شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۲۴ مه ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

کدام تیم ملی را تشویق کنیم؟

عباس رحمتی

« مطلبی  که در زیر میاید بررسی اوضاع و احوال تیم ملی فقط از نظر تشکیل و برخورد مسئولین با تیم ملی  است و نه  از نظر فنی که آن هم خود فرصت دیگری می طلبد .»       

مطالبی که آقای مصداقی درمورد تیم ملی فوتبال ایران و شخصیت های ملی وهنری ایران نوشته بودند بسیار جالب و خواندنی بود و جالب تر اینکه ایشان مختصر اشاره ای به  تاریخچه ی بازیهای فوتبال  ایران در راه و پروسه جهانی شدن  فوتبال ایران داشته اند . ولی ایشان فقط به مسئله ملی قضیه پرداخته اند و اشاره ای به   ابعاد فاجعه در ورزش  اشاره ای  نداشتند !

درست است که تیم ملی هر کشوری نماینده تمامی مردم آن کشور است و تیم ملی ایران نماینده  رژیم جمهوری اسلامی است ولی آیا می توان تمامی بازیکنان را شخصیت  های ملی دانست ؟

معمولا  تیم ملی هر کشوری از ز بدترین افراد انتخاب می شوند و انتخابی هستند ولی در ایران بیشتر  با زیکنان تعیین شده و انتصابی هستند به این صورت که رژیم برای  تیم های ملی لیست از قبل تعیین شده خودش را جلوی مربیان قرار میدهند و می گویند تیم ملی را از میان این لیست انتخاب کنند .به همین خاطر در سالها ی گذشته خیلی از مربیان خارجی در ایران نماندند و رفتند!

 " آری هان " یکی از بهترین مربیان فوتبال، وقتی برای تشکیل تیم ملی به ایران می رود یک لیست پنجاه نفری را جلویش قرار میدهند تا تیم ملی فوتبال  را انتخاب کند ولی " آری هان " می گوید : من با این شیوه کار نمی کنم ما تیم ملی فوتبال مان را از میان 5 هزار نفر انتخاب می کنیم نه از 50 نفر که با مخالفت مسئولین رژیم مواجه میشود و بلادرنگ ایران را ترک کرده و به هلند باز می گردد.

رژیم در پشت پرده کارهای دیگر ضد ورزشی  و ضد ملی و ضد انسانی انجام میدهد که اشاره ای مختصر به دارم ، بعنوان مثال افرادی مثل سعید امامی طراح قتل های زنجیره ای را همیشه در فدراسیون ها می گمارد تا ورزشکاران مخالف رژیم و یا غیر خودی ها به تیم های ملی  راه پیدا نکنند به  قول "صفر ایرانپاک " (فوتبالیست ملی پوش  سابق) : سعید امامی  همیشه در زمین فوتبال حضور دارد تا افرادی را از سازمان امنیت  در فدراسیون ها ی ورزشی بر سر کار گمارد تا اوضاع و احوال تمامی ورزشکاران را زیر نظر داشته باشند و تا در سفر های خارجی دردسرهای پناهندگی و.... را نداشته باشند ولی با این حال خیلی از ورزشکاران وقتی  به کشور های خارج می آیند از اردو های ورزشی فرار کرده و پناهنده کشور میزبان می شوند و این نتیجه بیرون آمدن ورزش ایران از دل سازمان امنیت رژیم است !

وجه سیاسی از طریق تیم ملی  !

درست است که تیم های ملی ایران است و این تیم ها تعلق به ایرانی دارد  ولی رژیم  در صدد است که از طریق تیمها ی ملی برای خود وجه سیاسی  بسازد ، برای اطلاع تان بگوئیم در جام جهانی 1934 در ایتالیای فاشیستی زمان موسولینی ، سردمداران ایتالیا با تبلیغات و برنامه ریزی دقیق می خواستند القاء کنند  که گویا تیم ملی ایتالیا است و نه سمبل و نماد فاشیسم و جنایت آنان ، بلکه نماینده  توده ها ی ستمدیده ایتالیایی است .

از طرفی با فشارهای زیادی که روی مردم آورده می شود و با اینکه بیشتر مردم میدانند که این تیم ملی واقعی  ایران نیست ولی آنها از هر امکانی استفاده می کنند  تا صدای اعتراض شان را بلند کنند با کوچکترین بردی از تیم های ورزشی به خیابان ها می آیند و به رقص و پایکوبی می پردازند. حتی جالب است بدانید این بار با وجود شکست از مکزیک(1-3) برای ابراز وجود و دهان کجی به رژیم باز به خیابانها  می آیند و عزا و اعتراض را با هم  انجام میدهند !

تیم ایدئولوژیکی :

رژیم تیمهای ملی ایران را با  بسیج اشتباه گرفته و  همیشه خواسته  یک تیم ایدئولوژیک راهی میدانهای ورزشی کند، جالب است بدانید زمانی بود که " پرویز دهداری " مربی تیم ملی فوتبال سالهای بعد از قیام در اردوهای تیم ملی اول تفسیر قرآن می کرد و اگر وقتی می ماند به فوتبال هم اشاره ای می کرد .درحال حاضر هم بشکل های دیگر دعا و سینه زنی و نمازهای اجباری و.....  در اردوهای ورزشی  ادامه دارد ! 

 ولی این تفکر در میان بعضی از  بازیکنان ملی پوش  نتیجه عکس داشته است و باعث شده است که بسیاری از ورزشکاران از اردو های ورزشی فرار کنند و پناهنده کشورهای میزبان شوند که در هر مورد باعث از بین رفتن پرستیژ نداشته رژیم شد ه است.

یکی از دوستان که عضو تیم ملی  واترپلو ایران  بود میگفت " شبهای مسابقه آنقدر دعا خوانی و سینه زنی راه می انداختند که دیگر رمقی برای مسابقات بین المللی با قی نمی ماند و اذیت آزار و فشارهای  دیگری که از آنها فاکتور می گیرم  ، همین ها بود که باعث می شود تا لقای ش را بر بقای ش ترجیع دهد  و باقی ماندن در تیم را بی فایده دانسته و سرانجام  در آلمان پناهنده می شود .

فوتبال اسلامی !

رژیم در رابطه با ورزش هم خر را می خواهد وهم خرما را ،هم از جنبه های ملی/ ورزشی آن استفاده می

 کند وهم استفاده های سیاسی / اسلامی آنرا می خواهد . ما نورهای احمدی نژاد در زمین فوتبال کنار ملی پوشان فقط جنبه های سیاسی ندارد او قصد صادرات ورزش ا سلامی را هم دارد .  

در روزهای قبل از اعزام تیم ملی فوتبال ایران به آلمان احمدی نژاد  به فوتبالیست ها گفته بود زیاد به تاکتیک و تکنیک فکر نکنید در زمین به خدا و اسلام (و حتما ) فکر کنید  همه چیز پیش میرود وی آنقدر بی حال بااین تیم راهی جام جهانی برخورد می کند که همه فوتبالیست ها خوابشان می گیرد !

 باید اشاره کرد درحال حاضر تمامی مسئولین ورزش ایران از پاسداران و سردمداران و امنیتی های شکنجه گرانی است که  دستان شان بخون جوانان ایرانی آغشته است و تا  بتوانند در دل تیم های ملی نفوذ می کنند،تا جایی که بتوانند ورزشکاران از قماش خودشان را به اردو های تیم ملی فرا می خوانند. یعنی فدراسیون های ایران مثل یک جاسوس خانه عمل میکنند تا یک  نهاد ورزشی !

وقتی هدایت ورزش ایران بدست این رژیم ارتجاعی جنایت پیشه است چه طوری می توانیم برای تیم ملی ایران دل بسوزانیم ؟

وقتی ملی پوشان زیر پرچم عقرب نشانی که رژیم درست کرده است مسابقه میدهند چگونه انتظاری  می توانیم از این تیم داشته با شیم ؟ آیا می توان از ملتی که حتی پرچم کشورش را از آن گرفته اند  انتظار داشت تیم ملی اش را تشویق کند ؟

ورزشکاران ما در میدان های ورزشی کدام پرچم را به اهتزاز در آورند و یا ملت ما ، کدام سرود را به همراه ملی پوشان کشورشان  باید بخوانند و به آن افتخار کنند ؟ سرودی که ساخته و پرداخته ذهن آخوندی است ؟

اخیرا  در بازی با مکزیک بدون این که بازیکنان حتی از محتوی آن اطلاع داشته باشند، باعث آبرو ریزی دیگری برای رژیم آخوندی شد ! ولی در مقابل چشم میلیاردها بیننده در سراسر جهان ، مکزیکی ها با خواندن سرود ملی شان استاد یوم نورنبرگ را به لرزه درآوردند .

ملت ما با کدام پرچم  در میدانها ی ورزشی  حضور یابند و کدام پرچم را بر روی دوش های ش حمل کند و به تشویق تیم ملی اش  بپردازد ؟ و دریک کلام  ملت ما چگونه می تواند این بود و نمود را و این تضاد های ریشه ای را حل کند ؟

وقتی رهبر و بنیانگذار رژیم در جلوی دوربین ها  ورزشکاران ملی را به سخره میگیرد چه انتظاری می توان داشت که مسئولان (پیرو چنین رهبر ی ) به ورزشکاران ملی  توجه خاص داشته باشند ؟ [1]

وقتی ورزشکاران عکسهای خمینی و خامنه ای را در بیشتر مسابقات حمل می کنند کدام ایرانی می تواند بازهم به طرفداری و تشویق این تیم بپردازد ؟

البته باید گفت حتی در میان بازیکنان هستند کسانی که با دیدن اوضاع و احوال داخل اردو و برخورد های  غلط رژیم برای تیم ملی دل نمی سوزانند  ، چرا که همیشه  همه چیز را در خدمت رژیم میدانند .

یکی از دکترهای تیم ملی فوتبال ایران که همکار م بود  چندین سال بیش برایم تعریف می کرد : بعد از مسابقه به فلان بازیکن  می گفتم چرا گل خالی را نزدید ؟  در جوابم گفت دکتر برای چی و برای کی گل بزنم به من چه چیزی میرسد نام و عکس چه کسی بالا میرود ؟ دکتر من کاپیتان تیم ملی  هستم (ف-پ )ولی هنوز پول اجاره خانه ام را پدرم میدهد . از طرف دیگر بازیکنان خودی ها ( نور چشمی ها) را تمام امکانات  ورزشی و مالی را در اختیارشان قرار میدهند و حتی فردی مثل دایی را اختیار تام ( کاپیتان ) میدهند که برای سایر بازیکنان خط و نشان می کشد که باعث اخراج خیلی از بازیکنان خوب از اردوی تیم ملی میشود![2] 

درمورد تک تک افراد و دست اندر کاران ورزش ایران می توان خروار ها نوشت و می توان دلایل زیادی آورد که نباید حتی این تیم ملی ها  را تشویق کرد چون سودش مستقیما به جیب رژیم می رود .

همین طور که گفتم  محدودیت هائی  که رژیم برای بازیکنان غیره خودی ایجاد می کند تعدادی از اعضاء تیم حتی حاضر نیستند نتایج خوب از بازیها بگیرند وقتی بازیکنان اجازه گردش و خرید آزاد و... را نداشته باشد و کلا وقتی مثل داخل کشور بازیکنان در اردوهای ورزشی از طرف امنیتی ها بازیکنان تیم های  ملی زیر زره بین هستند .

وقتی در بین بازیکنان،  خودی و غیره خودی (تبعیض ) قائل میشوند و تیم را از حالت  تهاجمی  بیرون می آورند و آن را به مافیای قدرت و باند سرکوب تبدیل می کنند.  چگونه می توان انتظار داشت ورزش ایران به جایی برسد و چگونه می توان این چنین تیم ملی را تشویق کرد ؟

وقتی کاپیتان تیم  ملی مشخص می کند چه کسی به تیم ملی بیاید و چه کسی نیاید و همین فرد در آرایش تیم (ارنج ) دخالت می کند چه انتظاری از مردم دارند که مشوق این تیم باشند .

همین فشارها یی که چند روز پیش در اردوی تیم ملی فوتبال ایران در آلمان بو جود آمد بعضی از بازیکنان مخالف ادامه  بازی دایی بودند و معتقد بودن که باید او دیگر در تیم نباید باشد ! و همین امر باعث می شود که اردو بهم بریزد . آیا این خود توطئه ای نیست  که توسط عاملین رژیم صورت می گیرد تا به ریش مردم بخندند؟ حقا که دشمنان مردم از حماقت کامل برخوردارند .

و اما از همه اینها گذشته وقتی رژیم آخوندی هنوز خون میریزد  و هنوز آزادی ها را سرکوب می کند و هنوز زندانیان سیاسی  در ایران را زیر شدیدترین شکنجه ها شهید می کند و هنوز زنان کشور  را در خیابان میزنند و دستگیر میکنند (22خردادامسال)  ملت آذربایجان  و خوزستان در زیر فشار شدید دستگیری های شبانه  روزی هستند و اختناق بر کل کشور حاکم است و  در چنین شرایطی که تمامی دانشجویان زیر فشارهای امنیتی هستند  باز هم باید تیم ملی را که با نظارت سازمان امنیت رژیم تشکیل میشود تشویق کرد و باز هم باید برای چنین تیمی با دل سوزاند؟

_____________________________________________________________________

[1] خمینی در دیدار با ورزشکاران  به محمد نصیری  قهرمان وزنه برداری جهان به مسخره به او می گوید تو چقدر کوچولو هستی !

[2] علی دایی   تمام امکانات و اختیارات تیم ملی را دراختیار دارد بعد از اینکه از آلمان برگشت (بایرمونیخ )

برای سوگلی شدن فقط دوتا مر سدس بنز آخرین مدل به رهبری تقدیم میکند و امتیاز تولیدی  « تریکو دایی» را می گیرد و درحال حاضر خود مافیای بزرگ اقتصادی شده است که درقبال این مرحمت رهبری با پول های با آورده میگویند 3/2 خرج های فدراسیون فوتبال را آقای کاپیتان میدهد . وی باعث شد " ایمان مبعلی " اولا دی  " فرهاد مجیدی "  نیک بخت واحدی و...... به آلمان نیایند !

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
عباس رحمتی:



[تاریخ ارسال: 18 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: منوچهر حقیقت]  [  ]  
آقای عزیز این چهار نفری که نام بردید یعنی " ایمان مبعلی " اولا دی " فرهاد مجیدی " نیک بخت واحدی انقلابی هستند و بقیه رژیمی. بابا دست از این تحلیل‌ های آبکی بردارید. اگر این‌ ها را انتخاب می‌ کردند چه می‌ گفتید. مثلا ایمان مبعلی انقلابی را می‌ گذاشتند جای آندرانیک تیموری رژیمی؟
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.