شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۲ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

اعدام صدام - بربريت لخت و عور
نگاه علي ناظر

علی ناظر

وقتي طناب دار را بر گردن صدام حسين که جنايات او عليه مردم عراق بر کسي پوشيده نيست، افتاد، بي شک فاتحهء دموکراسي صادراتي جهانخواران خوانده شد.
سياستمداراني که با هزار شعار به کشوري ، بالنسبه بي دفاع، حمله کردند و به مردم وعدهء دنيايي بهتر دادند، اگر چه مردم کشور خودشان در انتخابات بعدي مي توانند رأي مخالفت خود با اشغال را به گوش جهانيان برسانند، اما در اين قتل شريکند. کارکرد اين سياستمداران و پاسداران سياست آنها که سرزمين عراق را به اشغال در آورده اند، کمتر از صدام جنايت نکردند. صدام به نام خلق عرب و «بعث» و اشغالگران «دموکرات» به نام «آزادي» مردم عراق را به خاک و خون کشاندند
زماني که، قاعدتا نبايد دور باشد، رژيم جنايتکار اسلامي سرنگون شد، بايد تمام سردمداران اين رژيم جور و ستم از بهترين امکانات دفاعي برخوردار بشوند، و مطمئن باشند که پايان جنايات آنها، اعدام نخواهد بود. نيروهاي انقلابي و راديکال و مردمي از همين امروز بايد مرز خود را با اين «بربريت لخت و عور» مشخص کنند.
نهادي و دولتي که به اعدام مسوولين دولت پيشين رضايت دهد، بي شک خود برپا کنندهء چوبه هاي دار و جوخه هاي اعدام براي مردم خود خواهد بود.
عاقبت تمام ديکتاتور ها رو برو شدن با خلق شاکي از آنهاست، اما عاقبت مردم يک کشور نبايد بربريت و جنايت باشد.
علي ناظر – 9 دي 1385

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 03 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: مهرزاد خاتوک]  [  ]  
جناب ناظر گرامی درود بر شما و انصافتان باد. برای اینکه بدانید در ایران چه واکنشهائی در رابطه با صدام وجود داشته و چه عزاداریهائی شده! اظهار خشم یکی از سایتهای داخل ایران را که البته از ملاها دفاع می کند در اینجا می آورم:http://30yasat.blogsky.com/
ایرانی هایی که برای صدام اشک ریختند!
هر چند صدام مرده و دیگر دوست نداشتم درباره این دیکتاتور خون ریز خطی را بنویسم ولی سوالاتی سبب شده کمی بیشتر توضیح بدهم. دوستانی از طریق ایمیل و دوستی خوب از طریق بخش نظرات خواهان کمی توضیح شدند ، دوست نداشتم انگشت اشاره ام را بسوی قوم و یا قومیت خاصی نشانه بگیرم ولی نمی توان هر موضوعی را سربسته نهاد و از کنارش رد شد.
ایرانی هایی که برای صدام اشک ریختند چه کسانی بودند؟ چه کسانی او را شهید می دانند؟ و کدامین انسان ها برای او مراسم عزارداری برپا کردند؟ البته همین جا بگویم متاسفانه باید برای این انسان ها لفظ ایرانی را بکار برد ، افسوس که ادب نمی گذارد با لحنی دیگر آنان را خطاب نمود. اما این ایرانی ها کجا هستند و چه می گویند؟
بهتر است محدوده جغرافی ایران را از شمال به جنوب طی کنیم. بیاییم در شهرهای اهواز - خرمشهر - آبادان - هویزه - سوسنگرد و ماهشهر(بندر امام خمینی) و چند شهر دیگر که قومیت های عرب و عرب زبان زندگی می کنند. همین جا بگویم کسانی که برای صدام اشک ریختند و مراسم عزداری برگزار کردند حسابشان با هموطن ایرانی که در ایران زندگی می کند و به زبان عربی تکلم می کنند و می داند صدام جانی و خون ریزی بیش نبود تفاوت قائل شد. بحث درباره کسانی است که در این آب و خاک زندگی می کنند و حال سنگ دیکتاتور بی شرمی مانند صدام را به سینه می زنند.
بخشی حداقلی از ساکنان شهرهای هویزه - خرمشهر - آبادان و... برای صدام عزداری کردند. چرا روزنامه های وطنی و سایت ها درباره این گستاخی ها هیچ چیزی نمی نویسند؟ چرا نمی گویند در شهر هویزه جمع بسیاری از مردم گریه می کردند و بر سر خویش می کوبیدند؟ امنیت ملی مهمتر است و یا بی شرمی کسانی که جزء اولین نفرهایی بودند که صدام و سربازان بعثی به خانه های آنان حمله کردند و حال صدای زاری و ناله هایشان زودتر از تمام مردم عالم بر هوا برخاسته است؟ چه شده؟ چرا در شهر اهواز و محله لشکرآباد مردم عزاداری کردند؟ دولت محترم کجا تشریف داشتند؟ ترس از کدامین عامل و عاملها سبب می شود در مقابل هر بی شرمی سکوت کرد و دمی بر نیاورد؟
وقتی جمعی از مردم اهواز در مقابل مصلا شهر جمع شدند و شعار جانم فدای صدام را سر می داند ، اگر همان وقت جلوی این بی آبرویی ها گرفته می شد حال شاهد چنین گستاخی های ضد ایرانی و ضد ملی نبودیم. نگاه کنید به شناسنامه های کودکان ، چه دلیلی دارد اسم صدام را برای کودکان خود انتخاب می کنند؟ این از نادانی است و یا دانانی همراه با تعصب های کور قومی؟
بعضی از کارمندان ادارت دولتی (کارمندان پالایشگاه آبادان - جهاد کشاورزی خرمشهر - اداره آب و برق آبادان و...)روز اعدام صدام سرکار نرفتند. کارت های ورود و خروج هر کارمندی را می شود نگاه کرد ، چرا آن روز نیامدند؟ آیا عرب زبان بودن و از دست دادن صدام تکریتی دلیلش بوده و یا مشکلات دیگر؟ اگر این کارمندان از سد سخت و غیر انسانی گزینش رد شدند (مطمئنا رد شدند) چرا می بایست چنین رفتاری ضد ملی و ایرانی و ضد تمام خون هایی که مردم ایران در جنگ ۸ ساله دادند چنین سکوت کرد؟
فکر می کنم مشخص شده باشد چه کسانی پرچم مشکی بر سردر خانه خود آویزان کردند و اشک می ریختند. لعنت من شامل حال این جماعت باد.
دوشنبه 11 دی ماه سال 1385
عزاداری برای صدام...
زنده و مرده دیکتاتورها مشکل آفرین است. ۳ روز است صدام به دار آویخته شده ، او دیگر بر روی زمین نیست ولی ساکنان زمین را با مردن و اعدام خود حرکت بخشیده است. از شخیصتی مانند اورتگا رییس جمهور نیکاراگوئه تا مردم فلسطین هر فرد و گروهی به اندازه فهم خویش در ماجرای اعدام واکنش نشان داده اند ، حزب کمونیست شیلی به اعدام صدام و اشغال عراق توسط نیروهای آمریکایی اعتراض کرده است ، چنین اعتراضی بخاطر تفکرات چپگرانه حزب کمونیست است و یا خواهان عدالت و آزادی هستند؟ کدام یکی بر دیگری در تفکرات آنان پیشی گرفته که حال درباره اعدام صدام بیانیه صادر می کنند؟
در فسطین عکس صدام را در کنار عرفات قرار دادند و برای رفتن صدام به سوگ نشستند. آنچه دیکتاتورها از خود بر جای می نهند نفرت ، وحشت و محبوبیت است. آنان حامل هر کدام از این پیام ها هستند. صدام نیز از این حلقه خارج نبوده است ، چنانکه دیگر دیکتاتورهای زنده و آنان که خوب می شناسیم دارای چنین وضعیتی هستند. یا در اوج و ملکوتی یا روی فرش و نفرتی.
غم و شادی برای رفتن صدام و صدامیان را کسانی خوب درک می کنند که عزیزی را از دست دادند ، نه کسانی که در روسیه در خواب ناز بودند و حال یادشان آمده با رفتن صلاح الدین ایوبی بی پدر شدند. راه دور نرویم. در همین ایران خودمان عده ای وطن فروش برای او گریه می کنند ، کسانی را می شناسم که چند روز سرکار نرفتند ، افرادی را می شناسم که از صدام به عنوان پدر خود یاد می کنند ، در ایران خودمان انسان های صدام دوست کم نیستند ، لعنت بر تمامشان که چنین رفتار می کنند.

  

[تاریخ ارسال: 01 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: فرید بینا]  [  ]  
مطمئن باشید صدام حسین در تاریخ عراق با تمام کارهائی که کرد یکی از ماندگار ترین چهره ها خواهد بود.در تاریخ آِینده عراق مجسمه او را مردم عراق خواهند ساخت.کسانی که تاریخ را با معیارهای اخلاقی بررسی می کنند اشتباه می کنند.صدام با کشته شدن به دست بوش و طالبانی و ملاهای ایران همین الان هم تبدیل شده است به شهید میلیونها نفر از مردم خاورمیانه.فیلم دار زدن او وجدان تمام اعراب و خیلی از جهانیان رات خدشه دار کرده است وتنها ملاهای ایران و مزدورانشان خوشحالی زیاد کردند.شما مقایسه کنید صدام را با خمینی. آن یکی مثلا رهبر یک انقلاب شیعی بود ولی در کدام دلی جا دارد؟؟؟ ولی این یکی در قلب میلیونها عرب زنده است!!!   

[تاریخ ارسال: 01 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: زهرا حسنی]  [  ]  
صدام هرکه بود و هر چه کرد شریف ترین رهبر شرقی در دوران معاصر بود. او را مظلومانه و ناجوانمردانه کشتند.بوش و طالبانی کثافت و یک مشت اجتنبی پرست نوکر صفت اور ا کشتند او را کشتند و مشتی آخوند مرتجع شادی کردند. خاطره صدام زخمی است خونریز بر وجدان اعراب.صدام دوباره خواهد جنگید و این بار بدون اشتباهات قبلی.به قول اسماعیل یغمائی در شعرش در باره صدام و مقایسه او با بوش خوب گفته است:درنگی ومحو میشوی و برجای می مانی!./
از پس تو بازهم/
و تا چندی خواهندت سرود!/
چندی به نفرت و لعنت/
وچندی به محبت!/
که بی هیچ شک دستان تو به خون کسانی آغشته بود/
واما دستان بیگانه ای که ترا کشت/
به خون جهانی.....
  

[تاریخ ارسال: 31 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: پیمان]  [ peyman@yahoo.com ]  
آقای آحمد باران
مجاهدین و رژیم و اعدام صدام را با هم در یک جمله ردیف میکند و یکی می داند. شما مبارزه مسلحانه را با اعدام یک شخص یکی میدانید. یا دممتان به دم ملا وصله یا خیلی از مسایل سیاسی پرت تشریف دارید.
  

[تاریخ ارسال: 31 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: احمد باران]  [ abaaraan@yahoo.fr ]  
اعدام در هر شکل آن عملیست ضد انسانی، چه از نوع ارتجاعی آن مثل اعدامهائی که آخوندهای وحشی حاکم بر کشورمان کرده‌اند، چه از نوع امریکائی آن مثل اعدام رئیس‌جمهور سابق عراق، و چه از نوع انقلابی آن مثل آنچه مجاهدین کرده و میکنند. هر سه اینها از یک آبشخور تغذیه میکنند: نفرت مبتنی بر تفکر ضد انسانی.   

[تاریخ ارسال: 31 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
دیشب من این جنایت ددمنشانه وبربری منشانه را در تلویزیون دیدم دیشب تا صبح خواب از چشمم پرید وشدیداٌ از این عمل وحشیانه گریستم این جنایت کاران امریکا وچمهوری اسلامی چگونه یک انسان اسیر را به آن شکل ددمنشانه ای کشتند این جنایت کاران این کار را در یک روز قبل از عید قربان کردند که تمام کشور های عربی در عید قربان جشن می گیرند وپایکوبی می کنند این جنایتکاران تمام خلق عرب را عزا دار کردند واقعاٌ سبعییت وحیوان صفتی برازندهء خاندان بوش است این انسان وقیح وقتی شهردار تگزاس بود چهارصد زندانی سیاسی را اعدام کرد این انسان خود جنایتکار تر از صدام است دیدبان حقوق بشر گفته است دادگاه صدام یک دادگا ه غیر قانونی وفرمایشی است عزا چه عزائیست که مرده شور گریه میکند صدام دست نشاندهء امریکا در کودتا علیه عبدلکریم قاسم بود از سال 1959 صدام در پیوند با امریکا عمل کرد وهمانطور دوست عزیز آقای رضا رودباری توضیح دادنددر جنگ ایران وعراق بهترین حامی صدام امریکا وغرب بود دیک چنی ورامسفلد دوست جان جانی صدام بود صدام اسراری داشت که اگر در یک دادگاه بین المللی محاکمه میشد آبروی بوش ونئوکانهای آمریکا را می برد وتمام اسرار وهمکاریهای خود را در رابطه با رگن وبوش پدر برملا می کرد باید گفت امریکا با این کارش به تمام دولتهای دست نشانده هشدار دار که هر که از واشنگتن پیروی نکنند سر نوشتشان طناب دار است وآلترناتیو هم دشمنان قسم خوردهء شما یعنی اخوان المسلمین وآخوند است اعدام چهره ء کریه مذهب ووسرمایه است تا خودش را بتواند حفظ کند محمد هم 750 نفر از اسیران بنی قریظه را سر برید اعدام توحش وبربریت انسان سرمایه ومذهب است چمهوری اسلامی در همان روز انقلاب برای اینکه اسرارش فاش نشود هویدا ونصیری وبسیاری از سران در جهء اول رژیم شاه را تیر باران کرد اگر این انسانها جنایتکار در یک دادگاه صالحه محاکمه میشدند بسیاری از اسرار وهمکاری آخوندها وخود خمینی با شاه افشاء میشد و رهبری دروغین خمینی برای مردم روشن می شد از این زاویه بین خمینی وبوش هیچ فرقی نیست بعضی ها خود را کومونیست خطاب میکنند ولی از اعدام دفاع میکنند واقعاٌ شرم آور است انسانی چنین به انحطاط انسانی رسیده باشد ودرست عین سرمایه ومذهب عمل کند فرق بزرگیست بین انسان انقلابی با انسان سرمایه تازه بسیاری از کشورهای سرمایه داری اروپا هم از مقولهء اعدام بیزارند از سال 1975 صدام دیگر بشکل مستقل عمل میکرد ونفت عراق را ملی اعلام کرده بود در آمد سرانه در عراق به 11000 دلار در سال 1354 رسیده بود اموزش وبهداشت رایگان در اختیار توده ها بود صدام از سال 1975 نمایندهء بورژوازی مستقل عراق در صحنهء سیاسی ظاهر شده بود دیگر به شکل مستقل عمل میکرد واین مورد تنفر واشینگتن بود در جنگ ایران وعراق این آمریکا بود که برای تسلط بر خاور میانه به صدام کمک میکرد یعنی کمک به صدام در مقابل هژمونی طلبی خمینی سیاست آمریک شده بود علی الرغم تضاد هایش با صدام صدام دشمن آخوند واسرائیل ودوست ملت فلسطین بود صدام به تمام گروهای سیاسی مثل سازمان چریکهای فدائی اقلیت وکومله کمک می کرد بیمارستانهایش برای زخمیهای کومله همیشه آماده بود در آخرین دقایق زندگی اش طناب دار را با شهامت قبول کرد وبردگی ونوکری امریکا را رد کردمن به عنوان یک سوسیالیست این جنایت را محکوم میکنم اعدام توحش سرمایه ومذهب است در اعدام صدام امریکا وجمهوری اسلامی است که خوشحال میشوند وجشن می گیرند عبدالعزیز حکیم ومالکی وجمهوری اسلامی نوکران سر سپردهء امریکا صلاحیت محاکمه صدام را نداشتند این جناتیکاران به کمک بوش عراق را اشغال کردند با اعدام صدام می خواهند جنگ داخلی را تشدید کند تا حظور امریکا را در عراق توجیه کنند وعراق را بیشتر به چاپند راستی آینده تاریخ قضاوت خواهد کرد که آیا صدام به عنوان یک بورژوازی مستقل در مقابل سرمایه ء جهانی از کشورش دفاع کرد یا نه؟ من مطمئنم اگر الان از مردم عراق رای گیری شو د 90 در صد مردم عراق با صدام بودند واین اعدام را محکوم می کنند تعویض حکومت صدام باید به دست مردم عراق انجام میشد هیچ نیروی انقلابی از اسارت کشورش دست نیروی خارجی دفاع نخواهد کرد راستی سیاست چه پیچیده است ونیروهارا به چه انحطاطی می رساند بعضی از موضع طبقهء کارگر از اعدام دفاع می کنند !!! ...   

[تاریخ ارسال: 31 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: رضا رودباری]  [  ]  
همه کسانی که به روابط پیشین آمریکا و عراق اشراف دارند میدانند که رژیم صدام حسین افزون بر یک دهه قبل، به شدت از سوی آمریکا حمایت می‌شد و اگر صدام و یارانش شایسته محاکمه و محکومیت اند ، بیش تر و پیش تر از آنها می بایست امثال ریگان و بوش و رامزفلد زیر منگنه افکار عمومی قرار گیرند که از یک سو به نظایر صدام چشمک و از سوی دیگر به آخوندها چراغ زده و می زدند.
این واشنگتن بود که زمانی سلاح‌های کشتار جمعی مورد استفاده‌ی صدام را تامین می‌کرد.
از آنجا که ایران در جنگ با عراق در موضع برتری قرار گرفت، واشنگتن از بین صدام و ایران، صدام را انتخاب کرد تا مانع سلطه‌ی ایران بر منطقه‌ی استراتژیک خلیج فارس با ذخایر نفتی عظیم آن شود.
از این رو به طور مخفیانه تکنولوژی، تسلیحات و پشتیبانی لجستیکی در اختیار صدام قرار داد تا مانع شکست عراق شود. دیدار معنی دار دونالد رامسفلد، فرستاده‌ی ویژه‌ی رونالد ریگان، رییس‌ جمهور وقت آمریکا به خاورمیانه با صدام در بغداد، موید این سیاست است. کمک آمریکا به صدام اغلب در قالب تکنولوژی‌های دوگانه بود که مصارف غیر نظامی آن‌ها قانونی بود ولی واشنگتن به خوبی آگاه بود که این فن‌آوری‌ها می‌توانند در میدان جنگ مورد استفاده قرار گیرند. سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا همچنین اطلاعات حیاتی و سرنوشت ساز از تحرکات نظامی ایران را در اختیار فرماندهان عراقی قرار می‌دادند.
حمایت آمریکا از صدام از این هم آشکارتر شد، در سال ۱۹٨۲ دولت آمریکا با نادیده گرفتن مخالفت کنگره، عراق رااز فهرست کشورهای حامی تروریسم خارج کرد. در نوامبر ۱۹٨٣ شورای امنیت ملی آمریکا فرمانی را صادر کرد که براساس آن آمریکا می‌بایست هر گونه اقدام لازم و قانونی را برای جلوگیری از پیروزی ایران درجنگ انجام می‌داد.
واشنگتن برای جلوگیری از استفاده‌ی صدام از سلاح‌های شیمیایی، هیچ کاری انجام نداد.
در ادامه‌ی دهه ۱۹٨۰ یک شبکه‌ی سری از شرکت‌های حامی عراق در آمریکا و دیگر کشورها شکل گرفت تا در جنگ به صدام کمک کنند. جنگ عراق و ایران در سال ۱۹٨٨ به پایان رسید اما صدام تا لحظه‌ی حمله به کویت در ماه اوت ۱۹۹۰ به ارتقای نظامی خود که مورد حمایت غرب بود، ادامه داد.
آپریل گلاسپی، سفیر وقت آمریکا در عراق در ۲۵ ژوئیه ۱۹۹۰ (یک هفته قبل از حمله عراق به کویت)‌ با صدام دیدار کرد. متن گفت و گوهای این دیدار حاکی از این است که در این دیدار گلاسپی به صدام گفته است واشنگتن درباره‌ی جنگ‌های عرب با عرب نظیر اختلافات مرزی عراق با کویت نظری ندارد !!!!//...اعدام صدام از این جهت نیز ناعادلانه بود که امکان طرح رازها و حوادث پشت پرده را که دست توطئه گر و جنایتکار آمریکا را در همدستی باصدام نشان میداد، از بین برد.اگر صدام مقصر است صدها بار امثال بوش و ریگان و...مقصرتر بوده و هستند.
  

[تاریخ ارسال: 31 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: احمدرضا اعظمی]  [  ]  
دوستان !صدام دیکتاتور بود ولی چند تا کار کرد که احتمالن خدا از بار گناهانش کم می کند! اول این که اِن آخوندهای دیوثی را که از عراق آمدند و به مملکت ما گلاب زدند خوب دهنه و افسارشان زده بود. دوم اینکه با اپوزیسیونهای مسلح ضد آخوند و در راس همه مجاهدین به جوانمردی عربی رفتار کرد و هرگز آنها را تحویل نداد. سوم اینکه به گدا و گشنه ها رسید و چهارم این که وضع کردستان و کردهای عراقی با تمام سرکوبها هم از کردهای ایران بهتر بود و هم ترکیه و هم سوریه. به اینها هم توجه بکنیم و البته سرکوبها و جنایاتش را هم فراموش نکنیم.   

[تاریخ ارسال: 31 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: ر.شاکر]  [ rshaaker@yahoo.com ]  
در پاسخ کسانی که میگویند چرا مجاهدین به عراق رفتند عرض کنم که دوستان اگر سنشان قد نمیدهد از بزرگترها در مورد شرایط زیست نیروهای مخالف در سالهای 60 به پرسند. به خاطرشان میآورم که حتی برخی از مبارزین از بی جایی و بی مکانی شبها در پارکها و یا زیر ماشینها در خیابان میخوابیدند. خیلی آسان است از دیگران مایه گذاشتن ولی کسی که شرایط بی خانمانی و دربدری آنروزها را کشیده باشد متوجه میشود. البته راه بهتر دیگر هم این بود که همه بروند دیار فرنگ پناهنده شوند و منتظر اختراع اینترنت بمانند تا مبارزه را پشت مونیتور از سر بگیرند.   

[تاریخ ارسال: 31 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: حسن چقل زاده]  [  ]  
من هم در تائید نظر آقای خاکخور معتقدم باید دید بوسه را چه کسی می کند.وقتی با جنگ مشروع مسلحانه داری چوب درآستین و انواع جاهای ملا می کنی می توانی صدام را هم ببوسی ولی اگر کسی یک ارتش راه نیانداخته باشد و با یک رژیم ضد ایرانی نجنگد البته بوسیدن صدام خسین بر او حرام است و اگر ببوسد می شود مزدور چنانکه خیلی از گروهها و احزاب صدام را بوسیدند و پنهانی بوسیدند و ... ولی رجوی آشکارا بوسید و عکس و فیلمش را هم پخش کرد ونوکر کسی هم نشد.در ضمن معیار مشروعیت جنگ هشت ساله نسیست معیار مشروعیت این است که خمینی و خامنه ای و جمهوری کثیف اسلامی در قدم اول دشمن ایران و ایرانی است وتا این رژیم برجاست جنگیدن مشروع است.در هر حال اگر انتقادی به مجاهدین هست در بوسیدن صدام حسین و ملک حسین و ملکهای دیگر نیست و باید به چیزهای دیگر فکر کرد.در ضمن من نه مجاهدم و نه هوادار مجاهدین یک ایرانی هستم که دشمن ملا هستم شما می توانید بمن بگوئید اگر رجوی از دور خارج شود دشمن جدی این ملاها چه کسی است؟   

[تاریخ ارسال: 31 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: neda]  [ neda_norizade@yahoo.com ]  
من معتقدم این اعدام هم باز یه جور مردم فریبیه آشکار بود..........میخان بگن عاقبت دیکتاتور اینه در حالی که این خود دیکتاتوریه محض!!!!!!!!!!!!!!
  

[تاریخ ارسال: 31 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: م - زولند]  [  ]  
آقای سهراب، هموطن عزیز: به نظر شما بایستی تاوان تمامی خونهای بناحق ریخته شده در جنگ 8 سالهً ضد میهنی و خرابیها و ویرانگریها و دربدریهای ناشی از صدور انقلاب بهتر است بگویم که صدور بنیاید گرائی ولی فقیه و ملایان حاکم را که از زمان خمینی تا حال قصد رسیدن به قدس از طریق کربلا را دارند! بایستی از مجاهدین خلق ایران طلب کنیم.؟
تو خون کسان خوری و من خون رزان / انصاف بده کدام خونخوارتریم.اگر از شعارهای هیستری ضد عرب شاه الهی ها بگذریم باز هم من شما را در این انحراف نظری مقصر نمی دانم ، لیکن به نظر من مقصر کسانی هست که با سه تا به تخته و یکی به میخ مانند حزب توده و پاسداران توهم پراکن نظام ولی فقیه، هنوز هم بعد از 28 سال جنگ و خونریزی نتوانسته حداقل در سایت فقط اینتر نت دشمن اصلی مردم ایران یعنی نظام ولی فقیه را به کاربرانش بشناشاند و آنان را در مبارزه سمت و سوی داده و حداقل در شناخت دشمن به و حدت نظری برساند.
زنده باد آزدادی.
پیروز باشید
  

[تاریخ ارسال: 31 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: سهراب]  [  ]  
جناب آقای علی ناظر
با تشکر از پاسخ شما منظور من از ذکر روبوسی با صدام فقط جنبه نمادین آن بود بنده نه پشت ناسیونالیسم و نه پشت هیچ چیز دیگری پنهان نمیشوم پرسش بنده موضع گیری مبهم و نامفهوم شورای ملی مقاومت در باره اعدام صدام است اینکه تاریخ قضاوت خواهد کرد یعنی چی ؟ مگر ملت ایران کارمند شورای ملی مقاومت هستند صدام حسین یک فرد جنایتکار بود گیریم بر حسب ضررورت مبارزاتی میشود با جنایتکار هم روبوسی کرد این دلیل نمشود که جنایت لاپوشانی شود هیچ چیز بجز شفایت و انعکاس صریح و روشن حقایق دوای درد ملت ایران نیست شخص رجوی و امثالهم در برابر مردم ایران مسئول هستند و باید تکرار میکنم باید جوابگوی اعمال خویش باشند
یکبار دیگر از پاسخ شما تشکر میکنم
  

[تاریخ ارسال: 31 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: Kianoosh Rashidi]  [ kia_rashidi44@yahoo.de ]  
آقا سهراب!
بکشيد!
ببريد !
سهراب باقی می مانی!


اما نه سهراب ما!
  

[تاریخ ارسال: 31 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: همان یکنفر]  [  ]  
آقای ناطر منطق شما درست نیست. مجاهدین وقتی از صدام کمک گرقتند و به عراق رفتند، عراق با ایران در جنگ بود و صدها نفر از دو طرف تکه تکه می شدند. بلشویکها با آلمانها در جنگ بودند (مجاهدین با عراق در جنگ نبودند)، مائو با چایکایشک در جنگ بود (مجاهدین با عراق در جنگ نبودند)، گاندی و مصدق و عرفات با مخالفان خود در جنگ بودند ولی مجاهدین با صدام از در مخالفت مذاکره نمی کرد بلکه با آن همکاری می کرد. مثالهای شما کاربرد ندارد. اما این مثال شما درست است که رامسفلد صورت صدام را بوسید، ولی این دقیقا علیه شماست، چون این بمعنای همکاری با او بوده و دقیقا منظور خواننده (سهراب) ابراز انزجار از همکاری مجاهدین با صدام بد نام است. بنظر می آید که این شما هستید که که خوب تاریخ را نمی خوانید. بعلاوه در آن زمان شما چه انتظاری داشتید، انتظار داشتید که مردم ایران بیایند با مجاهدین و صدام همکاری کنند تا رژیم جمهوری اسلامی سرنگون شود؟ همان منطق الان به شما حکم می کند که با هر استعماری همکاری کنید تا رژیم جمهوری اسلامی سرنگون شود. بیائید به خود بیائید و برای انقلابی بودن یک مرز اخلاقی تعیین کنید. البته من با حکم اعدام بطور کلی مثل شما مخالفم اما ظاهرا مخالفت شما تاکتیکی ست تا فلسفی.   

[تاریخ ارسال: 31 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [  ]  
آقای ناظر نوشته اند که: "بايد تمام سردمداران اين رژيم جور و ستم از بهترين امکانات دفاعي برخوردار بشوند، و مطمئن باشند که پايان جنايات آنها، اعدام نخواهد بود."
آخر چرا؟ دوست عزیز این سردمداران جنایتکار رژیم پلید خمینی چه امکانات دفاعی را برای عزیزان ما فراهم کردند که شما این چنین سخاوتمندانه برای این بیشرفان خواهان حق و حقوق می شوید؟ من یکی به عنوان یکی از اعضای خانوادهای شهدای خلقهای ایران خواستار اعدام و نابودی این بیشرفان هستم و با احترام به شما و دوستان انساندوست می گویم که شما حق ندارید ما را از عدالت محروم کنید. روزی که اراذل و اوباش رژیم خمینی حلق آویز شوند روزی بسیار زیبای برای خانوادهای خواهد بود که سالها زجر و شکنجه و تحقیر از این رژیم پلید دیدند. آنها حتی از پیکرهای بی جان عزیزان ما نیز نگذشتند و ما نیز نباید به این فاشیست های بیشرف هیچ رحم و انسانیتی کنیم. ایادی رژیم پلید خمینی باید بدانند که روزهای سیاه هنوز در انتظار آنها است. جهنم واقعی هنوز در همین دنیا در انتظار حزب اللهی های بی شرف و آخوندهای پلید خواهد بود! شما خود خواهید دید که مردم ایران با اینها چه خواهند کرد. بگذار نسلهای بعدی ایران اعدام را ممنوع کنند اما هنوز نه! آبراهام لینکن ریس جمهور آزادیخواه آمریکا گفته بود که درخت آزادی را برای رشد باید خون آزادیخواهان و خون مستبدان ظالم آب دهد. آزادیخواهان ایرانی بیشتر خون داده اند و اکنون زمان آن است که مستبدان ظالم سهم خود را بدهند!
  

[تاریخ ارسال: 31 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: فرج الله خاکخور تهرانی الاصل]  [ kakkortehrany@yahoo.com ]  
سهراب عزیز! بعضی ها با صدام روبوسی کردند تا با خمینی وخامنه ای و خاتمی روبوسی نکنند! بعضی ها گفتند صدام اخ است و رفتند با آقا امام روبوسی کردند یا اساسا رفتند زیر عبای آقا!که از بقیه ماجرا کسی خبر ندارد!بعضی ها هم اساسا نه با صدام روبوسی کردند و نه با آقا و دارند زندگی خودشان را می کنند.در دنیای ما اگر سیاسی باشی و بخواهی مبارزه بکنی باید یکی را بالاخره بماچی برادر!بوسیدن جبر مبارزه است ولی تو در انتخاب طرف برای بوسیدن آزادی! مثلا صدام یا خمینی یاخاتمی.ایکاش جای تمام اینها میشدکلودیا شیفر یا مادونا را ماچید ولی با آنها دردی دوا نمی شود.القصه باید انصاف داد صدام حسینی که به دست بوش وجلال طالبانی اعدام می شود خودش بازگو کننده بسیار حقایق است واگر فرضا مسعود رجوی پیروز شده بود اساسا کسی به فکر این نبود که صدام را بوسیده یا نبوسیده است.در ضمن می گویند که در عراق عرب مجاهدین از سال 1375 تنها مشغول بوسیدن صدام حسین نبودند و طی سالهای متمادی گویا با رژیمی که سراسر ایران را به ارتجاع کشانده بود مشغول جنگ بودند و هنوز هم که دیگر صدامی نیست تا او را ببوسند گویا مشغول جنگند!!. در هر حال شاعر فرموده است:میان ماچ من با ماچ مسعود/تفاوت از زمین تا آسمانست/زبوس من نگارم میکند کیف/وزآن ملا همی خشتک درانست!!در ضمن بازخوانی مثالهای آقای ناظر را توصیه می کنم.زنده باشید.   

[تاریخ ارسال: 30 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: سهراب]  [  ]  
جنایتکاری که میخواست خلیفه دنیا شود اعدام شد
شورای ملی مقاومت میگوید قضاوت در باره صدام بعهده تاریخ و ملت عراق است باید پرسید قضاوت در باره آنانی که با صدام روبوسی کردند بعهده کیست ؟ آقای علی ناظر لطفا بدون رودربایستی پاسخ دهید.
با احترام
_____
علي ناظر: بدون رودربايستي تاريخ را اگر نمي خوانيم، کتاب تاريخ را گاهي اوقات ورق بزنيم. مثلا:
مذاكرات بلشويكها با امپرياليستهاي آلماني بسال 1918 در برست ـ ليتوفسك، مذاكرات تحت رهبري مائوتسه دون با چيانكايشك بسال 1949، مذاکرات گاندي، مذاکرات مصدق، مذاکرات ياسر عرفات، مذاکرات کاسترو-کندي-خروشچف، مذاکرات محمد و علي و حسين با مخالفان خود در صدر اسلام، صلح حسن، همسويي امام رضا (هشتم) با بارگاه خليفه، ...
بياييم با مسائل واقعگرايانه برخورد کنيم. اگر با مجاهدين مخالفيم، خودمان را پشت پرچم سه رنگ ايران و يا سرخ کمونيسم، يا شعار ضد صهيونيسم و ضد امپرياليسم و... قايم نکنيم. مجاهدين به اندازه کافي ضعف دارند که بشود از طريق آن، مجاهدين را به چالش گرفت، و آنقدر نقطهء قوت دارند که بتوان به آنها دل بست. بوسيدن صدام؟ مگر رامسفيلد نکرد؟ مگر عرفات نبوسيد؟ « بگذار درسهاي گذشته چراغ راه آينده باشد».
با احترام
  

[تاریخ ارسال: 30 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: Kianoosh Rashidi]  [ kia_rashidi44@yahoo.de ]  
خبر کوتاه بود..
اعدامش کردند..
"خداوند بابل را اعدام کردند..."
فرشتگان بابل با او خواهند بود...
رسم زمانه است.

خدايان بابل از او نگهداری خواهند کرد

تا کور شود هر آنکس که نتواند ديد!


او را نکشتند چون جنگ کرد
او را نکشتند چون جنگ می خواست

او را کشتند چون سر در برابرشان پايين نياورد
پس از ۲۳۳۰ سال "آنها" انتقام خويش را از "بابل" گرفتند!
و او را "اعدام" کردند!
در برابرش سر فرود می آورم!
  

[تاریخ ارسال: 30 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
چرا صدام را درعرضه یک هفته حکم دادند وکشتند به نظرم صدام را نئوکانهای امریکا کشتند تا مردم امریکا را باز فریب بدهند چون نئوکانها در انتخاباب نوامبر شکست سختی از مردم امریکا خورده بودند دوم اینکه اگر صدام را در یک دادگاه بین المللی محاکمه می کردند تمام جنایتهائی که صدام درعراق ودر جنگ ایران وعراق وکشتاری که صدام درحلبچه از کردها کرد تماماٌ به دستور وهمکاری نئوکانها ی امریکا وشخص دیک چینی ورامسفلد بود صدام بمب های شیمیائی که برسر مردم کرد ریخت از بیست سال پیش از دست رامسفلد گرفته بود رامسفلد رفیق جان جانی صدام بود اگر صدام در دادگاه بین لمللی محاکمه میشد تمام این اسرار برای مردم دنیا الخصوص برای مردم آمریکا روشن می شد در ضمن یک ماه پیش عبدالعزیز حکیم به امریکا رفته بود واین پیشنهاد را حتماٌ کرده بود که برای سرکوب مقاومت ملت عراق علیه امریکا باید صدام را کشت البته نئوکانها به خاطر پایان دادن به خشونت در عراق این کار ا نکردند اصولاٌ جهانی شدن سرمایه که سیاست استراتژیک نئوکانهای امریکاست دوهدف را برای کنترل جهان دنبال می کند اول اینکه شکاف بین فقر وٍثروت هر چه بیشتر شود ومتعاقب آن تمام جنبشهای ملی ومترقی ودموکراسی نابود شود دوم اینکه کشور های بزرگ که خارج از کنترل او هستند تجزیه شوند آمریکا سر آخر اگر عراق را در کنترل دائم خود در نیاورد تجزیه خواهد کرد در فکر تجزیه ء ایران هم هست علت کشتن صدام توسط نئوکانها این است که در عراق اغتشاش وقتل عام توده ها بیشتر شود شکاف بین سنی وشیعه بیشتر شود وجنگ داخلی که اکنون سه سال در عراق ادامه دارد بیشتر گردد وشرایط برای تجزیه ء عراق آماده شود نیروهای تجزیه هم معلوم شدند در جنوب به رهبری عبدلعزیز حکیم نوکر دوجانبهء ایران وامریکا با50000پاسدار آموزش دیده توسط ایران که همان سپاه بدر است در جنوب عراق آمادهء تجزیهء عراقند در شمال کردها نوکری امریکا را پذیرفته اند این سیاستها را آمریکا دنبال می کند به خاطر همین صدام را در عرض یک هفته اعدام کرد هرچه عراق آشفته تر باشد آمریکا بودن خود را بیشتر برای مردم جهان توجیه می کند خود بوش امروز گفت کشتن صدام اغتشاش در عراق را بیشتر می کند ولی ما دنبال عدالتیم!!!!!راستی مجاهدین کجای کارند !!!   

تعداد نظرهای ثبت شده در پیوند با این مقاله بیش از ۲۰ نظر است. برای مطالعه بقیه‌ی نظرها اینجا را کلیک کنید.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.