شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۶ - ۲۳ اکتبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تصويرهاى مبارزه و سركوب از ايران!

بهرام رحماني

bamdadpress@telia.com

سركوب و اختناق و فقر و محروميت جمهورى اسلامى از يك سو و مبارزه کارگران، زنان، دانش­جویان و مردم تحت ستم و آزادى‌خواه از سوى ديگر در جريان است. هر روز كه مى‌گذرد اعتراضات‏ اجتماعی در مقابل رژیم جمهورى اسلامى، رشد و گسترش بیش­تری می­یابد. اما جمهوری اسلامی و دولت­های امپریالیستی و ژورنالیسم بورژوایی در تبلیغات خود، اساسی­ترین مشکل جامعه ایران را مسئله غنی­سازی و یا عدم غنی­سازی اورانیوم توسط جمهوری اسلامی را به افکار عمومی معرفی می­کنند، در حالی که مهم­ترین مشکل جامعه ایران، سرکوب و اختناق، نابرابری و تبعیض، بی­کاری و عدم امنیت شغلی، و فقر و فلاکت فزاینده و استثمار وحشیانه مزدگیران است. جمهوری اسلامی از وضعیت پیش آمده بیش­ترین بهره­برداری را  برده و رعب و وحشت و ترور، زندان و شکنجه و اعدام را تشدید کرده است.

در چنین شرایطی، مهم­ترین ویژه­گی مبارزه این دوره کارگران و مردم آزادی­خواه ایران، سازمان­دهی مبارزه مستقل خود بر علیه جمهوری اسلامی و سیاست­های امپریالیستی که احتمال محاصره اقتصادی و حمله نظامی به ایران را مدنظر دارند، است. جنجال و هیاهویی که بین دولت آمریکا و جمهوری اسلامی در جریان است، مسئله دو دولت سرکوبگر و خشونت­طلب و جنگ­طلب است. مسلما اگر جنگی در بگیرد تر و خشک با هم خواهد سوخت و بیش­ترین قربانیان چنین جنگی نیز مردم عادی خواهند بود. این همه لشکرکشی و جنگ و خشونت دولت­های بورژوازی و در راس همه دولت آمریکا، به خاطر این است که منافع حقیر اقتصادی، سیاسی و نظامی خود را حفظ کنند. اما برعکس، جریانات رنگارنگ بورژوازی ظاهرا مخالف جمهوری اسلامی، برای نزدیکی به سیاست­های آمریکا، به همدیگر مسابقه می­دهند. از این رو جنبش کارگران و کمونیست­ها و مردم آزادی­خواه، با تمام نیرو و امکانات با جنگ­هایی که دولت­ها و فرقه­های ملی و مذهبی راه می­اندازند به مخالف برمی­خیزند. کارگران و کمونیست­ها، برای ساختن جهانی مبارزه می­کنند که در آن اثری از ظلم و ستم، تبعیض و نابرابری، جنگ و سرکوب، ترور و شکنجه و اعدام، نابرابری زن ومرد، کار کودکان و نهایت امر استثمار انسان از انسان نباشد.

تاریخ دویست ساله جنبش کارگری کمونیستی نشان داده است که این جنبش، همواره در جهت برقراری آزادی، برابری، رفاه همگانی و صلح جهانی گام برمی­دارد. جنبشی که نه تنها قساوت و بی­عدالتی را در مورد انسان­ها تحمل نمی­کند، بلکه حتی در تلاش است حیوانات و طبیعت را نیز از بی­رحمی و قساوت بورژوازی مصون نگاه بدارد. این جنبش طرفدار جهانی است که در آن مرز و تعصاب ملی و نژادی و مذهبی افسانه­­ای بیش نیست. در چنین جهانی، دیگر جایی برای تعصبات کور و تخاصمات ملی و مذهبی و نژادی باقی نمی­ماند و انسان­ها، با همبستگی و تلاش و دانش خود دنیای زیبایی برای خود و دیگران می­سازند.

طبیعی است که مسئله سرنگونی کلیت رژیم جمهوری اسلامی و برپایی یک جامعه آزاد و برابر و انسانی، در هر شرایطی در اولویت مبارزه کارگران و مردم آزادی­خواه قرار دارد.

 

در اين‌جا به چند نمونه از تصويرهاى مبارزه و سركوب از ايران اشاره مى‌كنيم .

 

آذربايجان: آيا واقعا طنز تلخ «سوسك زبان نفهم»، سبب شد كه مردم تبريز و ديگر شهرهاى آذربايجان غربى و شرقى به خيابان‌ها بريزند؟! هر طرح و سياستى پشت اين كاريكاتور توهين‌آميز به مردم ترك زبان آذربايجان خفته باشد اما در اين واقعيت هيچ تغييرى نمى‌دهد كه مردم جان به لب رسيده دنبال بهانه‌اى مى‌گردند تا خشم فروخفته 27 ساله خود را بر عليه اين رژيم جهل و جنايت بيرون بريزند.

برای مثال، زنانی که در سال گذشته به مناسبت 8 مارس، قصد داشتند کنفرانسی را در تبریز برگزار کنند، مقامات جمهوری اسلامی در این شهر، این شرط را در مقابل آن­ها قرار داده بود که کنفرانس باید به زبان فارسی باشد. قبلا اعلام شده بود که کنفرانس به زبان ترکی برگزار خواهد شد. سرانجام این کنفرانس لغو شد. یا این که باز هم سال پیش جمهوری اسلامی تلاش کرد، نام  ترکی جزیره­های دریاچه ارومیه را به فارسی تغییر دهد.

بنابراین اعتراض‏ گسترده و اجتماعی مردم شهرهای آذربایجان نبايد اعتراض‏ به يك كاريكاتور و نوشته مربوط به آن قلمداد شود، هنگامى كه اصلى‌ترين شعار اين تظاهرات «روزنامه فاشيستى را ببنديد»، در واقع اعتراض‏ به يك ارگان رسمى رژيم فاشيستى جمهورى اسلامى است. مردم به دليل اعتراض‏ به رژيم جمهورى اسلامى به اين اعتراض‏ پيوستند، در حالى كه خيلى از معترضين اصلا كاريكاتور مورد بحث را نديده بودند. از اين رو، اعتراض‏ و خواست تعطيلى اين ارگان فاشيستى و خرافى جمهورى اسلامى، هيچ ربطى به آزادى بيان و قلم ندارد.

براساس‏ آمارهاى منتشر شده، نيروهاى رعب و وحشت و ترور جمهورى اسلامى، با تيراندازى به روى مردم معترض‏، دست كم 6 نفر را در نقده، 1 نفر را در مشكين شهر و 1 نفر را نيز در اروميه به قتل رساندند.

همچنین عیوض صیادی، پیرمرد هشتاد ساله­ای که در جریان تظاهرات روز سه شنبه دوم خرداد در اورمیه، بر اثر ضرب و شتم ماموران ضد شورش، دچار آسیب جدی شده بود روز دهم خرداد ماه، یعنی هشت روز پس از بستری شدن در گذشت. به گزارش سایت «اورمو نیوز»، عیوض صیادی که در اثر ضربات باتوم و لگد ماموران دچار شکستگی از ناحیه سر و کمر شده بود، در بیمارستان امام خمینی اورمیه بستری شده بود. جسد صیادی، دو روز پس از فوت وی به خانواده­اش تحویل دادند و از خانواده وی، تعهد کتبی مبنی بر عدم اعلام علت فوت وی گرفته­اند. تنها بستگان درجه اول وی اجازه شرکت در مراسم تدفین وی را از سوی ماموران دولتی پیدا کردند. پیش از این فرزاد اسد پور، جوان ۲۱ ساله در جریان اعتراضات مردم اورمیه، یک روز پس از ضرب و شتم توسط ماموران جان سپرده بود.

حال زخمى‌هاى تبريز و نقده وخيم اعلام شده است و اين كه رژيم كشته‌هاى تبريز را از مردم مخفى كرده است دهان به دهان در ميان مردم اين شهر مى‌چرخد. رييس‏ دادگسترى آذربايجان غربى، تعداد دستگيرشدگان حوادث اخير اين استان را 250 نفر اعلام كرده است كه به اقرار وى، عده‌اى از آن‌ها كم سن و سال هستند. اما اخبارهاى غيررسمى حاكى از آن است كه تعداد كشته‌ها و زخمى‌ها و دستگيرشدگان بسيار بالاتر از آمارهاى رسمى است. در برخى شهرها نيز حكومت نظامى اعلام نشده برقرار شده است.

باندهاى جمهورى اسلامى و پان تركيست‌ها و قوم پرستان، شعارهايى را در ميان جمعيت ده‌ها هزار نفرى خشمگين سر داده‌اند كه گويا اين اعتراض‏، اعتراض‏ «ترك»‌ها به «فارس»‌ها است. چنين چيزى واقعيت ندارد و چنين تفكرى ساخته و پرداخته توطئه‌گران و باندهاى مافيايى جمهورى اسلامى و قوم‌پرستان براى ايجاد تفرقه در مبارزه آزادى‌خواهانه مردم جان به لب رسيده عليه جمهورى اسلامى است. لازم به تاكيد است كه در حركت‌هاى خودجوش‏، احتمال اين كه شعارهاى نامربوط نيز داده شود وجود دارد. اما سر دادن چنين شعارهايى ضعف شركت‌كنندگان آزادى‌خواه است. از سوى ديگر مگر كم كارگران، زنان، جوانان و دانشجويان و مردم آزادى‌خواه «فارس‏ زبان» توسط جانيان جمهورى اسلامى ترور، زندانى و شكنجه و اعدام شده‌اند؟! كارگران و مردم آزادى‌خواه ايران، بدون توجه به مليت، جنسيت و باورهاى دينى به عنوان يك طبقه عليه جمهورى  اسلامى مبارزه مى‌كنند. كسان و جرياناتى كه شعارهاى تفرقه‌افكنانه در تظاهرات عظيم شهرهاى آذربايجان سر داده‌اند قبل از هر چيز همبستگى با اين اعتراض‏ بر حق را خدشه‌دار مى‌كنند و قبل از هر چيز آگاهانه و ناآگاهانه آب در آسياب دشمن آزادى و برابرى و رفاه و شادى، يعنى جمهورى اسلامى مى‌ريزند. فراموش‏ نكنيم كه بيشتر قداره‌بندان جمهورى اسلامى، آذربايجانى هستند، خلخالى، موسوى اردبيلى، خامنه‌اى، موسوى تبريزى، از چهره‌هاى شاخص‏ اين رژيم جهل و جنايت جمهورى اسلامى است. ملاحسنى، نماينده امام در اروميه و امام جمعه اين شهر، يكى از جانيان سرشناس‏ جمهورى اسلامى است كه در سال‌هاى اوايل انقلاب بهمن 57، قتل‌عام مردم قارنا و ايندرقاش‏ را در كردستان فرماندهى كرده و در نقده نيز جنگ ترك و كرد راه انداخته بود. اكنون وى، در خطبه‌هاى نماز جمعه خود، همواره پاك‌سازى قومى كردها از مناطق آذربايجان تبليغ مى‌كند و با كلمات زشت و ناروا و فاشيستى مردم انقلابى و مبارز كردستان را تهديد مى‌كند.

البته در اعتراضات مردم شهرهاى آذربايجان، ارگان‌هاى رنگارنگ سركوب جمهورى اسلامى، مانند وزارت اطلاعات، جمعيت موتلفه، هيات رزمندگان اسلام شمال غرب كشور، سازمان تبليغات اسلامى آذربايجان شرقى، شوراى اسلامى اصناف و سياست‌گذارى بازار، نمايندگان سپاه پاسداران، وزارت آموزش‏ و پرورش‏، صدا و سيما، نيروى بسيج، امام جمعه‌ها و ..، علاوه بر اين كه سعى كرده‌اند در ميان مردم معترض‏ نفوذ كنند و با سر داد شعارهاى ضد‌فارس‏ فاشيستى، اين اعتراض‏ را تضعيف كنند، به زعم خود تظاهرات‌هايى را در دفاع از رژيم، فعاليت‌هاى هسته‌اى و... راه انداختند تا افكار عمومى را منحرف سازند.

ستم ملى در ايران يك واقعيت غيرقابل انكار است. بايد اين ستم را به رسميت شناخت و براى حل آن نيز راه سياسى و انسانى را برگزيد. برسميت شناختن حق تعيين سرنوشت ملل تحت ستم تا سر حد جدايى و تشكيل دولت مستقل، انسانى‌ترين، سياسى‌ترين و اساسى‌ترين راه حل است. در تبليغ و ترويج چنين راه حلى، ما كارگران و كمونيست‌ها و مردم برابرى‌طلب بايد مشوق همبستگى داوطلبانه و آگاهانه همه ملل ساكن ايران باشيم. راه حل‌هايى نظير خودمختارى و فدراليسم، ستم ملى را نه تنها از بين نمى‌برد، بلكه آن را تداوم نيز مى‌بخشد. مرزهايى كه دور انسان‌ها به عنوان «يك ملت و يك زبان» كشيده‌اند ديوارهايى است كه بيش­تر آن‌ها را توسط بورژوازى در جنگ‌هاى جهانى و امپرياليستى براى تقسيم جهان، كشيده شده‌اند. نمونه روشن آن مردم عرب زبان، كرد زبان، ترك زبان و...، است كه تكه‌تكه كرده‌اند و براى هر كدام به اصطلاح «كشور»‌ها، ديكتاتورهايى با قوانين ضدانسانى حاكميت مى‌كنند

مردم آذربايجان، از هر فشر و طبقه، پس‏ از مشروطيت در دولت‌ها، ارتش‏، بازار، طبقه كارگر، احزاب و سازمان‌هاى سراسرى دخيل بوده و هستند. بنابراين مردم معترض‏ و آزادى‌خواه و برابرى‌طلب آذربايجان، بايد هوشيار باشند كه باندهاى جمهورى اسلامى و پان تركيست‌ها اعتراض‏ بر حقشان را خدشه‌دار نكنند تا اين مبارزه بر حق، به يك همبستگى سراسرى تبديل شود و به يك جنبش‏ انقلابى بر عليه كل جمهورى اسلامى منجر گردد. جنبشى كه طبقه كارگر آگاه و متشكل و متحد آن را هدايت و رهبرى كند تا آلترناتيو طبقاتى خود را كه همانا رهايى خود و كل جامعه از هرگونه تبعيض‏، نابرابرى، ظلم و ستم و استثمار است.

طبيعى است كه مناطق مختلف ايران كه به زبان‌هاى گوناگون تكلم مى‌كنند، روزنامه، راديو، تلويزيون، سازمان، حزب، تشكل، كودكستان، مدرسه، دانشگاه خودشان را داشته باشند و به طور كلى بر سرنوشت خويش‏ حاكم باشند. در عين حال زبان فارسى نيز نه به عنوان زبان يك ملت برتر، بلكه به عنوان يك زبان مشترك همه شهروندان ايران، در همه سطوح تحصيلاتى تدريس‏ شود. در چنين شرايطى، هويت انسانى جاى هويت ملى و قومى و مذهبى را خواهد گرفت و جامعه را از تفرقه و جنگ‌هاى قومى و ملى و مذهبى رها خواهد كرد .

آنچه که حائز اهمیت است و باید مورد توجه جامعه قرار گبرد، این است که ستم ملی در ایران یک وافعیت است و نمی­توان آن را پرده­پوشی کرد. این هم واقعیت است که گرایشات مختلف اجتماعی و طبقات راه حل­های متفاوتی برای حل این ستم دارند. ناسیونالیسم و شوینیسم عظمت­طلب ایرانی در قدرت و در اپوزیسیون، با انکار وجود «ملیت­»­های گوناگون در جامعه ایران، به ترور، سرکوب، کشتار و پاک­سازی ملی روی می­آورند. بنابراین ناسیونالیسم در حاکمیت و در اپوزیسیون، با هر شکل و شمایل و زبانی، عامل کشمکش و خصومت و دشمنی هستند و «ملیت»­ها را در مقابل هم قرار می­دهند. تبلیغ و تاکیدشان این­ها بر «خاک»، پررنگ­تر از جان و زندگی آدمی است. تعصبات کور و عقب­مانده ناسیونالیستی و شوینیستی جوامع بشری را به قهقرا می­برند. مسلما راه حل گرایش چپ جامعه که برای رفع هرگونه تبعیض و برتری ملی ودر جهت برابری و آزادی و رفاه اجتماعی و سرنگونی کلیت جمهوری اسلامی مبارزه می­کند و خواهان به رسمیت شناختن حقوق برابری برای همه شهروندان ساکن ایران بدون در نظر گرفتن ملیت، جنسیت و باورهای مذهبی است، بی­شک انسانی­ترین و اساسی­ترین راه حل برای پایان دادن به ستم ملی است.

 

سيستان و بلوچستان: جمهورى اسلامى ايران، حدود ده هزار نفر از نيروهاى مسلح خود را با پشتيبانى توپ و تانك و هليكوپتر و هواپيماهاى بمب‌افكن راهى سيستان و بلوچستان كرده است. مقامات جمهورى اسلامى، هدف از اعزام اين نيروهاى ويژه به اين استان محروم را مانور نظامى به منظور «تامين امنيت» مناطق شرقى كشور اعلام كرده‌اند، اما واقعيت‌ها و اخبار محلى حاكى از آن است كه اين نيروها مشغول سركوب شديد و وحشيانه مردم اين منطقه و روستاهاى مرزى هستند. بنا به گزارش‏ خبرنگار اعزامى خبرگزارى دانشجويان ايران ايسنا به سيستان و بلوچستان، در رزمايش‏ بزرگى كه با نام «اقتدار» و پشتيبانى بالگردهاى هوا نيروز و هوا ناجا از روز پنج‌شنبه 28 ارديبهشت ماه در منطقه عمومى غرب زاهدان با شركت ده هزار نيروى نظامى برگزار شد، يگان‌هايى از نيروى انتظامى، نيروى زمينى سپاه و بسيج شركت داشتند. هدف از اجراى اين رزمايش‏، بررسى توانمندى‌ها و كسب آمادگى جهت تداوم عمليات عليه آن چه حكومت «اشرار و گروهك‌هاى ضد‌انقلاب وابسته به بيگانه» خوانده شد، اعلام شده است. براساس‏ اين گزارش‏، در سومين روز اجراى اين مانور بزرگ، ماموران 5 قرارگاه «نصر كرمان»، «بعثت بسيج»، «قرارگاه فتح سيستان»، «قرارگاه خراسان جنوبى»، و يك «يك قرارگاه نيروى زمينى»، طى عمليات‌هاى هماهنگ، مانورى را در مقابله با دشمن فرضى به نماش‏ بگذارند. اما در دومين روز از آغاز اين رزمايش‏، اخبار و اطلاعاتى مبنى بر فعاليت‌هاى يك پايگاه به گفته مسئولان رژیم، -‌«اشرار»‌- در منطقه «شورو» به دست آمد كه در پى شناسايى اين پايگاه، سه واحد از نيروهاى حاضر در رزمايش‏ به منطقه اعزام شد و «اشرار» را سركوب كرد. براساس‏ اين گزارش‏ تعداد چهار فروند بالگرد جنگى به همراه هواپيماهاى «فانتوم» هوا نيروز اقدام به انجام عمليات هوايى كرده و بدين ترتيب پايگاه مورد نظر در منطقه «شورو» را از زمين و هوا مورد حمله نيروهاى انتطامى قرار داده­اند. مقامات نظامى حاضر در محل بعد از اين عمليات مدعى شدند يكى از مهم­ترين پايگاه‌هاى «دشمن» را منهدم كرده‌اند.

شايان ذكر است كه استان سيستان و بلوچستان، از محروم‌ترين و فقيرترين استان‌هاى كشور است كه فقر و بيكارى و آسيب‌هاى اجتماعى در اين‌جا غوغا مى‌كند. چنين وضعيت اقتصادى و اجتماعى در استان سيستان و بلوچستان، محصول سياست‌هاى تبعيض‏گرايانه جمهورى اسلامى است.

 

دانشگاه‌ها: دانشگاه‌هاى سراسر كشور ملتهب است. جمهوری اسلامی، همه ترفندهای خود را به کار گرفته است تا دانشگاه­ها را هر چه بیش­تر در کنترل پلیسی بگیرد. دانش­جویان چپ و آزادی­خواه در مقابل این ترفندهای جمهوری اسلامی، مقومت بی­نظیری از خود نشان می­دهند. به معنی دیگر جنبش‏ دانش­جويى يك تحول بزرگى را از سر مى‌گذراند و گرايشات آزادى‌خواه و چپ و سوسياليست در بين آن­ها در حال رشد و گسترش‏ است.

در ادامه اعتراضات دانش­جويان دانشگاه تهران، سه‌شنبه 2 خرداد ماه، نيروهاى لباس‏ شخصى با شكستن درب جنوبى دانشگاه، با هدف سركوب دانش­جويان معترض‏ وارد دانشگاه شدند. دانش­جويان در مقابل اين يورش‏ نيروهاى انتظامى دست به مقاومت زدند. در جريان اين حمله بيش‏ از 50 نفر دستگير شدند و تعدادى نيز مجروح گرديدند. همچنين گفته شده است يكى از خوابگاه‌هاى دانش­جويى كه تبديل به بيمارستان صحرايى شده است مملو از دانش­جويان زخمى و مجروح است و حال برخى از آن‌ها وخيم اعلام شده است. درگيرى در كوى دانشگاه تهران تا 4 صبح ادامه داشت. خواست‌هاى دانش­جويان بازگشت دانش­جويان اخراجى، بازگشت اساتيدى كه آنان را بازنشسته كرده‌اند و پايان دادن به نظامى كردن محيط داشگاه‌ها است.

يكى از وبلاگ‌ها درباره حمله نيروهاى سركوبگر جمهورى اسلامى به دانش­جويان متحصن چنين نوشته است: «بعد از تريبون آزاد و راهپيمايى ديروز دانش­جويان دانشگاه تهران و نيز خبر استعفاى تحت فشار پنج تن از اساتيد دانشكده حقوق و ورود گاردهاى ضدشورش‏ به فضاى كوى دانشگاه از ساعت نه شب ناآرام شد. اين درگيرى‌ها هم‌اكنون در ساعت دوازده شب با ورود دانش­جويان به خيابان اميرآباد كشيده شده است و تعداد زيادى از دانش­جويان به دليل مصدوميت با باتوم‌هاى برقى و گاز اشك‌آور زخمى شده‌اند. بيش‏ از دو هزار نفر از دانش­جويان كوى دانشگاه تهران در حال دفاع از خود در برابر حمله نيروهاى نظامى هستند ... »

در دانشگاه پلى تكنيك، دانش­جويان با تجمع در برابر درب دفتر رهبرى و معاونت دانش­جويى دانشگاه خواستار استعفاى هر دوى اين افراد شدند.

در دانشگاه علامه طباطبايى، دانش­جويان معترض‏ به بازداشت رامين جهانبگلو و سركوب مردم تبريز در دانشكده ادبيات و زبان‌هاى خارجه اين دانشگاه تجمع كردند. تعدادى از دانش­جويان خواجه نصيرالدين طوسى در اعتراض‏ به كاريكاتور روزنامه ايران در اين دانشگاه تجمع كردند. تعدادى از دانش­جويان دانشگاه چمران اهواز نيز در اعتراض‏ به عملكرد رييس‏ دانشكده و مجموعه مديريتى دانشگاه تجمع اعتراضى برگزار كردند.

نيروهاى لباس‏ شخصى رژيم، از ساعت 8 صبح شنبه 6 خرداد ماه، در حالى كه مسلح به سلاح سرد بودند، وارد دانشكده حقوق دانشگاه تهران شدند. اين نيروها كه شمار آنان حدود 200 نفر اعلام شده است با چسبانيدن عكس‏ فعالان دانش­جويى بر روى ديوارهاى دانشكده به دنبال آنان مى‌گردند و با سر دادن فرياد «اين‌جا پادگان است»، قصد ايجاد فضاى رعب و وحشت در ميان دانش­جويان را دارند. اين نيروهاى سركوبگر، دو نفر از فعالان دانش­جويى را مورد ضرب و شتم قرار دادند و آنان را زخمى كردند .

 

 

دستگیری نویسندگان و روزنامه­نگاران

بدنبال اعتراضات مردم شهرهای آذربايجان، بسياری از فعالان فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و دانش­جويی توسط نيروهای امنيتی جمهوری اسلامی، تحت پیگرد قرار گرفته و زندانی شده­اند. تعدادی از بازداشت شدگان نويسنده و روزنامه­نگار هستند. در تهران، عابد توانچه وبلاگ نويس و دانش­جوی دانشگاه اميركبير و یاشار قاجار از چند روز پيش در بازداشت اطلاعات سپاه است. چندی پیش، نشريه سپاه پاسداران به نام «صبح صادق»، عابد توانچه و تعداد ديگری از دانش­جویان را به عنوان «ماركسيست­های آشوب طلب» معرفی کرده بود.

برای فريد مدرسی، وبلاگ نويس و روزنامه­نگار شش ماه زندان صادر شده است. علی حامد ايمان، مديرمسئول هفته‌‏نامه توقيف شده شمس تبريز، زهره وفايي مدير انتشارات زينب پاشا، عيوض طاها مدير نشريه سراسری يارپاق در شهر مغان، رضا کاظمی، مدير اجرايی نشريه يارپاق، يونس صفدری و بابك اجاق نويسندگان نشريه يارپاق، علی نظری مدير نشريه آراز، وحيد درگاهی نويسنده نشريه آوای اردبيل، حسن ارک، عضو شورای سردبيري هفته­نامه توقيف شده شمس تبريز، احمد رضايی، نويسنده و استاد دانشگاه، منوچهرعزيزی، چنگيز بختاور در تبريز، اروج اميری در مرند و امين موحدی در مشگين شهر، از جمله روزنامه­نگارانی هستند كه بر اساس گزارش كميته دانشجویی دفاع از زندانيان سياسی در تهران، در شهرهای مختلف آذربايجان و اردبيل دستگير شده­اند.

سازمان گزارشگران بدون مرز، در آخرين بيانيه خود تحت عنوان «سرکوب مطبوعات و روزنامه­نگاران در استان­های شمالی ايران ادامه دارد»، با محکوم کردن سانسور و سرکوب و اختناق جمهوری اسلامي، خواستار آزادی فوری روزنامه­نگارانزندانی در شهرهای آذربایجان شده است. اين نهاد مدافع حقوق نويسندگان و روزنامه­نگاران، به بازداشت شش روزنامه­نگار در استان­های آذربایجان اشاره کرده است.

خبرگزرای کار جمهوری اسلامی، «ايلنا»، چهارشنبه 10 خرداد ماه 1385، نوشت: «علی حامد ايمان، مديرمسئول هفته­‌‏نامه توقيف شده شمس تبريز پس از دستگيری، يك بار با خانواده خود تماس تلفنی گرفته و از وضعيت بازداشت خود خبر داده است.» ايلنا، همچنين روز جمعه 12 خرداد، خبر داد که دفتر روزنامه ندای آذرآبادگان در تبريز، پلمپ شده است. روزنامه ندای آذرآبادگان، از قديمی­ترين نشريات استان آذربايجان شرقی است که صاحب امتياز آن را شرکت فراز نشر تبريز و سردبير اين روزنامه و مديرعامل اين شرکت را ابوالفضل وصالی بر عهده دارد.

در حال حاضر چند وبلاگ نويس ديگر از جمله مجتبی سميعی نژاد، آرش سيگارچی و بينا داراب زند، و چند روزنامه نگار از جمله الهام افروتن، محسن درستكار و...، در زندان بسر می­برند.

سال گذشته، بیش از 30 روزنامه­نگار و وبلاگ نويس در زندان­های جمهوری اسلامی، بودند. از این رو سازمان عفو بين­الملل در گزارش اخير خود، ايران را يکی از 3 کشور ناامن برای خبرنگاران معرفی كرده است.

بدین ترتیب، ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، زندان بزرگی برای اکثریت مردم ایران، به ویژه برای فعالین سیاسی و اجتماعی، نویسندگان و روزنامه­نگاران و وبلاگ­نویسان است.

 

كارگران: بی­حقوقی و اخراج وسیع کارگران، هم­چنان ادامه دارد. بر اساس آمار رسمى وزارت كار جمهوری اسلامی، طى فروردين و ارديبهشت ماه امسال، جمعا 50 هزار و 737 نفر كارگر به دليل اتمام قرارداد كار و يا اخراج، بی­كار شده و به وزارت كار دادخواست ارائه كردند كه در مقايسه با سال گذشته 26 درصد رشد داشته است. به گزارش خبرنگار اقتصادى خبرگزارى فارس، تعداد كارگران بی­كار شده طى سال جارى به تفكيك در فرودين ماه 25 هزار و 221 نفر و در ارديبهشت ماه 25 هزار و 516 نفر بوده است. كل آمار رسمى مربوط به تعداد كارگرانى كه به دليل اتمام قرارداد كار و يا اخراج در سال 84 و 83 از كار بيكار شده‌ بودند نيز به ترتيب 40 هزار و 145 نفر و 39 هزار و 195 نفر گزارش شده است. مطابق اين گزارش، در فرودين ماه سال 84 آمار رسمی مربوط به اخراج كارگران، 21 هزار و 568 نفر و ارديبهشت ماه همان سال 18 هزار و 577 نفر بوده است، اين ارقام براى فروردين ماه سال 83، 21 هزار و 123 نفر و ارديبهشت ماه همان سال 18 هزار و 72 نفر بوده است.  

جنبش‏ كارگرى ايران، هم‌چنان به مبارزه خود عليه سرمايه داران و رژيم حامى سرمايه براى دست‌يابى به مطالبات كارگران ادامه مى‌دهد. براى مثال، در پى عدم دريافت بيش‏ از 8 ماه حقوق و مزايا، بيش‏ از 300 كارگر شركت الكتريك ايران رشت، جاده منتهى به استاندارى سابق را مسدود كردند.

با اعتصاب 150 كارگر شركت نيروگاه گازى «قليان» سنندج در روز چهارشنبه 27 ارديبهشت ماه و عملى نشدن وعده‌هاى كارفرمايان در خصوص‏ پرداخت مطالبات معوقه آنان، كارگران اين نيروگاه، بار ديگر به اعتصاب دست زدند. روز دوشنبه يك خرداد ماه، كارگران نيروگاه گازى قليان بار ديگر اقدام به اعتصاب نمودند و تلاش‏ كارفرمايان براى پايان دادن به اعتصاب آنان بدون نتيجه بود و كارگران تا روز يك‌شنبه به اعتصاب خود ادامه دادند. سرانجام كارفرمايان مجبور به پرداخت عيدى سال 85 كارگران شدند و وعده پرداخت ديگر مطالبات كارگران را دادند. كارگران تهديد كرده‌اند در صورتى كه حقوق ماه‌هاى اسفند و فروردين آنان هر چه زودتر پرداخت نشود روز پنجم خرداد ماه بار ديگر دست به اعتصاب خواهند زد.

صدها كارگر اخراجى كارخانه ريسندگى «رحيم‌زاده» اصفهان، صبح روز يك‌شنبه 31 ارديبهشت ماه در مقابل استاندارى اصفهان تجمع كرده و خواستار رسيدگى مسئولين رژيم به مشكلاتشان شدند. 300 كارگر شركت‌كننده در اين تجمع اعتراضى كه براى پنجاهمين بار در مقابل استاندارى اصفهان تجمع كردند.

شمارى از كارگران شركت قطعات فولاد ايران، روز دوشنبه يك خرداد ماه، براى چندمين بار در مقابل فرماندارى كرج تجمع كردند و خواستار پرداخت حقوق و مزاياى معوقه و ديگر مطالبات خود شدند.

بيش‏ از 70 نفر از كارگران شركت «پتروشيمى» خراسان شمالى در اعتراض‏ به عملكرد ضدكارگرى مديرعامل اين شركت در محل مجتمع پتروشيمى اين استان اقدام به تجمع نمودند.

اخیرا دستگيرشدگان اول ماه سقز در سال 1383، كه مدتى قبل از اتهامات واهى شعبه يك دادگاه سقز تبرئه شدند، مجددا احضاريه‌­هایی دريافت كرده­اند. جمهورى اسلامى، که با مبارزه كارگران كردستان و سراسر ايران و سازمان‌ها و احزاب چپ و كمونيست اپوزيسيون و با همبستگى بين‌المللى با دستگيرشدگان سقز، مجبور شد احكام واهی خود را پس‏ بگيرد، بار دیگر قصد توطئه دیگری بر علیه آن­ها دارد. جمهوری اسلامی، مجددا با طرح اتهام تفهیم نشده «تبانی جهت ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی یا خارجی» پرونده جدیدی را برای کلیه دستگیرشدگان سقز گشوده و آنان را برای روزهای 27 و 28 خرداد ماه سال جاری به بی­دادگاه احضار کرده است. شكى نيست كه اين اقدام ضدکارگری جمهوری اسلامی، همانند اقدام سال 1383، با مبارزه کارگران و مردم آزادی­خواه خنثی خواهد شد. اساسا به محاکمه کشیدن این هفت نفر، محاکمه جنبش کارگری ایران است. بنابراین همه نیروهای جنبش کارگری کمونیستی موظفند با سازمان­دهی اعتراضات گسترده در داخل و خارج كشور، این اقدام ضدکارگری جمهوری اسلامی افشا و حنثی کنند.

 

طرح عفاف: جمهورى اسلامى اعلام كرده است: «طرح عفاف براى جلوگيرى از بدحجابى در ايران اجرا مى‌شود.» سردار مصطفى متوليان، معاون تشكل‌هاى ستاد احياى امر به معروف و نهى از منكر، از اجراى طرح «عفاف» در كشور در طول سال جارى خبر داد و گفت اين طرح به منظور ساماندهى حجاب و جلوگيرى از ترويج بدحجابى اجرا مى‌شود. وى افزود، امسال طرح «تذكر لسانى» از سوى اصناف و هيئت‌هاى مذهبى كشور براى احيا و اجراى فريضه امر به معروف و نهى از منكر اجرا مى‌شود. به گفته وى، تذكرهاى شفاهى و لسانى در زمينه احياى امر به معروف و نهى از منكر بايد در بين تمامى اقشار مردم ترويج و گسترش‏ مى‌يابد، چرا كه اين دو فريضه، وظيفه شرعى هر مسلمان است.

قبل از اين نيز آيت‌الله حسين نورى همدانى، از عناصر مهم جمهورى اسلامى در قم، رنگ‌هاى «مهيج» را حرام اعلام كرده و گفته بود بانوان، بايد حجاب اسلامى را با پوشاندن تمام بدن جز چهره و دست‌ها تا مچ رعايت كنند. آيت‌الله همدانى، در پاسخ به سئوال شهردارى قم درباره فرهنگ اسلامى اين شهر، چنين جوابى را داده بود.

بدين ترتيب، طرح جديد ضد‌زن جمهورى اسلامى، شكست طرح‌هاى قبلى آن را در تقابل با آزادى‌خواهى و برابرى‌طلبى زنان را به نمايش‏ مى‌گذارد. جمهورى اسلامى با طرح جديد زن‌ستيز خود، در تلاش‏ است بار ديگر باندهاى حزب‌الهى و گرايشات مرتجع مردسالارى را در جامعه هر چه بيشتر تقويت كند تا زنان به دليل مزاحمت‌هاى خيابانى، به سياست‌هاى زن‌ستيزى رژيم گردن بگذارند .

***

بى‌شك اگر اين اعتراضات پراكنده بخش‏هاى مختلف جامعه در کنار هم قرار گیرند با یک جنبش بالنده­ای مواجه می­شویم که مهم­ترین ضعف آن، عدم پیوند آن­ها با همدیگر و عدم تشکل مستقل سراسری­شان است. یعنی اگر فرض کنیم که جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش جوانان و دانش­جویان و جنبش­های مردم تحت ستم و آزادی­خواه مستقل از دولت و اعوان و انصارش تشکل­های سراسری خود را به وجود آورند و با هم در پیوند و ارتباط دایمی باشند، نه تنها هیچ نیرویی توان مقابله با این جنبش عظیم را نخواهد داشت، بلکه جمهوری اسلامی به زانو درخواهد آمد.

طبیعتا باید برای آزادی دانش­جویان و روزنامه­نگاران زندانی، دستگیرشدگان اعتراضات اخیر شهرها آذربایجان، لغو احضار مجدد دستگیرشدگان اول ماه 1383 سقز و لغو سیاست­های ضد­زن جمهوری اسلامی، بی­وقفه تلاش و مبارزه کرد. همچنین خواهان به رسمیت شناختن زبان و فعالیت­های فرهنگی و سیاسی و اجتماعی همه «ملیت»­های ساکن ایران و رعایت حقوق برابر برای همه شهروندان این کشور و آزادی بیان و قلم و تشکل بود.

تجربه انقلاب بهمن ماه 1357، نشان داده است که با سازمان­دهی یک اعتصاب سراسری متحد و متشکل و هدفمند که در آن از کارگران صنایع نفت تا کارگران فرهنگی رسانه­های گروهی شرکت داشته باشند، جرقه­های انقلاب دیگری زده خواهد شد. جرقه­هایی که به سرعت نویدبخش جامعه نوینی خواهد شد؛ جامعه­ای که معیار اساسی آن حرمت و هویت انسانی و آزادی­های فردی و اجتماعی و برابری همه انسان­ها در همه زمینه­های اقتصادی، جنسی و ملی و بدون در نظر گرفتن ملیت، جنسیت و باورهای مذهبی است.

 

ششم ژوئن 2006

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.