شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷ - ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
در اینکه چند آخوند مثل ملا حسنی خط خورده اند و از بین باقی مانده ها نیز چه کسانی را مردم می شناسند، و اگر هم می شناسند، علت وجود مبارک و نورانی و روحانی آنها را در چه راستایی در این انتخابات ارزیابی می کنند، کار چندان سختی نیست. این مجلسی که ظاهرا به جای مجلس سنا و البته با همان "جسارت" و "گستاخی"! قرار است بر عملکردهای "مقام معظم رهبری" (بخوانید مقام معظم سلطنت) نظارت کند. و نیز قوانینی را که در مجلس فرمایشی شورای اسلامی تصویب می شود با معیارهای خود بسنجد و به مثابه ریش سفیدان " charset="utf-8" dir="rtl" style="text-align:right">فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

«انتخابات» رژیم، دست آوردهای آن و
خوش رقصی برخی از خارجه نشینان!

علي فياض

علي فياض

alifayyaz1@yahoo.se

قرار بر این  است که امروز (جمعه 24 آذر ماه) رژیم ضد مردمی حاکم بر کشورمان ایران، "انتخابات" مجلس خبرگان و شوراهای شهر را به طور همزمان برگزار کند. از آن جایی که "انتخابات خبرگان رهبری" به تنهایی هیچ شور و هیجانی در مردم ایجاد نمی کند و هیچ مفهومی به جز "پاسداری" از ولی فقیه و "رهبر معظم انقلاب" و نگهبانی از قانون اساسی به غایت ارتجاعی این رژیم در برندارد، آنها ناچار شدند تا با همزمان ساختن آن با "انتخابات" شوراهای شهر –  که آن هم هیچ نقش مثبتی در حیات سیاسی و اجتماعی مردم ما ندارد -  شور و هیجانی کاذب در مردم ایجاد کنند، تا شاید با دو انتخاب همزمان عده ای را به پای صندوق های رأی بکشانند تا بدین دست آویز، "دموکراسی" از نوع آخوندی آن را به رخ "استکبار جهانی" بکشانند!

انتخابات مجلس "خبرگان" رژیم که از قضای روزگار یکی از بی مزه ترین و بی معنی ترین خیمه شب بازی ها و سرگرمی های آخوندیسم می باشد، پس از مدت ها هیاهو و جنجال و بگیر و ببند، و پذیرش و عدم پذیرش آخوندهای صاحب نفوذ و کم ریش و پر ریش، سنتی و غیر سنتی، بالاخره در آستانه عملی شدن قرار گرفت.

در اینکه چند آخوند مثل ملا حسنی خط خورده اند و از بین باقی مانده ها نیز چه کسانی را مردم می شناسند، و اگر هم می شناسند، علت وجود مبارک و نورانی و روحانی آنها را در چه راستایی در این انتخابات ارزیابی می کنند، کار چندان سختی نیست. این مجلسی که ظاهرا به جای مجلس سنا و البته با همان "جسارت" و "گستاخی"! قرار است بر عملکردهای "مقام معظم رهبری" (بخوانید مقام معظم سلطنت) نظارت کند. و نیز قوانینی را که در مجلس فرمایشی شورای اسلامی تصویب می شود با معیارهای خود بسنجد و به مثابه ریش سفیدان قبایل پیش و پس از اسلام، همه چیز را با دانش عهد بوقی خود بسنجند، و نفی یا تثبیت کنند!

با اینکه در طی بیش از یک چهارم قرن، این به اصطلاح انتخابات در همه زمینه ها به عمل آمده است، و با اینکه هیچگاه نیز کمترین گامی به نفع ملت برداشته نشده است، و اساسا نمی توانسته است هم چنین باشد - چرا که خانه از پای بست ویران است - باز هم عده ای از مدعیان "فعال سیاسی" در خارج کشور، چشم به عبا و عمامه دوخته اند، تا شاید از مزایای دموکراسی آخوندی، بهره ای نیز نصیب آنان شود. این جریانات پا به پای "خودی" های دست اندرکار حاکمیت، رسالت خویش را طبق معمول، در شرکت فعال در انتخابات خلاصه کرده اند.   

در این میان، یکی از جریانات "سیاسی" بدنام معاصر که همواره حیات خود را در همراهی با قدرت سپری کرده است، طبق معمول، با تشویق مردم به شرکت در "انتخابات"، در آرزوی رسیدن "اصلاح طلبان" به قدرت و تداوم عمر ننگین همین رژیم، به فکر آسوده ساختن خویش از زیر بار صدها پرسش که از سوی مردم ایران و نیروهای وفادار به آزادی، دموکراسی و معتقد به سرنگونی مطرح می باشد، به صدور بیانیه می پردازد که:

"علیرغم همه سردی که بر فضای کنونی سیاسی کشور سایه افکنده، نه تنها باید در این دوره از انتخابات نیز با تمام وزن و توان خود شرکت کرد، بلکه در همین فرصت های باقی مانده نیز، با استفاده از هر امکانی باید مردم را نسبت به نتایج این انتخابات آشنا ساخته و همگان را به شرکت در آن تشویق کرد... چهره هائی نظیر هاشمی رفسنجانی، حسن روحانی، آیت الله توسلی و احتمالا چند روحانی دیگری که احتمالا در لیست کنونی تائید صلاحیت شدگان، در پی شورائی کردن رهبری و جلوگیری از جمهوری نظامی اند".

واقعیت اما چیست؟

آنچه که در دوران "ریاست جمهوری" اکبر بهرمانی رفسنجانی، بر این ملت و این نسل رفته است، اگر حاکمیت مطلق اختناق و نظامی گری نبوده است، چه ماهیت دیگری داشته است؟ و چه شده است که اینک شرکای اختناق، از این سردار سازندگی، چهره یک دموکرات طرفدار "شورایی کردن رهبری" و مخالف "نظامی" گری، به نمایش می گذارند؟ آیا مگرهمین رفسنجانی نبود که حتی "منتقدین دلسوز"! را نیزبه تخت شکنجه می بست، و به "خودی" ها نیز میدان نمی داد؟  

ظاهرا دعوا بر سر رأی دادن به رفسنجانی و شرکاء چنان اوج گرفته است، و این "فعالان سیاسی" چنان دستپاچه شده اند که هر کدام به طرقی، شتابان می خواهند "در دل دوست به هر حیله رهی پیدا کنند"!(1)

این است که یکی دیگر از شرکای "خط ضد امپریالیستی"، که از چهره های شناخته شده و همواره حامی "انتخابات" و "اصلاحات" می باشد، چنان از حضور مهدی کروبی و باند سیاسی وی به وجد آمده است که از خود بی خود شده و در مطلبی در یکی از سایت ها، با ذوق و شوق بسیاری در راستای حمایت از این شیخ "اصلاح طلب"، جن و انس را فرا می خواند تا این شیخ را برای رسیدن به قدرت، یاری نمایند:

"دو هفته به انتخابات شوراها مانده و دوست دارم این بار آرزوی خود را برای این انتخابات با صدای بلند فریاد کنم. فریاد کنم که در انتخابات شوراها دلم می‌خواهد دست فرشتگان و ملائک از آستین درآید و، هر آنجا که نامزدی مورد اعتماد و خادم هست، تمام صندوق‌های رای را بسودش پر کند. دلم می‌خواهد با صدای بلند آرزو کنم که، در تهران، فرشتگان و ملائک آنقدر رای بسود ائتلاف، به پیش کسوتی شیخ مهدی کروبی، به صندوق‌ها بریزند که تمام رقبا مایوس شوند. آرزو دارم من هم، مثل همه آن فرشتگان و ملائک، مثل همه دخترها و پسرها و پدرها و مادرهای جان سوخته، مثل همه فدائی‌ها و توده‌ای‌ها و ملی مذهبی‌ها و تحکیم وحدتی‌ها و دیگران، مثل همه جمهوری‌خواهان، فردای روز انتخابات لبخندی بر لبانم بنشیند و بگویم: "خوب شد که این ها آمدند. اگر آنها می‌آمدند بدتر بود. حالا ببینیم این‌ها چه می‌کنند". دوست داشتم بگویم "من حرف مشترکم، مرا فریاد کن".

البته از اینان که از همان آغاز حاکمیت سرکوب گر رژیم پس از انقلاب، چشم خویش را بر تمامی واقعیات بستند و در زیر بیرق امام جماران نشین، به مبارزه با "شیطان بزرگ" مشغول شدند، انتظار دیگری جز این نرفته و نمی رود. اما اینکه، در اوج بی اعتنایی مردم، آنها را به شرکت در انتخابات تشویق کردن، به جز خوش رقصی و آستان بوسی آخوندهایی که سعی می کنند با پنبه سر ببرند و به قول حافظ "چون به خلوت می روند، آن کار دیگر می کنند"، هیچ مفهوم دیگری ندارد. تشویق مردم به شرکت در انتخابات، بدین معنی است که با فرا خواندن آنها به شرکت در این خیمه شب بازی های سیاسی، شعور و درک سیاسی آنها را به تمسخر گرفته ایم. مردم ما در دوره پیشین "انتخابات" شورای شهر و مجلس هفتم، با تحریم و عدم حضور در آن، عملا نشان دادند که هیچ باوری به نتیجه این رأی گیری ها ندارند و آمد و رفت این یا آن جناح تأثیر ملموسی بر زندگی آنها نخواهد داشت.  

بدیهی است که اگر ما به این جمله قصار "حضرت امام راحل"(2) که "میزان رای ملت است"!! باور داشته باشیم، و نیز باور داشته باشیم که در "جمهوری اسلامی" مثل جوامع دموکراتیک، این مردم هستند که سرنوشت خود را تعیین می کنند، و این مردم هستند که آینده را رقم می زنند، آنگاه بایسته است که دست افشان و پای کوبان، مردم را به شرکت در انتخابات تشویق کنیم! اما آیا نباید پرسید که رأی ملت برای چی و به چه کسی؟ و با کدام ابزارهای دموکراتیک؟ امروز دیگر هر عنصری که الفبای سیاست و مبارزه را بداند، بر این امر آگاه است که در این نظام مردم کسی را انتخاب نمی کنند. منتخبین از پیش و توسط "شورای نگهبان" انتخاب شده اند و وظیفه مردم شرکت نمایشی در رأی دادن، برای تأیید این کاندیدهای از پیش تعیین شده می باشد. اگر در مواردی غیر از این نیز باشد، به جز بازار گرمی، و داغ نگه داشتن تنور "انتخابات"، انگیزه دیگری موجود نیست!

به علاوه چگونه می توان مردم را تشویق به شرکت در انتخابات رژیمی کرد که از همان آغاز ایجاد خود با کشت و کشتار، و با خون شریف ترین و پاکباز ترین نسل این سرزمین، آبیاری شده است؟ و به راستی با تکیه بر کدام وجدان بشری و انسانی، می توان برای "اصلاح طلبان" به تبلیغ و ترویج پرداخت؟ آن هم اصلاح طلبانی که در دهه های شصت و هفتاد خورشیدی، با شمشیر آخته بر مخالفین واقعی رژیم یورش می بردند و از کشته پشته می ساختند و هم اینک نیز در صف آنها موسوی تبریزی ها، اکبر رفسنجانی ها، و محمدی گیلانی ها حاکم شرع همان روزهایی حضور دارند که عربده کشان فتوا صادر می کردند تا مجاهدین و مبارزین را در همان خیابان ها و بدون هیچ محاکمه ای اعدام کنند؟ و مگر نتیجه انتخاب شدن "اصلاح طلبان" به جز ریاست و فریبکاری تا کنون چه بوده است؟

و این همه در حالی است که رژیم، مأیوس و نومید از حضور مردم در "انتخابات"، به تلاش هایی مذبوحانه برای کشاندن مردم به پای صندوق های رأی، به هر حیله ای دست می زند تا شاید در مردم تحرکی ایجاد کنند. 

بی تفاوتی مردم اما اینک به جایی رسیده است که آخوندها به شیوه عجیب و غریب "جشن تکلیف" متوسل شده اند تا با کشاندن دانش آموزان به پای صندوق های رأی، جای خالی دارندگان حق "رأی" را پر کنند. به نوشته روزنامه متعلق به دار و دسته حسین شریعتمدار، کیهان، رژیم با کشاندن پای سران رژیم در مدارس، به تلاشی چشمگیر دست زده است تا با فریفتن دانش آموزان و افزایش برگه های رأی، شرکت مردم در انتخابات را آنچنان که خود می خواهد به تصویر بکشد:

"استاندار تهران در اين مراسم، ضمن تبريك جشن تكليف و بلوغ سياسي دانش آموزان رای اولی، گفت: حضور رای اولی ها در صندوق های رای، اشتياق بزرگترها را براي حضور در پاي صندوق های رای، بيشتر می كند.
فخريان نيز در اين مراسم گفت: امسال 4 ميليون نفر از دانش آموزان كشور واجد شرايط رای دادن هستند. وی، با اشاره به تأثير فراوان مشاركت دانش آموزان در انتخابات، تصريح كرد: دانش آموزان موثرترين افرادی هستند كه آگاهانه و پرشور در انتخابات شركت می كنند.
فخريان خطاب به رای اولی ها تصريح كرد: انتخاب، پرسش كردن و نظر دادن حق شما است اما اين حق يك تكليف به دنبال دارد".
(3)

"انتخاباتی" که با همه ی گزینش های از پیش تعیین شده، در تقلب، دروغ و فریب کاری، چنان پیش رفته و می رود که حتی صدای یکی از چهره های مخوف فساد و سرکوب، یعنی یونسی، وزیر پیشین اطلاعات رژیم را هم درآورده است:  "يونسی از تلخی ‌های انتخابات نيز گفت و از ورود روش‌های غير اخلاقی و غيردينی در  تبليغات انتخاباتی نظيرهتك حرمت، وارد كردن اتهام به رقيب، شايعه پراكنی و تحقير  به عنوان سنت‌های گروههای تروريستي ياد كرد و از عدم وجود امنيت اخلاقی در جامعه  ابراز تأسف نمود .وزير سابق اطلاعات با يادآوری تبليغات سازماندهی شده عليه هاشمی رفسنجانی در  انتخابات رياست جمهوری گذشته وعده داد كه در فرصت مناسبی جريان اين هتاكی ‌ها را  افشاء كند .وی همچنين از روش‌هايی كه براي خارج كردن قاليباف از رقابت‌های انتخاباتی رياست  جمهوری بكار گرفته شد خبر داده است". (4)

"انتخاباتی" که طی سالیان متمادی، در ایران تحت حاکمیت ملایان به عمل آمده است، نه تنها با قواعد دموکراتیک، ارتباط و پیوندی نداشته است، بلکه برآیند و دست آوردهای آن تا کنون، تنها حفظ رژیمی بوده است که از همان آغاز، با نفی حقوق و حاکمیت ملت، از هیچ جنایتی درحق آنها فرو گذاری نکرده است. تشویق مردم به شرکت در این انتخابات، بدین معناست که یا ما تا کنون از تاریخ هیچ نیاموخته ایم و یا نمی خواهیم چیزی بیاموزیم. و اینکه ما نمی خواهیم از خود بپرسیم کدام "انتخابات" و کدام نتیجه؟    

بر این اساس، و در همین راستا وظیفه و رسالت اصلی همه نیروهای جدی و مخالف کلیت رژیم که رسیدن به دموکراسی، آزادی و برابری را در دستور کار خویش قرار داده اند، تحریم همه ی "انتخاباتی" است که در چهارچوب رژیم ولایت فقیه صورت می پذیرد. "انتخاباتی" که همانند تمامی سیستم های دیکتاتوری، تأیید حکومت ها را در دستور کار خویش قرار می داده است. و نتایج آن نیز با توجه به فریب کاری و مخدوش نمودن آراء مردم، و فریفتن ساده لوحان و خوش رقصان، تحکیم روابط با متحدین و همپیمانان سیاسی، و طولانی شدن عمر این رژیم ها بوده است. مردم ما، امروز نشان خواهند داد، که هیچ اعتمادی، به هیچکدام از جناح ها و باندهای این رژیم نامشروع، ضدمردمی و سرکوب گر ندارند!

_____________

1) طاعت ار دست نیاید، گنهی باید کرد... در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد! (البته آن دوست – خالق هستی – کجا و این "دوست" کجا؟!!

(2) که به سبک رضاخان میرپنج، هیچ حق انتخابی برای مردم باقی نگذاشتند؛ یا "آری" یا "نه" و این یعنی "میزان رأی ملت" از دیدگاه بنیانگزار رژیم جنایت و سرکوب!

3) روزنامه کیهان، چهارشنبه، 24 آذر 1385

4) همشهری آنلاین

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



[تاریخ ارسال: 23 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: امید رهگذر]  [ OMIDERAH@HOTMAIL.COM ]  
سلام و آفرین به آقای فیاض با این مقاله دقیق و روشنگرانه. به نظر من هر کس اندکی فهم و شناخت سیاسی داشته باشد متوجه منابع نقل قول ها می شود بخصوص اینکه نویسنده دانشمند در این زمینه اشارات واضحی داشته اند .آقایان ضعف دانش سیاسی خود را به گردن مقالات نویسندگان فرهیخته ما نگذارید. با تشکر مجدد از آقای فیاض و سایت محترم دیدگاه   

[تاریخ ارسال: 18 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: علی فیاض]  [ alifayyaz1@yahoo.se ]  
با احترام به نظر دوستان منتقد:
من هیچ مورد خاصی در رابطه با اشاره به شخص و یا جریانی که از آنها نقل قول آورده بودم، نداشتم، و هیچ تمایلی هم به پنهان کاری ندارم! تنها دلیل مشخص نکردن منبع، این بود که نمی خواستم آنها را "مطرح" کرده و بدین وسیله "مبلغ" آنها شوم. فقط همین. اما در اینجا برای رد هرنوع ابهام و ایهامی ، یاد آوری می کنم که نقل قول نخست از فرخ نگهدار مندرج در سایت "ایران امروز" و نقل قول بعدی از حزب توده در سایت "راه توده" آمده بود! با تشکر از حساسیت دوستان و خوانندگان "یاد داشت هفته".
  

[تاریخ ارسال: 18 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: parvaneh]  [  ]  
متشکرم اما دیگر چه جای پنهان کردن نام
گرده با اشخاصی ست که از آن ها نقل قول می کنید. تا کی پنهان کاری. متاسفم برای شما

___


علي ناظر: خواهش مي کنم اسم مستعاري انتخاب کنيد که شامل نام و نام خانوادگي (معقول) باشد. اين آخرين نظر از اين نظردهنده (با حروف لاتين) است که ثبت مي شود.

  

[تاریخ ارسال: 18 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: رضا]  [  ]  
حد اقل نوشتن یک مفاله این است که وقتی نقل قولی می شود از نویسنده یا گوینده اش نام برده شود و در زیر نویس هم مشخصات آن نقل قول داده شود وگرنه کل آن کار اعتبار خود را از دست می دهد. درس کلاس اول! با این جور مطلب نوشتن همه چیز که مبهم است. شما که ماشالاه باید این چیزها را خوب بدانید

___


علي ناظر: خواهش مي کنم اسم مستعاري انتخاب کنيد که شامل نام و نام خانوادگي (معقول) باشد. اين آخرين نظر از اين نظردهنده (با نام رضا) است که ثبت مي شود.

  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.