شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۶ تير ۱۳۹۶ - ۲۷ ژوئن ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

جنایات و مماشات ادامه دارد !

عباس رحمتی

شهادت اکبر محمدی اولین  و آخرین جنایت رژیم جنایت کار آخوندی نبوده و نیست  ، جنایات از همان روزهای بعد از  قیام 57 شروع شده است ، و هیچ توقفی نداشته است شهادت محمدرضا سعادتی  ،ترور دکتر سامی و دستگیری آقای امیر انتظام وزیر خارجه دولت بازرگان بعنوان جاسوس شوروی سابق  و دستگیری جوانان  در جریان تظاهرات های کارگری (اول می) از طرف گروه های پیکار و راه کارگر در روزها و ماه های بعد از قیام  58 در تهران  و شهرستان های بزرگ ایران آغاز شد ،و تا حمله های وحشیانه به تظاهرات آمل در سال 59 که منجر به شهادت تعدادی از مجاهدین شد (یعنی رژیم قبل از30 خرداد 60 کشتار را شروع کرده بود )در آن روزها همین اصلاح طلبان امروز ی مثل هادی غفاری / سعید حجاریان و خلخالی  موسوی تبریزی و... قاتلان و جنایت کاران آن دوران بودند ! و این جنایت  همچنان ادامه دارد.

در اردیبهشت 59 سرکوب جنبش دانشجویان که طرح آنرا شخص خمینی  ریخته بود توسط حزب جمهوری اسلامی تحت انقلاب فرهنگی به اجرا در می آید . اولین نتیجه این انقلاب فرهنگی  شهادت یک دانشجو در دانشگاه تربیت معلم است . که بعد ها خمینی دستور تعطیلی دانشگاهها را صادر می کند .  

در 30 خرداد60 13تظاهرات نیم میلیونی مجاهدین که با اجازه رسمی برگزار میشد با حمله مزدوران و گله پاسداران رژیم مواجه می شود به دهها نفر از جوانان و نو جوانان  مجاهد درسطح شهر تهران بزرگ  حمله می شود در این روز خود شاهد بودم که رژیم با آوردن چماقداران و پاسداران مسلح ا برای درگیری آمده بودند.   درگیریها در تهران از اطراف دانشگاه به خیابانهای تخت جمشید و  میدان فردوسی و خیابان انقلاب و... کشیده میشود و دهها نفر در این درگیری ها  کشته و.   هزاران نفر زخمی می شوند تعداد زیادی در  این روز دستگیر و راهی  زندانها ی اوین و کمیته های سرکوب می شوند که منجر به شکنجه و اعدام صدها نفر از بهترین فرزندان ایران زمین میشود.

در جریان این بگیر و ببند ها حجاریان تئوری سین دوم خردادی ها  در جوادیه و نازی آباد خانه به خانه بدنبال فعالان سیاسی می گردد و گروه گروه  از جوانان بیگناه را از خانه های شان بیرون می کشد و راهی اوین میکند (وی خودش در مصاحبه با باقی این جنایات را یک کار انقلابی می داند )

خلخالی در این میان بیکار نبود و  درپی حمله  به بیمارستانهای تهران (مثل فیروز گر ) ، مجروحان را از  زیر سرم بیرون می کشید و آنها را راهی زندان اوین میکرد . (یکی از پرستاران ب – فیروز گر میگفت  در صندوق عقب پیکان تا 9 نفر از مجروحین را جا می داد . )

از این تاریخ  رژیم زنجیر پاره می کند و به دستگیری  گسترده  مبارز ین و مجاهدین در سراسر کشور اقدام می کند .

 با درنده تر شدن رژیم  ، از این تاریخ مبارزه مردم شکل نیم علنی  به خود  میگیرد و در واقع مبارزه از فاز سیاسی به فاز نظامی وارد می شود  .در پنجم مهر 60 دریک تظاهرات مسلحانه که برای اولین بار شعار مرگ بر خمینی انجام شد رژیم گله پاسداران ش را به خیابان می آورد که منجر به کشته شدن تعدادی از آنها می شود ( پاسدار رجب بیگی از طنز نویسان رژیم از زمره کشته شده ها بود ) از این زمان به بعد مبارزه مخفی ادامه بیدا می کند .ولی حرکتهای مردمی در شهرهای اراک (30 اردیبهشت 71 ) و مشهد (9 خرداد 71 ) و شیراز و تبریز و...ادامه می یابد .

 در ادامه سرکوب در دانشگاه ها  ، جنبش دانشجویی تقربیا تا 18 تیر  خاموش می شود ، ولی در 18 تیر 78  سرآغاز دیگری است که می توان گفت نسل سوم بود که رهبری این جنبش را بدست گرفت ، که اکبر محمدی یکی از این رهبران بود که جان خود را در این راه گذاشت .(اتحادیه ملی دانشجویان )

18 تیر یکی از تاریخی ترین روزهایی است که بساط هر گونه مماشات و شعارهای  دروغین از نوع اصلاح طلبی را برهم زد .

اگر مماشات نیروهای داخلی نبود و اگر مماشات  کشورهای  اروپایی با رژیم نبود و اگر حمایت های خارجی از رژیم نمیشد و اگر  از این حرکتها ی مردمی  و دانشجویی حمایت می شد و نیروهای داخل دست بدست یکدیگر می دادند رژیم را در آستانه سرنگونی قرار داده بودند . ولی هیهات که جوامع بین المللی  هم به خاطر منافع خود هیچگاه به حرکتها مردمی پاسخ مثبت نداده است .

18تیر از محدود حرکتهای جنبش دانشجویی است که شش روز به طول انجامید و دنیا را خبردار کرد و کار تا آنجا پیش رفت که عربده های خامنه ای روبه خاموشی رفت و جلوی دوربین تلویزیون به غلط کردن های خود اعتراف کرد و اعلام کرد : « مردم و جوانان صدای شما را شنیدم »  که مردم آنرا با صحبتهای شاه در قبل از قیام 57 مقایسه می کردند که گفته بود : مردم صدای  انقلاب  شما را شنیدم ، چه شد که آن رژیم وابسته را آن  جنبش بر زمین زد ؟ و این یکی با این همه جنایت تا کنون با کمر شکسته برجا مانده است ؟

چه شد که این جنبش بزرگ دانشجویان با هجوم گله پاسداران به خوابگاه  آنها منجر به سرکوب شد ؟ آیا فرقی بین این دو رژیم اسلامی و شاهنشاهی  وجود داشت  و این اختلاف  در وابستگی  آنها به غرب است  یا به سرکوب بیشتر ؟ شاه صدای انقلاب را شنید و سرنگونی را احساس کرد و چمدانها را بست و از کشور بیرون رفت (یا بیرونش بردن)ولی رژیم آخوندی صدای انقلاب را بارها شنید ه، ولی بر نیروهای سرکوبش افزود و با خود عهد کرد ه تا آخرین نفر را دستگیر و به قتل برساند و از طرفی حمایت های غرب را هم دائما به همراه داشته است .

شاه را با طرح  امریکایی و حمایت اروپایی ها با  این طرح تصمیم گرفته بودند از حکومت خلع کنند (کنفرانس گوادولپ ) یعنی در واقع همه صحبتها شده بود و خط بطلان بر مماشات کشیده بود ، شاید شاه بیرون رفتن از کشور  را ترجیح می داد ! ولی مماشات اروپایی ها و گاهی آمریکا  آخوندها را هار تر و درنده تر کرده وبا پشت گرمی هرچه بیشتر به جنایات خود نه تنها در ایران که در همه جای جهان ادامه می دهد. در واقع خود اروپایی ها هم برای بقای این جرثومه ، کمکها و تلاش های بیدریغ خود را نه تنها  هیچگاه قطع نکرده اند ، که گاهی اوقات بیشتر هم کرده اند .

7 سال از ماجرای 18 تیر می گذرد و هر روزی که  میگذرد مماشات با این رژیم بیشتر میشود ، ده ها نفر از دانشجویان هنوز زیر شدیدترین فشار های رژیم هستند ولی هیچ دولتی نه تنها از مردم و دانشجویان حمایت نکرده است بلکه اپوزسیون خارج کشور را هم زیر فشار قرار داده اند .

 مماشات تا حدی است ، با اینکه  رژیم دنیا را به بازی گرفته است  بخاطر روابط اقتصادی حاضرند هر گونه جنایت و اعمال تروریستی اش را نا دیده بگیرد ، قراردادهای اقتصادی دولت خاتمی خود نمونه بارز این مماشات است که اروپا خصوصا آلمان ایتالیا و فرانسه گل سرسبد این کشورها هستند که رژیم آخوندی را با وجود این همه جنایات حمایت میکنند تا همچنان به سرکوب در داخل کشور ادامه بدهد .

اروپا حتی به آمریکا نشان داد که قصد برخورد با این رژیم را ندارد و خاطر نشان کردن که دیپلماسی ما  هم از راه حلهای شما ( آمریکاییها ) صحیح تر است ، به همین خاطر آمریکا مشوق ها را پیش کشید  و در این راستا مشغول لاس زدن با رژیم بود  و تا جواب از رژیم دریافت کند آخوندها جنگ دیگری در لبنان  براه انداختند ،حال اروپا و آمریکا و اسرائیل  چنان مشغول جنگ و مسائل خاورمیانه شده اند که مسئله ایران که روی میز سازمان ملل و شورای امنیت قرار داشت موضوع  دوم آنها شد ه است  و بار دیگر به جهان ثابت شد که هنوز هم این رژیم درنده خوی را نشناختند!

 رژیم هم از این موقعیت در  داخل کشور ، فشار را به روی مردم  خصوصا زندانیان سیاسی زیاد کرده و قصد دارد یکی یکی همه را از بین ببرد (زندانی بعدی باطبی است )

دوباره ثابت شد که این رژیمی نیست که بتوان با مماشات و راه حلهای دیپلماسی با آن کنار آمد ! بعد از تحریک حزب الله در لبنان ، مجددا تصمیم گرفته شد پرونده ارجاع شده  به سازمان ملل بعد از کمی خاک خوردند دوباره اکتیو شود و به همین خاطر می خواهند تنبیه ها  را شروع کنند  البته تنبیه هایی  که به مردم فشار نیاورد ! جالب است ، آنها فکر می کنند در حا ل حاضر فشار روی مردم ما کم است و مردم در کمال رفاه هستند ! آیا واقعا نمی دانند در ایران چه هیولایی حکومت می کند ، آنها نمی دانند در زندان های ایران چه خبر است نمی دانند که سیاست مماشات با خاتمی اثر بخش نبوده است و شاید هم فکر می کنند اثر بخش بوده و بعد از هشت سال  از اثر بخشی اصلاحات خاتمی است که از درونش پاسداری به نام  احمدی نژاد بیرون آمده است .

نتیجه رفرمیستی که غربیها به آن اعتقاد داشتند احمدی نژاد است ، کسی که حتی یک ملاقات ساده با آن نمی توانند داشته باشند، بعد از گذشت یک سال   یک دعوت رسمی از او به عمل نیامده است و حتی به نامه های صوفی گرایانه اش جواب نمی دهند و او را به مسخره می گیرند پس چطور می خواهند یک راه حل سیاسی بیابند ؟

زمانی که احمدی نژاد را بر سر کار آوردن گفتیم و نوشتیم بابا از یک پاسدار جز اعدام و  سرکوب چه انتظاری دارید که این قدر لیلی به لالای این رژیم می گذارید ؟

رژیم در زندان هایش جنایت می کند و این نشان از وحشتی است که گریبان رژیم  را گرفته  است ، اعدام حجت زمانی  - اکبر محمدی و شکنجه فیض مهدوی و ناپدید شدن احمد باطبی و اعدام های گسترده در آذربایجان و امروز که این مطالب نوشته می شود دهها نفر از روحانیون از جنس خودشان ولی با مخالفتهای سطحی در زندان های رژیم زیر فشار قرار گرفته اند  و سکوت اروپا درقبال این اعمال وحشیانه نشان از این دارد که اروپا حاضر نیست که از منافع خود ذره ای پایین بیاید !

جنگ افروزی رژیم  و سیاست های  کنونی ش درست مثل زمان جنگ ایران /عراق عمل میکند یعنی داخل را با بسیج نیرو به طرف لبنان  و فلسطین فعال کرده و به سرکوب مردم  و اعدام زندانیان ادامه میدهد رادیو و تلویزیونهای آنها هم  آتش بیار معرکه شده اند وبا نمایش حزب الله و نصرالله  جان را به لب مردم رسانده اند!

  درسطح  بین المللی درحالی که جبهه عراق را فعال نگه داشته و سوءاستفاده هایش را می کند جبهه دیگری در لبنان  با کمکهای فراوان  به حزب الله ، آنها را وارد جنگ با اسرائیل کرده است که تا کنون با اغراق از طرف خود رژیم در حمایت  ازحزب الله هیچگونه بر خوردی از طرف سازمان های بین المللی با این رژیم تروریست پرور  نشده است و باز چندی بعد در فکر مماشات بیشتر با این رژیم ضد بشری هستند و باز سرکوب دانشجویان و مردم زحمت کش ایران ادامه خواهد یافت .[1]

تنها را مبارزه با این رژیم خونخوار همبستگی  تمامی نیروهای سرنگونی طلب در داخل و خارج کشور است

و حمایت از اپوزسیون سرنگون طلب و طی طریق راه حل سوم (نه حمله نظامی و نه مماشات با رژیم ) است که اپوزسیون خارج کشور ارائه داده است .     

 

_____________________________________________________________________ 

 

[1] جنتی امام جمعه موقت تهران در نماز جمعه هفته گذشته  و علی لاریجانی در مصاحبه اخیرش هر دو کمک به حزب الله را از وظایف رژیم دانسته و به آن اعتراف کرده اند.

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
عباس رحمتی:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.