شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷ - ۱۵ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

5=2+2

علی ناظر

فکرکنم جرج اورول در کتاب 1984، که در بارهء هژموني دولتهاي حاکم بر سرنوشت روزمرهء شهروندان است، در گوشه اي چنين بحث مي کند که اگر براي لحظه اي، فقط براي لحظه اي، تمام داده هاي لوژيک و منطقي (2+2=4) که اصول رياضي بر آن استوار است  را ناديده بگيريم، و بعنوان داده اي پايه اي، بپذيريم که 5=2+2 است، آنوقت بسياري از جمع بندي هاي امروز اينگونه که هست، و يا تمام خواست ها و اهدافي که امروزه بر روي ميز وجود دارد، ديگر موضوعيتي نداشته، بلکه انتظار از هر مقوله مي بايستي بازبيني بشوند. بايد به مسائل به شکل ديگري نگريست.
نظردهندگاني که جنگ لبنان را مورد بررسي و تحليل قرار داده اند، گويي براي لحظه اي، فقط براي لحظه اي، به اصل پايه اي توجه نکرده، و براي پيشبرد مبحث مورد نظر خود از پيش فرض تحليلي (5=2+2) استفاده کرده، و به اين نتيجه مي رسند که حزب الله در لبنان نيروهاي مقاومت مردمي بوده اند.
در اين که حزب الله سفت و سخت جلوي اسرائيل ايستاد شکي نيست، و در اين واقعيت که حزب الله بستري اجتماعي دارد هم بحثي نيست. در اين که اسرائيل از بدو تولد تاکنون، ارمغاني براي خاورميانه به جز جنگ و تباهي نداشته هم حرفي ندارم. اما تا اينجا آن معادلهء منطقي 2+2 است که بايد بشود 4.
ولي وقتي نقش تهاجمي و فتنه گر حزب الله در منطقه را ناديده بگيريم، يعني بپذيريم که تولد اسرائيل تنش زا بوده، اما نپذيريم که تولد حزب الله هم تنش زا و فتنه آور است، به ناچار خود را در شرايط مشروط و قابل بسط و فرضي 5=2+2 گذاشته ايم.
فراتر برويم، و روشن تر به موضوع بپردازيم. در جنگ ايران-عراق، چه کساني جلوي ارتش عراق ايستادند؟ مجاهدين خلق، يا فدايي خلق؟ البته که هيچ کدام. نيروهاي مقاوم در برابر يورش سپاه بعث عراق اعضاي سپاه پاسداران و بسيج بودند. اگر مي خواهيم براي حزب الله بخاطر دفاع از لبنان هورا بکشيم، نبايد از هورا کشيدن براي حزب الله در لباس سپاه پاسداران خجالت زده بشويم. اگر معتقديم که حزب الله لبنان نيروي مقاومت مردمي است، بي شک جانباختگان اين مقاومت مردمي را بايد «شهيد» بدانيم. و به همان نسبت، تلفات جنگي ايران-عراق را هم شهداي پاسدار بخوانيم. اگر باور داريم که حزب الله به رهبري نصرالله توانست يک تنه جلوي اسرائيل به ايستد و از آنها با ستايش ياد کنيم، بايستي به شعار حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله هم تن بدهيم. مگر سپاه پاسداران و بسيج بستر اجتماعي نداشتند؟ مگر زير رگبار مسلسل ماه بعد از ماه در جبهه نبودند، مگر زير بمب باران ها جبهه را ترک کردند؟ اگر اينها ملاک تصميم گيري ما بشود، پس بايد نتيجه بگيريم که مبارزه با رژيم جمهوري اسلامي خطا اندر خطا است.
اما اگر بگوييم پيش از قبول آتش بس از سوي ارتش مهاجم صدام حسين، هر کس در جنگ ايران-عراق به خاک افتاد «شهيد» است، و پس از آن، همهء کشته هاي جبههء اين جنگ ناخواسته، اين جنگ ويران کننده، جنگ عليه منافع ملي ايران، جنگ براي بقاي رژيم جمهوري اسلامي، تلفات جنگي هستند، آنوقت است که تحليل خود را بر مبناي واقعيات بنا گذاشته ايم. تن به اين واقعيت داده ايم که پاسداران خميني، پس از سال اول، به جنگ ادامه دادند چون جنگ براي آنها «نعمت الهي» بود. حزب الله ايران بخاطر جنگ به حيات خود ادامه داد، همانطور که حملهء اسرائيل به لبنان به ادامهء حيات حزب الله لبنان ياري رساند. اسرائيل در حق حزب الله لبنان لطف کرد و نصرالله بايد شاکر اسرائيل باشد، همانطور که حملهء صدام به ايران به ادامهء حيات رژيم جمهوري اسلامي ياري رساند. انگلستان و آمريکا از صدام حمايت کردند، همانطور که اين بار از اسرائيل حمايت کردند. نتيجه اينکه در هر دو بار حزب الله برنده اصلي بود. سوال اين است که آيا آمريکا نمي دانست؟
با توجه به آنچه رئيس جمهور سوريه، بشار اسد، در تحليل از اوضاع منطقه گفت، حزب الله لبنان نيرويي است که فقط براي زدن اسرائيل شکل يافته و براي ادامهء اين هدف به موجوديت خود ادامه خواهد داد. مهم است که در اينجا تفاوت حماس و الفتح در فلسطين، با حزب الله در لبنان را در ذهن خود مشخص کنيم. ساده تر اينکه، هر نيرويي که براي دفاع و يا ضربه زدن به اسرائيل مسلح شده، لزوما دست نشاندهء ارتجاع نيست، و مانند حزب الله، اهداف توسعه طلبانهء دول ارتجاعي را نمايندگي نمي کند. تجاوز 60 سالهء اسرائيل، اشغال سرزمين فلسطين، و پيشبرد خط مشي صهيونيسم در منطقه، نه تنها محکوم است، بلکه بايد در شکل و ماهيت «تجاوز» با آن برخورد شود. درست بودن شکل و محتواي مبارزه در فلسطين، لزوما شکل و محتواي مبارزهء حزب الله را تطهير و تأييد نمي کند. ساده تر اينکه، پاسخ 2+2 و نزديک بودن (4 به 5) لزوما درست بودن معادله اي غلط را اثبات نمي کند، حتي اگر از رياضيات فازي لوژيک بهره بجوييم.
پايه هاي «منطق مبارزه با ارتجاع»، رد کليت ارتجاع در تماميت آن است، و رد ارتجاع در تمايمت آن، با اتفاقات روزمرهء سياسي-نظامي و يا اجتماعي نبايستي مورد سوال قرار بگيرد (براي روشن شدن به خط توده/اکثريت توجه شود). به همان شکل که مبارزه با جهانخواران بايد هميشگي بوده و براي نابودي هژموني جهانخواران سازماندهي بشويم. اما بايد بپذيريم که مبارزه با جهانخواران (4=2+2) در زماني منطقي است که با داده هاي موجود فورموله بشود، و نه با داده اي مجهول و مجعول(5=2+2)، در غير اينصورت در دام نگرش هاي القاعده اي، و تروريستي افتاده و نه تنها خودمان، بلکه همراهان خود را به قهقرا مي کشانيم. شکل مبارزه، تنها زماني مقبوليت دارد که از محتوايي راديکال و انقلابي برخوردار باشد، در غير اينصورت، در بهترين شق، مبارزه کردن تبديل به «شعار» دادن شده، و «چپ روي» بي مورد ما را به راست هدايت خواهد کرد.
به نظر من، مبارزه، يک پروسه است، براي رسيدن به يک هدف خلقي. اگر به اين تعريف «ساده» قناعت کنيم، بايد از خود بپرسيم که هدف حزب الله از «مبارزه» چيست؟ آيا دفاع از «منافع ملي» لبنان است؟ اگر چنين است، پس به عنوان يک نيروي «ملي» نبايستي به خارجي (رژيم ايران) وابسته باشد و خواست هاي رژيم را نمايندگي کند. اما اگر يک نيروي «ايدئولوژيک» و فرا وطني است. يعني براي اسلام عمل مي کند و در «راه خدا» شمشير مي زند (حزب «الله» است)، پس نبايستي به آن به عنوان يک نيرويي که در مقابل ارتش اشغالگر (اسرائيل) صف بندي کرده نگاه کنيم (حتي اگر تمام مردم خاورميانه به آنها به عنوان ناجي نگاه کنند و صورت نصرالله را در ماه ببينند)، بلکه بايد حزب الله را به عنوان نيرويي ارزيابي کنيم که حتي اگر اسرائيل هم حمله نمي کرد و اين جناياتي که شاهد آن بوديم رخ نمي داد، باز هم حزب الله قصد و هدف مبارزه عليه اسرائيل را داشت و هدفش «توسعه طلبي ايدئولوژيک» است. که در اين صورت، ديگر نمي توان حزب الله را نيروي «مقاومت مردمي» خواند.
به نظر من، ما در ارزيابي هايمان از مسائل، نه تنها بايد با خودمان صادق باشيم، بلکه داده ها را آنطور که هستند و نه آنطور که مي توانستند (5=2+2) باشند ارزيابي کنيم. تنها در اينصورت است که دشمن (امپريالسيم، جمهوري اسلامي، صهيونيسم،....) ضربه پذير خواهد بود.
در زير شعر و آهنگ 2+2=5 را جهت خواندن و شنيدن قرار مي دهم.
23 امرداد 1385

(We're on. Thats a nice way to start Jonny)
Are you such a dreamer
To put the world to rights?
I'll stay home forever
Where two and two always makes a five
I'll lay down the tracks
Sandbag and hide
January has April's showers
And two and two always makes a five

Its the devil's way now
There is no way out
You can SCREAM and you can shout
It is too late now
Because...
You have not been!
Payin' attention
Payin' attention
Payin' attention
Payin' attention
You have not been paying attention
Payin' attention
Payin' attention
Payin' attention
You have not been paying attention
Payin' attention
Payin' attention
Payin' attention
You have not been paying attention
Payin' attention
Payin' attention
Payin' attention oohh
I try to sing along
But I get it all wrong
'Cause I'm not
'Cause I'm not
I swat 'em like flies but like flies the buggers keep coming back NOT
But I'm not
All hail to the thief
All hail to the thief
But I'm not
But I'm not
But I'm not
But I'm not
Don't question my authority or put me in the box
'Cause I'm not
'Cause I'm not
Oh go and tell the king that the sky is falling in
When it's not
But it's not
But it's not
Maybe not
Maybe not
 
آهنگ 2+2=5

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 18 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: امیر]  [ amir_moradian@yahoo.com ]  
آقای ناظر چنین نوشتند:
بايد از خود بپرسيم که هدف حزب الله از «مبارزه» چيست؟ آيا دفاع از «منافع ملي» لبنان است؟ اگر چنين است، پس به عنوان يک نيروي «ملي» نبايستي به خارجي (رژيم ايران) وابسته باشد و خواست هاي رژيم را نمايندگي کند.
پرسش من از ایشان این است که آیا متحدین سیاسی ایشان سال ها منافع بیگانگان را نمایندگی نکردند؟ و مگر الان به جنایتکارترین جناح سیاسی آمریکا امید نبسته اند که بیایند و ایران را با بمب فرش کنند تا آنها بر تخت حکمرانی بنشینند؟ همین الان هم ببینید کدام نیروی سیاسی بیش از سلطنت طلب ها از انتقاد به اسرائیل ناراحت می شود؟ اگر شما به پرنسیبی که در فوق اشاره کردید خودتان باور دارید به نزدیکان سیاسی خودتان هم یک تذکر بدهید تا در بی طرفی شما تریدی ایجاد نشود. حافظ گفته بود: توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند؟
متشکرم
  

[تاریخ ارسال: 17 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
حزب الله لبنان توسط باند مافیائی امپریالیسم وخمینی برای از بین بردن جنبش چپ ودموکراسی در لبنان مثل جنبش ضد انقلابی وارتجاعی حمس سا خته شد در روند مناسبات امپریالیستی در مقابل طرح خاورمیانه ء بزرگ بوش قرار گرفت مثل باند ارتجاعی القاعده؛ در جنگ رژیم خمینی وحزب الله با اسرائیل که یک جنگ امپریالیستیست منافع مردم ایران ولبنان ضدییت با جنگ است وتقویت افکار عمومی جهان در ضدیت با جنگهای امپریالیستی است . سال گذشته 7 میلیارد دلار از ذخیره ء ارزی در ایران زیر قبای ملاها گم شده است بدیهیست تمام این پول به دستو ر شخص خامنه ای صرف تقویت بنیهءنظامی حزب الله لبنان شده است درواقع کمکهای جمهوری اسلامی به حزب الله میلیونی نیست بلکه میلیاردیست ؛حزب الله لبنان برای جمهوری اسلامی یک عنصر استراتژیک است و ارزش معادل اسرائیل برای آمریکا دارداینکه حزب الله خدمات عمومی در لبنان انجام میدهد سیاست هویج در مقابل سرکوب دموکراسیست وحزب الله را درمقابل آزادی مردم میگذارد ویک نیروی ارتجاعیست اشتباهی که رفیق کوروش عرفانی میکند حزب الله در تمام دنیا ارتجاعیست واین ارتجاعی بودن در عنصر ایدئولوژیک حزب الله نهفته است که در سیاستهایش مشخص میشود   

[تاریخ ارسال: 17 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [ shahramfazel1360@yahoo.com ]  
مردم ایران حزب الله از نوع ایرانی را خوب می شناسند و می دانند که چه جانوران درنده ای اینان هستند و تمام راکتهای حزب الله لبنان هدیه آخوندهای ایران نیز تغیری در این موضوع نمی دهد که اینان مانند برادران چماق دار ایرانی خود می باشند و جنگ با صهیونیست ها فقط اینها را جری تر می کند و اینده مردم شیعه لبنان را در گرو یک مشت آخوند دوروغگو و شارلاتان از نوع لبنانی آن قرار خواهد داد! بدبختی مردم لبنان تمامی ندارد با وجود گرگهای بومی و یا نوع صهیونیستی!   

[تاریخ ارسال: 16 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: عبود]  [ zede jang5@yahoo.com ]  
*حزب‌الله يکی از اجزا مهم تظاهرات عظيمی بود که در روز ۱۰ مه در بيروت عليه طرح‌های خصوصی‌سازی دولت- که منجر به از دست رفتن اشتغال در بخش عمومی می‌شود- بر پا شد. **برداشت حزب‌الله از ناسيوناليسم با برداشت بسياری از لبنانی‌ها- به ويژه با ناسيوناليسم فنيقی مسيحيی مارونی راست و با ناسيوناليسم نوليبرالی- مورد حمايت آمريکای حزب حريری- متفاوت است.

نويسنده: لارا ديب*
منبع: Global Research
عدالت
برگردان: ع. سهند

(٢٢ مرداد ٨۵)


ارزيابی تاريخی از جنبش حزب‌الله لبنان


حزب‌الله، جنبش شيعيان لبنان که ميليشای آن در جنوب لبنان با ارتش اسرائيل می‌جنگد، در بيش‌تر پوشش رسانه‌ها از جنگ جاری، در قالب گمراه‌کننده‌ای گذاشته شده است. اين جنبش، بيش‌تر از آن‌که يک ميليشا باشد، يک حزب سياسی است که در سياست لبنان يک بازيگر قدرتمند و يک تأمين‌کننده مهم خدمات اجتماعی به حساب می‌آيد. حزب‌الله، آفريده حمايت ايران يا سوريه نبوده، بلکه برای نبرد با اشغال اسرائيل در جنوب لبنان (از ۱٩٨٢ تا ٢۰۰۰) و عمدتاً در هواداری از جامعه مسلمان شيعه لبنان- که در طول تاريخ از حقوق شهروندی و اجتماعی محروم بود- به وجود آمد. حزب‌الله در حالی که مخالفان سياسی زيادی در لبنان دارد، اما عميقاً بخشی از لبنان است- واقعيتی که کارزار نظامی اسرائيل آن را برجسته‌تر کرده است.

_____



ديدگاه: با تشکر براي ضميمه کردن متن کامل مقاله. متاسفانه ماکزيمم فضا براي بيان يک نظر 400-300 لغت مي تواند باشد، و اين مقاله 7 صفحه است. لطفا متن کامل را با فورمت WORD به آدرس ديدگاه ارسال کنيد.

  

[تاریخ ارسال: 16 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: مهدی رهنما]  [  ]  
آقای ناظر عزیز من با شما هم اعتقادم.دوره ما دورانی گیج کننده است. بید ببینیم ملاک ما چیست اگر ملاک مردم و تعالی جامعه باشد و رشد فرهنگ و خلاصه تکاملی واقعی هم نیروهای اسرائیلی و هم نیروهای حزب الله سر و ته یک کرباس هستند ولی اگر ملاک چیز دیگری باشد خیلی تحلیل ها عوض می شود و تفاوتی میان خامنه ای و چگوارا باقی نمی ماند و چاوز آنچنان تحلیلی می کند که هم با احمدی نژاد حلوا می خورد و هم با کاسترو می. در هر حال خداوند همه را از خطرات الله و حزب الله و یهوه و صهیونیزم محافظت کند. سرافراز باشید   

[تاریخ ارسال: 16 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: رضا انصاری]  [  ]  
سلام . از دوستان عزيزی که تمام و کمال اوضاع خاورميانه و حزب الله را نمی شناسند انتظار ميرود در مورد آنچه به درستی نميدانند ننويسند. نوشته آقای ناظر مرا بسيار شگفت زده کرد. دوست محترم آقای ناظر بهتر است فقط در مورد آنچه به درستی ميدانيم بنويسيم.   

[تاریخ ارسال: 16 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
آقای ناظر با تشکر از يادداشت روشنگرانه اتان ، به خصوص آنجا که تاکيد داريد :[به نظر من، مبارزه، يک پروسه است، براي رسيدن به يک هدف خلقي. اگر به اين تعريف «ساده» قناعت کنيم، بايد از خود بپرسيم که هدف حزب الله از «مبارزه» چيست؟ آيا دفاع از «منافع ملي» لبنان است؟ اگر چنين است، پس به عنوان يک نيروي «ملي» نبايستي به خارجي (رژيم ايران) وابسته باشد و خواست هاي رژيم را نمايندگي کند. اما اگر يک نيروي «ايدئولوژيک» و فرا وطني است. يعني براي اسلام عمل مي کند و در «راه خدا» شمشير مي زند (حزب «الله» است)، پس نبايستي به آن به عنوان يک نيرويي که در مقابل ارتش اشغالگر (اسرائيل) صف بندي کرده نگاه کنيم (حتي اگر تمام مردم خاورميانه به آنها به عنوان ناجي نگاه کنند و صورت نصرالله را در ماه ببينند)، بلکه بايد حزب الله را به عنوان نيرويي ارزيابي کنيم که حتي اگر اسرائيل هم حمله نمي کرد و اين جناياتي که شاهد آن بوديم رخ نمي داد، باز هم حزب الله قصد و هدف مبارزه عليه اسرائيل را داشت و هدفش «توسعه طلبي ايدئولوژيک» است. که در اين صورت، ديگر نمي توان حزب الله را نيروي «مقاومت مردمي» خواند.].
. کاش خانم اقبال در ادامه سلسله مصاحبه هايشان از چهره ها و شخصيت های اپوزيسيون راجع به: « چه سایتی ؟ همنشین چه نویسنده ای؟»، با شما هم مصاحبه کند تا کاربرانی همچمن ما بيشتر با نظرات و افکار شما آشنا شوند.به هر حال برای تلاش ها و زحماتتان در صف اپوزيسيون سرنگونی طلب بار ديگر از شما تشکر کرده و دست مريزاد ميگويم.
  

[تاریخ ارسال: 16 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: فئواد کاظمی]  [  ]  
دوست عزیز جناب آقای ناظر آیا بهتر نیست در باره موضوعی که اطلاع کافی ندارید ننویسید؟ متاسفانه بیشتر ما، کمترین شناختی از حزب الله لبنان نداریم.   

[تاریخ ارسال: 16 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: N.rahimi]  [  ]  
حزب الله يک جريان ضد مردمی و ضد نيرو های چپ و مترقی است که توسط دولت های ارتجاعی جمهوری اسلامی و سوريه با حمايت امپرياليستها برای مقابله با نيروهای مترقی فلسطين در لبنان بوجودامد درست مثل جريان طالبان در افغانستان که توسط پاکستان و عربستان و حمايت امريکا بنياد نهاده شد.تما م جريانات فاشيستی اسلامی از ۸۰ سال پيش ساخته و پراخته امپرياليستهای انگليس و امريکا هستند. حزب الله لبنان از ۷ نفر کارد رهبريش ۲نفر ازعوامل رژيم جنايتکار جمهوری اسلامی جا گرفته اند. عکس و تمثال کريه خمينی و خامنه ای اين دو جنايتکار قرن در تما م شهرهای وخيابانها و محل های عمومی حزب الله ميشودديد . اين جريان قرون وسطائی ضد زن و ضد تفکر و ضد زندگی و ضد ازادی وضد شادی در تمام مراسم و رژه هايش تمثال کثيف خمينی را هميشه بالا ميبرد. تا کنون بارها نيرو های اين جريان ضد خلقی در فعاليت های تروريستی رژيم بر عليه اپوزيسيون در خارج شريکت کرده و بيرحمانه تبعيد يان را به قتل رسانده اند. حزب الله که دست پروده خود امپرياليستها و حامی سرما يه داريست چگونه به ادعا بعضی ها ميتواند مورد ستايش نيرو های چپ و کمونيست واقعی منطقه باشد؟ تنها وقتی ميتوانيم اين ادعا را باور کنيم که ان جريان کمونيستی از تمام صفات والای کمونيستی فقط اسمی به ارث برده باشد درست مثل حزب خائن توده که خمينی نوکر امپرياليست ورژيم وابسته اش را ضد امپرياليست می ناميد. احزاب کمونيست لبنان و عراق وفلسطين هم امروز با تعريف و تمجيد از حزب الله به سرنوشت درد ناک و خفت بار حزب توده دچار شده اند. حزب الله اگر تما م اسرائيل هم تسخيرکند و اگرتمام احزاب شبه کمونيستی دنيا امثال حزب توده هم برايش کف بزنند و هورا بکشند باز هم يک جريان ضد خلقی وقرون وسطائی ميباشد که بايد با اين جريان واربابا نش که جمهوری اسلامی و امپرياليست ميباشند مبارزه کرد.   

[تاریخ ارسال: 16 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: فضولباشی]  [  ]  
راستش این روزها از بس تحلیل چپ اندر قیچی در باره‌ موضوع لبنان و حزب‌ الله خوانده بودم خسته شده بودم. به نظرم آقای ناظر به شکلی منطقی و مستدل موضوع را شکافته اند. از این بابت به ایشان تبریک می‌ گویم.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.