شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ - ۱۹ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

بد و بدتر

يادداشت هفتهء علي ناظر

علی ناظر

به جاي يادداشت هفته [نوبت من نبود اما رفيقي که نوبتش بود متاسفانه شديدا بيمار شده است] جنگ لبنان، جنگي معمولي نيست. از يک سو ارتش اسرائيل که مسلح به مجهزترين ادوات نظامي است قرار دارد، و در سوي ديگر حزب الله که در عرض يک دههء اخير از بهترين آموزشهاي کماندويي/چريکي زير نظر فرماندهان نظامي ايراني و سوري برخوردار بوده، صف آرائي کرده است. از يک سو اسرائيل که با زور سرنيزه سرزمين فلسطين را به اشغال خود درآورده است قرار دارد، و در سوي ديگر، يکي از مرتجع ترين نهادهاي سياسي-ايدئولوژيک مي رود تا موقعيت خود را به عنوان «القاعده» اي «رسمي» و قابل قبول دو جهان غرب و اسلام رقم بزند. از يک سو، اسرائيل به نمايندگي از طرف صهيونيسم و جهانخواران، کمر بسته تا براي هميشه شکل و ماهيت انديشه ورزي اسلامي و جنبشهاي اسلامي در خاورميانه را سرکوب کند، و در سوي ديگر، رژيم جمهوري اسلامي براي آخرين بار دست به تنش زايي زده تا توان خود را به عنوان عنصر مطرح و تعيين کننده در منطقه به کشورهاي منطقه و در گستره اي جهاني به اثبات برساند. از يک سو، اگر اسرائيل در اين جنگ نابرابر و خانمان سوز پيروز شود، مبارزات مردمي از زير زمين بيرون کشيده شده و روند دموکراتيزه شدن منطقه ماهيت راديکال خود را از دست داده و وارد پروسهء رفورميسم مي شود، و در سوي ديگر، اگر حزب الله در دفاع از خود موفق شود، نطفهء جنگي با ابعادي گسترده تر شکل خواهد گرفت و نيروهاي ارتجاعي منطقه را به دامان جنگهاي فرسايشي و تروريستي خواهند کشاند. به نظر من، حزب الله آمر و باعث اين جنگ، و اسرائيل عامل اين جنگ است. و اگر در اين معادله تغيير صورت نگيرد کودکان بي دفاع در لبنان، فلسطين و در اسرائيل را از سرنوشت غم انگيزي که بيش از 60 سال است برايشان رقم خورده رهايي نخواهند يافت. روند صلح در خاورميانه بر دو پاشنه مرتبط مي چرخد: * اسرائيل بايد در گام اول، و به عنوان پيش شرط، دست از قتل و کشتار مردم فلسطين، و سياست خانمان سوز و تنش آفرين برداشته و به صلحي دائمي که در آن کليه خواست هاي مردم فلسطين به رسميت شناخته شده باشد، تن بدهد. * جهان عرب و غرب بايد در جبهه اي متفق رژيم جمهوري اسلامي را کاملا ايزوله کرده، و از جنبش رهايي بخش مردم ايران، بدون واهمه از ترفند هاي جنگ طلبانه و تنش زاي رژيم، حمايت کنند. دول آمريکا و انگليس (و اروپا) که تا ديروز در هماهنگي با دولت اسرائيل به ادامهء حيات رژيم جمهوري اسلامي ياري مي رساندند، و خواستهاي به حق مردم فلسطين را ناديده مي گرفتند، نمي توانند، تنها به اين خاطر که تصميم به بازنگري در استراتژي خود گرفته اند، يک شبه انتظار معجزه داشته باشند. تا زماني که صلح به معني واقعي در فلسطين جامهء عمل نپوشد، تا زماني که شوراي امنيت ملل متحد با صراحت کامل اسرائيل را محکوم نکند، تا زماني که اسرائيل متوجه نشود که ماه عسل 60 ساله به پايان رسيده و ديگر نمي تواند خودسرانه و بدون توجه به کنوانسيون ژنو، و ... به مردم بي دفاع کشورهاي همسايه حملهء نظامي کند؛ و به همان نسبت، تا زماني که رژيم جمهوري اسلامي بتواند با شعله ور کردن خاورميانه به حيات خود ادامه دهد، مردم ايران، عراق و افغانستان و لبنان و اسرائيل و مصر و ... مستمرا بهاي گزاف خواهند پرداخت. تنها راه رهايي مردم ايران و خاورميانه سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي و مهارکردن افسارگيسختگي هاي بي رويهء اسرائيل است. علي ناظر 15 امرداد 1385

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 08 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: سحر]  [  ]  
آقای سل تی تی عزیز: کدام عقل سلیم یا منطق دیپلماسی می گوید شما دشمن اصلی مردم ایران را در خانه و وطن خود را رها کن و دایهً مهربانتر از مادر همسایه های دور ونزدیک شو ؟ چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. با پولها و دلارهائی که ملایان در حفظ نظام ولی فقیه از شکم گرسنهً مردم ایران صرف باجدهی و هزینهً تروریستهای خود کرده و در خاورمیانه و حتی در کل جهان به باد میدهند، میشد کل خاورمیانه را با سیاستهای احترام متقابل و حسن همجواری و همزیستی تاثیر گذاشته و اداره کرد. ولی از آنجا که کبوتر افعی نمی زاید، لذا ملایان وحشی با طینت فاسد خود قادر به ادارهً مردم ایران و اصلاح و تغییر خود نیز نیستند، چه برسد به اصلاح همسایه. از طرفی شما خود بهتر میدانید که مانع اصلی ایجاد و پا گرفتن دمکراسی در عراق نیز دخالتهای تروریستی ولی فقیه است نه آمریکا.
و درست به همین جهت آخوندها مسیر سرنگونی خود را با جهل و جنایت در داخل و خارج، با دست خود صاف میکنند و البته این امر سرنگونی بزودی بدست مبارزین و آزادیخواهان مردم ایران به حقیقت خواهد پیوست.
  

[تاریخ ارسال: 07 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: ماهرخ سنائی]  [ mah2003@yahoo.com ]  
آقای علی يحی پور، آيا به خودتان زحمت ميدهيد که پيش از افترا زدن، تحقيق کنيد؟ کجا مجاهدين از اسرائيل به خصوص در جنگ لبنان حمايت کرده اند؟ شما موضع گيری عليه حزب الّه و رژيم و سياستهايشان در لبنان را حمايت از اسرائيل قلمداد ميکنيد؟ به خودتان زحمت بدهيد و پيش از توهين و افترا سايت های رسمی آنها را بگرديد تا اطلاعيه های محکوميت بمبارانهای مردم لبنان را پيدا کنيد. ميشود در ضمن توضيح دهيد که يک سازمان سياسی ايرانی، چرا در چنين شرايط سخت مبارزه بايد تمرکز از روی دشمن اصلی مردم ايران يعنی رژيم حاکم را کم کند و بر روی مسائل ديگر معطوف کند؟   

[تاریخ ارسال: 07 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
آقای صادق سر نگونی جمهوری اسلامی را نمی توان ونباید با دیپلماسی ضد انقلابی با آمریکا واسرائیل که دستانشان به خون مردم ایران وعراق ومنطقه ء خاورمیانه آغشته است پیش برد وانگهی کدام نیروی انقلابی جلوی مبارزات مسلحانهء مجاهدین را گرفته است وحتی کوچکترین انتقادی به آن دارد چرا حرفها را وارونه میزنی ومغلطه میکنی؟ بحث بر سر جنگ امپریالیستی در خاور میانه است یک نیروی انقلابی باید این را رد کند یا روی طرف اسرائیل شرط بندی نماید ؟ که مجاهدین کرده اند . تازه به نظر شما نظام دموکراتیک مبتنی بر حقوق بشر همان نظام امریکائی که در عراق است منظور است !!چرا کنایه میزنی شما که از این دموکراسی مبتنی برحقوق بشر در عراق وضعتان از همه زارتر است ؛ شما چرا دفاع میکنید ؟!!!!! آقای صادق مبارزه قانون مند است با دیپلماسی ضد انقلابی مثل مصدق که در کودتای 28 مرداد با هریسون سفیر آمریکا در ایران بر سر آمدن شاه ٌجوان ٌتوافق کرده بود ومردم را تهدید به سرکوب کرده بود وعملاٌ محیط را برای اوباشان شاه آماده کرده بود وبرادر زادهء کودتاچی خود را یعنی سرتیپ احمد دفتری را از زندان آزاد کرده بوده ورئیس شهربانی کرده بود ؛ نمیتوان کشور را نجات داد آما میتوان رژیم خمینی را انداخت دوباره یک رژیم فاشیستی دیگر مثل عراق آورد؛ این همان دموکراسی مورد علاقهء شماست ؟ مردم ایران از این دمو کراسی شبیه عراق بیزارند...   

[تاریخ ارسال: 07 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: سهند صادق]  [  ]  
آیا اینکه یک روزی آمریکا میخواد و یا نمی خواهد به ایران حمله کند، دلیل بر این است که دست از مبارزه برای کسب آزادی و دمکراسی را در ایران باید کشید ؟ آزادیخواهان ایران از خرداد 1360 به بعد با ارتجاع قهار وتامین کنندهً منافع استعمار میجنگند و چنانچه این مبارزهً بی امان زاییدهً معادلات خاورمیانه مانند حزب الله یا اسراییل و عراق نیست. وانگهی اگر یک نظام دمکراتیک متکی و مبتنی بر قوانین حقوق بشرجهان در ایران دایر بود، آیا شعارهای ضد امپریالیستی آقایان معنی ومفهومی داشت؟ اگر نداشت پس چرا پیش شرطهای امکانپذیر تغییر دمکراتیک بدست مردم ایران را که قابل انظباق با جامعهً جهانی نیز هست را برای حفظ رژیم ملایان قربانی میکنید؟ لذا به نظرم: اینکه کسانی از مسیر سرنگونی منحرف شده و قبل از تعیین تکلیف دشمن اصلی مردم ایران یعنی رژیم ملایان، از اتفافات ناگوار و غیرقابل انکار حملات آمریکا صحبت میکنند، خود بخود در دام تبلیغات حفظ نظام ولی فقیه و وزارت اطلاعات آخوندها افتاده اند. به عبارتی دیگر چرا قبل از مقصر دانستن ملایان جنایتکار و فتنه جوی و نیز قبل از تعیین تکلیف عامل دیرپای و فعلی درد و رنج... مردم ایران به سراغ اتفاقات نیفتاده میروید.؟ مگر نه این است که میگویند علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد؟ علاج و درمان درد واقعه های ویرانگر و ناگوارمردم ایران، فقط سرنگونی رژیم جهل و جنایت وفتنه گر ولی فقیه بوده است و لا غیر. زنده باد آزادی. برقرار باد دمکراسی در ایران.   

[تاریخ ارسال: 07 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
با درود باید عرض کنم جنگ اسرائیل علیه لبنان بخشی ازطرح خاورمیانهء بزرگ نئوکنسرواتیو های یهودی امریکاست .آمریکا دیر یا زود به ایران حمله خواهد کرد پنتاگون به این نتیجه رسیده است برای حمله به ایران متحدین آن یعنی حزب الله لبنان وسوریه را بر دارد از قراری که معلوم است سوریه خودش را از دایره ایران کنار میکشد ودست آمریکا را خوانده است در این رابطه فقط حزب الله لبنان است که مانع حمله ء اسرائیل به ایران است به طبع آمریکا کار حزب الله را یک سره خواهد کرد چون اگر حزب الله کارش یک سره نشود آمریکا در جنگ با ایران به باتلاقی گیر خواهد کرد بد تر از عراق خواهد بود در این میان کلیهء سازمانهائی چون مجاهدین وحزب کومونیست کارگری .سلطنت طلبان وجمهوریخواهان لائیک وغیر لائیک در جنگ اسرائیل علیه لبنان طرف اسرائیل هستند وبرای ازبین رفتن خزب الله دعا میکنند به طو ر مستقیم در خدمت امپریا لیسم در حمله به ایران هستند ومثل مهدی بازرگان که جاده صافکن خمینی در انقلاب ایران بود این سا زمانها جاده صاف کن امپریالیسم در حمله به ایران خواهند بود سیاست درست محکوم کردن اسرائیل ودفاع از مردم لبنان وشرکت در تظاهرات ضد جنگ ومرز بندی با حزب الله است درجنگ اسرائیل علیه لبنان ؛ اسرائیل در سرکوب حزب الله موفق بشود یا نشود از طرف مجامع بین المللی پیمان صلح با لبنان خواهد بست وحزب الله رادر جنگ با ایران اتمیزه ومنزوی خواهد کرد وبلافاصله به ایران حمله خواهد کرد وهدف این جنگ اسرائیل ولبنان هم همین بود که حزب الله را در حمله به ایران از میان بر دارد   

[تاریخ ارسال: 07 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: منوچهر حقیقت]  [  ]  
من نیز با نظر آقای ناظر موافقم. تنها راه حل مسئله لبنان، فلسطین و خاورمیانه حل و فصل مسئله ایران است.
  

[تاریخ ارسال: 07 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [ golku81@yahoo.com ]  
در این که دولت اسراییل اشغالگر و متجاوز است و در این که حزب الله و حماس مرتجع و دست نشانده ایران هستند شکی نیست. ابهام معادله در اینجاست که آیا حماس و حزب الله مردم فلسطین و لبنان را نمایندگی می کنند یا نه؟ این مکر دولت ایران است که در هر جای دنیا یک علت خوب را پیدا میکند و برای قدرت طلبی خودش از آن استفاده میکند. جایی که دولت فلسطین امکان دادن خدمات به مردم خودش را به دلیل مضیقه مالی ندارد دولت ایران با تجهیز حماس و حزب الله و دادن امکانات پزشکی و مالی و تسلیحاتی آنها را از دولت و گروههای فلسطینی دیگر قدرتمندتر میکند. این برای این نیست که دلش برای مردم فلسطین سوخته بلکه برای اینکه میتواند از فقر و جهل مردم با دادن مقداری امکانات به نفع خود استفاده کند. به نظر من مشکل در اینجاست که دولت های اسلامی دیگر به ایران و بنیادگرایی صادراتی آن اعتراضی نمی کنند.به این ترتیب بنیادگرایان می شوند نماینده اسلام و جنگ میشود جنگ صلیبی. اگر گروههای اسلامی مدره و کشورهای اسلامی بنیادگرایان را طرد کنند و خود در برابر تهدیدات اسراییل بایستند این نمایندگی از دست ایران گرفته خواهد شد. ادامه جنگ هم به نفع دولت مرتجع ایران و هم به نفع دولت جنگ طلب اسراییل است. باید یهودیان دنیا و مسلمانان دنیا به این کشتار اعتراض کنند و هر دو طرف را از خود طرد کنند. سازمان ملل که هنوز تصمیم نگرفته که کشتار دارفور نسل کشی هست یا نیست تا بیاید به اسراییل اعتراض کند در لبنان هیچ غیر نظامی باقی نمانده است.
  

[تاریخ ارسال: 07 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: زولند]  [  ]  
مردم مظلوم لبنان قربانی توسعه طلبی رژیم ایران و حذف اسرائیل از نقشهً جغرافیایی احمدی نژاد و ایجاد امپراطوری اسلامی (ارتجاعی) و در راًس آن از برنامه های ولی فقیه و مزدورانش بنام حزب الله است، اعتراف به این امر دلیل بر تایید جنایات اسراییل نیست هر چند که کل دنیا میداند دولتهای نژاد پرست اسراییل هیچگاه نخواستند خود را با همسایگان خود خارج از دید برتری و نژاد پرستی تطبیق دهند، اما هیزم کشی و دخالت ملایان توسط حزب الله آتش جنگ را شعله ورتر کرد و چنانچه در جنگ 8 سالهً ویرانگر صدور انقلاب به عراق(ارتجاع)، خمینی میگفت جنگ نعمت الهی برای حفظ نظام است.اعتراف ولید جنبلاط به فتنه گری رژیم ایران در لبنان این سوابق و دخالتها را به اثبات میرساند. دخالتهای دیکتاتورهای ایران وسوریه از دید و نیت صلح و آرامش در منطقه نیست آنان فقط در و با ایجاد بحران به حیات ننگین و ویرانگر خود ادامه میدهند که البته این خود خواست همیشگی استعمار بوده تا بتوانند در آمد نفت و گاز کشورهای مسلمان و خاورمیانه را در فروش سلاح و ویرانگری تلف کنند. راستی چه کسانی بهتر از ملایان وحشی میتواند ایران را ویران کند؟
آیا اعتراف به این حقایق احتیاج به حاشیه روی و آسمان و ریسمان به هم بافتن دارد؟. میان دو کس جنگ چون آتش است/ سخن چین بدبخت هیزم کش است.
  

[تاریخ ارسال: 06 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: یونس]  [  ]  
با سلام اينجانب محذوريت اوپوزيسيون جدي و مبارزان ضد جهموري اسلامي‌ را در ماجراي لبنان واقعا درک مي‌کنم . از يک طرف جنايات و تجاوز گري هاي اسراييل به حدي است که چشم بستن به آنها _ مثل مقاله آقاي قصيم _ جدا غير قبل هضم است و از طرف ديگر افتادن در دام دفاع از حزب اله که نسخه بدل جمهوري اسلامي‌ است _مثل مقاله آقاي عرفاني _ خود تله ديگري است که نتيجه کار بهتر از حمايت از اسراييل نميتواند باشد . مقاله آقاي ناظر بيشتر به نعل و به ميخ زدن همزمان را تداعي ميکند و خواننده را روشن نميکند که بالاخره اصل مساله در کجا است . آنچه که در اين نوشته و نوشته هاي ديگر مطرح نميشود - و به نظر من ريشه اصلي‌ حوادث خاورميانه است - نفس تجاوز طلبي‌ و جنايات اسراييل به عنوان تنها عامل همه رنج ها و بحرانهايي‌ است که در نهايت منجر به آوارگي‌ و کشتار مردم محروم فلسطين از يک طرف و قدرت گرفتن دايناسور هاي تاريخي‌ از قبيل حماس و حزب اله ميگردد که به صورت بازيچه اي در دستان جمهوري اسلامي‌ قرار ميگيريند . اين که حزب اله و يا حماس در کنار خصلت هاي ايدئولوژيکي‌ ماقبل تاريخي‌ خود نشانهاي مقاومت جدي در مقابل زورگويي‌ هاي اسراييل هستند شکي‌ نيست . اگر مقاومت حزب اله نبود اساسا بخشي‌ از لبنان - مثل فلسطين - به اشکال دائمي‌ اسراييل‌ در آمده بود . بر اين اساس اگر جنگي‌ هست و اگر واقعيت قدرت گرفتن عوامل جمهوري اسلامي‌ است ، در درجه اول علت آنرا بايستي در سياست ها و خوي جنايتکارانه و تجاوز کارانه اسراييل ديد نه اينکه معلول را يعني مقاومت در مقابل تجاوز و سوء استفاده جمهوري اسلامي را به عنوان عامل جنگ معرفي‌ کنيم . اسراييل حتا صرف نظر از همه تجاوزات پيشين خود، اگر با انصاف و صداقت با دولت لبنان و دولت خودگردان فلسطين و ياسر عرفات برخورد ميکرد نه حماس اينگونه قلوب فلسطينيها را فتح ميکرد و نه حزب اله به صورت دولتي‌ در داخل دولت در ميامد .
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.