح عالیه ملت ایران نخواهد برداشت. بنابراین، هرگونه طرفداری از طرفین این بحران، راه به ناکجاآباد خواهد برد.

 

تنها یک راه برای مردم و همه نیروهای آزادیخواه باقی می ماند و آن تلاش برای سرنگونی هر چه سریعتر رژیم قرون وسطایی جمهوری اسلامی است. باید با تمام توان و در تمام عرصه ها بر علیه رژیم آخوندی وارد عمل شد و به موازات آن طرح های ویرانگرانه امریکا و متحدینش را افشا کرد و فریاد آزادیخواهی مردم ایران را به گوش جهانیان رسانید. اپوزیسیون سرنگونی طلب موظف است با تحلیل شرایط کنونی جهان ومنطقه ، طرحی برای سرنگونی در کوتاه مدت ارائه دهد.

 

دنیا با سرعت شتاب آوری در حال تغییر است، چالش های جدید، راه حل های جدید می طلبند. بسیاری از ابزارهای سرنگونی، که در دوره های گذشته کاربرد اساسی و تعیین کننده داشتند، در شرایط کنونی به کار نمی آیند. با حسرت و پافشاری به آنها چسبیدن و در غم نبود آنها نالیدن، نه تنها هیچ دردی از مردم ایران را دوا نمی کند، بلکه باعث سوزاندن و به هدر دادن فرصت های تاریخی هم می شود.

 

اگر رژیم جمهوری اسلامی بتواند بر رؤیاهای طلایی خود  در مورد تسلیحات هسته ای جامه عمل بپوشاند، آنگاه باید فاتحه آزادی و حقوق بشر و حکومت مردمی در ایران را برای سالهای متمادی خواند. بنابراین باید با تمام توان از ارجاع پرونده اتمی رژیم آخوندی به شورای امنیت سازمان ملل متحد دفاع کرد و به موازات آن بطور جدی خواستار ارجاع پرونده نقض شدید حقوق بشر توسط رژیم دجالان تهران به شورای امنیت شد. جلوگیری از مسلح شدن رژیم آخوندی به سلاح هسته ای تنها وظیفه ایرانیان نیست، زیرا آخوندها برای تضمین بقای خود، خیال  به گروگان گرفتن جهان را در سر می پرورانند؛ سرنگونی عاجل این رژیم اما، در وحله اول بر عهده ایرانیان است و به انزوا کشاندن رژیم جمهوری اسلامی یک  گام اساسی در جهت فراهم آوردن الزامات این سرنگونی است.

 

ماندگاری ایران و ایرانی در گرو سرنگونی تمام عیار رژیم جمهوری اسلامی به دست مردم ایران است. اگر دیر بجنبیم، یا باید به بقای یک رژیم ضد بشر، اما  تثبیت شده و به احتمال زیاد مسلح به سلاح اتمی، تن بدهیم، و یا شاهد ویرانی ایران زمین باشیم.

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
میلاد مختوم:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.