شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۳۰ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۹ آوریل ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

آقای دکتر پرویز داورپناه و ستایش از قهرمان ملی آذربایجان ایران

گلمراد مرادي

مقاله آقای دکتر داورپناه در رابطه با صدمین سالگرد انقلاب مشروطیت و نقش قهرمان و سردار ملی ایران ستارخان در آن انقلاب را که در روزنامه های اینترنتی دیدگاه، روشنگری، اخبار روز، پیک ایران، صدای ما، گزارشگر، پائیز و چه بسا چند سایت دگر که بنده موفق به دیدن آنها نشده ام، درج گردیده بود، خواندم. البته بر خلاف ادعای برخی از دوستان هموطن که می فرمایند، اگر مقاله ای در سایت دیگری منتشر شده باشد، آنها هرگز در سایت خود آن را همزمان درج نخواهند فرمود، این مطلب "با یک استثناء" و یا شاید بدون اطلاع قبلی نگارنده مطلب به صاحبان و یا سر دبیران آن سایتهائی که محدودیت قایل هستند، همزمان در سایتهای فوق آمده بود. اگر چه اکثر این سردبیران محترم که این مطلب را درج فرموده اند محدودیتی قایل نیستند و این کار بسیار درستی است که مطالب همزمان و تا حد مقدور در همه سایتها درج شوند و امیدوارم درآینده نیز آن عزیزانی که تاکنون محدودیتی قایل می شده اند و مطالبی که در دیگر سایتها درج می شده، حاضر به انتشار آن درسایت خود نبوده اند، اکنون تجدید نظری در برنامه و سیاست روز نامه نگاری خویش کرده باشند و استثناء هم برای کسی قایل نشوند که بنده بسهم خود از آنها بسیار سپاسگزار خواهم بود.

اما در رابطه با محتوای مقاله، آرزو می کردم تعریف و تمجیدهای درست و بجای آقای دکتر داورپناه از صمیم قلب باشد و نه بخاطر دنبال کردن یک هدف از پیش حساب شده. می گویم یک هدف از پیش حساب شده، به این دلیل، چون اولا کسانی هستند که از نام قهرمانان و سیاستمردان بزرگ کشورمان، از جمله آنها ستارخان و شیخ محمد خیابانی و میرزا کوچک خان و دکتر محمد مصدق و امثال فقط برای پیشبرد یک هدف خاص (یعتی قبضه قدرت) استفاده می کنند و چه بسا به راه این راد مردان تاریخ هم هیچ اعتقادی نداشته باشند. البته آرزومندم که آقای دکتر داور پناه گرامی از این دسته نباشند. اما آن گونه که در مقالات متعددی از ایشان می شود برداشت کرد، موضع آقای دکتر داور پناه برای ما افراد وابسته به ملیتهای ایرانی غیر از بخشی از ملت حاکم، واضح و روشن است و در همین مقاله نیز کرارا اشاره شده که ایشان هنوز هم معتقد نیستند، مثلا در ایران فقط یک ملت نیست، بلکه ملیتهای گونا گونی در آن سر زمین زندگی می کنند و از جمله سردار ملی ایران که ایشان از او به نیکی نام می برد، وابسته به ملت شریف آذربایجان ایران است. اگر زنده یاد ستارخان، امروز خودش حضور می داشت، چگونه در باره آن افرادی که ملت اورا به عنوان یک ملت با زبان مستقل و فرهنگ مستقل نمی شناسند، می اندیشید؟! آیا اکنون جا ندارد که آقای دکتر پرویز داورپناه و هم فکران بزرگوار ایشان یک بار برای همیشه بپدیرند که ایران ما چند ملیتی است؟ و ما بدون شک فقط با شناسائی دیگر ملیتها، می توانیم اتحاد همه نیروهای مترقی را بوجود آوریم و وطنمان را از یوغ دیکتاتوری دینی و غیر دینی رها سازیم؟! آیا این نکته ضرری دارد که اگر ایشان و هم فکرانشان در مقالات خود این نکته درست و طبیعی را بپدیرند و با اعتراف به قبول ملیتهای ایران و نگاشتن آن در مقالاتشان بجای "ملت ایران"، افراد دیگر ملیتها را هم، حد اقل بر روی کاغذ، بحساب آورند؟ با اطمینان یاد خاطره آن قهرمانان آدربایجانی و کرد و بلوچ و ترکمن و عرب و غیره را که برای آزادی ایران و سیستم دمکراتیک و شورائی که به زبان امروزی آن را ایران فدرالیسم می شود نامید، مبارزه نمودند، ما را نیز بوجد می آورد و شاد می گرداند. به نظر من، اگر ما واقعا به دمکراسی اعتقاد داریم، باید در نهایت بپذیریم که نوادگان ستارخان و باقرخان و یار محمد خان کرماشانی و غیره از این مبارزان و روشنفکران انتظار دارند که حقوقشان به رسمیت شناخته شود. آن زمان است که ما همه دست در دست هم، می توانیم برای یک نظام دمکراتیک و فدرال در سرزمین مان پشت به پشت هم دهیم و علیه هرنوع دیکتاتوری حاکم برزمیم. اکنون با اجازه شما من جملاتی از مقاله خودتان با جایگزین واژه درست تر در اینجا می آورم و قضاوت را در رابطه با درستی ملیتها بجای "ملت"، بخود شما و خوانندگان ارجمند می سپارم.

 "انقلاب مشروطیت یکی از درخشان ترین صفحات تاریخ مبارزات ملیتهای ایران است".

صرف نظر از جنبه داخلی ، مبارزه علیه استعمار نیز از اواسط حکومت خاندان قاجار در دستور کار انقلابیون ایران قرار می گیرد. جنگهای ایران و روس ایرانیان را متوجه استعمار روسیه میکند و پس از جنگهای هرات استعمار انگلیس بعنوان یک خطر جدی ملیتهای ایران را تهدید میکند".

"رهبر بی رقیب نهضت انقلابی مشروطیت و نیروهای انقلابی مردم در این زمان از بین پائین ترین اقشار ملیتهای ایران برخاسته ، متجلی به خصائص و صفات ایشان بود. پافشاری ، مردانگی و از خود گذشتگی ستارخان و وفاداریش نسبت به منافع مردم در راه مبارزه علیه سلطه ظلم و استبداد و تجاوز خارجیان و صحت نظرش در انتخاب راه مبارزه مسلحانه در برابر خشونت و جبر استبداد و مقاومتی که از خود در این راه نشان داد به او مقامی شامخ در بین چهره های درخشان تاریخ ایران داده است".
"ستارخان با شروع نهضت مشروطه در راس مجاهدان آذربایجان قرار گرفت و چنان درایت و نبوغ نظامی از خود نشان داد که به یک چهره جهانی تبدیل شد و از سوی
ملیتهای ایران به سردار ملی ملقـب شد".

"در این زمان، نام ستارخان، سردار ملی که در آن موقع نماد قهرمانیهای تبریزیان و مبارزات ملیتهای ایران شناخته می شد، در صفحه اول جراید دنیا، چاپ شده از سوی نشریات " بوکاچف" و " گاریبالدی" لقب گرفت".

شما خودتان این صفات نیک را درباره یکی از فرزندان دلیر آذربایجان بکار گرفته اید که بنده عینا به آن استناد می کنم. "ستار خان شجاعت را با فروتنی، رزمندگی را با جوانمردی، سپاهیگری را با درایت، و صداقت را با مردم دوستی توام داشت. این قهرمان آزادی با این ویژگی های برجسته در یک لحظه حساس و تاریخی به پا خاست که دموکراسی نوپای ایران با کودتای محمد علی شاه از بین رفته و ظلمت استبداد، سراسر کشور را فرا گرفته بود. جواب دندانشکن این " اسب فروش بیسواد" به کنسول روس در تبریز که می خواست به هر حیله او را از جنگ بازداشته و وادار به تسلیم کند و باو پیشنهاد کرده بود که پرچم تزار روس را بر بالای خانه خود نصب کند تا از حمله دولتیان در امان باشد، در روزگاری که وکیل باسواد تبریز، تقی زاده در سفارت انگلیس پنهان شده بود، بهترین دلیل بر احساسات عالی میهن پرستانه وی و مقاومت و مبارزه آگاهانه اش در برابر دخالت خارجیان درامور مملکت بود. ستارخان درجواب کنسول روس گفته بود: "ژنرال کنسول ، من میخواهم هفت دولت به زیر بیرق ایران بیاید، من زیر بیرق بیگانه نروم."
هموطن گرامی، همانگونه که در پیش اشاره شد، بنده برخی از جملات خودتان را با تغییر نام مفرد به جمع و یک نقل قول آنهم از مقاله خودتان در فوق آورده ام. شما بدرستی تمام این صفات بس نیک را درباره یکی از راد مردان خلقهای ایران بکارگرفته اید. باز این پرسش مطرح است: آیا نوادگان چنین شخصیتهائی ارزش آن را ندارند که شما بجای واژه انحصاری "ملت" حاکم، حتا برای دلخوشی آنها هم بوده واژه درست ملیتها در ایران را ارزانی بدارید؟ بنده فکر می کنم چرا، این ارزش آن را دارد که شما بعنوان یک شخصیت معتقد به دمکراسی و آزادی همه انسانها، قبول بفرمائید که به غیر از ملت فارس ملیتهای دیگر در ایران نیز زندگی می کنند و در طول تاریخ برای آزادی این سرزمین از زیر یوغ مستبدان و بیگانگان مبارزه کرده اند و خون داده اند.

آرزومندم آن روز بزودی فرا رسد که ما دیگر نیرو و انرژی خودر را در این جدلهای بی حاصل و تفرقه افکنانه مصرف نکنیم، بلکه با کنار گذاشتن تنگ نظری و اتحاد خود علیه حاکمیت قرون وسطائی به مبارزه بپردازیم. به امید آن روز

*** 

ستارخان ، قهرمان قهرمانان پرویز داورپناه

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
گلمراد مرادي:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.