شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۴ اوت ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

امروز هر دست به یک سنگ نیاز دارد [...من خطاب به این سازمان‌ها نامه نمی‌نویسم.... امضا نمی‌‌کنم...]

مينا اسدي

mina.assadi@spray.se

دوستان نازنینی که از حکم اعدام «فیض مهدوی» به جوش و خروش آمده‌اند و برای نجات جان این درخت جوان ایستاده- ناچار- به هر دری سر می‌زنند، مسئولیتم را در قبال این مهم یادآور شدند و مرا به خاطر نگذاشتن نامم در پای فراخوان‌های خطاب به مجامع حقوق بشر مورد سرزنش قرار دادند.

از تجربه‌های سال‌های زندگی‌ام در تبعید، آموختم که این سازمان‌ها که به غلط سازمان‌های ملل نامیده می‌شوند از آغاز برای این تشکیل شده‌اند که مدافع منافع دولت‌ها باشند و سدی باشند در برابر سیل بنیان‌کن مردمی که از ستم جنایتکاران حاکم بر کشورشان، به جان آمده‌اند.

نمونه‌ای ندیده‌ام که مرا در نگاهم به این سازمان‌ها، دچار تردید کند.

«سکوت» را برنگزیده‌ام اگر که به این مجامع توهمی ندارم.

نه...من خطاب به این سازمان‌ها نامه نمی‌نویسم.... امضا نمی‌‌کنم و ماده‌ها و تبصره‌های قوانین‌شان را که بند بند آن با دخالت سردمداران قدر قدرت نوشته شده است به رسمیت نمی‌شناسم و برای جان جوانی که از مرگ خویش برای آیندگان زندگی می‌سازد، به این درهای شکسته، دخیل نمی‌بندم. و از این سازمان‌‌های ریز و درشت که سنگ‌بنای آن‌‌ بر پایه‌ی مصالحه با دولت‌ها گذاشته شده است، خواسته‌ای ندارم. و یقین دارم که این مجامع به اصطلاح بشری به تنها چیزی که نمی‌اندیشند، جان بشر و حقوق بشر است.

من به شیوه‌ی کار شما اعتراضی ندارم اما این راه، راه من نیست و گمان نمی‌‌کنم که با این شیوه‌ها بشود جان این جوان و این جوان‌ها و جنبش حق‌طلبانه‌ی مردم ایران را نجات داد.

فقر... آوارگی....جنگ... کشتار...نابسامانی جهان....فرودستی مردم و بالا دستی سرمایه، محصول همین سازمان‌ها و نظارت‌هاست.

وضع موجود را همین واسطه‌ها ابدی کرده‌اند.

«فیض» که سر بر دست، به میانه‌ی میدان آمده است صد البته که بر احوال خویش مخّیر است و خود می‌داند که چه می‌کند و چرا می‌کند.

نگاه «فیض مهدوی» به جهان و اندیشه‌اش به هستی و آزادی، - نگاه من هم که نباشد- به شجاعت‌اش، بی‌باکی‌اش و ایستادگی‌اش در برابر واپسگراترین حکومت تاریخ ارج می‌نهم و هم از او و جوانان مبارز پای در بند دیگر می‌آموزم که دیگر اعلامیه... بیانیه... فراخوان و امضا کارساز نیست.

امروز هر دست به یک سنگ نیاز دارد.

استکهلم- ده ماه مه دو هزار و شش

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
مينا اسدي:



[تاریخ ارسال: 14 May 2006]  [ارسال‌کننده: سکینه مهدوی]  [  ]  
من حیرانم از این همه پشت هم اندازی در این نامه ی کوتاه. خانم عزیز! فقر و آوارگی و کشتار محصول این سازمانها و نظارت ها نیست. منظور شما کدام سازمان هاست؟ سازمان های حقوق بشر؟؟ کمی بیش تر سواد بیاموزیم. البته که این اعدامی "به احوال خویش مخیر است و می داند که چه می کند" اما او را دارند اعدام می کنند. فکر می کنم این روشن است. چه قدر خود نمایی؟ ما کی هستیم که حالا در باره ی کج اندیشی هایمان هم بنویسیم. شما باید آدم مهمی باشید. دست کم از نامه تان ای جور پیداست. یا خودتان این جور فکر می کنید. کمی سواد بیاموزید تا چشم انداز گکستره تری به روی تان گشوده شود. تا کی گرفتار این ذهن پوسیده و حرف های تکراری و این که انی منم گل قرمز به سرم!!   

[تاریخ ارسال: 14 May 2006]  [ارسال‌کننده: رضا دهباب]  [  ]  
تا کی خود نمایی؟؟ وبرای چه کسی؟ واماندهای مثل خودمان؟ اگر این مردم من و شما را نداشتند که به این جا ها نمی رسیدند. آخوند ها زیر دامان ما سر در آوردند. بیاییم صادق باشیم. همه مان گم شده ایم. مگه نه؟؟   

[تاریخ ارسال: 14 May 2006]  [ارسال‌کننده: زهرا آرام]  [  ]  
عروس خانم اظهار لحیه فرموده اند. حکایت یک اعدامی ست؟؟ به واقع ما گرفتار خود نشده ایم؟ این سر در گمی نیست؟   

[تاریخ ارسال: 14 May 2006]  [ارسال‌کننده: فاطمه زمانی]  [  ]  
چرا نگفته اید یک تفنگ به جای سنگ؟ یا لا اقل یک چماق؟ آن وقت مفهوم تر بود. عجب چیز بزرگی را از دست دادیم با امضا نکردن شما. حالا اگر خدای نکرده پسرتان یا شوهر یا دخترتا ن را هم می خواستند اعدام کنند شما امضا نمی کردید و می گفیتد "مخیر است " او به سرنوشتش؟؟   

[تاریخ ارسال: 14 May 2006]  [ارسال‌کننده: فاطمه ابدابی]  [  ]  
با این زبان یک اعدامی و درخواست برای نجات او را مسخره کرده اید. ما نمی دانستیم که این سازمان های حقوق بشر هستند که فقر و نابسانی و کشتار را برنامه ریزی می کنند. این ها توجیه امضای مهم تان را پای یک نامه نگذاشتن است یا خود نمایی؟؟ جل الخالق   

[تاریخ ارسال: 14 May 2006]  [ارسال‌کننده: پریسا احمدی]  [  ]  
من نمی دانستم که بدبختی و فقر آوارگی.جنگ. کشتار.نابسامانی جهان.فرودستی مرد م همه محصول وجود این سازمان های حقوق بشر است. متشکرم از اطلاعاتتان. دست کم فهمیدیم که با کی باید بجنگیم؟
  

[تاریخ ارسال: 12 May 2006]  [ارسال‌کننده: نادری]  [  ]  
سلام خانم مینا اسدی
من خودم امضا نکردم ولی توجیه هم نکردم؛ فقط یک سوال منو اذیت میکنه, شما که این سازمانهای جهانی را قبول ندارید, پس چزا در تظاهرات کارزار زنان که بطرف دادگاه لاهه بود شرکت کردید و در آنجا سخنرانی هم داشتید؟؟
  

[تاریخ ارسال: 11 May 2006]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
خانم اسدی با سلام ؛ آنچه را که گفته ايد عين واقيت است ولی شايد اين فريادهای اعتراض مقدمه ای باشد برای اينکه هر کداممان سنگی در دست گيريم.   

[تاریخ ارسال: 11 May 2006]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
با درود باید عرض کنم که پرواضح است که کسی به این سازمانهای امپریالیستی متوهم نیست مگر یادمان رفته است از قتل عام مردم روآندا درسال 1992که چگونه سازمانهای حقوق به اصطلاح بشر خفقان گرفته بودند این سازمانها صرفاٌبرای مطامع امپریالیستی بوجود آمده اند ودر واقع برای تحمیق توده های جهان هستنداما امضای ما یک نوع تظاهرات در مقابل این سازمانهاست وافشای آنهاست در سطح بین المللی برای آگاه کردن هر چه بیشتر توده های جهان وبخصوص طبقهءکارگر ایران که به این سازمانها متوهمند پر واضح است اگر تظاهرات شدید باشد وامضاءکنندگان بیشتری را شامل شود سازمابهای حقوق بشر (بخوان امپریالیسم)مثل هر بنگاه سرمایه عقب نشینی خواهد کرد بدیهیست اگر تظاهرات بی رونق بوده وجدی نباشد به قولی تره هم خورد نخواهند کردبه نظرم هر انسان آزاده ای وظیفه دارد از این تظاهرات دفاع کند درست مثل این است که آدم درپارلمان بورژوازی شرکت کند که هیچ گونه صلاحییت تاریخی ندارد ولی توده ها به آن متوهمند پس وظیقهء انقلابی حکم می کند در شرایط وجود قدرت دوگانه تازمابیکه بورژوازی قادر به سرکوب دموکراسی نیست در آن شرکت ورزد وبورژوازی را از درون رسوا نمایدبدون اینکه دردولت وقدرت شرکت نماید فقط ازاین طریق است که توده ها آگاه خواهند شدواین با اهداف فرد زندانی که جان خودرا برای آزادی وآگاهی توده ها می بازد مغایرتی ندارد...   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.