شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷ - ۱۷ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

پيام هميشگي استعمارگر پير
نگاه علي ناظر

علی ناظر

توني بلر در سخنراني ديروز خود ظاهرا رژيم ايران را به تندي مخاطب قرار داده و مي گويد:
«بر اين اساس غرب بايد به ايران يك راهبرد مشخص ارائه دهد: آنها به روند صلح خاورميانه كمك كنند نه آنكه آن را متوقف كنند؛ آنها از حمايت از تروريسم در لبنان يا عراق دست بكشند؛ آنها به تعهدات بين‌المللي خود پايبند باشند نه اينكه به آن بي‌احترامي كنند.»
«در اين مورد شراكتي جديد ممكن است يا در غير اين صورت آنها با تبعات عدم انجام اين كار روبرو مي‌شوند: انزوا.»
[1]

قاعدتا چنين خط کشي و مرز بندي و موضعگيري روشن و شفاف که انگشت اتهام را به سوي رژيم جمهوري اسلامي نشانه رفته و تمام اقدامات تروريستي داخل عراق را متوجه رژيم تروريست اسلامي مي کند، بايد باعث خشنودي شود. اما اگر کمي ريزتر به اين گرد و خاکي که توني بلر به پا کرده دقيق شويم، متوجه مي شويم که اين گرد و خاک فقط براي کور کردن چشمان ما بوده، و در پس اين غبار، پيام سازش و مماشات، و عراق را دو دستي تقديم رژيمي تروريست و تماميت خواه کردن است.
توني بلر به رژيم اسلامي هشدار مي دهد که يا دست از شيطنت بردارد يا ايزوله مي شود، به زباني ديگر، اگر رژيم آنطور که توني بلر مي خواهد بازي کند و ظواهر امر را رعايت کند، نخست وزير انگلستان حاضر است هم رژيم را در عراق شريک کند، و هم مبارزات سرنگوني طلبانه و آزاديخواهانهء (نزديک به 3 دههء) مردم ايران را ناديده بگيرد.
دقت کنيم، نقطهء مخالف «ايزوله شدن» «شريک شدن و به بازي گرفته شدن» است. دقت داشته باشيم، در عالم سياست «تهديد» هميشه براي شروع نوعي همکاري بکار برده مي شود. دقت کنيم، «ايزوله کردن» رژيم آخرين مرحلهء يک جنگ ديپلماتيک طولاني است. دقت داشته باشيم، پيمودن مسير ديپلماتيک محتاج به زمان است. توني بلر مي خواهد با اين «راهبرد» براي رژيم زمان بخرد. براي استعمار پير هيچ رژيمي مناسب تر از رژيم اسلامي ارتجاعي آخوند ها نمي تواند باشد. نگذاريم گرد و خاکي که توني بلر به پا کرده ديد بصيرت ما را کور کند.

در مقابل اينهمه ترفند، و در زماني که تنش در درون نظام اسلامي افزايش يافته و «سگ دعوا ها» شدت يافته اند، و اپوزيسيون سرنگوني طلب مي تواند از اين «بحران فروپاشي» حداکثر بهره را بجويد، استعمارگر کهنه کار شخصا وارد ميدان شده و مي خواهد اذهان را منحرف کند. مي خواهد تروريسم در عراق را منوط به حل بحران فلسطين کند، مي خواهد تنش، ترور و درگيري سکتاريستي در عراق ادامه پيدا کند. مي خواهد از آب گل آلود ماهي بگيرد. احمدي نژاد پيام را خوب گرفته و مي گويد «برای مردم آمريکا پيام می فرستم» [2]. يعني اينکه رژيم هم در بازي اتلاف وقت شريک مي شود.
ساده نگري نکنيم. پيام توني بلر مربوط به امسال يا سال بعدي نمي شود. اين يک «راهبرد» براي دههء آينده است. پيروزي اين راهبرد موفقيت و ماندگاري رژيم اسلامي را تضمين و سرنگوني رژيم را براي مدتي به تعويق خواهد انداخت. به نظر من زمان آن رسيده که در مقابل اينگونه ترفندها موضع مشترک گرفته شود. منظور سر دادن «شعار» هاي کر کنندهء ضد امپرياليستي نيست، اين هنر را بسپاريم به همان رژيم «ضد امپرياليست» و هم کيشانش. منظور پروژهء مشترک، همسويي مشترک، تشکيل «جبههء وسيع سرنگون طلبان» است. زمان آن رسيده که مرز ها پر رنگتر شوند. با اتخاذ سياستي که بر پارامتر مردم استوار باشد، با پيامي که رو به مردم باشد، و با همسويي با يکديگر امکان روبرويي با ترفندهاي جبههء وسيع دشمن واقعي تر مي شود. اپوزيسيون سرنگوني طلب چارهء ديگري ندارد به جز همسو شدن – بخصوص سازمان ها و نهاد هايي که تاريخچه مبارزاتي فعال داشته و  از تجارب سياسي برخوردارند. همهء سرنگوني طلبان بايد به اين سوال پاسخ بدهند: کدامين بهتر است، همسويي با مبارزاني که با او اختلاف بينشي داريم يا پذيرش هژموني جهانخواران-مرتجعين؟ تعارف نکنيم؛ سکوت در برابر اين «راهبرد» يعني پذيرش شق دوم و طولاني تر شدن عمر رژيم.
علي ناظر – 24 ابان 1385
 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 16 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: Rawi]  [  ]  
آقای رنجبر تمامی حرفهائی که فرموده اید اصلاً غریبه نیست، افراد و جریانهای مدعی زیادی در گذشته وحال، شعارهای ضد امپریالیستی وضد سرمایداری داده اند و حتی متاًسفانه خیلی از مدعیان دراوایل یا درطول مبارزه، راه را کج کرده و در زیر عبای آخوندها حل شدند و یا اصلاً از مبارزه دست کشیدند، چونکه به دنبال ایده آلهای آسمانی خود بودند و به قول معروف سنگ بزرگ علامت بی عملی ها !! شعارهائی هم که شما میدهید، تماماً در این کرهً خاکی ما امتحان شده است، یعنی غیر قابل تحقق و یا غیر قابل اجرا و یا اصولا مربوط به این دوران نیست. همچنانکه ولی فقیه هم به این دوران تعلق ندارد. آنچنانکه من علناً یاد گرفته و تجربه کرده ام ،
سوسیالیسم به درجهً رشد اگاهی و بلوغ سیاسی و اقتصادی جامعه بستگی دارد. شما نمی توانید در جامعهً عشیرتی و دیکتاتوری و عقب نگه داشته شده مانند شوروی سابق و یا در ایران فعلی، که ملت آن از تعیین سرنوشت خویش کنار گذاشته شده و در زنجیر و اسارت دیکتاتور است، یک دفعه مدل خیالی و ایده آل خود را ایجاد کنید! زیرا هنوز ساختار فکری فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی آن آمادگی پذیرش شرایط غیر سرمایه داری را ندارد! نیک آگاهید ایران دیکتاتور زدهً ما با و جود زمین ونیروی کار و سرمایه و هزاران امکانات دیگر، هنوز هم حتی توانائی تولید گندم و برنج وچای خشک مردم ایران را ندارد، نه زمینه های سیاسی آن آماده هست و نه زمینه های اقتصادی آن . زیرا هنوز توسط فاشیسم مذهبی و دیکتاتوری ولی فقیه احاطه و بلوکه و زیر سلطه است. پیش شرط اصلی برای سیر و روند متعادل رشد سیاسی و اقتصادی ملت ایران در درجهً اول سرنگونی ولی فقیه و رسیدن به آزادی و دمکراسی است تا ملت ایران با دخالت در سرنوشت خود و کشورش، آگاهانه آیندهً سیاسی و اقتصادی آنرا در رقابت با کشورهای دمکراتیک دیگر جهان رقم و منتطق ساخته و مراحل طبیعی گذار از مرحلهً رشد تکنولوژی و سرمایه داری را طی کند و اگر چنانچه شما این ترکیب و مراحل شناخته شده در جهان آزاد را، مانند کوبا و شوروی... به هم ریخته و با قوانین و نسخه های از پیش نوشته و دیکته شده به هم بزنید، نه تنها آن جامعه مانند شوروی سابق و اقمارش رشد و به جلو نخواهد رفت و بلکه متاسفانه به عقب بر خواهد گشت. از اینکه من نمیتوانم با کلمات بازی کرده و ادا و اطوار روشنفکری در بیاورم، پوزش میخواهم. پس بنابراین قبل از رسیدن به یک اقتصاد غنی و مدرن، شرط اساسی آن که بتواند افراد جامعه نظرات و ایدهای خود را بیان کرده و روی میز بگذارد، آزادی(بیان،قلم، اندیشه...) و رعایت قوانین حقوق بشر جهان و اعتقاد و التزام به حق حاکمیت مردم است در غیر آنصورت با نسخه و یا سیستم از پیش تعیین شده سیاسی و اقتصادی، مراحل طبیعی رشد و تکامل آن منحرف و به حالت تحمیل یا دیکتاتوری سیر میکند. بنابراین به نظر من، نیروهای انقلابی و روشنفکر مردم دوست و وطن پرست مبارز، مسئولند مردم خود را در مرحلهً اول آگاه نموده و مستبدین و دیکتاتورها را سرنگون و جامعه را از مسیر انحرافی عقبمانده که باعث و بانی آن دیکتاتوری ولی فقیه است آزاد و رها سازند و به راه و مسیر آزاد و دمکراتیک بیاندازند. واضح است که سوسیالیسم آرزوی تمامی انسانهای مترقی ومدرن هست ولی نه بشکل اجباری آن. امیدوارم آقای رنجبر ایندفعه قانع و راضی شده باشند که چی می خواهند و به جمع آزادیخواهان مبارز با هر نام و نشانی بپیوندند و افتخار آیندهً آرمانهای مردم خود باشند .پیروز باشید.
  

[تاریخ ارسال: 16 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [ shahramfazel1360@yahoo.com ]  
مهمترین وظایف در مرحله کنونی برای تمامی افراد و نیروهای مترقی و انقلابی ایران اتحاد عمل در تدارکات و رهبری مبارزات مردم ایران برای سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم می باشد اما این وظایف التزامی برای افراد و نیروهای سیاسی دموکراتیک بوجود نمی آورد که با هم در تمامی موارد اتفاق نظر داشته باشند. اگر به تجارب تاریخی احزاب و نیروهای سیاسی مترقی کشورهای دیگر نگاه کنیم به خوبی می بینیم که آنها در مبارزه با فاشیسم با یکدیگر توافقاتی بدست آوردند ولی در عین حال مواضع سیاسی خود را نیز حفظ کرده و با رعایت اصول دموکراتیک به بحث و جدل و گفتگو و رقابت سیاسی می پرداختند. ما نیز باید با شناخت درست ماهیت طبقاتی و اجتماعی نیروهای سیاسی بتوانیم با آنها که در برنامه و اهداف نقاط مشترکی داریم به یک اتحاد عمل برسیم. سوال این است که ما چه احزاب و افراد و نیروهای سیاسی را در جبهه نبرد با فاشیسم مذهبی می بینیم و در ضمن آیا واقعا می توانیم به تعهد آنها به موازین و اصول دموکراتیک در فردای سرنگونی رژیم نیز امیدوار باشیم. تجربه تاریخی ایران نشان داده است که سلطنت طلبان در عمل نشان داده اند که پایبند به موازین دموکراتیک نبوده اند و امیدی نیست که در آینده نیز آنها به یک سیستم دموکراتیک پایبند باشند اما سازمان مجاهدین با تمام انتقادات اصولی اما غیر مغرضانه که به سیاست های غیر دموکراتیک و اشتباه آنها وارد است هنوز می توانند به عنوان یکی از نیروهای بسیار موثر این جبهه ضد فاشیسم مذهبی مورد توجه باشند اما رهبری سازمان مجاهدین باید موارد بسیاری را برای مردم و نیروهای مردمی ایران روشن کند تا بتواند اعتماد مردم و نیروهای مترقی را برای مبارزه مشترک بدست آورد. سوال اصلی برای اپوزیسیون مردمی ایران این است که آیا مجاهدین نیز خواهان یک دیکتاتوری مذهبی با رهبر مذهبی خود هستند و یا خواستار یک نظام دموکراتیک و انتخابات مردمی بدون "رهبر" و "دولت" انتسابی؟ متاسفانه درست یا نادرست ابهامات زیادی در سیاست های رهبری مجاهدین وجود دارد که از اتحاد عمل شخصیت ها و نیروهای سیاسی مترقی سکولار با آنها ممانعت بعمل می آورد و این را فقط خود مجاهدین می توانند برطرف کنند. اما مطمنا ساده لوحانه است اگر رهبری سیاسی مجاهدین فکر کنند که به تنهای قادر به رهبری مبارزات مردم ایران خواهند بود و در آینده نیز یک حکومت تک حزبی در ایران بوجود خواهند آورد. زمان آن رسیده است که رهبری مجاهدین انرژی و نیرو جهت نزدیکی با نیروهای خیرخواه مترقی سکولار ایرانی برای هدف واحد سرنگونی فاشیسم مذهبی صرف کند و از توهمات در این که احزاب کشورهای اروپایی و امریکایی متحدان قابل اعتمادتری خواهند بود بیرون آیند. برای ساختن بنیادهای یک سیستم سیاسی دموکراتیک سازمان مجاهدین هیج چاره ای به غیر از همکاری با دیگر نیروهای مترقی اپوزیسیون ایران ندارد و باید دست همکاری را بدون هیج توقع رهبری خواهانه به سوی آنها دراز کند.   

[تاریخ ارسال: 16 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: حسن رنجبر]  [  ]  
با سلام
دوست گرامی بالخره خوشحالم که شما هم فرهنگ غالب را که من از آن بعنوان ظرفیت مجاهدین وخط قرمزها سخن گفتم نشان دادید چرا که کسی از مجاهدین طلبکاری ندارد . ولی این حق هر انسانی است که هر نیروی سیاسی مدعی را تحلیل کند. در مورد اینکه رژیم باید سرنگون شود حرف حقی است ومن هم پشتیبان آن ولی باید گفت بر اصل دیالکتیک وسیله وهدف با یکدیگر در ارتباط هستند وکسانی که هر وسیله ای را برای رسیدن به هدف توجیه میکنند واز وسائل نا مقدس برای یک هدف درست استفاده میکنند تجربه تاریخ نشان داده است که هدفشان نیز به نا کجا آبادهای دیگر دیکتاتورهای تاریخ رفته است . بعلاوه ما تنها خواستار سرنگونی رژیم نیستیم بلکه میخواهیم بدانیم چه چیزی بعد از آن میخواهد برما حاکم شود؟آیا حامی نظام سرمایه داری است ؟آیا بازار آزاد را که همانا استثمار زحمتکشان است قبول دارد ؟ وقول تضمین آنرا به جهان سرمایه داری میدهد؟ ومتاسفانه مجاهدین وسران آنها از جمله خانم رجوی چنین تضمینی را چندی پیش وپیش از آن در دورتموندآلمان داده اند. برای نود درصد ندار مردم ایران که در چنگ حاکمیت جمهوری اسلامی سرمایه داری قرار دارند این حکومت نیست که تنها باید برود بلکه نظام ستمگر سرمایه داری که شاه وشیخ حامی آن میباشند وبوده اند نیز باید برود . پس سرنگونی هدف یک نیروی انقلابی تنها نیست بلکه چه چیزی مردم ایران را از چنگ خون خواران سرمایه دار که برای حفظ بازار آزاد خود جنگها بپا میکنند نیز مهم میباشد. برای گرسنه ای که فرزند خود را میفروشد ویا کلیه خود را میفروشد چه فرقی میکند که رجوی حامی سرمایه داری وتضمین دهنده بازار آزاد ومنافع اروپا بطوری که آقای محدثین در یک مصاحبه که در سایت همبستگی ملی میباشد گفتند منافع اروپا را بعد از سرنگونی تضمین میدهد برسر قدرت باشد یا ملای عمامه دار مرتجع برسرکار باشد که او نیز حامی سرمایه داری وتضمین کننده فقر وبیچارگی مردم است وخودبخشی از آن دزدها وغارتگران است . در آخر هم متاسف هستم که شما باز بجای پرداختن به محتوی به فرد حمله میکنید. این روشی است که متاسفانه تاکنون برای مجاهدین تنها زیانبار بوده است
موفق باشید
  

[تاریخ ارسال: 15 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: ابولفضل عباسپور]  [ neil@euselect.com ]  
*مطلب اول:جناب آقای مستان,لطفا ادب را رعایت کنید و با استدلال حرف بزنید چون اینگونه فحاشیها فقط شما را بی اعتبار میسازد و به رقیب هیچ لطمه ای نمیزند.فکر میکنم بعد از توهینهایی که به رفیق ناظر کردید حسابی دلتان خنک شده باشد!
*مطلب دوم:جناب فردوس خان,در مورد راهکارها پرسیده اید.راه اندازی همین سایت خودش یک راهکار است و اگر دقت کرده باشید شخص علی ناظر بارها سعی کرده ثابت کند که مواضع نیروهای سرنگونی طلب و هدف غائی شان عملا بسیار به هم نزدیک است و میتوان حول بسیاری از این اهداف اتحادی نیرومند بوجود آورد.
*مطلب سوم:رفیق ناظر در این مقاله همه اش از اتحاد سخن گفته ولی اظهار نظرهایی که کاربران ارسال کرده اند اغلب نشانگر اختلافات ظاهرا لاینحل بین آنهاست و هر یک از ما بجای اینکه نقطه نظرات مشترکمان را که از قضا بسیار بنیادی,اصولی,و به هم نزدیک هستند مطرح کنیم دائما همدیگر را میکوبیم.بی دلیل نیست که حاکمیت اسلامی 28سال است که بر خر مراد سوار شده و با این تفرقه ای که بین ما وجود دارد حالا حالاها هم سوار خواهد ماند.آخر چطور ممکن است که ما به اصطلاح روشنفکران چپ حتی در مورد بدیهی ترین مسائل هم نتوانیم به اتحاد دست یابیم.خوشا بحال آخوندها که چنین دشمنانی دارند و بدا بحال این ملت نگون بخت ...
  

[تاریخ ارسال: 15 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: Rawi]  [  ]  
آقای رنجبربه نظر من یک نمونه سنگسار انسان در قرن 21 در نظام ولی فقیه، سند و دلیل کافی به این است که نظام آدمخوار و آزادی کش جمهوری اسلامی مربوط به این دوران نیست و باید سرنگون شود، حالا آیا کسانی که از 27 سال پیش دشمن اصلی مردم ایران را در داخل تشخیص داده و گفته که همین نظام مقدس ولی فقیه، سد را صلح و آزادی و پیشرفت واسقلال مردم ایران می باشد و البته پاش هم همین مجاهدین واستادند وتاوانش را هم در راه آزادی 120هزار نفر شهید دادند آیا کار بدی کردند؟ خوب، چرا جنابعالی این همه قتل وجنایت وچپاول آخوندهای انگلیسی تبار را ول کرده و از مجاهدین طلبکارید؟ بارک الله به این درک و شعور. هوز هم که هنوز هست تروریستهای جمهوری اسلامی دست از دخالت و صدور بنیادگرائی از عراق و لبنان حتی تا آرژانتین بر نداشته اند! چرا یک دفعه مجاهدین مقصرمیشند که چرا گفتند رژیم شش ماه ولی تا حالا سرنگون نشده! رژیم تمامی راهها و سوراخ و روزنه های اطلاع رسانی و آگاهی دادن به مردم را سفت و بتونی وسد کرده و مردم را در قفس استبداد فاشیست مذهبی نگه داشته و از طرفی بعضیها هم فقط کارشان خالی کردن زیر پای مجاهدین بوده و شاید هم از دوطرف میخورند و یا در خوابند.
ای بابا انگاری که این ایران فقط ارث پدری مجاهدین بوده و یا نخواستند آن را ازدست ولی فقیه تبعهً استعمار شمال و انگلیس بگیرند و چون نشده حالا آقا رنجبر نیم قورتمیش هم باقیست! شما که این همه درک شعورتان بالاست چرا خودتان پا جلو نمی گذارید تا مردم و ایران را از اشغال ملایان انگلیسی تبار آزاد کنید؟ آقا معلوم نیست از کجا تامین میشه و یا در کجا نشسته فقط میگه لنگش کن ! مجاهدین گفته اند که رژیم ولی فقیه را به یاری مردم دلیر ایران سرنگون می کنیم و خواهند کرد، آیا جنابعالی بهتر میتونین و یا دوست دارین زودتر باشه؟ مگه خون تو رنگین تر از بقیه هست؟ بفرمائید جلو ما هم دنبالتان بیافتیم و اگر اهلش نیستی لااقل از قربانیان طلبکاری نکن و یا به گردن آنان نیانداز. ترسم از ترکان تیر انداز نیست/ طعنهً تیرآور انم میکشد.
  

[تاریخ ارسال: 15 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: حسن رنجبر]  [  ]  
با سلامی دوباره
بله موضوع مجاهدین نیست . ولی اشاره ای که من در مورد تعادل قوا نمودم واشاره شما به مجاهدین که درعراق در رنج هستند بحث را بدین جا کشاند.
ولی در مورد فاکت: باید گفت که زمانی نیز مجاهدین مطرح کردند که رژیم میخواهد یک دست شود و نوری بر سرقدرت میاید و بعد خاتمی آمد.
اشتباه در تحلیل میتواند همیشه وجود داشته باشد.مسعود رجوی پس ازخروج از ایران میگفت که این رژیم شش ماه دیگر سقوط میکند. ویا گفت که این رِژیم تا دوره دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری خاتمی تعیین تکلیف میشود ویا خانم رجوی سقوط رژیم راتا آخر هزاره پیش بینی کرد . من منظورم درمورد قربانی شدن جریان سیاسی نیست بلکه افراد کمونیست میباشد . من سخن کوتاه میکنم چون حرفها بارها نوشته وزده شده است ولی این روش نیز آشناست که با مقایسه با رژیم همیشه متاسفانه راهی برای بی اعتبار کردن ویا خاموش کردن دنبال شده است که خوشبختانه تاکنون نیز برای مجاهدین موفقیت آمیزنبوده است که بتواند با چنین مقایساتی دیگران را بی اعتبار کند . چون هر عقل فهیمی این رامیداند که ممکن است نقطه ضعفی در یک جریان باشد ویا حقیقتی وجود داشته باشد که از دوموضع متفاوت برروی آن دست گذاشته شود ومشابه موضع دلیل بر عدم حقیقت داشتن چنین مسائلی نیست.
در مورد اینکه دیگران هم درعراق بودند . درست است بوده اند ولی باید گفت که هرکس بوده است اشتباه کرده است وهیچکس هم به اندازه مجاهدین سرنوشت خود را با صدام وعراق گرده نزد وتبعات آنرا مجاهدین امروز میبینند همانگونه که تبعات سیاستهای همراهی با جناحهای سخت سر جنگ طلب درواشنگتن را که شما آنها را غیر مماشات چی خواهید نامید مطمئنا باز تبعات دیگری برای مجاهدین درآینده خواهد داشت . وباید بگویم دقیقا منظورم همین نوع گفته های شماست که یک موضوع کلیشه ای در یک ظرف مشخص است که از اقای ناظر خواستم که از این ظرف بیرون بیاید وخود را رها کند. تمام وموفق باشید
  

[تاریخ ارسال: 15 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: علی]  [ davachia@yahoo.com ]  
با سلام دوباره
انگاری ما از مسئله که متن مقاله آقای ناظر میباشد دور شدیم و حرف خودمان را میزنیم. حالا که شما به چندین مسئله را تیتر وار اشاره کردین که فکر کنم هر کدام بارها در نشریات و سخنرانی های مچاهدین توضیح داد شده. ولی من هم به عنوان یک ایرانی طرفدار مقامومت نظرمو میگویم.
حسن گرامی اولا من پوزش میخواهم که همه را با یک چوب راندم قصد بدی نداشتم و ندارم این را بحساب فارسی بد من بگذارید.
ولی شما خیلی جاها بی انصافی به خرچ دادید و در جائی که مربوط به کمونیست ها میشود خیلی کلی گوئی کردین و رد شدید ولی وقتی که راجع به عمل کرد مجاهدین صحبت فرمودین کلی فاکت (البته با تحریف واقعیت ها) ارائه نمودید.
لطفا به من بفرمایید که کدام جریانی تحلیل کرده بود که رفسنجانی یک قربانی هست ... لطف کنید اسم همان گروه را بگوئید که ما هم آشنا شویم. چون من خیلی دوست دارم با مواضع و تحلیل های همچو سازمانی آشنا شوم.
من جدا از بحثی که به هم دیگر بر چسب زده شود دوری میکنم. شما چرا نمگویید که همه احزاب و سازمان ها در عراق بودند(بجز خائینین توده ای و اکثریتی که اگه پایشان آنجا میریسید...) ولی تنها گروهی که روی عراق بودنش تاکید شدید میشود مجاهدین هستند. بنظر من علتش را باید در چند عامل جستجو کرد.
1. شعار مرگ بر منافقین و صدام که در نماز جمعه ها همیشه تکرار میشد و بعد از رادیو و تلویزیون با تکرار همیشگی سعی در مغز شویی عوام داشتند و هنوز هم دارند هر چند که دیگر اثرش کم شده. آیا یک فردی که خودشو مارکسیست میداند حق دارد از فرهنگ آخوندها استفاده کند؟ ما نباید به دام شیطان سازی که رژیم دارد شدیدا دنبال میکند بیافتیم.
2. بر خلاف سایرین که مشغول مطالعه و کادرسازی برای انشعاب بودند و همیشه دنبال حل مسائل درون گروهی خود بودند و اگر هم بیکار میشدند به روی هم اسلحه میکشیدند....... مجاهدین تمام توان تشکیلاتی خود را برای ضربه زدن به رژیم بکار بردند و اگر فرضا به جای مچاهدین یک گروه مارکسیسی علیه رژیم اینقدر سماجت بکار میبرد، مطمئن باش که رژیم علیه همان گروه هزاران برچسب درست میکرد و هزاران جدا شده که همشان هم شدیدا شکنجه و معلول هم شدن به صحنه میاورد.. یادمان باشد استعمار و ارتجاع همیش علیه انقلابیون برچسب زده ، مگه زمان شاه نمیگفتند که اینها وابسته کشورهای کمونیستی هستند و جاسوس هستند؟ یا مگر زمان آخوندها کم برچسب زده شده؟ پس شما به عنوان مخالف رژیم که نباید از فرهنگ رژیم استفاده کنی.
......
راجع به همخوانی سیاست خانم مریم رجوی با آمریکا و ...... باید عرض کنم که سیاست استعمار مماشات هست ولی سیاست مجاهدین تحریم و ایزوله کردن رژیم؛ اگر پس از سالها بخاطر مسایلی الان اوروپا و امریکا مجبور شدن سخن از تحریم محدود بکنند ولی راه مذاکره را باز بذارند؛ باید به مجاهدین و عملکردشان آفرین گفت که بهای سنگینی دادن که تا دنیا بفهمد آخوند یعنی چه؟ و این پیروزی نسبی خط مچاهدین در عرصیه جهانی علیه زدوبند میباشد که وظیفه هر ایرانی آزادیخواه هست که از خط مجاهدین در مقابل ارتجاع و استعمار حمایت کند تا اینها نتوانند فردا گنجی و یا سازگارا و یا... یک مرده سیاسی را سر کار بیاورند. تاریخ ایام مصدق یادمان نرود که همان موقع به بیچاره مصدق گفتند که این امریکائی هست و... و دیدم که آمریکا علیه ایشان و مردم ایران کودتا کرد و ما هنوز داریم توان تحلیل های خیالی را میدهیم. بیائید از آزادیخواهان که الان در صحنه مبارزه هستند دفاع کنیم نه اینکه بعد از 30 سال نسل ما بگوید در آن زمان یک سازمانی بود ملی و آزادیخواه ولی همان موقع بهشون چه تهمت ها که نزدند. ما آزادیخواهان که نباید وارد کر دستجعی آیت الله بی بی سی و رادیو فردا و رژیم شویم و علیه مجاهدین همان نظراتو تکرار کنیم.
با احترام علی
  

[تاریخ ارسال: 15 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: حسن رنجبر]  [  ]  
با سلام
دوست گرامی علی شما سه مساله را فرموده بودید
در مورد رفسنجانی که قربانی است
در مورد بمب اتمی
و نیروهای زیر بمب مجاهدین ومساله تعادل قوا
در مورد اینکه مساله راهمیشه جمع ببندیم وبگوئیم مثلا مسلمانان ، کمونیستها ورفقا ! این بقول معروف همه را بایک چوب راندن است وبقولی همه را در یک دیگ ریختن است .
من فکر کنم که بسیاری از نیروهای چپ در آنزمان نیز رفسنجانی را مهره ای قربانی میدیده اند. بحث هم این نیست که هرچه ازکاسه مهدی سامع وغیر بیرون میاید بعنوان تحلیل اشباه است بلکه منظور یک دید کلی نسبت به مسائل داشتن و ظرفی است که مسائل را با عینک نزدیک به مجاهدین وجریان سامع میبیند. چون در سیستم هائی که مرزهای تفکر بسته است و مرزهای قرمز –منظور با رژیم نیست- داشتن درچنین ظرفی فکر کردن بیشتر منظوراست.
در مورد بمب اتمی وتناقض بین رژیم ودستگاه امپریالیستی بسیاری از کمونیستها این تناقض رادیده ومیبیند وبخاطر همین نیزدر نوشته ای دیگر گفتم که نباید مساله تناقض بین رژیم و جریان امپریالیسم را صرفا از بعد اقتصادی وتعریف سرمایه داری مورد سنجش قرار داد . آنچه مورد نظر من است بها ی بیش از حد دادن به تضادهای بین رژیم وجریان امپریالیستی در منطقه است . ونباید فراموش کرد که کسانی که در این سناریو بازی میکنند به بهانه اینکه میخواهند تضاد با رژیم رابه اعلا ترین حد خود برسانند باید بدانند که آنها تعیین کننده سیر حوادث وسناریو نیستند و باز باید بدانند که امپریالیسم اگر در جهت تغییر رژیم بهر شکلی باشد در جهت حفظ منافع خود حرکت میکند.
کلام را با مساله تعادل قوایی اندیشیدن به پایان میبرم.دوست عزیز شما باید به سخنان آقای رجوی در سخنرانی های مختلف گوش میکردید که زمانی نیز معتقد میبودند که مردم ایران تعادل قوائی فکر میکنند وقدرت را که در دست داشته باشی مردم نیز بدنبالت خواهند بود. در همین تفکر تعادل قوائی است که مجاهدین از نظرسیاسی عمل میکند .اینکه زیر بمب باران وغیره وزندگی راحتی اروپایی این بیشتر پلیمیک است. رهبری مجاهدین در تفکر سیاسی خود تعادل قوائی فکر میکند وبی جهت نیست که سیاستهای خود را در بازی بین شکافهای بادشمنان رژیم قرار داده اند . روزی با صدام وامروز با آمریکا. ودر همین چهارچوب است که نیز امروز سیاستهای اعلام شده از طرف خانم رجوی دقیقا موازی با سیاستهای آمریکا حرکت میکند وسعی در هماهنگی با آن میباشد که فاکتهای فراوانی البته وجود دارد که من از آوردن آن در اینجا خودداری میکنم وگرنه سر به درازا میزند.رهبری مجاهدین تمامی ظرفیت خود را طی سالیان دراز در عراق ریخته است و نمیتواند آنرا قربانی کند وبرگی است برای او که دربازی قدرت امپریالیستها شرکت داشته باشد . چون اگر این نفرات در عراق از مجاهدین بگیرید برگ بازی در قدرت برای مجاهدین در منطقه وایران ضعیف تر خواهد شد ولی اینگونه میتواند یک برگ سیاسی در بازی تعادل قوائی در رابطه با ایران داشته باشد پس مساله این نیست که مجاهدین در خاک وگرمای عراق ایستاده اند باید دانست چرا ودقیقا از همان تفکر واندیشه تعادل قوا وبازی در شکافها وهماهنگی با قدرتهای بزرگ است ودر همین بازی تعادل قوا است که میبینیم مجاهدین در تمامی سیاستهای خود همیشه از بالا عمل کرده است روزی خمینی را ضد امپریالیسم وامام معرفی میکرد وخواستار جمع شدن خلق بدور این "امام ضد امپریالیسم "بودند روز دیگر با بنی صدر وباصطلاح بخش لیبرالهای حکومت همراهی کردند ودرخارج نیز با برگ همراهی ونزدیکی به کشورهای امپریالیستی و بادیکتاتورعراق همراه شدند وامروز نیز در همگامی کامل با سیاستهای امپریالیسم . دقیقا این روند ریشه در تفکر وشیوه تعادل قوائی رهبران مجاهدین دارد که به جنبش مردم اصالت نمیدهند که در اینمورد هم فاکت زیاد است ولی نوشته من اکنون هم زیاد شده است .
موفق باشید
  

[تاریخ ارسال: 15 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: علی]  [ davachia@yahoo.com ]  
با سلام
رفیق حسن رنجبر من با قسمتی از نظرات شما موافقم که نباید عکس العملی برخورد کرد و باید اصالت را به مردم داد ولی یک ارگان زنده در مقابل هر کنشی ؛ واکنشی نشان میدهد. در هر واکنشی نباید هیچ پارامتر را نا دیده گرفت. من از تحلیل آقای ناظر دفاع نمکنیم ولی از عکس العمل ایشان دفاع میکنم و فکر میکنم ایشان خواسته یک خطی را تبلیغ کند. راجع به نظرات شما من فکر میکنم که شما بعضی مسائل را عمدا نادیده میگیرید؛ از جمله پارامتر حمایت خارجی و کمک های استعماری. از حق نگذریم در حالی که همه رفقا در آخرین انتخابات ریاست جمهوری با توجه به داده ها و تحلیل های خیالی پیشاپیش اعلام کرده بودند که برای اینکه رژیم به نوکری خودش در ادامه بدهد و منافع سرمایه تعمین شود رفسنجانی رئیس جمهور خواهد شد و...... ولی همین آقای ناظر که تفکرشان از مهدی سامع ها و مجاهدین شکل میگرد با اطمینان در همین سایت اعلام کرد که رفسنجانی یک قربانی هست و احمدی نژاد را از صندوق بیرون خواهند آورد........ پس اگر دنبال این هستیم که کی صحیح ترین تحلیل را داشت باید به نوشته ها رجوع کنیم. یک مثال دیگر.. مجاهدین همیشه گفتند که رژیم سر مسئله اتمی سازش نخواهد کرد ولی خیلی از رفقا گفتند که امپریالیسم صاحب این تکنولوژی هست و میخواهد که برای سرکوب داخلی رژیم را مجهز به بمب اتمی کند ولی الان پرونده اتمی در سازمان ملل هست و تنها کشورهائی که مخالف تحریم آخوندها هستند رفقای سابق یعنی شوروی و چین هستند. و یک مسئله راجع به تعادل قوا مطرح فرمودین. در این مورد هم اشتباه فکر میکنید، چون کسی که تعادل قوائی فکر کند نیروهای خودشو زیر بمب های چند تنی نمیبرد که از هوا استعمار و از زمین رژیم بکوبه. تعادل قوا من و شما فکر میکنیم که الان در خارج نشستیم و منتظریم مردم و دیگران بها بدن تا ایران آزاد شود و ما بریم ایران پز انقلابی بودن را بدهیم. میخواستم چند مسئله را هم مطرح کنم ولی میترسم که پیام گیر محدویت داشته باشد بیش از ادامه نمیدهم
با احترام علی
  

[تاریخ ارسال: 15 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: پايينى]  [ payeenshahri@yahoo.com ]  
رفقا!؟

هر چه فرياد داريد بر سر اين على ناظر "حساس و شتابزده، بدون تضاد با امپرياليسم جهانخوار، از مردم بريده و نامتعادل، تضاد نشناس و نخودچى کشمش خور، داراى وقاحتى بدون اندازه و بدون راهکار و پيشنهاد و... ، و از همه مهمتر خواهان همبستگى با همان نيرو" بکشيد!

بچه کمونيست هاى قديمى!!؟
  

[تاریخ ارسال: 14 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: حسن رنجبر]  [  ]  
سلام جناب ناظر
شما یک اشکالی در دیدگاهتان هست که اصالت را به نیروهای امپریالیستی وفشار خارجی میدهید و مردم را فراموش میکنید. شما فراموش میکنید که شاه هم جزیره ثبات برای خود ایجاد کرده بود وهیچ کدام از تضادهای موجود بین رژیم اسلامی با غرب را هم نداشت وغرب وآمریکا تنگاتنگ در پشت رژیمش بودند ودارای ارتش یک وقوی هم داشت . ولی حرکت مردم وتضادهای واقعی جامعه که رژیم وابسته وخیانتکار شاه امکان جوابگوئی با انرا نداشت اورا مجبور کرد که در مقابل خواسته های مردم برای آزادی به گلوله بستن مردم روی بیاورد. وعاقبت هم بدست توانای مردم سقوط کرد.
رژیم اسلامی میتواند یکدست تمامی امپریالیستها را با خودداشته باشد . میتواند بمب اتمی هم داشته باشد ولی تا مردم را با خود نداشته باشد نمیتواند به حاکمیت جابرانه خود ادامه دهد. ودیر یا زود رو در روی خواسته های مردم قرار خواهد گرفت ودر آنروز که مردم بپا خیزند هرگز هیچ دولت امپریالیستی ویا بمب اتمی او را نمیتواند نجات دهد. باید اصالت را وامید را به مبارزات مردم داد .
کسی که دارای تفکر تعادل قوائی است . کسی که از مردم خود بریده باشد وامید ی بر آنها نبندد از یک کشمش گرمی وبا یک نخودچی سردیش میشود وحساب روی تناقضات وتضادهای امپریالیستی باز میکند. تفکر شما آقای ناظر از تفکر مهدی سامع ها ومجاهدین شکل میگیرد . از دستگاه فکری آنها خارج شوید وبجای تعادل قوائی به قدرت مردم امید داشته باشید. انها شاید کند حرکت کنند ولی درمقابل ظلم وستم حرکت میکنند. رژیم جانی اسلامی شاید چندی با ترفندهای مختلف سقوط خود را به عقب بیاندازد ولی عاقبت سرنگون میشود وچه خوب که بدست مردم این صورت بگیرد. ما باید به عنوان اپوزیسیون به چنین مسیری کمک کنیم ولی اپوزیسیون موجود درمانده نمیتواند بجای مردم انقلاب کند ونمیتواند که جریان انقلاب رابدست بگیرد بلکه باید کمک کننده باشد .البته کمک کننده نه بصورتی که دربازی ودر شکافهای سیاسی با یک طرف همخوان شود بلکه با صدای مردم خود همراه شود که منفعتش نه در همیاری با نیروهای امپریالیستی است ونه با جمهوری اسلامی
  

[تاریخ ارسال: 14 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: فردوس منتظري]  [  ]  
آقاي ناظر
يك بار ديگر نوشته تان را بخوانيد لطفا. اگر در آن چيزي جز هيجان ، شتابزدگي ، و اظهار نظراحساسي بدون ارائه هيچ گونه راهكار يا پيشنهاد كاربردي مشاهده كرديد ، مخاطبان سايت را هم مطلع كنيد . برادر ، "همسويي مبارزان" در راه براندازي رژيم واقعا يعني چه و با چه ابزاري و در چه پروسه ايي؟ 27 سال حرف زدن صرف و ترسيم فردايي ناروشن بدون برنامه عملي براي همه ما تجربه تلخ و در عين حال مكفي نبوده است؟
آخر ذهنيت هم نبايد حدي داشته باشد ؟!
  

[تاریخ ارسال: 14 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: حمید دوستی]  [  ]  
تیزبینی، روشن بینی و سمتگیری رادیکال و واقعگرایانه علی ناظر در بزنگاههای حساس سیاسی نشان از پختگی و جدیت مبارزاتی او دارد و نه دنباله روی صرف و یا همسویی احساسی با یک جریان مشخص سیاسی. کسانی که دستشان در کار است و تیغ آخته رژیم اخوندی را بر گردنشان حس میکنند و دردشان واقعا درد مردم است از نیش و ریشخند سرزنشگران سبکسر پروایی ندارند.   

[تاریخ ارسال: 14 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: علی]  [ davachia@yahoo.com ]  
یک ضرب المثل قدیمی هست که میگن اگر میخواهی دمار از روزگار یک آدم با انصاف در بیاوری خودتو بزن به خریت.
البته در مثل مناقشه نیست و نباید برداشت شخصی کرد. آقای مصتان(مستان) جدا از مقاله کوتاه آقای ناظر اینو متوجه شدین یا خودتان را به کوچه ی علی چپ زدین؟ کدام بیشرفهائی بودند که تحت شعار ضد امپریالیستی عکس نصرالله و خامنه و مبارزه کبیر چه گوارا را یک جا بلند کردند و شعار ضد امپریالستی سر دادند و از حزب الله دفاع کردند؟ میشه به من بگی کدام کمونیستی تحت نام میارزه ضد امپریالیستی از آخوند جنایتکار دفاع میکند؟ امیدوارم این پیام هم انتشار بیابد که شما هم شانس خواندنشو داشته باشی
با احترام علی

__

ديدگاه: نظرات درج مي شوند. ولي خواهش مي کنم نظرها را با متانت بيان کنيد.
  

[تاریخ ارسال: 14 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: حسين مستان]  [ mastan@yahoo.de ]  
ناضر مىنويسد:
در مقابل اينگونه ترفندها موضع مشترک گرفته شود. منظور سر دادن شعار هاي کر کنندهء ضد امپرياليستي نيست، اين هنر را بسپاريم به همان رژيم «ضد امپرياليست» و هم کيشانش

آقاى على ناضر، براستى كه وقاحت هم اندازه اى دارد. شما ديگر وقيح تر از آنى شديد كه بتوان بحثى را با شما پيش برد.
بدا بحال آن بچه هاى كمونيست قديمى كه در اين سايت قلم مىزنند.
مىدانم اين نوشته منتشر نمىشود، پس فقط خودت بخوان بلكه شايد عرقى از شرم بر پيشانى ات بنشيند
  

[تاریخ ارسال: 14 Nov 2006]  [ارسال‌کننده:  سهند صادق]  [  ]  
با درود به علی آقا، حق با شماست ، نباید به این دل خوش کرد که شاید شرکای تجاری رژیم و دیگران ناجی ما خواهند شد و برای ما تصمصم بگیرند، از قدیم گفته اند : کس نخارد پشت من » جز نا خن انگشت من. صاحب خانه اگر قدر و حرمت خانهً خود را نداند» از بیگانه فرجی به نجات نخواهد شد. هیچ گاه و در هیچ جای جهان دوشندگان (چپاولگران) گاو شیر ده خود را نمی کشند، صاحب اصلی آن مرز بوم و منابع آن، مردم ایران است و بنابراین بایستی ما خودمان سرنوشت سیاسی و اقتصادی آیندهً وطنمان را رقم بزنیم و آن را از دست قصابان آدمکش حاکم و بعد از دست دوشندگان منابع ایران نجات دهیم. اما با ساختن دشمنان کاذب و خیالی این کار ممکن نیست، زیرا نیروها را در راههای فرعی تلف و به هرز میدهد. دود و دم شعارهای توخالی ضد استکباری و ضد امپریالیستی رژیم ویرانگر ولی فقیه ، فقط برای مصارف داخلی در جهت اغفال و اقناع قوای حافظین دیکتاتوری و امت حزب الله( پاسدار بسیجیهای جاهل و جنایتکار و احزاب خود فروخته) خود بوده است. رژیم در ساختن و تولید دشمنان کاذب و منحرف کننده زیاد ساخته است، ما نباید فریب شعارهای بی محتوا وبدور از واقعیت رژیم و حامیان سیاسی آنرا بخوریم. به نظر من چالش اصلی برای رژیم ولی فقیه، حق مسلم آزادی و دمکراسی برای شکستن استبداد مذهبی و برگرداندن حق حاکمیت به مردم ایران است، هر کس در این راه با ما همسو گشت حتی اگر دوست ما هم نباشد، حداقل دشمن ما نیست. ما حق داریم از تمامی تضادهای سیاسی و اقتصادی رژیم و حامیانش، به سود رهائی مردم و کسب آزادی ملت خود استفاده کنیم و بنا براین استفاده از فرصتهای پیش آمده مابین طرفین خارجی و داخلی در جهت اتحاد و سرنگونی دشمن اصلی، که 27 سال مدام منافع بیگانگان را تامین کرده و میکند، نقطهً عطفی دردوران حاکمیت ملایان بوده و استفاده از آن حق تمامی مردم ایران و بخصوص نیروهای انقلابی و تعیین کننده برای رهائی از هیولای ولی فقیه است. پیروز باشید   

[تاریخ ارسال: 14 Nov 2006]  [ارسال‌کننده: احمد]  [ abaran@yahoo.fr ]  
از قضا همان نیروئی که شما خواهان همبستگی با آن هستید خود مانع اصلی چنین امریست!   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.