شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۷ فروردين ۱۳۹۶ - ۲۷ مارس ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
«روزی که خورشید تابناک حزب کمونیست ایران طلوع می­کند. روز رستاخیز سرخ زحمت­کشان را نوید می­دهد و آن روز، روز آب شدن برف­های ستم است. رفقا! خورشید را به جنبانیم.»­(کاک فواد، از توطئه جدید علیه خلق کرد، 1353)...
هر چند که کاک فواد، تشکیل حزب کمونیست ایران را ندید، اما یاران و هم­ر­زمان او در صفوف کومه­له، دوش به دوش کمونیست­های انقلابی سراسر ایران، با تشکیل حزب کمونیست، این آرزوی دیرینه او را تحقق بخشیدند. بنابراین، پرواضح است که نام کاک فواد، به عنوان یک رزمنده پرولتری در تاریخ جنبش کارگری کمونیستی ایران و جنبش انفلابی کردستان ثبت شده و از پیشقروان مارکسیسم انقلابی ایران است." charset="utf-8" dir="rtl" style="text-align:right">فیس بوک
Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

بمناسبت بیست و سومین سالگرد
تاسیس حزب کمونیست ایران

بهرام رحماني

بهرام رحماني

bamdadpress@telia.com

یازدهم شهریور 1385 - دوم سپتامبر 2006، حزب کمونیست ایران، پا به بیست و سومین سالگرد تولد خود گذاشت. آغاز بیست و سومین سال حزب را به همه کارگران، رفقای حزبی و کمونیست­هایی که هنوز در صفوف ما نیستند، شادباش می­گوئیم و دست­هایشان را با امید انقلاب دیگر به رهبری طبقه کارگر، به گرمی می­فشاریم.

حزب کمونیست ایران را کمونیست­هایی به وجود آوردند که در متن انقلاب یک قدم از نقد و افشای حاکمان جدید عقب ننشستند. از طرفی بر دورنمای حرکت و مبارزه مستقل طبقه کارگر و تلاش برای ساختن صف مستقل طبقه کارگر تاکید کردند.

اجازه بدهید این مطلب را به مناسبت گرامی­داشت سالگرد تاسیس حزب کمونیست ایران، با نقل قولی از سرشناس­ترین و انقلابی­ترین چهره شناخته شده جنبش کمونیستی ایران و رهبر انقلابی جنبش انقلابی کردستان، یعنی کاک فواد مصطفی سلطانی شروع کنیم:

«روزی که خورشید تابناک حزب کمونیست ایران طلوع می­کند. روز رستاخیز سرخ زحمت­کشان را نوید می­دهد و آن روز، روز آب شدن برف­های ستم است. رفقا! خورشید را به جنبانیم.»­(کاک فواد، از توطئه جدید علیه خلق کرد، 1353)

فواد، از پرچم­داران مبارزه سیاسی پرولتاریا در انقلاب 1357 تا زمان جان­باختنش بود. ارزنده­ترین کار او در این زمینه، آخرین اقدام سیاسی او بود. یعنی او پایه­های جنبش مقاومت مردم انقلابی کردستان در 28 مرداد 1358، گذاشت. جنبشی که هنوز هم با قدرت­تر و آگاه­تر از گدشته به مقاومت رهایی­بخش خود ادامه می­دهد و سنگر محکمی برای انقلاب آتی ایران به شمار می­آید. او، از زمره رهبرانی بود که به مقاومت و مبارزه مسلحانه در برابر یورش وحشیانه جمهوری اسلامی دست زد. او از نخستین کسانی بود که سلاح برگرفت و سرانجام نیز در رهبری نیروی پیشمرگ در نبردی رودررو و نابرابر و تحمیلی جان باخت.

هر چند که کاک فواد، تشکیل حزب کمونیست ایران را ندید، اما یاران و هم­ر­زمان او در صفوف کومه­له، دوش به دوش کمونیست­های انقلابی سراسر ایران، با تشکیل حزب کمونیست، این آرزوی دیرینه او را تحقق بخشیدند. بنابراین، پرواضح است که نام کاک فواد، به عنوان یک رزمنده پرولتری در تاریخ جنبش کارگری کمونیستی ایران و جنبش انفلابی کردستان ثبت شده و از پیشقروان مارکسیسم انقلابی ایران است.

سازمان کردستان حزب کمونیست ایران- ­کومه­له، به مثابه سازمان کمونیستی طبقه کارگر، در صف مقدم مبارزه کارگران و مردم انقلابی کردستان جای گرفت و پیشمرگان کومه­له، سمبل مقاومت و سرسختی در مبارزه نابرابر در مقابل نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی، و یار و یاور کارگران و زحمت­کشان گردیدند.

اگر چه حکومت جمهوری اسلامی، انقلاب ایران و جنبش انقلابی کردستان را به وحشیانه­ترین شکلی سرکوب کرد، اما در برابر آن مقاومت و مبارزه کارگران و توده­های انقلابی در پیشاپیش آنان کومه­له، به یک جنبش وسیع اجتماعی تبدیل شد. برای نمونه، همین 16 خرداد سال گذشته، با فراخوان کمیته مرکزی کومه­له، کارگران و مردم آزادی­خواه سراسر کردستان، دست به اعتصاب زدند و خواب و آرامش را از چشمان سردمداران و نیروهای سرکوبگر ربودند. بیست هشت سال پایداری و ایستادگی در برابر حکومت جنایت­کار بورژوائی اسلامی، ثمره مبارزه جانفشانی و قهرمانی­هایی است که با خون هزاران جان­باخته راه سوسیالیسم و آزادی و ده­ها هزار زن و مرد و جوان و پیر مبارز و انقلابی آبیاری شده است. جنبشی که در رهبری آن، تشکیلاتی انقلابی و کمونیست هم­چون حزب کمونیست ایران قرار دارد که از سوی توده­های وسیع کارگر و زحمت­کش حمایت می­گردد.

اما این هم واقعیتی است که حزب کمونیست ایران، در سایر نقاط ایران هم­چون کردستان، از چنین پایگاه وسیع توده­ای برخوردار نیست. این ضعف بزرگی است که نه تنها حزب کمونیست ایران، بلکه ضعف همه کمونیست­هایی است که هنوز به دلایل مختلف از کار متشکل حزبی دوری می­جویند. جا دارد که هم حزب و هم این رفقا در یک رابطه متقابل تنگاتنگ این ضعف را از سر راه خود بردارند. شکی نیست که در یک برآمد اجتماعی و با باز شدن اولین روزنه امیدبخش تحولات جدید، پیشروان کارگری و کمونیست­ها، به دلیل خوشنامی حزب کمونیست ایران و درستی اهداف و برنامه و مواضع کمونیستی آن، و به دلیل مبارزه بی­امانش در راستای سرنگونی جمهوری اسلامی با هدف برپایی حکومت کارگری، به صفوف آن پیوسته و نقش تاریخی خود را ایفا کنند. ما، همیشه جای خالی این رفقا را در صفوف خود حس می­کنیم و با خلوص نیت دست همکاری به سوی آنان دراز می­کنیم.

حزب کمونیست ایران، در شرایطی تشکیل شد که از یک­سو، جریانات بورژوا و خرده بورژوای مدعی انقلاب، در میان ضعف­ها و سیاست­ها و عملکردهای نادرست و توهم­شان به حاکمیت جدید، و با بی­افقی از انقلاب و مبارزه انقلابی، در اثر انفعال و آنارشیسم و ناکامی یا به حاشیه رانده شدند و یا از هم ­پاشیدند؛ و یا این که آشکارا مستقیم وغیرمستقیم در کنار حاکمیت ضدانقلابی ایستادند. ازسوی دیگر، حکومت جمهوری اسلامی، قدرت خویش را مدیون این خیانت­ها و ضعف­های مدعیان انقلاب است، روزی آن­ها را با سیاست­های «مبارزه ضدامپریالیستی»، روزی با دعوای جناح­های دورن حاکمیت، روزی با جنگ «دفاع از استقلال و میهن» و غیره به دنبال سیاست­های خود کشید، انقلاب و مردم انقلابی را به مسلخ برد، حزب کمونیست ایران، در چنین شرایطی پا به عرصه حیات نهاد. بدین ترتیب، تشکیل حزب کمونیست، در آن فضای سرکوب و کشتار و جنگ و رعب و وحشت، خود بیانگر این واقعیت تاریخی بود که پیشروان طبقه کارگر و کمونیست­های انقلابی، نه فقط استقلال سیاسی - طبقاتی و تشکیلاتی خویش، بلکه در همان حال افق انقلاب و عزم و اراده انقلابی خود را به عنوان طبقه تا به آخر انقلابی، اعلام کردند..

اکنون با گذشت بیست و سه سال از فعالیت حزب کمونیست ایران در حاکمیت هارترین و ضدکمونیستی­ترین حکومت حامی سرمایه، و با تحمل دو انشعاب، یکی ظاهرا از موضع چپ و دیگری کاملا از موضع راست، در صفوف آن آرمان­ها و سیاست­های پرولتری انقلاب کمونیستی عمیق­تر و ریشه­دارتر از هر زمان است. اکنون این حزب، درک روشنی از سیاست­های کمونیستی و از منافع و اهداف مستقل طبقه کارگر دارد. این حزب، درک روشنی در تجهیز طبقه کارگر در به انجام رساندن عظیم­ترین دگرگونی­های انقلابی و برپایی حکومت کارگری دارد.

اجازه بدهید در این­جا با هم مروری بر بخشی از برنامه حزب کمونیست ایران داشته باشیم: «برنامه حزب کمونیست ایران، به مثابه حزبی مارکسیستی، برای پایان دادن به حاکمیت سیاسی و اقتصادی طبقه سرمایه­دار، برقراری حکومت کارگری و ایجاد یک جامعه سوسیالیستی مبارزه می­کند. جامعه­ای که پایان بخشیدن به استثمار انسان از انسان، زوال دولت و تمام ارکان نگاهدارنده­اش از آن طریق می­گذرد. هدف غائی ما دست­یابی به جامعه­ای است که در آن آزادی و رفاه همگانی جای اسارت و بی­عدالتی و محرومیت را می­گیرد و فرصت­های یکسان برای رشد و شکوفائی خلاقیت­ها و تعالی انسان فراهم می­شود؛ جامعه­ای که در آن هر کس به اندازه توانائیش کار می­کند و به اندازه نیازش از مواهب زندگی برخوردار می­گردد، و در آن دولتی نیست که بر فراز جامعه قرار بگیرد و بند اسارت تک­تک افراد آن را به گذشته­های استثمار، ستم، خرافه­پرستی و جهل گره بزند.

از نظر ما سوسیالیسم امری مربوط به آینده­ای نامعلوم و دور دست نیست بلکه زمینه، توانائی و امکان اجتماعی و اقتصادی آن در بطن نظام سرمایه­داری ایران فراهم آمده است و تحقق آن به نیروی آگاهی، تشکل و مبارزه طبقه کارگر ممکن خواهد شد. امکانات مادی و ثروت­های غنی جامعه ایران و همبستگی بین­المللی کارگری دوام و پایداری آن خواهد بود.

در شرایط حاضر این مبارزه از طریق سرنگونی جمهوری اسلامی تداوم می­یابد و برانداختن این نظام سرکوب و خفقان در ایران هدف بلاواسطه انقلاب کارگری را تشکیل می­دهد. اما در شرایطی که هنوز نظام سرمایه­داری برقرار است، حزب کمونیست ایران در عین مبارزه بی­وقفه و پیگیر برای برقراری سوسیالیسم و ایجاد جامعه کمونیستی، لحظه­ای مبارزه برای انجام اصلاحات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پیشرو و مترقی را جهت بهبود شرایط زندگی توده­های کارگر و زحمت­کش و امن­تر و انسان­تری کردن جامعه و محیطی که در آن زندگی می­کنیم، در چهارچوب همین نظام موجود نیز رها نخواهد کرد. تحقق این مطالبات در عین حال شرایط مناسب را برای انقلاب کارگری و سوسیالیسم فراهم می­آورد. بنابراین حزب کمونیست ایران از هم اکنون برای تحقق مطالبات زیر مبارزه می­کند.»

از توضیح این مطالبات به دلیل طولانی بودن می­گذریم و فقط به سر تیترهای آن­ها اشاره می­کنیم: «شوراها و حاکمیت مردم؛ برچیده شدن دستگاه بوروکراسی مافوق مردم؛ انحلال ارتش و دیگر نیروهای مسلح حرفه­ای؛ حقوق و آزادی­های فردی، سیاسی و اجتماعی؛ رفع تبعیض از زنان، برابری زن و مرد؛ پایان دادن به ستم ملی و تبعیض براساس ملیت؛ رفاه عمومی و بیمه­های اجتماعی؛ حفظ محیط زیست؛ مفاد حداقل قانون کار و حقوق کارگری.

حزب کمونیست ایران پیگیرانه برای دست­یابی به اصلاحات فوق در زندگی اجتماعی کارگران و توده­های محروم مبارزه می­کند. ما از هر مبارزه آزادی­خواهانه و حق­طلبانه بر علیه جمهوری اسلامی و هر جنبشی که پیگیرانه خواهان رفع و از میان برداشتن اشکال مختلف تبعیضات جنسی، مذهبی، ملی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باشد پشتیبانی می­کنیم.

حزب کمونیست ایران در هر مبارزه، حرکت اجتماعی و نهاد سیاسی که بخشا اهداف سیاسی اعلام شده آن را برآورده و امکان دسترسی جنبش و نیروهای کارگری و سوسیالیستی را به اهرم­های قدرت سیاسی در جامعه فراهم نماید، فعالانه مشارکت خواهد کرد.»­*

اگر محقق و تاریخ­نویس و پژوهشگر بی­طرف و حقیقت­گویی تاریخ بیست و سه سال فعالیت و مبارزه بی­وقفه و پیگیر حزب کمونیست ایران را مورد بررسی و کنکاش قرار دهد قطعا به این نتیجه خواهد رسید که این حزب، با هر ایراد و اشکال و کمبودی بدون تزلزل در مقابل حکومت بورژوائی جمهوری اسلامی و جناح­های آن، در رشد و گسترش سوسیالیسم علمی  و در شفافیت دادن به مبارزه کارگران مستقل از دولت و گرایشات بورژوائی و برای تحقق شعار اصلی خود، یعنی «آزادی، برابری، حکومت کارگری»، صادقانه و با خلوص نییت مبارزه کرده است. این شعار که شعار کارگران انقلابی است و مضمون و محتوای سیاسی، اجتماعی و انسانی آن به حدی شفاف است که نیاز به توضیح بیش­تری ندارد. حزب کمونیست ایران، عزم و اراده کرده است تا تحقق این شعار لحظه­ای از مبارزه سیاسی و اجتماعی طبقه کارگر غافل نباشد. این هم فقط یک ادعا نیست، بلکه با رجوع به اهداف و برنامه حزب کمونیست ایران و بررسی انبوهی از اسناد و بیانیه­های رسمی آن که در کنگره­ها و پلنوم­های کمیته مرکزی حزب و کومه­له، تصویب و منتشر شده است؛ و یا با مراجعه به نشریه جهان امروز، نشریه سیاسی حزب کمونیست ایران و نشریه پیشرو کردی، ارگان کمیته مرکزی کومه­له، به سادگی می­توان به صداقت و درستی و حقانیت سیاست­های کارگری کمونیستی و تاکتیک­ها و استراتژی آن پی برد.

حکومت کارگری، نه حکومت حزب به نام طبقه کارگر، بلکه حکومتی است که مبارزه طبقه کارگر را برای لغو کار مزدی و مالکیت خصوصی بر وسائل تولید و جایگزینی آن با تولید و مناسبات اجتماعی سوسیالیستی به جای سیستم استثمارگر سرمایه­داری در کلیه وجوه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و انسانی پیش می­برد. حکومت کارگری، حکومتی برای تضمین رهایی انسان از هرگونه قید و بند و ستم  و استثمار سرمایه­داری است.

کمونیست­ها نه تنها اصلاحات به نفع طبقه کارگر و کل جامعه، بلکه حتی انقلاب کارگری را بدون تشکل­های توده­ای و اجتماعی گوناگون کارگران، یعنی بدون وجود تشکل­هایی که میلیون­ها کارگر را در خود متحد و متشکل سازد، عملی نمی­دانند. هر اصلاح و بهبود جزئی را باید با نیروی متحد طبقه کارگر به طبقه سرمایه­دار و دولت حامی سرمایه تحمیل کرد. شوراها، سندیکاها، کمیته­های کارگری و غیره ابزاری برای مبارزه کارگران در جهت کسب حقوق آن­ها است. هیچ حکومت بورژوایی به کارگران اجازه تشکیل شورا و سندیکا و کمیته­های کارگری و عیره نمی­دهد، از این رو کارگران از پایین تشکل خود را به وجود می­آروند و موجودیت آن و نمایندگانشان را به کارفرمایان و حکومت تحمیل می­کنند. کارگران باید با نیروی اتحاد و همبستگی خود کارفرما و حکومت را وادار کنند که تشکل آن­ها را به رسمیت بشناسند. بنابراین، کارگران برای تاسیس تشکل خود، نیازی به اجازه حکومت و کارفرما و نظارت وزارت کار و غیره ندارند. تشکل­های توده­ای کارگران تنها ابزاری برای بهبود اوضاع کارگران نیست، بلکه این تشکل­ها ظرف بهتر و مناسبی برای متشکل شدن کارگران تحت سیاست­های انقلابی طبقه کارگر، یعنی سیاست سوسیالیستی است.

حزب کمونیست ایران، علاوه بر این که خواهان متشکل شدن رهبران و پیشروان طبقه کارگر در صفوف حزب است، اما در عین حال وظیفه خود می­داند که در راه متشکل شدن کارگران در تشکل­های مستقل­شان از هیچ تلاشی فروگزار نباشد.

در پایان همراه همه رفقای حزبی که چه در تشکیلات­های مخفی و چه در سنگرهای جنبش انقلابی کردستان و تشکیلات علنی کومه­له و چه در خارج کشور، در مقابل هارترین حکومت بورژوائی، برای تحقق مطالبات روزمره کارگران، زنان، جوانان و دانش­جویان و برای تدارک انقلاب اجتماعی به همراه تمام کارگران و کمونیست­ها و آزادی­خواهان انقلابی که دل­هایشان برای آزادی، برابری، حکومت کارگری و رهایی همه استثمارشوندگان می­طپد، بیست و سومین سالگرد تاسیس حزب کمونیست ایران را شادباش می­گوئیم.

11 شهریور 1385 - دوم سپتامبر 2006

* علاقه­مندان می­توانند کل برنامه حزب کمونیست ایران و دیگر اسناد آن را در سایت حزب کمونیست ایران  www.cpiran.org  و سازمان کردستان حزب کمونیست ایران - کومه­له را در سایت  www.komalah.org مطالعه کنند.

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



[تاریخ ارسال: 16 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
در دنيای خارج از ذهن ما و در شرايط کنونی هم اکنون به غير از احزاب و گروهها ی غير مارکسيستی بدون اغراق حداقل پنجاه تا شصت حزب و سازمان و گروه وجود دارد که خود را مارکسيست، لنينيست و نماينده طبقه کارگر ميدانند و خواهان برپائی يک جامعه سوسياليستی در ايران ميباشند و هر کدام از اينها تنها خود و خط خود را مارکسيست واقعی ميدانند و ديگران را اپورتونيست و چپ سنتی ، چپ استالينيستی و غيره و غيره و غيره ميدانند . از يک حزب کمونيست تا همين حالا حداقل پنج حزب کمونيست ديگر بوجود آمده است حق با کداميک ميباشد ؟ تنها در يک حکومت دموکراتيک که بر پايه آزادی و اصول حقوق بشر و صد البته جدائی دين از دولت است ميباشد که مردم ايران ميتوانند از حق انتخاب خود استفاده کرده و سرنوشت خود را خودشان رقم بزنند .اين مسئله به هيچ وجه در تضاد با عدالت اجتماعی نميباشد بلکه حتی پيش شرط آن است.
  

[تاریخ ارسال: 15 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: فرزين]  [  ]  
بنده هم باور دارم که نه تنها دمکراسی، بلکه همهء مفاهيم اجتماعی ماهيتی طبقاتی دارند. اما مطلب بر سر اين استکه پايه های سوسياليسم بايد در دوران سرمايه داری رشد کنند و فرهنگ سوسياليستی در جامعهء سرمايه داری جوانه می زند. اين مساله در همهء فرماسيونها بوده است. بويژه اينکه دمکراسی مفهومی کشدار است و تا کنون هر کس آنرا از ديدگاه خودش تفسير کرده است. سرنگون کردن سرمايه داری کار چندان سختی نيست. سخت تر از هر چيز پی ريزی جامعهء سوسياليستی است. "ديکتاتوری پرولتاريا" عملا به ديکتاتوری نخبگان و دانش آموختگان می انجامد.
شاه غلام شاطر نانوايی سنگکی سر کوچهء ما بسيار انسان شريفی است. ولی نمی توانيم او را به وزارت امور خارجه بگماريم. همينگونه نيز اضغر آقا کارگر مونتازکار فلان کارخانه را نمی توانيم به رياست مجلس شورای ملی بگماريم. در نتيجه باز هم نخبگان جامعه به ادارهء امور خواهند پرداخت. تنها چيزی که می ماند سمت و سوی جامعه است، که آنهم تنها در سايهء دمکراسی(رسانه های آزاد، سنديکاها و ...) بايد کنترل شود. و در ضمن تعدد احزاب و سنديکاها را نبايد فراموش کرد.
  

[تاریخ ارسال: 13 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [ shahramfazel1360@yahoo.com ]  
دمکراسی یک پدیده ماورا طبقاطی نیست و همانگونه که برای قرن ها ادیان گوناگون تلاش کردند که ظاهرا خود را فرا طبقات و اقشار جامعه نشان دهند اما در عمل حامی منافع طبقات حاکم وظالم زمان خود بوده اند و اکنون در کل حامی سیستم استثماری سرمایه می باشند. دمکراسی مردمی بخش غیر قابل جدا شدنی از دمکراسی اقتصادی و یا عدالت اجتماعی می باشد و زحمتکشان باید آزادانه در تمامی موارد اجتماعی و سیاسی بتوانند شرکت کرده و از زیر یوغ سرمایه در آیند و آگاهانه از توطعه های آنان پرهیز کنند. دمکراسی بورژوازی یعنی آزادی سرمایه داران برای استثمار کارگران و زحمتکشان و آزادی سرمایه داران زالو صفت در چپاول کار و زندگی اکثریت مردم تمام جوامع بشری. دمکراسی سرمایه داری چیزی به غیر از دیکتاتوری سرمایه برای کارگران نبوده و نیست و دمکراسی کارگران و زحمتکشان نیز دیکتاتوری کارگری برای سرمایه داران می باشد که جلوگیری از سلطه سرمایه بر جان و زندگی میلیون ها انسان خواهد کرد و به ظالمان دیکته خواهد کرد که دوران استثمار به پایان رسیده و آنها هرگز حق ندارند بار دیگر انسانها را به برده گی بکشند. دمکراسی گاو مقدسی نیست که با آن باز انسانها را به بردگی کشاند و با نابود شدن زندگی نسل ها باز بتوان بردگی را توجیه کرد. دمکراسی بورژوازی تنها در خدمت حفظ منافع طبقات ستمگر بوده و هست و هر زمان سرمایه داران منافع مالی خود را در خطر می بینند همین گاو مقدس خود را نیز قربانی می کنند. تنها راه رهایی از استثمار طبقاطی سرمایه داران دمکراسی کارگران و زحمتکشان است و آن دیکته کردن پایان مالکیت اندکی بر زندگی بردگان نوین یعنی پرولتاریای انقلابی است که در زندگی چیزی را به غیر از کار خود ندارند و تنها زنجیرهای بردگی سرمایه را دارند که از دست بدهند. دمکراسی سرمایه یعنی بدبختی و فلاکت برای ملیون ها انسان!   

[تاریخ ارسال: 13 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: فرزين]  [  ]  
با درود!
من فکر می کنم: عدالت اجتماعی تنها در سايهء دمکراسی دستيافتنی و نگاه داشته شدنی و گسترش يافتنی خواهد بود. يعنی شرط وجود عدالت اجتماعی را وجود دمکراسی می دانم، نه برعکس. آزاديهای سياسی و حقوق بشر تضمين کنندهء حفظ و گسترش عدالت اجتماعی خواهد بود.
  

[تاریخ ارسال: 13 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [ shahramfazel1360@yahoo.com ]  
با سلام به آقای فراهانی و دوستان دیدگاه من معتقدم که بدون عدالت اجتماعی مردم ایران نه تنها به آزادی و دموکراسی نخواهند رسید بلکه با توجه به منابع وسیع طبیعی کشور ایران و امکان زیاد چپاول آن توسط سرمایه داران زالو صفت امکان بازگشت خفقان و استبداد باز بطور واقعی وجود دارد. البته این بار در شکل یک رژیم وابسته دیگر مانند جمهوری های پوشالی فراوانی که در دنیای فعلی بسیار یافت می شوند و فرق چندانی با رژیم های مستبد پادشاهی و سلطنتی ندارند. بدون عدالت اجتماعی بیکاری , اعتیاد, فحشا و دیگر بیماری های جامعه سرمایه داری بیداد خواهد کرد و مشگلات اجتماعی که کشورمان با آن گریبان است بدون پاسخ شایسته باقی خواهد ماند و باز ثروت مندان ثروت مند تر و فقیران فقیر تر خواهند شد. در مورد کشور کوبا همانگونه که مطلع هستید ده ها سال محاصره اقتصادی و تخاصم امپریالیسم صدمات جدی به اقتصاد و مردم کوبا وارد کرده است اما فراموش نباید کرد که کوبا قبل از انقلاب شکوهمند خود و زیر سلطه دیکتاتور باتیستا یک فاحشه خانه بزرگ برای تبهکاران و مافیای امریکا بود و مردم کوبا اکنون از تحصیلکرده ترین مردم دنیا می باشند و اگرچه از کمبودهای اقتصادی تحمیل شده رنج می برنند اما در استقلال واقعی زندگی می کنند و مانند کشورهای دیگر آمریکای مرکزی و جنوبی که زیر سلطه امپریالیسم و دیکتاتورهای رنگارنگ و جوخه های مرگ فاشیستی بودند, رنج نبرده اند و هزاران هزار نفر از اتباع آن مانند شیلی و کلمبیا و گواتمالا توسط نظامیان فاشیست قصابی نشدند. البته هر چه تعداد کشورهای رها شده زیاد تر می شود اوضاع برای همه کشورهای رها شده بهتر می شود و این شامل کشور کوبا که پیشگام رهایی در جوار امپریالیسم درنده خو بوده نیز خواهد بود. موفق و پیروز باشید.   

[تاریخ ارسال: 13 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
آقای فاضل با سلام و تشکر از جوابتان ، بايد بگويم که با نظرات شما آنجا که ميگوئيد :«مبارزه برای پایان دادن به استثمار چیزی نیست که بتوان جلویش را گرفت و جهانی بهتر مطمنا میسر است و گام به گام امپریالیسم وادار به عقب نشینی خواهد شد » کاملا موافق هستم . در باره آنچه راجع به بوليوی و آن بومی مبارز انقلابی که در رهبری دولت آن کشور قرار دارد نمی توانم قضاوتی بکنم چرا که اطلاع چندانی راجع به اوضاع سياسی بوليوی ندارم و در ضمن بايد بگويم زمانی ميگفتند که آلبانی تنها کشور سوسياليستی واقعی در جهان است و بعد ها متوجه شديم که چنين نبوده است. اما در مورد فيدل کاسترو مثال کوبا بايد بگويم که عده ای از دوستان من از آن کشور ديدن کرده اند و از فقر مردم آنجا ميگويند . البته نمی خواهم بگويم که همه تقصيرها به گردن دولت بسته ای که کاسترو ايجاد کرده است برميگردد.اتفاقا بسيار قدمهای مثبتی هم مثلا در زمينه آموزش و پرورش هم برداشته شده است ولی از طرف ديگر اين کشور در معرض تحريم های سنگين و بايکوت دولتهای سرمايه داری بويژه آمريکا قرار دارد که به اقتصاد اين کشور ضربه های کاری زده است و باعث فقر مردم کوبا و انزوای دولتش شده است که در بعضی موارد آنها را مجبور کرده است که حتی با جنايتکارانی همچون ج.ا هم همکاری و بده و بستان بکنند. اين همان مثالی است که گفته بودم در شرايطی که تعادل قوا به نفع سرمايه داری و سيستم استثماری ميباشد يک حکومت سوسياليستی به تنهائی توانائی دوام آوردنش در محاصره سيستم استثماری بسيار سخت و بعيد ميباشد. به نظر من راه حل مسئله ايران در اين مرحله چيزی جز دموکراسی و آزادی و تلاش برای برقراری حق حاکميت مردم صرف نظر از هرگونه اعتقاد و مرامی نمی باشد .اين مسئله نه تنها آن خصلت ضد استثماری را در خود دارد بلکه شايد به عنوان يک پيش شرط برای رفع ستم طبقاتی هم ميباشد.
پيروز باشيد
  

[تاریخ ارسال: 13 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [ shahramfazel1360@yahoo.com ]  
دوست گرامی مبارز آقای فراهانی , زمانی ارنستو چه گوارا, مبارز انقلابی را در کشور بولیوی ناجوانمردانه به قتل رسانیدند و در کشورش آرژانتین که متولد شده بود نمی شد نام او را آزادنه آورد اما اکنون کشور بولیوی در مبارزه برای آزادی از استثمار پیشگام است و یک بومی مبارز انقلابی در رهبری دولت آن قرار دارد و فیدل کاسترو از محل تولد انقلابی کبیر چه گوارا در آرژانتین دیدن کرد و مورد استقبال هزاران نفر از اهالی قرار گرفت. مبارزه برای پایان دادن به استثمار چیزی نیست که بتوان جلویش را گرفت و جهانی بهتر مطمنا میسر است و گام به گام امپریالیسم وادار به عقب نشینی خواهد شد همانگونه که در تمام دنیا جنبش های ضد جهانی شدن سرمایه در حال گسترش می باشند و با ورشکستگی کامل ارتجاع دینی توده های زحمتکش به خوبی به این امر پی می برنند که تمامی مشگلات آنان ناشی از استثمار سرمایه و دلالان و حامیان مذهبی آنان است. دلالان بازاری ایرانی و دلالان وال استریت مانند زالو مشغول خوردن خون زحمتکشان هستند و روحانیون حامی آنها توجیه گران این تبهکاران و دزدی کار زحمتکشان هستند. سوسیالیسم راه رهایی تمام زحمتکشان از هر نژاد و با هر دین و از هر نقطه از دنیا می باشد و این تنها گزینه برای بشریت می باشد. رود مسموم بنیادگرای مذهبی شاید چند صباحی بتواند و توانست به گمراهی توده ها کمک کند و برای امپریالیسم زمان و بقا بخرد اما در نهایت همانند رژیم ایران به روشنی نمایان می کند که در چنته برای توده های زحمتکش به جز بدبختی و فلاکت ارمغان دیگری در دست ندارد و حامی همان زالوهای دلال ایرانی و یا اروپایی و یا آمریکایی و غیره می باشد. تنها با عدالت اجتماعی و مالکیت عمومی زحمتکشان بر تولید و مشارکت در سرنوشت خود و دموکراسی مردمی می تواند برای کودکان دنیا آینده بهتری درست کرد و به عمر ننگین ظلم و ستم طبقاطی و استثمار پایان دهد. موفق باشید.   

[تاریخ ارسال: 12 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
آقای شهرام فاضل با سلام . آيا فکر نمی کنيد يک حکومت سوسياليستی که ميخواهد مقدمات ورود به جامعه ضد استثماری را فراهم کند به تنهائی و در زمانی که از همه طرف در محاصره نظام سرمايه داری ميباشد ، اگر نه غير ممکن ، احتمال ادامه حياتش بسيار سخت و دشوار ميباشد ؟ . مگر اينکه شاهد يک انقلاب جهانی بر عليه سيستم سرمايه داری باشيم .
  

[تاریخ ارسال: 12 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [ shahramfazel1360@yahoo.com ]  
حاکمیت تک حزبی بوروکراتیک و به نام طبقه کارگر با حاکمیت طبقه کارگر و زحمتکشان کاملا متفاوت می باشد و همانگونه که طبقه بورژوازی با احزاب متفاوت و دموکراسی بورژوازی خود به حکومت می پردازد و منافع طبقاطی اقشار متفاوت خود را حفظ می کند , طبقات زحمتکش و کارگر احتیاج به احزاب متفاوت و دموکراسی واقعی مردمی دارند که نظام استثمار را با گذشتن از مرحله گذار سوسیالیسم به پایان برساند. لزومی ندارد که قبایل بدوی نیز که هنوز به دوران ارباب رعیتی نرسیده اند باز این دوره زجر را طی کنند تا به نظام سابقا مترقی سرمایه داری برسند. سوسیالیسم از هم اکنون ممکن است و با مشارکت و حاکمیت زحمتکشان و کارگران می توان و باید از نظام استثماری و ظالمانه بورژوازی عبور کرد و نه آن را دور زد. با شکستن حلقه ها ی زنجیر امپریالیسم می توان و می شود به روند انقلابات کارگری در کشورهای امپریالیستی سرعت بخشیده و جهان را از استثمار طبقاطی رهایی داد و دوران گذار سوسیالیسم را به موفقیت طی کرده و به دنیای بهتر حتما رسید! این نه تنها اتوپی و رویا نیست بلکه روند تکاملی و واقعی تمدن انسانها می باشد و سوسیالیسم در هر نقطه از جهان قابل تحقق و انجام شدنی می باشد. راه سخت است اما شدنی است. آلترناتیو بیراه ای به نام استثمار سرمایه می باشد و بس!   

[تاریخ ارسال: 12 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: فرزين]  [  ]  
نيازی نيست که حتما سلطنت طلب يا سرمايه دار باشی تا از اتوپی سوسياليسم در ايران انتقاد کنی. بايد آثار مارکس و انگلس را خواند و از آنها درس گرفت. ولی برپايی کمونيزم ابتدا بايد در کشورهای پيشرفتهء سرمايه داری صورت بگيرد. تز انحرافی دور زدن مرحلهء سرمايه داری و شيرجه رفتن مغولستان در حوض کوثر سوسياليزم ديگر برای ما بايد سناريوی تکراری باشد. به قول مارکس: تاريخ دو بار به وقوع می پيوندد، بار نخست بصورت تراژدی و بار دوم بصورت کمدی. اينگونه که روشن است، کسانی هم هستند که به دنبال تکرار تاريخ در ايران بصورت کمدی-تراژيک هستند! آخر چه سوسياليزمی را می توان در طبس، زاهدان.... و يا حتی در حلبی آبادهای حاشيهء تهران و يا حتی در ميدان شوش تهران پياده کرد؟
مسالهء اساسی اين استکه سوسياليزم مانند فرماسيونهای پيش از خود، نيازمند پيش شرطهايی است و اين پيش شرطها و نهادهای اجتماعی بايد در دل جامعه شکل گرفته و پخته شوند تا جامعه آمادهء گذار به مرحلهء بعدی باشد. دورهء سرمايه داری، از دل فئوداليسم و با کارگاههای کوچک پديد آمد و نهادهای سرمايه داری رشد کردند تا اينکه جامعه آمادهء گذار به سرمايه داری شد. مادامی که کارگران صنعتی(پرولتاريای واقعی) در اقليت است، مادامی که کارگران از تشکل و تجربهء مبارزهء سنديکايی طولانی مدت و بدست آوردن بيمه، حق بازنشستگی و .... برخوردار نشده اند، گفتن از سوسياليزم، سرابی بيش نيست. در ايران بايد ابتدا نهادهای دمکراتيک داشته باشيم و پس از آن زيرساخت اقتصادی-اجتماعی و پيش شرط سوسياليزم را داشته باشيم و همراه با آن فرهنگ کارگری و گرايش به سوسياليزم و مبارزه با خرافات و ... را داشته باشيم، تا بتوانيم به خود جرات بدهيم از اتوپی سوسياليزم سخنی به ميان بياوريم. بله، تازه پس از همهء اينها، سوسياليزم اتوپی ملموسی خواهد بود. چرا اتوپی؟ به اين دليل ساده که هرآنچه که موجود نيست و ما می خواهيم خلق کنيم(هواپيما، کشتی، تلويزيون...حزب، انجمن...) تا زمانی که در کلهء ما و بصورت نقشه وجود دارد، اتوپی است و تنها پس از ساختن و ايجاد کردنشان است که بايد آنها را به بوتهء آزمايش گذارد و سپس نتيجهء آنرا ديد و دوباره و چند باره آزمايش کرد و به کار انداخت. اگر جز اين باشد، نمی توان نام دانش بر آن نهاد- البته اگر جويای دانش و برنامه ريزی باشيم.
  

[تاریخ ارسال: 05 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: فرج الله خاکخور تهرانی]  [  ]  
بدون هیچ تردید و شک و شبهه ای خورشید حزب کمونیست در ایران طلوع خواهد نمود و سراسر این مملکت تاریخی در زیر لوای کمونیسم و انترناسیونالیسم پرولتاریای شکست ناپذیر ایران به بهشت برین تبدیل خواهد شد بطوریکه مخالفان این حزب و این مرام انگشت حیرت به دهان خواهند گرفت و از جمله این دو انسان بریده و شاید سلطنت طلبی که خسته شده اند و نظر منفی داده اند خواهند دانست که حقایق تاریخی چطور بوسیله جبرهای تاریخی خودشان را اعمال نموده و باعث حیرت مرتجعان جهانخوار می شوند. تنها نکته ای که حیرت مرا بر انگیخته این چطور شده که بجای حکمت بزرگ کاک فواد رابعنوان چهره شاخص معرفی کرده اید.   

[تاریخ ارسال: 05 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: میترا]  [ mitramadadkary@yahoo.com ]  
من کاری به صحبت این دو بریده یا احیانا سلطنت طلبی که نظر دادن ندارم. نظرشان محترم اما خدا وکیلی کار اپوزیسیون و روشنفکران هم همه اش شده عزاداری و سالگرد گرفتن و گریستن یا به گذشته های " افتخارآمیز" بالیدن.
دیگه بس نیست؟! در این مورد هیچکی به اندازه مجاهدین تخصص نداره.اونا حتا شکست هم که میخورند جشن می گیرند. نیروهای چپ هم به نوعی دیگه همین کارو می کنن.
من فکر می کنم که مردم دیگه از مرثیه سرائی و آه وناله یا به به! وچه چه!گفتن خسته شدن. باید یا در مورد مقوله های اساسی نوشت و گفت و یا فکری به حال این اپوزیسیون بی جان کرد.
در پایان به همه مبارزان راه آزادی و از جمله شادروان فواد سلطانی درود می فرستم
  

[تاریخ ارسال: 04 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: امیر محدث زاده]  [  ]  
خورشید کمونیسم هم مثل خورشید اسلام شصت هفتاد سال طلوع کرده و ماشالله تا بخواهید فضاحت کرده است. کشتارهای استالین. تیرباران بچه ها در دوره لنین. حکومت الهی مائو و گلاب زدن با آن انقلاب فرهنگی اش. دهها هزار کشته خمرها. فضاحتهای انور خوجه. گردن زدنهای چائوشسکو.تر زدنهای حزب توده علیه مصدق و ناامید کردن میلیونها تن دهها و صدها میلیونها تن از ارمان ازادی سوسیالیستی حاصل طلوع کمونیسم بوده حالا شما می خواهید در ایران عقب افتاده که نود درصد کارگرانش پیرو یک مشت آخوند دیوثند حکومت کارگری علم کنید و ودوباره آن بساط را علم کنید. یا علی بفرمائید! ولی خبری نیست. هم کمونیسم را آنهائی که گفتم کارش را کرده اند و هم اسلام را و هم شما ول معطلید و هم ان اسلام انقلابی جناب رجوی. انشالله خدای کمونیستها و مسلمانها به همه تان عقل بدهد.   

[تاریخ ارسال: 04 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: رهگذر]  [  ]  
اقاجان حال و حوصله دارین.ما نه حوصله حکومت اخوند داریم نه حکومت کارگر نه حکومت مجاهد و فدائی. ما می خواهیم یک کسانی بیاین که متعادل باشن و بذارن یه کمی نفس بکشیم.بابا مردیم. پدرمان در امد. شماها هزار سال ذیگه هم نمی آئین. اصلا شما ایران رات می شناسین؟ نشستین تو قهوه دخانه چائی می خورین و ارد کمونیستی می دین.بابااااااااااا حوصلهمون از دست همتون سر رفته برین دنبال کارتون فهمیدیییییییییییین!!   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.