شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۲۴ مه ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

فیلم تصادف ( Crash) اسکار بهترین را ربود!

عباس رحمتی

کارگردان/ پل هاگیس –فیلمنامه / رابرت مورسکو – پل هاگیس – مدیر فیلمبرداری / دانا – گوترالس –جیمرمورو – تدوین/هیوزواینبورن – موسیقی /مارک الشام – طراح صحنه /لارنس بنت

 

بازیگران : ساندرابولاک (جین کابوت ) دان چیدل (کارگاه گراهام واترز ) مت دیلون (گروهبان رایان )

 چنیفر اسپوزینو (ریا ) ویلیام فیچر (جک فلانگان ) برندان فریزر (ریچارد کا بوت ) تندی نیوتن (کر یستین)

رایان فیلیپه (سرکار هنسون ) شاون نوب ( فرهاد ) سرمایه گذاری با یک ایرانی /  ز مان: 113دقیقه –محصول 2004 آمریکا و آلمان .

 

پل هاگیس چند قشر اجتماعی را در تصادف به تصویر کشیده  که در واقع تصادف این اقشار اجتماعی است

یک ایرانی مغازه دار و دخترش / کلید ساز مکزیکی و دخترش / دو کارگاه پلیس که عاشق یکدیگرند/ یک   زن خانه دار و همسرش که دادستان است /یک کارگردان سیاه پوست و همسرش / یک پلیس تازه کارو همکار

راسیست ش  (نژاد پرست) /یک زوج میان سال کره ای و دو سارق سیاه پوست .

 

نقد و بررسی فیلم : تصادف اولین فیلم هاگیس در مقام کارگردانی است او قبلا فیلمنامه " تیکه میلیون دلاری "کاندید اسکار بوده و چندین جایزه برای فیلمنامه هایش گرفته است اینک به برسی تصادف که برنده بهترین فیلم اسکار78 شده است می پردازم .

 

تصادف نه در تخیلات خود سیر می کند ونه دور از واقعیت های آمریکا دوربین را بدون تفکر به گردش در میاورد. فیلمی که که پیش داوری های انسانها را قبل از هر چیز دیگر به نمایش می گذارد در تصادف که همه

شخصیت های ش پارانویا هستند .

ازنگاه دیگر به تفکرات نژاد پرستانه و خیال پردازنه ی شخصیت ها به یکدیگر توجه دارد و در هر سطحی که باشند تضاد های اندیشه را نمی توان پنهان کند . این تضادها مرتب در طول 36ساعت زندگی در این فیلم بروز میکند .هاگیس سناریویی را در نظر دارد که در کمترین جائی دیده شده است صحنه ها کو تا ه که کم کم به مفاهیم عمیقی میرسد.و اوج پارانویایی را بخوبی به نمایش می گذارد.

آنجا که جنین همسر دادستان به دو سارق سیا ه پوست بدبین است و در مقابلش د و سارقی که قصد ربودن اتوموبیل سفید پوست را دارند و به زور اسلحه این کار را انجام میدهند و در جایی دیگر کامرون کارگردانی که شاهد دستمالی  کردن و در واقع تجاوز پلیس نژاد پرست به همسر ش است .    

تضاد سیاهپوستان با سفید های جامعه آمریکا که ریشه تاریخی دارد باعث  شده است که نسبت به یکدیگر بدببن باشند وا ین تفکر فراتر از جامعه آمریکا کشانده شده است .و بشکل کم بودی خود را نشان میدهد بطوری که وکیل سیاه پو ست عاشق  دختر بوری میشود که نشان از پیشداوری هایی نسبت به سیاه ها دارد.

اوج بدبینی نسبت به سیاه ها زمانی رخ میدهد که کامرون با همسرش از مراسم اسکار بر میگردند و پلیس نژاد پرست آنها را مورد اذیت قرار میدهد. و همین برخورد است که باعث میشود همکار تازه کارش هنسون دیگر هرگز با او به گشت زنی در خیابانها نرود.

البته ها گیس این تجاوز پلیس راسیستم را با برخورد ی که خانم  دکتر سیاه پوست  با پلیس میکند بی جواب نمی گذارد . او (پلیس) در رابطه بیماری پدرش  درخواستی از دکتر دارد میگویید پدرم در جوانی ا ش به سیاه پوست ها خیلی کمک میکرده وی میگوید اگر پدرت بود کمکش میکردم  ولی نه به تو ! تضاد سیاه و سفید)

گفتیم در تصادف اکثر شخصیت ها پارانویا هستند ! و اوج آن زمانی است کریستین همسر کارگردان بعد از تصادف که پلیس نژاد پرست قصد کمک دارد حاضر نمی شود که او کمکش کند در حالی که میداند تا چند لحظه دیگر اتومبیل منفجر میشود !و یا زمانی که هنسون مسافر سارق ش را پس از قتل تمامی اصول اخلاقی  را زیر پا گذاشته وهم چون سرباز آمریکایی حاضر در عراق به آتش میکشد .تا ردی از جنایت ش بر جای نگذارد . و یا مرد کره ای میان سالی که حتی به هم وطن خود رحم نکرده و قصد فروش تک تک آنها را دارد500(دلار) آنها که مهاجر یا پناهنده محسوب می شوند.

و یا آنها که فکر  میکنند فرهاد یک مغازه دار عرب است ! شاید  هم میخواهد ایرانی ها را در جایگاه  دیگری قرار دهد . 

درآنجا که خانم دادستان به کلید ساز مشکوک است و میخواهد دوباره کلید ساز جدیدی بیاورد مرتب باعث عصبانیت شوهرش می شو د شوهرش دادستان و فردی سیاسی است که با طرفداری از خارجیان می خواهد در جایگاه سیاسی اش کسب وجه کند و می خواهد با فردی عرب (صدام) عکس داشته باشد !

تصادف میخواهد خارجی و آمریکایی را به چالش عمیق بکشاند فرهاد مرد ایرانی  که  زبا ن را خوب نمی داند و  از قوانین آمریکا اطلاعات کافی ندارد  وقتی کلید ساز به او میگوید باید درب مغازه عوض شود و گرنه از بیمه پولی دریافت نمی کنی  او را به کلاه برداری محکوم میکند و پس از به سرقت رفتن مغازه قصد

جان کلید ساز را میکند و وقتی برای پیدا کردن  آدرس کلید ساز به زباله ها مراجعه میکند همه فکر میکنند الان زمان  خودکشی  فرا رسیده ولی او دنبال زدن کلید ساز است ! و ترانه فولکلوریک ایرانی : بیا بریم خونه خو مون یار گلوم ........ 

هاگیس  می خواهد نشان دهد  خارجی ها قبل از اینکه همدیگر را بشناسند در مقابل یکدیگر قرار میگیرند . آنجاکه دو سارق مرد کره ای را با ماشین زیر میگیرند بخاطر اینکه چشم بادامی است او را رها میکنند و..   البته با ید ریشه های مهاجرت برسی شود و علت ها نه معلول ها ی آن، که در اینجا به آن اشاره ای نمی شود!

بیش از 5 میلیون ایرانی و میلیونها انسان از سراسر دنیا به خاطر نبودن آزادی در کشورهای شان با هزاران  آرزو  به خارج آمده اند و حال بحران 11 سپتامبر تمام دنیا را فرا گرفته است بخصوص آنها که در آمریکا زندگی میکنند و خارجی هم هستند . این را مرد اسلحه فروش زمانی که فرهاد میخواهد از او یک اسلحه بخرد بدون مقدمه میگوید« اثامه » !  به درستی به نمایش گذاشته است.اوج فیلم زمانی است که فرهاد قصد ترور  کلید ساز را دارد ، او واقعآ قصد کشتن کلید ساز را کرده است

وقتی شلیک میکند همه فکر میکنند هاگیس هم به معجزه روی آورده است ولی باید به زمانی مراجعه کرد که دختر فرهاد گلوله مشقی (پلاستیکی) را بجای گلوله سربی خریده است و نه ردای (جلیقه) نامرئی کلید ساز مکزیکی که برتن دخترش کرده است.

در تصادف برخورد اندیشه ها یی است که نه فقط در لوس آنجلس ونه در آمریکا بلکه برخورد اندیشه ها در سراسر دنیا ست  با باریدن برف (درحالی که در لوس آنجلس از سال 1989 تاکنون برف نباریده است) میخواهد بگوید که  این بلا بر سرما یکسان می بارد. بلایا یی مثل نداشتن امنیت ،. زمانی که کلید سازی دختر کوچک  خود را زیر تخت مخفی میکند تا از این بلایا مصون بماند را بخوبی به نمایش می گذارد .

بعد از 11سپتامبر این ناامنی جهانی شده است آنقدر ناامن که درخانه خودت هم احساس امنیت نمی کنی و نگاهی که هاگیس به جنین زن سیاه پوست درخانه دارد چنین است وقتی پای جنین می شکند دیگر کسی نیست به او کمک کند جز زن لاتینی که به او میگوید:" تو بهترین دوست منی " این نشان دهنده این است که آمریکایی ها چقدر تنها هستند!در اینجاست که یک خارجی بهترین دوست یک آمریکایی به حساب می آید.

 اگر قفل را تعمیر کنی از در شکسته وارد میشوند و اگر در را تعمیر کنی این بار در ماشین گرفتار میشوی ، راه درست  از آموزش و از آموزش مغز ها میگذرد و اگر مغزها را آموزش ندهیم از نقطه دیگر ضربه را   خواهیم خورد . و این کلید فهم فیلم است که هاگیس این حرف را نه درآخر فیلم که روش تز گونه بودن فیلم را

سناریو تصادف خوب با نگاهی آگاهانه و بازی های کو تا ه ولی عالی از هنرپیشه هائی  نامدار مانند برندان فریز با دان جیدل در نقش کارگاه پلیس که با بازی خوب خود قدرت سکوت را به نمایش می گذارد.

 

در متن فیلم رایان به پلیس تازه کار درحالی که بازویش را می فشارد می گوید: "میدانی تو کی هستی ؟ " 

اگر می خواهی بدانی کی هستی کمی دیگه کار کن  یعنی اینکه روزی مثل من خواهی شد . که درآخر فیلم از آنجایی که ناامنی را به نمایش گذاشته و پلیسی(پلیس تازه کار) که از سایه خود وحشت دارد در یک برخورد نا جوانمردانه دوست تازه خود را کشته و جنازه او را نابود میکند. و این همان چیزی است که رایان همکار نژاد پرست ش به او گفته بود

از نظر هاگیس همان بیگانه هراسی در افراد یک خصلت شده است، هیچ کس نمی خواهد طرف مقابل را درک کند  ونمی خواهد بداند او چگونه انسانی است !

و از طرفی کسانی که با جامعه آمریکا بیگانه هستند و نتوانسته اند خود را با این جامعه میزبان تطبیق دهند که بعضی اوقات برخورد های شان تا مرز جنون پیش میرود .

 در طول فیلم یک چیز بیشتر دیده میشود و آن بافت کشور آمریکا ست جو ناامن و ضد سیا ه پوستان و خارجیان و روابط درون آنها با اینکه آمریکایی ها قبل از هر چیزی  اکثرا خارجی بوده اند . بخصوص بعد از زدن برج های دو قلو این بدبینی بیشتر شده است برج ها ی وال استر یت( مانهاتن ) دیگر برج های تمدن و مهد آزادی  بشمار نمی آیند بعداز 11سپتامبر  آنها برج های وحشت و ترس محسوب میشوند.و آمریکا یک کشور دراماتیک شده است! که این دراماتیک را ها گیس در صحنه آخر فیلم با نشان دادن تصادف دیگر خوب به نمایش گذاشته است .

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
عباس رحمتی:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.