شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶ - ۱۸ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

از عشق چیزی با جهان نمانده است

مينا اسدي

از عشق چیزی با جهان نمانده است. از عشق چیزی با جهان نمانده است. جرقه ای می زند اندک و شعله ای در پی نیست. از عشق چیزی با جهان نمانده است. آنجا در کورسوئی از ستاره ای زیر آسمانی دلتنگ زنانی ایستاده اند بر ایوانهای ِ تنهایی با دستانی پژمرده - ادامه ی زمستانی ابدی – می بافند و می بافند پیراهن ِ رنج ِ سالیان ِ دربدری را. از عشق چیزی با جهان نمانده است. خمیده پشتانی می روند. بسته آغوشانی می گذرند. اسبان ِ نجیب ِ ارابه هایی در بارانند. عبوس و تلخ و بی ستاره زندگی نام می نهند مرگ ِ هر لحظه سخت جانی را. نام ِ دشتهای ِ گسترده ی بارور را نمی دانند. و هرگز کسی با آنان از نبض ِ تپنده ی عشق سخن نمی گوید. از عشق چیزی با جهان نمانده است. از دفتر شعر« از عشق چیزی با جهان نمانده است» 7 یولی- استکهلم - 1987

منبع: http://www.minaassadi.com




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
مينا اسدي:



[تاریخ ارسال: 10 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: مجید میرزایی]  [ armajokoly@yahoo.com ]  
زیبا و دردناک است مینا جان!همین که انسان می بیند که چشمی نمناک در دیگر سوی خاک به تباهی ما مینگرد و آه می کشد باعث تسکین است.چراغ شعرت همیشه فروزان باد!   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.