شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۲۴ مه ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

دفاع رادیو «سخن هفته» از هیتلر و جنایات او در استکهلم!

بهرام رحماني

توضیح: اگر از سوی مجریان «رادیو سخن» و آقای ستوده پاسخی دریافت کنیم، درج می شود. مسؤول مقالات دیدگاه

***

دیشب  دوازدهم مه 2006، دوستی زنگ زد و گفت اگر فرصت دارید رادیو «سخن هفته» را گوش کنید. مسئول و گوینده این رادیو یکی از چهره­های شناخته شده طرفدار رضا پهلوی، به نام آقای حسن اعتمادی است. کسانی که در برنامه­های ایشان سخن می­رانند برای برقراری مجدد سلطنت پهلوی تلاش می­کنند و در این راه چشمان خود را به واقعیت­های تاریخی می­بندند و هر آنچه دهانشان می­آید نثار گرایش چپ جامعه می­کنند. و با جعل و تحریف تاریخ، در جهت تبرئه حکومت دیکتاتوری پهلوی می­کوشند.

 

یکی از اشخاصی که هر هفته در این رادیو سخن می­راند، آقای دکتر «ستوده» است که زبان­شناس و استاد دانشگاه معرفی می­گردد. ایشان تمام سعی خود را به کار می­اندازد تا فسیل­های تاریخی را از قعر گورستان تاریخ بیرون می­کشد تا به شنوندگان خود بقبولاند که شاهان ایران، رهبران «عادل» و «آزادی­خواه» بودند. ایشان همچنین مبلغ دین زرتشت است. ستوده، با یک چرخش زبان، همه ملیت­ها و زبان­های مختلف ایران را نفی می­کند و غیر از زبان و ملیت فارس، بقیه را دشمن می­نامد. وی به ویژه درباره نیروهای چپ با زبان زشت و زمخت و زننده حرف می­زند و از الفاض چندش­آوری استفاده می­کند.

 

در برنامه جمعه شب رادیو سخن هفته، هم مجری رادیو و هم دکتر ستوده، پرچم فاشیسم  را با وقاحت بالا برده بودند و ستوده آن­چنان در وصف هیتلر به سر و کله خود می­زد که انگار از عزیزترین یار و یاور نزدیک خود یاد می­کند. کشتارهای میلیونی و اشغال کشورها توسط ارتش فاشیسم را به زبان می­آورد، اما به دلیل این که رضا شاه با او هم عقیده بود و در بلوک فاشیسم قرار داشت، از سقوط هیتلر ابراز ناراحتی می­کند و با خشم بر علیه ارتش سرخ شوروی که هیتلر را سرنگون کرد، سخن می­راند. ستوده­ بارها تاکید کرد که من از سقوط هیتلر توسط ارتش سرخ شوروی، ناراحت هستم. زیرا هیتلر دو بار به حکومت پهلوی ذوب­آهن داد، راه­آهن ایران راه­اندازی شد و به رضا شاه کبیر کمک­های فراوانی کرد. در جنگ دوم جهانی رضا شاه، در کنار هیتلر قرار گرفت. هنگامی که هیتلر سقوط کرد متفقین رضا شاه را از حکومت برداشتند و تبعید کردند. اگر هیتلر سقوط نمی­کرد اکنون کشور ما در جای دیگری بود. هیتلر از شاهنشاه من حمایت می­کرد و من از آن پشتیبانی می­کنم، ژرمن­ها به ما کمک کردند. اگر هیتلر یهودی­ها و دیگران را کشت و کشورهای دیگر را اشغال کرد به من چه ربطی دارد، در عوض به کشور من و شاهنشاه ما کمک کرد. زمانی که نازی­ها آلمان را رهبری می­کردند دو بار به ما ذوب­آهن دادند، راه­آهن دادند، من از آن خرسندم. من از آن پشتیبانی می­کنم، من می­خواهم در آن دوره شوروی سر به تنش نبود. زمانی که شاه ایران با چشمان خونین بود، شوروی، ژرمن را برداشت و به ایران فشار آورد. روسیه پتیاره بود  من آن را زار و خوار می­خواهم. من در شهر اردبیل بودم، ما زمین­گیر شدیم. نتوانستیم پیش برویم. من نمی­خواستم هیچ­گاه ژرمن برود.

 

مجری برنامه می­گوید: دکتر ستوده، برخی می­گویند شما در سخنان­تان از پتیاره استفاده می­کنید بدون توجه به سخنان دانشگاهی شما حرف می­زنند پتیاره از نظر آنان یعنی زن تن­فروش. امشب هم چنین کردید و درباره ارتش سرخ و شکست ژرمن­ها. لطفا دوباره توضیح دهید. من سپاسگزارم توضیح دادید که شما طرفدار هیتلر بودید و به منافع کشورمان تاکید کردید.

 

ستوده، چنین ادامه می­دهد، آموزش­های فنی و هنرستان و راه­آهن و جاده­های اتوبان از زبان ژرمنی گرفته شده است، از آن زمان گرفته شده است. این­ها را ژرمن­ها به ما داده است، چه بخواهید و چه نخواهید، خوش­تان بیاید و نیاید ما حتی اسم بچه­هایمان را گذاشتیم هیتلر. این کام به کام مردم ایران بود، رضا شاه بزرگ دل مردم ایران را خنک کرده بود. این شاهنشاه گران­مایه ارتش ایران را در شهرها به نمایش می­گذاشت. مردم می­گفتند بارک­الله ارتش ایران می­رود شهرهای قفقاز را بگیرد... من آن ایرانی هستم که می­خواهم سر روسیه را کوبیده باشم. آن­هایی که حقوق بشر را زمان شاه درست کردند چرا الان نیست این­ها دشمنان ایران هستند. داس و چکش سر شما را بریده و گردن شما را شکسته، بروید ایران را نگاه کنید... نشانه­های شاهنشاهان بزرگ را می­بینید...

 

مجری می­گوید، بسیار سپاسگزارم آقای دکتر ستوده... شنونده­ای زنگ زدند و سخنان شما را باور نمی­کردند... متشکرم که نظر خودتان را در برابر ارتش سرخ و ژرمن­ها توضیح دادید.

 

بدین ترتیب، رادیو سخن هفته و دست­اندرکاران آن و همکارانشان به جایی رسیده­اند که رسما و علنا از هیتلر دفاع می­کنند و گرایش فاشیستی خود را با دفاع از هیتلر، و با دفاع از خانواده پهلوی فاشیست، به جامعه اعلام می­کنند. نظرشان بر این است که اگر هیتلر جهان را نابود می­کرد و میلیون­ها انسان را به خاک و خون می­کشید، به ما چه ربطی دارد، در عوض رضا شاه هم نظر هیتلر بود و در بلوک­بندی­های جهانی در جبهه فاشست قرار داشت. از این رو باید ارتش شوروی شکست می­خورد و حکومت هیتلر، باقی می­ماند آن موقع رضا شاه هم باقی می­ماند. می­دانیم که این نوع تبلیغات در دفاع از هیتلر و استفاده از آرم­ها و علایم فاشیسم در سوئد و غرب ممنوع است، از این رو می­توان در دفاع از حرمت انسان و در دفاع از حقوق میلیون­ها یهودی، رهبران کارگری، کمونیست، کولی­ها، و حتی معلولین را که در کوره­های آدم­سوزی هیتلر زنده زنده سوزاندند و میلیون­ها انسان در کشورهای مختلفی که به اشغال نیروهای فاشیسم درآمده بود به خاک و خون کشیده شدند، شکایت کرد.

 

خلاصه کلام، این رادیو در دفاع از جنایات سلسله پهلوی و در دشمنی و خصومت با جنبش کارگری کمونیستی و جنبش­های حق­طلب مردم تحت ستم مانند جنبش انقلابی مردم آزادی­خواه کردستان و نفی همه ملیت­های دیگر در ایران و با تاکید به پان فارسیسم، پرچم فاشیست را برافراشته­ و در کنار هیتلر قرار گرفته­اند. از سوی دیگر سلطنت­طلبان و دیگر ناسیونالیست­ها با بی­صبری در انتظار برگزاری «کنگره ملی ایران» توسط آمریکا، محاصره اقتصادی و حمله نظامی آمریکا و متحدانش به این کشور، شب­ها و روزهای پرالتهابی را از سر می­گذارنند، به معاملات سیاسی مخفی و علنی دست می­زنند تا بلکه سوار بر تانک­های آمریکایی از روی انبوه کشته­ها و ویرانه­ها بگذرند و بار دیگر بساط سلطنت خود را در این کشور پهن نمایند؟! اما چرتشان هنگامی پاره می­شود که جنبش کارگری کمونیستی قدرت­مند، جنبش زنان، جنبش جوانان و دانشجویان و مردم تحت ستم و آزادی­خواه و برابری­طلب در پیوند و اتحاد با یکدیگر در حال رشد و گسترش و پیشروی در صحنه سیاسی و اجتماعی سراسر ایران می­بینند. جنبش­هایی که افق و چشم­انداز سرنگونی جمهوری اسلامی و برپایی جامعه نوینی را در مقابل کل جامعه قرار داده­اند، در عین حال مخالف هرگونه تحریم اقتصادی و حمله نظامی به کشور خودشان هستند، زیرا در سال­های اخیر این فاجعه عظیم انسانی را در همسایگی خود در عراق و افعانستان می­بینند.

شکی نیست که فاشیسم، مذهب و ناسیونالیسم، این گرایشات پوسیده و خرافی بورژوازی، در طول تاریخ بشری، عامل اصلی بسیاری از قتل عام­ها و جنگ­ها و کشتارها بوده­اند. در حال حاضر نیز این گرایشات چه در نقش اپوزیسیون و چه در نفش حاکمیت به ویژه در کشورهای آفریقایی و آسیایی، هم­چنان به آفریدن رعب و وحشت و ترور و جهل و جنایت بر علیه بشریت مشغولند. ناسیونالیسم، از هر نوعش لایه بسیار نازکی با فاشیسم دارد، یعنی اگر ناسیونالیسم کمی خراش داده شود، افکار فاشیستی بیرون می­زند. جمهوری اسلامی، از دل چرکین حکومت پهلوی که اتکایش به خرافات ناسیونالیستی و مذهبی تحت کنترل حکومت بود، بیرون زد و انقلاب 1357 مردم ایران را به خونین­ترین شکلی سرکوب کرد. بنابراین هم حکومت سرنگون شده پهلوی یک حکومت فاشیستی بود و هم جمهوری اسلامی. مسلما با سرنگونی جمهوری اسلامی از طریق یک انقلاب اجتماعی، جامعه ایران از شر ناسیونالیسم و مذهب رهایی یافته و جامعه آزاد و برابر و انسانی خود را خواهد ساخت.

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.