شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۶ - ۲۳ مه ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

احتمال تحریم اقتصادی ایران و وظایف ما!
يادداشت هفته بهرام رحماني

بهرام رحماني

bamdadpress@telia.com

یک هفته پس از پایان مهلت شورای امنیت و عدم پذیرش تعلیق غنی­سازی اورانیوم توسط جمهوری اسلامی، نمایندگان بلندپایه سیاسی وزارت خارجه­های آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه و چین، پنج کشور صاحب حق وتو و عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد، به علاوه آلمان روز پنجشنبه 7 سپتامبر در نشست برلین، درباره اقدامات بعدی تبادل نظر کردند.

هدف از تبادل نظر گروه موسوم به 1+ 5 فراخوانی مجدد شورای امنیت برای بررسی پیامد سرپیچی جمهوری اسلامی، از اجرای قطعنامه 1696 مورخ پنج­شنبه 9 شهریور 1385 - 31 ماه ژوئیه 2006 شورای امنیت است که در آن از ایران خواسته شده تا برنامه غنی­سازی اورانیوم خود را به حالت تعلیق درآورد، اما سران جمهوری اسلامی آن را رد کرده­اند.

خبرگزاری آلمانی «دی پی اِی» در گزارشی به نقل از شرکت کنندگان در جلسه برلین نوشت، سعی بر این شده که موضع مشترک این 6 کشور در مورد تعلیق غنی­سازی به وضوح بیان شود ولی در این باره که آیا زمان تحریم اقتصادی ایران فرارسیده یا نه و این که هنوز فرصت گفتگو باقی است، دیدگاه­ها متفاوت است.

نشست این مقامات کاملا محرمانه و در یک ویلای میهمانسرای دولتی در یک نقطه شمالی برلین صورت گرفت و سعی شد مطالب زیادی از این جلسه به بیرون درز نکند.

در اجلاس برلین، نمانیدگان سه کشور مذاکره کننده با ایران، یک جمع­بندی تازه از آخرین مواضع ایران را به اطلاع بقیه نمایندگان رساندند و به نظر می­رسد با وجود فشار آمریکا در اتخاذ موضع تند علیه ایران، بیش­تر کشورها توصیه کردند که باید منتظر نتیجه گفتگوهای خاویر سولانا و علی لاریجانی بود.

همچنین سفر کوفی عنان، دبیرکل سازمان ملل متحد به تهران و مذاکرات وی با احمدی نژاد، لاريجانی، رفسنجانی و منوچهر متکی، در مورد تعليق غنی­سازی اورانيوم، نتیجه­ای نداد. عنان، در مصاحبه مطبوعاتی مشترک خود با منوچهر متکی، گفت: «ايران مصمم است مذاکره کند اما قبول نمی­کند غنی­سازی را قبل از مذاکرات تعليق نمايد.» او، ابراز اميدواری کرد: «جلسه ديدار خاوير سولانا مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا با علی لاريجانی دبير شورای عالی امنيت ملی در خصوص راهکارهای موضوع هسته­ای راهگشا باشد.»

حميد رضا آصفی نیز درباره مذاکره عنان با مقامات جمهوری اسلامی، گفت: «در مذاكرات عنان و مقامات ايرانى بحث تعليق غنى­سازى اورانيوم از سوى عنان مطرح شد، اما مورد توجه ايران قرار نگرفته است.»

خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا پيش­تر گفته بود که روز شنبه دهم سپتامبر با علی لاریجانی، دبیر شورای امنیت ملی و مسئول پرونده هسته­ای ایران دیدار خواهد کرد.

حکومت جمهوری اسلامی ایران، در پاسخ مفصلی كه پس از مدتی تاخیر به بسته پیشنهادی غرب داد، سعی‌ كرد با طرح سئوالات مبهم، راه گفتگو را باز نگه دارد. سران جمهوری اسلامی، در مناسبت‌های مختلف بر آمادگی خود برای گفتگو تاکید کرده­اند، اما هم­چنان بر ادامه غنی­­سازی اورانیوم ادامه می­دهند. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی، عمدتا اتکایش به چین و روسیه است.

در چنین شرایطی، پرونده هسته­ای ايران به مراحل حساس و سرنوشت­سازی رسيده است. احتمال تحريم اقتصادی جدی­تر است. تحريم­هايی که لطمات زیادی به زیست و زندگی کارگران و مردم محروم و تحت ستم خواهد زد.

جان بولتن، نماينده آمريکا در سازمان ملل، گفته است: «حتی اگر به سطحى از تحريم‌ها كه­(در مورد ايران) خواستاريم دست يابيم مسايل ديگرى وجود دارد كه ما قصد داريم دنبال كنيم.»

اما سردمداران جمهوری اسلامی، عقيده دارند اين تحريم­ها شامل صادرات نفت نخواهد شد، زيرا پر کردن سهم ۵/۲ ميليون بشکه­ای ايران کار ساده­ای نيست و بازار نفت را دچار بحران می­سازد، به همين دليل کشورهای مصرف کننده نفت ایران، تحریم اقتصادی این کشور را پذیرا نخواهند شد.

مسئله بحران اتمی ایران، مسئله پیچیده­ای است، اما آنچه که با سادگی در مقابل چشمان جامعه جهانی و ایران قرار دارد، سیر سناریوهایی است که دولت آمریکا و متحدانش بر سر مردم عراق آوردند. اکنون نه تنها در عراق، امنیت و رفاه و دموکراسی به یک رویای دست نیافتنی تبدیل شده است، بلکه کشت و کشتار و فقر و فلاکت کابوس روزمره مردم این کشور است.

در چنین اوضاع و احوالی تحلیل و بررسی همه جانبه فعالیت­های اتمی ایران و مواضع و اهداف آمریکا و متحدانش امر ضروری است. ما در نگاه اول با یک مثلث مرگ روبرو هستیم که زوایای آن را دولت آمریکا، اسراییل و جمهوری اسلامی تشکیل می­دهند و در اطراف آن نیز همه دولت­هایی که بحران خاورمیانه از فلسطین و لبنان تا عراق و ایران سهیم و دخیل هستند، قرار دارند. در واقع تروریسم دولتی و غیردولتی امنیت و آرامش را از مردم خاورمیانه از جمله ایران سلب کرده است. طوری وانمود می­شود که گویا مردم حاورمیانه محکوم به قربانی شدن و سزاوار دیکتاتوری و جنگ و خشونت و فقر و فلاکت هستند. همه این اعمال و سیاست­های غیرانسانی و وحشیانه در جریان است تا منافع اقتصادی، سیاسی و نظامی دولت­ها از آمریکا تا جمهوری اسلامی، از اسراییل تا انگلستان حفظ شود. سازمان ملل، یا به بیان درست سازمان دول به ابزاری در دست دولت آمریکا برای لشکرکشی و تحریم اقتصادی این یا آن کشور شده است.

در چنین موقعیتی، طبیعی است که کارگران و مردم آزادی­خواه و محروم خاورمیانه، به اتحاد و همبستگی و مبارزه خود، مستقل از سرمایه­داری و دولت­های حامی سرمایه اتکا کند. زیرا تاکنون این امر اثبات شده است که نه دولت­های غرب و نه دولت­های منطقه علاقه­ای به صلح و دموکراسی و آرامش و امنیت و رفاه و شادی در این منطقه بحرانی ندارند. شعار جنبش کارگری کمونیستی در رابطه سلاح­های کشتار جمعی، صریحا نابودی همه آن­ها و جلوگیری جدی در تولید آن در هرکشوری از جمله ایران، و خاموشی کلیه سلاح­ها است.

سیاست­ها و عملکردها و تیلیغات سران جمهوری اسلامی، به ویژه خامنه­ای و احمدی­نژاد، چیزی جز تبلیغات جنگ روانی نیست، از این رو به نظر می­رسد خود این رژیم، برای گذر از بحران­هایش همواره به فضای رعب و وحشت و جنگی نیاز دارد. همه شواهد نشان می­دهد که جمهوری اسلامی، با دمیدن بر طبل ادامه غنی­سازی اورانیوم و برگزاری مانورهای نظامی و هوا کردن موشک و هواپیما و غیره، تبلیغات تحریک­آمیزی مانند نابودی اسراییل، فضایی را به وجود آورده است که در این فضا، به شیوه­های وحشیانه­ای زندانیان سیاسی را از بین می­برد، جنبش­های اجتماعی مانند جنبش کارگری، زنان، جوانان و دانش­جویان و مردم تحت ستم را شدیدا سرکوب می­کند. جامعه جهانی نیز آن­چنان غرق پرونده اتمی این رژیم هستند که توجه چندانی به لگدمال شدن بیش از پیش مردم حقوق انسانی جامعه ایران ندارند. متاسفانه بسیاری از نیروهای سیاسی هم از چپ تا راست در انتظار حوادث نشسته­اند. در حالی که باید قبلا از وقوع حادثه در برابر آن آمادگی نظری و عملی داشت و نسبت به آن سیاست لازم را اتخاذ کرد، در غیر این صورت غافلگیر شدن در برابر حوادث سریع اجتناب­ناپذیر است.

قطعا فقط موضع ضدجنگ داشتن کافی نیست، بلکه باید در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی توسط کارگران و مردم محروم و آزادی­خواه و جلوگیری از احتمال تحریم اقتصادی و حمله نظامی به ایران، شرکت فعالی داشت. باید طوری موضع گرفت و دست به اقدام سیاسی و اجتماعی کرد که نه به موضع آمریکا و متحدانش مبنی بر اعمال تحریم اقتصادی ایران و یا حملات هوایی و موشکی به این کشور و نه به موضع جمهوری اسلامی درغلطید. باید سیاست مستقل و یا موضع سومی را اتخاذ کرد که آب به آسیاب جمهوری اسلامی و آمریکا و متحدانش ریخته نشود.

 

عواقب مخرب تحریم اقتصادی ایران

سران جمهوری اسلامی، یا تحریم اقتصادی را جدی نمی­گیرند و یا هم­چنان روی حمایت روسیه و چین و ذخایر خود حساب می­کنند. در هر صورت چنین مواضعی خاک پاشیدن بر چشم توده­های مردم است. زیرا برخی از مردم به مواضع رژیم متوهم هستند و در جریان واقعیت­های عواقب مخرب تحریم اقتصادی قرار داده نمی­شوند. شاید همین توهم سبب شود که این بخش از مردم پیشاپیش مخالفت جدی و فعالی با محاصره اقتصادی نکنند. رژیمی که همین امروز دست­مزد ناچیز کارگران را پرداخت نمی­کند، روشن است که در فردای تحریم اقتصادی، با احتکار مایحتاج اولیه مردم توسط باندهای مافیایی اقتصادی حکومتی و غیرحکومتی، حتی کارگران و مردم محروم را از تهیه نان خشک و خالی و سیب زمینی و پیاز نیز ناتوان­تر خواهد کرد.

محمد نجار، وزیر دفاع جمهوری اسلامی، 13 شهریور 1385، در پاسخ به سئوالى درباره تحريم احتمالى عليه ايران، گفت: «تحريم عليه ما از ابتداى انقلاب تاكنون اعمال شده و دنياى استكبار با توطئه‌هاى متفاوت همواره سعى در ضربه زدن به انقلاب داشته است كه امروز نه تنها تحريم مفهومى براى ايران اسلامى ندارد، بلكه باعث رشد كشور نيز خواهد شد.»

به گزارش خبرنگار اقتصادی مهر،‌ وزرا و مقامات ارشد کشورمان طی  چند ماه گذشته بارها درباره عواقب ناخوشایند تحریم اقتصادی ایران برای کل اقتصاد  جهان خصوصا بازار نفت هشدار داده‌‌اند اما تاکید نموده‌اند که ایران خلل چندانی از  تحریم‌های اقتصادی احساس نخواهد کرد .

داوود دانش جعفری وزیر امور اقتصادی و دارایی، درباره تحریم  احتمالی اقتصادی ایران معتقد است: با فرض اعمال تحریم علیه ایران، اروپا و آمریکا  بیش­ترین ضرر را از تحریم ایران خواهند کرد و به طور کلی هر مبادله­ای بین ایران و جهان  صورت می­گیرد دارای منافعی برای طرفین است و هر گونه اختلالی در آن می تواند برای  طرفین مضر باشد.

به گفته دانش جعفری، اصل تحریم اقتصاد ایران اقدامی خلاف منطق  حاکم بر جهان است و در قوانین بین­المللی پژوهش و تحقیقات در مسایل هسته­ای مجاز  شناخته شده و هیچ چیز پنهانی نیست. وی می‌افزاید: اگر فرض کنیم تحت فشار آمریکا این  اتفاق بیفتد آثار اقتصادی آن به خود آمریکائی‌ها باز خواهد گشت زیرا آن­ها 27 سال  است که ایران را تحریم کرده­اند و هیچ اتفاقی نیز نیفتاده است . ..

دانش جعفری، همچنین تحریم ایران از سوی اتحادیه اروپا را  نیز امری  بعید می‌داند و می‌گوید:‌ اروپا شریک عمده تجاری  ایران است و هر  محدودیتی در این خصوص به ضرر اروپائی‌ها خواهد بود.

وی توضیح می‌دهد: اگر فرض کنیم درآمدهای نفتی در مواجهه با تحریم   کاهش یابد و یا مصرف کم­تر شود، بازهم به دلیل تجربه سال‌های گذشته در صرفه­جویی و   کار کردن در شرایط فشار مشکلی به وجود نخواهد آمد. زیرا اقتصاد ایران با نفت 8  دلاری  به عنوان مثال در سال 1377 سر و کار داشته و می توان کشور را با درآمد نفتی کم و یا  در حد صفر نیز اداره کرد.. .

وزیر امور اقتصادی و دارایی علاوه بر این که شرایط تدوین «بودجه  سایه» یا «بودجه اضطراری» برای مقابله با تحریم­های احتمالی اقتصاد ایران اشاره دارد، می‌گوید: تدوین بودجه سایه یا بودجه اضطراری از وظایف سازمان مدیریت و برنامه­ریزی  است و سیاستی دائمی در هر کشوری از جمله ایران تلقی می­ شود... تهیه و تنظیم این نوع بودجه به این معناست که  اگر درآمدهای کشور از قبل صادرات نفت و دیگر موارد دچار کاهش شد، چطور بتوانیم  منابع مورد نیاز را تجهیز کنیم و به ماموریت هایی که دولت دارد، بپردازیم .

به گزارش مهر، کاظم وزیری هامانه، وزیر نفت جمهوری اسلامی، در رابطه با  بحث مسئله هسته‌ای ایران و احتمال اعمال تحریم‌های اقتصادی معتقد است: تهدیدات  تحریم‌های اقتصادی موجب عقب‌نشینی شرکت‌های خارجی از حضور در بخش نفت و گاز ایران  نخواهد شد، بلکه فقط موجب به مخاطره افتادن امنیت عرضه انرژی در جهان خواهد شد.

وی می‌افزاید: همان طور که از شرکت‌های داخلی در پروژه‌های نفت و  گاز استفاده می‌کنیم شرکت‌های خارجی را نیز برای حضور در بخش انرژی کشور تشویق  می‌کنیم و هرگونه تحریم اقتصادی علیه ایران فقط به ضرر ایران نخواهد بود، بلکه فضای  سرمایه‌گذاری در بخش انرژی جهان را متشنج خواهد ساخت.

به گفته وزیر نفت، مخالفت آمریکا با سرمایه‌گذاری بین‌المللی برای  توسعه ذخایر نفت و گاز ایران، موجب نگرانی تهران نخواهد شد و هم‌اکنون نیز طرح‌های  توسعه‌ای نفت و گاز ایران از رشد خوبی برخوردار هستند و شرکای خارجی سرمایه‌گذار در  ایران هیچ‌گاه تحت تاثیر مخالفت‌ها و تحریم‌های مختلف آمریکا قرار نگرفته‌اند .

به گزارش مهر، رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی با تاکید بر  این که هر گونه اقدام نظامی علیه ایران در شرایط کنونی منتفی است، می‌گوید: آمریکا  ناگزیر است به سوی تحریم ایران گام بردارد اما تحریم اقتصادی ایران نیز نرخ رشد  اقتصاد جهانی را به نصف تقلیل می‌دهد.

دکتر ابراهیم شیبانی، رییس‌کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی، با  اشاره به عواقب ناخوشایند تحریم اقتصادی ایران برای سایر کشورها و خصوصا بازار  جهانی نفت، می‌گوید: بانک مرکزی تدابیر ارزی لازم برای شرایط تحریم را اتخاذ کرده  است .

محسن شاطرزاده، سرپرست معاونت تولید  وزارت صنایع و معادن، درباره تحریم احتمالی اقتصادی علیه ایران، می‌گوید: برای  مقابله با تحریم­های احتمالی اقتصاد ایران، پیش­بینی لازم برای تامین مواد اولیه  قطعات خودرو و ماشین آلات به مدت یک سال انجام می‌شود.

شاطرزاده، با اشاره به مشکل تدارک و نگهداری مواد اولیه، تصریح  می‌کند: در حال حاضر نگهداری مواد اولیه بخش قطعه­سازی از مشکلات موجود است. به گفته  وی، در حال حاضر شرکت­های خوروسازی نمی­توانند بیش­تراز دوماه به نگهداری مواد اولیه  بپرازند و این نگهداری از نظر انبارداری هزینه­های ریالی برای آن­ها در بردارد.

محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز با اشاره به مسایل  مربوط به انرژی هسته­ای، می‌گوید: در صورت تحریم ایران، ناامنی پیش خواهد آمد و هر  چند ممکن است کشورهای غربی صادرات و واردات برخی کالاهای صنعتی را تحریم کنند اما  احتمال تحریم کامل ایران وجود ندارد .

اگر از این اظهارنظرهای غیرواقعی و صرفا تبلیغی سران و وزرای جمهوری اسلامی بگذریم جامعه ایران با واقعیت روبروست که مطابق آمارهای رسمی سالانه حدود 40 ميليارد دلار واردات کالا و خدمات دارد. بنابراین، روشن است که این آقایان آشکارا دروغ می­گویند و واقعیت­ها را از مردم مخفی می­کنند. در کشوری که بی­کاری به یک «بمب» در حال انفجار رسیده است؛ روزی نیست که کارخانه و کارگاهی تعطیل نگردد و کارگران آن به خیل عظیم بیکاران نپیوندند؛ جوانان از پیدا کردن کار و تشکیل یک زندگی انسانی در حاکمیت جمهوری اسلامی، کاملا ناامید شده­اند؛ بنابه آمارهای رسمی، بیش از 12 میلیون نفر از جمعیت کشور زیر فقر زندگی سختی و فلاکت­باری دارند؛ حتی دست­مزد ناچیز کارگران به موقع پرداخت نمی­شود؛ وزارت آموزش و پرورش و بهداشت و درمان هم چندان تعریفی ندارد و جوحه­های ترور وحشت و اعدام هم­چنان فعال است؛ نهایت امر، در کشوری که از سوزن تا دارو و ماشین آلات سبک و سنگین صنایع و مواد خام به خارج وابسته است؛ در کشوری که اقتصادش توسط باندهای مافیای قاچاق مواد مخدر و اسلحه و آدمکش و تروریست اداره می­شود، واضح است که اکثریت مردم این کشور، اعتمادی به بیانات و سیاست­های سران این کشور، نداشته باشند.

اکثریت مردم ایران، سریعا در برابر تحریم اقتصادی آسیب خواهند دید. زیرا اتكای بیش از پیش جمهوری اسلامی به صادرات و درآمد نفت و حجم وسیع واردات از خارج، بحران‌ اقتصادی شدیدی را به وجود خواهد آورد که اولین فشار آن بر تولیدکنندگان و مردم محروم وارد خواهد شد.

صنایع عمده ایران، در زمینه مواد اوليه و ماشين آلات به شدت به دولت­های غرب وابسته است. از این رو، تحريم­ها صنایع و کارخانجات ایران را با مشکلات جدی روبرو خواهد ساخت. ايران، سالانه بيش­تر از ۴۰ ميليارد دلار کالا و ماشين آلات صنعتی وارد می­کند. بيکاری که اکنون یکی از مهم­ترين مشکل جامعه ايران است بیش از پیش افزایش خواهد یافت.

باید دید كه در شورای امنیت چه پیش خواهد آمد. اگر دولت­های غربی و آمریکا بتوانند با روسیه و چین بر سر تحریم و نوع یا انواع آن توافق كنند، این تحریم‌ها به صورت جهانی علیه ایران اجرا خواهد شد و همه كشورهای عضو سازمان ملل به اجرای آن موظف خواهند بود. در چنین شرایطی، احتمالا تحریم‌ها شدید خواهد شد و در مرحله اول اموال و منابع مالی سران جمهوری اسلامی مسدود گردیده و جلو رفت و آمد آنان به خارج كشور گرفته خواهد شد.

حتی اگر شورای امنیت موفق نشود به دلیل اعمال حق وتو در مورد اعمال تحریم علیه ایران به توافق برسد، آمریكا به دنبال آن خواهد افتاد كه ائتلاف داوطلبانه جدیدی علیه ایران سازمان دهد و از طریق این ائتلاف تحریم‌های مطلوب خود را به پیش ببرد. بنظر نمی­رسد كه آمریكا در پیدا كردن هم‌پیمان برای‌ شركت در این ائتلاف مشكل زیادی داشته باشد.

مسلما، تحریم اقتصادی به خودی خود جمهوری اسلامی را تضعیف نمی­کند، بلکه کارگران و مردم محروم و تحت ستم را به خاک سیاه می­نشاند. این واقعیتی است که در دوران حاکمیت صدام حسین در عراق، مشاهده کردیم. بعد از جنگ موسوم به خلیج، تحریم اقتصادی علیه عراق اعمال شد. حاصل این تحریم علیه عراق، که در چهارچوب برنامه­ای موسوم به «نفت در مقابل غذا» اعمال شد، فشار به مردم عراق بود نه به حکومت عراق. هنوز خاطره هزاران کودک عراقی که در نتیجه سوء تغذیه و کمبود دارو به کام مرگ فرو رفتند، از ذهن جوامع انسانی پاک نشده است.

در مارس 1996، گزارشی از سوی  سازمان بهداشت جهانی  WHO منتشر شد که اثرات تحريم را بر جامعه عراق بررسی نموده  بود. در مقدمه اين گزارش آمده است  :

«جنگ شش هفته­ای خليج در 1991 ، به تخريب حجم عظيمی از امکانات عمومی عراق ، مثل نيروگاه­های برق، مراکز تصفيه آب و شبکه فاضاب، انجاميد. در نتيجه دورنمای خدمات بهداشتی برای جمعيت عراق به صورتی جدی، دچار مخاطره گرديد... به عنوان نمونه می­توان به تخريب کلی برنامه گسترده ايمن سازی (ERI)  اشاره نمود که نتيجه­اش کاهش نوزادان و کودکان واکسينه شده و در نتيجه گسترش بسياری از بيماری­های قابل پيشگيری توسط واکسيناسيون، بوده است... مطابق اين گزارش، بنا بر شاخص­های متعدد در سال 1989، عراق از وضعيت مناسبی به لحاظ استانداردهای زندگی برخوردار بوده است. به عنوان مثال می­توان به مرگ و مير نوزادان  در حد 52 در 1000 ، مرگ و مير کودکان زير پنج سال در حد 94 در 1000 ، مرگ و مير مادران در حد 160 در  100000، سرانه توليد ناخالص ملی 2800 دلار ، ميزان با سوادی زنان معادل 85 درصد، جمعيت بهره­مند از خدمات بهداشتی به ميزان 93 درصد و دسترسی به آب بهداشتی برای 90 درصد جمعيت  اشاره نمود. تاثير جنگ شش هفته­ای و تحريم­های متعاقب آن به سرعت خود را در سرانه توليد ناخالص ملی، نشان داد. اين مقدار از 2800 دلار در 1989 به 1500 دلار در 1991 کاهش يافت.

همچنین مطابق گزارش «يونيسف»، رقم کودکانی که مستقيما به دليل تحريم­ها جان خود را از دست دادند 500000 نفر است. مطابق اين گزارش، ميزان مرگ و مير کودکان در دوره تحريم حدودا نيم ميليون نفر بيش­تر از تعدادی است که اگر عراق بدون تحريم و با حفظ وضعيت بهداشتی و درمانی مطابق سال 1989 ادامه می­داد، می­مردند.

فقط گوشه­هایی از خبر یک روز مرگ و نیستی حاکم بر عراق، یعنی روز پنج­شنبه 16 شهریور 1385 - 7 سپتامبر 2006 حاکی از آن است که: واحد هشتم پياده نظام ارتش عراق به تازگى نبردى سنگين و 12 ساعته با شبه نظاميان در شهر ديوانيه داشت كه طى آن بيش از 20 سرباز و پنج­شبه نظامي‌كشته شدند. اوايل صبح امروز - پنج­شنبه 7 سپتامبر 2006 – در اثر انفجار خودروى بمب‌گذارى شده در مسجد نداء در شمال بغداد سه تن جان خود را از دست دادند و 20 تن نیز زخمي‌ شدند. انفجار انتحارى در مقابل گشت نيروهاى پليس در مقابل يك پمپ بنزين در مركز بغداد منجر به مرگ 10 تن از جمله چهار پليس و زخمى شدن 16 تن ديگر شد.  انفجار انتحارى در ميدان تيران بغداد 4 كشته و 13 زخمى، انفجار بمب در ميدان قحطان بغداد در نزديكى بيمارستان يرموك، 4 زخمى و انفجار در منطقه‌ منصور نيز يك كشته و دو زخمى برجاى گذاشت. سخن­گوى وزارت كشور عراق نيز از ربوده شدن احمد المشهدانی، برادرزاده‌ محمود المشهدانی، سخنگوى پارلمان عراق خبر داد. از سوى ديگر در اطلاعيه‌ كوتاه دولت عراق آمده است: براى 27 تروريست در بغداد حكم مرگ صادر شده و پس از صدور راى نهايى در دادگاه‌هاى عراق اين 27 تن به اتهام قتل و تجاوز اعدام خواهند شد.

آری این است معنی واقعی ارمغان صلح و امنیت و دموکراسی و رفاه دولت آمریکا و متحدانش برای مردم عراق؟!

همه این وقایع حاکی از آن است که محاصره اقتصادی ایران، فاجعه­بار و به ضرر مرد فقیر و کودکان خواهد بود، بنابراین، باید صریحا آن را محکوم کرد.

 

ادامه فعالیت­های اتمی و مانورهای نظامی جمهوری اسلامی

محمود احمدی­نژاد، با تبلیغات فاشیستی خود مبنی بر از بین بردن اسرائیل و این که هولوکاست افسانه است و با پافشاری بر غنی­سازی اورانیوم، در نزد افکار عمومی مردم جهان و حتی عرف رایج دیپلماتیک، به رییس جمهوری خشونت­طلب و جنگ­طلب معروف شده است. همان طور تبلیغات دولت اسرانیل و آمریکا نیز دست کمی از تبلیغات سران جمهوری اسلامی ندارد. یعنی این مثلث مرگ، هر کدام به نوعی جنگ و خشونت را تبلیغ می­کنند و به عوام­فریبی دست می­زنند.

احمدی نژاد، اعلام آماده­گی کرده است که با زور هم که شده از حق خود بر دست­یابی به فناوری­های هسته­ای دفاع کند. او، این سخنان را در مراسم افتتاح مجتمع تولید آب سنگین در اراک ایراد کرد. این منطقه در 200 کیلومتری جنوب شرقی تهران و در کنار محل احداث راکتور هسته­ای که قرار است در سال 2009 به کار افتد. منطقه توسط سیستم­های ضد­موشکی حفاظت می­شود.

آب سنگین برای سیستم خنک کننده و کند نمودن راکتور 40 مگاواتی مورد استفاده قرار می­گیرد. در اثر عمل آن می­توان به پلوتونیومی دست پیدا کرد که از سوخت مورد استفاده قرار گرفته تهیه می­شود. پلوتونیم عملا برای کلاهک­های هسته­ای بی­شتر از اورانیوم غنی­سازی شده مورد استفاده قرار می­گیرد. چنین کلاهک­هایی سبک­تر­(4 کیلوگرم آن برای یک کلاهک کافیست) بوده و آن­ها را راحت­تر می­توان بر روی موشک نصب نمود. بسیاری از کارشناسان این رشته بر این عقیده­اند که در زمان خود در هند و کره شمالی و حتی در اسراییل، دقیقا به همین جهت و نه جهت اورانیوم برنامه هسته­ای نظامی ارجحیت داده شده بود.

کارخانه اراک می­تواند تا 16 تن سوخت هسته­ای در سال تولید کند. بنا به گزارش روزنامه «تهران تایمز»، در آینده در اراک قرار است که سالانه 80 تن سوخت هسته­ای تولید شود.

این کارخانه از سال 2004  تحت بهره­برداری قرار دارد و روز 4 شهریور ماه فقط خط جدید آن به راه افتاد که توان تولیدی را دوبرابر می­کند. مراسم افتتاح رسمی با حضور «محمود احمدی نژاد»، نشان دهنده تصمیم قاطع ایران برای مقابله با فشار بین­المللی است.

رییس جمهور ایران، تاکید کرده است که این کشور به توسعه فناوری­های هسته­ای ادامه خواهد داد حتی اگر شورای امنیت بر علیه آن تحریماتی اتخاذ نماید و از جامعه جهانی خواست که با ایران قدرتمند، صلح دوست و پیشرفته کنار بیایند. وی تصریح کرد: «این به نفع همه دولت­ها و همه ملت­هاست.»

دفتر مطبوعاتی آژانس بین­المللی انرژی اتمی سوخت هسته­ای تولید شده در آن هم می­تواند برای تولید انرژی اتمی و هم برای پالایش­های بعدی جهت ایجاد سلاح پلوتونیومی مورد استفاده واقع شود.

کارشناسان غرب احتمال می­دهند که این مجموعه به ایران اجازه خواهد داد که محتوی لازم برای تولید یک بمب اتمی در سال را تولید کند.

طی هفته­های اخیر، دور جدید رزمایش نظامی ایران در تابستان جاری دكترین دفاعی جدید حکومت جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشت. اولین مرحله مانور نظامی با رمز «ضربت ذوالفقار» در سیستان و بلوچستان آغاز شد و طی پنج هفته در ۱۵ استان كشور ادامه یافت. در طی این رزمایش ۱۰ موشك زمین به زمین معروف به «صاعقه» با برد ۵۰ تا ۱۵۰ مایل را آزمایش كردند. 

پیش از این نیز رزمایش بزرگ «پیامبر اعظم» در منطقه خلیج فارس اجرا شد كه بازتاب­های جهانی بسیاری یافت و تمام خبرگزاری­ها و رسانه­ها و برخی از دولت­ها نسبت به آن واكنش نشان دادند.

محمد نجار، وزیر دفاع جمهوری اسلامی، در جواب یكی از خبرنگاران به این موضوع اشاره کرد كه ایران در صنایع دفاعی با وجود تحریم چه خواهد كرد، ادعا نمود: «امروز برای ما تحریم معنا ندارد. زیرا باعث رشد و رفع مایحتاج ما به وسیله توان داخلی شده است.» سردار نجار گواه این امر را صادرات اقلام دفاعی ایران به ۵۷ كشور جهان خواند و سپس از رشد ۷۵ درصدی در فروش محصولات جدید سخن به میان ­آورد و سپس گفت: «ما باید آن­ها را تحریم كنیم. اگر كالاهای آن­ها را تحریم كنیم، آن­ها فلج می­شوند.» نجار، نام هیچ­کدام از این 75 کشور را اعلام نکرد.

سردار محمد نجار، وزیر دفاع قبل از رزمایش ذوالفقار گفته بود: «بمب دو هزار پوندی هدايت‌‏شونده» در رزمايش ضربت ذوالفقار آزمايش می‌‏شود.

وی افزود: بار ديگر متخصصان اقتدارآفرين وزارت دفاع شگفتی آفريدند و موفق شدند با همكاری نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران برای نخستين بار در كشور «بمب دو هزار پوندی هدايت‌‏شونده» با نام «قاصد» را طراحی و توليد نمايند كه انشاءالله ظرف روزهای آينده توسط خلبانان تيزپرواز نيروی هوايی در رزمايش هوايی ضربت ذوالفقار آزمايش می‌‏شود.  

بنا به ادعای مقامات نظامی جمهوری اسلامی، جنگنده «صاعقه» مشابه «اف 18» نیز پس از سپری كردن آزمايشات پروازی به مرحله  تيراندازی رسيد. سرلشگر صالحی، در این مورد این هواپیما، گفت: تكنولوژی توليد اين هواپيما را كشورهای آمريكا، روسيه، چين و  هند به صورت مشترك و برخی از كشورهای اروپايی دارا بوده ولی «صاعقه» كاملا توليد داخل  بوده و كارآيی بالاتری دارد . 

بدین ترتیب، جمهوری اسلامی، تلاش می­کند به جهانیان بقبولاند که رشد ماشین جنگی و برنامه هسته­ای این کشور یک عمل انجام شده است و آن را نمی­توان متوقف کرد. 

 

روسیه

روسیه و چین، در مقابل ایالات متحده و اروپا؛ این ترکیب نیروها در شورای امنیت سازمان ملل متحد پس از اعلام پاسخ ایران به پیشنهادات گروه شش درباره برنامه هسته­ای این کشور است.  این دولت­های از یک طرف به دنبال رقابت­های منطقه­ای خود با زیاده­روی­های دولت آمریکا هستند و از طرف دیگر روابط اقتصادی پرسودی با ایران دارند که از این دو جنبه با سیاست­های آمریکا مخالفت می­ورزند. اما سرانجام این دولت­ها به ویژه دولت روسیه، اگر با معاملات اقتصادی چاق و چله­ای مواجه شوند، به احتمال قوی تغییر موضع دهند و با تحریم اقتصادی ایران موافقت کنند.

معاملات فدراسیون روسیه با ایران، حدود 8 میلیارد دلار ارزیابی می­شود. بنابراین، مسکو، ضمن همکاری با تهران، در تلاش است که مانع از تنگ شدن جایگاه خود در امنیت منطقه خاور نزدیک شود. از این رو، با نفوذ رو به رشد آمریکا در آسیای میانه، قفقاز جنوبی و خاور نزدیک مقابله می­کند.

کارشناسان انستیتو سلطنتی روابط بین­الملل لندن، به این نتیجه رسیده­اند که روابط هسته­ای روسیه و ایران پایدار نخواهد بود. این انستیتو اقدام به چاپ گزارشی تحقیقاتی تحت عنوان «ایران، همسایگان وی و بحران­های منطقه­ای» نموده است. در آن دورنمای همکاری روسیه و ایران در زمینه اتمی خوشبینانه گزارش نشده است: «همبستگی بین­المللی که در آن همه همکاری هسته­ای روسیه و ایران را تحمل می­کردند حال بعید به نظر می­آید که حفظ شود.»

کارشناسان انگلیسی بر این عقیده­اند که فدراسیون روسیه می­توانست که در آینده هم علاماتی جهت دلداری برای ایرانی­ها بفرستد و تلاش کند که روابط در زمینه اتمی را با آن­ها و یا در حد پایین در خفا نگه دارد و در صورت بحران جدی در عاقبت رابطه خویش را برقرار کند.­(آندره تریخوف، نزاویسیمایا گازیتا»، 6 شهریور 1385)

علاوه بر پروژه احداث نیروگاه اتمی بوشهر­(800 میلیون دلار)، روسیه در پروژه اکتشاف معادن گاز در جنوب ایران و برنامه­های فضایی شرکت دارد، پروژه­هایی نیز در زمینه هواپیمایی غیرنظامی و نیز همکاری­های فنی - نظامی وجود دارند. در سال 2005، میزان مبادلات دو کشور برابر با 2 میلیارد دلار بوده است. همچنین جمهوری اسلامی و روسیه گسترش برنامه توسعه طولانی مدت همکاری­های تجاری، اقتصادی، صنعتی، علمی، فنی و نظامی نیز در مرحله آماده­سازی و اقدام دارند. وزارت امور خارجه روسیه خاطر نشان کرده است که طرفین قصد دارند در آینده پروژه­هایی به مبلغ کل 8 میلیارد دلار را اجرا کنند.

 

چین

چین از منافع انرژتیک قابل توجهی در ایران برخوردار است. کورپوراسیون نفتی - شیمیایی چین (Sinopec) در نوامبر سال 2004، قراردادی برای بهر­ه­برداری از معدن نفتی را امضاء کرد که توان تولید تا 300 هزار بشکه نفت در روز را دارد. این کمپانی برای به دست آوردن حق بهره­برداری از 16 معدن نفت دیگر در ایران نیز تلاش می­کند. میزان مبادلات ایران و چین در سال گذشته میلادی حدود 10 میلیارد دلار بوده است.

بنا به گزارش روزنامه روسی پراودا، معامله غول آسای میان چین و تهران بر سر نفت و گاز با ارزشی به قیمت 100 میلیارد  دلار آمریکائی در میان رسانه­های غربی به عنوان «مهم­ترین پیمان  عصر حاضر» نام گرفته  است. افزون بر این طبق یک پیمان گازی دیگر بین دو کشور ایران و چین در آینده به حجم  این قرارداد بین 50 الا 100 میلیارد دلار دیگر افزوده خواهد شد.

 طبق گزارش­های بخش­های کارشناسی در حال حاضر میان ایران و چین پیمان دیگر نفتی  در حال معامله می­باشد. حجم قراردادهای بسته شده میان ایران و چین حتی برای  آمریکائی­ها هم به عنوان «بعد تجاری غول آسا» شمرده می­شود.

طبق پیمان  گاز ایران - چین به مدت 25 سال چیزی در حدود سالانه 10 میلیون تن گاز از لوله­های  ایران به مخاذن گاز چینی جاری خواهد شد. هم­زمان چین هم بدون ترسیدن از رقبای غربی و   یا آمریکائی قراردادهای طولانی مدت برای صادر کردن تولیدات مختلف صنعتی به ایران  بسته است.

 پیمان غول آسای بسته شده میان پکن و تهران، دست­های کنسرن نفتی وابسته به دولت  چین را در آینده در سهیم شدن کشور چین در بخش­های مختلف و گسترده­ای از جمله در  تحقیقات به دنبال منابع جدید نفت در ایران، ساختمان چاه­های جدید، امر استخراج نفت،  صنعت پتروشیمی، صنعت گاز و حمل آن و بخش­های دیگر مشتقات گازی و نفتی و ...، باز می­گذارد .

  ذخایر گازی ایران که در حدود نیمی از آن در بخش نفت خیز نزدیک کویر قرار دارد  از سوی کارشناسان با حجمی در حدود 6/26 بیلیون کوبیک متر تخمین زده شده است که در  این صورت دومین منبع بزرگ گاز جهان می­باشد. طبق پیمان نام­برده چین در استخراج  منطقه نفت­خیز یادآوران که تخمینا در حدود 17 میلیارد بشکه نفت خواهد داد سهیم می­باشد. هم­زمان این پیمان برای منطقه گاز پارس جنوب که ایران با قطر شریک است و در  حدود 8 درصد منابع گاز جهان را تامین می­کند، صادق است.

 

چه باید کرد؟

هر چند که هنوز زود است از احتمال حمله نظامی سخن به میان بیاوریم  تحریم اقتصادی اجتناب­­ناپذیر به نظر می­رسد. در هر صورت اگر بدترین احتمالات، یعنی تحریم اقتصادی و حمله نظامی را در نظر بگیریم، طبیعی است که طبقه کارگر و همه جنبش­های حق­طلب در داخل کشور و نیروهای اپوزیسیون در خارج کشور سیاست­های خود را با شرایط موجود منطبق سازند و نسبت به آن وظایفی را عهده­دار شوند. در مجموع این نیروها را می­توان به سه بخش تقسیم کرد که هر کدام از این بخش­ها نیز به بخش­های مختلف تقسیم می­شود. در این جا فقط به سه بخش کلی اشاره می­کنیم.

- نیروهایی که برای سرنگونی جمهوری اسلامی مبارزه می­کنند و مخالف تحریم اقتصادی و حمله نظامی به ایران هستند. زیرا بر خلاف تبلیغ دولت آمریکا و متحدان ایرانی­اش، آمریکا اگر تا دیروز سیاست­های خود با کودتاها و میلیتاریسم بومی پیش می­برد، اکنون مستقیما کشورگشایی می­کند و با راه انداختن جنگ و کشتار کشورها را به اشغال نظامی خود در می­آورد. وقایع هولناک افغانستان و عراق در مقابل جامعه جهانی و جامعه ایران قرار دارد. بنابراین، پرواضح است که لشکرکشی آمریکا و طرح خارومیانه بزرگ کم­ترین ربطی به روند دموکراسی و آزادی و رفاه در این منطقه بحرانی ندارد، بلکه برعکس همه چیز تحت تاثیر جنگ قرار می­گیرد و تار و پود جامعه را می­سوزاند.

- نیروهایی که طرفدار محاصره اقتصادی و حمله آمریکا هستند و افق و چشم­انداز خود را به سیاست­های آمریکا گره می­زنند.

- مردمی که نظاره­گر هستند و نسبت به وقایع عکس­العملل چندانی از خود نشان نمی­دهند.

 

امید جامعه بیش­تر به نیروهای بخش اول این تفسیم­بندی، یعنی نیروهای کارگری و چپ و آزادی­خواه است. این نیروها به دلیل وظایف سنگین طبقاتی و اجتماعی، باید در شرایط موجود فعال­تر از گذشه باشند. در چنین روندی است که بخش سوم، یعنی مردمی که نظاره­گر هستند، به بطن صحنه سیاسی کشیده می­شوند.

در صورت محاصره اقتصادی و حملات نظامی، مردم عادی، زنان و کودکان بیش­ترین آسیب­ها را متحمل خواهند شد. از این رو طبیعی است که توده­های مردمی و در پیشاپیش همه طبقه کارگر و فعالین سیاسی و اجتماعی قرار می­گیرند و تشکل­های توده­ای را به وجود می­آورند. این تشکل­ها در عرصه­های مختلفی نظیر توزیع عادلانه مایحتاج عمومی مردم در دست می­گیرند و از احتکار و دلالی جلوگیری به عمل می­آورند. تظاهرات و اعتصاب علیه جنگ و جمهوری اسلامی را سازمان می­دهند و هر جا توازن قوا اجازه داد کنترل همان منطقه را به عهده می­گیرند و با برگزاری مجامع عمومی و با اتکا به دموکراسی مستقیم همه مردم آزادی­خواه و مخالف جنگ و مخالف جمهوری اسلامی را در سرنوشت خود و جامعه دخیل می­کنند. جمعی تصمیم می­گیرند و جمعی هم پیش می­برند. در چنین شرایطی این احتمال وجود دارد که در برخی مناطق ایران، مردم بتوانند حاکمیت انقلابی را از دست نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی خارج کنند و حاکمیت انقلابی خود را با اتکا به روابط و مناسبا ت شورایی و جمعی برپا دارند.

اگر ماشین جنگی آمریکا و متحدانش بر علیه ایران راه بیافتد، احتمالا عواقب آن برای جامعه ایران، ده­ها و شاید هم صد بار مرگبارتر و مخرب­تر از جنگ ایران و عراق و اشغال افغانستان و عراق خواهد شد. در این جنگ ممکن است، برخلاف نمونه عراق، هدف نه اشغال تهران، بلکه بمباران­های هوایی و موشک­اندازی­های مداوم باشد. هدف این بمباران­ها اگر نخست مراکز هسته­­ای در شهرهای مختلف و مراکز نظامی باشد، اما در ادامه صنایع، جاده­ها، پل­ها، مدارس و اماکن عمومی را نیز شامل خواهد شد. برخی از تحلیل­گرایان رسانه­های بین­المللی حتی تلفات انسانی بمباران مراکز هسته­ای را نزدیک به کشته شدن یک میلیون انسان تخمین زده­اند. در چنین جنگی آمریکا و متحدانش مدرن­ترین و آخرین تولیدات سلاح­های کشتار جمعی خود را به آزمایش خواهند گذاشت.

در خارج کشور نیز همه نیروهای چپ و کمونیست و آزادی­خواه و ضدجنگ، علاوه بر این که فعالانه پیشقراول حرکت­ها ضدجنگ می­شوند، در عین حال با تماس و مذاکره مستقیم با تشکل­های کارگری و سازمان­ها و احزاب چپ و سوسیالیست پارلمانی و غیرپارلمانی، سازمان­های زنان و غیره برای سازمان­دهی آن اعتصاب­هایی بپردازند که این اعتصاب­ها جلو نقل و انتقال نظامی آمریکا و متحدانش برای اعزام نیرو و تجهیزات نظامی به سوی ایران را بگیرند. مثلا اعتصاب کارگران بنادر و فرودگاه­ها و حمل و نقل عمومی می­تواند نقش مهمی ایفا کند. با نهادهای دموکراتیک مانند کانون روزنامه­نگاران و نویسندگان و دیگر نهادهای انسان­دوست، سازمان­های مدافع حقوق کودک و...، در تماس دایمی باشند تا بر روی افکار عمومی مردم جهان در جهت قطع فوری جنگ و لغو تحریم اقتصادی تاثیر بگذارند.

بدین ترتیب، کلیه نیروهای کارگری و کمونیستی و آزادی­خواه و برابری­طلب، چه در داخل و چه در خارج کشور هماهنگ و هم جهت با یکدیگر بر علیه تحریم اقتصادی و جنگ احتمالی و در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی، نه تنها موضع فعالی به عهده می­گیرند، بلکه طرح­ها و آلترناتیوهای سیاسی و اجتماعی خود را در سطح وسیعی به گوش جامعه می­رسانند.

در چنین شرایطی، بسیار مهم است که صف­بندی­های طبقاتی نباید بر هم ریخته شود. شعار «نه به محاصره اقتصادی، نه به جنگ، سرنگون باد جمهوری اسلامی!»، باید به شعار عمومی تبدیل شود. جمهوری اسلامی در کلیت خود و به همه جناح­هایش ارتجاعی و غیرانسانی است، بنابراین، نباید توهم به این جناح و یا آن جناح را در جامعه پخش کرد. همچنین باید با صراحت به جدایی دین از دولت و آموزش و پرورش، لغو هرگونه شکنجه روحی و جسمی و اعدام، برابری زن و مرد در همه شئونات اجتماعی، لغو کار کودکان و تامین زندگی آنان و خانواده­هایشان، به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت مردم تحت ستم و عدم برتری هیچ ملتی بر ملت دیگر، به طور کلی بدون در نظر گرفتن ملیت، جنسیت و عقیده باید حق و حقوق حقوق اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و انسانی شهروندان به طور یکسان و برابر به رسمیت شناخته شود. حقوق و آزادی­های فردی و اجتماعی تضمین گردد. جامعه باید این مطالبات حداقل را از هر دولتی بخواهد و اجازه ندهد به بهانه­های مختلف حرمت انسان­ها لگدمال شود. همین امروز نیز باید با مبارزه اجتماعی پیگیر این مطالبات را به جمهوری اسلامی تحمیل کرد.

 

هشتم سپتامبر 2006

 

 

 

ضمیمه:

برای این که به طور همه جانبه به عمق اهداف اقتصادی، سیاسی و نظامی آمریکا در خاورمیانه و ایران پی برده باشیم، در این­جا گوشه­هایی از سخنرانی یکی از مقامات بلندپایه دولت آمریکا مرور می­کنیم. بنظرم این سخنرانی به شفاف­ترین شکلی اهداف درازمدت آمریکا در خاورمیانه را منعکس می­کند.

 

سیاست ایالات متحده در قبال ایران

آر. نیکولاس برنز، معاون وزیر در امور سیاسی  سخنرانی مایکل استاین درباره سیاست خاورمیانه ای ایالات متحده در سمپوزیوم سالانه  سورف در انستیتو واشنگتن

 

واشنگتن دی س

11 می 2006

 

من امروز قصد دارم با شما درباره بعضی عقاید و نظرات در زمینه روش های  مواجهه با ایران امروزی، تهدیداتی که از طرف آن برای ایالات متحده مطرح می باشد،  اینکه ما آمریکایی ها چگونه باید با این تهدیدات مواجه شویم و اینکه دولت شما در  این زمینه ها درحال انجام چه کارهایی است و یا چه تدابیری را باید اتخاذ نماید،  صحبت نمایم. و می­ خواهم وقت زیادی را به بحث اختصاص دهم زیرا همواره دریافته ام، و  مطمئن هستم که شما هم خواهید دید که بهترین بخش شبی مانند امشب اثرات متقابل بحث ها  می باشد که همواره برای من بسیار خوشایند است .

در ابتدا مایلم تا درباره  دولت پرزیدنت بوش و معاون ایشان آقای دیک چینی و فعالیت های وزیر امور خارجه خانم  رایس در مورد مسایل بین المللی صحبت نمایم. من برای سالهای متمادی نزد جناب سفیر  دنیس راس مشغول به کار بوده ام. ما هر دو در دوران ریاست جمهوری پرزیدنت ریگان  مشغول به خدمت بودیم. هنگامی که من به عنوان سر کنسول آمریکا در اورشلیم(بیت  المقدس) مشغول فعالیت بودم، در تقابل تنگاتنگ کاری با دنیس بودم که اغلب جهت ملاقات  به نزد من می آمد و ما هر دو در دوران ریاست جمهوری پرزیدنت بوش پدر و دولت پرزیدنت   کلینتون نیز مشغول به خدمت بودیم .

برای من مهم است که به آن روزها بازگردم و  به یاد بیاورم که در آن زمان چه مسائلی برای سیاست گذاران در صدر اهمیت قرار داشت و  اینکه آن موارد تا چه اندازه با موارد فعلی متفاوت می باشند. من هشت سال اخیر  را-پیش از آنکه سال قبل برای تصدی پست فعلی بازگردم- در اروپا بعنوان سفیر در ناتو  و پیش از آن نیز بعنوان سفیر در یونان به خدمت پرداخته ام. و پس از پایان آن هشت  سال فکر می کردم که همه چیز در حول و حوش اروپا دور می زند. حال من به واشنگتن  بازگشته ام و می بینم که یک دولت، یک شهر و یک کنگره در جهتی کاملا متفاوت از آنچه  ما به دنیا می نگریستیم، متمرکز می باشد .

اروپا همواره مهم بوده و مهم هم  باقی خواهد ماند، در حقیقت نقش اروپا برای ایالات متحده حیاتی است زیرا بسیاری از  متحدان ما در ناتو و در اتحادیه اروپا قرار دارند. اما اگر این گونه به مسئله  بنگرید، در صورتی که ده سال قبل شما از آقای وارن کریستوفر، وزیر امورخارجه وقت،  سئوال می کردید، می دیدید که روز وی با قرار هایی مرتبط با اروپائیان پر بود. و  برنامه وی البته، تمرکز بر خاتمه جنگ سرد و جنگ در منطقه بالکان، مداخله موفق ما در  بوسنی چند ماه پیش از آن تاریخ، و از موارد پیش رو موارد اولیه شروع بحران در کوزوو  بود. در صورتی که شما به سرعت از 10 سال پیش به زمان حال بیائید و نگاهی به برنامه   کاری وزیر امور خارجه خانم کاندالیزا رایس بیاندازید، خواهید دید که با قرار ها،  موارد و افرادی مرتبط با طرح خاورمیانه بزرگ پر شده است. این بدان علت است که منافع  ملی ایالات متحده اکنون در این مکان متمرکز شده، زیرا اینجا مکانی است که منافع ما  در خطر می باشد. و اینجا مکانی است که بسیار ارزشمند بوده و در آن چالش هایی شوم در  زمینه امنیت ما وجود دارد .

لطفاً کمی درباره برنامه ای که ما درباره  خاورمیانه بزرگ داریم و توسط پرزیدنت بوش در پنج سال اخیر درباره اش بحث شده فکر   کنید. ما جنگ در عراق و پی آمد های آن را پیش رو داریم و تمامی تلاش و هدف ما،  حمایت از دولت عراق، مخصوصاً دولت اخیر که به تازگی قدرت را در دست گرفته می باشد،  تا به آنها کمک نمائیم روی پای خود ایستاده و خود را به جهانیان معرفی نماید، با  چالش های امنیتی اش برخورد نموده و از دولت های دوست در جهان عرب بخواهیم که این  دولت را به لحاظ مالی و سیاسی پشتیبانی نمایند. اینکه به تمامی دوستانمان در سرتاسر  جهان- من تعداد زیادی از دیپلمات های اروپایی و کشورهای شرق آسیا را در این مکان  مشاهده می­نمایم- اعلام نمائیم که اکنون وقت ایستادن و حمایت از دولت عراق می باشد . و همان گونه که شخص رئیس جمهور بطور کاملاً واضح عنوان نموده اند، ما تصمیم داریم  در عراق باقی بمانیم و می خواهیم که آنچه وی از ما خواسته است را به درستی به انجام  رسانیم و می دانیم که باید از منافع آمریکا در این بخش از جهان دفاع  نمائیم .

به این مطلب باید این حقیقت را که یکی از مسئولیت های عمده ما ادامه  رابطه نزدیک دوستی با دولت اسرائیل می­باشد، و جهت کمک به اسرائیل در مذاکره با  شریک دشوار خود در تشکیلات خود گردان فلسطینی، و کسب اطمینان از این امر که ایالات  متحده در حال انجام حرکتی صحیح در حمایت از مردم فلسطین است، باید راهی در نظر گرفت   که کمک های انسان دوستانه و اقتصادی به آنها از طریقی غیر از حماس وبه دور ازهرگونه  راه و روشی که به تقویت حماس بیانجامد، صورت پذیرد. این یکی از الزاماتی است که  خانم رایس در این هفته در نیویورک به هنگام ملاقات با همتایان چهارگانه خود در  شورای امنیت روی آن تأکید نمود .

اگر شما درباره اهداف وسیع تر ما فکر کنید،  خواهید دید که ما درگیر چالشی نسل اندر نسل می باشیم و آن کمک به پاشیدن بذر  دموکراسی، تحول و حقوق بشر در سرتاسر جهان عرب و خاورمیانه می باشد. هیچکدام از ما  دچار این خیال باطل نیستیم که این کاری ساده می باشد بلکه به خوبی می دانیم که  اجرای این امر بسیار مشکل است. اما همگی ما درک می کنیم که به عنوان یک آمریکایی ما  باید موارد اصلی اعتقادات خود را نه تنها در بخش های انتخابی جهان مانند اروپا،  بلکه در بخشی هایی از جهان که این عقاید اغلب به چالش طلبیده می شوند، ارائه  نمائیم. اما از آنجا که مطمئن هستیم که این اعتقادات صحیح و درست می باشند ما وظیفه  داریم و درعین حال فرصتی تاریخی نیز دست داده تا تلاش نمائیم دموکراسی، آزادی و  حقوق بشر را در سطح منطقه ای ارائه نمائیم. و این همان چیزیست که پرزیدنت بوش در  دومین سخنرانی تحلیف خویش بدان اشاره نمود و ما را متصدی انجام آن قرار داده است.

و از آنجا که معاون رئیس هیات اعزامی، جناب جاسال، سفیر هندوستان، در این  جمع حضور دارند، من همچنین می خواهم به این نکته اشاره نمایم که ما اکنون فرصت های  استراتژیکی جدیدی در جهان در اختیار داریم که به ما امکان می دهد تا نگاهی کمی  فراتر به ما وراء شرق داشته باشیم و من فکر می کنم که یکی از مهمترین و استراتژیک  ترین اهداف سیاست خارجی پرزیدنت بوش، جستجو جهت یافتن روشهای مشارکت استراتژیک با  هندوستان می باشد. ایشان شش هفته پیش از هندوستان بازدید نمودند و دست اندر کار  طرحی جهت مشارکت جهانی بین دو کشور می باشند. ما اکنون توافقنامه مهمی در زمینه  همکاری های اتمی صلح آمیز بین دو کشور را به کنگره ارائه نموده ایم و جناب سفیر،  جاسال و من در شش هفته اخیر اغلب وقت شخصی خود را به این مسئله و متقاعد نمودن   کنگره به تصویب آن اختصاص داده ایم. در اینجا فرصتی مهم برای ایالات متحده بوجود  آمده تا موقعیت استراتژیک خود در منطقه جنوب آسیا را از راه همکاری با هندوستان و  صد البته رابطه دوستی مداوم و حمایت از پاکستان که درگیر جنگی سخت با طالبان و  القاعده می باشد، تقویت نماید.

من می توانم به این مطلب ادامه داده و  درباره کارهایی که در شرق آسیا در حال انجام است و برای منافع ما حیاتی می باشد به  صحبت بپردازم. دیگر مسئله ای که در حال حاضر به عنوان موردی مرتبط با امنیت ملی در  نگاه به آفریقا وجود دارد، مشکل دارفور می باشد. اما من می خواستم در ابتدای این  سخنرانی اشاره نمایم که ما به مشکل و چالش ایران در سیاست خارجی آمریکا از دریچه ای  متفاوت نگاه می کنیم زیرا اینجا مکانی از جهان است که متحد و دوست ما اسرائیل، و  دوستان و شرکای ما مصر و عربستان سعودی و دیگر کشورها به زندگی مشغول می باشند. و  به نظر من مهم است که این چهارچوب بزرگتر را برای این سیاست منطقه ای در نظر  بگیریم. در حال حاضر برای ایالات متحده چالشی بزرگتر از مواجهه با این خطر واحد از  طرف دولت ایران و بالاخص از طرف دولت جدید و رادیکال آقای احمدی نژاد وجود  ندارد .

ما به این مسئله از سه منظر نگاه می کنیم. چالشی که در این میان وجود  دارد این است که ایران بدون شک در حال رسیدن به توان تولید جنگ افزارهای هسته ای می  باشد و اگر این اتفاق بیافتد چالشی مستقیم در برابر تمامی آنچه ما می خواهیم در  منطقه خاورمیانه به دست آوریم محسوب خواهد شد و امنیت دوستان و متحدان ما در  خاورمیانه بزرگ نیز به خطر خواهد افتاد. چالش تروریسم نیز همواره وجود داشته و اغلب  ما که از اواخر دهه 70 و اوائل دهه 80 در دولت ایالات متحده خدمت نموده ایم به خوبی  به خاطر می آوریم که این ایران بود که اولین بار موج تروریسم را توسط حزب الله در  اوائل دهه 80 به سمت ایالات متحده نشانه رفت. و این چیزی است که تا به امروز نیز  متوقف نشده است. ایران کماکان به نقش خود به عنوان بانک مرکزی برای اغلب گروه های  تروریستی عمل می نماید که مستقیماً با کشور، سربازان، دیپلمات ها و شهروندان ما و  همچنین اسرائیل، لبنان و دیگر کشورهایی که می خواهند در خاورمیانه در صلح و آرامش  زندگی نمایند، درگیر می باشند .

و در نهایت در داخل ایران نیز چالش و یا به  عبارتی نبود دموکراسی به چشم می خورد و در این زمینه ایالات متحده، متحدان اروپایی  آن و دیگر کشورها باید تمامی تلاش خود را به خرج دهند تا از آن دسته از افرادی در  داخل کشور که اعتقاد دارند، آینده ایران باید آینده ای دموکراتیک باشد، حمایت  نمایند .

این برای کشوری که ما با آن غیر معمول ترین نوع رابطه را در سرتاسر  جهان دارا می باشیم برنامه ای کاملا تهدید آمیز می باشد. ایران تنها کشوری است که  ما عملاً با آن هیچ گونه رابطه ای نداریم. ما در ایران دارای سفارت نمی باشیم. ما  از سال 1979 و 1980 به بعد در ایران دارای مستشار نظامی نمی باشیم و شما همگی دلیل  آن را می دانید. تعداد بسیار معدودی از شهروندان آمریکایی در ایران زندگی کرده یا  به کار مشغولند. این کشوری است که ما از 25 سال یا به عبارتی ربع قرن قبل، تماس خود  را با آن از دست داده ایم. بنابراین تصور نمائید که چگونه دولت های پرزیدنت ریگان و  دولت های پس از وی سعی نموده اند تا سیاستی را در قبال کشوری وضع نمایند که هیچ  گونه رابطه مؤثر و فعالی با آن ندارند.

ما بحث را با پرونده اتمی ایران  آغاز می کنیم. و در ابتدا به قضیه ای اشاره می کنیم که کاملا در تضاد با منافع  آمریکا می باشد: دسترسی ایران به ظرفیت تولید سلاح های هسته ای. و همانگونه که  معاون رئیس جمهور و شخص ایشان اشاره نموده اند، ما مصمم هستیم تا از دستیابی ایران  به سلاح های هسته ای جلوگیری نمائیم. و آنچه ما در خلال سال گذشته مشغول به انجامش  بودیم، کسب اجماع جهانی در فرستادن پیامی شفاف و واحد به دولت ایران است با این  مضمون که فعالیت های غنی سازی فعلی در نطنز باید متوقف گردد. ایران باید به سر میز  مذاکره با سه قدرت اروپایی بازگردد و به الزاماتی که توسط سازمان بین المللی انرژی  اتمی و شورای امنیت وضع می گردد و آن کشور ادعای رعایت شان را دارد ولی در عمل  انجام نمی دهد، متعهد گردد .

تا 14 ماه قبل ایالات متحده از اقدامات  دیپلماتیک بین­المللی در ارتباط با ایران بسیار دور بود. پس از سفر پرزیدنت بوش به  ناتو و آلمان در فوریه 2005 و پس از بحث و مذاکره با رهبران آلمان، فرانسه و انگلیس  وی متقاعد شد که ما باید وزن سیاسی خود را در پشت این مذاکرات قرار دهیم، اما نه  بدین معنی که ما مستقیماً درگیر مذاکرات شویم و یا اینکه پشت میز مذاکره قرار  بگیریم بلکه هدف این بود که تمامی تلاش خود را به کار گیریم تا انگلستان، فرانسه و  آلمان بتوانند به گونه ای مؤثر با مقامات دولت ایران مذاکره نمایند و از 11 مارس  2005 تا آگوست 2005 ما بدین گونه عمل نمودیم و من این شانس را داشتم که توسط خانم  رایس به عنوان مسئول روابط با سه کشور اروپایی انتخاب گردم. من در خلال یک دوره شش  ماهه 11 بار به اروپا سفر نمودم و تلاش کردم به آنها کمک نمایم تا موضع خود را در  قبال مذاکرات تقویت کرده و از آنچه آنها در قبال دولت ایران انجام می دادند، حمایت  نمایم.

اما در آن هنگام اتفاق مهمی در ایران روی داد و آن انتخابات 4 آگوست  تابستان قبل و به قدرت رسیدن احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور بود و این نکته که او  و دولتش پس از دو سال و اندی بطور یک جانبه مذاکرات را ترک کردند و 3 قدرت اروپائی  را با مذاکراتی بی حاصل تنها رها نمودند. بنابراین در زمستان سال قبل ما به این  نتیجه رسیدیم که از راه تلاش های دیپلماتیک قادر به رسیدن به توافقی جهت رفع مشکل  اتمی ایران نمی باشیم. بنابراین شروع به مذاکره با دولت های روسیه، چین، هند و دیگر   کشورها نمودیم تا ائتلافی بزرگ را شکل دهیم که دو هدف را دنبال می نمود: منزوی  نمودن تلاش های دیپلماتیک ایران در این زمینه، و شروع به ارجاع پرونده ایران از  سازمان بین المللی انرژی اتمی به مراکزی قدرتمندتر مانند شورای امنیت سازمان ملل تا  بتوان فشارهای مستقیمی را در این زمینه بر ایران اعمال نمود و دیدیم که چنین هم  شد .

در این میان دولت روسیه در اکتبر سال گذشته طرحی را جهت خروج از بن بست  بوجود آمده ارائه نمود که از آن می توان به عنوان راه خروجی بسیار بزرگ یاد نمود . آنها گفتند که جامعه بین الملل نمی تواند بپذیرد که نگهداری و یا گسترش فعالیت های  مربوط به چرخه سوخت یعنی غنی سازی و بازیافت در داخل خاک ایران صورت پذیرد، زیرا  ممکن است به قابلیت تکنیکی، علمی و تولیدی ایران جهت تولید مواد قابل شکافت و  نتیجتاً ساخت کلاهک های هسته ای بیانجامد. بنابراین روسیه گفت که ما سوخت نیروگاه  های صلح آمیز شما را تأمین می­نمائیم. و بنابراین ما هر چه ایرانیان بخواهند و در  چهارچوب اهداف سیاسی اعلام شده توسط آن مبنی بر استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای  باشد را در اختیارشان قرار خواهیم داد. اما بخش های حساس چرخه سوخت را به ایران  نخواهیم داد .

تصور مااین بود که این یک پیشنهاد سخاوتمندانه می باشد . پیشنهادی که منطقی می نمود و پرزیدنت بوش نیز در سفر خود به آسیا در نوامبر سال  گذشته اعلام نمود که از طرح روسیه حمایت می کند. این یک راه خروج از بن بست برای  دولت ایران بود. این راهی بود که ایران را از پلکانی که از خطوط قرمز بین المللی  وضع شده توسط سازمان جهانی انرژی اتمی و سازمان ملل می گذشت، و دولت احمدی نژاد از  آن عبور نموده بود، پائین بیاورد. اما ایران از این فرصت استفاده ننمود .

و  سرانجام فاز فعلی پروسه دیپلماتیک آغاز گردید. قدرت تاثیر گذاری روسیه، چین، اروپا  و آمریکا در کنار هم به ارجاع ایران به سازمان بین المللی انرژی اتمی منجر شد که در  آنجا ایران دو بار به علت لغو تعهداتش مورد توبیخ قرار گرفت. در اینجا باید به این  نکته اشاره کنم که هندوستان در هر دو مرحله رای گیری به ما پیوست. و این تصمیمی  متهوّرانه بود که توسط جناب نخست وزیر سینگ گرفته شد. ایشان اولین رهبر از گروه   کشورهای عضو جنبش عدم تعهد، جی 77، بود که از جنبش جدا شده و مستقیماً به انتقاد از  رفتار ایران پرداخت و وزن سیاسی کشورش را پشت تلاش های اعمال شده توسط ایالات  متحده، اروپا، روسیه و چین قرار داد. در سازمان بین المللی انرژی اتمی در فوریه، و  در شورای امنیت سازمان ملل متحد در 29 مارس ایران 2 بار مشخصاً به دلیل تخطی از  تفاهم نامه های بین المللی مورد سرزنش و توبیخ قرار گرفت .

اما چه اتفاقی  افتاد؟ ایران واکنشی در قبال آراء صادره در وین و نیویورک نشان نداد. به نظر می رسد   که ایران به آنچه جامعه جهانی می گوید گوش فرا نمی دهد. بنابراین ما چنین نتیجه  گرفته ایم که باید سطح دیپلماسی را ارتقاء داد و هزینه اینگونه رفتار را برای ایران  بالا برد. بنابراین هفته گذشته متحدان اروپایی ما قطعنامه فصل 7 را در شورای امنیت  سازمان ملل متحد مطرح نمودند. خانم رایس در اوایل این هفته در نیویورک با همتایان  روسی، چینی و اروپایی خود در این زمینه به گفتگو پرداخت. و متأسفانه ما موفق به جلب  نظر موافق روسیه و چین در حمایت از قطعنامه فصل 7 نگردیدیم .

این یک قطعنامه  بسیار عادی می باشد و به هیچ وجه قطعنامه تندی محسوب نمی گردد. در آن به هیچ مورد  از تحریم ها بر علیه ایران اشاره نمی شود و در آن گزینه اعمال فشار بر ایران در نظر  گرفته نشده است. در حقیقت این قطعنامه از اعضای شورای امنیت می خواهد تا مواردی که  پیشتر در سازمان بین المللی انرژی اتمی درباره آن بحث شده و توافق شده بود را بر  مبنای بند 7 از منشور سازمان ملل مجدداً بیان نمایند. این موارد عبارتند از: ایران  باید فعالیت های خود را به حال تعلیق درآورده، به سر میز مذاکره برگردد و بازی را  بر حسب قواعدش دنبال نماید. بنابراین هدف ما این است که تلاش های خود جهت توبیخ  مؤثر ایران بر مبنای قطعنامه فصل 7 را ادامه دهیم و شما خواهید دید که جناب بولتون  نماینده ما در سازمان ملل در نیویورک به تمامی تلاش خود جهت صدور قطعنامه بر مبنای  فصل 7 ادامه خواهد داد و ما امیدواریم که این امر تا چند هفته دیگر عملی  گردد .

در عین حال ما با دولت های چین، روسیه و اتحادیه اروپا بر سر بسته ای  از موارد تنبیهی و تشویقی به توافق رسیده ایم که توسط طرف اروپایی به دولت ایران به  عنوان راهی دیگر جهت خروج از بحران ارائه خواهد گردید. و انتظار ما این است که این  بسته بین یک هفته تا 10 روز دیگر آماده شود. با ارائه این طرح فکر می کنم نوع جهت  گیری آینده ما مشخص خواهد شد. ممکن است اتفاقی مشابه و یا متفاوت از مورد پیشنهاد  روسیه اتفاق بیافتد. ایران همان گونه که پرزیدنت بوش هم گفته حق دسترسی به انرژی  هسته ای صلح آمیز را دارد، ولی نه حق دستیابی به چرخه سوخت هسته ای. بنابراین جامعه  جهانی یکبار دیگر قدم به جلو نهاده و به ایرانیان می گوید: اگر در صدد دسترسی به  انرژی هسته ای صلح آمیز هستید، ما آنرا در اختیارتان قرار می دهیم اما تحت نظارت  بین المللی، ما به شما امکان دسترسی به فناوری غنی سازی و بازیافت را نمی  دهیم .

ممکن است مشوق های فنی و اقتصادی برای مردم ایران در این بسته در نظر  گرفته شده باشد. خانم رایس در شب دوشنبه و ما، امشب تأکید می کنیم که این بسته مشوق  ها بخش دومی نیز خواهد داشت و این بسته را نمی توان تا هنگامی که دو بخش آن در کنار  هم قرار نگرفته، کامل دانست. این بخش دوم جریمه ها و تحریم هایی می باشند که در  صورت عدم قبول بسته مشوق ها، بر علیه دولت ایران اقدام خواهد شد .

به عبارت  دیگر اگر ما یعنی پنج عضو دائم شورای امنیت بتوانیم طی دو هفته آتی به توافقی دست   یابیم، ایران قدمی به جلو خواهد رفت، اما به آن اجازه انتخاب داده خواهد شد: اینکه  آیا شما می خواهید از فعالیت های غنی سازی خود دست کشیده، آنها را متوقف سازید؟ در  صورت قبول این امر گامی به جلو برداشته خواهد شد. در صورت رد این پیشنهاد نیز شما  مشمول تحریم های وضع شده توسط شورای امنیت سازمان ملل خواهید شد. این تمامی بسته ای  است که ما می خواهیم بر سر آن توافق نمائیم. البته این طرح تا به حال کاملاً مورد  توافق قرار نگرفته، اما باید کار بیشتری روی آن صورت پذیرد و مورد بحث و مشورت  نهایی پنج عضو ثابت شورا قرار گیرد تا به این نتیجه برسند که این تصمیم گامی به جلو  محسوب می گردد. اما نظر ما در واشنگتن بر این است که هر دو حالت مهم می باشند. باید  در عین حال که دست صلح به سوی ایرانیان دراز می شود به آنها فهماند که هزینه عدم  واکنش به تصمیمات سازمان بین المللی انرژی اتمی و شورای امنیت بالا خواهد بود. رئیس  جمهور، معاون وی، وزیر امور خارجه و دفاع همگی در پیامی که باید به ایرانیان منتقل  گردد، یک صدا می باشند. ما می­گوئیم در ارتباط با خاتمه برنامه فعالیت های اتمی  منجر به ساخت سلاح اتمی، تمامی گزینه های ما به روی میز می باشند. ما همچنین می  گوئیم که تمامی تلاش ما بر طی این مسیر به گونه ای دیپلماتیک می باشد و قصد داریم  تا از دیپلماسی به عنوان تاکتیکی جهت رسیدن به هدف استفاده نمائیم. و شما خواهید  دید که ما کانال های دیپلماتیک را به سادگی از دست نخواهیم داد .

من از واکنش  عمومی و همچنین مطبوعات در این چند روز اخیر تعجب زده هستم، البته شاید هم نباید  این گونه باشم. اشخاص زیادی چنین عنوان می کنند که مشکل اصلی این است که ایالات  متحده بر سر یک میز با ایران نمی­نشیند و با آن مستقیماًً مذاکره نمی نماید. ما می  گوئیم که ما شروع کننده این بحران با ایران نبوده ایم. ما کشوری نیستیم که تصمیم  گرفته تا به خواست و اجماع جامعه جهانی بی اعتنا باقی بماند. مشکل در عدم وجود  رابطه دیپلماتیک بین ایران و ایالات متحده نمی باشد. مشکل مستقیماً در نوع رفتار  دولت ایران نهفته است. بعضی دیگر نیز می گویند که تصمیمات بسیار سخت و ناکارآمد می  باشد و شورای امنیت را به زیاده گویی متهم می نمایند .

هر کس که از دیپلماسی  چند جانبه سر رشته داشته باشد (خود من به مدت 4 سال در ناتو به تمرین دیپلماسی چند  جانبه مشغول بودم) می داند که اینگونه دیپلماسی به وقت و زمان نیاز دارد و عموماً  ناامید کننده به نظر می رسد. شما باید از میان تعداد زیادی حلقه عبور کنید تا به  مقصود خود برسید. ما از دیپلماسی ناامید نشده ایم. ما هنوز از این امر ناامید  نیستیم که وزن جامعه بین الملل باعث گردد تا ایران در میزان هزینه و سود فعالیت های  خود در حوزه اتمی تجدید نظر نماید. و ما مصمم هستیم تا از ذره ذره انرژی و نیروی  خود در جهت به ثمر نشستن تلاش های دیپلماتیک بهره بگیریم .

اما ایرانیان و  دیگر اعضای شورای امنیت باید به این نکته توجه داشته باشند که ما نمی توانیم در بند  مذاکراتی بی پایان و بی نتیجه در شورای امنیت بمانیم و این کار را نیز انجام  نخواهیم داد. در صورتی که احساس نمائیم که شانسی برای دیپلماسی در چهارچوب شورای  امنیت و دیپلماسی چند جانبه جهت نیل به هدف وجود ندارد، آنگاه ایالات متحده فرصت  خواهد داشت تا با کمک کشورهای هم فکر خود راه و روشی جهت اعمال تحریم های هدفمند بر  علیه ایران، به هزینه و با اتکا به خودمان اعمال کند و ما مصمم هستیم تا هر دوی این  گزینه ها را آماده اجرا نگاه داریم. همانگونه که می بینید ما 14 ماه است که تلاش می   کنیم تا توجه دولت ایران را به این مسئله جلب نمائیم و از دیپلماسی به عنوان یک  ابزار استفاده کنیم و هنوز هم در این زمینه امید خود را از دست نداده  ایم .

من همچنین باید به این نکته اشاره نمایم که ما به عنوان یک کشور، نمی  توانیم یکی از موارد عمده نارضایتی خود از ایران یعنی مسئله تروریسم را فراموش  نمائیم. ما آنچه را که بر سر سفارتخانه و مقر نیروهایمان در سال 1983 و در لبنان  اتفاق افتاد و یا اتفاقی که برای کلنل هیگینز که در سال 1985 در جنوب لبنان مشغول  خدمت در نیروهای سازمان ملل متحد بود، را فراموش نمی کنیم و ما قطعاً آنچه در برج  های خُبر خارج از ظهران اتفاق افتاد را هرگز فراموش نخواهیم کرد. من فکر می کنم در  آن روز دنیس و من با هم بودیم زیرا ما تنها چند ساعت پس از انفجار به همراه جناب  وزیر کریستوفر در منطقه حاضر شدیم و آنچه را که بر سر 30 آمریکایی کشته شده و 300  افسر نظامی زخمی و بستری در بیمارستان آمده بود، دیدیم .

ما می دانیم که  ایران و سرویس اطلاعاتی آن تنها تشکیلاتی در خاورمیانه هستند که گروه های اصلی  تروریستی منطقه مانند حزب الله و جهاد اسلامی در فلسطین را اداره نموده و پشتیبانی  مالی می نمایند و ما مایلیم تا توجه دوستان اروپایی خود را نه تنها به مساله هسته  ای ایران، بلکه به حمایت مستقیم آن از تروریسم که تهدیدی مستقیم برای متحدمان  اسرائیل و همچنین خود آمریکایی ها محسوب می شود، جلب نمائیم .

در نهایت بعضی  می گویند که با وجود چنین دولت رادیکال و دیکتاتوری در تهران، یک شخص، یک کشور و یا  دنیا کار چندانی نمی توانند انجام دهند تا آزادی، دموکراسی و عدالت را در ایران  اشاعه دهند. خوشبختانه رئیس جمهور ما با این امر موافق نیست، وی از کنگره خواسته تا  به نوشتن برنامه ای مبادرت ورزند که بر مبنای آن تمامی اشخاص داخل ایران و تشکیلات  غیر دولتی و افراد خارج از ایران که می خواهند کشورشان آینده ای دموکراتیک داشته  باشد، مورد حمایت قرار گیرند .

ما می خواهیم تا ایرانیان قابلیت بیشتری جهت  سفر و تحصیل به آمریکا را داشته باشند. اکنون تنها 2000 ایرانی در اینجا مشغول به  تحصیل می باشند که این در مقایسه با رقم 200000 دانشجو در سی و پنج سال قبل رقم کمی  محسوب می شود و بدون شک ما در سیاست خود تنها بر اهداف کوتاه و میان مدت تمرکز  نخواهیم نمود. ما همچنین باید دیدی آینده نگرانه به قضایا داشته باشیم و به این  نکته توجه داشته باشیم که ایرانی ها بیست سال دیگر چگونه تصویری از آمریکائیان در  ذهن خود خواهند داشت و یکی از راه های بهبود این تصویر افزایش تماس های اجتماعی از  طریق تبادل دانشجو می باشد. بنابراین شخص رئیس جمهور و خانم رایس از کنگره تقاضای  مبلغ 75 میلیون دلار کرده اند که البته مبلغ زیادی نیست تا بتوان با کمک آن این  برنامه را نوشت و یا بتوان امکان پخش همه روزه و 24 ساعته برنامه های تلویزیونی و  رادیویی به زبان فارسی برای ایران را گسترش داد. زیرا بدیهی است آنهایی که در ایران  به اینترنت دسترسی ندارند به گونه ای عادلانه و متعادل در جریان اتفاقاتی که در  دنیا می افتند قرار نمی گیرند و بنابراین قادر به اظهار نظر درستی نیز نمی  باشند.

آخرین نکته ای که قصد دارم مطرح نمایم این است که اگر شما به سابقه  بیگانگی دو کشور با هم در ربع قرن گذشته توجه نمائید متوجه خواهید شد که ما نسلی از  دیپلمات ها و افسران نظامی را داریم که در ایران خدمت نکرده اند، زبان فارسی را یاد  نگرفته اند و با تاریخ، فرهنگ و سیاست ایران آشنایی چندانی ندارند. هنگامی که خانم  رایس تقریباً یک سال پیش به وزارت امور خارجه آمد، توجه وی روی مسئله ایران معطوف  بود و می پرسید که " خوب،پس این نیروهای من کجایند؟ ابزار دست من در این وزارتخانه  چیست؟ " و کشف شد که تنها دو نفر درآن زمان بطور 24 ساعته بروی مسائل ایران متمرکز  بودند. خانم رایس گفتند که در این زمینه باید کاری صورت پذیرد. و ما اکنون در وزارت  خانه دارای کرسی ایران هستیم که به گونه ای اصولی و متمرکز در زمینه وقایع روی داده  در ایران متمرکز بوده و در تحلیل اتفاقات صورت گرفته در ایران با دقت بالا عمل می  نماید .

ما تصمیم گرفتیم، از آنجا که بنا به دلایل واضح امکان ارسال  فرستادگان دیپلماتیک به تهران وجود ندارد، حداقل کاری که می توان انجام داد، ایجاد   یک تشکیلات دیپلماتیک در داخل کنسولگری مان در شهر دوبی می باشد که ما آنرا  " ایستگاه دوبی " نام گذاری نمودیم. برای آن بخشی از ما که کار خود را با تمرکز بروی  اتحاد جماهیر شوروی سابق شروع کرده بودیم، منبع الهام ما ایستگاه ریگا بود. در خلال  سال های 1919 تا 1933 که ما با اتحاد جماهیر شوروی سابق رابطه دیپلماتیک نداشتیم،  ایستگاهی در ریگا تأسیس شده بود که به منزله پنجره ای به سوی اتحاد جماهیر شوروی  محسوب می شد. ما در سال 1928 یک دیپلمات جوان به نام جورج کنان را به ایستگاه ریگا  فرستادیم، که در آنجا وی زبان روسی و دانسته های خود را نسبت به اتحاد جماهیر شوروی  تکمیل نمود. 

و ما امروز امکان بودن در ایران را نداریم، اما می توانیم  تعداد قابل توجهی را جهت خدمت و تمرکز به ایران، به دبی اعزام نموده و مطمئن باشیم   که از این کانال به آنچه درباره ایران نیاز داریم، دست خواهیم یافت. در عین حال ما  به اطلاع کنگره رسانده ایم که قصد داریم تا تعدادی شغل در کنسولگری ها و سفارتخانه  های کشورهای منطقه بوجود آوریم که کارشان تنها دنبال نمودن وقایع ایران، صحبت با  ایرانیان تبعیدی و افزایش قابلیت ما در درک کشور باشد .

من می خواهم بگویم که  وزارت دفاع در پنج یا شش سال گذشته حتی تلاشهایی بیش از این جهت آموزش افسرانش برای  شناخت هر چه بیشتر این کشور صورت داده است. داو زاخئیم این را بهتر می داند زیرا  خود بخشی از این نیرو محسوب می گردد. وزارت امور خارجه اکنون تلاش می نماید تا خود  را در این زمینه هم پای دیگر تشکیلات دولتی ایالات متحده نموده تا دولت ما بتواند  در تشخیص امور داخلی و سیاست خارجی دولت ایران هوشمندانه تر عمل نماید.

این  مسلماً چالش نسل ما به شمار می آید. ایران کشوری قوی است، اگر شما به سخنرانی های  آقای احمدی نژاد یا علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران توجه نمایید،  خواهید دید که این دولت خود را قوی ترین و تأثیرگذار ترین دولت در منطقه خاورمیانه  به حساب می آورد و مطمئناً تلاش می نماید تا دایره نفوذ خود را در سرتاسر خاورمیانه  گسترش دهد. ما با دوستان خوب خود در منطقه خلیج و همسایگان دوردست تر صحبت نمودیم و  چنین به نظر می رسد که نگرانی زیادی در ارتباط با این گرایش جدید در سیاست خارجی  ایران وجود دارد. و ما مصمم هستیم تا در برابر گسترش نفوذ ایران در منطقه همان گونه   که در ارتباط با جلوگیری از دستیابی آنها به ظرفیت تولید سلاح های هسته ای و  رویارویی با تهدیدات تروریستی آنها بر علیه ایالات متحده جدی می باشیم، مقاومت  نماییم .

من در اینجا سعی نموده ام تا تنها به موارد ساده و عمومی نوع نگرش  ما به چالش ایران اشاره نمایم و به شما این اطمینان را بدهم که ما با جدیت تمام به  روی این مسئله متمرکز می باشیم و امیدوارم که شما به این اطمینان رسیده باشید که ما  برای غلبه بر این تهدید دارای یک استراتژی طرح ریزی شده می باشیم. اما در عین حال  در طول راه به حمایت و درک شما نیازمندیم .

من خدمت حضار عرض می کنم، از آنجا   که تعدادی اسرائیلی سرشناس در جمع حضور دارند، ما در خلال چند ماه اخیر دو مورد بحث  مفصل با دولت اسرائیل داشته ایم که یکی از آنها همین دیروز در محل وزارت امور خارجه  در ارتباط با تمامی جنبه های چالش ایران می باشد و ما خوشحالیم از این که می بینیم  دولت اسرائیل در تمامی موارد مربوط به میزان خطرناک بودن این تهدید با ما هم نظر می  باشد و همگی شما از نحوه واکنش پرزیدنت بوش در ارتباط با دفاع از اسرائیل هنگامی که  احمدی نژاد دو یا سه بار اعلام کرد که اسرائیل باید از نقشه جهان پاک شود مطلع  هستید، این بسیار غیر مترقبه است که در عصر و دورانی که رهبران به زبان سیاست و  دیپلماسی صحبت می نمایند چنین تهدید ناپسند و خشنی را علیه یکی از اعضاء سازمان ملل  متحد و دوست ایالات متحده مطرح می نماید.

ما آنچه را که دولت ایران می گوید   کاملاً جدی می گیریم. ما به آنچه آنها می گویند گوش فرا داده و مطمئناً آن دولت را  مسئول اعمال و حرف هایش می دانیم .­(برگرفته از سایت: پل اطلاعاتی ایران - آمریکا)

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



[تاریخ ارسال: 11 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: فضولباشی]  [  ]  
آقای رحمانی وقتی مردم می بینند همه‌ عالم با این رژیم رابطه و بده و بستان دارند به چه امیدی بپاخیزند؟
فرض محال که محال نیست. اگر رهبران کشورهای اروپایی و آمریکا و همه دنیا جمع شدند و از حزب شما سؤال کردند در راه مبارزه با رژیم از ما چه می ‌خواهید چه جوابی می دهید؟ می گویید شما همچنان روابط اقتصادی و سیاسی خود را با رژیم داشته باشید؟
مبارزات خارج از کشور به چه دلیل صورت می گیرد؟
از آسمان به زمین بیایید و دست از شعار دادن بردارید.
  

[تاریخ ارسال: 11 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
با درود به رفیق رحمانی عزیز به نظرم دور جدیدی از مذاکرات جمهوری اسلامی با آمریکا از زمان سفر خاتمی به امریکا آغاز شده است در واقع جمهوری اسلامی دوسیاست مجزا وموازی هم را با دوشخصییت متفاوت در عرصهء داخلی با اخمدی نژاد ودر عرصهء خارجی با خاتمی بپیش می برد خاتمی در واقع نمایندهءخامنه ای در امریکاست ودر سخنانش کاملاٌ مشهود است که پیام خامنه ای را به بوش رسانده است که ما بسیار خوشحال هستیم که آمریکا در عراق وافغانستان است خاتمی گفت ما با آمریکا منافع استراتژیک مشترک داریم.جهان را دو بخش کرد شرق وغرب وگفت شرق روح است وباید با غرب تکنولوژیک همبسته شود یعنی اتحاد آخوند ونئوکانهای مکتب شیکاگو. سیاست جمهوری اسلامی تماماٌ در جهت تقویت نئوکانهای امریکا بوده است در انتخابات ریاست جمهوری؛ جمهوری اسلامی به تمام نوچه های خود در امریکا دستور داده بود که به بوش راء دهند در جنگ عراق جمهوری اسلامی به امریکا کمک کرده است وپس از سقوط صدام جشن گرفته است درانتخابات دولت عراق ایران شرکت فعال داشته است در افغانستان هم جمهوری اسلامی به امریکا کمک نموده است تمام این کمک ها را خاتمی به آمریکائیان یاد آور شد ملاقات خاویر سولانا با علی لاریجانی به دستور رایس صورت گرفته است (گزارش بی بی سی)به نظرم دور جدیدیست وایران دارد مثل لیبی با آمریکا سازش میکند که به بانک جهانی وصل شود هفته گذشته روزنامه شرق گزارش داد که تمام درآمد از فروش نفت در با نکهای خارجی سپرده شود100در100 آن ومجلس هم تصویب کرد اکر این جوری باشد خطر حملهء نظامی ومحاصره ء اقتصادی از سر مردم ایران بر طرف میشود در واقع ایران از یک خطر نابودی حتمی نجات یافته است وسرنگونی حاکمیت سیاسی ایران به عهدهء طبقهء کارگر ومردم ایران قرار میگیردوایران از یک نابودی حتمی مدنیت نجات یافته است ...   

[تاریخ ارسال: 11 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: رستم آزاد]  [  ]  
با درود به تمامی آزادی خواهان ایران: کاملاً طبیعی است که رژیم ملایان تا زمانی که منافع استعمار را تامین میکند، کنسرسیومهای تازه کشف کردهً شما دست از گاو شیرده ولی فقیه بر نخواهد داشت ؟ ولی چه چه کسانی در تداوم عمر خونریز و آدمکش جمهوری اسلامی با شعارهای منحرف و شقه کننده کمک کرده است ؟. اگر قصد جنابعالی این است که بایستی پشت به جامعهً جهانی کرده و دیوار خود را مانند کرهً شمالی و ادوگاه شوروی سابق به جهان آزاد ببندیم و بر سر خود بزنیم و امپریالیست امپریالیست کنیم، اوه ! این رژیم خود بانی این شعارها بوده وبا آن نیز سر پا مانده و یقیناً تا صد سال دیگرهم خواهد ماند. ولی اگر در این دنیای واقعی تمدنی و یا ممالکی هست که دستشان به دهنشان میرسه، پس ما هم بایستی خود را با شیوهً اداره مملکت آنان (آزادی و دمکراسی) منطبق سازیم . مگر همان کنسرسیومهای مدعی شما در ژاپن و اروپا و آمریکا ... ودیگر کشورهای صنعتی وپیشرفته نیست، پس چه شرایطی باعث شد که آنها بعد از جنگ جهانی خود را اینگونه به جلو انداختند ولی مردم ایران هنوز هم غرق دیکتاتوریهاست.? به نظر من زیرا هنوز نیروهای انقلابی ایران به آن دید و نقاط مشترک و اتحاد، حتی 50 سال پیش اروپا هم نرسیده که با وحدت نظری و عملی خود حول محور آزادی و دمکراسی، یک دیکتاتوری ولی فقیه و رژیمش را به زمین بزند . وانگهی مگر اروپا را همین آمریکا از فاشیسم نازیها نجات نداد ؟ پس چرا وقتی به مردم ایران میرسد ای هوار امپریالست کنسرسیوم ... میکشید ؟ آیا ارتجاع و بنیادگرائی از فاشیست هیتلر و نازیها بی خطرترند ؟؟
از ماست که برماست.» در بیابانها اگر صد سال سرگردان شوم ـ بهتر است اندر وطن محتاج نامردان شوم.
  

[تاریخ ارسال: 11 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: shahram Hoseini]  [ shahram_hoseini62@yahoo.de ]  
به نظر من آقای رحمانی موضع صحیحی برگزدیده اند وسخنان درستی را بیان کرده اند. باید گفت که کسی که فکر میکند که با سناریوی <<فشار خارجی >> و جنبش های داخلی میتواند یک حکومت مردمی را جایگزین دولت ستمگر جمهوری اسلامی نماید بغایت اشتباه میکند چر که سر نخ تمامی سناریو وهدایت آن نه دردست اپوزیسیونی خواهد بود که امید به فشار خارجی دارد بلکه در دست همان کارگردانان اصلی یعنی پنتاگونی های جنگ طلب و لابی های صهیونیستی خواهد بودوشما نمیتوانید از آنها خواهش کنید لطفا سناریوی خود را تا حد فشار مثلا اقتصادی پیش ببرید ! بلکه آنها سناریوی منافع خود را پیش میبرند که علیه منافع مردم زحمتکش ایران است . پس باید گفت کسانی که معتقد به کمک امپریالیستها دارند آگاهانه یا نا آگاهانه درسناریوی آنها بازی میکنند .درحالیکه گفته آقای رحمانی دقیقا یک موضع مردمی است که با قدرت مردم هم در مقابل رِژیم جمهوری اسلامی وهم در مقابل سیاستهای امپریالیستی موضع دارد .بسیج مردمی تنها جواب به جنگ طلبی آمریکا و سران جمهوری اسلامی است   

[تاریخ ارسال: 11 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: مهدی]  [  ]  
آقای رحمانی با تشکر از مقالهء خوب شما. در قسمت نتیجه گیری می گویید که خواستهای برحق خود را باید از طریق مبارزات اجتماعی به رژیم تحمیل کنیم. درست است اما سوال اینست چگونه ؟ از چه طریق ؟ ایکاش در این مقاله بلند به روشهای مبارزه نیز پرداخته بودید. چون همه می دانند که باید بدنبال این تحمیل خواستها بود اما همه در جستجوی چگونگی آن هستند.   

[تاریخ ارسال: 11 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: آسو نهرو]  [  ]  
یک سال تحریم و قطع منابع وهزینه های تامین کنندهً پروژه های اتمی و ماشین سرکوب و اختناق رژیم ملایان، بهتراست از» 28 سال با شعارهای ضد امپریالیستی دور سرملایان گشتن است. در این شرایط بایستی یک نان خورده و یکی در راه خدا داد و دعا کرد که جامعهً جهانی بالاخره به مرحلهً ائی برسد که حاکمان دیکتاتور جمهوری اسلامی را بعنوان تهدید جهانی تحریم و تضعیف کنند تا بتوان همگام با خیزشهای داخل کشور آن را سرنگون کرد. وگرنه با ولی فقیه و شعارهای پیش ساختهً او(ضد امپریالیستی، ضد استکباری وشیطان سازی...) چارهً درد و رنج و مشگلات ایران هرگز حل نخواهد گشت.متاسفانه بعضی از ازآقایان نمی توانند از مواضع و شعارهای انحرافی خود دست بردارند زیرا بطور مستقیم و یا غیر مستقیم در تداوم حیات ملایان جنایتکار و تضعیف جبههً آزادی و دمکراسی خواهان، در 28 سال گذشته سهم داشته اند. ایجاد انحراف و تضعیف جبههً آزادیخواهان سرنگونی طلب در وحلهً نخست، نه از آمریکا و نه از اروپا بل از نیروهای به اصطلاح ضد امپریالیستی داخل کشور تولید شده و با بهم زدن تعادل نیروهای سرنگونی طلب داخل در مقابل ولی فقیه، به چپاول گران استعماری فرصت و عمر نظام ولی فقیه را تداوم بخشیده است.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.