شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۳ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

پیش گفتار به انقلاب پرولتری و کائوتسکی مرتد - کائوتسکیزم در تقابل با رادیکالیزم

مازیار رازی

در ایران عقاید کائوتسکیستی توسط اصلاح طلبان به عنوان عقاید «نوین» در مقابل اقتدارگرایی دولت سرمایه داری؛ در سال های پیش اشاعه یافته است. این عقاید در وضعیتی که نظریات رادیکال مارکسیستی مورد تحریف و سانسور قرار گرفته است؛ نفوذ بسیاری در میان جوانان داشته است. نوشته لنین در مورد انحرافات کائوتسکی مورد سرزنش قرار گرفته است.

اکنون با آغاز گسست از اصلاح طلبی در میان جوانان رادیکال، زمان بررسی و بازنگری جزوه ی ارزنده ی لنین در مورد کائوتسکی فرا رسیده است. برای شناخت عقاید رفرمیستی در درون جنبش کارگری می باید تاریخچه ی این دوران را مورد مرور قرار داد.

در نيمه دوم قرن نوزدهم، جامعه ی آلمان با تغييرات اقتصادی عمده ای مواجه شد. آلمان از يک کشور نسبتاً عقب افتاده و کشاورزی به يکی از مهم ترين قدرت های صنعتی جهان سرمايه داری تبديل شد. جمعيت آلمان از 35 ميليون نفر در           سال 1849 به 65 ميليون در سال 1910 رسيد. توليدات زغال سنگ، فلزات،  کشتی سازی، صنايع سنگين و بانک ها در قياس با ساير کشورهای اروپائی رشد قابل ملاحظه ای کردند. طبقه ی کارگر صنعتی، نيز، در نتيجه، مبارزات متشکل تری عليه نظام سرمايه داری سازمان داد. در چنين وضعيتی، حزب سوسيال دمکرات آلمان(SPD) پا به عرصه حيات گذاشت. اين حزب در اواخر قرن 19 به يکی از پرنفوذترين حزب های کارگری اروپا تبديل شد. برای نمونه، در سال 1914 اعضای حزب به بيش از 1 ميليون نفر رسيد و سنديکاهای کارگری طرف داران آن بيش از5/2 ميليون عضو داشتند. کارل کائوتسکی يکی از بنيادگذاران اصلی اين حزب بود.

کائوتسکی در سال 1891 برنامه ی نوين حزب سوسيال دمکرات در کنگره ارفورت را نگاشت و ارائه داد. اين برنامه جايگزين برنامه گتا شد، برنامه ای که در کنفرانس 1875 پذيرفته شده بود. در اين کنفرانس که پايه ی سوسيال دمکراسی آلمان بنا نهاده شد، طرف داران کارل مارکس و فرديناند لاسال برای ايجاد "حزب کار سوسياليست متحد آلمان"، اتحاد کردند. بين سال های 1878 تا 1890 (بين دو کنفرانس)، سرکوب جنبش کارگری توسط قانون "ضد سوسياليستی" بيسمارک، خود کمک به پيدايش چنين جنبشی کرد. اما از ابتدا در درون اين جنبش دو گرايش فکری پديد آمد: تجديدنظر طلبی (در مارکسيزم) و "مارکسيزم ارتدکس". اولی به رهبری ادوارد برنشتاين و دومی به رهبری کارل کائوتسکی شکل گرفتند. تجديدنظرطلبان بر اين اعتقاد بودند که نظام سرمايه داری، بر خلاف نظريات مارکس، به تدريج در حال غلبه بر تضادهای خود است. در نتيجه سوسيال دمکراسی آلمان بايد مبادرت به اصلاحات اجتماعی و نه سرنگونی آن نظام کند.

البته حزب سوسيال دمکرات آلمان از ابتدا آغشته به نظريات روشن فکرانی نظير لاسال و دورينگ بود- نظرياتی که مارکسيزم را مورد سؤال قرار می دادند. در اين حزب کائوتسکی از طرفداران مارکسيزم ارتدکس بود و از اعتبار سياسی بسياری نيز برخوردار بود. او سردبير نشريه تئوريک حزب، "زمان نو" و هم چنين نويسنده ی کتاب معتبری تحت عنوان "دکترين کارل مارکس" (خلاصه ای از جلد اول سرمايه) بود- اين کتاب نهايتاً به 18 زبان مختلف ترجمه شد. اما حتی در اين مرحله، مارکسيزم ارتُدکس، حداقل يک تفسير متفاوت و اساسی با مارکسيزم دوره ی خود مارکس داشت. اين گرايش مفهوم انقلاب اجتماعی (حل تضاد رشد نيروهای مولده و مناسبات توليدی) در نظريات مارکس، را تغيير داده و با اعتقاداتی نظير اين که تکامل بشريت از طريق "صلح بين المللی" و پيشرفت های اقتصادی -اجتماعی ايجاد      می شود، جايگزين کرد. (البته خود کائوتسکی قبل از پيوستن به مارکسيزم، يکی    از طرف داران نظريات داروين بوده و تکامل فکری او در فلسفه مديون کتاب    "آنتی دورينگ" انگلس بود). گرچه اين نکته در اين جا بايستی تأکيد شود که کائوتسکی جوان، تحت تأثير نظريه کارل مارکس در مورد ديکتاتوری پرولتاريا، در سال 1881 بر اين اعتقاد بود که:

"نخستين گام انقلاب آتی، انقلابی که هدفش الغاء اختلاف های طبقاتی است. از ميان برداشتن دولت بورژوايی است". دومين قدم، "استقرار دولتی نوين به جای آن است... (پس از پيروزی بر بورژوازی و استقرار دولت کارگری) پرولتاريا، به مثابه هيئت حاکم، به حکومتی نياز دارد که با هر وسيله ای که در اختيار دارد حکومت شوندگان (طبقه بورژوا) را تحت کنترل قرار دهد. همه اين مطالب شايد غيردمکراتيک به نظر آيد، اما ضرورت، اين روش را به ما تحميل خواهد کرد."

اما، چند سال، بعد مواضع وی در مورد روش اعمال قدرت تغيير کيفی کرد.

البته کنگره اُرفورت نقطه عطفی بود در تحولات درونی حزب سوسيال دمکرات آلمان، با کنار رفتن قانون "ضدسوسياليستی" بيسمارک و فراهم آمدن زندگی عادی سياسی، حزب برنامه ی پر ايراد و انحرافی گوتا (که مارکس در زمان حيات خود شديداً آن را مورد نقد قرار داده بود) را رها کرد. حزب سوسيال دمکرات آلمان از طريق توافق با برنامه ارفورت در واقع ظاهراً به مارکسيزم روی آورد. بخصوص اين که اين برنامه همراه با تفسير آن (کتاب "مبارزه طبقاتی") توسط "پاپ مارکسيزم" (کائوتسکی)، غسل تعميد داده شده بود! برنامه اُرفورت در واقع منعکس کننده ی عقايد مارکسيزم ارتدکس بود، به اين مفهوم که برخی از نظريات مارکس را با خود حمل می کرد. برای نمونه فصل نخست آن، استوار بر فشرده ای از عقايد مارکس در "مانيفست کمونيست" بود:

"... تکامل اقتصادی جامعه بورژوائی ضرورتاً به نابودی اين شکل توليد راه     می برد، کارگر را از ابزارش جدا و به پرولتری بدون دارايی تبديل می کند. ابزار توليد بيشتر و بيشتر به انحصار معدودی سرمايه دار و زمين دار در می آيد... و مالکيت خصوصی به ابزار توليد با کاربرد مؤثر و تکامل همه جانبه آن در تضادی آشتی ناپذير قرار گرفته است..."

در نتيجه برنامه، شکل مبارزه ی طبقاتی را نيز تعيين می کند:

"مبارزه طبقه ی کارگر عليه استثمار سرمايه داری ضرورتاً يک مبارزه سياسی است. طبقه ی کارگر نمی تواند سازمان اقتصادی خود را توسعه دهد و بدون حقوق سياسی مبارزه اقتصادی خود را پيش ببرد. اين طبقه نمی تواند انتقال ابزار توليد به کل جامعه را بدون اين که ابتدا قدرت سياسی را به کف آورد به انجام رساند. هدف حزب سوسياليست اين است که به اين مبارزه کارگران وحدت و آگاهی ببخشد تا تنها هدف سُتُرگ خود را مد نظر داشته باشد".

تا اين جا، نکات برنامه ای بر اساس نظريات مارکس بنا نهاده شده است. زيرا که مارکس مکراً در نوشته های خود تأکيد کرده است که:

"مبارزه ی طبقه (کارگر) عليه طبقه (بورژوا) يک مبارزه سياسی است" و "مسئله تسخير قدرت، بنابر اين، به يکی از وظايف عمده ی طبقه کارگر تبديل شده است"

اما سؤال اين است که محتوای اين "مبارزه سياسی" چگونه بايد باشد؟ به اعتقاد مارکس "مبارزه سياسی"، در وهله ی نخست و قبل از هر چيز ديگر، شکستن و نابودی کامل دولت بورژوايی و استقرار ديکتاتوری انقلابی پرولتاريا، بود- استقرار دولتی مانند کمون پاريس، اما، "مبارزه سياسی" به زعم کائوتسکی و حزب سوسيال دمکرات آلمان، به طور اخص، به مفهوم مبارزه پارلمانی بود. برای درک اين موضع به بخش هايی از نوشته کائوتسکی اشاره می کنيم:

"... طبقه ی کارگر نيز همانند ديگر طبقات می بايستی تلاش کند بر مقامات دولتی اثر بگذارد و آن ها را به اهداف خود متمايل نمايد.

سرمايه داران بزرگ می توانند مستقيماً بر حاکمين و قانون گذاران اثر بگذارند ولی کارگران اين کار را تنها از طريق فعاليت پارلمانی می توانند انجام دهند... بدين ترتيب طبقه ی کارگر از طريق انتخابات نماينده برای پارلمان می تواند بر مقامات دولتی اثر بگذارد...

بنابر اين پرولتاريا هيچ دليلی ندارد که به فعاليت پارلمانی بی اعتنا باشد، بلکه دلايل کافی در دست دارد تا همه انرژی خود را برای افزايش قدرت پارلمان در رابطه با ديگر حوزه های دولتی به کار گيرد و آن جا که می تواند نمايندگان خود را در پارلمان افزايش دهد ."

از نوشته کائوتسکی به خوبی پيداست که حتی در مراحل اوليه فعاليت سياسی، "مارکسيزم" او با عقايد خود مارکس تفاوت های عميقی داشت. حتی در اين     مرحله که هنوز کائوتسکی به عنوان "پاپ مارکسيزم" شناخته شده بود و توسط بلشويک ها از جمله لنين تأييد می شد، مواضعی رفرميستی داشت. در واقع برنامه ی اُرفورت، حزب سوسيال دمکرات آلمان را متعهد به کسب قدرت سياسی کرد، اما هرگز راه و روش تسخير قدرت را نشان نداد. در سال 1891 بِبِل، يکی از رهبران رفرميست حزب، چنين استدلال کرد که:

"جامعه بورژوائی خود با چنان شدتی به سوی انحطاط می رود که صرفاً کافی است در انتظار بمانيم   تا خودش متلاشی شود و ما قدرت را به چنگ آوريم".

کائوتسکی نيز در ادامه همين استدلال اعلام کرد که حزب سوسيال دمکرات آلمان:

"يک حزب انقلابی است، اما حزبی برای ساختن انقلاب نيست".

انقلاب اکتبر 1917 در روسیه خلاف این عقاید را نشان داد.  دستآوردهای انقلاب اکتبر 1917 در سطح جهانی برای دوره طولانی این عقاید انحرافی را در زیر خاک دفن کرد. اما با فروپاشی شوروی در سطح بین المللی بسیاری از استالینیست های سابق و رفرمیست های نوین دست به دست هم داده و این تفکرات مماشت جو با نظام سرمایه داری را از زیر خاک بیرون کشیدند. برخوردهای اصلاح طلبان در ایران همراه با رفرمیست های اپوزیسیون در سال های پیش جدا از این پدیده نوین در عرصه بین المللی نبوده است.

 هدف گرایشات رادیکال جنبش کارگری باید دفن مجدد این عقاید باشد. این ها تفکرات و نظریاتی هستند که تنها  منجر به تقویت نفوذ سرمایه داری و استثمار بیشتر کارگران در پهنه بین المللی شده و رادیکالیزم در میان جوانان را مسدود     می کنند.

مهر 1385

 

منبع: منتخب آثار لنين صفحه 628

بازنويس: اکبر سعيدی

آدرس انترنتی کتابخانه: http://www.javaan.net/nashr.htm

آدرس پستی: BM IWSN, London WC1N 3XX, UK 

ايمل: yasharazarri@yahoo.com

مسئول نشر کارگری سوسياليستی: ياشار آذری

تاريخ بازنويسی:1385

منبع: http://javaan.blogfa.com/




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
مازیار رازی:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.