شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۶ - ۲۳ اکتبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

مبارزه زنان و بربریت جمهوری اسلامی!

بهرام رحماني

bamdadpress@telia.com تجمع روز ٢٢ خرداد ماه 1385 زنان كه با عنوان «تجمع مسالمت‎آميز زنان در اعتراض به قوانين زن‌ستيز» برگزار شد با یورش وحشیانه نيروی انتظامی، برگ دیگری به کارنامه سیاه جمهوری اسلامی افزود. این هجوم نیروی انتطامی، به تجمع بر حق زنان و مردان آزادی¬خواه و برابری¬طلب، اصولا باید بار دیگر به همه افراد و جریانات متوهم به جمهوری اسلامی نشان دهد که کلیت این رژیم، یک رژیم تروریست و آدمکش و خشونت¬طلب است، از این رو انتظار اصلاحات توسط آن نیز توهمی بیش نیست. چنین جریاناتی چه بخواهند و چه نخواهند عملا تاکنون به ادامه حیات غیرانسانی و انگل¬وار جمهوری اسلامی یاری رسانده¬اند. جمهوری اسلامی، بیش از 27 سال است که با توسل به زور، خشونت، ترور، شکنجه و اعدام بقای ارتجاعی خود را به جامعه تحمیل کرده است. بنابراین، مبارزه و تلاش برای تحمیل هرگونه رفرم و اصلاحات به رژیم جمهوری اسلامی، باید در خدمت استراتژی برچیدن بساط کلیت این رژیم باشد. تجمع اعتراضی غروب 22 خرداد به قوانين زن ستيز رژیم، با حضور نزديك به بیش از ٥٠٠٠ تن در ميدان هفت تيرآغاز شد که با یورش بی¬سابقه نيروهای انتظامی و لباس شخصی¬ها مواجه گردید. نیروهای انتظامی و ضدشورش دستگیرشدگان را با چهار مينی¬بوس نيروی انتظامی، به اماکن نامعلومی منتقل كردند. علاوه بر این در اثر برخوردهای شديد فيزيكی و پرتاب گاز فلفل و اشک¬آور كه به مصدوم شدن تعدادی از زنان و مردان برابری¬طلب منجر شد، خشم تجمع¬کنندگان را برانگیخت. در پشتییانی و همبستگی با تجمع زنان معترض، بسياری از كسبه محل نیز مغازه¬های خود را تعطيل کردند. نیروهای امنیتی سرکوبگر صبح دوشنبه، یعنی پیش از آغاز تجمع اعتراضی زنان، با هجوم به منزل برخی از سازمان¬دهندگان و فعالین این حرکت، از جمله منزل شهلا انتصاری، وی را بازداشت کردند. همچنین نیروهای امنیتی در ساعات پایانی تظاهرات، به منزل فعالان این حرکت، از جمله نوشین احمدی خراسانی، شهلا انتصاری، پروین اردلان و...، یورش بردند و اقدام به تفتیش و نیز تخریب اموال شخصی و منزل مسکونی آنان کردند. بنا به اظهار مقامات امنیتی - پلیسی جمهوری اسلامی، در تجمع روز دوشنبه 22 خرداد ماه ميدان هفت تير، ۷۰ نفر بازداشت شده¬اند كه از اين تعداد ۴۲ نفر زن و ۲۸ نفر مرد هستند.» «جمال كريمى¬راد» سخن¬گوى قوه قضائيه اين خبر را در نشست مطبوعاتى خود كه در دفتر رياست زندان اوين، با حضور خبرنگاران داخلى و خارجى برگزار کرده بود اعلام کرد و در عين حال افزود: «اين افراد در زندان اوين نگهدارى مى¬شوند. بنده شنيده¬ام كه اين بازداشت¬شدگان در تجمع مزبور برخى اظهارات خلاف شرع هم داشته¬اند.» هر چند که بازداشت¬شدگان پس از چند روز بازجویی و آزار و اذیت آزاد شدند، اما اعتراض 22 خرداد زنان به کلیه قوانین ضد¬زن جمهوری اسلامی، در تاریخ مبارزه زنان ایران به عنوان یک روز درخشان مبارزاتی ثبت گردید. بار دیگر مبارزه زنان برای رهایی از یک¬سو و سرکوب سیستماتیک زنان توسط جمهوری اسلامی و بربریت این رژیم از سوی دیگر، در مقابل افکار عمومی جامعه ایران و جهان قرار گرفت. جمهوری اسلامی، برای اولین بار برای سرکوب شدید اعتراض زنان، از زنان پلیس استفاده كرد. زنان پلیس با باتوم زنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و به روی آنان اسپرى ¬پاشیدند. در سرکوب وحشیانه این تظاهرات زنان پلیس با قيافه¬هاى خشن باتوم بلند سبزشان را بر سر زنان و مردان معترض فرود ¬آوردند. بخش دیگری از زنان پلیس و حزب¬الهی نیز با معركه¬گیری برای متفرق کردن معترضین، اعمال زهرا خانم جلو دانشگاه تهران در سال¬های اوایل انقلاب را تداعی کردند. زنانی که با هجوم وحشیانه نیروهای انتظامی در خيابان¬های اطراف پراکنده شده بودند، از جمله با جسارت شعار می¬دادند: «قوانين ضد زن منسوخ بايد گردد!»، «ما زنيم، انسانيم، شهروند اين دياريم، اما حقی نداريم!» و... شایان دکر است که تجمع زنان در پارك دانش¬جو به مناسبت هشت مارس نیز با هجوم وحشیانه نیروهای امنیتی سرکوب شده بود. در قطعنامه پايانی خوانده نشده تجمع 22 خرداد زنان که اکنون در سایت¬های اینترنتی منتشر شده، از جمله آمده است: «از زمان صدور فرمان مشروطيت تاكنون يك¬صدسال می‎گذرد. در طول اين صد سال كه در كشور ما، قوانين مدون شده حقوق انسانی زنان ناديده گرفته شده است و از همان زمان، زنان ايرانی برای دست¬يابی به حقوق برابر و انسانی تلاش‎های بسيار كرده‎اند. اما هم‎چنان اين روند ناعادلانه تداوم يافته است. ... از اين‎رو مطالبات ابتدايی‎مان را بار ديگر با صدای رسا اعلام می‎كنيم و می‎گوييم: 1ـ ما خواهان حق برابر طلاق با مردان هستيم... 2ـ ما خواهان ممنوعيت تعدد زوجات هستيم و می‎خواهيم در قانون صريحا چندهمسری ممنوع اعلام شود. 3ـ ما خواهان حقوق برابر در ازدواج هستيم از جمله لغو قانون مشروط شدن شغل‎ زن به اجازه‎ مرد، بالا بردن سن ازدواج دختران¬(از 13 سال) و پسران به 18 سالگی، لغو اجازه‎ پدر و جد پدری در ازدواج دختران، لغو قانون تمكين، لغو مشروط كردن سفر و خروج از كشور زنان متاهل به اجازه‎ مرد، لغو قانونی كه رياست خانواده را به‎ طور مطلق در اختيار مرد قرار می‎دهد و عدم مشروط شدن تابعيت زنان و فرزندان به تابعيت شوهر و...4ـ ما خواهان حضانت و به‎ ويژه ولايت فرزند توسط پدر و مادر به ‎طور مساوی هستيم... 5ـ ما خواهان آن هستيم كه سن مسئوليت كيفری برای دختران و پسران به 18 سال تغيير يابد. يعنی اگر دختری 9 ساله و پسری 15 ساله مرتكب خطايی شود او را مانند يك فرد بزرگ سال مجازات نكنند، چون طبق قوانين حقوق بشری و نيز كنوانسيون حقوق كودك، افراد زير 18 سال كودك به ‎حساب می‎آيند. از اين‎رو ما می‎خواهيم كه مسئوليت سن كيفری هم برای دختران و هم پسران به 18 سال تغيير يابد. 6ـ ما خواهان حق شهادت برابر با مردان و حق قضاوت برای زنان در دادگاه‎ها هستيم... 7ـ و بالاخره ما خواهان آن هستيم كه «قراردادهای موقت كار» كه زندگی زنان شاغل را بيش از مردان دچار تزلزل و فروپاشی می‎كند به ‎سرعت لغو گردد و زنان و مردانی كه استخدام می‎شوند با قراردادهای رسمی كار، آينده‎ شغلی‎شان تضمين گردد. و در نهايت اعلام می‎كنيم كه چنانچه به خواسته‎های برحق ما زنان پاسخ داده نشود به اعتراض مسالمت‎آميز خود ادامه خواهيم داد.» این مطالبات گر چه مطالبات ابتدایی در جهت برابری زن و مرد است، اما از آن جایی که برآورده شدن این مطالبات پایه¬های مذهبی جمهوری اسلامی و مردسالاری را سست می¬کند، به همین دلیل سردمداران جمهوری اسلامی به تکاپو افتاده¬اند تا با آفریدن رعب و وحشت مانع از گسترش این مطالبات و اعتراضات زنان برابری¬طلب شوند. اما همه می¬دانند که اکنون وضعیت جامعه ایران به جایی رسیده است که نه این رژیم می¬تواند به خواست¬های جنبش¬های اجتماعی حق¬طلب گردن بگذارد و نه سرکوب¬های وحشیانه¬اش کارساز است. اساسا امروز بیش از هر زمان دیگری کل موجودیت رژیم جمهوری اسلامی، توسط اکثریت مردم ایران زیر سئوال رفته و سرنگونی¬طلبی به یک جنبش اجتماعی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، هجوم پلیسی به تجمعات و اکنون تجمع اعتراضی زنان، نه تنها نقطه قوت رژیم نیست، بلکه برعکس نشان¬دهنده ترس و وحشت آن از گسترش این اعتراضات اجتماعی است. از این رو سرکوب اعتراضات و تظاهرات کارگران، دانش¬جویان، سرکوب اعتصاب رانندگان اتوبوس¬رانی تهران، سرکوب اعتراضات مردم آذربایجان به تبعض و نابرابری و تحقیر «ملی» و اكنون سرکوب وحشیانه تجمع زنان همگی ريشه در ترس و وحشت رژیم و سردمدارانش از تبديل شدن این اعتراضات به یک حرکت اجتماعی سراسری است. از سوی دیگر تبلیغات جمهوری اسلامی و دولت¬های غرب و در راس همه دولت آمریکا عمدتا به مسئله فعالیت¬های اتمی جمهوری اسلامی محدود شده، فرصت مناسبی را برای جمهوری اسلامی در جهت سرکوب اعتراضات توده¬ای فراهم کرده است. در حالی که کشمکش و تخاصمات بين دولت آمريکا و رژيم جمهوری اسلامی، کم¬ترین ربطی به منافع زنان، دانش¬جویان، کارگران و مردم آزادی¬خواه ايران ندارد. رژیم جمهوری اسلامی و در راس همه دولت¬های سرمایه¬داری دولت ایالات متحده، در جنگ و کشتار و ویرانی، شکنجه و اعدام، نقض حقوق پايه¬ای مردم و استثمار کارگران کارنامه مشترکی دارند. در آمريکا از زمان به قدرت رسيدن بوش، حقوق زنان از طريق ممنوعيت سقط جنين و ازدواج همجنس¬گرايان تا تبلیغ خرافات مذهبی ضد زن سلب شده است. همچنین دولت بوش، از هر فرصتی برای بازپس گرفتن آزادی¬های دمکراتيک مردم آمریکا استفاده می¬کند. شکنجه زندانيان در زندان¬های ابوغريب و گوانتامونا و اعدام¬های گسترده در آمریکا، بخش دیگری از کارنامه دولت بوش است. وحشی¬گری¬های سربازان آمریکا در عراق و افغانستان و تجاوز به دختران و زنان و ربودن آن¬¬ها، هم¬چنان ادامه دارد. سرکوب و کشتار مردم این کشورهای اشغال شده به کسب و کار روزمره سربازان آمریکایی و متحدانش و دار و دسته¬های مذهبی و ناسیونالیستی تبدیل شده است. آن بخش از اپوزیسیون راست که به دلیل منافع حقیر خود، چشم خود را آگاهانه و عامدانه بر این همه جنایات بی¬شمار دولت آمریکا می¬بندند و مردم را در انتظار نگاه می¬دارند؛ یا کسانی که انقلاب مخملی آمریکایی را تبلیغ می¬کنند، آشکارا خاک به چشم جنبش¬های حق¬طلب و مردم آزادی¬خواه می¬پاشند. بنابراین ضروری است که فعالین و سازمان¬دهندگان حرکت¬های اعتراضی نسبت به سوء¬استفاده¬های این جریانات هوشیار باشند. یعنی در بیانیه¬ها و قطعنامه¬هایشان صریحا هرگونه حمله نظامی به ایران و محاصره اقتصادی این کشور را صریحا محکوم کنند و بر مطالبات بر حق خود پافشاری نمایند. اکنون صف¬بندی¬های جدیدی در میان گرایشات مختلف اپوزیسیون ناسیونالیستی و راست در حال شکل¬گیری است که عمدتا سیاست¬ها و جهت¬گیری¬های خود را با سیاست¬های آمریکا در خاورمیانه و ایران هماهنگ می¬کنند. بدین ترتیب، هر دو طرف کشکمکش، يعنی دولت آمريکا و جمهوری اسلامی، هر ¬کدام برای رسيدن به اهداف غیرانسانی اقتصادی، سیاسی و نظامی خود از قربانی کردن صدها هزار انسان هیچ ابائی ندارند و این را در عمل نیز به اثبات رسانده¬اند. جمهوری اسلامی، باید با قدرت و نیروی اتحاد و همبستگی طبقاتی کارگران، زنان، جوانان و دانش¬جویان و مردم آزادی¬خواه سرنگون شود تا جامعه سرنوشت خود را در دست خویش گیرد و عدالت اجتماعی و برابری و آزادی و رفاه را جایگزین فقر و فلاکت، شکنجه و اعدام، جنگ و کشتار، تبعیض و نابرابری سازد. ما همراه با هم سرنوشتان خود در سراسر جهان نبايد بگذاريم تجربه دردناک و هولناک عراق و افغانستان، این بار در ایران تکرار شود. جمهوری اسلامی، بیش از 27 سال است که سرکوب سیستماتیک زنان را در راس برنامه¬ها و اولویت¬های مهم خود قرار داده است. سرکوب سیستماتیک زنان و ایزوله کردن نیمی از جامعه از فعالیت¬های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، به نفع این رژیم¬ دیکتاتور ستم¬گر و استثمارگر است. بنابراین بی¬جهت نیست که جمهوری اسلامی، حتی ابتدایی¬ترین حق مسلم زنان ايران، از جمله حق اوليه انتخاب پوشش، تسلط زنان بر بدن خویش، حق طلاق، حق سفر، حق سرپرستی از فرزند و بسياری از حقوق ديگر زنان را با توسل به قوانين قرون وسطایی و مجازات¬های اسلامی مانند سنگسار، قصاص، شلاق، زندان و شکنجه و اعدام، از آنان سلب کرده است. در طول تاریخ زنان مبارز و برابری¬طلب، همواره در صف مقدم مبارزات مردم زجر کشیده و ستم¬دیده قرار داشتند بی¬شک، این بار نیز جنبش زنان به مراتب قدرت¬مندتر و اجتماعی¬تر از گذشته، در تحولات سرنوشت¬ساز جامعه ایران در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی و برقراری یک جامعه آزاد و برابر و عادلانه نقش برجسته¬ای را ایفا خواهد کرد. اما برای تحمیل رفرم و اصلاحات به جمهوری اسلامی مانند اضافه دست¬مزد، بیمه بیکاری، لغو نابرابری و تبعیض جنسی و لغو قوانین ضد¬زن، لغو کار کودکان و تامین زندگی آنان، آزادی تشکل و بیان و اعتصاب و...، نه تنها نباید منتظر انقلاب بود، بلکه باید به طور روزمره برای این خواست¬ها و مطالبات مبارزه کرد. مسلم است که همه نیروهای سیاسی و اجتماعی چپ و سوسیالیست و آزادی¬خواه وظیفه دایمی و بی¬وفقه دارند که برای لغو قوانین ضد¬زن و آپارتاید جنسی، برای آزادی دستگیرشدگان اعتراضات آذربایجان، برای آزادی نویسندگان، روزنامه¬نگاران و وبلاگ نویسان، برای آزادی منصور اسانلو، از سیاه¬چال¬های مخوف جمهوری اسلامی، و برای لغو احضار دوباره دستگیرشدگان اول ماه 1383 سقز به دادگاه، کمپین¬های اعتراضی سازمان دهند و در جلب حمایت و پشتیبانی کارگران و افکار عمومی مردم جهان با مبارزات سیاسی و اجتماعی آزادی¬خواهانه جامعه ایران کوشا باشند. نه به جنگ امپرياليستی، نه به جمهوری اسلامی، مبارزه برای سرنگونی کلیت رژيم جمهوری اسلامی، گام مهمی در جهت رهايی زنان و کل جامعه از نکبت مردسالاری و قوانین ارتجاعی مذهبی و استثمار است! * برگرفته از نشریه جهان امروز، نیمه اول ژوئیه 2006

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



[تاریخ ارسال: 04 Jul 2006]  [ارسال‌کننده: مهناز مکری]  [  ]  
با سلام البته حرفهای گفته شده در این مطلب چیز تازه ای نبود اما قسمتی که صحبت از حمایت از دانشجویان و نهضت زنان بود ایا اینها تنها در حرفهای کسانی مثل شما و یا دیگر گروه هاست و یا واقعا این حمایت ها انجام می گیرد.مثلا وقتی در همین دیدگاه مطلبی در مورد یاشار قاجار و یا عابد توانچه مطلبی نوشته شد و در ان حرف از این دو نیروی فعال دانشجویی در بند و حمایت از انهابود کسی صدایش در نیامد که حتا زبانی در حد یک کامنت از این مقاله و این افراد حمایت کند.متاسفانه فاصله عمیقی بین فعالان در ایران و اپوزیسیون خارج از ایران افتاده .من فکر می کنم ابتدااپوزیسیون خارج از ایران می بایست با شفقت بیشتری به دانشجویان در بند و حرکت زنان نگاه کند تا چه برسد به حمایت گسترده و عملی.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.