شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶ - ۲۰ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

از ماست که بر ماست - سخنی در رابطه با سرکوب تظاهرات زنان در میدان 7 تیر و پیشینه آن

گلمراد مرادي

آن گونه معلوم است، جمهوری اسلامی روزهای پایانی عمر خود را می گذراند. می گویم روزهای پایانی، زیرا از نظر تاریخی یک ربع قرن، نیم قرن و حتا بیشتر لحظاتی بیش نیستند. گذشته نه چندان دور به ماخوب آموخته است که امیدوار و مطمئن باشیم، عمر دیکتاتوران، زیاد طولانی نخواهد بود. نمونه های چندی از آنان پیش روی ما هستند. هرکسی فقط هفتاد سال عمر کرده باشد، به راحتی سقوط و خواری قلدرانی در تاریخ همین قرن بیستم را مانند: رضاخان میر پنج در کشور خودمان، هیتلر آلمانی، سرهنگ های یونان، فرانکوی اسپانیا، جنرال های ناسیونالیست ترکیه، ایدی امین آفریقائی، پینوشه شیلی و مارکوس فیلیپینی را یا خود تجربه کرده و یا بخاطر می آورد. آخرین آنها صدام حسین تکریتی است که امروزه باچه شیوه تحقیر آمیزی تحت محاکمه قرار دارد که به جنایاتش رسیدگی نمایند. پس امید ما تقویت می شود که جمهوری اسلامی با این سیاستی که در پیش گرفته است، نمی تواند زیاد و یاطولانی تر از دیگران به جنایات خود ادامه دهد. زیرا اکثر آن دیگران از حمایتهای امپریالیستها کما بیش بر خوردار بودند، اما جمهوری اسلامی حد اقل به ظاهر، نه اینکه از حمایت اینان بر خوردار نیست، بلکه در مقابله با کل جهان ایستاده است. ای شاید من و هم سن و سالان من نیزشاهد بمحاکمه کشیدن عمامه بندان حاکم بر ایران و نوچه های ریز و درشت بی عمامه آنان باشیم.

 

درهرصورت تنها چیزی که حامی این رژیم قرون وسطائی است، منابع نفتی سر زمین ما و ثروت و سرمایه ملیتهای ایران و نیز بامتد جدید، جوانان محروم و نا آگاه برخی کشورهای اسلامی، آماده انتحار که آنها هم با تغذیه ازاین پول نفت دراین دنیا و به امید حوریان بهشتی در آن دنیا، می توانند باشند. متأسفانه ازاین ثروت باد آورده برای بهبود وضع اقتصادی و رفاه عمومی مردم وطنمان کمترین استفاده می شود، در عوض ملاها می کوشند فقط برای درازکردن عمر خود وخدمه گوش به فرمان، از آن بهره گیرند. اکنون ملاحظه می شود، آنان در این وضع بحرانی و زندگی اسفبار مردم، دارند میلیاردها دلار برای دست یابی به استفاده از انرژی اتمی و احتمالا درآینده ساختن بمب اتمی حیف میل می کنند و مردم را عمدا در وابستگی مطلق نگهمیدارند. در اینجا ذکر یک نکته بسیار مهم است، که داشتن سلاح اتمی و استفاده از انرژی اتمی تازمانی که دیگران دارند، حق مسلم همه ملیتهای این سرزمین خواهد بود، به شرطی که درایران یک رژیم دمکراتیک حاکم باشد. اما بمب اتم در دست رژیمی که فقط به ماندن خود فکر می کند و جان انسانها چه وطنی و چه غیر وطنی برایش پشیزی ارزش ندارد، بسیار خطر ناک است. بدون شک اگر جمهوری اسلامی قدرت اتمی را به دست آورد، به بازی خطرناکی با انحصار طلبان جهان، دست خواهد زد. بدیگر سخن اگر  اقدامی چه خودی و چه غیر خودی برای تغییر این رژیم قرون وسطائی انجام گیرد و آنها موجودیت سیستم خودرا در خطر ببینند، دست به هر اقدام وحشیانه و حتا نابودی جهان هم شده، خواهند زد. یعنی برای آنها مهم نیست اگر سر به تن یک هموطن حتا از خودی ها هم نماند. بنا بر این تصاحب تکنولوژی مدرن و از جمله بمب اتمی تا زمانی که نابودی و ممنوعیت آن مطرح نیست، حق مسلم هر ملتی است، اما نه در دست دیکتاتوران وحشی.

امروزه سیاست پر از نیرنگ ملاها بدان صورت در جامعه اعمال می شود که مردم همیشه شش خودرا درگرو پنج داشته باشند و برای بدست آوردن مایحتاج اولیه زندگی تن بهر شغلی بدهند و این رژیم از این وضع اسفبار اقتصادی مردم برای تحکیم پایه های لرزان خود، حداکثر سوء استفاده را میکند. بی دلیل نیست که مردم ملیتهای ایران جان بر لبشان رسیده و هر مسئله، چه بسا کوچک را بهانه قرار می دهند که زهر کاری و نهائی خودرا بر این رژیم بریزند. نمونه های بارز آنها خیزش مردم عرب زبان اهواز، جنبش مهاباد به بهانه ی دستگیری و کشته شدن شوانه و سرایت آن به تمام شهرهای کردستان، تظاهرات های صد هزار نفری در شهرهای آذربایجان بظاهر علیه یک کاریکتور، وخیزش زنان مبارز برای دست یابی به ابتدائی ترین حقوق خود، می باشند که رژیم را به ستوه آورده و وحشت زده نموده است. اینان برای حفظ قدرت خود، دست بهرعمل جنایتکارانه ای می زنند. یعنی به سادگی مردم عادی (زنان و مردان) را با شیوه های رذیلانه ای در مقابل هم قرار می دهند و از پاک دلی یا نا آگاهی مردم حد اکثر سوء استفاده را می کنند.

بدبختی یک جامعه دیکتاتور زده درآنجاست که از افراد توسری خور و تحت ستم در آن جامعه زود تر می توان، علیه خود آنها برای تو سری زدن و ستم روا داشتن به همنوعان استفاده نمود. اگرخوانندگان گرامی بچند عکسی که ازروزنامه های اینترنتی پیک نت و پائیز نقل شده و در پی خواهد آمد، با دقت بنگرند، به عمق فاجعه، بیشتر پی خواهند برد. امروز بعد از حدود 27 سال حاکمیت اسلام ناب محمدی در ایران و سرکوب وحشیانه زنان و مردان آزادیخواه به روشنی می بینیم که رژیم مستبد و مطلق گرای جمهوری اسلامی، تمام نیروی خود را، برای حفظ بقاء خویش بکار می گیرد. تاجائی که مأمورانی اززنان، که در واقع درچنین رژیمی هیچ حق و حقوقی حتا در قانون اساسی برای آنان در نظر گرفته نشده، به قصد سرکوب دیگر زنان و محو مطلق آزادی، تربیت نموده و با شستشوی مغزی کامل بکار گمارده اند.

 

دراینجا انسان بجای اشک خون گریه می کند، هنگامی که می بیند درمیان زنان، همان گونه که اشاره شد، در جوامع دینی بطور کلی و در جامعه اسلامی ایران بطور اخص کمترین حق وحقوقی را دارند، افراد عقده ای ونادان و عقب افتاده ای را از زن و مرد تربیت کرده و به جان مردم می اندازند. بطوری که این افراد نه فقط هیچ آگاهی و اطلاعی از حق خود ندارند و در واقع نمی دانند که چکار می کنند، بلکه حتا برای تثبیت و پا برجائی ظلم بر خود، کتک و باتوم به دست گرفته و هم جنسان مبارز خود را فقط بدلیل اینکه می خواهند ازحقوق خویش و ازحقوق این عقده ای های بی شعور دفاع کنند، سرکوب نمایند.

 

من نمی دانم، آیا این دیوانه ها (بویژه مأموران زن) ندیده و نمی بینند که در سایه آن حکومتی که از آن دفاع می کنند، دختران و زنان جوانی را تا نیمه در خاک فرو کرده و آنهارا سنگ سار می نمایند؟! آیا اینها (خواندن که هیچی، چون نمی خوانند) نشنیده اند که در قرآن کریم، سوره النساء آیه 34، "خداوند بزرگ به من مرد، این حق را داده است که اگر چنین زنانی مرا نافرمانی کنند، آنان را کتک بزنم تا آدم شوند و اگر فرمان بردار شدند، دیگر کاری به کارشان نداشته باشم"؟! آیا نمی دانند که این خداوند قادر متعال در مراجع قانونی دو نفر از زنان را برابر یک مرد به حساب آورده و در قرآن کریم سوره النساء آیه 10 بر آن تأکید شده که ارث پسر دو برابر دختر است و درجای دگر در همین قرآن شهادت دو زن در دادگاه برابر شهادت یک مرد است؟! آرزو می کنم برای نمونه روزی این خانم شال سفید بند و روسری قهوه ای، آن اندازه شعور به مغز کوچکش راه یابد که تیشه به ریشه خود نزند، همین و بس.

      

يورش پليس به تجمع زنان در ميدان 7 تير

در واقع این مأمور نادان یا نا آگاه جمهوری اسلامی در عکس بالا (اول و سوم)، شاید نمی داند، اکنون که باتوم کشیده و یا دست بند به دست زن قهرمان و همجنس و مسن تری ازخودش را زده و اورا کشان کشان به پلیس می برد که تحویل ناعدالت داده و به دست مردی که سر کوبگر خود اوست، بسپارد که این زن را بخاطر دفاع از حق مسلم دیگر زنان، مجرم بشناسد و محکوم به زندان و شکنجه و حتا تجاوز نماید، چکاری دارد می کند؟! در پاسخ به این پرسش، من فکر می کنم، متأسفانه، او نمی داند چکار می کند! و هرگز هم نفهمیده است، حق و حقوقی بیش از آنچه که عادتا به او دیکته شده و پذیرفته، داراست. خود او به احتمال قوی بعد از پایان کارش باید بخانه برود و برده شوهرش شود و نه این که طبق سوره النساء آیه 2، قرآن شریف سه زن دیگر به عنوان هم بستر شوهر و یا اگر نه "کنیز شوهرش" را به عنوان همخوابه او در کنار خود تحمل کند، بلکه گوش به فرمان باشد و اطاعت محض اورا هم بنماید؟! توی مغز کوچک او فرو کرده اند که همانند کبوتر نامه رسان، نامه حکم قتل خودش را به دست قاتل برساند و بس. به او یاد داده اند که دنیا همین طور بوده و هست و او عادتا باید در منزل برده و تو سری خور شوهرش باشد. منتها چون "جهان پیشرفت کرده" او نیز بعلاوه مطیع بودن به شوهر، در آمدی هم باید داشته باشد و گویا چون از بچگی اجازه نداشته و یا امکانی به دست نیاورده که چیزی یاد بگیرد، بنا براین فقط می تواند در شغلی به عنوان مأمور گشت حزب الله و ثارالله و غیره برای دستگیری و یا کتک زدن هم جنسان ضعیف تر از خود استخدام شود. یعنی مأمور سرکوبی، دستگیری، زندانبانی و شکنجه گری و اعتراف گیری غیر واقعی، که مثلا زندانی او دست نشانده نیروهای بیگانه است، از خارج پول می گیرد(!) و قصد توطئه و بر اندازی نظام را داشته و دارد و الی آخر، باشد.

 

بله همو طنان ارجمند، اگر این خانم و نظیر او و بیشتر ما مردان به اندازه یک جو فرا تر بیاندیشیم، به این نتیجه خواهیم رسید که زندگی کردن و زنده ماند به هر قیمتی شایسته انسانها نیست و ارزش آن راهم ندارد که ننگ سرکوب همنوعان خود را با این خواری بپذیریم. شاید به این خانم آن گونه تلقین کرده اند که در هر جامعه ای به مأموران برای جلوی گیری از خلاف کاری و "دفاع از آزادی" نیاز مبرم هست و او و نظیر او بهمین دلیل این شغل را پذیرفته اند. کاملا درست است که ما نیاز مبرم به آگاهی برای دفاع از آزادی و مأمورانی برای جلو گیری ازخلافکاری را داریم، نه مأمورانی برای سرکوب آزادی! باید ازخانمها و آقایانی که این شغل و مأموریتها را بعهده گرفته اند، خیلی ساده پرسید: چه کسانی خلافکار اند و نظم را بهم می ریزند؟ آیا آنها درباره ی تعریف واژه خلاف کاری و مجرم شناختن و واژه آزادی، هیچ فکر کرده اند؟ آیا زنان مبارزی از هم جنسان خود که فقط برای حقوق مساوی بین مرد و زن به خیابان می آیند و تظاهرات مسالمت آمیز، سازماندهی می کنند و بغیر از جلب توجه هموطنان خود هیچ اقدام دیگری نکرده اند، خلافکار و مجرم هستند و نظم را بهم ریخته اند؟! به نظرما پاسخ به این پرسشها، مطلقا منفی است. اما بازهم باید این پرسشهای ساده را ازخاله ها وعمه ها و عموها  و دائی ها و خواهران و مادران و برادران و پدران و غیره نمود و از آنها خواست که به عواقب چنین کاری که احتمالا نا خودآگاه و برای رسیدن به اهداف خاصی، در کوتاه مدت انجام می دهند، بادقت بیاندیشند.

 

آرزومندم آگاهی ما به آن درجه برسد که قادر باشیم برای روشن کردن این نوع افراد، خودمان از فرصت طلبی فاصله بگیریم، عواقب اندیش باشیم، قدمی جدی تر در راه اتحاد مبارزان بر داریم و این عادتهای کهنه و فرسوده را قبیح بدانیم و کم رنگ نمائیم. آنگاه احتمالا امکاناتی بدست خواهیم آورد که هر سیستم ظالمی را ازبنیاد برکنیم و زیرو رو کنیم و برروی آن بذر همزیستی مسالمت آمیز بارعایت حقوق برابر برای همه انسانها و همه ملیتهای سرزمینمان بپاشیم.

 

در پایان از همه سازمانهای حقوق بشر و انجمنهای زنان مبارز از جمله سازمان تازه تأسیس زنان کرد در یوتوبوری سوئد با همکاری دکتر رؤیا طلوعی، زن مبارزی که اخیرا از چنگ گزمگان رژیم قرون وسطائی جمهوری اسلامی نجات یافته و در این سازمان نو تأسیس فعال است، می خواهیم، برای آزادی زنان و مردان مبارز هم وطن که اسامی آنان طبق نوشته روزنامه اینترنتی پیک نت در زیر آورده می شود و در تظاهرات میدان 7 تیر دستگیر شده اند، نهایت کوشش خودرا بنمایند و این نا عدالتی و زیر پا گذاشتن ابتدائی ترین حقوق انسانی را از طرف جمهوری اسلامی ایران، محکوم نموده و به جهانیان بشناسانند. بنا به نوشته این روزنامه، نام های زير بعنوان دستگير شدگان تا کنونی بدین ترتیب اعلام گردیده اند:

 

 "سيمين بهبهانی نويسنده و شاعر، علی اكبر موسوی خوئينی دبير كل  سازمان ادوار تحكيم، سميرا صدری عضو شورای اين سازمان، نوشين احمدی خراسانی فعال حقوق زنان، شهلا انتصاری فعال حقوق زنان، ژيلا بنی يعقوب روزنامه نگار، ليلی فرهادپور  روزنامه نگار،  بهاره هدايت ‌دبير كميسيون زنان دفتر تحكيم وحدت، شهره  كشاورز و اعظم الهامی فعال حقوق زنان و كودكان از دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه علامه، زهرا حيات غيبی، معصومه لقمانی دانشجوی دانشگاه الزهرا،  عاطفه  يوسفی دبير انجمن اسلامی دانشگاه شريف، ليلا محسنی دانشجوی دانشگاه پلی تكنيك، دلارام آرامفر دانشجوی دانشگاه تهران، شيوا نهاوندی دانشجو  و فعال حقوق بشر، سهيلا سيادتی و منصوره مقدسی. در ضمن طبق اخبار این روزنامه شهلا انتصاری، پروين اردلان، فيروزه مظفری و تعداد ديگری از فعالان زن صبح ديروز دستگير شده بودند".

 

به امید آن روز که سرزمینمان از چنگ ظالمین آزاد گردد و زنان و مردان مبارز هم وطن ما در چار چوب یک سیستم دمکراتیک که در آن ملیتهای گونا گون  قادر به تعیین حق سر نوشت خویش باشند، به آزادی و حقوق برابر دست یازند.

 

هایدلبرگ آلمان فدرال 14 ژوئن 2006                       دکتر گلمراد مرادی

 

Dr.GolmoradMoradi@t-online.de

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
گلمراد مرادي:



[تاریخ ارسال: 15 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: رویا راد]  [  ]  
بنظر می آید آقای مرادی طرفدار این سیاست می باشد که مهم نیست ایران فعالیت های هسته ای اش برای مقاصد نظامی است یا خیر، بلکه مهم است که بگوئیم که چنین است تا وضعیت آنرا بحرانی کنیم. من به این نوع برخورد که سیاست بازی را جای حقایق می گذارد بسیار بدبین هستم و نتایج آنرا مثل نتایج دروغهای آمریکا قبل از حمله به عراق می دانم. علیه جمهوری اسلامی اتکا به حربه های استعمار بسیار نابخردانه است. این موضوع منو یاد سفارت نشینی های دوران مشروطیت می اندازد. علیه جمهوری اسلامی باید طوری سخن گفت که به ارتقای جهانبینی مردم بیانجامد نه صرفا تغییر رژیم، و نه باز کردن دست استعمار. به مردم یاد ندهیم که برای رسیدن به هدف، اتکا به گمان و دروغ ایرادی ندارد. اگر چنین نکنیم، با تغییر رژیم، دروغگوی ماهر تر را روی کار می آوریم. خطای نابخشودنی دیگر آقای مرادی این است که می گوید داشتن سلاح اتمی حق هر کشوری است. چون سلاح اتمی برای استفاده ساخته می شود و چون در رقابت میان سازندگان تعداد و قدرت تخریب آنها افزایش می یابد، سلاح اتمی به جنگ اتمی کشیده و موجب تخریب کره زمین و احتملا تمام انسانها می شود. دفاع از حق داشتن سلاح اتمی، و به عقیده من حتی تولید انرژی اتمی، بسیار ایده و دیدگاه خطرناکی است و به قصاوتهای هواداران آنها در مورد حل مسائل جامعه انسانی باید شک کرد. بلاخره اینکه، حتی اگر جمهوری اسلامی برنامه دراز مدت ساخت سلاح اتمی داشته باشد، لاقل می گوید که ندارد یعنی دروغ می گوید، اما آقای مرادی باید از جمهوری اسلامی بدتر باشد که می گوید ساختن سلاح هسته ای بطور مشروط ایرادی ندارد. در واقع دروغ جمهوری اسلامی مترقی تر از راست آقای مرادی است.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.