شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۵ اوت ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

چه بايد كرد؟
سخنراني مسعود رجوي

امجديه - خرداد 1359

مسعود رجوي

« هر جمعيتـي که بخواهد آزادي بحث و انتقاد را محدود بکند، اسلام را نشناخته است...
...براي انقلابي آزادي هاي انقلابي شوخي بردار نيست...
... به قيمت خون به دستشان آورده ايم و تا پاي جان هم از دستش نمي دهيم...
... هر کس که بخواهد آزادي هاي انساني، انقلابي و اسلامي را محدود بکند؛ نه انسان را و نه انقلاب را و نه اسلام را شناخته، آزادي ضرورت دوام انسان در مقام انسان است، وگرنه با حيوان فرقي ندارد..»


براي  ديدن كليپ  سخنراني اينجا را كليك كنيد

منبع: سيماي آزادي




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
مسعود رجوي:



[تاریخ ارسال: 22 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: اردشیر]  [ ardeshir_99@yahoo.se ]  
شهرام گرامی. هر چند که تا حدی از اصل مطلب دور شده ايم ولی بايد خدمتان عرض کنم که به نظر من اگه عکسی ( حتی در حد عکس تولد و عروسی ) موجب ناخوشايندی و دردسر است بهتره که چاپ نشود ، ولی اگه چاپ شد تغيرات از نوع سانسوری ناشايست ميباشد. چرا که موجب بی اعتباری است. حالا از شما سوالی دارم ؟! گيريم مرحوم طالقانی چند صباح بيشتر زنده بود و از بدشانسی همانند ۹۹% ساير آخوندها و حتی از جمله دخترش ،جانب رژيم را ميگرفت آيا بايد چهره پدر طالقانی از اصل عکس محو بشه ؟؟ و يا مثلا اگه خيابانی قربانی و شهيد نميشد و بمانند پرويز يعغوبی رهبريت رجوی را زير سوال ميبرد ، تکليف چيه آيا عکس او راهم بايد محو کرد [ همانطور که آگاهانه و ناشيانه تصاوير پرويزيعقوبی را از عکس های تاريخی مونتاژ و پاک کردند] و در نهايت ياد استالينيست ها ميافتم که تصوير تروتسکی را از عکسهای تاريخی دوران انقلاب وکه در کنار لنين داشت محو کردند. در هر صورت روزگار غريبی است زمانی «اعدام انقلابی » کليه مستشاران آمريکايی در ايران افتخار مجاهدين بود و اکنون عکس گرفتن با سناتورهای امپرياليسم جهانی . تکليف اين «عکس ها » در آينده چه ميشه ناآشکاره. هر چند که تکنيک ديجيتال معجزه آفرين است و حتی تصوير نطق لنين را در تولد مثلا بنده را ميتونه به اثبات برسانه !!! با سپاس اردشير غريب   

[تاریخ ارسال: 21 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: فرزين]  [  ]  
هم ميهن گرامی، آقای پيمان!
نمی دانم کی ما ايرانی ها از گوشه و کنايه زدنها و نيش زدن به يکديگر دست برخواهيم داشت. شما باز هم به من تهمت می زنيد که مثلا ناصادقانه برخورد کرده ام! متاسفم که شما نمی خواهيد به ايده های نو توجه بفرماييد.

امروزه ما با ديکتاتوری مخالفت می کنيم ولی بايد هشيار باشيم تا به دام ديکتاتوری بدتر نيافتيم. باز هم می گويم: نيرويی که تکرو و سکتاريست باشد، نمی تواند دمکراسی را بما هديه کند. متاسفانه کمتر سازمان سياسی ايرانی را می توان سراغ داشت که واقعا دمکراتمنش باشد. و متاسفم که بسياری از هوادارن هر سازمانی که شما فکرش را بکنيد، گرايش به سرکوب و تنش آفرينی و فالانژيسم دارند؛ تا ژرف انديشی و به نقد کشيدن مواًع سازمان خودشان.
  

[تاریخ ارسال: 21 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [ shahramfazel1360@yahoo.com ]  
آقای اردشیر غریب نوشته اند که: "در ضمن نکته قابل توجه در اين عکس ، سانسور تابلو خمينی در اين عکس ميباشد."
خوب اینکه چیزی بدی نیست! حالا ما چرا باید خودمان را با دیدن عکس آن نکبت خونخوار یعنی خمینی حیله گر و قاتل هزاران تن از بهترین فرزندان ایران ناراحت کنیم چرا که این سانسور خواهد بود؟!خیلی خوب بسیاری از مردم ایران و نمایندگان سیاسی آنه در زمان کوتاهی بعد از انقلاب ضد سلطنتی گول خمینی شیاد را خوردند زیرا در عمل ندیده بودند که او بیشتر از دوروغ گوی بیشرم نیست. امید است که هر چه زودتر مردم ایران این رژیم جنایتکار را از تمام صحنه های زندگی خود سانسور کنند! ما را چه شده است که اینقدر در معیارهای قلابی لیبرالی آلوده شده ایم که نمی توانیم تحمل زودن تصویر این شیاد جانی را تحمل کنیم و فوری به رگ غیرت آزادی خواهی مان برمی خورد؟! نه! بگذارید هر چه بیشتر این رژیم را در تمام زمینه ها سانسور و تکه تکه و حذف کنیم!
  

[تاریخ ارسال: 20 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: اردشیر غریب]  [ ardeshir_99@yahoo.se ]  
رجوی « ..... ... هر کس که بخواهد آزادي هاي انساني، انقلابي و اسلامي را محدود بکند؛ نه انسان را و نه انقلاب را و نه اسلام را شناخته، آزادي ضرورت دوام انسان در مقام انسان است، وگرنه با حيوان فرقي ندارد..». به عقيده من تاريخ مصرف اين گونه استدلالها و دفاع از اسلام انقلابی و انقلاب توحيدی و ... ،سالهاست که تمام شده است. . اعتقاد به اسلام و شيعه امری خصوصی و قابل احترام ميباشد. اما اينکه به اصطلاح «اسلام راستين»مدافع حقوق انسانی و آزادی و عدالت ميباشد برای من قابل قبول نيست. جوامع ايدئولوژيک و مذهبی هرگز مدافع آزادی نبوده اند. در ضمن نکته قابل توجه در اين عکس ، سانسور تابلو خمينی در اين عکس ميباشد. ارشير غريب   

[تاریخ ارسال: 20 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [ shahramfazel1360@yahoo.com ]  
وظیفه نیروهای مترقی است که کمک کنند که جنبش های مردمی و پیشرو هر چه متشکل تر شده و اگر دچار اشتباهاتی هم شده اند با گفتگو های مثبت به نزدیکی این نیروها ختم شود و نه بلعکس. مجاهدین خلق بعد از ضربات دهه شصت از یک مرحله بیرون نگری وسیع به درون نگری محدود فرو رفتند و این در شرایط منفعل موجود در آن زمان قابل درک بوده و احزاب و سازمانهای مترقی دیگری نیز دچار این گونه تحولات شدند ولی ان دوران گذشته و اینک باید تلاش کرد که مجاهدین دیگر باره با سایر نیروهای مردمی ایران اتحاد عمل کرده و فاشیسم مذهبی را با رهبری خردمندانه خود با بقیه احزاب مترقی ایران نابود کنند. در این زمان باید به نزدیکی خیرخواهانه زحمتکشان ایران کمک کرد ونه طرد انان. ما باید با استقلال فکری و سیاسی و احترام به دیگر احزاب مردمی در مبارزه با رژیم فاشیست خمینی متحد شویم و اجازه ندهیم تقاوت هایی اندک باعث پراکندگی مان در سرنگونی حکومت جهنمی آدمکشان خمینی شود.   

[تاریخ ارسال: 20 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: پیمان]  [ peyman@yahoo.com ]  
آقای فرزین فکر می کردم صادقانه گفتگو میکنیم. از خیرش گذشتم. شما نقدا طلب دموکراسیتان را از آخوند کنید. پادزهر دیکتاتوری فقط آگاهیست وبس.
آقای آریا فعلا زمان انتقاد از رژیم آخوندی و بی اعتنایی این جمع به "افکار عمومی" و "پاسخگویی" دژخیمان رژیم به "افکار عمومی" است.
درباره مجاهدین، این مردم ایران حتما بعد از سرنگونی پاسدار اولی نژاد جانی، به قضاوت خواهند نشست. همینطور که در حال حاضر، بعنوان مشتی از خروار، حمایت توده ای ایرانیان در خارج کشور، به قضاوت در مورد آنان نشسته اند.
بطور یقین این ملت، خائنین و جنایتکاران و جاسوسان رژیم آدمخواران نیز بی نصیب از قضاوت به هنگام سرنگونی خود نخواهمند گذاشت.
  

[تاریخ ارسال: 20 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: آريا مهربان]  [ mehrabaneto@yahoo.fr ]  
اين حرفها ما زماني است كه مجاهدين براي
حق ملا خور شده و پايمال شده مردم مبارزه مي كردند نه براي حقي كه رهبرانشان فكر مي كنند به آنان تعلق داشته(رهبري) و خميني آن را بالا كشيده. به هر حال اين حرفها مال وقتي است كه مجاهدين بخشي از نيروهاي پيشگام مبارزات مردم ايران براي دموكراسي را تشكيل مي داند و هنوز به اشراف و از « مابهترون» تبديل نشده بودند. شعار ايران رجوي - رجوي ايران نمي داند و مريم عضدانلو هم «مهر تابان آزادي» نشده بود و مجاهدين خلق ايران
هم «سربازان مريم و مسعود» نشده بودند. خود محور بيني ساليان دراز بعداز
«انقلاب ايدئولوژيك» - كه چيزي جز تبديل كردن يك سازمان متشكل انسانهاي مبارز و انقلابي، به مريدان متعصب رهبري امام گونه و غير قابل انتقاد نبود-، و پرخاشگري و حرمت شكني نسبت به منتقدان و بي اعتنايي به افكار عمومي، چايي براي مصرف اين فرمايشان نگذاشته اشت. آنجه لازم است انتقاد از خود و پاسخگويي به افكار عمومي در مورد انتقاداتي كه به عملكرد رهبران ابن سازمان وارد است، مي باشد
  

[تاریخ ارسال: 20 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: محمد]  [ mamad@netcologne.de ]  
سانسور و تحریف تاریخ ضد روشنگری است.گوشه ی سمت راست عکس را می گویم. آدم یاد جورج ارول می افتد. برای نسلی که آنروزها را ندیده یادآور میشوم که در تمام کنفرانسهای آنزمانی مجاهدین غکسهای خمینی و طالقانی بالای سرشان بود.
می شود برای آن تحلیلی داشت اما تحریف زیبنده ی شما نیست.
  

[تاریخ ارسال: 20 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: فرزين]  [  ]  
من در پی جدال لفظی نيستم، ولی شما که مرا متهم به داشتن غلط املايی می کنيد، آيا هيچ شده است نشريه مجاهد را بخوانيد؟ دهها غلط نگارشی و... در هر شماره مجاهد يافت ميشود.
می دانم به بعضی ها بر می خورد اگر بگوييم ما دمکراسی می خواهيم. بلا نسبت.
در ضمن، اگر قرار باشد هر نيرويی از سوی خود نمايندگان مجلس، شهرداران، استانداران و نيز رييس جمهور و وزيران راـ ولو بطورموقت ـ تعيين کند، جنگ 72 ملت را پايانی نخواهد بود.
مگر خمينی چه کرد؟ او بدون در نظر گرفتن نيروهای ديگر انقلابی، بازرگان را و سپس مجلس فرمايشی را به مردم تحميل کرد.
  

[تاریخ ارسال: 20 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: الهه رمضانی]  [  ]  
از چند ماه پيش به اين طرف سايت ديدگاه هر روز با مطالب خوب و متنوع خدمت بزرگی به فارسی زبانان می کرد و من و بسياری از دوستانم را به سوی خود کشيد. اما بخصوص اين اواخر متاسفانه سايت ديدگاه هرازگاهی خودش را با سايته جمشيد پيمان و منصور قدرخواه و... کوک می کند. آقای ناظر آيا درج اين مطلب چقدر ضروری است آنهم در حاليکه سايت های مجاهدين آنرا و نظائر آنرا هر روز انتشار می دهند ؟ اشتباه نشود من مخالف مجاهدين نيستم. اما دوست عزيز سايت خوبتان را اينجوری دافعه دار نکنيد . آيا شما آقای ناظر لازم می بينيد هر چند وقت يکبار با مجاهدين بيعت کنيد؟ اگر جز شما دوستان ديگری هم به انتشار ديدگاه کمک می کنند آيا وجدانا آنها هم راضی به انتشار وقت و بی وقت اينگونه مطالب اند؟ خواهشا به دل نگيريد اما درج اينگونه موارد در بالای ديدگاه اصلا خوشايند نيست. خود دانيد. الهه رمضانی   

[تاریخ ارسال: 20 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: ثريا ز]  [ soraya2000@yahoo.com ]  
کاش آقای فرزين به خودشان زحمت ميدادند و پيش از توهين و قضاوت هر سازمان سياسی به آلترناتيوشان توجه ميکردند و مطالعه ميکردند. ودرطرح شورای ملی مقاومت که حداقل 20 سال پيش تصويب شده، ميخواندند که مجاهدين نيز مثل بقيه افراد و سازمان های عضو شورا، بر جدايی دين از دولت تعهد کرده اند. در مورد انتخاب
مجلس و رئيس جمهور هم ايشان حکومت در تبعيد و اپوزيسيون را با حکومت در قدرت اشتباهی گرفته اند. اصلا اگر مردم ما ميتوانستند آزادانه نماينده مجلس و رئيس جمهور انتخاب کنند که ديگر ديکتاتوری نبود و نيازی به مقاومتی به اين شکل نبود و اصلا اين حکومت هم نبود. شايد هم ايشان همان فرمهای گذشته را ترجيح ميدهند که معلوم نباشد که کی به کی و چی به چيست. نه برنامه ايی، نه رهبريت مشخصی، نه هدفی. تا شايد که يک دجال ديگری مثل خمينی تو ی ماه توسط استعمارگران سبز شود و دوباره انقلاب
مردم ايران سر بريده شود. نخير! اتفاقا که بايد هر سازمان سياسی مدعی آلترنتيو, برنامه مشخص و شاخص اجرايی مشخص داشته باشد. علوم سياسی يک علم است و به دل و تعاريف و تصورات ما نيست.

  

[تاریخ ارسال: 20 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: پیمان]  [ peyman@yahoo.com ]  
آقای فرزین کم لطفی مینمایند. البته دفاع مجاهدین بعده خودشان است. اما من ایرانی هم نظر خودم را دارم. مجاهدین نیروی مرکزی شورای ملی مقاومت هستند. نه آن. مجلسش از نمایندگان شورا تشکیل شده. رئیس جمهورش برای ششمامه ،دولت موقت است. در اساسنامه شورا -که در تیرماه سال 60 تشکیل شد - بر جدائی دین و دولت تاکید می کند. اینکه آقای فرزین از خود بعنوان ما نام میبرند و بنام ملت ایران مجاهدین را ذیصلاح میدانند سه حالت دارد یا ایشان غلط املائی دارد، یا خود را نماینده ملت ایران میداند، یا از رای مردم ایران بعد از سرنگونی رژیم در مورد مجاهدین آگاهی دارد. راستش مورد سوم مرا می ترساند، چون این علم غیب و وصل به آن عالم نادیده، دراین 27 ساله در انحصار ملا شده.
بهرجهت از پخش سخن مسعود لذت بردم. یکی بخاطر هوشیاری ایشان و دومی به این دلیل که مرا به یاد دوران پرشور و بالنده اوایل 57 انداخت. پیروز باشید.
  

[تاریخ ارسال: 19 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: فرزين]  [  ]  
جنبش مرمسالاری از مشروطيت تا کنون از مراحل گوناگونی گذشته است. هرچند سامانی مردمی را هرگز نداشته ايم، آگاهی به آنچه بايد داشته باشيم گسترده تر و ژرفتر شده است.
اينک ما در پی دمکراسی و سکولاريسم هستيم و هر نيروی سياسی را با اين محک می سنجيم.
و اما سازمان مجاهدين خلق نه دمکرات است و نه سکولار.دمکرات نيست، زيرا همه نمايندگان مجلس و رييس جمهور را از بين اعضای خود برگزيده است. يعنی برای مردم، حق انتخاب قايل نيست.
اين نيرو سکولار نيست، زيرا پايه نقد خود را اسلام قرار می دهد. در جامعه سکولار، دين بايد از سياست جدا باشد.
  

[تاریخ ارسال: 19 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: ناظم]  [  ]  
خیلی جالب بود... فکر کردم که جالبه که این حرفها در دورانی زده شده که همه چیز به هم ریخته بود به لحاظ سیاسی و هر گروهی ساز خودش رو می زد و خمینی غول وحشت و امامت و رهبری به بلعیدن بهترینها.... و خیلی از این حرفها قابل فهم واسه همه ما ها که شاهد ربوده شدن انقلاب بودیم نبود...انگار همین دیروز بود... کاش میفهمیدیم و همه دست به دست هم همانجا مقهور قدرت کاذب خمینی و نام دروغین اسلام اونمی شدیم... ممنون از شما که این مطلب رو گذاشتین خیلی از سوالاتم رو جواب گرفتم و حالا می فهمم که بهای آزادی چه سنگین هست و چه کسانی رنج بدست آوردن آنرا به جان خریدهاند...
از سایت دیدگاه هم که سعی بر ایجاد فضای سالم برای برخورد دیدگاههای متفاوت می کنند متشکرم...موفق باشید
  

[تاریخ ارسال: 19 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: مریم عبادی]  [  ]  
سلام عرض می کنم.من این مطلب راشنیدم به نظرم تاریخ مصرفش گذشته است.البته ببخشید ها.می خواستم نظری هم در مورد بخش فراسو بدهم و ان اینکه مطالب این قسمت خیلی خسته کننده شده است و دیگر ان جذابیت سابق را ندارد.با تشکر   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.