شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶ - ۱۸ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

روزگار غريب دوران حاكميت آخوندي در تاريخ ايران را فقط مي‌توان با حملهٌ مغول قياس كرد ـ بخشی از پیام مسعود رجوی در ۲۲ بهمن ۸۱

مسعود رجوي

بحرا‌ن سرا‌پاي رژيم را فرا‌‌‌گرفته و توفان د‌ررا‌ه ا‌ست
هر كس كمر راست ، سر بالا و چشم باز كند به‌وضوح درمي‌يابد كه رژيم يكصد‌بار بيشتر نسبت به تحولات آينده نگران و ترسان است
وضعيت انفجاري و موقعيت انقلابي ـ به‌رغم همهٌ شرايط نامساعد داخلي و بين‌المللي و به‌رغم همهٌ سوداگريها، به يمن ايستادگي و مقاومت تاريخي مردم ايران، اين رژيم با همهٌ سركوبگري و دجاليتش، نه آينده‌يي دارد و نه ثبات و مشروعيت. آينده از آن مردم ايران و ارتش آزادي و تنها جايگزين دموكراتيك و ميهني است. بر پيشاني سياه رژيم آخوندي سرنگوني محتوم نوشته شده است زيرا كه وجودش تباهي و تخريب و نفرين مجسم تاريخ ايران است. در وضعيت انفجاري و موقعيت انقلابي، بر ابعاد بحران دروني و توفان بيروني رژيم افزوده مي‌شود.‌ حركتها و اعتراضات اجتماعي امسال از يك رشد 80درصدي برخوردار است. كارگران، معلمان، دانشجويان، دانش‌آموزان و اقشار مختلف مردم در هر فرصتي به جنبش و اعتراض برمي‌خيزند و سرنگوني تماميت رژيم آخوندي را خواستار مي‌شوند.‌
اكنون نمايندگان مجلس ارتجاع و وزراي دولت خاتمي دستجمعي به ولي‌فقيه هشدار مي‌دهند كه وضعيت بسا وخيم و بحراني است. بحران سراپاي رژيم را فراگرفته و توفان در راه است.‌ ورشكستگي خاتمي ـ جبههٌ همبستگي ملي عهد خاتمي به‌لحاظ داخلي به‌پايان رسيده و خاتمي از حيز انتفاع افتاده و ‌مهمترين و جدي‌ترين محل مصرف خاتمي براي رژيم ولايت‌فقيه كماكان سياست خارجي و عرصهٌ بين‌المللي و آن‌هم اساساً عليه مقاومت ايران است.
آراي موهوم 20ميليوني به پشيزي نمي‌ارزد و بسياري هم به باند خاتمي پشت كرده‌اند. به همين خاطر در مو‌رد جبههٌ همبستگي به استحضار رساندم كه اين طرح از لحاظ سياسي قبل از هر چيز حاكميت آخوندي را نشانه گرفته و به مثابه فاتحهٌ سياسي دارودستهٌ خاتمي پس از مبارزات سياسي و نظامي همين مقاومت عليه پروژهٌ ارتجاعي و استعماري است. موقعيت انقلابي و وضعيت انفجاري جامعه و پوكيدن جبههٌ موسوم به 2خرداد براي حفظ نظام، همين را اقتضا مي‌كند. سرقت انقلاب،
روزگار غريب دوران حاكميت آخوندي در تاريخ ايران را فقط مي‌توان با حملهٌ مغول قياس كرد. با اين تفاوت كه اگر رود خروشان خون يكصد‌و‌بيست‌هزار شهيد‌مان نبود، آخوندها، سوار بر موج اسلام‌گرايي، خواب امپراطوري پروسعت و خلافت ابد مدت (به‌قول خودشان تا انقلاب مهدي) ديده بودند.
در دومين سالگرد انقلاب ضدسلطنتي در بهمن1359 گفته بوديم كه «ارتجاع حاضر، يكي از مهيب‌ترين نيروهاي تاريخ ايران» است كه آن‌را با «هوشيارانه‌ترين و سنجيده‌ترين تاكتيكهاي سياسي» كمرشكن كرده‌ايم. 4ماه بعد، در 30خرداد1360، خميني ديگر جايي براي مبارزهٌ مسالمت‌آميز سياسي باقي نگذاشت و مقاومت قهرآميز ناگزير آغاز شد. مقاومتي شگفت و عجيب در زمانه‌يي پرفتنه و فريب و در روزگاري بس‌غريب: زيرا از آن‌همه تشكلهاي مدعي مبارزه و سرنگوني در زمان شاه، به گواهي دو دهه تجربهٌ‌ خونين،‌ كسي را جز اعضا و اجزاي همين مقاومت و همين مجاهدين، ياراي رودررويي و مصاف و سينه‌سپركردن تمام عيار نظامي و سياسي و اجتماعي و بين‌المللي در برابر آخوندها نبود.‌ مدعيان، يا مضمحل شدند‌ يا به زير قباي رژيم خزيدند يا هم كه، به نيابت، بر سر و روي مقاومت چنگ و ناخن كشيدند كه چرا به آخوندها امان و امكان «اصلاحات» نمي‌دهد! تعادل جهاني پس از جنگ جهاني دوم هم به‌كلي درهم ريخته و ديگر از آن‌همه جنبشهاي انقلابي چندان خبري نيست.
اوضاع و احوال منطقه هم مزيد بر علت شد و رژيم به‌خصوص در قضاياي كويت بهره‌ها برد. تخريب و تباهي خميني از جهنمي كه آخوندها در اين ميهن ساخته‌اند، كدام را بايد گفت و بر كدام بايد گريست؟ از برپابودن هر‌روزهٌ جراثقالهاي دار و گسترده‌بودن بساط شلاق و دست و پابريدن و چشم درآوردن، در هر شهر و هر گذر؟ يا از پديده‌هاي نوظهوري هم‌چون «كارتن‌خوابي» و «خيابان‌مرگي» و «كودكان خياباني» و «دختران فراري»‌ و «اعتياد فراگير» كه هر كدام از فرط گستردگي و شيوع، به‌منظرهٌ عادي خيابانها تبديل شده است. از رهگذر حكومت آخوندهاي چپاولگر، طبقهٌ متوسط ايران به‌تدريج ذوب شده و از آن چيزي بر جا نمانده است.‌ 80 تا 90درصد زير خط فقر به‌سر مي‌برند و در مقابل، آخوندها و پاسداران و همدستانشان ثروتي بي‌حساب به‌چنگ آورده‌اند. به‌طوري‌كه «ميزان سپرده‌گذاري در نزد بانكها در سال هشتاد، 153هزار ميليارد ريال بوده است كه 70درصد آن متعلق به 2درصد از سپرده‌گذاران است». بي‌جهت نبود كه سركردهٌ قرارگاه مقدم موسوم به مرصاد نسبت به «گرسنگان مسلح كه حتي اعدامشان مشكلي را حل نمي‌كند» هشدار مي‌داد و مي‌گفت «ما با جوانان 14ـ 15ساله‌يي روبه‌رو هستيم كه قدشان از سلاحشان كمي بزرگتر است، اين‌گونه مي‌شود كه گاه پس از 7بار دستگيري، باز هم به‌شرارت روي مي‌آورند». رئيس دادگستري آخوندها در تهران چند روز پيش در فيضيهٌ قم گفت «تهديدهاي داخلي هم‌چون بمبي كشور را با خطر مواجه كرده است». جنگ ما با رژيم خميني است جنگ ما از روز نخست تا به آخر، با رژيم ضدانساني ولايت‌فقيه به‌عنوان غاصب حق حاكميت مردم ايران بوده و هست و خواهد بود ولاغير.
هدف از آمدن به عراق و استقرار در مجاورت خاك ميهن نيز همين بوده و هست و خواهد بود و لاغير.‌ همه مي‌دانند كه مجاهدين و مقاومت ايران هيچ دخالتي در امور داخلي عراق نداشته و ندارند. هم‌چنان‌كه دولت عراق نيز تاكنون هيچ‌گاه در امور مربوط به اين مقاومت هيچ‌گونه مداخله‌يي نداشته است.‌ بنابراين، از آن‌جا كه در دو دههٌ گذشته مقاومت ايران جز با ديكتاتوري مذهبي و تروريستي حاكم بر ايران با كس ديگري سر جنگ و خصومت نداشته و ندارد، پرواضح است و در تجربهٌ دو دهه هم به اثبات رسيده است كه هرگونه برچسب و خصومت و جنگ عليه مجاهدين و مقاومت ايران اعم از داخلي و منطقه‌يي و بين‌المللي، براي استمالت و خوشامد و تقويت آخوندهاي حاكم يا جناحي از آنها بوده است.‌ يعني در هرگونه كنش و واكنش داخلي و منطقه‌يي و بين‌المللي با اين مقاومت، مدار سياسي، بلاشك و بدون شكاف، با رژيم آخوندها بسته مي‌شود. سرگيجهٌ آخوندها وضعيت عراق و بحران منطقه مزيد بر علت شده و رژيم را پاك گيج كرده است.‌ وضعيتي كه سردمداران رژيم خود آن را «مشكل‌ترين و سرگيجه‌آورترين وضعيت دههٌ گذشته» توصيف مي‌كنند. زيرا «تقريباً هر سناريو… حلقه را به دور (رژيم) ايران تنگتر مي‌كند».
آخوندها در حضيض سرگيجه و بحران، تنها راه برون‌رفت خود را در فرافكني همه‌جانبهٌ سياسي و نظامي و منطقه‌يي و بين‌المللي بر روي يگانه جايگزين دموكراتيك و ميهني يعني شوراي ملي مقاومت ايران و بالاخص نيروي رزم‌آور آن، سازمان مجاهدين خلق ايران، يافته‌اند. وقتي كه با 77موشك كاري از پيش نرفت و از برچسب تروريستي هم چندان آبي گرم نشد، نوبت به مأموران نفوذي و بريده‌مزدوران صادراتي رسيد. وقتي كه اين يكي هم افاقه نكرد و حتي اعتراض برخي مراجع قانوني و ارگانهاي ذيربط در اروپا را عليه رژيم به‌خاطر صدور زنجيره‌يي مزدوران و مأموران اطلاعات برانگيخت، سرمايه‌گذاري بر روي بحران عراق كماً و كيفاً افزايش پيدا كرد. پس‌خوري خرازي در لندن در روز 18بهمن، تايمز لندن در اثناي مصاحبه با خرازي به يكي از خبرهاي ساخته و پرداختهٌ رژيم «از شمال عراق» اشاره كرد كه برطبق آنها گوئيا «يك نيروي بزرگ از رزمندگان مجاهدين در حوالي شهر كركوك مستقر شده‌اند»‌ و عراق مي‌خواهد «از آنها براي اولين خط دفاعي عليه هرگونه حمله از سوي سربازان آمريكايي و انگليسي كه از شمال از طريق تركيه صورت گيرد، استفاده كند». معلوم مي‌شود كه وزير خارجهٌ آخوندها در لندن در واكنش به تظاهرات اعتراضي و افشاگر هموطنانمان، در تنگناي قافيه بند آب داده است. قرار نبود كه وزير خارجه به مصرف پس‌خور مزدوران آن‌هم به‌طور رسمي روي بياورد.‌
اما در طنين شعارهاي هموطنانمان و در برابر بيانيهٌ اعتراض 80تن از نمايندگان مردم انگلستان در مجلسين اين كشور، آب از سرش گذشته و ناگزير به هر رطب و يابس و خس و خاشاكي متشبث شده است. آخر خبرگزاري فرانسه گزارش كرده بود «تظاهركنندگان و نمايندگان پارلمان انگلستان گفتگوهاي استراو‌‌‌‌ـ‌ خرازي را شلاق‌كش كردند». بهاي شرف و افتخار برخلاف آن‌چه رژيم مي‌خواهد وانمود كند، هرگونه برخورد با مقاومت ايران (اعم از منفي يا مثبت)‌ از جانب هر كس و هر نيرو و هر دولت، تابع معادلات ايران و رژيم حاكم بر آنست و از ظرف مكاني و معادلات جغرافيايي تأثير عمده‌ نمي‌پذيرد. پس، سرنوشت اين مقاومت به‌طور قانونمند در ارتباط مستقيم با رژيم آخوندي و سرنوشت مردم ايران رقم مي‌خورد.‌ اين سرنوشت را با همهٌ مخاطرات آن، از ربع قرن پيش، با شعار مرگ بر ارتجاع‌‌ـ زنده‌باد آزادي در مصاف با استبداد مذهبي، آگاهانه و آزادانه پذيرفته، و خود، داوطلبانه، فعالانه و با تمام قوا، آن‌را رقم زده‌ايم. بهاي آن‌را هم، هر چه سنگين و خونين پرداخته و باز هم خواهيم پرداخت و اين جز بر شرف و افتخارمان نمي‌افزايد.‌ حالا هر كس كه كمر راست و سر بالا و چشم باز كند، به‌وضوح درمي‌يابد كه اين رژيم است كه يكصدبار بيشتر نسبت به تحولات آينده نگران و ترسان است.‌ اگر مجاهدان و رزم‌آوران آزادي هم‌چون هميشه آگاهانه براي آزادي مردم و ميهنشان در خطر جان‌باختن و شهادت هستند، آخوندها به‌جد در معرض باختن حاكميت خود هستند.

توهمات آخوندها، اصالت مقاومت آخوندها با خودشان فكر مي‌كنند كه اگر بتوانند در شرايط كنوني منطقه، مقاومت سازمان‌يافته و نيروي متشكل و رزمندهٌ آن‌را منهدم كنند، در مرحلهٌ بعد مي‌توانند بر مقاومت عمومي مردم ايران با سركوب و هم‌چنين با بازيهاي سياسي چيره شوند. از اين‌رو مذبوحانه و با تمام توش و توان تلاش مي‌كنند چنين جلوه دهند كه گوئيا ملت ايران مقاومت سازمانيافته و رزمنده‌يي از آن خود ندارد. رژيمشان هم بي‌جايگزين است و فقط بايد به درون اين رژيم دل بست. اگر خزعبلات آخوندها را باور كنيم، چيزي جز مشتي «اوباش» در خيابانهاي ايران و مشتي «تروريست» در بيابانهاي عراق وجود ندارد.
‌«تروريست»ها اما، به‌صورت نوساني، جزء و بخشي از بغداد يا واشينگتن هستند و «اوباش» هم به‌درجات، تحت تأثير آنها قرار دارند و ديگر هيچ! اما اگر مقهور و مرعوب دود و دم و طمعهاي ارتجاع نشويم، اگر براي مقاومت تاريخي مردم ايران و رود خروشان شهيدانش اصالت قائل شويم، اگر با نگاهي به مسير 20سال گذشته يقين حاصل كنيم كه اين مقاومت بيدي نيست كه به اين بادها بلرزد، اگر با هوشياري نقطه عزيمت و هم‌چنين منظور و نهايت تبليغات و ترفندها و نيز ترسها و توطئه‌هاي آخوندها را دريابيم،‌ آن‌وقت تب‌و‌لرز سرنگوني را روشن‌تر از هميشه در وجنات رژيم آخوندي و در سر تا پاي آن، خواهيم ديد.
دروغپردازي ديوانه‌وار سركردگان سپاه و ارتش رژيم به سردمداران حكومت آخوندي اطمينان خاطر مي‌دهند كه تحركات ارتش آزاديبخش را «ثانيه به ثانيه» كنترل مي‌كنند. ولي به‌نظر مي‌رسد كه اين اطمينان خاطرها فايده‌يي ندارد زيرا سردمداران رژيم و دستگاه تبليغاتي و سياسي آنها نيازمند دروغپردازي «ثانيه به ثانيه» عليه مقاومت هستند. از قبيل «نگهداري سلاحهاي كشتارجمعي عراق توسط مجاهدين»، «سركوب قيامهاي مردمي»، «كنترل امنيتي برخي مناطق و مراكز حساس عراق»، «تسليح مجاهدين به موشكهاي ابابيل با كلاهك شيميايي»، «تمرينهاي مشترك مجاهدين و القاعده»، «به‌كارگرفتن مجاهدين براي انجام خرابكاري و عمليات تروريستي در كشورهاي عربي و اروپا»، «انتقال مجاهدين به دانمارك، سوئد، فنلاند، آلمان»، «به‌دست‌گرفتن حاكميت كركوك و خانقين توسط مجاهدين»، «سپردن مسئوليت حفاظت از چاههاي نفت كركوك در شمال عراق ‌به مجاهدين» و … تب‌نوبه‌اي «فروغ2» ، تب و لرز سرنگوني بيش از يكسال است كه آخوندها با بالاگرفتن بحران عراق، دچار تب نوبه‌اي «فروغ2» شده‌اند.‌ ويروس اين تب‌ از رأس به بدنهٌ نظام سرايت كرده و تا آن‌سوي مرزها منتشر مي‌شود. تب نوبه‌اي «فروغ 2» درواقع تب‌و‌لرز سرنگوني رژيم بي‌آينده و متزلزلي است كه انهدام سياسي و نظامي و تشكيلاتي نيروي رزمندهٌ اين مقاومت را تنها برون‌رفت خود مي‌پندارد.‌ در بيست و يك و نيم سال گذشته در اين مهم توفيقي نيافته و به جايي نرسيده است.‌حالا صبر كنيد ببينيم كه در آزمايشهايي كه در پيش است، طرفين اين جنگ يعني رژيم ضدبشري و مقاومت رهاييبخش ميهني، هر يك به كجا مي‌رسند. اين، يك نبرد تاريخي بين ارتجاع و انقلاب،‌بين واپسگرايي و ترقيخواهي،‌ و بين گذشته و آينده است.‌ موضوع اصلي اين دعواي تاريخي، حاكميت ملت ايران است كه آخوندها آن‌را از 24سال پيش در‌‌ربوده‌اند.
تسليحات كشتارجمعي رژيم كميسيو‌ن تحقيقا‌ت دفاعي و استرا‌تژيك شورا‌ي ملي مقا‌و‌مت ايران، در مرداد و هم‌چنين در مهرماه امسال با انتشار دو گزارش مستند و تكان‌دهنده كه در سطح بين‌المللي توجه زيادي برانگيخت، از پروژه‌هاي مخفيانهٌ اتمي و تسليحا‌ت شيميا‌يي و ميكرو‌بي رژيم همراه با برنامهٌ توسعهٌ موشكي رژيم، پرده برداشت. ديكتاتوري آخوندي كه بعد از قضاياي 11سپتامير به‌شدت مي‌كوشيد توجهات را از پروندهٌ 450عمل تروريستي درخارج ايران و كاربرد گستردهٌ موشكهاي كشتارجمعي از جمله موشكهاي ممنوعهٌ اسكاد عليه مجاهدين و ارتش آزاديبخش ملي ايران، منحرف سازد و موج ضد تروريستي را عليه مقاومت برگرداند، با اين روشنگريها ضربات كاري و جدي دريافت نمود. حرف مقاومت ايران اين است كه رژيم آخوندي كانون صدور ارتجاع و تروريسم در اين منطقه از جهان است و اگر در عرصهٌ جهاني قصد جدي براي مقابله با تروريسم در كار باشد، اول از همه بايستي اين رژيم حساب پس بدهد.
‌رژيمي كه با سرمايه‌گذاري كلان، مترصد به‌دست آوردن تسليحات كشتارجمعي بيشتر و بالاتر است. بازرسيهاي ملل متحد در خاك عراق آخوندها بيش از 10سال در مورد مخفي كردن سلاحهاي كشتارجمعي دروغ مي‌بافتند، اما هيچ‌گاه به دعوتهاي پياپي مجاهدين ‌براي حضور در محل و اثبات دعاوي سراپا كذب خود، پاسخ ندادند.‌ پس از شروع فعاليت آنمويك و حضور بازرسان ملل متحد در عراق، از آن‌جا كه در شرايط حضور بازرسان هر ادعايي به‌سادگي و به‌سرعت قابل تحقيق است، رژيم حدود 2ماه خفقان گرفت و بادكنك تبليغاتي آخوندها مبني بر نگهداري تسليحات كشتارجمعي در قرارگاههاي مجاهدين هم تركيد. تا آن‌جا كه به مقاومت ايران برمي‌گردد، ما از بازرسي ملل متحد در همهٌ قرارگاههاي ارتش آزاديبخش و پايگاهها و مراكز مجاهدين و مقاومت ايران در خاك عراق، استقبال كرده و مي‌كنيم.‌ اين بازرسيها ادعاي دهسالهٌ آخوندها مبني بر نگهداري تسليحات ممنوعهٌ كشتارجمعي توسط مجاهدين را مي‌سوزاند و بادكنك تبليغاتي آنها را مي‌تركاند. هر بازرسي يك پيروزي براي ما و يك شكست براي رژيم است. مكانهاي مجاهدين و استقلال كامل رئيس كميسيون ويژهٌ ملل متحد (آنسكام) در گزارش 15دسامبر1998 خود به شوراي امنيت ملل متحد تصريح نمود كه «مكانهاي متعلق به سازمان مجاهدين خلق ايران تحت اتوريتهٌ دولت عراق نيست».
متعاقباً دولت عراق در همين رابطه اعلام كرد «براساس ضوابطي كه با كميسيون ويژه مورد توافق قرار گرفته در رابطه با مناطق متعلق به طرفهاي خارجي مي‌بايستي تفاهم بين رئيس تيم بازرسي و نمايندهٌ طرف خارجي كه محل به آن تعلق دارد صورت بگيرد». آسوشيتدپرس نيز در 5دسامبر98 به نقل از مقامات عراقي گزارش كرد «مكانهاي متعلق به مجاهدين مربوط به يك طرف خارجي مقيم عراق است كه اين كشور هيچ كنترلي روي آن ندارد». دولت عراق امسال نيز طي يك نامهٌ رسمي به امضاي مدير كل نظارت ملي اين كشور (به تاريخ 9دسامبر2002)‌ با اشاره به تصريحات دسامبر1998 (مكانهاي مجاهدين خلق ايران تحت آتوريتهٌ دولت عراق نبوده و متعلق به يك طرف خارجي است) مجدداً تأكيد كرد «مكانهاي متعلق به سازمان مجاهدين خلق ايران مراكزي هستند كه دولت عراق استفاده از آنها را براي اين سازمان بدون هرگونه مداخله‌يي مجاز شناخته است». اگر به ياد داشته باشيد، 17سال پيش، پس از ديدار صلح بين رئيس‌جمهور عراق و من در بغداد كه در بحبوحهٌ جنگ‌طلبي خميني صورت گرفت، اطلاعيه‌يي به تاريخ 25خرداد1365 (15ژوئن1986) صادر گرديد كه در تمام رسانه‌هاي عراق و بسياري رسانه‌هاي بين‌المللي هم منعكس شد. در اين اطلاعيه چارچوب رابطهٌ مقاومت ايران با دولت عراق به تمام و كمال مشخص گرديده است و در آن تصريح مي‌شود كه «رهبري عراق به مقاومت ايران و استقلال سياسي و ايدئولوژيكي آن و آزادي عمل اين مقاومت در كار و حركتش براي دستيابي به هدفهايش احترام مي‌گذارد.
رهبر عراق تأكيد كرد روابط عراق با مقاومت ايران بر پايهٌ صلح، احترام متقابل به حق حاكميت ملي و احترام به انتخاب ايدئولوژيك و سياسي هر دو ملت (ايران و عراق)‌ و همكاري متقابل براي بنياد گذاشتن پايه‌هاي صلح و ثبات در منطقه استوار است».

متن کامل این پیام در این آدرس است:

http://www.hambastegimeli.com/node/26994

منبع: سایت همبستگی ملی




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
مسعود رجوي:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.