شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷ - ۱۲ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

پيامي به اپوزيسيون

علی ناظر

درست وقتي که اپوزيسيون در يادمان جانباختگان قتل عام 67 است، در همان زماني که رييس ملل متحد، کوفي عنان در حال خوش و بش با احمدي نژاد است، درست همان موقع، خبر ايست قلبي فيض مهدوي به رسانه ها گزارش مي شود. پيام ايست قلبي فيض مهدوي پيام رژيم به ما، اپوزيسيون پراکنده است: «مي کُشيم، و شما هيچ غلطي هم نمي توانيد بکنيد. جلوي عنان مي کُشيم، در اوج نفرت شما از اين رژيم مي کُشيم، و شما هيچ غلطي نمي توانيد بکنيد. ضعيف هستيد، پراکنده هستيد، خود محور هستيد، و ما، رژيمي ها قدرتمداريم، منسجم هستيم، و روز روزش از خود محوري دست برداشته تا به حيات خود ادامه دهيم، و دقيقا به همين خاطر مي کُشيم. فيض مهدوي، اکبر محمدي، حجت زماني، و ده ها هزار نفر ديگر را مي کُشيم، و شما هيچ غلطي نمي توانيد بکنيد». اين پيام رژيم به همهء ما است. و تازه اين اول کار است. آيا روزي مي رسد که ما «يکي شويم»؟ آنروز اول بهار است. علي ناظر – 12 شهريور 1385

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 05 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: همایون پاکزاد]  [ homayonpakzadyahoo.com ]  
با سلام به آقای ناظر
من دلسوزی شما را ستایش می کنم. چیزی که شما می گوئید ما هم به آن واقف هستیم. مشکلی که شما دارید از همان نوعی است که روشنفکرانی مثل آقای کوروش عرفانی دارند، یعنی نصیحت بدون عمل. من تا جائی که به خاطر دارم هروقت شما یا ایشان مطلبی نوشته اید خالی از نصیحت نبوده است اما هیچوقت هم نتیجه ای حاصل نشده است.
خوب چرا از خودتان شروع نمی کنید؟ شما یک ظرف برای اتحاد ایجاد کنید بقیه هم جواب خواهند داد. شما دست از دامن مجاهدین و نیروهای متشکل بردارید و استقلالتان را ثابت کنید، آنوقت خیلی ها حاظر به اتحاد با شما خواهند بود. بر خلاف نظر بعضی از دوستان اتحاد ممکن است وشدنی.
من پیشنهاد می کنم از همه اینها که در سایت دیدگاه مقاله می نویسند وسایر کسانی که می شناسید دعوت کنید در یک سمینار " چه باید کرد" شرکت کنند. این ایتکار خود پایه نزدیکی های بعدی را خواهد گذاشت. جبهه متحد برای آزادی و دمکراسی و یا هر اسم دیگری.
منتظر نباشید تا آقای رجوی و مهتدی و تقوائی و توکل و شالگونی و بنی صدر کنار هم بنشینند اینها هرکدام خود را خدای آسمانی می دانند. امید من بیشتر به همین زمینی های بی ادعاست.
پاینده باشید
___


اين سمينار چه بايد کرد نزديک به هشت سال است که تأسيس شده و اسمش هم ديدگاه است. آن پلاتفورم براي اتحاد هم همين است که انجام ميشود، ولي اگر بخواهيم واقع بينانه صحبت کنيم، توان ديدگاه بيشتر از اين که هست و مي کند نيست. ساده تر اينکه، به اندازه اي که نصيحت مي کند، عمل هم مي کند. بيشتر از اين را بايد آنهايي بکنند که هم تشکيلات دارند، هم عضو و هم امکانات. اگر هر کس به اندازه قد و قواره اش در راه همبستگي ملي قدم بردارد، باور کنيد خيلي از مسائل حل مي شود. علي ناظر
  

[تاریخ ارسال: 04 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: nima.roshan]  [  ]  
کوفی عنان در برگشت از سفر اخری که يکی دوسال پيش به ايران تحت سلطه جنايتکار ترين رژيم تمام تاريخ ايران داشت به خبرنگاران گفت: ازادی بيانی که در ايران ديدم در هيچ کجای دنيا مشاهده نکردم!. واقعا دريغ از واژه شرم .وقتی رژيم بتواند رئيس سازمان ملل را در رابطه با نقض حقوق بشر در ايران باين اسانی فريب دهد کاسترو و شاوز که بخاطر منافع ملی شان با اين رژيم رابطه دوستانه دارند که ديگر جای خود دارد. اقای ناظر من پشنهاد ميکنم که در رابطه با اتحا د نيروها و جريانات سرنگون طلب و اپوزيسيون واقعی رژيم ضد مردمی جمهوری اسلامی سايت ديدگاه پيش قدم شود. سايت ديدکاه از انجا ئيکه يک سايت مردمی و مترقی ميباشد و مورد قبول و احترام پيشتر جريانات انقلابی امثال. چريکهای فدائی. مجاهدين. راه کارگر. حزب کمونيست کارگری. سربداران. حزب کمونيست ايران.و..چپ های مستقل و ايرانيان ازاده و دمکرات ميباشد.و همچنين از انجائيکه سايت ديدگاه هميشه رسما اعلام کرده است که يک سايت سرنگونی طلب و خواهان سرنگونی رژيم با تمام جناح هايش ميباشد. بنابراين من فکر ميکنم که سايت ديدگاه ميتواند پايه اصلی اين اتحاد باشد. سايت ديدگاه همان گونه که برای نجات جان فيض مهدوی از اعدام فرا خوان داد و امضا جمع کرد و بسيار کار درست و انسانی انجام داد اگر چه حال با کمل تاسف خبر نيمه جان شدن اين مجاهد قهرمان را بدست رژيم ادمخوار جمهوری اسلامی در سايت خوانديم.حال سايت ديدگاه ميتواند يک قدم فرا تر بر دارد و از اين به بعد از سايت خود به هوا دارانش و جرياناتی که در بالا نام بردم برای ازادی زندانيان سياسی و البته برای سرنگونی رژيم ادمخواران و دنبالچه هايش فرا خوان تظاهرات در کشور های مختلف دنيا در مقابل لانه های جاسوسی رژيم ماهی يکبار اعلام دارد. سايت ددگاه ميتواند مکان و ساعت تظاهرات را در سايت خود اعلام کند و جريانات انقلابی و ايرانيان هوادار سايت که خواهان سرنگونی اين رژيم منفورو ضد انسانی هستند با پرچم و شعار های سرنگونی و سازمانی خود با يک هدف ثابت که همان سرنگونی رژيم ميباشد در ان ساعت و در ان مکان گرد هم يايند و اين نقطه شروع جنبش سرنگونی رژيم و اتحاد اين جريانات و نيرو ها وايرانيان ازاده خواهد بود. ما نميتوانيم و نبايد برای نجات جان انسانهای عزيز و ازاده ای مانند فيض مهدوی منتظر اقدام سازمانهای سرمايه داری امثال . سازمان ملل. عفو بين ملل وحقوق بشر شد که روسای اين سازمانها مرتب دستان خونين ادمکشانی امثال. احمدی نژاد و خاتمی را می فشارند. بايد برای نجات جان انهائی که برای نجات حرمت انساني از دست رفته ما بوسيله اين رژيم ضد انسانی جانشان را به خطر مياندازند بجای فقط حرف عمل کنيم.   

[تاریخ ارسال: 04 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: مهتاب ماکویی]  [  ]  
با سلام.خانم بهزادی انها که درد تمام ان کسانی که شما نام بردید را دارند و هنوز در میدان مبارزه هستند چه نام دارند و چه کارهای مثبتی کرده اند؟می شود بگویید تا ما هم بدانیم و یک سوال :ایا این حرف ها که زدید از سر دلسوزی بود و یابراشفته شدن از انتقاداز سازمان و گروه دلخواهتان؟   

[تاریخ ارسال: 04 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
آقای علی ناظر عزیز اتحاد در پراتیک مبارزه ودر عمل انقلابی قابل وصول است اتحاد جور دیگر قابل وصول نیست اتحاد بر سر پلاتفرم انقلابی قابل وصول است ولی آن هم باید خودرا در پراتیک مادیت ببخشد واقعیت این است تنها کومله در پراتیک انقلابی شرکت دارد آنهم به خاطر بافت محلی بودن مشکل است سراسری شود مجاهدین که سالهاست به راست چرخیدند وپراتیک انقلابی ندارند واز رادیکالیسم انقلابی مجاهدینی چون سعید محسن وحنیف نژاد دست شستند وکاملاٌ به لیبرالیسم راست چرخیدند وزندگی شان وسیاستهایشان در تطابق با هارترین جناح امپریالیسم یعنی نئوکانها ومکتب شیکاگو است واز تئوری فردریک فون هایک دفاع میکنند پس با که اتحاد بکنیم اقلیت سازمان چریکها هم دست از استالینیم نشسته است وهمشان اتمیزه شده اند اگر مجاهدین در سال 57 ارتش خلق را تشکیل میدادند وهمراه مردم کردستان وانزلی وترکمن صحرا از اول دست به مبارزهء انقلابی میزدند وسازمانه چریکها دست به سازماندهی طبقهء کارگر میزد وآنها را مسلح میکرد انقلاب هر گز شکست نمیخورد متاءسفانه مجاهدین اوایل انقلاب امام امام میگفتند وخود را خلع سلاح کردند وسازمان چریکها هم به خاطر ایدئولوژی استالینیستیش هیچوفت درپی سازماندهی طبقهء کارگر نبود والان هم نیست آینده ءانقلاب ایران به دست اپوزوسیون راست با سیاستهای ضد انقلابی نیست باید دل از این سازمانهای استالینیست وضد دموکراتیک شست این سازمانها به خاطر بافت فرقه گرایانه شان فقط نیرو تلف میکنند ولیست شهدا را دراز تر میکنند هر چه هست مسئله از درون ایران قابل تغییر است ولاغیر زیاد دلتان را به اتحادهای واهی خارج از کشور مشغول نکنید هر کدام از این سازمانهای خارج از کشور در درونشان ودر افکارشان یک خمینی نهفته است دل در گرو تغییر در درون ایران باید بست با تمام ایرادهایشان آنها هستند که در پراتیک ودر مبارزهء رودر رو با رژیمند سازمانهای خارج ازکشور باید سیاستهایشان را در زیر مجموعه ء مبارزات داخل قرار دهند وبه آنها یاری رسانند نه رهبری آنها را بگیرند این هم چشمم آب نمیخورد چون همهء سازمانها خودشانرا رهبر میدانند ومبارزات داخل را منحرف میکنند دل در تغییر در درون ایران باید بست هر پدیده ای از درون تغییر میکند وخارج از پدیده کاتالیزرند... فقط همین کاتالیزاتور البته اگر رل کاتا لیزاتور برای خودشان قائل باشند نه رل تخریب   

[تاریخ ارسال: 04 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: شهره بهزادی]  [ future_gateway@yahoo.com ]  
وجود امثال محمد است که اين رژيم را سرپا نگه داشته است. خودخواهی تحت شعارهای انقلابيگری، خودپرستی تحت شعار خلقی بودن، بيش از انحراف از خط مبارزه، کمک به رژيم در حفظ بقا بوده است. اينها نه خودشان کاری ميکنند و نه با خاک در چشم ديگران پاشيدن و بر طبل تک روی زدن، فرصت اتحاد ميگذارند. چرا که با سرنگونی اين رژيم، دکان مدعيان پوشالی تخته ميشود. خورشيد حقيقت ميدمد و مردم ما در يک فضای آزاد و دموکراتيک و به دور از انواع و اقسام ديکتاتوری ها، سم پاشی ها و تبليغات مسموم جای مبارز واقعی، خلقی و انقلابی، مردمی، ملی و وطن پرست را خواهند يافت و تشخيص خواهند داد. آقای ناظر هم با همه دلسوزی بايد بدانند که آنانکه اهل اتحاد بودند، تا حالا در اين 27 سال کرده اند. آنها که اهل از خودگذشتگی، از جان گذشتگی و مبارزه بوده اند، در اين 27 سال نشان داده اند. در همين لحظه هم، حتی نيروهای جديد که به صف مبارزه می پيوندند، متحد خود را می يابند، خواهند يافت و يافته اند. آنکه مرد ره بوده، پای در راه نهاده است و در اين راه حتی اگر دست به دست ديگری نداده است، دوش به دوش رفتن را انتخاب کرده است.
اين قبر هايی که شما بر آن ميکوبيد، مدتهاست که متروکه شده اند. اتحاد پيشکش شان. اول پای در
جاده مبارزه بگذارند، سپس در اين راه، دنبال ديگر رهروان باشند. وگرنه که ادعا کردن، نظر داشتن، راه و روش در نسخه پيچيدن را که هر کسی ميتواند بکند. حضراتی هم که شما مخاطب قرار ميدهيد، اکثرا، اکثرا، اکثرا، کسانی هستند که از خون محمدی ها، زمانی ها، مهدوی ها و هزاران انسان شريف و مبارز و انقلابی برای گرفتن اقامت در بلاد کفر و امپرياليستی سود جسته اند. در حد هموطن عادی و غير سياسی هم از دردهای مردم ايران چيزی نمی دانند و اگر هم بدان ند، دردشان نمی گيرد. نه کودکان کار و فقير، نه دختران خود فروش، نه صف طويل کليه فروشان و معتادان و هزاران درد و فاجعه در ايران مشکلشان نيست. خواب و خورد و خوراک و تفريح و کارشان که به جاست، ادعاهای سياسی هم باشد برای اوقات بيکاری و يا روی ديگران را در ادعا کردن کم کردن. همين. دلشان هم نمی خواهد که رژيم بيفتد چون در حکومت بعدی چيزی نمی ماسد. پس به قول آن ضرب المثل معروف، اگر ديگ بعدی برای آنان نجوشد، بهتر است که سر همين سگ های هاری که فعلا سر کارند، در آن بجوشد."

  

[تاریخ ارسال: 04 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: امید - آمستردام]  [  ]  
اپوزیسیونی که بزرگترین سازمانش یعنی مجاهدین صبح تا شب دارند در مورد عراق و اتم صخبت می کنند چگونه می تواند رژیم سرنگون کند ؟ اینها دیگر سازمان انقلاب نیستند لوبی سیاسی هستند. تمام فعالیت شان شده تو سر مخالفانشان بزنند و پیروزی های جدید رویایی شان را اعلام کنند. والله اگر مبارزه این بود که باید تا حالا خبری شده بود. من فکر می کنم اینها سوراخ دعا راگم کرده اند. آمده بودند رژیم را سرنگون کنند اما وسط های راه یادشون رفت قرار بود چکار کنند. باور کنید ملت ایران به اپوزیسیون دل نبسته که بخواهد منتظر او شود تا قیام کند. ریشه ی بدبختی ها را باید در جای دیگر جست. اگر دو سه تا سازمان بزرگ سیاسی داشتیم که می توانستند با هم کار کنند جای امیدی بود. اما فعلا که همه یک من هستند.   

[تاریخ ارسال: 03 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: رضا]  [  ]  
آقای ناظر بعید می دانم آنجه که شما اپوزیسیون می نامید آورندهء بهار باشد. اپوزیسیون بیشتر به فسیل ببر می ماند تا به ببری جنگنده. از این سازمان های ریز و درشت ما چیزی ساخته نیست، اگر بود قبلا معلوم شده بود. مثل این است که شما از کسی که سال به سال پیرتر و ضعیف تر می شود بخواهید بیش از پیش سریعتر بدود. اپوزیسیون ما بیست یا ده سال پیش نتوانست آنچه شما می گویید را بکند، حالا انتظار دارید که متحد و دست به کار شود ؟ چپ ما پراکنده است/مجاهدین خیلی که هنر کنند موفق به حفظ جانشان شوند/سلطنت طلبان آشفته و سردرگم اند/ ملیون نیز از زمان عقب افتاده اند... که می ماند؟
من که چشمم آب نمی خورد. تا نظر دیگران چه باشد. با عرض احترام.
  

[تاریخ ارسال: 03 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: محمد]  [ mojamad23@yahoo.com ]  
حتما ما روزى يكى خواهيم شد اما قطعا با مجاهدين يكى نخواهيم بود!!!
يكبار اشتباها يكى شديم و به شعارهاى پدر خمينى و پدر طالقانى و شريعتى جان و ..... غيره اعتماد كرديم و نتيجه اش را ديديم.
لطفا با بازى با احساسات ديگران براى خود و مجاهدين آدم جمع نكنيد كه انقلابيون وظيفه خود را بخوبى مىدانند
  

[تاریخ ارسال: 03 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: نادر وهابی]  [ nvahabi@gmail.com ]  
آقا ناظرباسلام وخسته نباشید.
یادداشت کوتاهتان نظرم راجلب کرد ونکات زیر به نظرم رسید:
ا- به کاربردن اصطلاح "هیچ غلطی نمی توانید بکنید" در مورد اپو زیسیون، شایسته انسان فرهیخته ای مثل شما نیست. ادبیات سیاسی ما در تبعید هنوزنتوانسته به یک سطح قابل قبول ارتقا یابد واین هم حاکی ازاین است که سرشت استبدادی طولانی مدت نظام های حاکم درایران، این اجازه رانداده است تااین ادبیات بشکفد. ولی حال که به طور جبری ، اجتماعی شدن مجدد رادرکشورهای اروپایی سپری می کنیم بستراجتماعی جددید می تواند کمک کار ما در آفرینش این ادبیات باشد.
2- احساس مسئولیت تان قابل فهم وستایش است که درقبال سرنوشت یکی اززندانیان سیاسی واکنش نشان می دهید. ولی فکر می کنم چه اپوزیسیون وچه رژیم هردو درنقطه ضعف قراردارند. ووحدت بین نیروها نشدنی است مگراینکه عنصراجتماعی ازدرون ایران وارد صحنه بشود درآن صورت به اتکای سخنگویان جنبش اجتماعی، روند وحدت امری مادی وواقعی خواهد بود. در حال حاضر، به نظر می رسد چشم اندازی نزدیکی بین "قطب های سیاسی " موجود درتبعید متصورنباشد. به عبارت بهتر پایه های مادی وحدت روی عنصراجتماعی سوار می شود. شاید بهترمی بود درآستانه رفتن به تهران کوفی عنان، سایت د یدگاه یک پیتیسیون درمورد نقض حقوق بشرتوسطرژیم آماده می نمود تا به وی تسلیم می گردید.
3- رژیم به هیج وجه قدرتمند نیست. تاکتیک فراربه جلو احمدی نژاد(طرح نابودی اسرائیل، نامه به بوش وطرح مناظره...) دربستری از دورزدن مشکلات لاینحل اقتصادی واجتماعی داخلی است وناشی ازضعف وی است. این موضوع رابه خوبی می توان درآهنگ خروج جوانان ازایران دید که ازآغازروی کارآمدن احمدی نژاد سیرشتابان به خود گرفته است ونسبت به مقاطع قبلی بی سابقه است. درهمین راستا به نظرم این طورمی آید نظام های "تمام گرا" به محض اولین شکاف درنوک هرم یارای انسجام دربالا راندارند واین آهنگ ازابتدای آمدن خاتمی شروع شده است. این فرآیند" گسست ونهایتا ازهم پاشیدگی" درابتدا بطئی وکمی است وبه چشم نمی آید ولی درعمق جریان دارد ومقداری باید صبروشکیبایی نمود. بادرود

___

رفيق شفيق،

آيا رژيم به جز اين مي انديشد وقتي دست به کشتن انسانهاي شريفي چون مبارزان راه آزادي مي زند، آنهم در روز روشن، در مقابل چشمان ما، ما که خود محوريم، ما که پس از 27 سال مبارزه هنوز نتوانسته ايم الويتهايمان را مشخص کنيم؟ «ما» که شهيد مي دهيم، اما فقط زير پرچم سازمان خودمان؟ ما که پس از 27 سال هنوز نتوانسته ايم يک پرچم واحد براي براندازي اين قاتلان، اين جانيان بر افرازيم؟ ما که حاضر نيستيم يک جلسهء مشترک، يک گردهمايي مشترک داشته باشيم؟ ما که ادعا مي کنيم فرهيخته ايم، مبارز خلقيم، همهء وجودمان براي خلق و آزادي خلق است، ما که مرتجع نيتسيم، وابسته نيستيم، «ما» يي که «من» هستيم، چرا متحد نمي شويم؟ چرا بر سر اين رژيم نمي ريزيم؟ سر و ته بي ادبي و خشم و غضب بي در و پيکر نوشته ام، با يک پوزش «فرهيخته مابانه» به هم مي ايد، ولي جان انسانهايي که هر روز رادر زندان به شب مي رسانند و عاقبت در اوج خشم و عصيان و اعتصاب غذا جان در راه آزادي مي سپارند چي؟ با اين جان هاي از دست رفته چه کنيم؟ 27 سال است که اين رژيم هزاران مبارز و مجاهد خلق - پاکترين پاک ها را از ما مي گيرد و ما «يکي نمي شويم»! تا کي «من»، «راه من»، «فقط من»؟ تحليل بسيار مي شود کرد، اما همانطور که نتوانستيم هزاران جانباخته 67 و بعد فروهر ها، و بعد حجت زماني ها، و.. را زنده کنيم، به آغوش مادرانشان بازگردانيم، باز هم تا متحد نشويم، داستان همين است که مي بينيد و رژيم به ريش نداشتهء من و شما مي خندد، باور نداريد به صورتها و لبخندهاي کريه شان نگاه کنيد، و بعد به صورت مادران غمديده در گلزار خاوران. خود را گول نزنيم. تا متحد نشويم لبخند بر لب هيچ مادري نخواهد نشست. تا متحد نشويم اين رژيم ماندني است، کوفي عنان و سولانا با رژيم تباني مي کنند، و «من» به فرهيخته گي ادامه مي دهم. علي ناظر
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.