شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۶ - ۲۳ مه ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تخریب مزار احمد شاملو!؟

بهرام رحماني

دهانت را می­بویند

مبادا که گفته باشی دوستت می­دارم.

دلت را می­بویند

روزگار غریبی­ست، نازنین

و عشق را

کنار تیرک راهبند

تازیانه می­زنند.

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

در این بن­بست کج و پیچ سرما

آتش را

به سوختبار سرود و شعر

فروزان می­دارند.

به اندیشیدن خطر مکن.

روزگار غریبی­ست، نازنین

آن که بر در می­کوبد شباهنگام

به کشتن چراغ آمده است.

نور را در پستوی خانه پنهان باید کرد

آنک، قصابانند

بر گذرگاه­ها مستقر

با کنده و ساطوری خونالود

روزگار غریبی­ست، نازنین

و تبسم را بر لب­ها جراحی می­کنند

و ترانه را بر دهان.

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

کباب قناری

بر آتش سوسن و یاس

روزگار غریبی­ست، نازنین

ابلیس پیروز مست

سور عزای ما را بر سفره نشسته است.

خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد.

 

شعر«در اين بن­بست»؛ از دفتر «ترانه­های کوچک غربت»­(31 تیر 1358)

 

عصر روز جمعه 18 فروردين ماه 1385، خبری در برخی از سايت­ها منتشر شد که از تخريب مزار احمد شاملو در گورستان امامزاده طاهر کرج خبر می­داد. قبل از این در تعطيلات عید نوروز، خبر تخريب مزار فريدون فروغی خواننده معروف هم منتشر شده بود. مزار احمد شاملو، در گورستان امامزاده طاهر کرج، در کنار مزار شاعران و نويسندگان ديگری چون هوشنگ گلشيری، محمد مختاری، محمد جعفر پوينده وغزاله عليزاده قرار دارد.

بنا به گزارش خبرگزاری کار ایران «ایلنا»، 20/01/1385، به گفته «سياوش شاملو» براساس شواهد موجود در صبح روز شنبه دوازدهم فروردين متوجه شديم كه سنگ قبر پدرم را با ديلم از جايش كنده و چند متر دورتر با پتك، آن را ريز كرده و به قبر هم صدمه وارد کرده­اند.

سياوش شاملو گفت‌‏: در تمام دنيا از آرامگاه­ها و مقابر مخافر ملی هر كشوری محافظت می­شود و از آن به عنوان موزه فرهنگ و محل بازديد مردم انديشه‌‏ورز نگهداری می­كنند تا مردم بتوانند از طريق بازديد از آرامگاه مشاهير مختلف، به يادآوری و احترام و تجليل از آن بزرگان اقدام كنند...

روزنامه شرق نیز طی مصاحبه­ای با سیاوش شاملو، نوشت: براى چهارمين سال متوالى مزار احمد شاملو در امامزاده طاهر كرج توسط افراد ناشناس تخريب شد. سياوش شاملو، پيرامون جزئيات اين حادثه به شرق گفت: «نيمه شب ۱۱ فروردين حدود ساعت ۱ تا ۵/۱ بامداد مقبره احمد شاملو شاعر ملى كشورمان را با ديلم از جا كنده اند و چند متر دورتر برده­اند و با پتك خرد كرده­اند. مسئول آستان امامزاده طاهر روز بعد از اين اتفاق با من تماس گرفت و ضمن عذر خواهى گفت كه سنگ قابل ترميم است و فقط دو ترك برداشته است اما كسانى كه همان روز سر مزار رفتند گفتند كه سنگى باقى نمانده و قطعات آن در جاهاى مختلف امامزاده پخش شده است.» سياوش شاملو در ادامه مى­گويد كه تنها امضاى شاملو روى سنگ قبر گيرش آمده كه آن را هم با خود به خانه برده است. خانواده شاملو تاكنون چهار بار سنگ مزار اين شاعر را عوض كرده­اند و با اين اتفاق جديد سيروس شاملو مى­گويد كه ديگر سنگ مزار را عوض نخواهد كرد: «بگذاريد مردم ما شاعرى داشته باشند كه قبرش سنگ ندارد.» از او پيرامون پيگيرى­هايى كه براى شناسايى اين افراد انجام داده است مى­پرسيم و مى­گويد كه در طول اين سال­ها هيچ­گاه به سراغ مراجع قانونى براى پيگيرى اين حادثه نرفته است چرا كه معتقد بوده به نتيجه­اى نخواهد رسيد. در مورد اتفاق اخير هم مى­خواسته بعد از تعطيلات از طريق مسئول آستان امامزاده طاهر پيگيرى كند كه به او اطلاع داده­اند اين مسئول عوض شده است. اين اتفاق در طول اين سال­ها هميشه در فروردين ماه رخ داده است و وقتى از سياوش شاملو مى­پرسيم كه انتخاب فروردين از سوى اين افراد دليل خاصى دارد، مى­گويد: «دليل خاصى نمى­بينم. انگار فقط مى­خواهند كه ما از بهار حظ نبريم.» روز گذشته پيگيرى­هاى خبرنگار شرق براى گفت­وگو با مسئولان آستان امامزاده طاهر در مورد اين اتفاق بى­نتيجه ماند.

 

کانون نويسندگان ايران، به دنبال تخریب سنگ مزار احمد شاملو، بيانيه­ای را در تاریخ 18/1/1385 منتشر کرده است. در بخشی از این اطلاعیه چنین آمده است:

«... مردم شريف و آزاده ی ايران

احتمالا از عمل بدکردارانه­ی شب پرستان کوردل در تخريب سنگ گور احمد شاملو، شاعر بلندآوازه و عضو زنده و جاويد کانون نويسندگان ايران، مطلع شده­ايد. اما يقين داريم که می­دانيد اعتبار و ارزش جاودانی و بلند جايگاه شاملو، چونان همه­ی شاعران بزرگ ايران و جهان، از سنگ نبشته­ی گورش بر نمی­خيزد و با تيشه­زنی شب پره­های حقير بر اين سنگ نيز به هيچ روی خدشه­ای نمی­يابد. تاکنون نيز آزار و حبس و ضرب و شتم نويسندگان و شاعران آزاده يا چکش و چنگ و نيش زدن­های ديگر، از سوی سيه دلان جز بر حقانيت و اعتبار خرد و هنرمندی اين بزرگان نيفزوده است.

مردم شريف ايران

کانون نويسندگان ايران کار اين بی­خردان هنرستيز و ضدايرانی را حتی در خور محکوم کردن هم نمی­داند. رسم طوفان قله گذر و سرفراز، وزيدن بر خس و خاشاک­های پيش پا افتاده نيست. با اين وصف ما بار ديگر شما مردم فرهنگ دوست و آزاده را بيدارباش می­دهيم که دشمنان خرد و ادب و هنر، دور تازه­ای از تهاجم فرهنگی را آغاز کرده­اند. گرچه هنوز بر اين باور باطل­اند که با سنگ شکنی و بی­حرمتی در گورستان­ها می­توانند فاتحان قله­های سربلند ادبيات غنی، ظلم ستيز و آزادی­خواه را از ذهن تاريخ پاک کنند. راستی را که اگر دشمنان فرهنگ، رياکاران، جباران و ظلمت­پرستان توانستند با فردوسی، حافظ، لورکا و مختاری چنين کنند با شاملو نيز توانند کرد.

توصيه­ی کانون نويسندگان ايران به مردم ادب پرور ايران و خانواده و ياران احمد شاملو اين است که ديگر هيچ اقدامی برای بازسازی سنگ گور نکنند و بگذارند در اين جا نيز شعر انسان­گرای احمد شاملو نقش خود را در افشای آلودگی­ها ايفا کند. ما همين­گونه زيسته­ايم، وفادار مانده­ايم و صبوری کرده­ايم و بر صفحات پرافتخار تاريخمان ثبت می­شويم. بگذاريد يادگار وحشت و جنون و بخل که بر ما می­رود برای نسل­های ارزش آفرين فردا درس­آموز باشد.»

 

آقاى سيدعلى صالحى از دبیران كانون نویسندگان ایران نیز در این مورد در گفت­و­گوى كوتاهى با راديوى دويچه وله آلمان داشت که بخشی از این مصاحبه چنین است:

دویچه‌وله: در بیانیه‌ای که منتشر شده توصیه کانون نویسندگان ایران به مردم ادب‌پرور ایرانی و خانواده و یاران شاملو این بوده است که اقدامی برای بازسازی سنگ گور شاملو نکنند. این به چه دلیل است؟

علی صالحی: وقتی ما رویای خودمان را برمی‌آوریم و بلندقامت می‌گذاریم و بعد به وقت غروب جغدها و خفاش‌ها می‌آیند و دوباره ویرانش می‌کنند، یکبار، دوبار، سه‌بار و چهاربار، سرانجام به این نتیجه می‌رسیم که نشان شاعران بزرگ، نشان آزادی­خواهان و نشان عدالت‌طلبان همواره یک بی‌نشانی تاریخی بوده که روح و روان و جان و پدیده‌ی وجودی‌شان را به سوی اسطوره‌گی سوق می‌دهد. همان به که بی‌نشانی نشان همه‌ی آزادی­خواهان باشد و چه سود که ما دوباره سنگی بگذاریم یا خانواده یا دوستان شاملو. مجددا این­کار را خواهند کرد. بگذارید این شاعر بزرگ هم­چنان بی‌سنگ باقی بماند تا سنگ‌های آسمانی بر سر خفاش‌ها فرود بیاید. به اعتقاد من، بزرگ­ترین زیانی که از حیث فرهنگی به این ملت وارد می‌شود، همین تحرکات عجولانه و پرتوحش است...

دویچه‌وله: آقای صالحی، آیا مى‌توان تخريب مزار شاملو را به عنوان شروع تهاجم جديدى عليه اهل ادب و هنر ایران قلمداد كرد؟

علی صالحی: ... این شکستن سنگ مزارها از شهر سلحشوران، معروف به خاوران،‌ شروع شده است در طی این چند دهه و پیش از آن، در قطعه‌ی مبارزین شهیدشده‌ی پیش از انقلاب در بهشت زهرا هم ما ویرانی‌ها دیدیم، از جمله سنگ مزار خسرو گلسرخی را دیدیم که شکسته‌اند. نه! این یک مسئله‌ای‌ست که ادامه‌ی همان تفکر تاریک است و پیام خاصی ندارد. اما فقط همین اندک پیام را در درونش می‌توان جستجو کرد که می‌گوید،‌ مزارگاه کرج دیگر جای شماها نیست و اولین نشانه‌اش هم این بود که حدود ۵ ساعت ما در همین مزارگاه نشستیم تا رخصت خاکسپاری میت شاعر بزرگ معاصرمان، م. آزاد را گرفتیم و با دردسر روبرو شدیم. این یک نشانه بود و این نشانه یک علامت کوچک­تر پیش از آن هم داشت و آن بردن میت منوچهر آتشی به بوشهر بود. چون قرار بود که میت منوچهر آتشی را در همین مزارگاه کرج خاک سپاری کنند،‌ ولی اجازه ندادند و بردند در بوشهر خاک کردند...

 

از دشمان آزادی و خرافه پرستانی که پی­در­پی مرگ و نیستی و تخریب بر علیه انسانیت به بار می­آورند، پرسیدنی است گیریم مزار احمد شاملو را تخریب کردید؛ گیریم اثری نیز از مزار او باقی نگذاشتد؛ اما با آثار او چه خواهید کرد؟ جلو مانع خواندن صدها هزار آثار شاملو خواهید شد؟ احمد شاملو در قلب و وجود و خانه بخش عظیمی از شهروندان ایرانی جای کرده است، چه خواهید کرد؟

 

اولين اثری که از شاملو منتشر شد، مجموعه کوچکی از شعر و مقاله بود که در سال 1326، منتشر گردید. پس از آن آثار بسياری از اين شاعر، نويسنده، مترجم و محقق به شرح زیر به چاپ رسيد: مجموعه شعر: قطعنامه، آهنگ­ها و احساس، هوای تازه، باغ آينه، آيدا و آينه، لحظه­ها و هميشه، آيدا: درخت و خنجر و خاطره، ققنوس در باران، مرثيه­های خاک، شکفتن در مه، ابراهيم در آتش، دشنه در ديس، ترانه­های کوچک غربت، ناباورانه، آه! مدايح بی­حوصله و...

مجموعه­های منتخب: از هوا و آينه­ها، گزيده اشعار، اشعار برگزيده کاشفان فروتن شوکران، شعر زمان ما: احمد شاملو، گزينه اشعار.

شعر­(ترجمه): غزل­های سليمان، هم­چون کوچه­ای بی­انتها­(از شاعران معاصر جهان)، هايکو، ترانه شرقی و اشعار ديگر(کورکا) ترانه­های ميهن تلخ­(ريتسوس و کامپانليس)، سياه هم­چون اعماق آفريقای خودم­(لنگستن هيوز)، سکوت سرشار از ناگفته­هاست­(برگردان آزاد شعرهای مارگوت بکل)، چيدن سپيده دم­(برگردان آزاد شعرهای مارگارت بکل).

قصه: زير خيمه­ گر گرفته شب، درها و ديوار بزرگ چين. رمان و قصه (ترجمه): لئون مورن کشيش­(بئاتريس بک)، برزخ(ژ. روورز)، خزه­(ه. پوريه)، پابرهنه­ها­(ز. استانکو)، نايب اول(روبر مرل)، قصه­های بابام­(ا. کالدول)، پسران مردی که قلبش از سنگ بود­(موريو کايی)، 81490 (آ. شمبون)، افسانه­های هفتاد و دو ملت­(3 جلد)، دماغ­(آگوتا گاوا)، افسانه­های کوچک چينی، دست به دست­(و. آلبا)، سربازی از يک دوران سپری شده، زهر خند، مرگ کسب و کار من است­(روبر مرل)، لب­خند تلخ، بگذار سخن بگويم­(دچو نگارا)، مسافر کوچولو، عيسي ديگر - يهودا ديگر!­(بازنويسي رمان «قدرت و افتخار» گراهام گرين).

نمايشنامه­(ترجمه): مفتخورها­(چی کی)، عروسي خون­(لورکا)، درخت سيزدهم­(ژيد )، سی زيف و مرگ­(روبر مرل)، نصف شب است ديگر، دکتر شوايتزر­(ژ. سبرون).

شعر و قصه برای کودکان: خروس زری - پيرهن پری، قصه هفت کلاغون، پريا، ملکه سايه­ها، چی شد که دوستم داشتند؟(ساموئل مارشاک)، قصه دخترای ننه دريا، قصه دروازه بخت، بارون، قصه يل و اژدها.

مجموعه مقالات: از مهتابی به کوچه، انگ از وسط گود­(مقالات سياسی، سخنرانی­ها و مصاحبه­ها). آثار ديگر: حافظ شيراز، افسانه­های هفت گنبد­(نظامی­)، ترانه­ها­(ابوسعيد، خيام، باباطاهر)، خوشه­(يادنامه شب­های شعر مجله خوشه به مثابه جنگ شعر امروز)، کتاب کوچه و ...

همچنین سياوش شاملو، اخیرا گفته است: نزديك به 150 عنوان اثر از احمد شاملو به جای مانده است كه مطابق با آخرين تصحيح‌های او در اختيار علاقمندان قرار می‌گيرد.

سیاوش، اين آثار را شامل شعر، داستان، فيلمنامه، ترجمه‌ شعر و داستان و نمايشنامه، متون تصحيح شده‌ كهن فارسی، آثاري برای كودكان، مجموعه‌ی آثار صوتی، مجموعه‌ مقالات و گفت­و­گوها و نيز فرهنگ كتاب كوچه برشمرد.

او ادامه داد: دو ترجمه رمان، يك فيلمنامه، ياداشت‌هايی بر ديوان حافظ، مجموعه‌ای از مقالات و گفت­و­گوها و يك سفرنامه‌ طنز از جمله‌ آثار منتشر نشده‌ي شاملو هستند.

احمد شاملو، از فعالیت­های پژوهشی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی چند جانبه­ای برخوردار است. او، در کنار فعایت­های دیگرش به نقاشی و موسیقی به طور غیرقابل تصوری عشق می­ورزید. شاملو خود گفته بود: «نمی­خواهم فقط شاعر شناخته شوم. يکی از کارهايم، شعر است.»

 

آزادی از مهم­ترین هدف­های خدشه­ناپذیر شاملو بود و بی­باکانه واقعیت­های تاریخی را حتی اگر خطری هم در برداشت، بیان می­کرد.

 

آه اگر آزادی سرودی می­خواند

کوچک

هم­چون گلوگاه پرنده­ئی،

هیچ کجا دیواری فرریخته بر جای نمی­ماند.

 

سالیان بسیار نمی­بایست

            در یافتن را

که هر ویرانه نشانی از غیاب انسانی­ست

که حضور انسان

آبادانی است.

شعر «ترانه بزرگ­ترین آرزو»، از دفتر «عشق عمومی»

 

شاملو، شجاعت و قاطعیت والایی داشت. «من یک بار متولد شده­ام لیکن هزارها بار مرده­ام. شعر به من یاری داد تا عذاب­های این مرگ را کم­تر حس کنم. شعر تخفیف مرگ­های من است. ... چگونه می­توان شاعر بود اما حقیقی­ترین حادثه را در متن زندگی تجربه نکرد؟ فکر می­کنی حقیق­تر از مرگ چه حادثه­یی است؟ وقتی تکلیفت را با مرگ روشن کردی دیگر دروغی برای گفتن نمی­ماند. من همان­گونه که زیسته­ام سروده­ام...»

 

هرگز از مرگ نهراسیده­ام.

اگر چه دستانش، از ابتذال، شکننده­تر بود.

هراس من باری - همه از مردن در سرزمینی است

که مزد گور کن

                 از آزادی آدمی

                                  افزون باشد.

 

جستن

یافتن

و آن­گاه

به اختیار برگزیدن

و از خویشتن خویش

باروئی پی افکندن ...

 

اگر مرگ را از این همه ارزشی بیش­تر باشد

حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم.

شعر «از مرگ»، از دفتر «آيدا در آينه»

 

احمد شاملو، در معرفی اولین شماره کتاب «جمعه»، با شناخت سرمایه­داری و گرایشات مختلف آن مانند گرایشات عقب­مانده بورژوایی ناسیونالیستی و مذهبی آن، با تحلیل چشم­انداز سیاسی و اجتماعی آینده انقلاب 1357 مردم ایران، چنین هشدار داده بود:

«اول دفتر...

روزهای سیاهی در پیش است. دوران پردباری که، گرچه منطقا عمری دراز نمی­تواند داشت، از هم اکنون نهاد تیره خود را آشکار کرده است و استقرار سلطه خود را بر زمینه­ئی ار نفی دموکراسی، نفی ملیت، و نفی دستاوردهای مدنیت و فرهنگ و هنر می­جوید.

این چنین دورانی به ناگزیر پایدار نخواهد ماند، و جبر تاریخ، بدون تردید آن را زیر غلتک سنگین خویش در هم خواهد گرفت. اما نسل ما و نسل آینده، در این کشاکش اندوه­بار، زیانی متحمل خواهد شد که بی­گمان سخت کمرشکن خواهد بود. چرا که قشریون مطلق­زده هر اندیشه آزادی را دشمن می­دارند و کامگاری خود را جز به شرط امحاء مطلق فکر و اندیشه غیرممکن می­شمارند. پس نخستین هدف نظامی که هم اکنون می­کوشد پایه­های قدرت خود را به ضرب چماق و دشنه استحکام بخشد و نخستین گام­های خود را با به آتش کشیدن کتابخانه­ها و هجوم علنی به هسته­های فعال هنری و تجاوز آشکار به مراکز فرهنگی کشور برداشته، کشتار همه متفکران و آزاداندیشان جامعه است.

اکنون ما در آستانه توفانی روبنده ایستاده­ایم. بادنماها ناله­کنان به حرکت درآمده­اند و غباری طاعونی از آفاق برخاسته است. می­توان به دخمه­های سکوت پناه برد، زبان در کام و سر در گریبان کشید تا توفان بی­امان بگذرد. اما رسالت تاریخی روشنفکران، پناه امن جستن را تجویز نمی­کند. هر فریادی آگاه­کننده است، پس از حنجره­های خونین خویش فریاد خواهیم کشید و حدوث توفان را اعلام خواهیم کرد.

سپاه کفن­پوش روشنفکران متهعد در جنگی نابرابر به میدان آمده­اند. بگذار لطمه­ئی که بر اینان وارد می­آید نشانه­ئی هشدار­دهنده باشد از هجومی که تمامی دستاوردهای فرهنگی و مدنی خلق­های ساکن این محدوده جغرافیائی در معرض آن قرار گرفته است.»

 

احمد شاملو، که این مطلب را در سال­های پرتلاطم و متحول مرداد ماه  1358 نوشته است، یعنی سالی که هنوز چند ماهی از انقلاب بهمن ماه 1357 نگذشته بود و بسیاری از روشنفکران و حتی احزاب و سازمان­های به اصطلاح «چپ» آن دوره از حزب توده تا طیفی از سازمان چریک­های فدایی خلق به دنبال امام «ضد­امپریالیست» بودند و درباره موقعیت طبقاتی خمینی و غیره، تحلیل­های غیرعلمی و غیرطبقاتی به خورد جامعه می­دادند، تنها بخش کوچکی از روشنفکران آگاه مانند شاملو و یا سازمان­های کوچکی در ایران، در مقابل حاکمان تازه به قدرت رسیده، با جان و دل به دفاع از آزادی، برابری، دموکراسی و رفاه برخاستتد. متاسفانه بسیاری از روشنفکران در آن دوره مانند امروز، هنر را برای هنر تفسیر کرده و مبارزه سیاسی و اجتماعی بر علیه ارتجاع و دیکتاتوری و ستم و استثمار بر انسان­ها را وظیفه خود قرار ندادند. از ان رو جای تعجب نیست که حاکمان قداره­بند جمهوری اسلامی، حتی از مرده شاملوها و همه جان­باختگان راه آزادی و دموکراسی در هراس به سر می­برند، دست به تخریب مزار آنان می­زنند.

 بدین ترتیب، تخريب سنگ قبر احمد شاملو، این واقعیت را در مقابل جامعه قرار می­دهد که دشمنان آزادی، حتی از مزار این شاعر نامی و پرچم­دار آزادی نیز ترس و وحشت دارند. اما سردمداران این رژیم اختناق و جهل و جنایت، نیک می­دانند که میلیون­ها انسان آزادی­خواه راه شاملوها و همه جان­باختگان راه آزادی را با همه خطرات جانی و سختی­هایی که در راه مبارزه­شان قرار دارد، عزم پیروزی کرده­اند و دیر یا زود پرچم آزادی را بر سر رفیع­ترین قله­های جامعه ایران برافراشته خواهند کرد و در صفوف میلیونی شعرهای انسانی شاملو و دیگر سرودهایی انقلابی فریاد زده خواهد شد. چرا که انقلاب شعر شاملویی احساس و همبستگی عمیق انسانی بین شاعر و خواننده را به اوج کمال می­رساند. بنابراین تخریب مزار فروغی و شاملو، تخریب گورستان خاوران، تبدیل کردن دانشگاه­ها به گورستان، گوشه­هایی از تشدید سانسور و اخنتاق، زندان و شکنجه و اعدام، کار و کسب دایمی دشمنان آزادی را به نمایش می­کذراد.

یاد احمد شاملو، این روزنامه­نگار، شاعر، مترجم، محقق و پژوهشگر در حوزه فرهنگ عامه برجسته ایران، که همواره با حضور فعال و موثر خود در صحنه سیاسی و اجتماعی و در صحنه فرهنگی و هنری، نفش شاخص و والایی را در شکل­گیری جريان روشنفکری سکولار و چپ ايران نزديک به پنج دهه ایفا کرده است، گرامی باد!

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



[تاریخ ارسال: 15 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: آسو نهرو]  [ A.nehro@hotmail.com ]  
هزار بار پیشنهاد شد، اخطار داده شد، تذکر داده شد، که مرزها را قاطی نکنید، این رژیم ولی فقیه اصلاح پذیر نیست، همین کانون نویسندگان به غیر از چند شخصیت مانند زنده یاد احمد شاملو،بقیه به دنبال شیخهای جلاد افتادند که ای داد !!! خاتمی دارد درست میکند و خشونت بد است و مردم را تشنه به چشمهً نجات برده و تشنه بر گردادند. توهم پراکنی کرده و خاک تو چشم مردم پاشیدند، مردم را خانه نشین کردند ...حالا چه کسانی مقصرند ؟؟ متاسفانه هنوز هم خیلی از این آقایان شهامت ندارند به اشتباهات خود اعتراف کنند. همین کسانی که انگاری دراز گوش را بار دفتر و دستک کرده اند.!!! همین کانون دست بوس ولی فقیه َرا میگم . برای هر کودکی یک سنگسار و یا یک اعدام در رژیم ملایان مدرک وشاهد کافی بود که این رژیم آدمخوار و آزادی کش باید سرنگون شود، حالا ببیند که حتی سنگ قبرها هم از دست لاشخورها و مرده خورهای نظام ولی فقیه درامان نیستند.   

[تاریخ ارسال: 15 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [ shahramfazel1360@yahoo.com ]  
طبق معمول رفیق بهرام رحمانی با سبک زیبای نوشتن خود پرده از این درنده خویی دیگر رژیم سنگ قبر شکن ملایان شیاد برداشت. این رژیم پلید از اجساد بی جان مبارزان نیز وحشت داشت و حتی بعد از قتل بی شرمانه این سرمایه های ایران از دادن اجسادشان به خانوادهایشان خودداری می کرد و اراذل و اوباش خود را بعدتر جهت تخریب سنگ قبرهای آنها می فرستاد. این که این بی شرفهای دین فروش به تخریت مزار شاعر کبیر معاصر ایران نیز دست زده اند باعث تعجب نباید باشد که از این فاشیست های بزدل هر جنایتی عملی است. واقعا که مرگ لایق این رژیم جنایتکار آخوندهای خمینی صفت است و سنگ بزرگی نیز باید با لیست جنایتهای این تبهکاران بر قبر خمینی دیو صفت قرار داده شود!   

[تاریخ ارسال: 15 Apr 2006]  [ارسال‌کننده: سورینا]  [ syrina1978@hotmail.com ]  
نام سیاوش شاملو در این خبر سهوا یا عمدا سیروس شاملو تحریر شده که امید است تصحیح شود.
با تشگر
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.