شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷ - ۱۵ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

آزادي بيان در فرهنگ رب النوعي
بازخواني مقاله علي ناظر در ويژه نامه فروردين ديدگاه

علی ناظر

آزادي بيان در فرهنگ رب النوعي
آزادي انديشه و بيان دو مقولهء جدا از هم هستند. به نظر من نمي توان از انديشيدن جلوگيري کرد. «دهانت را مي بويدند» اما نمي توانند به درون تو رخنه کننند و نگذارند که بينديشي. تو را به زنجير مي کشند، اما نمي توانند قوهء بررسي مسائل را از تو بگيرند. قلم ها را مي شکنند، زبان ها را مي بُرند، اما انسان به انديشيدن ادامه مي دهد.
آزادي انديشه نه گرفتني است و نه دادني. آزادي انديشه هست، چون انسان هست، و چون انسان هست، انديشيدن هست.
در نقطهء مقابل آزادي انديشه، که بر خواست و توان «فرد»  استوار است، آزادي بيان از حيطهء قدرت فرد خارج شده و در روابط و ضرورت هاي اجتماعي شکل و معنا پيدا مي کند. «انسان» حاکم بر بود يا نبود «انديشيدن» است، اما تنها نوادر هستند که مي توانند «عملا» آزادي بيان (به معني اخص کلمه و به دور از ظاهر سازي) را تابعي از قوانين گروهي و اجتماعي، ندانسته و انديشهء خود را حتي با فدا کردن جان بيان کنند. تاريخ بارها نشان داده که پايبندي اين نوادر علمي، هنري و روشنفکري به آزادي بيان، شالودهء جامعه اي بهتر را پايه ريزي کرده است.
در مقابل اين نوادر، دکترين محدود کردن آزادي بيان با توجه به «درک از ضرورت ها»، «زمان و مکان بيان»، و «فعل و انفعالات» سياسي، اقتصادي و يا اجتماعي، و با تأکيد و  دعوت به سکوت و خود سانسوري «در حال» براي رسيدن به «نظام موعود» در آينده، خودنمايي مي کند. تاريخ يک قرن اخير خاورميانه و اروپاي شرقي، و يا کشورهايي چون چين و هند، بارها شاهد بوده که مبلغين چنين دکتريني پايه ريزان نگرش هاي خود محور، مستبد، و خودکامه بوده ؛ و گاها پس از دگرگوني سياسي و تغيير نظام در اين کشورها، بنام دين و خلق و آزادي و عدالت اجتماعي و محرومان، به تثبيت دکترين «سکوت در امروز براي بيان در فردا» پرداخته اند.
محدود کردن آزادي بيان، و «مشروط» شدن بيان انديشه به آماده بودن «شرايط»، منحصر به حاکمان مستبد نيست. جهانخواران، براي گسترش سلطهء خود بر جوامع و کشور هاي به يوغ کشيده، بي مهابا و البته با ابزارها و دلايل پيچيده تري، سايهء سکوت را بر اذهان مي گسترانند، با اين تفاوت فاحش که در جوامعي که «آزادي بيان» نهادينه شده، بيان انديشه لاجرم بر سانسور الويت مي يابد، و گفته ها عاقبت گفته مي شود.
در جوامعي که آزادي بيان نهادينه شده است، «انديشيدن» در حيطهء «ذهن فرد» محدود نمي ماند و به «عينيت» تغيير مي کند. کنش و واکنش هاي منتج از تغيير «پديدهء ذهني» به «پديدهء عيني» نه تنها به رشد فرهنگ حاکم بر جامعه ياري مي رساند بلکه منبع تغذيه ذهن و دانش «فرد» و تبلور انديشهء «انسان» در مداري عالي تر مي شود. در چنين جوامعي فرهنگ «ميرا» نيست.
در جوامعي که انديشيدن نهادينه نشده، و فرهنگ «رب النوعي» هنوز حاکم بر جامعه است، و فرد به «خودباوري» نرسيده و در نقاط عطف (سياسي، اجتماعي و يا رواني)، حق انديشيدن و خلاقيت را از «خود» به «رب النوع» واگذار مي کند؛ «فرهنگ» مشروط شدن «حق» بيان به «درک ضرورت»  و آماده بودن «شرايط»، سيستماتيک شده و نتيجتا، و بدون استثنا،امکان نهادينه شدن آزادي بيان در آن جامعه بوجود نخواهد آمد.
در چنين جامعه و فرهنگي، روشنفکران، هنرمندان، و انديشه ورزان عهده دار مسووليتي خطيرتر از ديگر افراد جامعه هستند. عدم سکوت آنها در برابر دکترين «سکوت در امروز براي بيان در فردا» نه تنها مي تواند از نهادينه شدن فرهنگ «خود سانسوري» جلوگيري کند، بلکه پايه ريز شالودهء فرهنگي «پويا و خودکفا» هم مي شود.
با توجه به تکات بالا، محدود کردن «آزادي بيان» پيش از سرنگوني، ادامه دهندهء فرهنگ «رب النوعي» و به ناچيز کردن نقش «فرد» پس از سرنگوني خواهد انجاميد.
علي ناظر – 1 فروردين 1385
 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ویژه ماهنامه دیدگاه سوم تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 18 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: سهند صادق]  [ S.sadeq@yahoo.com ]  
به نظر من کسانی که به تعیین سرنوشت خود مردم بدست خود شان (دمکراسی) اعتماد و اعتقاد نداشته و یا حداقل نمی خواهند ریشه های معضلات و عقبما ندگی اقتصادی جامعه را در فقر و فقدان آزادی و آگاهیهای سیاسی جستجو کنند، فی الواقع یا به دنبال دیکته کردن قوانین خاص خود هستند و یا هنوز هم به درک درستی از معنی و مفهوم آزادی و دمکراسی نرسیده اند به همین جهت عمداً یا سهواً در تخطئه کردن معنی و نتایج آزادی به بحثهای عامیانهً روبنائی مانند جهانخواران ... که خود آن نیز زائیدهً عدم آزادی و حاکمیت مردمی در داخل است روی می آورند، چیزی که ولی فقیه نظام نیز برای حفظ حاکمیت دیکتاتوری خود برای اقناع پاسدار بسیجیهای چشم و گوش بستهً نظام بیشتر به آن نیاز دارد. قصد بنده انکار کردن جهانخواران نیست اما برای رفع این معضل فقط با شناخت علل و ریشه های کسترش آن، میتوان با تنظیم روابط در انطباق با قوانین جهانی آن را خنثی و حذف کرد نه با شعار ...مثلا جمهوری اسلامی و یا ... نمی تواند خود را با قوانین حقوق بشر جهان و دمکراسی منطبق سازد و در نتیجه قادر به حل مشکلات جامعه و حفظ خود نیز نخواهد بود.
به نظر من تنها راه رسیدن به جامعهً با ثبات و پویا که بتواند با دانش سیاسی و اقتصادی خود مستقل و متکی به خود باشد، سرنگونی نظام ولی فقیه و برداشتن موانع راه و رشد (دیکتاتوری) و کسب آزادی و استقرار دمکراسی است. زیرا عدالت و سوسیالیسم با میزان رعایت آزادی و دانش و آگاهیهای سیاسی ملت در دمکراسی رابطهً مستقیم دارد.
  

[تاریخ ارسال: 18 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: کمال اصفهانی]  [ noname@nodomain.no ]  
کجای دنیا "آزادی بیان" "نهادینه" شده و در دست سرمایه دار و یا استثمار گر کارگر نیست؟ در سرمایه داری غرب؟ آزادی بیان در غرب در کمپانی های چند ملیتی نهادینه شده که ساختار مدیریت آنها بر اساس دیکتاتوری هیئت رئیسه و مدیران بر کارمندان و کارگران قرار دارد. می شود هم استئمار را نگه داشت و هم آزادی بیان را؟ من فکر می کنم نویسنده به سرمایه داری لیبرال توهم دارد.   

[تاریخ ارسال: 17 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: ایرج]  [ pirouzie@yahoo.com ]  
فكر ميكنم اگر ابتدا كلمه آزاديخواه را معني كنيم و روي آن به توافق برسيم, بهتر بشود اين بحث را به نتيجه رساند.
مفروض است كه همه قبول داريم كه جامعه در مسير حركتي تكاملي است. بنابراين آزادي محصول جنگيدن با ضدآزادي است. پس آزاديخواه كسي است كه با مظهر ضدآزادي كه در شرايط كنوني ايران, رژيم آخوندي حاكم است(بمثابه تضاد اصلي جامعه), ميجنگد.تا اينجا به يك شاخص عملي ميرسيم كه كسي آزاديخواهتر است كه بيشتر براي كسب آزادي, با رژيم حاكم ميجنگد.و در اين جنگ, بميزاني آزادي بدست ميآوريم كه با اجبارات رژيم حاكم درگير ميشويم و آنرانفي ميكنيم. بدون وارد شدن در اين جنگ, هرگونه مطالبه آزادي, بي حاصل است.بعداز سرنگوني رژيم آخوندي, آزاديخواهي تمام نميشود, بازهم بايد با عوامل ضدآزادي جنگيد.
از آنجا كه چگونه با رژيم جنگيدن و آنرا سرنگون كردن, امري است بميزان زيادي روشن, بنابراين ديگر همت بلند و فداكاري ميخواهد و ريسك جان و مال كردن, و يا پيشگامان اين راه را پشتيباني كردن. و سايت ديدگاه ميتواند مشوق كساني باشند كه براي تحقق آزادي حاضر به پرداخت بها هستند. موفق باشيد.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.