شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۳۰ آوریل ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

«آزادى، برابرى، سوسياليسم يا بربريت؟»

بهرام رحماني

  

bamdadpress@telia.com

 

 «آزادی، برابری، سوسیالیسم یا بربریت»، یکی از شعارهای دانش­جویان دانشگاه تهران در گرامی­داشت 16 آذر بود. دانش­جویان چپ و سوسیالیست، این شعار و ده­ها شعار دیگر سیاسی _ طبقاتی، هم­چون تبعيض جنسيتى ملغى بايد گردد؛ آپارتاید جنسی، این تحقیر انسان است؛ آزادی زن، همیشه همیشه؛ رهایی جامعه، رهایی زنان است؛ مردم نان مى­خواهند نه بمب؛ نه جنگ می­خواهیم نه بمب اتم، یک زندگی بهتر می­خواهیم برای مردم؛ جنبش دانش­جویی متحد جنبش کارگری و جنبش زنان؛ تصميم ما بر اين است كه از زندگى بد بيش­تر از مرگ بهراسيم و غیره را در دانشگاه­های کشور فریاد زدند. آنان با عزم و اراده قوی و متحدانه مطالبات و خواست­ها و شعارهای خود را با جدیت پیگیری می­کنند. بنابراین، واقعیت­ها و شواهد نشان می­دهند که توازن قوا در دانشگاه­ها، به سوی گرایش چپ و سوسیالیستی و عدالت­خواهی چرخیده است.

گرایش سوسیالیستی، در مراسم­ گرامی­داشت 16 آذر امسال دانشگاه­ها، به حدی با شکوه و قدرتمند بود که حتی گرایشات بورژوایی و رسانه­ها و غیره نیز نتوانستند آن را پرده­پوشی کنند.

خمینی، در اوایل انقلاب 1367 مردم ایران، در یکی از سخنرانی­هایش گفته بود که طرفداران من در قنداق هستند. خمینی، با این حرف می­خواست نشان دهد کودکانی که در جمهوری اسلامی، چشم به جهان می­گشایند با تربیت و آموزش اسلامی بزرگ شده و طرفدار سیستم بورژوایی اسلامی خواهند شد. اما برخلاف پیش­بینی خمینی، این دانش­جویانی که در حاکمیت خونین جمهوری اسلامی، در زیر زور و ستم و اختناق و فقر و فلاکت اقتصادی بزرگ شده­اند اکنون، با شهامت بی­نظیری پرچم آزادی و برابری و سوسیالیسم را در دانشگاه­های سراسر کشور به اهتزاز درآوده­اند. جمهوری اسلامی، حتی با عنوان «انقلاب ضدفرهنگ» برابری­طلبانه و آزادی­خواهانه در دانشگاه­ها را حدود سه سال بست تا دانش­جویان و استادان سکولار و چپ و سوسیالیست را از دانشگاه­ها تصفیه کند. فراتر از ان سهم بیش­تری به نیروهای سپاه و و بسیج و خانواده شهدا و حزب­الهی اختصاص داد، آموزش مذهبی برقرار کرد تا از این طریق دانشگاه­ها را با موازین و سیاست­های ضدانسانی جمهوری اسلامی منطبق سازد. اما همه این طرح­ها یکی پس از دیگری با شکست مواجه شد. قرار بود دختران خانه­نشین شوند اما اکنون بیش از شصت درصد دانش­جویان کشور را دانش­جویان دختر تشکیل می­دهند. در چنین شرایطی، اگر خمینی، زنده بود و این سطح از آگاهی سیاسی و اجتماعی و طبقاتی و حرکت با شکوه دانش­جویان را می­دید، اجبارا بار دیگر جام زهر را سر می­کشید.

چند سالی بود که گرایشات راست و ناسیونالیست و مذهبی حاکم و اپوزیسیون راست از جبهه ملی تا طیف سلطنت­طلبان، بر سر مبارزه دانش­جویان حساب پس­انداز سیاسی باز کرده بودند. اما 16 آذر امسال همه تحلیل­ها و حساب و کتاب­هایشان زیر و رو شد. زیرا گرایش چپ و سوسیالیستی دانش­جویان در همه دانشگاه­های سراسر کشور، با طرح شعارها و سخن­رانی­ها و تحصن و تظاهرات و تصویب قطعنامه­های خود در روز دانش­جو، اجتماعی­تر و قدرتمندتر از هر زمان دیگر ظاهر شد. اگر مضمون و محتوای شعارها و سخن­رانی­ها و قطعنامه­های 16 اذر امسال دانش­جویان را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم، به این نتیجه می­رسیم که جنبش دانش­جویی نه تنها بر علیه همه جناح­ها و کلیت جمهوری اسلامی، بلکه بر علیه گرایشات راست و لیبرالی و امپریالیستی نیز موضع صریح گرفته است. این یک دستاورد بزرگی برای جنبش کارگری کمونیستی ایران است. از این رو باید آن را ارج نهاد.

تاکنون دانش­جویان چپ و سوسیالیست صدها­ها نشریه و وب­لاگ تاسیس کرده­اند که یا مشمول تیغ برنده سانسور شده­ است و یا دست­اندرکاران آن­ها با در آگاهی به همه خطرات احتمالی، هم­چنان با شهامت و جسارت بی­نظیری به مبارزه بر حق و عادلانه فرهنگی و سیاسی و اجتماعی خود ادامه می­دهند.

اعتراضات دانش­جویان سراسر کشور که به مناسبت گرامی­داشت 16 اذر، روز دانش­جو تشدید شده است، هم­چنان ادامه دارد. بنا براین، خیزش جدیدی در دانشگاه­های سراسر کشور پدید آمده است که با اعتراض شدید دانش­جویان دانشگاه امیرکبیر­(پلی­تکنیک) به حضور احمدی­ئژاد در این دانشگاه، با هو کردن و سوزاندن عکس­هایش در مقابل جشمان از حدقه در رفته و ناباور او و صدها نیروی امنیتی و بسیجی و دانش­جویان دانشگاه­های سپاه که با هدف­های امنیتی و کنترل فضا به این دانشگاه آورده شده بودند، ابعاد تازه­ای پیدا کرده است.

بدین ترتیب، دانشگاه­های سراسر ایران، به مناسبت روز  دانش­جو، بار ديگر شاهد یک حرکت مهم به لحاظ محتوایی در تاريخ پر فراز و نشيب جنبش دانش­جویی ایران بود. در حالی که کلیه نیروهای جمهوری اسلامی، بسیج شده و در مقابل دانشگاه­ها و مراکز نظامی نزدیک به دانشگاه­ها به حال آمده­باش درآمده بودند، دانش­جویان سراسر کشور، با برگزاری تجمعات و راهپیمایی به استقبال این روز شتافتند و خواست­ها و مطالبات خود را فریاد زدند.

لازرم به یادآوری است که گرامی­داشت ١٦ آذر امسال، همواره از طرف مسئولین دانشگاه­ها با ممانعت­های مختلف روبرو می­شد. اما با این وجود دانش­جویان در روزهای مختلف این روز را گرامی داشتند. در این­جا به نمونه­هایی از گرامی­داشت روز 16 اذر در چند دانشگاه اشاره می­کنیم.

 

واقعه 16 آذر 1332

با کودتای سال 1332 ارتش شاه با حمایت و پشتیبانی دولت­های امپریالیستی به ویژه ایالات متحده آمریکا، به ویژه دانش­جویان در مقابل این کودتا و کودتاگران دست به مقاومت زدند. با این کودتا حکومت پهلوی جرات و جسارتی  پیدا کرد تا دوباره جنبش­های اجتماعی را سرکوب کند و اختناق مطلق حاکم نماید. حدود سه ماه از گذشت کودتا و هم­زمان با ورود نیکسون به ایران، دانش­جویان به عناوین مختلف اعتراضات خود را گسترش دادند.

روز 18 آذرماه 1332،‌ قرار بود ریچارد نیکسون، معاون رئیس جمهور وقت ایالات متحد،  به ایران بیاید. روز 14 آذر ماه، دانش­جویان دانشگاه تهران، در  اعتراض به مسافرت نیکسون و ورود دنیس رایت، کاردار جدید سفارت انگلیس به ایران، دست به  تظاهرات می­زنند. روز 15 آذرماه، این تظاهرات بدون مجوز از دانشگاه به خیابان­ها کشیده ­شد. نیروهای حکومت نظامی و چاقوکشان طرفدار شاه، به دانش­جویان معترض حمله کرد. فردای آن روز، یعنی 16 آذر، مامورین حکومت نظامی، در اطراف دانشگاه  مستقر ­گردیدند. در ساعت ده صبح، عده­ای از مامورین حکومت نظامی برای دستگیری دانش­جویان معترض، وارد دانشکده فنی می­شوند. در این ساعت، دانش­جویان سر کلاس­های درس بودند. نظامیان با گستاخی  وارد کلاس­های درس می­شدند تا دانش­جویانی را که مدنظرشان بود دستگیر کنند. دانش­جویان در برابر این گستاخی نظامیان، به محوطه دانشگاه ریختند و دست به اعتراض زدند. در این موقع نیروهای حکومت نظامی، دانش­جویان را به گلوله بستند و سه دانش­جوی معترض به نام­های شریعت رضوِی، بزرگ نیا و  قندچی را به قتل رساندند و تعدای دیگری را نیز زخمی و دستگیر کردند. بدین ترتیب، دانش­جویان رسالت خود در دفاع از آزادی و رفاه و عدالت اجتماعی را به کودتاگران وحشی به رهبری محمدرضا شاه و حامیان امپریالیستی او نشان دادند. از آن تاریخ، روز 16 آذر به روز گرامی­داشت این سه دانش­جوی جان باخته و روز دانش­جو نامیده شد. 

حمله مامورین حکومت نظامی شاه، به حریم دانشگاه و کشتار دانش­جویان، در صدر گزارش رسانه­های جهانی آن دوره قرار گرفت و رسوایی حکومت شاه جهانی شد. حکومت شاه، پس از این جنایت تاریخی­اش، هرگز نتوانست پایگاهی برای خود در دانشگاه­های کشور دست و پا کند. از این رو، فضای حاکم بر دانشگاه از همان تاریخ کشتار دانش­جویان تا سرنگونی حکومت دیکتاتوری پهلوی، فضای چپ و رادیکال بود.

حکومت جمهوری اسلامی نیز که از دل چرکین حکومت سلطنتی و با حمایت و پشتیبانی بورژوازی داخلی و بین­المللی قدرت گرفت و انقلاب مردم ایران را به خونین­ترین شکلی سرکوب کرد نیز فقط با بستن دانشگاه­ها تحت عنوان «انقلاب فرهنگی»، فرهنگ ارتجاعی و عقب مانده خرافات مذهبی را با تصفیه دانش­جویان و استادان چپ و سوسیالیست و سکولار تحمیل کرد که آن هم سرانجام با مبارزه و جانفشانی و جسارت و شهامت دانش­جویان معترض پیشرو و رادیکال و برابری­طلب و عدالت­خواه شکست خورد.

 

دانشگاه تهران

بنا به گزارش­های منتشر شده از مراسم روز دانش­جو در دانشگاه تهران، نیروهای سرکوبگر، روز چهارشنبه 15 آذر، تمام در­های دانشگاه را قفل و زنجير کرده بودند و اجازه ورود و خروج به دانش­جویان نمی­­دادند. به مراجعین می­گفتند دانشگاه تا شنبه تعطيل است.

مامورین یازده دستگاه اتوبوس شركت واحد را پشت سر هم در مقابل در اصلی دانشگاه قرار داده بودند تا مردم وقایع دانشگاه را نبینند. اما مردم هم شعارهای نوشته شده بر روی پلاکاردها و هم شعارهایی که دانش­جویان فریاد می­زدند را با حساسیت دنبال می­کردند.

سرانجام دانش­جویان پس از آن که موفق شدند به کمک دیگر دانش­جویانی که در بیرون دانشگاه قرار داشتند در ۱۶ آذر را بشکنند با راهپیمایی به سمت سر در دانشکده فنی دانشگاه تهران رفتند. جمعیت این دانش­جویان، بالغ بر بیش از دو هزار نفر تخمین زده شده است. دانش­جویان معترض در حین راهپیمایی و تجمع در دانشکده فنی از جمله شعار می­دادند: دانش­جوی می­میرد ذلت نمی­پذیرد؛ وزیر بی کفایت استعفا استعفا؛ آزادی مساوات تحریم انتخابات؛ مرگ بر دیکتاتور؛ مرگ بر استبداد؛ کارگر، دانش­جو، اتحاد اتحاد؛ زندانی سیاسی آزاد باید گردد؛ اسانلو، زرافشان آزاد باید گردند؛ توپ، تانك، بسيجی ديگر اثر ندارد؛ محمود احمدی­نژاد، عامل تبعيض و  فساد؛ بسيجی حيا كن دانشگاه رو رها كن؛ برپاخیز، از جا كن، بنای كاخ دشمن؛ و...

دانش­جویان در مقابل سر در اصلی دانشکده فنی تجمع کردند و هر لحظه بر تعداد آن­ها افزوده  می­شد و چند تن از فعالین دانش­جویی سخن­رانی برای تجمع­کنندگان سخن­رانی کردند.

از جمله بهزاد باقری، بیانیه­ای را از طرف فعالین «چپ رادیکال» دانشگاه­های تهران خواند که در آن ضمن حمایت از خواست دانش­جویان مبنی بر حق آزادی بیان و حق تشکل­های مستقل دانش­جویی به مسائل صنفی ـ سیاسی دانشگاه خصوصا تفکیک جنسیتی که ظلم به زنان دانش­جو است اشاره شده بود. همچنین در بخش دیگری از این بیانیه، بر لزوم اتحاد استراتژیک بین جنبش­های دانش­جویی ـ کارگری و زنان صحبت شده بود. همچنین در این بیانه تاکید شده بود که تمامی زندانیان سیاسی خصوصا ناصر زرافشان، وکیل خانواده­های قربانیان قتل­های زنجیره­ای و منصور اسانلو، رئیس هیات مدیره سندیکای کارگری، باید آزاد شوند. و در نهایت از مبارزات آزادی­خواهانه و برابری­طلبانه جنبش دانش­جویی، جنبش طبقه کارگر و جنبش زنان حمایت شده بود. 

شعارهایی که در این زمان سر داده شد: دانش­جو می­میرد ذلت نمی­پذیرد؛ مرگ بر استبداد؛ مرگ بر دیکتاتور؛ ستاره دانش­جو مدال افتخار است؛ آزادی مساوات تحریم انتخابات؛ اسانلو زرافشان آزاد باید گردد؛ زندانی سیاسی آزاد باید گردد؛ دانش­جو کارگر اتحاد اتحاد؛ و...

بر روی پلاکاردهایی که دانش­جویان در دست گرفته بودند شعارهای زیر نوشته شده بود: آزادی، برابری -سوسیالیسم یا بربریت؛ زرافشان ـ اسالنو آزاد باید گردد؛ سه خودکشی دو مرگ یک قتل این است دانشگاه؛ آزادی بیان و تشکل مستقل؛ دیوارهای استبداد فرو خواهد ریخت؛ رهایی جامعه رهایی زنان است؛ تشکل کارگری ایجاد باید گرد؛ از مبارزات کارگران سندیکا شرکت واحد حمایت می­کنیم؛ ستاره­ها را به آسمان باز گردانید نه کارنامه دانش­جویان؛ جنبش دانش­جويی متحد جنبش كارگری و جنبش زنان  است؛ تبعيض جنسی ملغی بايد گردد؛ هر گونه دخالت خارجي در تعيين سر نوشت  مردم ايران محكوم است؛ تصميم ما بر اين است كه از زندگی بد بيش­تر از  مرگ بهراسيم؛ ما از مبارزات و مطالبات طبقه كارگر حمايت می­كنيم؛ کشتار در کردستان محکوم باید گردد؛...

 در ادامه این مراسم، پیام دکتر ناصر زرافشان، وکیل خانواده­های قتل­های زنجیره­ای خطاب به دانش­جویان قرائت شد. زرافشان، در پایان پیام خود، با بیان این که با شما یک سینه سخن دارم، نوشته بود: «اما در شرایطی که ممنوع الملاقات بوده و حتی از دیدار خانواده نیز محرومم، ارتباط با شما و سخن گفتن با شما برایم ممکن نیست.»

در پایان، پیام ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی را می­خواستند بخوانند که با اعتراض شدید تمامی دانش­جویان حاضر در تجمع روبرو شد. دانش­جویان به تبعیت از طیف چپ رادیکال  با سر دادن شعار و اعتراض اجازه ندادند پیام دبیرکل نهضت آزادی خوانده شود و نماینده این جریان را با شعارهای «مزدور برو بیرون» محکوم کردند. سرانجام پیام یزدی نیمه تمام قطع شد. 

بنا به گزارشات منتشر شده، مراسمی نیز توسط بسیجی­ها از جانب فعالین انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران­(طیف سنتی، ائتلافی از جبهه مشارکت و نهادهای امنیتی)، در تالار فردوسی دانشکده ادبیات  برگزار شده بود که در آن حمیدرضا جلایی پور و مصطفی تاجزاده سخن­ران بودند حدود 30 - 20 تن از دانش­جویان در آن حضور داشتند.

همچنین در تجمع دانش­جویان دانشگاه تهران، فعالین لیبرال و دوم خردادی چندین بار شعار «شرکت در انتخابات خبرگان و شوراهای اسلامی» سر دادند که با مخالفت شدید و هو کردن دانش­جویان روبرو گردید و متقابلا شعار «آزادی، مساوات، تحریم انتخابات» سر داده شد. علاوه براین، یکی از سخن­رانان نیز هنگامی که به نوعی «شرکت در انتخابات» را تبلیغ می­کرد، به دلیل مخالفت شدید دانش­جویان سخن­رانی او قطع گردید و ناچار شد موضوع صحبت خود را تغییر دهد. 

بعد از پایان سخن­رانی­ها، دانش­جویان در حالی که پلاکاردها را بالا برده بودند، به سمت سردر اصلی دانشگاه تهران راهپیمایی کردند. 

دانش­جویان در زمان تجمع در پشت سر در اصلی دانشگاه تهران، بر علیه نیروهای سرکوبگر انتظامی - امنیتی از جمله شعار می­دادند: نیروی انتظامی خجالت خجالت؛ پلیس مزدور نمی­خوایم حکومت زور نمی­خوایم؛ کارگر، دانش­جو اتحاد اتحاد؛ زندانی سیاسی آزاد باید گردد؛ و...

دانش­جویان تا دیر وقت در دانشگاه به صورت پراکنده حضور داشتند تا فضای امنیتی خارج دانشگاه تعدیل شود و سپس با احتیاط و با رعایت اصول امنیتی دانشگاه را ترک کردند.

 

دانشگاه سهند تبریز

روز سه شنبه ۱۴ آذر 1385، دانش­جویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز، در صحن علنی این دانشگاه صنعتی، تجمع کر دند تا بزرگ­داشت روز دانش­جو را گرامی بدارند. در اين مراسم که بین ساعات 12 تا 14 برگزار شد، حضور گسترده دانش­جويان و وجود پلاکاردهايی در حمايت از حقوق پايمال شده خود و جامعه برحسته خاصی به این مراسم داده بود. دانشگاه زنده است؛ دانش­جو به پا خيز؛ انقلاب فرهنگی دوم را محکوم می­کنيم؛ يار دبستانی ستاره بر سينه­ات چه می­کند؛ قتل، مرگ و اخراج دانش­جويان را محکوم می­کنيم؛ دانش­جوی زندانی آزاد بايد گردد؛ اتحاد آزادی برابری؛ و... شعارها و پلاکاردهايی بود که در تجمع گسترده دانش­جويان تبریز به چشم می­خورد.  

در اين مراسم تعدادی از دانش­جويان، درباره موضوعاتی چون عدم حق برگزاری مراسم حتی در روز دانش­جو، وجود فشار و اختناق در جامعه، تفتيش عقايد از طريق مشاهده و تجاوز به حريم شخصی دانش­جويان در سايت کامپيوتر، حيف و ميل بودجه عمومی توسط بسيج، اعتراض به سلب آزادی بيان انديشه و اقدامات مسئولين دانشگاه، اقدامات معاونت جديد دانش­جويی در راستای تفکيک جنسيتی­ و...، سخن­رانی کردند. تجمع، با قرائت قطعنامه و هم­خوانی سرود يار دبستانی به پايان رسيد. قطعنامه تجمع دانش­جويان دانشگاه سهند تبريز بدين شرح است: «سکوت آغاز نيستی است اما زننده­تر از آن، انفعال است. انسان منفعل، خود مرگ است. تلاش حکومت­های مستبد همواره در جهت منفعل کردن دانش­جو است و در اين راه از هيچ ابزاری فروگذار نمی­کند. اما جنبش دانش­جويی نشان داده که همواره در برابر ظلم، بيداد، استبداد و استثمار سکوت نخواهد کرد و با اسلحه تفکر، پايه­های استبداد و ظلم را در خواهد نورديد. جنبش دانش­جويی با دو خاصيت اصلی خود، يعنی آرمان­خواهی و استقلال از قدرت، همواره حکومت­های مستبد را به چالش کشانده و سايه­های ترس را از حريم جامعه زدوده است.

جنبش دانش­جويی به عنوان زنده­ترين جنبش موجود در ايران، که بيش از نيم قرن از حيات خويش را پشت سر گذاشته، هيچ­گاه اسير سياست بازی نمی­شود و به صورت هدفمند و با برنامه به سوی بزرگ­ترين شعارهای خود، که نيازهای متن جامعه­اند، حرکت می­کند. مبارزه با فقر، تلاش برای آزادی، عدالت و برابری، همواره در متن حرکات فعالان دانش­جويی بوده و خواهد بود.

ما دانش­جويان دانشگاه صنعتی سهند نيز آزادی، عدالت و برابری را فرياد می­زنيم و ضمن حمايت از تجمع روز چهارشنبه­(۱۵ آذر) در مقابل دانشگاه تهران و دعوت از همگان برای شرکت گسترده در آن، به مسئولين تماميت­خواه نظام و مسئولين دانشگاه تک صدايی هشدار می­دهيم که شعله خاموشی­ناپذير جنبش دانش­جويی نه تنها هيچ­گاه خاموش نمی­شود، بلکه همواره پايه­های حکومت ظلم و جور را در خواهد نورديد. زنده باد آزادی، زنده باد برابری دانشگاه صنعتی سهند تبريز، ۱۴ آذر ۱۳۸۵»

 

دانشگاه فردوسی مشهد

تریبون آزادی از ساعت ۱۲ در آمفی تئاتر کانون فرهنگی دانشگاه فردوسی برگزار شد. سخن­رانان در این تجمع که تا ساعت ۱۴ ادامه داشت مسائل مختلفی از جمله برخورد انتظامات با دانش­جویان، وضعیت نامناسب خوابگاه­ها و دخالت انتظامات در روابط خصوصی دانش­جوها، آزادی پوشش، اتحاد دانش­جویان با جنبش کارگری، جنبش زنان و آزادی مطبوعات صحبت کردند.

ابتدا این تریبون آزاد، درگیری مختصر با انتظامات که قصد جداسازی دانش­جویان دختر و پسر را داشت ایجاد شد که مامورین انتظامی، با مقاومت دانش­جویان مجبور به عقب­نشینی شدند. حدود ۴۰۰ نفری که در این تجمع شرکت کرده بودند با  در دست داشتن پلاکاردهای مختلف چون آزادی، برابری؛ آزادی مساوات تحریم انتخابات؛ مرگ بر استبداد،؛ اسانلو و زرافشان باید آزاد شوند؛ جنبش زنان، جنبش کارگری، جنبش دانش­جویی اتحاد اتحاد؛ دانشگاه پادگان نیست؛ و...

در پایان این این تجمع، بیانیه دانش­جویان دانشگاه فردوسی مشهد، به مناسبت روز دانش­جو قرائت گردید. در مقدمه بیانیه می­خوانیم: «جنبش­های بزرگ جهان،‌ پیروزمندی­های خود را پیش از هر امر دیگر،‌ از درک نقادانه تجربه­ای کسب می­کنند که در تاریخ زنده مبارزه­شان، هر لحظه آن را پشت سر می­گذارند.

انتظار بازگشت جنبش دانش­جویی ایران به مسیر پاکوفته ‌«اصلاحات»‌ و تکرار پروژه شکست خورده « دنباله­روی از امیدواران به مراجع قدرت»،‌ نفی مغرضانه و آگاهانه تک­تک امکانات نویافته پیروزی این جنبش در حرکت به سوی خواسته­های بر حق آن است...

آگاهی جنبش از این حقیقت که او عضو پوینده و متکاملی از اندام­واره (‌ارگانیسم)‌ رو به رشد جامعه ایران بوده و از این­رو در ارتباط و هم­سرنوشتی ارگانیک با دیگر جنبش­های مترقی این جامعه است، ‌هم­اکنون دانشگاه و دانش­جویان را از قالب تنگ یک صنف سیاسی معترض به در آورده و آن را به جنبشی اجتماعی و همبسته ناگزیر مبارزات پیگیر کارگران،‌ زنان، جوانان و دیگر گروه­ها و اقشار تحت ستم جامعه تبدیل کرده است. سیاسی­گری امروزی جنبش دانش­جویی،‌ به همین سبب می­بایست از عضویت اکتیو اجتماعی و دخالت­گری پیگیرانه او در هر امر کوچک و بزرگ جامعه ایران نشأت گیرد.

امسال ۱۶ آذر روزی­ست که دانشگاه­های سراسر کشور رو به جامعه ایستاده و تداوم مبارزه شان برای دست­یابی به جامعه­ای آزاد و برابر برای همگان را به یکایک مردم اعلام می­کنند. تجربه کنونی جنبش دانش­جویی،‌ در کنار تجربه مبارزات سرسختانه طبقه کارگر و جنبش آزادی­خواهانه زنان ایران،‌ محصول آگاهی این جنبش­ها از این حقیقت است که «‌دست یابی به مطالبات بر حق مردم تنها به نیروی اتحاد مردمی و بریدن قاطعانه از هرگونه دخالت از بالا و یا از خارج ممکن است.»‌

با در نظر گرفتن چنین حقایقی ست که امروز جنبش دانش­جویی اعلام می­کند که خواسته­های خود را نه از طریق متوسل شدن به درگاه مراجع قدرت داخلی و خارجی،‌ بلکه با اصرار قاطعانه دانش­جویان بر اتکا به نیرو و اراده آگاهانه خود مردم ایران به شرح زیر دنبال می­کند...» دانش­جویان این دانشگاه، مطالبات و خواست­های خود را زیر بیانیه فوق، در هشت بند فرموله کرده­ بودند.

 

دانشگاه مازندران

گرامی­داشت روز دانش­جو، در پردیس مرکزی دانشگاه مازندران (بابلسر)، با خواندن سرود و شعارهای صنفی - سیاسی آغاز گردید و با راهپیمایی، به سوی در دانشکده علوم انسانی و اجتماعی با تریبون آزادی ادامه یافت. تعدادی از شعارهایی که روی پلاکاردهای این تجمع به چشم می‌خورد عبارت بود از: دانش­جو می‌میرد ذلت نمی‌پذیرد؛ مرگ سه دانش­جو در سه هفته شرمتان کجا رفته؛ یک زمین یک نژاد؛ آزادی برابری برای همه، رهایی زن رهایی جامعه است؛ اعدام جزای هیچ گناهی نیست؛ دانش­جو کارگر اتحاد اتحاد، زندانی سیاسی آزاد باید گردد؛ ما در راه رهایی چیزی جز زنجیرهایمان برای از دست دادن نداریم و  ...  در این تجمع با شکوه‌، حدود ۷۰۰ نفر از فعالین دانشگاه مازندران­(بابل، بابلسر، ساری) شرکت کردند. فضای حاکم بر این تجمع نیز مانند دانشگاه تهران، مشهد، تبریز و...، فضای چپ بود.

بنا به گزارش خبرگزاری کار جمهوری اسلامی «ایلنا» «در اين مراسم كه روز سه‌‏شنبه 14 آذر، با حضور بيش از 700 دانش­جو برگزار شد، حضور نيروهای انتظامات به طرز چشم­گيری افزايش يافته بود و اين نيروها كارت برخی دانش­جويان را ضبط كردند.»

اين تجمع، لحظاتی با دخالت نيروهای حراست و فيلم‌‏برداری از سخن­رانان به تشنج كشيده شد. در این لحضات، دانش­جویان شعار می­دادند: حراست حیا کن دانشگاه را رها کن؛ دانش­جو می­میرد ذلت نمی­پذیرد؛ به حضور نیروهای حراست و فیلم­برداری از سخن­رانان اعتراض کردند.

 

دانشگاه آزاد سنندج

دانش­جویان دانشگاه آزاد سنندج، گرامی­داشت روز دانش­جو را روز پنج­شنبه 23 آذر ماه، یعنی یک روز قبل از مضحکه انتخابات شوراهای شهر و روستا، مجلس خبرگان و میان دوره­ای مجلس شورای اسلامی، در محوطه اصلی این دانشگاه، برگزار کردند. زیرا مسئولین دانشگاه­ ازاد سنندج همانند دیگر دانشگاه­ها، به دانش­جویان اجازه نداده بودند که مراسم خود را روز 16 آذر برگزار کنند.

دانش­جویان، مراسم خود را ساعت 11 صبح، با بر افراشتن پلاکاردهایی با عناوینی هم­چون مرگ بر دیکتاتور؛ مرگ بر استبداد؛ آزادی، برابری؛ هرگونه دخالت خارجی در تعیین سرنوشت خود را محکوم می­کنیم و دانش­جو می­میرد ذلت نمی­پذیرد، آغاز کردند.

نیروهای حراست و بسیج دانشگاه که قصد جلوگیری این تجمع را داشتند اقدام به جمع­آوری پلاکاردها و بازداشت حاملان پلاکاردها کردند. در این لحظه دانش­جویان دیگر به حمایت از این اعتراض و مقابله با عوامل حراست پرداختند و به صف دانش­جویان معترض پیوستند. تعداد دانش­جویان بالغ بر ٣٠٠ نفر بود، با سر دادن شعارهایی هم­چون  مرگ بر دیکتاتور؛ مرگ بر استبداد؛ آزادی برابری؛ دانش­جو می­میرد ذلت نمی­پذیرد؛ دانش­جو دانش­جو حمایت حمایت حمایت؛ به حرکت اعتراض خود ادامه دادند. نیروهای لباس شخصی و اطلاعاتی اقدام به عکس­برداری از متحصنین می­کردند که با بی­توجهی دانش­جویان روبرو شدند.

در طول این حرکت، چندین دانش­جو، در اعتراض به سیاست­های سرکوب­گرانه رژیم سخن­رانی کردند و سرود خواندند.

در پایان بیانیه تشکل دانش­جویی «هاوری» که از چند روز قبل در «نشریه هاوری» منتشر شده بود، خوانده شد و با استقبال گسترده دانش­جویان روبرو شد. دانش­جویان پس از یک ساعت اعتراض و با طرح خواست­های خود به اعتراض پایان دادند

بیانیه تجمع دانش­جویان دانشگاه آزاد سنندج، به شرح زیر است: «آذر فرا رسید. امسال در حالی این روز را گرامی می­داریم که سرکوب و استبداد به تمامی قد علم کرده و در برابر تمام خواست­های انسانی جامعه قرار گرفته است.

امروز بار دیگر شاهد هجوم سرکوب­ها و دستگیری­ها که با تفسیر غلط برخی از مسئولین ناآگاه به وقایع امروز می­باشیم، که هم­چنان در گذشته نیز این امر معمول بوده است، شاهد اعتراضات گسترده فریادهای همیشه زنده دانش­جویان هستیم که هیچ­گاه از مبارزه در راه آزادی و برابری باز نخواهد ایستاد.

امروز دانشگاه زنده است و در تاریخ مبارزاتی خود به نقطه عطف تعین کننده­ای رسیده است. دیگر زمان آن رسیده است که سرکوبگران حقوق بشر باید به این واقعیت پی ببرند که فریادهای در گلو خفته این قشر بیدار جامعه هیچ­گاه خفه نخواهد شد و همواره برای جامعه­ای آزاد و برابر مبارزه می­کند. ما نیز با نام و تشکل دانش­جویی هاوری دانشگاه آزاد سنندج، خواسته­های خود را نه از طریق متوسل شدن به درگاه مراجع قدرت داخلی و خارجی، بلکه با اصرار قاطعانه و اتکا به نیرو و اراده آگاهانه خود به شرح زیر اعلام می­داریم: - جامعه­ای آزاد و برابر و بدون هرگونه تبعیض قومی، نژادی، طبقاتی و جنسی؛ - پا فشاری به حق بدیهی آزادی بیان، اندیشه و مطبوعات؛ - آزادی فعالیت تشکل­ها و نشریات مستقل دانش­جویی مصون از هرگونه تیغ سانسور و سرکوب؛ - حمایت از دانش­جویان ستاره دار و خواستار لغو احکام صادر شده برای آن­ها؛ خواستار آزادی بی­قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی؛ - محکوم کردن قتل دانش­جوی دانشگاه سبزوار و محاکمه عاملان آن؛ - محکوم کردن اخراج و بازداشت فعالین کارگری؛ - محکوم کردن و لغو احکام صادره برای فعالین دانش­جویی و حمایت از آنان.»

 

هو کردن احمدی­نژاد در تهران

محمود احمدی­نژاد، رییس جمهوری اسلامی، صبح دوشنبه 20 آذر برابر با 11 دسامبر، در ميان تدابير شديد امنيتی و با حضور تعداد زیادی بسيجی، به قصد سخن­رانی در دانشگاه پلی تکنيک، حضور يافت. همچنین با برنامه­ريزی­های قبلی نهادهای امنيتی، برای در اختيار گرفتن سالن توسط دانش­جويان دانشگاه امام حسين(دانشگاه وابسته به سپاه) که صبح دوشنبه با اتوبوس به اين دانشگاه منتقل شده بودند.

برنامه با نوحه خوانی و سينه زنی بسيجيان آغاز شد، رو به اغتشاش رفت. دانش­جويان جسور و معترض در ابتدا اجازه سخن­رانی به دکتر رهايی، ریيس انتصابی دانشگاه امير کبير ندادند و با قرار گرفتن احمدی­نژاد در پشت تريبون، وی را هو کردند.

در اين ميان درگيری شديد فيزيکی بين فعالان انجمن پلی تکنيک و دانش­جويان بسيجی اين دانشگاه، رخ داد. اوضاع در سالن محل سخن­رانی به حدی متشنج شد که با شروع سخن­رانی احمدی­نژاد، دانش­جويان با سر دادن شعارهای: «مرگ بر ديکتاتور»، «مرگ بر استبداد»،  «دانش­جو می­ميرد ذلت نمی­پذيرد»، «دروغگو برو گمشو» و «محمود احمدی­نژاد، عامل تبعيض و فساد»، «نظامی حيا کن دانشگاه را رها کن» و...، نسبت به حضور وی در دانشگاه شدیدا اعتراض کردند. دانش­جويان، عکس احمدی­نژاد را در سالن به آتش کشيدند. چند بار در انتهای سالن و پشت در سالن ترقه منفجر شد و احمدی­نژاد، در حالی که برآشفته شده و کنترل خود را از دست داد بود، گفت: توپ، تانک، مسلسل ديگر اثر ندارد، و اگر هزار بار هم عکس من را آتش بزنيد، من به راه خودم ادامه می­دهم...

همچنين احمدی­نژاد، در خصوص دانش­جويان سه ستاره با لحن تمسخرآميزی گفت: دستور می­دهم به دانش­جويان سه ستاره درجه ستوانی بدهند؟! که اين مسئله با اعتراض شديد دانش­جويان اميرکبير مواجه شد و دانش­جويان رئيس جمهور را بیش­تر هو کردند. اين مسئله با اعتراض شديد احمدی­نژاد، مواجه شد. وی، دانش­جويان معترض را عامل آمريکا خواند و آن­ها را به گرفتن پول از بيگانگان متهم کرده اما خاطر نشان کرد همه آن­ها را دوست دارد و با آن­ها «مهرورزی؟!» خواهد کرد. وی، همچنين دانش­جويان را به بی­حيا بودن متهم کرد. احمدی‌نژاد، گفت: شما به من توهين می­کنيد اما من جواب شما را با آرامش خواهم داد! سرانجام در ادامه احمدی­نژاد، کنترل خود را از دست داد و با خشونت تهديد کرد که دانش­جونماها را به صلابه می­کشيم.

سخن­رانی احمدی­نژاد، تحت تاثير فضای متشنج سالن و همچنين درگيری­های شديد فيزيکی ميان دانش­جويان خارج از سالن و دانش­جويان بسيجی چندين بار قطع شد.

اخبار اين واقعه در بخش­های مختلف خبری تلویزیون جمهوری اسلامی، بدون این که تصویری از سالن را نشان دهد با عنوان دروغ و غیرواقعی «ديدار صميمی رئيس جمهور با دانش­جويان»، پخش شد. فقط در يک بخش خبری کانال 2، فيلم صحنه کوتاهی از آتش زدن عکس احمدی­نژاد و تشنج در گوشه­ای از سالن نيز پخش شد. اما تصاویر زیادی از صحنه­های آتش زدن عکس­های احمدی­نژاد و درگیری با بسیجی­ها در سایت­های اینترنتی متشر شده است.

اعتراض دانش­جویان هنگامی بالا گرفت که محمود احمدی­نژاد، هیچ پاسخی به سئوالات دانش­جویان درباره حقوق بشر، آزادی بيان و حق تحصيل و اخراج برخی دانش­جويان نداد.

از زمان به قدرت رسيدن محمود احمدی­نژاد در تابستان سال گذشته، اين اولين بار است که سخن­رانی وی با اعتراض علنی و شدید حاضرين به هم می­خورد.

همچنین دانش­جویان دانشگاه شیراز، وزیر کشور احمدی­نژاد را که در این دانشگاه سخن­رانی کرده بود، هنگام جواب دادن به سئوالات هو کردند.

اعتراض دانش­جویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر­(پلی  ‌تکنیک)، پس از واقعه روز دوشنبه 20 آذر نیز نامه سرگشاده­ای خطاب به احمدی­نژاد نوشتند. همچنین آنان روز پنج­شنبه 23 آذر، به دیدار با رئیس‌جمهوری دعوت شده بودند که از حضور در این  جلسه خودداری کردند. «نگار زمان‌فر» از دانش­جویان این دانشگاه در گفتگو با  خبرنگار آفتاب، در این‌باره گفت: «روزی که آقای احمدی‌نژاد به دانشگاه ما تشریف  آوردند مشخص نبود به دعوت چه کسی در دانشگاه حضور یافتند به اعتقاد من این یک دعوت  تحمیل شده بود.» 

زمان‌فر گفت: «آقای رئیس‌جمهور، به دانش­جویان پلی‌تکنیک  توهین می‌کنند و بعد از ما می‌خواهند در یک جلسه عمومی حضور بیائیم. به همین  دلیل امروز هیچ دانش­جویی از این دانشگاه به دیدار رئیس جمهور نرفته است و اگر کسی  به عنوان دانش­جویی پلی‌تکنیک در آن­جا صحبت کند، از بچه‌های ما نیست.»

دانش­جويان دانشگاه اميركبير، هم­چنان ادامه دارد. آنان،‌ روز دوشنبه 28 آذر، در مراسمی كه با عنوان سوگ ‌شعور برگزار شد، در صحن دانشگاه شمع روشن كردند. يك فعال دانش­جويی در اين باره به خبرنگاران گفت: پيش از اين شورای صنفی، درخواست مجوز برگزاری اين مراسم نمادين را به دانشگاه داده بود اما با اين برنامه موافقت نشد و در این بین دانش­جویان آمدن احمدی­نژاد و سخن­رانی وی نیز، در هفته‌ گذشته در اين دانشگاه، توهین به دانش­جويان می­دانستند، در صحن دانشگاه، شمع روشن كردند. بدین ترتیب، اعتراض دانش­جویان پلی­تکنیک، بر علیه احمدی­نژاد، به عناوین مختلف ادامه دارد.

احمدی­نژاد، در آستانه انتخابات شوراها و مجلس خبرگان، برای بازار گرمی این انتخابات که دانش­جویان در مراسم­های 16 آذر خود شعار تحریم را فریاد زده بودند و از سوی دیگر با هدف مرعوب کردن دانش­جویان آزادی­خواه و چپ و سوسیالیست و روحیه دادن به دانش­جویان حزب­الهی، به دانشگاه پلی­تکنیک رفت، اما  به اصطلاح دست از پا درازتر دانشگاه را ترک کرد.

 

جمع­بندی

بيش از ٥ دهه ‌است که دانش­جویان آزادی­خواه و چپ روز ١٦ آذر را به اعتراض عمومی عليه ديکتاتوری حکومت سلطنتی و جمهوری اسلامی و مداخلات امپرياليستی تبدیل کرده­اند. در این روز فریاد اعتراض بر حق دانش­جویان عليه اختناق و سانسور و استثمار سیستم سرمايه‌داری، در دانشگاه­های سراسر ایران طنین­انداز است.

امروز جنبش دانش­جويی با صدای بلند اعلام کرده است كه خواسته­های خود را نه از طريق متوسل شدن به این و یا آن جناح جمهوری اسلامی و نه قدرت خارجی،‌ بلكه با اتكا به نيرو و اراده آگاهانه خود در پیوند و همبستگی با جنبش کارگری دنبال می­کند.   بنابراین، دانشگاه­های کشور به سنت دیرینه خود که سنت آزادی­خواهی و چپ و سنگر آزادی و برابر و روشنگری است برگشته­اند.

پس از انقلاب 1357 مردم ایران، جمهوری اسلامی تحت نام «انقلاب فرهنگی» که جز تصفيه دانشگاه‌ها از دانش­جویان و استادان سکولار و چپ و سوسیالیست و برقراری خرافات ارتجاعی و پوسیده مذهبی و کهنه چیز دیگری نبود، دوره­ای توانستند گرایش چپ دانشگاه­ها ر ا به حاشیه برانند. با ظهور جناح «دوم خرداد» جمهوری اسلامی، دفتر تحکیم وحدت را بر دانشگاه­ها غالب کردند. اما به دنبال هجوم وحشیانه نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی، نیمه شب 18 تیر به خوابگاه دانش­جویان دانشگاه تهران و سرکوب وحشیانه دانش­جویان، انگیزه مهمی شد که دانش­جویان در سطح وسیعی دست به اعتراض بزنند. هر چند که این حرکت اجتماعی، به وحشیانه­ترین شکلی سرکوب شد و هنوز هم دانش­جویان آزادی­حواهی چون احمد باطبی در زندان به سر می­برند یا اکبر محمدی را به طرز مشکوکی در زندان به قتل رساندند، شکاف عظیمی در جنبش دانش­جویی روی داد. و آن سربلند کردن افتخارآمیز گرایش سوسیالیستی در دانشگاه­های سراسر کشور است. این جنبش سال به سال صف خود و شعارهایش را از گرایشات لیبرالی و رفرمیستی تمایز کرده و به پیوند با جنبش کارگری و جنبش زنان تاکید دارد. زیرا دانش­جویان سوسیالیست نیک می­دانند که تنها با تقویت جنبش کارگری و سرنگونی سرمایه­داری و حکومت حامی سرمایه می­توان به یک جامعه انسانی آزاد و برابر در همه عرصه­های اقتصادی، ملی و جنسی دست پیدا کرد و به استثمار انسان از انسان پایان داد. با چنين تحولات و دستاوردهایی جنبش‌ دانش­جویی در راه اعتلا و تحول طبقاتی گام نهاده است.

در چنین شرایطی، همه ارگان­ها سرکوبگر جمهوری اسلامی، هم­چون بسيج دانش‌جوئی، کميته‌های انضباطی و نمايند‌گان ولی فقيه و غیره در دانشگاه­ها رعب و وحشت ایجاد می­کنند تا سیاست­های غیرانسانی خود را پیش ببرند. وزارت علوم جمهوری اسلامی نيز در راستای سیاست­های پلیسی، در تعطيلی تشکل­ها و نشريات دانش‌جوئی، اخراج دانش‌جويان از دانشگاه و معرفی دانش­جویان فعال سیاسی معترض به ارگان­های امنیتی فعال است. اما دانش‌جويان آزادی­خواه و برابری­طلب و سوسیالیست در مقابل این همه وحشی­گری ارگان­های سرکوبگر حکومت مقاومت کرده و به مبارزه برحق خود ادامه می­دهند.

بدین ترتیب، جنبش دانش­جويی ایران، از 16 آذر 32 تاكنون فراز و نشیب­های بسياری را پشت سر گذاشته و تجارب فراوانی کسب کرده است. اگر جمهوری اسلامی، و یا قبل از آن حکومت شاه، تمام تلاش­های ارتجاعی و سیاست­های سرکوبگرانه خود را به کار گرفت تا دانشگاه­ها را یا با سیاست­های دیکتاتوری و ارتجاعی ملی و مذهبی خود هم­گام سازد، یا با توطئه و سرکوب دانش­جویان را مرعوب کند، اما این جنبش هر بار که سرکوب شده و زمین افتاده دوباره برخاسته و قوی­تر و محکم­تر به جایگاه و سنگر آزادی­خواهانه چپ و سوسیالیستی خود برگشته است. اکنون نسیم آزادی و برابری و پیوند جنبش دانش­جویی با جنبش کارگری و جنبش زنان و جنبش­های حق­طلب مردم تحت ستم ایران، از دانشگاه­های کشور وزیده است. نسیمی که بوی خوش آن، دیر یا زود فضای سراسر ایران را آکنده خواهد کرد.

بار دیگر گرامی‌داشت ١٦ آذر و پیگیری سازمان­دهی هر با شکوه­تر مبارزه بر علیه زور و ستم و استثمار سرمایه­داری و حکومت حامی سرمایه را به همه دانش­جویان مبارز و آزادی­خواه تبریک می­گوییم.

 

* برگرفته از جهان امروز شماره 183

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



[تاریخ ارسال: 30 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: حمید رضا ثانی-2]  [ hr.sani@phatjoint.com ]  
بهرام رحمانی عزیز مقاله ات عالی ولی بسیار طولانی بود.خواهش میکنم خلاصه تر بنویس.زنده باد آزادی, برابری,حکومت کارگری   

[تاریخ ارسال: 27 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: نيما روشن]  [  ]  
مقالات اقای بهرام رحمانی هميشه پر بار و قابل تامل و قابل خواندن هستند من شخصا به اقای رحمانی که يک انسان مبارز و انقلابی هستند درود می فرستم. تا اندازه با نظر اقای دهقانی موافق هستم. ولی من بهر حال هميشه مقالات مردمی اقای رحمانی را می خوانم. نيما روشن   

[تاریخ ارسال: 27 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
بهرام عزیز با سلام! می‌خواستم به شما بگویم که مقالات شما بیش از حد طولانی و بعضی وقتها خسته‌کننده است. شما باید در نطر داشته باشید که با خوانندگانی مواجه هستید که باید با سرعت باد و برق مطالب را خوانده و در حداقل «زمان لازم» به حداکثر « بهره‌وری» از نوشته‌های بقیه‌ی سایتها برسند. من کسانی را سراغ دارم که تا چشمشان به اسم شما می‌افتد سریع از روی آن می‌پرند و از خیر آن میگذرند. من مطلب را به این خاطر یادآوری می‌کنم که به نظر می‌رسد ، شما برای تهیه‌ی آنها زحمات زیادی را متحمل می‌شوید. پس حیف است که با این همه زحمت، فقط عده‌ی قلیلی بخشهای از نوشته‌های شما را بخوانند. چون تو یکی از دشمنان رژیم جمهوری اسلامی و از اعضای حزب کمونیست ایران هستی این « نقدک» را برایت فرستادم وگرنه کاری به طولانی بودن مقالاتت نداشتم. به امید پیروزی!   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.