شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

دولت و انقلاب در ایران
پیشگفتار به «دولت و انقلاب» اثر لنین

مازیار رازی

لنين کتاب «دولت و انقلاب» را در اوت- سپتامبر 1917 در مخفی گاه خود به رشته تحرير در آورد. انديشه ی ضرورت تنظيم تئوريک مسأله دولت در نيمه دوم سال 1916 به توسط لنين اظهار شده بود. درهمان زمان بود که مقاله ی «انترناسيونال جوانان» را نوشت و در آن خط مشی انحرافی بوخارين را درباره ی مسأله ی دولت مورد انتقاد قرار داد و وعده کرد مقاله مفصلی در باره روش مارکسيزم نسبت به دولت بنويسد.

شناخت ماهیت دولت همواره یکی از مسایل محوری مارکسیزم بوده است. لنین در این کتاب به درستی به یکی از مسایل اساسی آن دوره اشاره کرده و در مقابل انحرافات موجود مقابله می کند. کتاب «دولت و انقلاب» لنین برای شناخت دولت سرمایه داری در ایران بسیار حائز اهمیت است. زیرا در جامعه ما نیز اختشاش و سردرگمی در مورد دولت سرمایه داری همواره توسط گرایشات سانتریست و خرده بورژوا و استالینیست وجود داشته است.

در واقع می توان اذعان داشت که بدون شناخت ماهیت دولت سرمایه داری،  ماهیت انقلاب آتی و رهبری آن انقلاب نیز مورد درک دقیق قرار نمی گیرد. برخی مفهوم دولت را با حکومت اشتباه می گیرند. با استبداد سرمایه داری مخالفند اما از نهادهای آن موجود در آن حمایت می کنند. دولت سرمايه داری از ديدگاه مارکسيستی بسيار فراتر از اينها ست. فردريک انگلس بدرستی تعريف دولت را به "دسته افراد مسلح" خلاصه می کند. بی شک دولت افزون بر مسلح ساختن طبقه حاکم و خلع سلاح کردن طبقات توليد کننده، کارکردهای ديگری نيز دارد. اما در تحليل نهائی، کارکرد دولت اِعمال زورِ بخشی از جامعه عليه بخشی ديگر است. هيچ چيز در تاريخ به اين نظریه بورژوا- ليبرال صحه نمی گذارد که دولت از يک "قرار داد" و يا يک "پيمان" ناشی شده که تمامی اعضای جماعت آزادانه آن را پذيرفته اند. همه چيز نشانگر آن است که دولت برآيند زور و قهری است که عده قليلی عليه سايرين اعمال می کند.

هر چند که در تحليل نهائی، دولت دسته افراد مسلح است و هر چند که قدرت طبقه حاکم در وهله نهائی متکی بر جبر قهرآميز است، با اين همه دولت نمی تواند خود را منحصراً به اين جبر محدود سازد. جامعه طبقاتی ای که فقط از راه قهر مسلحانه پايدار است، در وضع جنگ داخلی دايمی، يعنی در منتهی درجه بحران، بسر می برد.

بنابراين برای تثبيت حاکميت يک طبقه بر طبقه ای ديگر، برای هر مدتی که باشد، مطلقاً ضروری است که توليد کنندگان، يعنی اعضای طبقه تحت يوغ استثمار، تصرف افزونه توليد اجتماعی توسط اقليت را به منزله امری اجتناب ناپذير، جاودانی، و به حق به پذيرد. از همين روست که دولت صرفاً عامل اختناق نيست، بلکه عامل ادغام ايدئولوژيک نيز هست. اين کارکرد را "سازندگان ايدئولوژی" بعهده دارند. بيشتر افراد به کمک تبلیغاتی که در مدرسه يا در مساجد آموخته اند، و افزون بر اين به کمک آرائی که از تلويزيون، راديو،آگهی ها و يا روزنامه ها به امانت گرفته اند، می انديشند. از اينرو توليد جاری آرا و نظام پندارها که آن را ايدئولوژی می ناميم بسيار محدود بوده و تا حدود زيادی در انحصار اقليت کوچکی از جامعه است.

در هر جامعه طبقاتی ايدئولوژی حاکم ايدئولوژی طبقه حاکم است. دليل اصلی اين امر اينست که توليد کنندگان ايدئولوژی به صاحبان افزونه توليد اجتماعی وابستگی مادی دارند. در سده های ميانين هزينه زندگی شاعران، نقاشان و فيلسوفان را مستقيماً اشراف و کلسيا (که گذشته از اشراف، خود بزرگترين مالک فئودال بود) می پرداختند. زمانی که اوضاع اجتماعی و اقتصادی دگرگون شد، بازرگان و بانکداران، ادب، فلسفه و هنر را در پناه لطف خود گرفتند. اينجا نيز وابستگی مادی عريان بود. پيدايش توليد کنندگان ايدئولوژی که ديگر سر راست وابسته به طبقه حاکم نباشند تا ظهور سرمايه داری بطول انجاميد. ولی اين توليدکنندگان ايدئولوژی نيز برای "بازار آزادی" کار می کنند که  سرمايه داران و دولت بورژوايی تنها خريداران آنند.

ايدئولوژی حاکم هر چه که باشد، کار کردش جز تثبيت شکل موجود اجتماع، يعنی تثبيت حاکميت طبقاتی چيز ديگری نيست. قانون شکل غالب مالکيت را حمايت و توجيه می کند. خانواده نيز همين نقش را دارد، و مذهب به استثمار شدگان می آموزد که سرنوشت خود را بپذيرد. آرمان های سياسی و اخلاقی حاکم از راه سفسطه يا بيان فقط نيمی از حقايق می کوشند حاکمیت طبقه حاکم را توجيه کنند.

دولت سرمايه داری در داخل ايران نیز شامل نماز جمعه ها،  رسانه های عمومی، مطبوعات، نهادهای کارگری وابسته به دولت هست. مانند خانه ی کارگر، شوراهای اسلامی کار، حزب اسلامی کار، تمام اينها ابزار دولت و ابزار سرکوب سرمايه عليه طبقه ی کارگر هستند.

دولت ايران در مجموع درعصر كنونی همواره يك دولت سرمايه بوده است. زيرا كه سلطه ی انحصارات بين المللی در اقتصاد ايران منجر به پيدايش يك دولت سرمايه داری شد. اما، برخلاف دولت های سرمايه داری غربی، دولت ايران ما حصل يك انقلاب بورژوا دمكراتيك نبوده، كه محصول دخالت مستقيم امپرياليزم بوده است. نظام سرمايه داری توسط امپرياليزم، از بالا جايگزين يك نظام پيشا سرمايه داری شد.

از اينرو، دوران انقلاب دمكراتيك در ايران (از لحاظ انتقال قدرت دولتی به بورژوازی و نه از لحاظ تحقق تكاليف دمكراتيك)، سپری شده است. قدرت دولتی در دست بورژوازی است و هيچ بخشی از آن در انقلاب سهيم نخواهد بود.

چنانچه ماهيت طبقاتی دولت فعلی، بورژوايی باشد و چنانچه اين دولت قادر نباشد كه تكاليف مركب انقلاب را حل كند، پس بديهی است كه تنها طبقه كارگر قادر به حل نهايی مجموعه تضادهای جامعه است. در نتيجه، انقلاب آتی نيز يك انقلاب كارگری است. در ايران، علی رغم تعداد قليل طبقه كارگر نسبت به ساير زحمتكشان، اين طبقه تنها طبقه ای است كه قادر به بسيج ساير قشرهای تحت ستم و تدارك انقلاب در راستای حل تكاليف آن تا به آخر است. بديهی است كه دولت آتی، پس از سرنگونی دولت سرمايه داری، تنها يك دولت پرولتری است. به سخن ديگر، «رهبری» در دست طبقه كارگر است. متحدان طبقه كارگر نيز در انقلاب آتی، صرفاً دهقانان فقير و نيمه پرولترها (و زنان و مليت های تحت ستم) هستند. اما، در دوره پيشا انقلابی می توان حول مسائل خاص عملی با ساير قشرها، با حفظ استقلال سياسی، در «اتحاد عمل»ها عليه رژيم سرمايه داری شركت كرد.

مفهوم «رهبری» كارگری در انقلاب نيز اينست كه قدرت سياسی بايستی در دست طبقه‌ی كارگر باشد (اكثر آراء در دولت انقلابی از آن نمايندگان كارگران و دهقانان فقير است- يعنی «نظام شورايی»). منظور از «انقلاب كارگری» نيز آغاز انقلاب سوسياليستی است. پس از سرنگونی دولت سرمايه داری در ايران، طبقه كارگر و متحدانش متشكل در دولت كارگری، آغاز به حل تكاليف مركب دمكراتيك و ضدسرمايه داری می كنند. ديوار چينی حل تكاليف دمكراتيك و ضدسرمايه داری را از هم جدا نمی كند.

اما، با آغاز انقلاب كارگری در يك كشور، جامع (از لحاظ اقتصادی) «سوسياليستی» نخواهد شد. ساختن سوسياليزم يك مسئله ملی نيست. سوسياليزم صرفاً در سطح بين المللی قابل تحقق است. در يك كشور عقب افتاده مانند ايران، می توان ساختمان سوسياليزم را پس از تسخير قدرت،آغاز كرد (اقتصاد با برنامه را مستقر كرد)، اما نمی توان آن را در محدوده يك كشور به پايان رساند. سوسياليزم صرفاً در مقياس بين المللی و پس از انقلاب های سوسياليستی، حداقل در چند كشور پيشرفته به پيروزی خواهد رسيد. اما، اين به اين مفهوم نيست كه بايد امر تدارك انقلاب های سوسياليستی را به تعويق انداخت. تسخير قدرت توسط پرولتاريا بايد در هر كشوری كه شرايط ذهنی (رهبری انقلابی) آماده ای داشته باشد، آغاز گردد. اين خود پيروزی انقلاب ها را در ساير كشورها تسريع می كند. دوره كنونی، دوره طغيان های توده ای و انقلاب های كارگری است. در ايران نيز وضعيت عينی برای تسخير قدرت آماده است. در نتيجه وظيفه سوسياليست های انقلابی تدارك برای تسخير قدرت توسط پرولتاريا و آغاز انقلاب سوسياليستی است.

کتاب «دولت و انقلاب» برای درک انقلاب آتی در ایران ضروری است.   

آذر 1385

 

«دولت و انقلاب» اثر لنین

http://www.iwsn.org/aashr/1/lnin/dolt/pdf.htm

 

آرشیو مازیار رازی

http://www.iwsn.org/aashr/2/razi/razi.htm

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
مازیار رازی:



[تاریخ ارسال: 18 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: kianoush Lahiji]  [ kianoush79@hotmail.com ]  
ترجمه زیبا و قابل درکی است اما کو گوش شنوا
انقلاب سوسیالیستی در ایران امروز خوابی بدونن صبح است.
ای کاش رهبران سازمانها و احزاب بعد از انقلاب 1357 می نوانستدن یک اپوزسیون با تاکتیک @دولت و انقلاب@ تشکیل می دانند. حتی در 28 سال بعد از شکست جنبش انقلابی کسی پیدا نشد از این ترجمه تئوری انقلابی استفاده کنند با اینکه در چندین مرحله فرصت های پیش آمده بود و یکی از مراخل شاید امروز ایران باشد.البته نه برای انقلاب لینینی بلکه تاکتیک@ دولت و انقلاب@
در این سال ها بارها رهبر سازمانی خود را لینن و محمد همزمان اعلام کرد اما همه اش برای فریب مریدانش بوده است و از دفتر خرب و سازمانش به کوچه شهر ها کشور نرسیده فراموش شده است.
  

[تاریخ ارسال: 15 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: فرزين]  [  ]  
انگلس در "تکامل سوسياليسم از تخيل به علم" می نويسد: "ما هنوز در آلمان و انگلستان برای پياده کردن نتايج انقلاب فرانسه در تلاش هستيم." يعنی اينکه؛ تا زمينه های سوسياليسم- که از جمله نتايج انقلاب بورژوا-دمکراتيک است- فراهم نباشد، نمی توان شيرجه در حوض کوثر سوسياليسم زد.
و ما در ايران، هنوز منتظر برداشت از نتايج انقلاب مشروطه هستيم. جنبش ملی کردن نفت و تلاش مصدق می توانست فرارويی جنبش مشروطه به دستاوردهای جنبش بورژوا-دمکراتيکی باشد، که زمينهء ساختاری وجود صنعت ملی و بوجود آمدن پرولتاريا را فراهم کند. و هزار افسوس، که حزب توده نقشی چنان مخرب بازی کرد.
در کشوری که 75% مردمش بيسوادند، هنوز آب و برق و بهداشت و جادهء آسفالت و کتابخانه و هزار چيز ديگر ندارد، که نمی شود سوسياليسم پياده کرد، عزيز من!
پرولتاريا بايد دورانی از مکتب مبارزات سنديکايی را از سر گذرانده باشد، بايد حد اقل رفاه اجتماعی فراهم باشد، تا فرهنگ پرولتری پايه بگيرد. اصولا با اينهمه تغييرات سريع دنيای امروزی، حد اقل سواد مردم جامعه بايد ديپلم دبيرستان باشد، تا کارگر بتواند بفهمد "حکومت کارگری" يعنی چه.
شاغلام، شاطر نانوايی سر کوچهء ما، بسيار انسان شريفی است. اسمال آقا هم بسيار مکانيک خوب و شريفی است. ولی نه شاغلام را می توان به وزارت امور خارجه برگماشت، و نه اسمال آقا را به وزارت صنايع و معادن. در نتيجه، رفقای حزب کارگران، که دانش آموخته و نخبه هستند، همهء امور را زير نظر خودشان خواهند گرفت و بوروکراسی و زندان و اردوگاه کار اجباری و ... را به نام شاغلام و اسمال آقا برپا خواهند کرد. و خود شاغلام و اسمال آقا، اگر شانس بياورند، سر از اردوگاه کار اجباری در خواهند آورد.
  

[تاریخ ارسال: 20 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: خسرو رازانی]  [  ]  
شعارهایی که در این مقاله پشت سر هم و بدون پیوستگی ساختاری ردیف شده اند، سال هاست که در بطن آزمون تاریخی نخ نما و تو خالی شده اند. طبقه کارگر پیشتازی، که آگاه و متعهد و متشکل برای به دست گرفتن قدرت سیاسی در قالب یک دولت کارگری تلاش کند، در ایران امروز وجود خارجی ندارد و تنها در اذهان تعدادی شیفتگان ابدی تئوری های دیروزی و پریروزی حضور دارد. با وجود رژیم خونخوار جمهوری اسلامی هیچ امیدی به امکان تشکل معدود کارگران آگاهی که در ایران هستند، نیز وجود ندارد.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.