شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۷ ژوئن ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

بایست دمکراسی نهادینه شود!
بازخواني مقالهء مجيد مشيدي از ويژه نامه فروردين ديدگاه

مجيد مشيدي

تاریخ صد ساله اخیر ایران نشان می دهد که همیشه  حق آزادی بیان و اندیشه  سرکوب شده است. در این یک قرن اخیر حکومت های وابسته به سرمایه داری از هیچ اقدامی برای سرکوب آزادی بیان واندیشه فرو گذار نکردند. ازادی بی قید و  شرط بیان یک نیاز حیاتی جامعه ایران است. شاهان وشیخان  با ایجاد تک حزبی، زندان ، شکنجه و کشتار  آزادیخواهان ، دمکراسی را ذبح شد. در نظام گذشته و نظام جمهوری اسلامی، سانسور تفتیش و ممیزی در ابرارها و اشکال و امکانات اندیشه و بیان، جامعه ما با واقعیتی بس گسترده  و پیچیده روبرو بوده و هست. اصولا استقرار و گسترش چنین سیاستی، جز بر پایه گرایش و  و نگرش معطوف به " فرهنگ حذف " امکان پذیر نیست. نگرشی به قوانین سرکوب در نظام سلطنت و رژیم اسلامی  ما را به  این واقعیت نزدیک می کند که استبداد در ایران نهادینه شده است.

در22 خرداد سال 1310 تصویب لایحه ی" قانون مجازات مقدمین علیه امنیت و استقلال مملکت"  رابا هم مرور کنیم.

 فصل اول: در جنحه و جنایات بر ضد امنیت مملکت

ماده 1- مرتکبین هر یک از جرم های ذیل به حبس مجرد از سه تا ده سال مجکوم خواهند شد. هر کس در ایران به هر اسم و یا هر عنوان دسته  یا جمعیت یا شبه جمعیتی تشکیل دهد و یا اداره نماید که مرام آن اشتراکی است و یا عضو دسته یا جمعیت یا جمعیتی شود که با یکی از مرام و رویه های مزبور در ایران تشکیل شده باشد.

ماده 2- هر ایرانی که عضو دسته یا جمعیت یا شبه جمعیتی باشد که مرام یا رویه آن ضدیت با سلطنت مشروطه ایران و یا رویه اشتراکی است اگر چه آن دسته و یا جمعیت یا شبه در خارج ایران تشکیل شده باشد.

این قانون  به تصویب " مجلس شوار" رسید  و رضا خان، تمام آزادیخواهان را تحت لوای همین قانون ، اعدام ، شکنجه و تبعید را سراسری کرد.

نگاهی به قانون مجازات اسلامی  -  حدود ، قصاص، دیات، تعزیرات و مجازات های بازدارنده –

فصل اول – جرایم ضد امنیت داخلی و خارجی کشور

ماده 498- هر کس با هر مرامی، دسته ، جمعیت یا شعبه ی جمعیتی بیش از دو نفر  در داخل و خارج از کشور تحت هر اسم  یا عنوانی تشکیل دهد یا اداره نماید که هدف آن برهم زدن امنیت کشور باشد و محارب شناخته نشود به حبس دو تا ده سال محکوم می شود.

ماده 499- هر کس در یکی از دسته ها یا جمعیت یا شعب جمعیت های مذکور در ماده 498 عضویت یابد به سه تا پنج سال حبس محکوم می گردد مگر اینکه ثابت شود از اهداف آن بی  اطلاع بوده است.

ماده 500- هر کس علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع گروه ها و سازمان های مخالف نظام به هر نحو فعالیت تبلیعی نماید به حبس از سه ماه تا یک سال محکوم خواهد شد.

با نگاهی به قوانین دوران پهلوی و  خمینی ، به بربریت  و کینه طبقاتی این دو نظام پی می بریم. یکی از هدف های اصلی سیاست اپوزیسیون ، تقویت سیستم های کثرت گراست که در پاسخ به نیاز های جامعه عمل می کند. از نظر سیاسی ، این به معنای دمکراسی است. ولی متاسفانه در اپوزیسیون هر جریانی خود را به تنهائی آلترناتیو رژیم اسلامی می داند! این یعنی چه؟

پاسخ به این پرسش بسیار ساده است ، هیچ کدام به کثرت گری اعتقادی ندارند. در فوق قوانین سرکوب آزادی بیان و اندیشه را در دو نظام شاه و شیخ مرور کردیم ، دیدیم که چگونه این دو نظام سیاه شوم خود را بر جامعه ایران افکندند. پس  می بایست مخالفان رژیم اسلامی بیشتر تمرین دمکراسی کنند و دمکراسی که شامل آزادی بیان ، اندیشه و... را در اذهان و تشکیلات خود نهادینه کنند.

مفهوم دمکراسی با ارزش های اساسی گوناگون همراه است. وقتی که دمکراسی را به عنوان وسیله و نه هدف تلقی کنیم، فاجعه آفرین خواهد بود. مردم ، نه در جوامع غربی بلکه در دیگر جوامع و فرهنگهای متفاوت، علاوه بر اقتصاد بازار و نظام پارلمانی دمکراتیک، به حاکمیت قانون نیز اعتقاد دارند که معمولا به این معنا گرفته می شود که هیچ قدرت سیاسی برتر از خود قانون نیست. جائی که حاکمیت قانون برقرار باشد ، حقوق شهروندان به اراده حکام وابسته نخواهد بود، این حقوق توسط قانون مقرر و از سوی دادگاههای مستقل حمایت می شود.

سرمایه داری به تضعیف دمکراسی گرایش دارد، زیرا اکثر مردم را وا می دارد که قدرت طبیعی خود شکوفائی خویش را به اربابانی منتقل کنند که سرمایه و دیگر منابع را در کنترل دارند. روند مداوم " انتقال تمام و کمال" قدرت از اکثریت مردم به اقلیت، به نابرابری های اجتماعی و سلطه سیاسی طبقه سرمایه دار می انجامد. در چنین شرایطی، اصل استثماری سرمایه داری اصل دمکراسی را تضعیف می کند.

اخلاق - اخلاقی و انسانی بودن اسلوب و سبک عمل در مبارزه اجتماعی ناشی  از نوعی مرالیسم بورژوایی پوچ و بدون محتوا نیست- يكی از سرمايه های اجتماعی هر كشوری است. اگر جايگاه والايی در زندگي مردم نداشته باشد،اثرات آن به مراتب ويرانگر خواهد بود. نابسامانيهاي موجود در جامعه در زمينه اخلاق و ارزش يافتن انگيزه های مادی بر ارزشهای معنوی زنگهای هشدار را به صدا درآورده است.  احزاب و سازمانهای اپوزیسیون  نيز از اين قاعده مستثنی نيستند. اصول غيراخلاقی موجود به يقين از سوی جامعه به درون سازمانها تسری يافته اند. پرسش اين است كه برای مقابله با آن چه بايد كرد؟ آيا بايد دست روی دست گذاشت و شاهد و ناظر آن بود تا به صورت يك اپيدمی درآيد؟ اگر مي خواهيم معيارهای اخلاقی به صورت يك فرهنگ در جامعه نهادينه شود بايد به راهكارهای مناسب آن عمل كنيم.

موفقیت استقرار دمکراسی قبل از سرنگونی منوط به مذاکره مستقیم احزاب و سازمان های اصلی اپوزیسیون است. دمکراسی زمانی ایجاد می شود که احزاب و سازمان های اپوزیسیون، استفاده از شیوه های غیر دمکراتیک برای حذف رقبای خود را متوقف کرده و موافقت کنند رقابت های سیاسی را با گفتگوی  منظم انجام دهند. آزادی بیان و اندیشه در صورتی استقرار می یابد که این جریان ها در مقابل فشارهای طبقات پائین اجتماع نرمش پیشه کنند. مادامی که دمکراسی در این جریان های سیاسی نهادینه نشود، آینده تاریکی برای استقرار دمکراسی در ایران پیش بینی می کنم.

استقرار دمکراسی در ایران با تمام مشکلاتی که در پی دارد، تنها راه رهایی این کشور از نظام اسلامی است و ایران را در مسیری قرار خواهد داد که  دیگر بار به هیچ وجه مردم نه شاه و نه شیخ  را بپذیرند.

اسفند 1384

madjidmoshayedi@hotmil.com
www.m-moshayedi.com

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ویژه ماهنامه دیدگاه سوم تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
مجيد مشيدي:



[تاریخ ارسال: 16 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: سو نهرو]  [ A.nehro@htmail.com ]  
به نظر من ملتی که به قول آقای تجلی ناک با یک فیلم دگرگون شوند بایستی درست مثل آقای تجلی ناک دید و بینش سیاسی داشته باشند که در غیاب فیلمهای آموزشی و فرهنگی سیاسی، فقط کفشهای قیصری تاثیر گذار شده و شعبان بی مخ ها و کودتا چی ها صاحب اختیار ومیدان دارمی گشتند و بقیه در گوشه های زندانهای شاهنشاه عاری از مهر بنام آزادی خواه شکنجه و اعدام می شدند و لذا با این تفاسیر میتوان گفت که هنوز هم کسانی یافت میشوند که پیوند قسم خورده با دیکتاتوری تاجداران دارند.!!! در ثانی مگر هفتاد هزار کشتار و شهید در انقلاب ضد سلطنتی آدمکشی شاه حساب نمی شود. دوماً در کدام جامعهً و یا کشور آزادی انقلاب شده است که بگیم به اصطلاح آزادی های شاه باعث آمدن خمینی شد. بنازم به جامعهً آزادی که مردم آن عکس هیولائی مثل خمینی را در ماه ببینند.! طبیعی است ملتی که به لحاظ سیاسی چشم و گوش بسته ... نگه داشته شود، نهایتش جنایتکاری مثل خمینی همه چیز (آزادی و حق حاکمیت مردم) را ربوده و مردم را به روز سیاه می نشاند. نتیجه اینکه خمینی زایئده و محصول خلاء فعالیتهای آزاد سیاسی مردم ایران در دوران دیکتاتوری شاه است.
آسو نهرو
  

[تاریخ ارسال: 27 Mar 2006]  [ارسال‌کننده: تجلی تاک]  [ taktak_52@yahoo.de ]  
رژیم شاه سرکوب گر نبود اگر میل به کشت وکشتار داشت 27سال ایران به انزوا کشیده نمی شد.فکر کنم که فیلم قیصر را دیده باشید و یا کفشهای قیصری ملتی که با یک فیلم دگرگون میشدند آن دولت نیز حق داشت که مطالبی را سانسور کند تا تحت تاثیر واهی ملت قرار نگیرند فراموش نکنید آزادی بیان شما بود که خمینی را به ماه برد.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.