شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷ - ۱۵ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

سومين پيام فيض مهدوي
چند لحظه پيش دريافت شد

فراخوان ديدگاه
با اعتراض به‌ صدور حکم اعدام
برای نجات جان ولی‌الله فیض مهدوی بکوشیم

علی ناظر

سومين پيام ولي الله فيض مهدوي که چند لحظه پيش (25 ارديبهشت، ساعت 20:45،  به وقت لندن) دريافت شد (شنيداري)

متن پیاده شده پیام سوم ولی الله فیض مهدوی که  شب قبل از تاریخ اعلام شده اجراء حکم اعدام ( قتل) وی در تاریخ دوشنبه ساعت 20.45 به وقت لندن به دیدگاه رسیده است.

«من ولی الله فیض مهدوی از اینجا به تمام دوستان و آزادیخواهان و تمام مبارزانی که در ایران مشغول مبارزه با دیکتاتوری و ظلم هستند، اغ=عام می کنم که ما هرگز دست از مبارزه نخواهیم کشید و به یاری شما دوستان خبر آزادی را به [زودی به شما]خواهیم گفت
________
نوشتار علي ناظر پيش از دريافت پيام فوق
امروز 26 ارديبهشت است. روزي که رژيم جمهوري اسلامي مي خواهد ولي الله فيض مهدوي را اعدام کند. بنا به گزارشهاي دريافتي، فيض مهدوي در بدترين شرايط سلامت بدني، و بهترين شرايط روحي به سر مي برد. گفته شده است که وي دچار نارسايي کليوي شده و خون بالا مي آورد. وکيل مدافع او، دادخواه، که پس از گذشت 5  سال از زندان و شکنجهء فيض مهدوي، از پس تاريکي ها پديدار شده، هنوز گزارشي در مورد وضع جسمي و مراحل درمان اين اسير زجر کشيده نداده است. وکيل مدافع او، که نمي دانم از چه چيز و چه کس و چه مرجعي دفاع مي کند و فقط با راديو فردا مصاحبه داشته، هنوز مراحل اعتراض موکل خود به عمل غير انساني اعدام را به رسانه ها و مجامع بين المللي گزارش نکرده است. شايد فردا پس از اعدام و يا مرگ نابهنگام فيض مهدوي، دادخواه مانند بسياري از «مرده خور» ها به صدا در بيايد، اما نوشدارو پس از مرگ فيض مهدوي چه سود؟ مگر اشعار شاعران، و پيامهاي تسليت و شور و فتور هاي بي حد و حصر «جماعت حسابگر» پس از مرگ حجت زماني دردي را دوا کرد؟ چند نفري معروف شدند، برخي دليل براي نوشتن پيدا کردند، اما حجت زماني ها باز نگشتند.
مي خواهم، با وجود اينکه کليه علائم حاکي از به تأخير افتادن تاريخ اعدام فيض مهدوي است، دل نگراني خودم را با همه در ميان بگذارم. من به اين رژيم حتي به اندازهء يک سر سوزن هم اعتماد ندارم. تا فيض مهدوي آزاد نشود، تا علنا و عملا، رژيم عقب نشيني نکرده و حکم اعدام فيض مهدوي را ملغي اعلام نکند، من دلواپس آيندهء فيض مهدوي  هستم.
تا زماني که «زنداني سياسي» اسير اين رژيم است، حتي اگر حکمش 1 روز زندان باشد، بايد براي سلامت و زندگي او دلواپس بود. تا زماني که اين رژيم هست، بايد براي جان تک تک ايرانيان مقيم کشور نگران بود، تا زماني که تروريست هاي رژيم مقام هاي ديپلماتيک را در «سفارتخانه» ها اشغال مي کنند، بايد براي جان فعالين سياسي خارج از کشور دل نگران بود. اين رژيم جنايتکار است، و تا اين رژيم پا برجاست، بايد براي آزادي، براي ايران، و براي منطقه دلواپس بود.
نمي دانم فردا چه پيش خواهد آمد، نمي دانم اگر فيض مهدوي فردا اعدام نشود، فرداي فردا چه پيش خواهد آمد، اما مي دانم که رژيم بر مسند قدرت است، و مي تواند اعدام فيض مهدوي ها را به تعويق بيندازد، يک رو، دو روز، هفته ها، ماه ها، رژيم براي اجراي قتل اصلا عجله ندارد. رژيم هميشه اين امکان را دارد که در يک روز ابري، يک شب باراني و يا براي يک دليل سياسي فيض مهدوي را، وقتي همهء اين سر و صدا هاي سايت ديدگاه خوابيد، وقتي همهء فعاليت هاي حقوق بشرانهء برخي ديگر فروکش کرد، وقتي وکيل مدافع فيض مهدوي که از خواب زمستاني بيدار شده، دوباره به خواب مصلحتي رفت، رژيم جمهوري اسلامي فيض مهدوي را به قتل برساند.
از سوي ديگر شايد همين رژيم اسلامي به دليلي سياسي تصميم به عفو فيض مهدوي بگيرد، اما «فيض مهدوي» ها در زندان زيادند. اگر اين فيض مهدوي را نکشد، يک فيض مهدوي ديگر را خواهد کشت. همانطور که در تابستان 67 هزاران «فيض مهدوي» را به قتل رساند، و پيش از آن و پس از آن.
مي دانيد چرا؟ چون ما «يکي نيستيم». چون در ميان ما تفرقه است، چون ما سرنگوني طلبان خود محوريم. برخي که شعار «اگر اين ديگ براي من نجوشد، بگذار سر سگ بجوشد» را زمزمه مي کنند و تنها زماني ايفاگر نقش در پروژه اي هستند که نام و آدرس آنها در صدر آن پروژه بيايد، تنها وقتي که ميوه براي آنها چيده شود. برخي ديگر ، در نقطهء مقابل، آنقدر به منزه بودن خود دلبسته اند که از آنطرف بام در حال افتادن هستند. و رژيم اين را مي داند. رژيم طرف مقابل خود را خوب ارزيابي مي کند، و دقيقا براي همين خاطر است که حمايت بي دريغ و حقوق بشرانهء فعالين سياسي از فراخوان ديدگاه خارج از انتظار رژيم، جناب وکيل، و «از ما بهتران» شده است. تا الان رسم بر اين بود که رژيم بکُشد، و تني چند و مشخص اعتراض کنند. اگر رژيم عقب نشيني کرد، تني چند بهره جويي کنند، و اگر به قتل و جنايت ادامه داد، تني چند بهره جويي کنند. تا کنون رسم بر اين بود که اگر تني چند «سکوت» کنند، آب از آب تکان نخورد، صحنهء دفاع از حقوق انسان ها مختص تني چند شده بود. و دقيقا به همين خاطر است که از مدتي قبل به ناگاه در برخي از رسانه ها سکوت مرگبار حاکم شد. حمايت گسترده از فراخوان ديدگاه، لگد آشکاري بود به اين فرهنگ «انحصاري» کردن دفاع از حقوق بشر. 1180 نفر تاکنون علنا اعلام کردند که وقتي به زنداني سياسي مي رسد، «انحصارات» معني ندارد. همه «يک صف» شدند، و ديدگاه اين امکان را در اختيار همه گان قرار داد تا اعتراض خود را يکپارچه فرياد بزنند. ديدگاه در نقش يک «سرپُل» ارتباطي مابين 1180 نفر توانست نقش خود به عنوان يک رسانهء فراسازماني را ايفا کرده، و به «انحصاريون» خاطر نشان کند که هميشه نبايد ديگ ها براي ما بجوشند، مخصوصا وقتي که جان يک زنداني سياسي در خطر است.
اگر بخواهم جمع بندي کنم، اتفاقات 9 روز گذشته بر باورهايم مُهر تأييد زدند.  هميشه بر اين باور بوده ام که:

v       اگر نهادهاي سياسي اپوزيسيون از پروژه اي حمايت نکنند، سرعت به انجام رساندن آن پروژه کُند مي شود. در عين حال هميشه تأکيد مي کردم که اگر خلق تصميم به کاري بگيرد، بود و نبود نهاد هاي اپوزيسيون «علي السويه» مي شود. نهاد اپوزيسيون کارش رهبري است، و اگر، به هر دليلي صحنه را خالي کند، ديگران جايش را پر مي کنند.

v       سرنگوني رژيم با دو اسلحهء آتشين و ديپلماتيک ميسر است. هر کدام بدون ديگري محتوم به شکست است. نمي شود همه چيز را از بالا حل و فصل کرد، بايد در صحنه و همراه مردم هم بود. آنهايي که مي خواهند راه حل را در بده بستانهاي ديپلماتيک بجويند، به ناچار به راست خواهند زد؛ و آنها که تنها راه را در لولهء تفنگ مي بينند، اگر آنارشيست نشوند حتما پاسيو خواهند شد. اين اشتباهي فاحش است که بگوييم اگر براي پيشبرد پروژه اي از گلوله و سنگ استفاده نمي شود، پس بايد سکوت کرد. «سکوت، يعني که سفر به سراي سقوط».  بي شک تنها ره رهايي جنگ مسلحانه است، اما اگر در کنار آن، بخش هاي سياسي و ديپلماتيکي هم وجود داشته باشند که دليل دست آزيدن به «جنگ مسلحانه» را تعريف کنند.

v       خط رفورم، رفراندوم، و خلاصه اصلاحات، نه تنها امکان پذير نيست، بلکه گمراه کننده است. بي شک رژيم، اپورتونيسم، و قدرتمداران از رفورم و رفراندوم هاي آنچناني دفاع مي کنند. چرا که «انقلاب» خرج دارد، بها مي خواهد، و کمتر کسي است که حاضر به پرداخت «بها» باشد. اما در عمل ديده ايم که «رفراندوم» سازگارا، و «رفورم» خاتمي نه تنها با شکست روبرو شد، بلکه گمراه کننده هم بود، و توانست براي رژيم «زمان» بخرد.

v       اگر روي سخن ما به مردم باشد، و صادقانه و بدون هيچ چشمداشتي با آنها تنظيم رابطه کنيم، غير ممکن است که مردم با مهر و محبت با تو برخورد نکنند.

v       و مهم تر از همه، اگر به عنوان يک رسانه، فراسازماني باشي، و نخواهي از اين ره توشه اي براي خود جمع کني، به دنبال کسب اسم و رسم نباشي، و هر حرکتي را بنام خود ثبت نکني، و به اصول پايه اي «رسانه» پايبند باشي (خط از بالا نگيري)، بي شک مورد اعتماد مردم قرار مي گيري. ناگفته روشن است که اعتماد به يک رسانه تا زماني پا برجاست که از تعهدات خود عدول نکند.
به آنها که نمي دانند: «اعتماد» دائم العمر ضمانت نشده است.

 

همانطور که در نوشتار هاي پيشين گفتم، ديدگاه تنها يک سايت اينترنتي است، و تا يک حد محدودي مي تواند کارکرد داشته باشد. رژيم دارد در زمينه هاي ديگر هم ترکتازي ميکند و وظيفهء ديدگاه به عنوان يک سايت سياسي- خبري اين است که به آن مسائل هم بپردازد (در حد  قد و قواره اش). ديدگاه يک تشکيلات نيست، و نمي خواهد بشود. اما در عين حال بايد براي زندانيان سياسي بيشتر از آنچه که هست و مي کند، بکند (به جرأت مي توان گفت که صفحهء حقوق بشر ديدگاه نمونه است).  ديدگاه در جمع بندي «ديدگاه 7 ساله شد» تأکيد کرد که آنچه که در صفحهء حقوق بشر ديدگاه مي گذرد، عالي است اما کافي نيست، خبري است، اما «عملي» نيست. بايد راهکار بهتري انديشيد. در عين حال که ديدگاه نمي تواند (انرژي، نيرو، قدرت مالي،...) دائما درگير پروژه هاي پراتيک حقوق بشرانه باشد، بايد با انجام پراتيک هاي مشابه توان صفحهء حقوق بشر سايت را ارتقا دهد. به اين منظور از همه خواهش مي کنم پيشنهادات خود را به آدرس didgah300@yahoo.co.uk  ارسال کنند (لطفا تيتر اي ميل خود را «گام بعدي» انتخاب کنيد).
با سپاس از پشتيباني شما
علي ناظر – 26 ارديبهشت 1385

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 15 May 2006]  [ارسال‌کننده: پروانه حقیقت]  [ p-haghighat@yahoo.com ]  
آقای ناظر مسایلی که مطرح کرده اید هم درست است و هم درحقیقت درالویت های کار مبارزه است .جوانان درایران بتدریج و با شرایط بحران های موجود به پراتیک رو می آورند و چون درحال حاضر تشکیلاتی هم درداخل نیست که آنها را زیر چتر حمایت خودش بگیرد خیلی زود لو میروند و مثل حجت و ولی الله میشوند. عده ای هم درکشورهای خارجی و بخصوص ترکیه درمعرض دیپورت هستند. پیشنهاد من این است که یک صفحه مخصوص پناهندگانی که کیس پناهندگی شان دچار مشکل شده است درست شود . اعلام کنید چه کسانی حاضرند دراین رابطه کارکنند و انرژی بگذارند. البته نه اینکه دیدگاه یک ارگان حقوق بشردرست کند بلکه حدت و شدت مساله را با بحث ها و نوشته هایش روشن کند. افراد زیادی هستند که امکانات حقوق و پولی دارند و میتوانند به این پروژه یاری برسانند. فقط دیدگاه اعلام کند که هرکسی کیس پناهندگی یی میشناسد که خطرناک است و ممکن است با دیپورت باعث زندانی شدن و شکنجه و اعدام شود آنرا برای دیدگاه بفرستد و این کیس ها با اسامی مستعار و نه اصلی مطرح شوند که دیگران بتوانند آنها را بشناسند و کمکشان کنند. البته کارساده ای نیست . ولی حداقل پیشنهادش از طرف شما میتواند قدم اول کارباشد.
موفق باشید
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.