شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷ - ۱۵ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

يک گام کيفي براي مريم رجوي و يارانش
نگاه علي ناظر

علی ناظر

سفر مريم رجوي به نروژ [1] از چندين لحاظ قابل تأمل است.
* اين سفر چند روز پس از سفر وي به بلژيک است؛

* اين سفر از طريق مرز هوايي است؛

* رژيم از چندي پيش از اين سفر مطلع بوده [2] و تمام سعي خود را براي برهم زدن سفر به کار برده است؛

* اين سفر در زماني است که هيات ديپلماتيکي از فرانسه به ايران سفر و موضعگيري هاي رژيم پسندانه کرده است [3

* اين سفر زماني اتفاق مي افتد که رژيم و آمريکا مشغول ترقه بازي و ملاقات هاي خصوصي هستند [4

بي شک موضعگيري هاي رژيم، هيات ديپلماتيک فرانسه و حتي اهداي جايزه لژيون به شرين عبادي [5]  بيانگر اين واقعيت است که مجاهدين در بازسازي موقعيت خود موفق بوده اند. طولي نخواهد کشيد که خبر حذف نام مجاهدين از ليست تروريستي گزارش شود.

علي ناظر – 16 آبان 1385

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 10 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: كاربر ديدگاه]  [  ]  
مردم برگ چغندر بيني در بعضي از اظهار نظرها همچنان خود را نشان مي دهد. اگر فرض كنيم كه طرحي كه حجاريان ريخت و در عمل موفق شد و خاتمي برنده انتخابات شد اما تحليل مسعود رجوي درست در نيامد، دليلش اين بود كه «تحليل مشخص» حجاريان «از شرايط مشخص» درست بود و تاكتيك و تبليغات درستي هم در دور اول انتخابات خاتمي پيش گرفتند. شعارهاشان اگر چه پوشالي بود و در عمل چندان نه واقعا خواهانش بودند و نه توانش عملي كردنش را داشتند، شعاري مثل شعار ايران رجوي – رجوي ايران نبود كه مردم ايران در آن تحقير شده باشند و جايي در آن نداشته باشند. آنها از اول بر مطالبات مردم، مطالباتي كه خودشان هم يك دهه در پايمال كردن آن شريك بودند پافشاري كردند و مساله جامعه مدني را- كه بعد ناچار زير فشار جناح مقابل تفسير مدينة النبي از آن ارائه دادند، و جامعه مدني ديني گفتند- مطرح كردند. نگفتند كه مي خواهند يك مهر تابان آزادي بر فراز تاريخ و بالاي سر مردم بگذارند. بعد هم شعار ايران براي همه ايرانيان را مطرح كردند. حجاريان اگر گفته خاتمي و اصلاح طلبان اگر نبودند يك عده ممكن بود به جنگ چريكي روي بياورند شايد خواسته كمي گرانفروشي بكند در مورد جناحي كه به آن تعلق دارد، اما صادق زيبا كلام اگر گفته به جاي خاتمي اگر تير چراغ برق هم بود مردم راي مي دادند او هم نوعي مبالغه كرده. بله ممكن بود در آن شرايط به رقيب ناطق نوري هركس كه بود، بيشتر از او راي بدهند ولي مثلا اگر احمد توكلي در برابر ناطق نوري بود، با همان اختلاف برنده انتخابات مي شد؟ از اين گذشته خاتمي تغيير بسيار چشمگيري به نفع رژيم در روابط خارجيش بوجود آورد كه بعد از جنايت رستوران ميكنوش بشدت منزوي شده بود و اين كار از كسي مثل توكلي بر نمي آمد. از اين گذشته چرا ارزيابيهاي جناح رقيب رژيم و خيلي از تحليل گران اپوزيسيون در دور دوم رياست جمهوري خاتمي درست در نيامد كه 8 كانديدا در برابر خاتمي از سوي جناح مقابل وارد ميدان شده بود و آن ده ميليون كاهش آرا كه جناح رقيب براي خاتمي پيش بيني مي كرد و اميدوار به دور دوم كشيده شدن انتخابات بود، درست از آب در نيامد؟ براي اين كه مردم نفع خود را در اين مي ديدند كه با راي دادن به خاتمي دست جناح بشدت متحجر رقيب را از قدرت كوتاه كنند. در انتخابات اخير نزديك به يك سوم راي دهندگان شركت نكردند، ماجراي «حزب پادگاني» هم پولهاي كلان خرج شده هم براي انتخابات بود. به علاوه تبليغات تلويزيوني كانديداي اصلاح طلبان هيچ خوب نبود. حجاريان كه در اثر آسيب ترور ناموفقش دچار لكنت زبان شده بود با او مصاحبه مي كرد و در صحنه پايان مصاحبه هم كانديداي رياست جمهوري صحنه را ترك كرد و حجاريان در تاريكي ماند. آوردن حجاريان معلول به صحنه تبليغات تلويزيوني براي برانگيختن احساسات بينندگان در اثر ديدن يك «شهيد زنده اصلاحات» تاثير مثبتي براي معين نداشت. از اينها بگذريم در ماجراي انتخابات سال 76 اگر خيليها در پيش بيني نتيجه اشتباه كردند، آنهايي كه اندكي واقع بين تر بودند تلاش كردند، در پي يافتن دليل اشتباه خود باشند، از جمله مي شود اطلاعيه سازمان چريكهاي فدايي خلق عضو شورا را با اطلاعيه مسئول شوراي ملي مقاومت مقايسه كرد(در همان نشريه شماره 141 ايران زمين درج شده است). مساله اين است كه مسعود رجوي در تمام تحيليهايش پيشاپيش اقدامات خود و نقش «مهرتابان آزادي» را تعيين كننده در امور قرار مي دهد (البته بايد گفت مي داد) و شاگردان و دستايارنش هم همين كار را مي كنند، و بعد بر اين مبنا به ا رزيابي از« شرايط مشخص» مي نشينند و نتيجه دلخواه را مي گريند و مثلا بازگشت مريم رجوي به عراق بعد از مدت دو ساله اقامتش در اروپا، مي شد آ‎غاز دوره راهگشايي براي ارتش آزاديبخش و همينطور دورها و مراحل ديگر كه همه غلط از آب در آمدند. حرف آخر آن كه اگر اين بنده و تير آوران و تير اندازان و تاريخسازان و نور افشانان همه با هم و يكجا به ديار باقي برويم، باز هم آفتاب از شرق طلوع و در غرب غروب خواهد كرد بازهم مبارزه مردم ايران براي دموكراسي و آزادي ادامه خواهد يافت و بازهم ديكتاتور و سركوبگران توسط مردم ايران جارو خواهند شد. ديرو زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.   

[تاریخ ارسال: 08 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: Mohamad]  [ sa_soo_1332@yahoo.dk ]  
رژبم وهر كس ديگر تحت هر نامي ميتوانند از رور عصبانيت سرشانرا به كوه البرز بكوبند ولي ابن را بايد به چشم خود ببيند كه دورانشان سپري شده و مردم و جانبازترين پيشروان آنها دمار از روزگارشان در خواهند آورد و استقبال فوق هم دقيقا به همين دليل است چون غرب بسيار بيشتر از هر كسي به دليل شامه قوي غارتگري وضع رژيم را درك ميكند و ميداند ادامه بقا ميسر نيست و مجاهدين كه خود اميد را د دل مردم نگاه داشته اند و رژيم را به اينجا رسانده اند حق همين است كه آخرين كمك ها را از پشت آن بيرون بكشند .بد از اين چند كلام ميدانم دوباره كساني سرشان را به سنگ ميكوبند هدف هم همين است تا خونريزي مغزي بگيرند موفق باشيد :)   

[تاریخ ارسال: 08 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: رامین]  [  ]  
با سلام
جناب ناظر این قدر زود غریو شادی برنیاورید ومجاهدین راحلوا حلوا نکنید. باید دانست که مجاهدین در عراق غرق در بحران میباشند ووضعیت وسرنوشت خود را با بازی در شکافها بین دوجنایتکار یعنی رزیم جمهوری اسلامی وامپریالیستها گره زدند. مجاهدین امروز تنها به عنوان اهرم از آنها استفاده میشود . همین آقائی که امروز از مجاهدین حمایت میکند به نام کارل هاگن همان کسی است که مجاهدین را تا چندی پیش تروریست مینامید . مجاهدین سالهاست که اینبازی های جنجالی را انجام میدهند و این بازیهای جنجالی هیچ نقش خاصی در سرنگونی رژیم بازی نکرده است ونمیکند. تنها این بازوان قدرتمند مردم ایران است که باید بر آن تکیه کرد . البته میتوان باز گفت که نباید به امر دیپلماتیک کم اهمیت داد . ولی این را باید دانست که این بازیها را مجاهدین برای اولین بارنیست که راه انداخته اند وخواسته اند از موقعیت برای خود استفاده کنند. واینکه گفته اید که اسم مجاهدین از لیست خارج شود . بازهم تاثیری در مبارزات مردم نخواهد داشت چرا که سالها مجاهدین اسمشان در لیست نبود واز طرف غرب و صدام حسین هم حمایت میشدند و در بحران امروزی هم نبودند ولی چیزی سرنگون نشد. این نشان میدهد که عامل اصلی سرنگونی جنبش مردمی ایران درداخل کشور است که مجاهدین و دیگر نیروها متاسفانه تاثیر خاصی برروی آن ندارند. این بازی برای هر سه طرف بازی کننده جالب است.برای مجاهدین که به خود و اطرافیانشان روحیه بدهند . برای اروپائیان برای اینکه به رزیم فشار بیاورندوبرای رژیم که به اروپائیان فشار بیاورد که شما که میگوئید مبارزه با تروریست پس چرا با تروریستها مماشات میکنیدوبعد هم اپوزیسیون را تنها شامل مجاهدین بداند وبه مردم ایران معرفی کند که آنها قبلا با صدام بوده اند وامروز هم باجنگ طلبان !
پس حسابهایی که شما باز میکنید مجاهدین بارها هر بار باز کرده اند . سالها پیش با کلینتون ، چندی با بوش و امروز هم با اروپا ! یک موقعیت ساده استفاده کوچک برای سه شرکت کننده در این تاتر است. مجاهدین از این باصطلاح " پیروزیهای بزرگ "زیاد جشن گرفته اند .خوب برای روحیه گرفتن خوب است ! ولی برای سرنگونی همچنانکه در گذشته نشان داده است هیچ تاثیری ندارد.
  

[تاریخ ارسال: 08 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: Raha]  [  ]  
آقای کاربر دیدگاه به نظرم آنچنانچه شما فرموده اید » مردم ايران و به ويژه مردم پايتخت و كارگران و زحمتكشان ايران با اعتصابات و اتحاد خويش هستند و نه ارتش تمام افسري جناب مسعود و خانم رجوي و براي به حركت در آوردن مردم...» مجاهدین هیچ گاه عنصر وفاکت تعیین کننده انقلابی در داخل را حذف و یا از یاد نبرده است و به همین دلیل بود که آقای رجوی نیز در نامه ائی به گرهارد شرودر(صدر اعظم سابق آلمان) بعد از حملهً پلیس آلمان به خانه های پناهندگان نوشته بود که، سرنوشت رژیم و مردم ایران نه در برلین و یا لندن ... بلکه در تهران و توسط خلق قهرمان ایران تعیین تکلیف خواهد شد و لیکن شعارهای انحرفی و ضد امپریالیستی شما با عکسل العمل های هیستریک با مجاهدین مجال تعقل و تامل را از جنابعالی سلب نموده و حتی نمی توانید تصور کنید که کفهً فعالیتها و همایتهای سیاسی خارجی و افشای رژیم، خود مانع اصلی مماشات استعمار با رژیم است و یا حداقل آن را رسوا می کند و در نتیجه تعادل سیاسی را به نفع مردم و مقاومت ایران می چرخاند، اگر رژیم ملایان وابستگی های اقتصادی و سیاسی (مماشات) با خارج را نداشت، باور کنید به قول شما رژیم ملایان توسط مردم و مقاومتش با افسران رجوی تا حال نه یک بار بلکه 10 بار سرنگون شده بود ولی افسوس که چنین نیست زیرا کسانی که نمی توانند خود را با شرایط سیاسی جهان (آزادی ودمکراسی) منطبق سازند، چوب لای چرخ گذاشته و از این طعنه و تهمتهای شما به مجاهدین بیشتر دارند. ترسم از ترکان تیر انداز نیست/ طعنهً تیرآورانم میکشد.   

[تاریخ ارسال: 08 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: رحیم یوسف پور]  [ yoosef.rahim@gmail.com ]  
نمی دانم چرا هر وقت در این 25سال کار نظام اسلامی گره خورده و بحران درونی و حتی بیرونی آن اوج گرفته به یک باره مجاهدین از راه رسیده و با عملکردهای عجیب خود گره از کار حاکمیت گشوده اند.مجاهدین خلق نه تنهاعاملی بینظیر در اتحاد جناحهای متخاصم حکومت هستند بلکه بدلین بینش عمیقا مذهبی و سابقه ی نه چندان درخشانی که در نزد مردم ایران دارند مطرح شدن نامشان مردم را از هر چه انقلاب و قیام است بیزار میکند.باید قبول کرد که عملکردها و تحلیلهای سراسر اشتباه مجاهدین در دو دهه ی گذشته همراه با تبلیغات بیرحمانه و البته موثر حکومت از مجاهدین خلق هیولایی مهیب ساخته که هرگز مورد اعتماد و حمایت مردم ایران بخصوص روشنفکران, دانشگاهیان و کارگران قرار نخواهند گرفت.تنها راه نجات این سازمان کناره گیری آقای رجوی و خانم مریم از مرکزیت سازمان,انتقاد صادقانه و علنی از اشتباهات فاحش گذشته و پذیرش کامل سکولاریسم در حوزه ی حکومت است.تصویر پیامبرگونه ای که از آقای رجوی ساخته شده وشباهت تام به ولایت فقیه (البته بدون عمامه)دارد باید برای همیشه از اذهان مردم پاک شود.دورانی که سازمان مجاهدین خلق در رده ی دموکراتهای انقلامی قرار میگرفت سالهاست سپری شده و مدتهاست که در نظر دگراندیشان داخلی, مجاهدین خلق سازمانی مذهبی-میلیتاریستی است.تصویری چنین موهن را چگونه میتوان از حافظه ی تاریخی مردم زدود؟آیا وقت آن نرسیده که رهبری مادام العمر سازمان به یک مرخصی طولانی برود و جای خود را به نیروهای تازه نفس بدهد؟   

[تاریخ ارسال: 07 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: ناصر ابادانی]  [  ]  
هر حرکت رو به جلویی که توسط مقاومت انجام می شود در ذات خود جنبش سرنگونی طلب ایران را به سمت سرنگونی رژیم پلید اخوندی سوق میدهد. شرایطی که امروز رژیم از نظر بین الملی وداخلی گرفتار ان شده است حاصل تلاش های این مقاومت در تمامی جبهه هاست .و رفتاری که در مقابل از سوی رژیم به عمل می اید موئید این مدعاست . کافی است به تحرکات رژیم و سوز گدازهایی که درهمین کشور های اروپایی میکند دقت کنید . هراس رژم از جیست؟ اگر کسانی دوست دارند، جهان وتحولات در ان را ساکن وایستا ببند به خودشان مربوط است . ولی جنگ تمام عیاریکه بین این مقاومت ورژیم در جریان است . بالطبع تکها و پا تکها ی خود را دارد.این تحلیل تنها مجاهدین نبود که میگفتند ناطق نوری از صندوق بیرون می اید. فکر می کنم اگر به انتخاب احمدی نژاد نگاه کنید متوجه میشوید که رژیم در فکر چه نقشهایی بوده است . و این جریان یک پایهگی از چه زمانی در طرحهای ملایان بوده است ..اگر حرفهای حجاریان و زیبا کلام را به هم بچسبانید متوجه میشویدچرا به زعم شما، تحلیل نه تنها مجاهدین، که اکثریت مردم ایران اشتباه از کار درامد .چون به قول حجاریان فاز چریکی در دستور کار بود. و در یک طرح اطلاعاتی امنیتی که توسط امثال حجاریانها ریخته شده بود قرار شد حتی اگر شده مردم به یک تیر جراق رای هم رای دهند بهتر است تا ناطق از صندق بیرون بیاید .دوست من یادت باشد . تحلیل مشخص از شرایط مشخص. پیش به سوی سرنگونی رژیم پلید اخوندی .   

[تاریخ ارسال: 07 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
دوست عزیز علی آقا اروپا میلیارد ها دلار از ملاها میخورد چطور چنین امیدی را در ذهن خود می پرورانی ؟اروپا به مراتب از امریکا محافظه کار تراست ودر سرکوب دموکراسی در ایران با رژیم ایران همکاری میکند اصولاٌ نیروهای انقلابی باید این فاکت تاریخی را در ذهن خودشان حک کنند که امپریالیسم با دو گروه در ایران دشمنی دارد یکی چپ مارکسیست است .دوم نیروهای ملی؛ مجاهدین جزء نیروهای ملی اند وبا آمدن آنها سیاستهای سودجویانهء امپریالیستی در ایران با مانع بزرگی روبه رو خواهد شد امپریالیسم یک قرن این در س را گرفته است که با نیروهای ملی نمیتواند سیاستهای غارتگرانهء خودرا تحقق دهد این امیدواری شما دوست عزیز مرا نگران کرده است با خود فکر میکنم که:نکند مجاهدین تغییر ماهیت داده اند واهداف ملی را دنبال نمیکنند البته سیاستهای راست مجاهدین در دو دههء اخیر توجیه کنند ه ء این سیاست میتواند باشد ولی امپریالیسم تاریخاٌ مجاهدین را جزء نیروهای ملی خواهد فهمید با دیپلوماسی کار درست نمیشود ملت ایران یک قرن است که دارد ازمجاهدین وچپ قربانی می گیرد وروز به روز به قهقراء می رود در فرهنگ ایران دو جذام است که مانع رهائی جامعه است این دو جذام نزدیک به بیست میلیون هوادار در ایران دارد یعنی مجموعهء بیسوادان وکم سوادان ومردم عامی از این دو جذام دفاع میکنند یکی جذام سلطنت است دوم جذام روحانیت لیبرالیسم بر خاسته از جامعه آغشته به این دو جذام است یا مثل مصدق سلطنت طلب است واز آزادی گریزان یا مثل بازرگان است که یک آخوند کراواتی بود مجاهدین جزء دموکراتهای انقلابی تاریخ سرزمین مارا تشکیل میدهند با تمام راست زدنهایش امپریالیسم خون مجاهد ی مثل میرزا کوچک خان را مثل شراب می نوشد مگر مجاهدین کنونی وارث تاریخ مجاهدین مشروطیت نیستند؟اگر مجاهدین خودشان را به بیراهه زدند امپریالیسم که آگا ه هست به نظرم این سفر ها بازی بارژیم ملا هاست که آمپریالیسم در سیاست خارجی خود در می آورد بحث امتیاز است که از ملا بگیرد مجاهدین سند انقلابی بودن خود را باید از مردم جهان واللخصوص مردم ایران بگیرند چه نیازی به چهار تا کلاش امپریالیست دارند دیپلوماسی استراتژیک نیست ؛تاکتیک است آنهم با تکیه به نیروی لایزال توده ها ببین در نیکاراگوا چه خبر است واورتگا چه جوری امپریالیسم را به چالش می گیرد البته نی کارا گوا این دوجذام را ندارد ولی رادیکال ایستاده است مجاهدین چرا درس نمی گیرند ؟؟ چرا استالینیسم درسیاست ودر تشکیلات را شیوهءرهائی در ایران میدانند ؟اینها همه سیاستهای سوخته است وره به ناکجا آباد است انسان عارف وموحد در عرفان ایرانی نمیتواند بر دو مالکیت تکیه کند هم از مالکیت سرمایه دفاع کند وهم عارف باشد وفرهنگ خدامالکی را ترویج کند اینها متناقضند مجاهدین باید برگردند به نظرات تاریخی خود درسالهای 50 که کیلومترها از آن دور شدندوراه را برای نیروهای مارکسیست در درون خود باز کنند وپوزیسیون چپ بگیرند ورهائی را در بلند مدت به جویند حالا حا لا این دو جذام در جامعه است ومثل جغدی نیروهای انقلابی را شکار میکند مجاهدین باید وحدت نیروهای انقلابی را به جوید نه به دیپلوماسی امپریالیستی چشم به دوزند ...   

[تاریخ ارسال: 07 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: كاربر ديدگاه]  [  ]  
اين گام كيفي كه شما فرموده ايد، اگر تا بالاترين مرحله يي كه مي شود از طرف دولتهايي اروپايي انتظارش را داشت پيش برود، تازه مي شود وضعيت قبل از مه سال2002 كه سازمان مجاهدين در ليست تروريستي قرار گرفت. البته جاي بسيار خرسندي است كه اندكي از آن فشارهاي ظالمانه يي كه دولت راستگراي فرانسه عليه مجاهدين پيش گرفت كاهش يافته است و اميد است كه اين فشارها به كلي برداشته شود. اما اشكال نتيجه گيري هاي مبالغه آميز و شتابزده در اين است كه ممكن است تحليگر را از واقع نگري دور كند و در ضمن عدم انطباق تحليلهاي مبالغه آميز با واقعيتهايي كه رويدادها محك آن هستند و شتاب حوادث در شرايطي كه در آن قرار داريم زمان آزمونها را خيلي كوتاه مي كند، سبب سرخوردگي و و بي اعتمادي لااقل بخشي از مخاطبان اين قبيل تحليها ممكن است بشود. تحليهاي «حس ششم»ي يا تحليهايي كه در جهت حتميت يافتن روياها به تحرير در مي آيد، به راستي تاثيري بر گردش حوادث ندارد. بيش ده سال پيش بود كه خانم رجوي به نروژ و به لندن سفر كرد و تجمع بزرگي تحت عنوان زنان صداي سركوب شدگان در آنجا برگزار شد. آن سفرها و موقعيت آن روز چه تاثير در وضع مجاهدين در داخل كشور داشت؟ رهبري مجاهدين چنان دور از واقعيهاي داخل ايران بود كه با قاطعيت در برابر دوربينهاي تلويزيوني اعلام كرده بود كه ناطق نوري از صندوق بيرون خواهد آمد، اما وقتي نتيجه به نحو دور از انتظاري و 3 بر 1 به نفع رقيب ناطق نوري تمام شد، شروع به آسمان ريسمان بافتن كرد كه بله وضع رژيم خيلي خرابتر از آن بوده كه ما فكر مي كرديم( نگاه كنيد به اطلاعيه مسئول شورا در مورد نتيجه انتخابات رياست جمهوري رژيم در خرداد 76 كه نشريه ايران زمين شماره 141 به تاريخ 5 خرداد 1376 هم درج شده و در نبرد خلق مربوط به همين زمان هم حتما درج شده است). مساله اين است رهبري مجاهدين در ساليان درازي است كه به كلي فراموش كرده است، آن نيروي كه قادرست بساط رژيم را به هم بريزد و «بهمن» ديگري بر سر يك رژيم مستبد حاكم در ايران فرود بياورد اين مردم ايران و به ويژه مردم پايتخت و كارگران و زحمتكشان ايران با اعتصابات و اتحاد خويش هستند و نه ارتش تمام افسري جناب مسعود و خانم رجوي و براي به حركت در آوردن مردم بايد مقوله يي م افكار عمومي ايرانيان مورد توجه محوري قرار بگيرد نه اوهام حمايت پارلمانتر ها و به باز گرفته شدن هاي بسيار حاشيه يي در دوره هاي شكرآب شدن روابط رژيم با غربيها.   

[تاریخ ارسال: 07 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: تنها]  [  ]  
تبریک به علی آقا ناظر و همکاران سایت دیدگاه و به تمامی فززندان مبارز آزادی خواه خلق قهرمان ایران، علی جان: خدا از دهانت بشنوه . در نا امیدی بسی امید است/ پایان شب سیه سفید است. به هر شکلی که فکر کنیم باز هم عاقبت دیکتاتورها سرنگونی است. به امید آن روز.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.