شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ - ۲۳ نوامبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

مهمترین وقایع سال ۲۰۰۶

بهرام رحماني

   bamdadpress@telia.com

 

سال ٢٠٠۶ را نمی­توان سالى خوب براى مردم جهان ارزیابی کرد. در اين سال، نابسامانى اوضاع جهانى در عرصه­های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و امینتی افزایش یافت. در حالی که با افزايش مداوم ثروت و امکانات مادى بشر، صدها ميليون انسان با گرسنگى و بيماری‌هاى ناشى از فقر دست و پنجه نرم می‌کنند. جهانى که متاسفانه هر ۵ دقيقه در آن يک کودک بر اثر سوء تغذيه و بيمارى می‌ميرد.

امروز نگاه­ها، همواره متوجه وضع دلخراش فلاکت اقتصادی و سرکوب و خشونت­های دولتی و گرایشات فرقه­ای مذهبی و ناسیونالیستی است. باید وضع کنونی دگرگون شود تا هر انسانی و با هر زبان و رنگ و پوستی به معنای واقعی حس این که «بوی خوش بهار آزادی در راه است!» را با تمام وجود استنشاق کند تا سروده زیبا و دل­نشین و آزادی­خواهی و برابری­طلبی «جان لنون» که امروز به خیابان­ها برگشته، تحقق یابد.

 

 «تصور كن» Imagine 

تصورشو بكن نه بهشتى در ميون باشه نه دوزخى

تصورش سخت نيست

بالا رو كه نگاه كنى فقط آسمونو ببينى و

مردمو كه فقط واسه امروز زندگى كنن

تصورشو بكن كشورى در ميون نباشه

تصورش سخت نيست

تصورشو بكن چيزى نباشه كه به خاطرش بميرى يا بكشى

حتا هيچ دينى هم وجود نداشته باشه

تصورشو بكن مردم عمرشونو در صلح سر كنن

شايد بگى خيال مى‌بافم ولى من تنها نيستم

آرزوم اينه كه تو هم يه روزى بپيوندى به ما و

همه دنيا يكى بشه

دنيايى بدون مالكيت رو تصور كن

مى‌تونى تصور كنى؟

دنيايى بدون گرسنگى، بى‌حرص و طمع

يگانگى آدما رو تصور كن

تصور دنيايى رو بكن كه همه يه سهمى توش دارن

شايد بگى خيال مى‌بافم ولى من تنها نيستم

آرزوم اينه كه تو هم بپيوندى به ما و همه دنيا يكى بشه

                                                                 (جان لنون)

 

سال به سال در اثر عملکردهای سیستم سرمایه­داری برای کسب سود بیش­تر جهان براس ساکناش ناامن­تر می­شود. عملکردهای غیرانسانی سیستم سرمایه­داری جهانی و تحقیر مردم آفریقا و آسیا و فقر و فلاکت و دیکتاتوری و سرکوب و جنگ­ سبب شده است که گروه­های مذهبی تروریستی این گرایش عقب مانده و پوسیده سرمایه­داری از این وضعیت به نفع خود در جذب جوانان و شستشوی مغزی آن­ها، حتی به عملیات انتحاری استفاده کنند. بنابراین، از سیستم سرمایه مدرن تا گرایشات عقب مانده ملی و مذهبی آن، با تروریسم دولتی و غیردولتی و جنگ و سرکوب و استثمار وحشیانه­شان جهان را به سوی یاس و ناامیدی سوق می­دهد. این­ها هر آنچه به ضرر انسان در زمینه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است، با تمام قوا انجام می­دهند. در واقع سیستم سرمایه­داری جهانی، هر دستاورد جدید علمی و تکنولوژیکی که باید در خدمت انسان و نیازهای واقعی­اش قرار گیرد را در خدمت سیاست­های غیرانسانی خود به کار می­گیرند. اما اکنون روزنه­های امید برای تغییر وضعیت موجود نمایان شده است.. اکنون سیاست­های غیرانسانی بلر و بوش و متحدان آن­ها حتی برای متوهم­تریم انسان­ها نیز روشن است. جنبش ضدجنگ و جنبش ضدسرمایه­داری هر روز بیش­تر از روز پیش وسیع­تر و گسترده­تر می­شود.

یک روز به آخر سال 2006، خبر اعدام صدام حسین دنیا را تکان داد. مردم جهان، با ناباوری از طریق کانال­های تلویزیونی شاهد انداختن طناب دار بر گردن صدام حسین بودند. در این روز، در اثر درگیری­ها و بمب­گذاری­ها، حدود 75 نفر جان خود را از دست دادند و بیش از 150 نفر نیز زخمی گردیدند. بنابراین، اعدام صدام حسین، هیچ کمکی به برقراری صلح و آرامش در عراق نخواهد کرد.

یکی دیگر از وقایع دل­خراش پایانی سال 2006، غرق شدن يک کشتی مسافربری اندونزی با 850 مسافر است. اين کشتی از جاوه مرکزی عازم بندری در جزيره بورنئو بود. کشتی و قايق از راه­های ارزان حمل و نقل در 17 هزار جزيره­ای است که کشور اندونزی را تشکيل می­دهد. خبرنگاران می­گويند در بسياری از موارد، استانداردهای ايمنی در اين کشتی­ها رعايت نمی­شود و تعداد مسافران کشتی­ها عمدتا بسيار بيش­تر از ظرفيت آن­هاست.

سومین وقایع روزهای آخر سال 2006، جنگ و کشتار سومالی است. نیروهای اتیوپی و سومالی که با پشتیبانی تانک و توپخانه وارد موگادیشو پایتخت سومالی شده بودند اکنون از پایتخت خارج شده و در حال پیشروی به طرف بندر کیسمائو در جنوب کشور هستند. این بندر، پایگاه میلیشاهای اسلامگرای سومالی بود که پنج­شنبه گذشته توسط نیروهای اتیوپی که از حمایت دولت انتقالی سومالی برخوردار بودند از موگادیشو بیرون رانده شدند.

عراق، در سال 2006، خونین‌ترین سال را گذراند. جنگ عراق، هم­چنان در صدر مسائل جهانی بوده و پیامدهای این جنگ از جهات گوناگون قابل بررسی است. در این سال آمریکا در عراق، هر چه بیش­تر در باتلاق که خودش به وجود آوده است، فرورفت. در سالی که گذشت، نقش ارتش آمریکا و مشروعیت حضور این کشور در عراق بیش از پیش زیر سئوال رفت. خشونت و کشتار شیعه­ها و سنی­ها و غیره نشان­دهنده یک جنگ داخلی و یا جنگ ملی و مذهبی است.

سالی که گذشت عمدتا عراق، افغانستان، اسرائیل و فلسطین و لبنان و ایران مراکز بحران جهانی بوده­اند. بنابراین، نخست به وقایع این مرکز بحرانی جهانی می­پردازیم و در ادامه به وقایع دیگر نیز اشاره خواهیم کرد.

 

عراق

سال ٢٠٠۶، سال اوج گرفتن جنگ امریکا و متحدانش علیه مردم محروم و ستم دیده عراق، و جنگ فرقه‌­های ملی و مذهبی در عراق بود.

تیم تحقیق عراق، در گزارش خود که چهارشنبه ۶ دسامبر منتشر شد، پيشنهادهايی درباره تغيير استراتژی نظامی آمريکا در عراق، ارائه کرده است.

رياست تیم تحقیق عراق، به طور مشترک به عهده جيمز بيکر، وزير امور خارجه پيشين آمريکا و لی هاميلتون، رييس اسبق کميته روابط امور خارجه مجلس نمايندگان اين کشور و از چهره­های با نفوذ حزب دمکرات است.

کنگره آمريکا ۹ ماه پيش تیم بيکر - هاميلتون را که مرکب از ده سیاست­مدار پرسابقه از دو حزب جمهوری­خواه و دموکرات است مامور کرد تا پس از بررسی دقيق اوضاع عراق، راه حل­های عملی برای برقراری ثبات در اين کشور بيابد و گزارشی در این باره تهیه کند. گزارش فوق خاطر نشان می­کند که هيچ فرمول معجزه آسايی برای حل مشکلات عراق وجود ندارد.

به نظر این تیم، سياست کنونی آمريکا در عراق، بيش از اين قابل دوام نيست و برای جلوگيری از «آشوب همه جانبه در عراق»، سياست تازه­ای لازم است.

جيمز بيکر، رييس تیم تحقيق عراق گفته است که برای آموزش نيروهای عراقی، آمريکا نياز دارد تا تعداد پرسنل آموزش دهنده خود را پنج برابر کند.

در گزارش عراق، همچنين پيشنهادهايی درباره بهبود سيستم قضايی عراق، بخش نفتی و تلاش­های بازسازی در اين کشور ارائه کرده است.

تیم تحقيق عراق، خواهان آن شده که ايالات متحده، به تلاش برای يافتن راه حلی برای پايان دادن به بحران خاورميانه که اين گروه، آن را برای صلح در خاورميانه حياتی خوانده، ادامه دهد.

هر چند که تیم تحقیق عراق در گزارش خود، خواهان بازنگری در استراتژی نظامی در عراق شده­اند و گفته­اند که آمریکا باید در مدت مشخصی، نیروهای خود را از عراق خارج کند، اما از تعيين قطعی زمان­بندی خروج نيروهای آمريکايی از عراق خودداری کرده­اند.

شایان ذکر است که در این گزارش ۹۶ صفحه‌ای، تیم تحقیقاتی عراق، اختلاف دیدگاه میان اعضای تیم و استراتژی‌ فعلی در عراق آشکار است. در حالی که مقامات کاخ سفید، همواره از برقراری دموکراسی در عراق سخن می‌گفتند، در این گزارش هیچ اشاره‌ای به این مسئله نشده است. همچنین در هیچ جای این گزارش، هیچ اشاره­ای به پیروزی و مبارزه علیه تروریسم نیز قید نشده است.

کوفی عنان، دبيرکل سازمان ملل، آشکارا از وخامت اوضاع و جنگ داخلی در عراق صحبت کرده است. عنان، در یک گفتگوی اختصاصی با بی بی سی، وضعيت عراق را «بيش از حد خطرناک» توصيف کرده و گفته بود با توجه به ميزان تنش، کشتار و خشونت در عراق و صف آرايی قوا در برابر يکديگر و با توجه به اين که سال­ها پيش درگيری­های لبنان و جاهای ديگر را جنگ داخلی قلمداد می­کرديم، وضعيت کنونی عراق بسيار بدتر از جنگ داخلی است.

او در مصاحبه با بی بی سی، گفته که پيش از حمله آمريکا به عراق، ديکتاتوری ظالم بر آن­ها حکومت می­کرده اما مردم می­توانستند از خانه بيرون بروند و بچه­هايشان می­توانستند به مدرسه بروند بدون اين که پدر و مادرشان نگران اين باشند که آيا باز هم فرزندشان را خواهند ديد يا نه.

اظهارات دبيرکل سازمان ملل در مورد عراق، يک روز پس از آن ايراد شد که انفجار تقريبا هم­زمان سه خودروی حامل بمب در بازار ميوه و تره بار محله شيعه نشين صدريه بغداد، بيش از پنجاه کشته بر جای گذاشت.

بنا به گزارش خبرگزاری­ها، در عراق، به طور روزانه پنجاه شصت نفر از مردم عادی جان خود را در میان درگیری­های نظامی و ملی و مذهبی از دست می­دهند.

آسوشيتدپرس، گزارش داد كه ارتش آمريكا اعلام كرد كه با  كشته شدن دو سرباز آمريكايی در روز يك­شنبه 31 دسامبر 2006 در جنگ عراق، تعداد كشته‌‏شدگان آمريكايی  دست‌‏كم به سه هزار تن رسيد.

بنابراين گزارش،  دست‌‏كم 111 تن از سربازان آمريكايی در ماه دسامبر 2006 كشته شده‌‏اند كه  اين ماه خونين‌‏ترين زمان برای نيروهای آمريكايی بوده است. شمار كشته‌‏شدگان آمريكا  در سال 2006، طبق شمارش آسوشيتدپرس حداقل 820 تن بوده است. كاخ سفيد، بدون  اشاره به تعداد دقيق كشته‌‏شدگان آمريكا نيز اعلام كرد كه رئيس‌‏جمهوري آمريكا برای  هر يك از كشته‌‏شدگان عزاداری می­كند. همچنين وزارت دفاع آمريكا نيز در وب‌‏سايت  خود آورده است كه يك سرباز آمريكايی ديگر در عراق كشته شده است .

از سوی دیگر، كاخ سفيد اعلام كره است: هزينه حمايت از جنگ عراق براى آمريكا احتمالا طى سال مالى جارى به بيش از ۱۱۰ ميليارد دلار خواهد رسيد.

گزارش­هاى خبرى حاکی از آن است كه پنتاگون خواستار يك بودجه نظامى اضطرارى ۱۲۷ تا ۱۶۰ميليارد دلارى خواهد شد.

همچنین به گزارش خبرگزارى­ها، براساس آمارها، شمار افرادى كه در جريان حملات ارتش آمریکا و متحدانش و همچنین خشونت­هاى قومى كشته شده­اند، به ۶۵۰ هزار نفر رسيده است.

سازمان برای آزادی زنان در عراق، گزارش داده است که از زمان اشغال عراق توسط آمريکائی­ها تاکنون، يعنی ميان فاصله زمانی 2003 تا 2006 بيش از 2000 زن در عراق مفقود شده­اند. به اين آمار نمی­توان اکتفا کرد زيرا بسياری از زن ربائی­ها به لحاظ ترس از رفتن آبروی خانواده اصلا گزارش داده نمی­شوند.

طبق يک بررسی انستيتوی واشنگتن بروکينگ که در تاريخ 4 دسامبر 2006، علنی گشته است از تاريخ ماه مارس 2006 روزانه ميان 30 تا 40 زن عراقی مفقود شده­اند.

در این میان دولت عراق، در اقدامی كم سابقه و در بحبوحه‌ گسترش  خشونت‌ها در اين كشور، تصاوير ويدئويی اعدام 13 محكوم به آدم‌ربايی و قتل عمد را ضبط  و در تلويزيون ملی پخش كرد.

همه این گزارشات و آمار و ارقام نابودی انسان­ها و به طور کلی وضعیت کنونی عراق نشان می­دهند که ادعاهای دولت آمریکا، که وعده برقراری صلح و دموکراسی در این کشورها را می­دادند وعده­های پوچ و غیرواقعی بوده است. زیرا سیاست­های امپریالیستی فقط و فقط برای تامین منافع اقتصادی و سیاسی است، بنابراین، این ادعاها نه تنها هیچ ربطی به صلح و دمکراسی ندارد، بلکه ظرفیت­های بالایی نیز در سرکوب و کشتار دسته­جمعی انسان­ها دارد.

همه این تحولات نشان می­دهد که آمریکا سخت در باتلاق عراق گیر کرده است. در چنین شرایطی، کسانی که تا دیروز تحت عنوان استفاده از اختلافات آمریکا و قدرت­های غربی با رژیم جمهوری اسلامی، مردم ایران را در انتظار حمله آمریکا به ایران نگاه داشته بودند و از محاصره اقتصادی «هوشمندانه» پشتیبانی می­کردند، اکنون با گیر کردن آمریکا و متحدانش در باتلاق عراق و افغانستان، سیاست سکوت اختیار کرده­اند. از سوی دیگر، این وضعیت حقانیت و درستی مواضع و سیاست­های گرایش کارگری سوسیالیستی را که با جنگ امپریالیستی و اشغال این کشورها مخالفت می­کند و سیاست­های ریاکارانه امپریالیستی نقد و افشا می­نماید در معرض قضاوت جامعه قرار دارد.

 

ايران

سركوب و اختناق و فقر و محروميت جمهورى اسلامى از يك سو و مبارزه کارگران، زنان، دانش­جویان و مردم تحت ستم و آزادى‌خواه از سوى ديگر در جريان است. هر روز كه مى‌گذرد اعتراضات‏ اجتماعی در مقابل رژیم جمهورى اسلامى، رشد و گسترش بیش­تری می­یابد. اما جمهوری اسلامی و دولت­های امپریالیستی و ژورنالیسم بورژوایی در تبلیغات خود، اساسی­ترین مشکل جامعه ایران را مسئله غنی­سازی و یا عدم غنی­سازی اورانیوم توسط جمهوری اسلامی را به افکار عمومی معرفی می­کند، در حالی که مهم­ترین مشکل جامعه ایران، سرکوب و اختناق، نابرابری و تبعیض، بی­کاری و عدم امنیت شغلی، و فقر و فلاکت فزاینده و استثمار وحشیانه مزدگیران است. جمهوری اسلامی از وضعیت پیش آمده بیش­ترین بهره­برداری را  برده و رعب و وحشت و ترور، زندان و شکنجه و اعدام را تشدید کرده است.

 

قطعنامه 1696 شورای امنیت سازمان ملل: با پايان يافتن مهلتی که شورای امنيت سازمان ملل متحد برای اجرای قطعنامه 1696 اين شورا در ايران در نظر گرفته، آژانس بين­المللی انرژی اتمی با عرضه گزارش تازه­ای از فعاليت اتمی ايران، تاييد کرد که ايران به خواست شورای امنيت مبنی بر توقف غنی­سازی اورانيوم عمل نکرده است.

قطعنامه 1696 شورای امنيت، ايران را ملزم می­سازد تا پايان ماه اوت 2006، غنی­سازی اورانيوم و کليه فعاليت­های مرتبط با آن را متوقف سازد اما آن گونه که آژانس بين­المللی انرژی اتمی اعلام کرده، ايران درست چند روز پيش از به پايان رسيدن مهلتی که برايش در نظر گرفته شده بود، دور تازه­ای از غنی­سازی اورانيوم را آغاز کرده است.

 

قطعنامه ۱۷۳۳ شورای امنيت: پس از حدود دو ماه بحث و چانه زنی، سرانجام اعضای شورای امنيت سازمان ملل متحد به اتفاق آرا قطعنامه­ای را روز شنبه دوم دی ماه 1385 برابر با بیست و سوم دسامبر 2006، تصويب کردند. چين و روسيه هم آن را وتو نکردند، در حالی که جمهوری اسلامی ایران، انتظار داشت این دو کشور به ویژه روسیه، مانع تصویب آن شود.

تصويب اين قطعنامه، به عنوان دومين قعطنامه­ای که برنامه هسته­ای ايران بعد از قعطنامه 1969 به شمار می­رود، راه را برای افزايش فشار بر جمهوری اسلامی، هموار کرده است.

بر اساس قطعنامه ۱۷۳۳ شورای امنيت، کشورهای جهان ملزم شده­اند از تامين مواد و فن­آوری­های ويژه‌­ای که می­‌تواند در برنامه اتمی يا موشکی ايران مورد بهره­برداری قرار گیرد، خودداری کنند و سرمايه ده شرکت‌ و دوازده فرد مهم در برنامه­‌های اتمی و موشکی ايران را نيز بايد مسدود شود.

قطعنامه‌ ١٧٣٧ شورای امنيت سازمان ملل در بندهای ١٠ و ١٢ خود مقرر می‌دارد فعاليت افراد، سازمان‌ها و شرکت‌های فعال در برنامه اتمی ايران از سوی تمامی كشورها زير نظر گرفته شده، مسافرت‌هايشان گزارش شود، و دارايی آن‌ها مسدود و يا محدود و زير كنترل قرار گيرد. فهرست اسامی اين افراد، سازمان‌ها و شرکت‌ها در ضميمه‌ی قطعنامه با عنوان «پيوست» ذكر شده است. پيوست قطعنامه‌ ١٧٣٧ شورای امنيت به شرح زیر است:

الف. نهادهای درگير در برنامه هسته‌ای
١. سازمان انرژی اتمی ايران
٢. شركت انرژی مصباح (تهيه كننده رآكتور تحقيقاتی
A ٤٠- اراك)
٣. كالا- الكتريك (عكا كالای الكتريك) (تهيه كننده كارخانه آزمايشی غنی‌سازی سوخت (
PFEP)- نطنز)
٤. شركت پارس تراش (درگير در برنامه سانتريفوژ، شناسايی شده در گزارش‌های آژانس)
٥. فرآيند تكنيك (درگير در برنامه سانتريفوژ)
٦. سازمان صنايع دفاع (سازمان مادر زير مجموعه وزارت دفاع و پشتيبانی نيروهای مسلح، كه برخی از توابع آن در برنامه ساخت قطعات سانتريفوژ و برنامه موشكی درگير بوده‌اند)
٧. هفت تير (زير مجموعه سازمان صنايع دفاع، كه عموما به عنوان نهادی مستقيما درگير در برنامه هسته‌ای شناخته شده است)
ب. نهادهای درگير در برنامه موشك‌های بالستيك
١. گروه صنعتی شهيد همت (زير مجموعه سازمان هوا- فضا)
٢. گروه صنايع شهيد باقری (زيرمجموعه سازمان هوا-فضا)
٣. گروه صنايع فجر (قبلا كارخانه توليد ابزارهای سنجش بوده است، زيرمجموعه سازمان هوا- فضا)
ج. افراد درگير در برنامه هسته‌ای
١. محمد قنادی، معاون تحقيق و توسعه سازمان انرژی اتمی ايران
٢. بهمن اصغرپور، مدير اجرايی (اراك)
٣. داود آقاجانی، رئيس كارخانه آزمايشی غنی‌سازی سوخت (
PFEP)
٤. احسان منجمی مدير ساخت پروژه- نطنز
٥. جعفر محمدی، مشاور فنی سازمان انرژی اتمی ايران (مسئول مديريت توليد سوپاپ‌های سانتريفوژ)
٦. علی حاجی‌نيا ليلابادی، مديركل شركت انرژی مصباح
٧. سردار محمد مهدی نژادنوری، رئيس دانشگاه فناوری دفاعی مالك اشتر (دانشكده شيمی، وابسته به وزارت دفاع و پشتيبانی نيروهای مسلح، آزمايشاتی بر روی برليوم انجام داده است)
د. افراد درگير در برنامه موشك‌های بالستيك
١. سردار حسين سليمی فرمانده نيروی هوايی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
٢. احمد وحيد دستجردی، رئيس سازمان هوا- فضا
٣. رضا قلی اسماعيلی، رئيس بخش بازرگانی و امور بين‌الملل سازمان هوا- فضا
٤. بهمنيار مرتضی بهمنيار، رييس بخش بودجه و مالی سازمان هوا- فضا
هـ. افراد درگير در هر دو برنامه موشكی و هسته‌ای
١. سردار يحيی رحيم صفوی، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

 

قطعنامه از ایران می­خواهد که فعالیت­های مربوط به فن­آوری و غنی­سازی اورانیوم را تعطیل کند، در غیر این صورت با تحریم­های بیش­تری از سوی شورای امنیت سازمان ملل روبرو خواهد شد.

واکنش جمهوری اسلامی، به قطعنامه شورای امنیت، شدید بود. علی لاریجانی، رئیس تیم مذاکره کننده هسته­ای ایران، تصویب قطعنامه شورای امنیت را بر سیاست­های برنامه­های هسته­ای ایران بی­تاثیر نامید و از به کاراندازی سه هزار دستگاه سانتریفیوژ در مرکز هسته­ای نطنز، به عنوان اقدامی تلافی جویانه در مقابل شورای امنیت یاد کرد.

محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران هم به قدرت­های بزرگ توصیه کرد که برای زندگی در کنار یک «ایران اتمی» آماده باشند.

وزرات خارجه ایران نیز با صدور بیانیه­ای، با لحن تندی قطعنامه شورای امنیت را رد کرد. مجلس شورای اسلامی، دو فوریت طرحی را مبنی بر تجدید نظر ایران در همکاری با بازرسان آژانس بین­المللی انرژی اتمی، به تصویب رساند. بدین ترتیب، نخستین واکنش سران جمهوری اسلامی، باز هم ادامه ماجراجویی­هایی­های خطرناک گذشته است که چشم­انداز حل بحران هسته­ای ایران از راه مذاکره را بیش از پیش با مشکل روبرو ساخته است.

در صورتی که ايران تا ۲۳ فوريه سال ۲۰۰۷ (چهارم اسفند ۱۳۸۵) درخواست­های اين قطعنامه را اجرا نکند شورای امنيت اقدامات ديگری انجام خواهد داد که به اعتقاد کارشناسان به دامنه تحريم­ها افزوده خواهد بود.

قرار است در صورت تعليق غنی­سازی اورانيوم در ايران و بازگشت جمهوری اسلامی به مذاکره، تحريم­های قطعنامه نيز به حالت تعليق درآيد.

سران جمهوری اسلامی، تاثیر اقتصادی اين قطعنامه را کم اثر توصيف کرده­اند، در حال که اقتصادی این کشور نگرانی کننده و سرمايه­گذاری خارجی را با مشکلات روبرو است.

با توجه به این که يک سوم از بنزين مصرفی ایران، از خارج تامين می­شود و اين احتمال وجود دارد که جمهوری اسلامی، برای مقابله با تحريم­های گسترده­تر، مصرف بنزين را جیره­بندی کند که در این صورت قیمت کلیه اجناس بلافاصله افزایش خواهد یافت.

با توجه به این که حجم واردات ايران از کشور­های خارجی در چند سال گذشته به شدت افزايش يافته و در سال گذشته بيش­تر از ۴۰ ميليارد دلار کالا وارد ايران شده و پيش­بينی می­شود اين رقم در سال جاری به حدود ۴۵ ميليارد دلار برسد، اين حجم سنگین از واردات می­تواند با تحریم اقتصادی، يکی از آسيب­پذيرترین بخش اقتصاد ايران باشد.

هم­اکنون قیمت­های مایحتاج ضروری مردم بسیار بالاست، برای مثال، در حال حاضر قیمت سيب زمينی كيلوئی 700 تومان و تخم مرغ دانه­ای 110 تومان است.

در واقع، چنین به نظر می­رسد که خامنه­ای و احمدی نژاد، به هیچ­­وجه علاقه­ای به پذیرش قطعنامه­های شورای امنیت سازمان ملل ندارند، کشور را به سوی بحران­ها شدید­تری سوق می­دهند. شاید در دقیقه نود مجبور شوند جام زهر را سر بکشند.

 

قطعنامه اتحادیه اروپا: پارلمان اروپا، طی نشست روز پنجشنبه­(شانزدهم نوامبر 2006) خود به بررسی وضعيت حقوق بشر در ايران پرداخت و با تصويب قطعنامه­ای دولت ايران را به نقض حقوق بشر متهم کرد و از کميسيون اروپا خواست که برای بهبود وضعيت حقوق بشر در ايران اقداماتی اتخاذ کند.

از 65 عضو پارلمان اروپا که هنگام رای­گيری برای اين قطعنامه حاضر بودند، شصت نماينده رای مثبت و سه نفر رای ممتنع دادند.

در اين قطعنامه آمده که طی يک سال گذشته، یعنی از زمان روی کار آمدن دولت محمود احمدی­نژاد در ايران، وضعيت این کشور از لحاظ رعايت حقوق شهروندی و آزادی سياسی به صورت چشم­گيری افت کرده و زندانيان هم­چنان مورد بدرفتاری و شکنجه قرار می­گيرند.

اين قطعنامه از حکومت ايران، خواستار پيگيری و تسريع رسيدگی به پرونده مرگ­های مشکوک روشنفکران و ناراضيان سياسی و فراهم آوردن امکانات پزشکی برای آن دسته از زندانيان شده که در شرايط جسمی خوبی قرار ندارند. همچنین آزادی بی­قيد و شرط کليه زندانيان سياسی، در قطعنامه پارلمان اروپا خواسته شده است.

پارلمان اروپا مجازات اعدام را محکوم کرده و با ابراز نگرانی از اعدام افراد کم سال در ايران، از ايران به عنوان کشوری نام برده که بيش­ترين تعداد افراد کم سال را اعدام می­کند.

پارلمان اروپا، در قطعنامه خود، به عدم اجرای اصل پانزدهم قانون اساسی در مورد تدريس زبان­های ملی در ايران اشاره کرده و علاوه بر شمردن مواردی هم­چون توهين آشکار به ترک زبانان ايران از طريق روزنامه­ای دولتی و تبعيض عليه افراد به دليل خاستگاه ملی و مذهبی­شان، به ويژه در مورد کردها. در گزارش ميلون کوثری، گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد در امور اسکان ياد شده که بنابرآن، برخی از اعراب خوزستان به زور از روستاهای محل سکونت خود در اين استان رانده شده­اند.

پارلمان اروپا، نسبت به آنچه بازداشت بدون ضابطه روزنامه­نگاران و وبلاگ نويسان و تهديد و ارعاب آنان توصيف می­کند ابراز نگرانی کرده و از بازداشت دست کم شانزده روزنامه­نگار طی ده ماه گذشته خبر داده که ايران را از لحاظ سرکوب مطبوعات در رديف يکی از بدترين کشورها قرار داده است.

توقيف مطبوعات، مسدود کردن سايت­های اينترنتی، ممنوع­الخروج کردن برخی روزنامه­نگاران و جمع­آوری آنتن­های ماهواره­ای در اين قطعنامه، به عنوان مصاديق سرکوب رسانه­ها در ايران برشمرده شده است.

درخواست از ايران برای عضويت در پيمان بين­المللی رفع همه اَشکال تبعيض نسبت به زنان و محکوميت سرکوب تظاهرات گروهی از زنان در ميدان هفت تير تهران که دوازدهم ژوئن­(22 خرداد) گذشته روی داد از جمله مواردی هستند که در اين بخش از قطعنامه پارلمان اروپا گنجانده شده­اند.

پارلمان اروپا، اظهارات رئيس جمهور ايران درباره پاکسازی دانشگاه­ها، از ليبرال­ها و سکولارها را محکوم کرده و بازگشت آن دسته از استادان که به دليل عقايدشان از تدريس محروم شده­اند درخواست کرده است.

پارلمان اروپا، از حکومت ايران خواسته که دانش­جويان را به دليل فعاليت سياسی­شان از ادامه تحصيل محروم نسازد و از اعمال مجازات حبس و شلاق و جريمه نقدی برای دانش­جويانی که فعاليت سياسی دارند جلوگيری کند.

در قطعنامه پارلمان اروپا، نسبت به مرگ اکبر محمدی و ولی­الله فيض، در زندان­های ايران ابراز تاسف شده است.

پارلمان اروپا، خواستار عدم پيگرد قضائی افراد غيرمتاهل به دليل رابطه با جنس مخالف شده و از دولت ايران خواسته است شواهدی ارائه دهد که مجازات سنگسار ديگر در کشور اجرا نمی­شود.

در قطعنامه پارلمان اروپا، آمده که ايران، پس از برگزاری دور چهارم گفتگو با اتحاديه اروپا در زمينه حقوق بشر که در چهاردهم و پانزدهم ژوئن 2004(خرداد 1383) برگزار شد، از ادامه اين گفتگوها سرباز زده است.

پارلمان اروپا در اين قطعنامه، از کميسيون اروپا که بازوی اجرائی اتحاديه اروپا به شمار می­رود خواسته که تحولات ايران را به دقت زيرنظر قرار دهد و در روابط اقتصادی و سياسی اتحاديه اروپا و ايران، موارد نقض حقوق بشر در ايران را در نظر بگيرد.

 

قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل: مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز سه شنبه «نگرانی جدی» خود را نسبت به آنچه نقض گسترده حقوق بشر در ايران خوانده ابراز کرده و از جمهوری اسلامی خواسته است از اين پس اين حقوق را کاملا محترم بشمارد.

مجمع عمومی سازمان ملل که 192 عضو دارد با 72 رای مثبت، 50 رای منفی و 55 رای ممتنع، ايران را به خاطر کارنامه اش در زمينه حقوق بشر سرزنش کرد.

در این قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل، به موارد گسترده سرکوب و اختناق اشاره شده است. اين قطعنامه حکومت جمهوری اسلامی ايران را به خاطر «آزار، ارعاب و سرکوب، مدافعان حقوق بشر، ناراضيان سياسی، ناراضيان مذهبی، روزنامه نگاران، دانشگاهيان، اعضای اتحاديه­ها و سازمان­های کارگری»، محکوم کرد.

اين قطعنامه نسبت به «ادامه استفاده از شکنجه و رفتار بی­رحمانه، غيرانسانی يا تحقيرآميز يا مجازات­هايی چون شلاق و قطع عضو» ابراز نگرانی کرد.

مجمع عمومی، نسبت به «ادامه خشونت و تبعيض عليه زنان و دختران چه در قانون و چه در عمل» و همچنين «افزايش تبعيض و ساير موارد نقض حقوق بشر»، عليه اعضای اقليت­های ملی و مذهبی، از جمله اعراب، آذری­ها، بلوچ­ها، کردها، مسيحيان، يهوديان، مسلمانان سنی و اعضای فرقه بهائيت ابراز داشت.

اين قطعنامه، از حکومت جمهوری اسلامی ايران، خواسته است که به کليه اين ارعاب و سرکوب و ستم پايان دهد. اين چهارمين بار است که چنين قطعنامه­ای در مجمع عمومی مطرح و تصويب می­شود. البته کميسيون حقوق بشر سازمان ملل، تقریبا هر سال با صدور قطعنامه­ای جمهوری اسلامی را محکوم کرده است. 

حکومت جمهوری اسلامی، همواره به دلیل اعمال سانسور و اختناق، سرکوب و کشتار، شکنجه و اعدام و ترور، از سوی سازمان ملل و سازمان­های مدافع حقوق بشر مورد سرزنش قرار گرفته است.

هم­زمان با انتشار قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل، رسانه­های جمهوری اسلامی، خبر اعدام 5 نفر در شهرهای بم و رفسنجان و 3 نفر در خوزستان و 6 نفر در زندان اوین را اعدام کردند. جمهوری اسلامی در سال 2006، بیش از دویست نفر را اعدام کرده است.

 

كارگران: بی­حقوقی و اخراج وسیع کارگران، هم­چنان ادامه دارد. بر اساس آمار رسمى وزارت كار جمهوری اسلامی، طى فروردين و ارديبهشت ماه 1385، جمعا 50 هزار و 737 نفر كارگر به دليل اتمام قرارداد كار و يا اخراج، بی­كار شده و به وزارت كار دادخواست ارائه كردند كه در مقايسه با سال گذشته 26 درصد رشد داشته است. به گزارش خبرنگار اقتصادى خبرگزارى فارس، تعداد كارگران بی­كار شده طى سال جارى به تفكيك در فرودين ماه 25 هزار و 221 نفر و در ارديبهشت ماه 25 هزار و 516 نفر بوده است. كل آمار رسمى مربوط به تعداد كارگرانى كه به دليل اتمام قرارداد كار و يا اخراج در سال 84 و 83 از كار بيكار شده‌ بودند نيز به ترتيب 40 هزار و 145 نفر و 39 هزار و 195 نفر گزارش شده است. مطابق اين گزارش، در فرودين ماه سال 84 آمار رسمی مربوط به اخراج كارگران، 21 هزار و 568 نفر و ارديبهشت ماه همان سال 18 هزار و 577 نفر بوده است، اين ارقام براى فروردين ماه سال 83، 21 هزار و 123 نفر و ارديبهشت ماه همان سال 18 هزار و 72 نفر بوده است. 

جنبش‏ كارگرى ايران، هم‌چنان به مبارزه خود عليه سرمايه داران و رژيم حامى سرمايه براى دست‌يابى به مطالبات كارگران ادامه مى‌دهد.

نیروی انتظامی جمهوری اسلامی به کارگران اعتصابی حمله کرد و به توسل به خشونت اعتصاب آنان را شکست. بنا به گزارش خبرگزاری ایرنا، بهزاد سهرابی، نماينده كارگران معترض در رابطه با حمله نیروهای انتظامی به تحصن کارگران، گفته است: «نيروهای انتظامی و امنيتی با باتوم و گاز اشك‌‏آور به جمع كارگران معترض هجوم برده و آنان و خانواده­هايشان را مورد ضرب و شتم قرار دادند. بنا بر شنيده‌های موثق، به دستور فرمانداری و شورای تامين كردستان سه دستگاه اتوبوس حامل نيروهای انتظامی و امنيتی برای مقابله با تجمع­كنندگان به محل تجمع در مقابل كارخانه اعزام شده بودند.»

به گفته وی‌‏: «در اين حمله تعدادی از تحصن­كنندگان مجروح و 2 نفر به نام­های «آكوی كرد نسب» خبرنگار هفته‌‏نامه پيام كردستان و «ابراهيم وكيلی» برادر يكی از كارگران شاغل در اين واحد به اتهام شركت در تحصن غير قانونی و اخلال در نظم و خسارت به اموال عمومی دستگير شدند كه با قرار كفالت آزاد شدند.»­(روزنامه اینترنتی روز، ۷ شهریور ۱۳۸۵)

نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی، در یک هجوم وحشیانه کارگران گمرک بندر دیلم بوشهر را به گلوله بستند و کارگری به نام «حقيقت» را به قتل رساندند و دو کارگر دیگر را هم زخمی کردند.

مامورین اطلاعات جمهوری اسلامی، منصور اسانلو را روز روشن با ضرب و شتم و تیراندازی هوایی دستگیر کردند. سندیکای شرکت واحد اتوبوس­رانی تهران و حومه، در تاریخ 29 آبان ماه، با صدور اطلاعیه­ای در اعتراض به بازداشت منصور اسانلو، از جمله نوشت:

آقای منصور اسانلو، رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس­رانی تهران و حومه، در ساعت ۹ صبح روز یک­شنبه مورخه 28 آبان 1385، به هنگام مراجعه به اداره کار در خیابان گلبرگ چهار راه رشید در یک رفتار نامتعارف، همراه خشونت و ضرب و شتم در وسط خیابان توسط ماموران عملیات بازداشتگاه ۲۰۹ وزارت اطلاعات بدون رعایت موارد قانونی و حقوق شهروندی بازداشت گردید.

اسانلو، با تحمل نزدیک به ۸ ماه بازداشت در بازداشتگاه ۲۰۹ اوین، با قرار ۱۵۰ میلیون تومانی آزاد و به همراه ۱۶ تن از همکارانش منتظر محاکمه در شعبه ۱۴ دادرسی انقلاب بود.

او، روزهای قبل از دستگیری با صدور نامه­ای از جمله نوشته بود: «... مرا تحت فشار روانی قرار دادند که يا همکاری با بازجويان را بپذيرم يا پانزده سال در زندان بمانم و اگر آزاد شوم به هر کجای دنيا بروم آن­ها اين قدرت را دارند مرا و خانواده­ام را نابود کنند. بعد از زندان هم همين فشارها و خواسته­ها از سوی دو بازجويم ادامه داشته است ...» اسانلو اکنون ازاد شده است.

قبل از این نیز حکومت جمهورى اسلامى، بار ديگر محمود صالحى و جلال حسينى، از فعالين جنبش کارگرى را به «جرم» برگزارى مراسم مستقل اول ماه مه سقز٬ به زندان محکوم کرد. شعبه اول دادگاه تفتيش عقايد جمهوری اسلامی در شهرستان سقز، در تاريخ 11 نوامبر 2006 برابر با 20 آبان 1358، محمود صالحی به چهار سال و جلال حسينى را به دو سال زندان محکوم کرد. در همين رابطه برهان ديوارگر نیز قبلا به طور غيابی به دو سال زندان محکوم شده است.

محسن حکیمی، فعال جنبش کارگری و عضو کانون نویسندگان ایران و یکی دیگر از دستگیرشدگان مراسم روز جهانی کارگر در سال 1383 در شهر سقز، بار دیگر به دو سال زندان محکوم شد.

محمد شریف، وكیل مدافع کارگران سقز، در این خصوص به خبرگزاری ایسنا، گفت: «محسن حكیمی، پیش از این به همین اتهام به دو  سال زندان محكوم شده بود كه در مرحله‌ تجدیدنظر از آن­جا كه قبل از برگزاری مراسم و  ایراد سخن­رانی بازداشت شده بود تبرئه گردید.

مبارزه تشکل­های مستقل و فعالین جنبش کارگری با وجود تمام مشکلات اقتصادی و فشارهای سیاسی در جهت همبستگی و اتحاد طبقاتی کارگران و برپایی تشکل­ سراسری کارگران مستقل از دولت، با جدیت بیش­تری ادامه دارد.


اقدامی ارزنده از سوی کمیته های  کارگری: در چند سال گذشته شاهد تحرک فعالین جنبش کارگری، برای ایجاد تشکلات کارگری  بوده­ایم. هر یک بنا به شرایط و موقعیت­ها و گرایشاتی که داشته­اند از زاویه­ای به  این مسئله پرداخته­اند و شکل خاصی از تشکل را سازمان دادند و یا زمینه ایجاد آن  شدند.

 

سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران با سازماندهی چند هزار راننده  این شرکت در تهران و با اعتصابشان توانستند پشت سرمایه­داران را بلرزانند، از جمله  این موارد است. اما پس از اعتصاب شدیدا مورد یورش قرار گرفتند و سرکوب شدند. بازداشت عده زیادی از آن­ها، حمله شبانه به خانه های رانندگان، غیر قانونی اعلام  کردن سندیکای شرکت واحد، بازداشت طولانی منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره این سندیکا و  اخراج بسیاری از فعالین این سندیکا از شرکت واحد، نشانگر شدت سرکوب و برخورد با  آنها است. متاسفانه بدلیل عدم آمادگی طبقه کارگر در حمایت از رانندگان شرکت واحد،  سرکوب این سندیکا عملی شد و ضرباتی بر پیکر این سندیکا فرود آمد.

دیگر  فعالین رادیکال جنبش کارگری در تلاش برای همبستگی و هماهنگی بین پیشروان جنبش در  راستای ایجاد تشکل فراگیر کارگری اقدام به ایجاد کمیته­ها و تشکلاتی نمودند. از آن  جمله کمیته پیگیری برای ایجاد تشکلات آزاد کارگری، کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل  کارگری و اتحاد کمیته های کارگری را می­توان نام برد.

واقعیت آن است که  تمام این تلاش­ها، با وجود مثبت بودن و برداشتن یک گام به جلو تا کنون نتوانسته به  هدف خود یعنی برپایی یک تشکل فراگیر و حتی فراهم نمودن زمینه­های آن برسد. هر کدام  از این گرایشات رادیکال در حد توان خود در مقابل تهاجمات سرمایه­داری ایستادگی کرده  اند، اما مسئله ایجاد تشکل فراگیر هم­چنان به عنوان مسئله­ای لاینحل باقی مانده و  ظاهرا پس از گذشت چند سال، هنوز در بن­بست قرار دارد...

با گذشت زمان رادیکالیسم در این گرایشات تقویت شده و بسیاری از فعالین جنبش  کارگری به این نتیجه رسیده­اند که ضروری است برای مبارزه با سرمایه­داری و برای  آن که این مبارزه قوی­تر باشد، باید دست اتحاد وهمکاری به سوی هم دراز کنیم. برای  آن که بتوانیم در تقابل با سرمایه­داری فقط به دادن اطلاعیه بسنده نکنیم و بتوانیم  تحرکات عملی داشته باشیم، ضروری است نوعی از همکاری و هماهنگی را بین خود سازمان  دهیم.

همان­طور که گفته شد اختلافات بین ما اختلافاتی واقعی است و در نتیجه  ضروری است ضمن حفظ موقعیت کنونیمان طرحی برای همکاری منظم حول مبرمترین مطالبات  جنبش کارگری، بین خود داشته باشیم. ما می­توانیم شورای همکاری متشکل از نمایندگان  گرایشات رادیکال جنبش کارگری مثل سندیکای شرکت واحد، کمیته هماهنگی... کمیته  پیگیری... اتحاد کمیته­های کارگری، انجمن فرهنگی کارگری، فعالین فلز کار مکانیک،  دانش­جویان هوادار جنبش کارگری و بسیاری از فعالینی که مستقلا فعالیت می­نمایند،  ایجاد نماییم. این شورا می­تواند وظیفه هماهنگی و همکاری در مقابل تهاجم به فعالین  کارگری و یا به طور کلی طبقه کارگر را بعهده بگیرد. در چنین حالتی فعالین متشکل در  این شورا می­توانند به سهم خود نقش بیش­تری در عرصه مبارزه طبقاتی داشته باشند و  بخش­هایی از کارگران پیشرو را نیز جذب این حرکت نمایند. پراکندگی موجود یکی از  علت­هایی است که بدنه طبقه کارگر را از فعالینش جدا کرده و عملا طبقه کارگر قطبی قوی  در مقابل سرمایه­داری نمی­بیند...

ما به هیچ عنوان تصور نمی­کنیم  که این طرح کامل و بدون نقص است و بلعکس از تمام فعالین جنبش کارگری می­خواهیم که  برای تحقق هدف ذکر شده هر پیشنهادی به نظرشان می­رسد ارائه نمایند. شرایط کنونی  ضرورت چنین همکاری را بین ما فعالین جنبش کارگری بر جسته کرده است و باید این مسئله  را به فال نیک گرفت. نباید روند تهاجم سرمایه­داری به حقوق ما بدون مانع جدی و قوی  تداوم یابد. اتحاد عمل و همکاری بین ما و حرکت در جهت ایجاد تشکلی فراگیر بین  گرایشات رادیکال، باید از حرف به عمل تبدیل گردد. اتحاد کمیته های کارگری، 11/9/85


پس از دعوت از فعالین جنبش کارگری برای تشکیل  شورای همکاری فعالین جنبش کارگری بلافاصله بعضی از تشکلات و فعالین به این دعوت  نامه پاسخ گفتند، از جمله کمیته هماهنگی ... و کمیته پیگیری ... به این دعوت نامه  جواب مثبت داده و از آن استقبال کردند.

تعدادی از فعالین در مورد هدف بالقوه  یعنی ایجاد یک تشکل فراگیر پیشنهادات و نکاتی به نظرشان می­رسید که می­توان همه  آن­ها را در شورای همکاری ... به بحث گذاشت. اما برای آن که ابتدا به ساکن شورای  همکاری شکل بگیرد و راه را هموار نماید ضروری است بر اساس هدف بالفعل آن یعنی  مبرمترین مطالبات جنبش کارگری که همه بر آن توافق داریم مثل: امنیت شغلی، حق آزادی  تشکل و بویژه خنثی کردن تهاجم به فعالین جنبش کارگری آغاز نماییم و شورایمان را  ایجاد نماییم. بنابراین شورای همکاری ... بدون هیچ پیش شرطی ایجاد خواهد شد و ضمن  پرداختن به هدف بالفعلش می­تواند در کنار آن بحث تشکل فراگیر را به تبادل نظر  بگذارد.

ایجاد شورای همکاری فعالین جنبش کارگری، گامی است به جلو برای  ایستادگی محکم­تر در مقابل تهاجمات سرمایه­داری و بر این مبنا مجددا از فعالین دیگر  جنبش کارگری برای شرکت در این شورا دعوت به عمل می­آوریم. اتحاد کمیته های  کارگری، 15/9/85

 

کودکان و جوانان: گزارشات دیگر حاکی از این است که از 24 ميليون نفر جمعيت زير 18 سال كشور، تنها 18 ميليون نفر به مدرسه می‌روند و می‌توان گفت، 6 ميليون كودك باقی‌مانده را كودكان كار تشکیل می­دهند. اين كودكان در بسياری از كارگاه‌های كوچك حاشیه شهرها به اشكال مختلف مورد سوء­استفاده و استثمار وحشیانه قرار می‌گيرند. بنا به گزارش‌ها در برخی از اين كارگاه‌ها حتی كودكان زير 7 سال مشغول به كار هستند. 

براساس پژوهشی كه احمد رحيمی، مددكار اجتماعی، در بررسی وضعيت كودكان خيابانی انجام داده است، گوشه­های از این تراژدی کودکان کار و خیابانی به نمایش می­گذارد.

 

زنان: جمهوری اسلامی، حکومت آپارتاید جنسی است. سران این حکومت از هر فرصتی و از هر مسئله­ای برای توجیه سیاست­های ضدزن زن خود استفاده می­کنند.

برای مثال اخیرا «شكوفه گل خو»، رئیس جدید دانشگاه الزهرا، که جانشین زهرا رهنورد شده است، با اشاره به آیات ۳۰ و ۳۱ سوره نور در قرآن، گفت: «در دین مبین اسلام با دلایل ثابت شده فیزیولوژیكی، حجاب و پوشش زنان اهمیت ویژه‌ای یافته است.»

رییس دانشگاه ‌الزهرا، ادعا کرده است، داشتن حجاب از دیدگاه فیزیولوژیكی امری ضروری و لازم است. به گزارش سایت آموزش نیوز، وی گفت: دراسلام حجاب و پوشش برای زنان و فرو گرفتن نگاه برای مردان واجب شده است زیرا یكی از دلایل این امر تاثیر تصاویر تحریك‌كننده بر غده هیپوفیز مردان و فعال نمودن آن است.

گل خو، گفت: از نظر علمی با توجه به مقایسه سیستم‌های تولید مثل مردان و زنان و فعال‌تر بودن آن در مردان و با توجه به‌ این كه این سیستم‌ها تحت تاثیر هیپوفیز در مغز است می‌توان نتیجه گرفت كه تصاویر تحریك‌كننده از طریق بینایی بر هیپوفیز مردان به شدت تاثیر گذاشته و آن را فعال می‌نماید.

استاد دانشگاه‌ الزهرا، افزود: پوشش مناسب برای زنان علاوه بر ایجاد مصونیت برای آن­ها باعث جلوگیری از تحریك مردان می‌شود.

این ادعا رییس دانشگاه الزهرا، اولا، هیچ منطق علمی و پزشکی ندارد. دوما، حجاب سنبل حقارت و بردگی زن است. سوما، به اصلاح اگر استادان مذهبی جمهوی اسلامی در دانشگاه­های مشغول شستشوی مغزی دانش­جویان بسیجی و حزب­الهی هستند، اما دانش­جویان آزادی­خواه و برابری­طلب شکست گرایش ارتجاعی اسلامی در دانشگاه­های سراسر کشور را با صدای بلند اعلام کرده­اند. از سوی دیگر، با وجود عدم تمایل جمهوری اسلامی، بیش از 65 درصد دانش­جویان دانشگاه­های کشور را دختران دانش­جو تشکیل می­دهند.

از سوی دیگر نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی، در خیابان­ها نیز نتوانسته­اند جلو آزادی­خواهی زنان را بگیرند. فرمانده‌ نيروی انتظامی جمهوری اسلامی، اخیرا در جمع دانش­جويان دانشگاه اصفهان گفته که «در هشت ماه اول سال، ماموران ما يك ميليون و 300 هزار مورد تذكر به بدحجابان  داده‌اند كه اگر نصف اين موارد را هم جدی حساب كنيم، يعنی در كشور ما حدود 600 هزار  بدحجاب وجود داشته ‌است و نشان می­‌دهد كه بايد اين موضوع را يك اپيدمی اجتماعی حساب  كنيم .  وی با مهم خواندن ايجاد امنيت اخلاقی در جامعه، گفت: در امنيت اخلاقی ما  به دنبال امنيت خانه و خانم‌ها هستيم.»

بدین ترتیب، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، آشکارا خواهان دخالت بیش­تر نیروی انتظامی و حزب­الله در مسائل خصوصی مردم در خانه­هایشان و به ویژه زنان شده است.

همین فشارهای غیرانسانی جمهوری اسلامی و سرکوب سیستماتیک زنان، سبب شده که متاسفانه تعدادی از زنان از سر ناچاری و درماندگی دست به خودسوزی بزنند. برای مثال، هر ماه حداقل دو تا سه زن در كهگيلويه و بويراحمدی، اقدام به خودسوزی می­کنند. 

به گزارش ايسنا، سعادت شكيبايی، مسئول بخش سوختگی بيمارستان شهيد  بهشتی ياسوج، در اين زمينه گفت‌: در سال جاری، از ميان 39 تن مورد خودسوزی  ارجاعی به اين بيمارستان، 16 تن بر اثر شدت جراحات وارده جان خود را از دست دادند.

تبعیض و ستم بر زنان توسط ارگان­های سرکوبگر جمهوری اسلامی، مردسالاری شدید در خانواده­ها، ازدواج‌های تحميلی، فقر خانواده‌ها، ازدواج‌های زود هنگام، بيكاری و بیماری­های روحی و روانی وغیره  از دلايل عمده خودسوزی در اين استان است.

جنبش زنان، در سال­های اخیر با اعتراض و برپایی هشت مارس­ها، روز جهانی زن، ضربه­ای به پایه­های تفکر ارتجاعی اسلامی و مردسالاری وارد کرده است. اما هنوز این جنبش مانند جنبش دانش­جویی و جنبش کارگری، رهبران و سخن­گویان و نشریات و وبلاگ­های واقعی خود را پیدا نکرده و از غالب بودن گرایشات لیبرالی در رنج است. شکی نیست که زنان فعال جنبش کارگری سوسیالیستی به امر واقفند و برای برطرف کردن این کمبود اساسی و بزرگ می­کوشند.

 

طرح ارتجاعی عفاف: جمهورى اسلامى اعلام كرده است: «طرح عفاف براى جلوگيرى از بدحجابى در ايران اجرا مى‌شود.» سردار مصطفى متوليان، معاون تشكل‌هاى ستاد احياى امر به معروف و نهى از منكر، از اجراى طرح «عفاف» در كشور در طول سال جارى خبر داد و گفت اين طرح به منظور ساماندهى حجاب و جلوگيرى از ترويج بدحجابى اجرا مى‌شود. وى افزود، امسال طرح «تذكر لسانى» از سوى اصناف و هيئت‌هاى مذهبى كشور براى احيا و اجراى فريضه امر به معروف و نهى از منكر اجرا مى‌شود. به گفته وى، تذكرهاى شفاهى و لسانى در زمينه احياى امر به معروف و نهى از منكر بايد در بين تمامى اقشار مردم ترويج و گسترش‏ مى‌يابد، چرا كه اين دو فريضه، وظيفه شرعى هر مسلمان است.

قبل از اين نيز آيت‌الله حسين نورى همدانى، از عناصر مهم جمهورى اسلامى در قم، رنگ‌هاى «مهيج» را حرام اعلام كرده و گفته بود بانوان، بايد حجاب اسلامى را با پوشاندن تمام بدن جز چهره و دست‌ها تا مچ رعايت كنند. آيت‌الله همدانى، در پاسخ به سئوال شهردارى قم درباره فرهنگ اسلامى اين شهر، چنين جوابى را داده بود.

 

تظاهرات 22 خرداد زنان در میان هفت تیر: مامورین سرکوبگر جمهوری اسلامی، از جمله پلیس­های زن، در 22 خرداد 1385، به تجمع زنان در ميدان هفت تیر یورش بردند و آن­ها را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند. بدنبال این واقعه، فعالین و برگزارکنندگان این حرکت به دادگاه احضار شدند و مورد بازجویی قرار گرفتند.

پروين اردلان، نوشين احمدی خراسانی، فريبا داوودی مهاجر و شهلا انتصاری، چهار نفر از فعالان جنبش زنان و از مدافعان حقوق بشر در ايران، صبح روز دوشنبه 29 آبان 1385، در تهران به دادگاه انقلاب (واقع در خيابان شريعتی، ابتدای خيابان معلم) فراخوانده شدند.

آنان، پس از بازجویی با قرار کفالت 10 میلیون تومانی آزاد شدند. اتهامات این فعالان جنبش زنان، اقدام علیه امنیت ملی، تلاش برای بر هم زدن نظم عمومی، دعوت و شرکت در تجمع غیرقانونی عنوان شده است.

 

یک میلیون فریاد امضاء: جنبش زنان، برای برون رفت از این وضعیت غیرقابل تحمل از هر فرصتی برای بیان اعتراض خود استفاده می­کند و برای تغییر  قوانین تبعیض­آمیز آگاهانه پا به میدان جنگ نابرابر با حاکمیت و مردسالاری و افکار عقب مانده می­گذارد.

حرکت اخیر پیشگامان جنبش زنان، برای جمع­آوری یک میلیون امضاء، برای تغییر قوانین ضدزن، مبارزه­ای اجتماعی و آگاهگرانه­ای است که حکومت جمهوری اسلامی را به وحشت انداخته است.

 

 

 

دانش­جویان: دانشگاه­های سراسر ایران، به مناسبت روز  دانش­جو، بار ديگر شاهد یک حرکت مهم به لحاظ محتوایی در تاريخ پر فراز و نشيب جنبش دانش­جویی ایران، به ویژه گرایش آزادی­خواهی و سوسیالیستی بود.

در حالی که جمهوری اسلامی، کلیه نیروهای سرکوبگر خود را بسیج کرده بود و در مقابل دانشگاه­ها و در مراکز نظامی نزدیک به دانشگاه­ها به حال آمده­باش درآورده بود، دانش­جویان سراسر کشور، با برگزاری تجمعات و راهپیمایی به استقبال روز خود شتافتند و خواست­ها و مطالبات خود را فریاد زدند.

مراسم روز 16 آذر دانش­جويان دانشگاه تهران، با حضور جمعی در حدود 2000 هزار نفر برگزار شد، حوالی ظهر در مقابل دانشكده فنی دانشگاه تهران آغاز شد و تا ساعت 5 غروب ادامه داشت.

دانش­جويان با خود پلاكاردهای متعددی حمل می­كردند كه بر روی آن­ها شعارهایی نظیر «در راه آزادی جز زنجيرهامان چيزی برای از دست دادن نداريم»، «بر پا خيز از جا كن بنای كاخ دشمن»، «مرگ بر استبداد»، «دانش­جو می‌ميرد ذلت نمی‌پذيرد»، «وزیر بی­کفایت استعفا استعفا»، «آزادی مساوات، تحریم انتخابات» «مرگ بر دیکتاتور»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، «اسانلو، زرافشان آزاد بايد گردند»، «كردستان، گورستان فاشيسم»، «از آسمان دانشگاه گر تير فتنه بارد، جنبش ادامه دارد»، «گزينش دانش­جو ملغی بايد گردد»، «بر سينه دانش­جو، ستاره افتخار است»، «دانش­جو، كارگر، اتحاد اتحاد»، «تبعيض جنسيتى ملغى بايد گردد»، «آزادى، برابرى- سوسياليسم يا بربريت؟»، «مردم نان مى‌خواهند نه بمب»، «هرگونه دخالت خارجى در سرنوشت مردم ايران محكوم است»، «سه خودكشى، دو قتل و يك مرگ اين است دانشگاه»، «دانشگاه پادگان نيست» و... ديده می­شد.

دانش­جویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز، مراسم گرامی­داشت 16 آذر را روز سه­شنبه 14 آذر ماه، برگزار کرده بودند.

دانش­جویان این دانشگاه، با حمل پلاکارد و سردادن شعارهایی از جمله «دانشگاه زنده است»، «انقلاب فرهنگی دوم را محکوم می­کنیم»، «قتل، مرگ و اخراج دانش­جویان را محکوم می­کنیم»، «دانش­جوی زندانی آزاد باید گردد»، «اتحاد، آزادی، برابری»، «دانش­جو به پا خیز» و...، سال­روز 16 آذر روز دانش­جو را گرامی داشتند.

در بخشی از قطعنامه پایانی تجمع دانش­جویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز، آمده است: «ما دانش­جویان دانشگاه صنعتی سهند نیز آزادی، عدالت و برابری را فریاد می­زنیم و ضمن حمایت از تجمع روز چهارشنبه­(۱۵ آذر) در مقابل دانشگاه تهران و دعوت از همگان برای شرکت گسترده در آن، به مسئولین تمامیت­خواه نظام و مسئولین دانشگاه تک صدایی هشدار می­دهیم که شعله خاموشی­ناپذیر جنبش دانش­جویی نه تنها هیچ­گاه خاموش نمی­شود، بلکه همواره پایه­های حکومت ظلم و جور را در خواهد نوردید. زنده باد آزادی، زنده باد برابری»

دانش­جویان دانشگاه مازندران نیز روز سه شنبه 14 آذر ماه، مراسمی را در دانشكده علوم انسانی دانشگاه مازندران برگزار کردند.

در این مراسم که با حضور بیش از 700 نفر از دانش­جویان دانشگاه مازندران برگزار شد، دانش­جویان با خواندن سرود یار دبستانی و راهپیمایی به سمت دانشكده، مقابل آن تجمع كردند و با گرامی­داشت یاد سه دانش­جوی كشته‌‏ شده در صحن دانشگاه در سال 1332، همچنین یاد و خاطره اكبر محمدی، عزت ابراهیم‌‏نژاد و توحید غفارزاده سه دانش­جویی که طی ماه­های گذشته جان­باختند را گرامی داشته و به یاد آنان یک دقیقه سکوت کردند.

در سال گذشته ، رژيم جمهوری اسلامی در هراس از رشد مبارزات دانش‌جويان، با توجه به گزارش­های موجود، نزديک به ٧٠٠ بار به سرکوب دانش‌جويان دست زده است.

 

محمود احمدی­نژاد، رییس جمهوری اسلامی، صبح دوشنبه 20 آذر برابر با 11 دسامبر، در ميان تدابير شديد امنيتی و با حضور تعداد زیادی بسيجی، به قصد سخن­رانی در دانشگاه پلی تکنيک، حضور يافت. همچنین با برنامه­ريزی­های قبلی نهادهای امنيتی، برای در اختيار گرفتن سالن توسط دانش­جويان دانشگاه امام حسين(دانشگاه وابسته به سپاه) که صبح دوشنبه با اتوبوس به اين دانشگاه منتقل شده بودند.

برنامه با نوحه خوانی و سينه زنی بسيجيان، به اعتراض علیه احمدی­نژاد، تبدیل شد. دانش­جويان جسور و معترض در ابتدا اجازه سخن­رانی به دکتر رهايی رئيس انتصابی دانشگاه امير کبير ندادند و با قرار گرفتن احمدی­نژاد در پشت تريبون، وی را هو کردند.

همچنين احمدی نژاد در خصوص دانش­جويان سه ستاره با لحن تمسخرآميزی گفت: دستور می­دهم به دانش­جويان سه ستاره درجه ستوانی بدهند! که اين مسئله با اعتراض شديد دانش­جويان اميرکبير مواجه شد و دانش­جويان رئيس جمهور را هو کردند. اين مسئله با اعتراض شديد احمدی نژاد مواجه شد. وی، دانش­جويان معترض را عامل آمريکا خواند و آن­ها را به گرفتن پول از بيگانگان متهم کرد. سرانجام در ادامه احمدی­نژاد، کنترل خود را از دست داد و با خشونت تهديد کرد که دانش­جونماها را به صلابه می­کشيم.

احمدی­نژاد، در آستانه انتخابات شوراها و مجلس خبرگان، برای بازار گرمی این انتخابات که دانش­جویان در مراسم­های 16 آذر خود شعار تحریم را فریاد زده بودند و از سوی دیگر با هدف مرعوب کردن دانش­جویان آزادی­خواه و چپ و سوسیالیست و روحیه دادن به دانش­جویان حزب­الهی،، به دانشگاه پلی­تکنیک رفت، اما  به اصطلاح دست از پا درازتر بازگشت. در يک حضور نمايشی قصد داشت با حضور در دانشگاه، دانش­جویان را مرعوب سازد و از این مسئله در جهت انتخابات تبلیغات انتخابات سوء­استفاده نماید، در هر صورت وی از رفتن به دانشگاه هر هدفی را دنبال می­کرد با اعتراض شدید دانش­جویان به ضد خود تبدیل شد.

در اين ميان درگيری شديد فيزيکی بين فعالان انجمن پلی تکنيک و دانش­جويان بسيجی اين دانشگاه، رخ داد. اوضاع در سالن محل سخن­رانی به حدی متشنج شد که با شروع سخن­رانی احمدی­نژاد، دانش­جويان با سر دادن شعارهای: «مرگ بر ديکتاتور»، «مرگ بر استبداد»،  «دانش­جو می­ميرد ذلت نمی­پذيرد»، «دروغگو برو گمشو» و «محمود احمدی­نژاد، عامل تبعيض و فساد»، «نظامی حيا کن دانشگاه را رها کن» و...، نسبت به حضور وی در دانشگاه شدیدا اعتراض کردند. دانش­جويان، شعارهای تندی را بر عليه بسيج سر دادند . دانش­جويان، عکس احمدی­نژاد را در سالن به آتش کشيدند. چند بار در انتهای سالن و پشت در سالن ترقه منفجر شد و احمدی­نژاد، در حالی که برآشفته شده و کنترل خود را از دست داد بود، در پاسخ گفت: توپ، تانک، مسلسل ديگر اثر ندارد، و اگر هزار بار هم عکس من را آتش بزنيد، من به راه خودم ادامه می­دهم و با ديکتاتوری مخالفم!

سخن­رانی احمدی­نژاد، تحت تاثير فضای متشنج سالن و همچنين درگيری­های شديد فيزيکی ميان دانش­جويان خارج از سالن و دانش­جويان بسيجی چندين بار قطع شد.

اخبار اين واقعه در بخش­های مختلف خبری تلویزیون جمهوری اسلامی، بدون این که تصویری از سالن را نشان دهد با عنوان دروغ و غیرواقعی «ديدار صميمی رئيس جمهور با دانش­جويان»، پخش شد. فقط در يک بخش خبری کانال 2، فيلم صحنه کوتاهی از آتش زدن عکس احمدی­نژاد و تشنج در گوشه­ای از سالن نيز پخش شد.

از زمان به قدرت رسيدن محمود احمدی­نژاد در تابستان سال گذشته، اين اولين بار است که سخن­رانی وی با اعتراض علنی و شدید حاضرين به هم می­خورد.

همچنین دانش­جویان دانشگاه شیراز، وزیر کشور احمدی­نژاد را که در این دانشگاه سخن­رانی کرده بود، هنگام جواب دادن به سئوالات هو کردند.

پس از واقعه دوشنبه نیز دانش­جویان پلی­تکنیک نامه سرگشاده­ای خطاب به احمدی­نژاد نوشتند. دانش­جویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر­(پلی  ‌تکنیک) که روز پنج­شنبه 23 آذر، به دیدار با رئیس‌جمهوری دعوت شده بودند، از حضور در این  جلسه خودداری کردند. «نگار زمان‌فر» از دانش­جویان این دانشگاه در گفتگو با  خبرنگار آفتاب در این‌باره گفت: روزی که آقای احمدی‌نژاد به دانشگاه ما تشریف  آوردند مشخص نبود به دعوت چه کسی در دانشگاه حضور یافتند به اعتقاد من این یک دعوت  تحمیل شده بود. 

زمان‌فر گفت: آقای رئیس‌جمهور، به دانش­جویان پلی‌تکنیک  توهین می‌کنند و بعد از ما می‌خواهند در یک جلسه عمومی حضور بیائیم. به همین  دلیل امروز هیچ دانش­جویی از این دانشگاه به دیدار رئیس جمهور نرفته است و اگر کسی  به عنوان دانش­جویی پلی‌تکنیک در آن­جا صحبت کند، از بچه‌های ما نیست.

 

جمهوری اسلامی، به ویژه پس از بزرگ­داشت­های 16 آذر و برحسته بودن گرایش سوسیالیستی در اعتراضات این روز و هو کردن احمدی­نژاد در دانشگاه امیرکبیر، موج تازه­ای از سرکوب دانش­جویان فعال و معترض و چپ را اغاز کرده است.

خبرنامه امیرکبیر گزارش داده که طی ترم تحصیلی جاری، 8 نفر از فعالین دانشگاه مازندران به کمیته‌ انضباطی احضار شدند.

«گیتا آذری»، دبیر سابق کانون دختران به اتهام نشر عقاید چپ، «بیژن صباغ»، سردبیر نشریه‌ طوفان به اتهام نشر عقاید کمونیستی و پخش نشریات دانش­جویی چپ در دانشگاه مازندران، «آرش پاکزاد» و «سعید یعقوبی‌نژاد» به اتهام توهین به حراست و نهاد بسیج در جریان تجمع 16 آذر و 4 دانش­جوی دیگر تنها به دلیل همراهی با اعضای انجمن دانش­جویی دانشکده‌ فنی و فروش نشریه‌ طوفان به کمیته‌ انضباطی احضار شده­اند.

در بخشی از گزارش خبرنامه امیرکبیر آمده است: «در دانشکده‌ فنی، فضا به ‌شدت در حال امنیتی شدن است...»

از سوی دیگر، جمع کثیری از  دانش­جویان دانشگاه صنعتی تبریز، روز سه شنبه 5 دی ماه در اعتراض به صدور حکم 9 نفر از دانش­جویان این دانشگاه در مقابل دفتر رئیس دانشگاه دست به تجمع اعتراضی زدند.

کمیته انضباطی دانشگاه صنعتی  سهند تبریز، برای 9 نفر از دانش­جویان این دانشگاه که در تحصن شرکت کرده بودند احکام مختلفی صادر کرده که این اقدام با اعتراض دانش­جویان این دانشگاه روبرو شده است.

دانش­جویان شرکت­کننده در این تجمع با صدور قطعنامه­ای اقدام کمیته انضباطی دانشگاه سهند را محکوم و خواستار لغو احکام صادره دانش­جویان این دانشگاه شدند.

هفده دانش­جوی محروم از تحصيل در پاسخ به اظهارات اخير محمد مهدی زاهدی، وزير علوم، نامه سرگشاده­ای را منتشر کرده­اند.

در اعتراض به این سرکوب­ها، ۵۴۲ تن از فعالان سياسی، اجتماعی و دانش­جويی ایران، در اعتراض به آنچه «سرکوب و فشار بر دانشگاه» خوانده­اند، بيانيه­ای صادر کرده­اند.

در مقدمه اين بيانيه آمده است:«افت کيفی مديريت و هيات علمی دانشگاه­ها، احضار، اخراج و تعليق بسياری از دانش­جويان فعال و آگاه دانشگاه­ها، تعطيل يا محدود کردن فعاليت نهادهای مستقل دانش­جويی، توقيف نشريه­های مستقل دانش­جويی و پاک­سازی و بازنشستگی اجباری استادان شايسته و پاک­سازی­های گسترده، پويايی و کيفيت آموزشی دانشگاه­ها را به شدت کاهش داده است.»

همچنین جمعی از دانش­جويان معترض دانشگاه اميركبير نیز در نامه­ای خطاب به مردم ایران، از جمله نوشته­اند: «فريادی كه شما هفته گذشته از پلی­تكنيك شنيديد؛ نه صدای هواداران احزاب بود؛ نه صدای فريب خوردگان آمريكا و صهيونيسم. اين صدای فرياد فرزندان شما؛ دانش­جويان آزادی­خواه و برابری­طلب پلی­تكنيك بود. فريادی برآمده از سال­ها تحمل، ظلم، ستم، سركوب و خفقان حاكمان اين سرزمين.

فرياد ما بازتاب فقر، فساد و تبعيضی است كه در جای جای زندگی اجتماعی­مان ريشه دوانده است. و پاك­ترين انسان­های اين سرزمين را به خود فروشی وادار كرده و برای با مسئوليت ترين­هايش چاره­ای جز ترک وطن باقی نگذاشته.

فقر، فساد و تبعيضی كه بر كارگران، كارمندان، معلمان، زنان و مردان اين مرز و بوم تحميل شده است. و پايه و اساس تمام دشمنی­ها و ناآرامی­ها در زندگی روزمره­مان گشته است. مگر می­شود در كشوری كه صفحه حوادث روزنامه­های آن هر روز سياه­تر می­گردد و ياس، خودكشی و اعتياد در بين جوانانش بيداد می­كند راحت زندگی كرد.

فرياد ما تنها؛ ندای دادخواهی و ستم ستيزی دانش­جويان نيست. دانش­جويانی كه اين روزها حتی از حق تحصيل نيز محروم گشته­اند. به زندان می­افتند. در اثر اعتصاب غذا در زندان می­ميرند و بی­شرمانه از سوی احمدی­نژاد و هوادارانش مورد توهين و تمسخر قرار می­گيرند.

ما به سركوب اعتراضات به حق كارگرانی كه ماه­ها حقوق نگرفته­اند و به دليل سياست­های نادرست حاكميت از كار اخراج می­شوند معترضيم.

ما به قوانين تبغيض­آميز عليه زنان و سركوب وحشيانه اعتراضات مسالمت­آميز آن­ها برای كسب حداقلی از حقوق انسانی اعتراض داريم. ما با در بند كشيدن منتقدين و معترضين سياسی و توقيف نشريات در كشورمان به شدت مخالفيم...

آری ما تصمیم گرفته­ایم سرنوشتمان را خودمان تعیین کنیم.»این بخش­هایی از نامه دانش­جویان دانشگاه امیر کبیر خطاب به مردم ایران است. مضمون و محتوای سیاسی نامه سرگشاده این دانش­جویان دانشگاه پلی­تکنیک، بیش از پیش استراتژی و چشم­انداز مبارزه طبقاتی و سوسیالیستی جنبش دانش­جویی در پیوند با جنبش کارگری و جنبش زنان را شفاف­تر کرده است. باید به استقبال آنان رفت و دست­شان را به گرمی فشرد.

 

تهدید و آزار فعالین فرهنگی و اجتماعی: بدنبال اعتراضات مردم شهرهای آذربايجان، بسياری از فعالان فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و دانش­جويی توسط نيروهای امنيتی جمهوری اسلامی، تحت پیگرد قرار گرفته و زندانی شده­اند. تعدادی از بازداشت شدگان نويسنده و روزنامه­نگار هستند. در تهران، عابد توانچه وبلاگ نويس و دانش­جوی دانشگاه اميركبير و یاشار قاجار از چند روز پيش در بازداشت اطلاعات سپاه است. چندی پیش، نشريه سپاه پاسداران به نام «صبح صادق»، عابد توانچه و تعداد ديگری از دانش­جویان را به عنوان «ماركسيست­های آشوب طلب» معرفی کرده بود.

برای فريد مدرسی، وبلاگ نويس و روزنامه­نگار شش ماه زندان صادر شده است. علی حامد ايمان، مديرمسئول هفته‌‏نامه توقيف شده شمس تبريز، زهره وفايي مدير انتشارات زينب پاشا، عيوض طاها مدير نشريه سراسری يارپاق در شهر مغان، رضا کاظمی، مدير اجرايی نشريه يارپاق، يونس صفدری و بابك اجاق نويسندگان نشريه يارپاق، علی نظری مدير نشريه آراز، وحيد درگاهی نويسنده نشريه آوای اردبيل، حسن ارک، عضو شورای سردبيری هفته­نامه توقيف شده شمس تبريز، احمد رضايی، نويسنده و استاد دانشگاه، منوچهرعزيزی، چنگيز بختاور در تبريز، اروج اميری در مرند و امين موحدی در مشگين شهر، از جمله روزنامه­نگارانی هستند كه بر اساس گزارش كميته دانشجویی دفاع از زندانيان سياسی در تهران، در شهرهای مختلف آذربايجان و اردبيل دستگير شده­اند.

سازمان گزارشگران بدون مرز، در آخرين بيانيه خود تحت عنوان «سرکوب مطبوعات و روزنامه­نگاران در استان­های شمالی ايران ادامه دارد»، با محکوم کردن سانسور و سرکوب و اختناق جمهوری اسلامي، خواستار آزادی فوری روزنامه­نگارانزندانی در شهرهای آذربایجان شده است. اين نهاد مدافع حقوق نويسندگان و روزنامه­نگاران، به بازداشت شش روزنامه­نگار در استان­های آذربایجان اشاره کرده است.

خبرگزرای کار جمهوری اسلامی، «ايلنا»، چهارشنبه 10 خرداد ماه 1385، نوشت: «علی حامد ايمان، مديرمسئول هفته­‌‏نامه توقيف شده شمس تبريز پس از دستگيری، يك بار با خانواده خود تماس تلفنی گرفته و از وضعيت بازداشت خود خبر داده است.» ايلنا، همچنين روز جمعه 12 خرداد، خبر داد که دفتر روزنامه ندای آذرآبادگان در تبريز، پلمپ شده است. روزنامه ندای آذرآبادگان، از قديمی­ترين نشريات استان آذربايجان شرقی است که صاحب امتياز آن را شرکت فراز نشر تبريز و سردبير اين روزنامه و مديرعامل اين شرکت را ابوالفضل وصالی بر عهده دارد.

در حال حاضر چند وبلاگ نويس ديگر از جمله مجتبی سميعی نژاد، آرش سيگارچی و بينا داراب زند، و چند روزنامه نگار از جمله الهام افروتن، محسن درستكار و...، در زندان بسر می­برند.

سال گذشته، بیش از 30 روزنامه­نگار و وبلاگ نويس در زندان­های جمهوری اسلامی، بودند. از این رو سازمان عفو بين­الملل در گزارش اخير خود، ايران را يکی از 3 کشور ناامن برای خبرنگاران معرفی كرده است.

بدین ترتیب، ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، زندان بزرگی برای اکثریت مردم ایران، به ویژه برای فعالین سیاسی و اجتماعی، نویسندگان و روزنامه­نگاران و وبلاگ­نویسان است.

 

جمع­آوری ماهواره­ها: اکثریت مردم ایران، به دلیل این که اعتمادی به این حکومت و رسانه­هایش ندارند، همواره به رسانه­های خارج کشور روی می­آورند. از این رو مامورین جمهوری اسلامی دیوانه­وار از در و دیوار مردم بالا می­روند تا آنتن­های ماهواره­ای را جمع کنند. جمهوری اسلامی، اعلام کرده است که با اجراى «طرح امنيت اجتماعی»، تجهيزات ماهواره­اى جمع­آورى و با عوامل خريد و فروش و نصب آن برخورد مى­شود.

سرتيپ احمد روزبهانی، مديرکل مبارزه با «مفاسد اجتماعی» در نيروی انتظامی ايران، شمار افرادی را که در ايران به تجهيزات دريافت کانال­های تلويزيونی ماهواره­ای دسترسی دارند و می­توانند برنامه­های اين شبکه­های تلويزيونی را تماشا کنند، 35 درصد مردم اين کشور اعلام کرد. روزبهانی، به خبرنگاران گفت، طی پنج ماه نخست سال جاری خورشيدی در ايران­(21 مارس تا 22 اوت) ۱۱۰هزار قطعه تجهيزات ماهواره‌­ای از پشت بام مجتمع­های مسکونی و باندهای واردکننده اين تجهيزات به کشور جمع­­آوری شده است.

کانون نویسندگان ایران، در اعتراض به سانسور و اختناق جمهوری اسلامی، با انتشار بیانیه­ای از مردم خواسته است که در مقابل هجوم حکومت ایستادگی کنند: متن بيانيه کانون به شرح زير است: مردم شريف و آزاده‌ى ايران

اخبار و اطلاعات موجود در باره‌ اقدامات جارى حاكى از اتخاذ سياست‌هاى اسفبار در همه‌ زمينه‌هاى هنرى و فرهنگى است كه چشم‌انداز وخيم‌تر آينده‌ فرهنگ ايران را به تصوير می‌كشد.

سانسور كتاب و مطبوعات، فيلترينگ سايت‌هاى اينترنتی، جمع‌آورى آنتن‌هاى ماهواره‌اى و اعمال سانسور در عرصه‌هاى مختلف سينما و تئاتر هر روز تشديد می‌شود.

كانون نويسندگان ايران خود را ملزم می‌داند در مورد پيامدهاى سركوب‌هاى فرهنگى و هنری، نگرانى عميق خودرا ابراز دارد و يادآور شود اين ننگ بر سردمداران دستگاه‌هاى مسئول باقى خواهد ماند كه اقدامات آنان شكوفايى نسل امروز و ميراث فرهنگى مردم را به خطر می‌اندازد و به سقوط می‌كشاند.

اين سياست ضد­فرهنگی، ضمن افزايش فشار بر نويسندگان و مترجمانى كه معيشت آنان وابسته به نشر آثارشان است، موجب ورشستگى صنعت نشر و چاپ، ركود كامل سينما و ئتاتر مستقل و خلاق، موسيقى و نقاشى و ديگر زمينه‌هاى آفرينش هنرى، فرهنگى و فكرى خواهد شد.

كانون نويسندگان ايران با توجه به اين وضعيت اسفناك از همه دوستداران فرهنگ و هنر و انسان‌هاى آزاديخواه می­‌خواهد كه در برابر اين هجوم ويرانگر قاطعانه ايستادگى كنند. كانون نويسندگان ايران، 27 مرداد 1385

 

واقعه آذربايجان: آيا واقعا طنز تلخ «سوسك زبان نفهم»، سبب شد كه مردم تبريز و ديگر شهرهاى آذربايجان غربى و شرقى به خيابان‌ها بريزند؟! هر طرح و سياستى پشت اين كاريكاتور توهين‌آميز به مردم ترك زبان آذربايجان خفته باشد اما در اين واقعيت هيچ تغييرى نمى‌دهد كه مردم جان به لب رسيده دنبال بهانه‌اى مى‌گردند تا خشم فروخفته 27 ساله خود را بر عليه اين رژيم جهل و جنايت بيرون بريزند.

برای مثال، زنانی که در سال گذشته به مناسبت 8 مارس، قصد داشتند کنفرانسی را در تبریز برگزار کنند، مقامات جمهوری اسلامی در این شهر، این شرط را در مقابل آن­ها قرار داده بود که کنفرانس باید به زبان فارسی باشد. قبلا اعلام شده بود که کنفرانس به زبان ترکی برگزار خواهد شد. سرانجام این کنفرانس لغو شد. یا این که باز هم سال پیش جمهوری اسلامی تلاش کرد، نام  ترکی جزیره­های دریاچه ارومیه را به فارسی تغییر دهد.

بنابراین اعتراض‏ گسترده و اجتماعی مردم شهرهای آذربایجان نبايد اعتراض‏ به يك كاريكاتور و نوشته مربوط به آن قلمداد شود. زیرا مردم به دليل نفرت از جمهورى اسلامى در حالی به اين اعتراض‏ پيوستند كه خيلى از آن­ها كاريكاتور مورد بحث را نديده بودند.

براساس‏ آمارهاى منتشر شده، نيروهاى رعب و وحشت و ترور جمهورى اسلامى، با تيراندازى به روى مردم معترض‏، دست كم 6 نفر را در نقده، 1 نفر را در مشكين شهر و 1 نفر را نيز در اروميه به قتل رساندند.

همچنین عیوض صیادی، پیرمرد هشتاد ساله­ای که در جریان تظاهرات روز سه شنبه دوم خرداد در اورمیه، بر اثر ضرب و شتم ماموران ضد شورش، دچار آسیب جدی شده بود روز دهم خرداد ماه، یعنی هشت روز پس از بستری شدن در گذشت. پیش از این فرزاد اسد پور، جوان ۲۱ ساله در جریان اعتراضات مردم اورمیه، یک روز پس از ضرب و شتم توسط ماموران جان سپرده بود.

حال زخمى‌هاى تبريز و نقده وخيم اعلام شده است و اين كه رژيم كشته‌هاى تبريز را از مردم مخفى كرده است دهان به دهان در ميان مردم اين شهر مى‌چرخد. رييس‏ دادگسترى آذربايجان غربى، تعداد دستگيرشدگان حوادث اخير اين استان را 250 نفر اعلام كرده است كه به اقرار وى، عده‌اى از آن‌ها كم سن و سال هستند. اما اخبارهاى غيررسمى حاكى از آن است كه تعداد كشته‌ها و زخمى‌ها و دستگيرشدگان بسيار بالاتر از آمارهاى رسمى است. در برخى شهرها نيز حكومت نظامى اعلام نشده برقرار شده است.

باندهاى جمهورى اسلامى و پان تركيست‌ها و قوم پرستان، شعارهايى را در ميان جمعيت ده‌ها هزار نفرى خشمگين سر داده‌اند كه گويا اين اعتراض‏، اعتراض‏ «ترك»‌ها به «فارس»‌ها است. چنين چيزى واقعيت ندارد و چنين تفكرى ساخته و پرداخته توطئه‌گران و باندهاى مافيايى جمهورى اسلامى و قوم‌پرستان براى ايجاد تفرقه در مبارزه آزادى‌خواهانه مردم جان به لب رسيده عليه جمهورى اسلامى است. لازم به تاكيد است كه در حركت‌هاى خودجوش‏، احتمال اين كه شعارهاى نامربوط نيز داده شود وجود دارد. اما سر دادن چنين شعارهايى ضعف شركت‌كنندگان آزادى‌خواه است. از سوى ديگر مگر كم كارگران، زنان، جوانان و دانشجويان و مردم آزادى‌خواه «فارس‏ زبان» توسط جانيان جمهورى اسلامى ترور، زندانى و شكنجه و اعدام شده‌اند؟! كارگران و مردم آزادى‌خواه ايران، بدون توجه به مليت، جنسيت و باورهاى دينى به عنوان يك طبقه عليه جمهورى  اسلامى مبارزه مى‌كنند. كسان و جرياناتى كه شعارهاى تفرقه‌افكنانه در تظاهرات عظيم شهرهاى آذربايجان سر داده‌اند قبل از هر چيز همبستگى با اين اعتراض‏ بر حق را خدشه‌دار مى‌كنند و قبل از هر چيز آگاهانه و ناآگاهانه آب در آسياب دشمن آزادى و برابرى و رفاه و شادى، يعنى جمهورى اسلامى مى‌ريزند. فراموش‏ نكنيم كه بيشتر قداره‌بندان جمهورى اسلامى، آذربايجانى هستند، خلخالى، موسوى اردبيلى، خامنه‌اى، موسوى تبريزى، از چهره‌هاى شاخص‏ اين رژيم جهل و جنايت جمهورى اسلامى است. ملاحسنى، نماينده امام در اروميه و امام جمعه اين شهر، يكى از جانيان سرشناس‏ جمهورى اسلامى است كه در سال‌هاى اوايل انقلاب بهمن 57، قتل‌عام مردم قارنا و ايندرقاش‏ را در كردستان فرماندهى كرده و در نقده نيز جنگ ترك و كرد راه انداخته بود. اكنون وى، در خطبه‌هاى نماز جمعه خود، همواره پاك‌سازى قومى كردها از مناطق آذربايجان تبليغ مى‌كند و با كلمات زشت و ناروا و فاشيستى مردم انقلابى و مبارز كردستان را تهديد مى‌كند.

البته در اعتراضات مردم شهرهاى آذربايجان، ارگان‌هاى رنگارنگ سركوب جمهورى اسلامى، مانند وزارت اطلاعات، جمعيت موتلفه، هيات رزمندگان اسلام شمال غرب كشور، سازمان تبليغات اسلامى آذربايجان شرقى، شوراى اسلامى اصناف و سياست‌گذارى بازار، نمايندگان سپاه پاسداران، وزارت آموزش‏ و پرورش‏، صدا و سيما، نيروى بسيج، امام جمعه‌ها و ..، علاوه بر اين كه سعى كرده‌اند در ميان مردم معترض‏ نفوذ كنند و با سر داد شعارهاى ضد‌فارس‏ فاشيستى، اين اعتراض‏ را تضعيف كنند، به زعم خود تظاهرات‌هايى را در دفاع از رژيم، فعاليت‌هاى هسته‌اى و... راه انداختند تا افكار عمومى را منحرف سازند.

ستم ملى در ايران يك واقعيت غيرقابل انكار است. بايد اين ستم را به رسميت شناخت و براى حل آن نيز راه سياسى و انسانى و متمدنانه را برگزيد.

 

سيستان و بلوچستان: جمهورى اسلامى ايران، حدود ده هزار نفر از نيروهاى مسلح خود را با پشتيبانى توپ و تانك و هليكوپتر و هواپيماهاى بمب‌افكن راهى سيستان و بلوچستان كرده است. مقامات جمهورى اسلامى، هدف از اعزام اين نيروهاى ويژه به اين استان محروم را مانور نظامى به منظور «تامين امنيت» مناطق شرقى كشور اعلام كرده‌اند، اما واقعيت‌ها و اخبار محلى حاكى از آن است كه اين نيروها مشغول سركوب شديد و وحشيانه مردم اين منطقه و روستاهاى مرزى هستند. بنا به گزارش‏ خبرنگار اعزامى خبرگزارى دانش­جويان ايران ايسنا به سيستان و بلوچستان، در رزمايش‏ بزرگى كه با نام «اقتدار» و پشتيبانى بالگردهاى هوا نيروز و هوا ناجا از روز پنج‌شنبه 28 ارديبهشت ماه در منطقه عمومى غرب زاهدان با شركت ده هزار نيروى نظامى برگزار شد، يگان‌هايى از نيروى انتظامى، نيروى زمينى سپاه و بسيج شركت داشتند. هدف از اجراى اين رزمايش‏، بررسى توانمندى‌ها و كسب آمادگى جهت تداوم عمليات عليه آن چه حكومت «اشرار و گروهك‌هاى ضد‌انقلاب وابسته به بيگانه» خوانده شد، اعلام شده است. براساس‏ اين گزارش‏، در سومين روز اجراى اين مانور بزرگ، ماموران 5 قرارگاه «نصر كرمان»، «بعثت بسيج»، «قرارگاه فتح سيستان»، «قرارگاه خراسان جنوبى»، و يك «يك قرارگاه نيروى زمينى»، طى عمليات‌هاى هماهنگ، مانورى را در مقابله با دشمن فرضى به نماش‏ بگذارند. اما در دومين روز از آغاز اين رزمايش‏، اخبار و اطلاعاتى مبنى بر فعاليت‌هاى يك پايگاه به گفته مسئولان رژیم، -‌«اشرار»‌- در منطقه «شورو» به دست آمد كه در پى شناسايى اين پايگاه، سه واحد از نيروهاى حاضر در رزمايش‏ به منطقه اعزام شد و «اشرار» را سركوب كرد.

شايان ذكر است كه استان سيستان و بلوچستان، از محروم‌ترين و فقيرترين استان‌هاى كشور است كه فقر و بيكارى و آسيب‌هاى اجتماعى در اين‌جا غوغا مى‌كند. چنين وضعيت اقتصادى و اجتماعى در استان سيستان و بلوچستان، محصول سياست‌هاى تبعيض‏گرايانه جمهورى اسلامى است .

 

توزیع فقر و ثروت: براساس مطالعات انجام شده، هم اكنون حدود 50 درصد جمعيت روستايی و 20 درصد جمعيت شهری در ايران زير خط فقر زندگی می‌كنند كه با توجه به تركيب جمعيت شهری و روستايی كشور حدود 30 درصد جمعيت كشور در محدوده و يا زير خط فقر قرار دارند. به عبارت ديگر براساس برخی ارزيابی‌ها بالغ بر 12 ميليون نفر زير خط فقر زندگی می‌كنند كه حتی از دريافت مقدار مناسب دو هزار كالری در روز محروم هستند. 

بررسی­ها و آمارها نشان می‌دهند، در حال حاضر از كل دارايی‌های جهان 5/2 درصد آن متعلق به ايران است كه فقط يك درصد جمعيت دنيا را تشكيل می‌دهد كه سهم دهك بالايی­(ثروتمند) جامعه در ايران از مجموع اين درآمدها برابر 30 درصد و سهم دهك پايين(فقير) تنها 5/1 تا 2 درصد است. يعنی نسبت دهك بالا به پايين بيش از 20 برابر است. در حالی كه اين شاخص در كشور در حال توسعه‌ای چون پاكستان 7/6 درصد و در كشور پيشرفته‌ای مانند فرانسه 9 درصد است. 

همچنين بر اساس بررسی‌های آماری مركز آمار ايران، وزارت كار و بانك مركزی در سال گذشته، حداقل خط مطلق فقر برای يك خانوار چهار نفره 261 هزار تومان و از نظر سازمان مديريت 275 هزار تومان است. 

در حال حاضر نيز بر اساس محاسبات انجام شده خط فقر برای هر خانوار چهار نفری شهری و روستايی به طور متوسط 300 هزار تومان است. اين در حالی است كه با اين ميزان درآمد 70 درصد حقوق بگيران زيرخط فقر زندگی می‌كنند.­(منبع آمارها از: پایگاه اینترنتی سرمایه)

 

حراج کلیه در ایران: روز یک­شنبه 16 مهر ماه 1358 - 8 اکتبر 2006، تلویزیون کانال 2 سوئد، فیلم مستند تکان­دهنده و دلخراشی را تحت عنوان «حراج کلیه» در ایران نشان داد. در این فیلم، افراد به علت فقر مطلق کلیه­های خود را می­فروشند.

سایت  تلویزیون  سوئد،  در  معرفی   این  فیلم  مستند، نوشته است: بعد از به قدرت  رسیدن  جمهوری اسلامی، فقر آن­چنان در ایران گسترش یافته که مردم برای گذران  زندگی خود  اقدام به کارهایی می­کنند که در گذشته فقط در خصوص فقیرترین کشورهای جهان می­توانستیم بخوانیم. و حالا جزئی از واقعیت­های تلخ جامعه ایران شده است.

مهرداد و سهيلا دو تن از صدها جوان ايرانی هستند که تصميم گرفته­اند که يکی از آخرين دارائی­های خود را يعنی کليه­شان را بفروشند. ايران يکی از معدود کشورهای دنياست که فروش اعضای بدن در آن آزاد است و حتی از حمایت­های دولتی نيز برخوردار است.

سهيلا، يکی ديگر از فروشندگان کليه، دختری است که هزينه زندگی دو خواهر خود را نيز تامين می­کند. مهرداد و سهيلا، به يکی از صدها سازمان واسطه فروش کليه متوسل می­شوند که زیر چتر حمايت دولت قرار دارند.  

فيلم جريان فروش کليه توسط این دو جوان را از آغاز تا هنگام عمل و حتی بعد از اتمام پول حاصل از فروش کلیه را نشان داد. هر دو این­ها اذعان دارند که به عنوان تنها راه حل مشکلات سنگين مادی، به فروش ارگان بدن خود متوسل شده­اند. آن ها در مقابل دوربین اشک می­ريزند. آن­ها بر سر قیمت کلیه با هم چانه می­زنند تا کمی مبلغ را بالا ببرند، اما در عین حال هم دهنده و هم گیرنده کلیه روابط انسانی خوبی با هم دارند.

سهيلا، مسئولیت تامین زندگی دو خواهر کوچک خود را به عهده دارد. برای تامين هزینه­های مسکن و پرداخت قرض­هایش نياز به پول دارد. سهيلا می­گويد تلاش کرده است که پول را از طريق قرض به دست بياورد، ولی نتوانسته و از او توقعات جنسی داشته­اند و حتی يکی از مسئولين دولتی به او گفته است با قيافه­ای که تو داری می­توانی پول زيادی به دست بياوری.

مهرداد بيکار است. او، به دلیل این که برای تامين هزينه زندگی از جمله سقط جنين غیرقانونی همسرش به پول نیاز دارد، تنها راه چاره را در فروش کلیه خود دیده است. مهرداد می­گويد: ... تعداد هر چه بيش­تری با روند فروش اعضای بدن آشنا می­شوند الان ديگر تعداد فروشندگان كليه بيش­تر از تعداد متقاضيان آن است. قيمت كليه پايين آمده است و در بسياری موارد اين آخرين راه باقی برای جوانان است. البته اگر نخواهند خودفروشی كنند، پيشنهادی كه مقامات دولتی به سهيلا دادند.

در این فيلم مستند، مسئولین موسسه اهداء­کلیه، می­گویند که يک ميليون تومان از طرف دولت و دو ميليون تومان توسط گيرنده به اهداء کننده کلیه پرداخت می­شود. بنا به گفته تلويزيون سوئد، ايران از نادر کشورهايی است که فروش ارگان­های بدن در آن قانونی است و دولت هم به اين کار کمک می­کند.

بنا به همین گزارش، در ايران 137 مرکز رسمی مبادله کليه وجود دارد. موسسه تهيه کننده گزارش می­دهد هر ده دقيقه يک جوان خواهان فروش کليه خود می­شود. بسياری از فروشندگان افرادی تحصيل کرده هستند که قربانی مصايب اجتماعی شده­اند. در گزارش همچنين آمده است بخش اعظم کليه­ها توسط واسطه­ها در خارج به بهايی چند برابر فروخته می­شود.

در پایان فیلم نشان داده می­شود که سهیلا در خانه خواهرش زندگی می­کند. مهرداد نیز تاکسی خود را در یک تصادف از دست داده و بیکار است. این فیلم توسط «نیما  سروستانی»، خبرنگار ایرانی مقیم سوئد، ساخته شده است.

 

فتوای قتل روزنامه­نگاران: آیت­الله محمد فاضل، نهم آذر ماه برابر با سی نوامبر در قم، فتوای قتل دو روزنامه­نگار جمهوری آذربایجان را صادر کرده است. براساس رسانه­های جمهوری اسلامی، آيت‌الله فاضل لنكرانی، در پاسخ به جمعی از مقلدين خود در این جمهوری، حکم قتل نويسنده و مدير روزنامه­ای را در جمهوری آذربايجان، به عنوان عاملين توهين به پيامبر اسلام صادر کرده است.

رافق تقی، نويسنده نشريه «صنعت»، چاپ باكو، در مقاله‌ای كه در تاريخ پانزده آبان ماه، با عنوان «اروپا و ما» نوشته بود، قران و اسلام و پیغمبر را طرفدار خشونت و جنگ­طلب و ضد­حقوق انسانی نامیده است. اين نشريه، غیردولتی و هر دو ماه يک بار در باکو منتشر می‌شود.

پیش از این که آيت­الله فاضل لنکرانی خواستار قتل رافق تقی و سمير صداقت اوغلو، سردبير این نشريه شود؛ جمعی از مذهبیون روستای نردران در شمال باکو، پايتخت جمهوری آذربايجان خواهان قتل رافق تقی شده بودند که پليس اين جمهوری، آپارتمان محل سکونت او را تحت محافظت قرار داده است.

از هنگامی که مقاله رافق تقی در نشريه صنعت چاپ شده، سران حکومت اسلامی، بلافاصله تعدادی از عناصر بسیجی و حزب­الهی را به تجمعاتی در تهران و تبریز و اردبیل در مقابل سفارت آذربایجان در تهران کشانده­اند و با اعمال فشار به دولت جمهوری آذربایجان٬ خواهان دستگیری و قتل نویسنده و سردبیر نشریه و معذرت­خواهی دولت آذربایجان از مسلمانان شده­اند.

بدین ترتیب، جمهوری اسلامی و آخوند لنکرانی، با این اقدام تروریستی و غیرانسانی خود، بار دیگر به جهانیان نشان دادند که هنوز از تروریسم دولتی دست نکشیده­اند.

گفتنی است که 18 سال پيش نيز سلمان رشدی، نويسنده كتاب آيات شيطانی، خمينی، بنیان­گذار جمهوری جهل و جنایت و ترور اسلامی، فتوای قتل وی را صادر كرد. از آن زمان تاكنون بارها اقداماتی برای اجرای اين حكم انجام شده است.

در واقع به یک معنی می­توان گفت که آیت­الله خمینی، بنیان­گذار جمهوری اسلامی، تروریسم دولتی را آشکارا رسمیت داد و دشمنی خود را با آزادی بیان و اندیشه در سطح بین­المللی اعلام کرد. خمینی، در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۶۷، فتوایی مبنی بر ترور سلمان رشدی به دلیل «ارتداد» و نوشتن کتاب «آیات شیطانی» صادر کرد، و جایزه‌ای سه میلیون دلاری برای کسی که فتوا را اجرا کند تعیین شد.

سردمداران جمهوری اسلامی، رسما هنوز حکم خمینی را لغو نکرده­اند و هر سال نیز بر این حکم تاکید می­کنند. همچنین بنیاد 15 خرداد و سپاه پاسداران نیز جایزه ترور سلمان رشدی را بالا می­برند.

سران شناخته شده جمهوری اسلامی، از جمله خامنه­ای، گلپايگانی، فاضل لنكرانی، موسوی اردبيلی، يوسف صانعی، جوادی آملی، سيدمحمدحسين فضل­الله، هاشمی رفسنجانی، جنتی، يزدی، حسن صانعی، سيدمحمد خاتمی و مهندس ميرحسين موسوی­(نخست وزير وقت)، رسما و علنا از حکم ترور خمینی دفاع کرده­اند.

در سال ۱۹۹۱، مترجم کتاب آیات شیطانی به ژاپنی، هیتوشی ایگاریشی در توکیو با ضربات چاقو به قتل رسید، و به مترجم ایتالیایی کتاب هم در میلان حمله شد. در سال ۱۹۹۳ ناشر نروژی کتاب مورد حمله مسلحانه قرار گرفت.

جمهوری اسلامی ایران، تاکنون صدها نفر از فعالین سیاسی و فرهنگی مخالف خود را با همین فتواهای علنی و مخفی در داخل و خارج ترور کرده است.

 

سقوط هواپیمای مسافربری: روز جمعه اول سپتامبر، يک فروند هواپيمای مسافربری از بندرعباس به مقصد مشهد، پس از آن که در باند فرودگاه مشهد به زمين نشست به علت ترکيدگی چرخ دچار حريق شد و بنا به گفته وزير راه ايران تعداد کشته شدگان اين حادثه­(28 تن كشته و 43 تن مجروح و نامشخص بودن سرانجام 15 مسافر ديگر) است.

به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، رحمتی گفت: «تمامی ۱۱ خدمه پرواز اين هواپيما زنده­اند و مدارک و دستگاه­‌های اطلاعات پرواز هم سالم است و اين شواهد و اسناد داخل هواپيما برای اظهار نظر درباره علت حادثه كفايت می­‌كند.»

هواپيمايی که دچار سانحه شده از نوع توپولوف ۱۵۴ ساخت روسيه و متعلق به شرکت هواپيمايی ايران ايرتور بوده و از بندرعباس در جنوب ايران به مشهد پرواز کرده بود.

به گزارش «مهر»، وزارت راه و ترابری در مصوبه‌ای در سال 83 خواستار خروج 7 فروند هواپیمای توپولوف استیجاری شرکت هواپیمایی ایران ایر‌تور شده بود که این شرکت این مصوبه را اجرا نکرد.

 

سقوط هواپيمای آنتونوف سپاه پاسداران: صبح روز دو شنبه، 6 آذر 1385 برابر با 27 نوامبر 2006،‌ يك فروند هواپيمای آنتونوف 74، دقايقی كوتاه پس از اوج­گيری از زمين در فرودگاه مهرآباد، سقوط كرد. این هواپیما، با ٣۱ سرنشین و ۶ نفر گروه پروازی حامل جمعی از فرماندهان میانی و کادر نیروهای هوایی و دریایی سپاه که قرار بود از تهران به مقصد شیراز و سپس بوشهر پرواز کند، سقوط کرد. دو سرنشين ديگر هواپيما که زنده باقی مانده­اند در بیمارستان درگذشتند.

 

گفتنی است که در یک سال گذشته سه هواپیمای نظامی ایران سقوط کرده است. هواپيمای «سی 130» در حوالی فرودگاه مهرآباد و سقوط هواپيمای فالکون فرماندهان سپاه در حوالی اروميه، و اکنون سقوط يک فروند هواپيمای آنتونف حامل تعدادی از کادرهای سپاه. هواپيمای c-130، پس از صعود در حومه تهران سقوط كرد كه كليه 108 سرنشين آن كه عمدتا خبرنگار بودند نيز جان خود را در اين سانحه هوايی از دست دادند.

در سقوط هواپيمای فالکون در آذربايجان غربی، فرمانده نيروی زمينی، معاون نيروی زمينی سپاه پاسداران، فرمانده لشگر 27 رسول­الله و برخی ديگر از مسئولان سپاه درگذشتند.

پس از سقوط این هواپیماها، جمهوری اسلامی کمیسیون­های تحقیق را برای بررسی علل سقوط آن­ها را تشکیل می­دهند که هر گز نتایج تحقیق این کمیسون­های به اطلاع افکار عمومی جامعه نمی­رسد.

 

«هولوکاست، چشم انداز جهانی»: یکی از مسایل جنجالی ایران در سال گذشته، برگزاری کنفرانس نفی هولوکاست با عنوان «هولوکاست، چشم انداز جهانی»، در تهران بود. با دعوت وزارت امور خارج جمهوری اسلامی ایران، تنی چند از فاشیست­های سرشناس جهان، راهی تهران شدند و با استقبال گرم مقامات جمهوری اسلامی روبرو گردیدند. کنفرانس هولوکاست، در روزهای دوشنبه 20 و سه شنبه  21  آذر ماه برگزار شد.

از زمانی که محمود احمدی­نژاد، رييس جمهوری اسلامی، خواهان نابودی اسرائیل و نفی هولوکاست شده، توجه گروه­های نژادپرست و فاشیست جهان را به خود جلب کرده و ترجمه سخنان او، در سایت­های اینترنتی و نشریات فاشیست­ها و نژادپرستان کشورهای غربی انعکاس  یافته است. سخنان احمدی­نژاد، در باره انکار هولوکاست، سال گذشته جنجال آفريد. او، هولوکاست و مرگ شش ميليون نفر در اردوگاه­های مرگ نازی­ها را «افسانه» خوانده بود.

هولوکاست، به کشتار سازمان­یافته یهودیان اروپا، در زمان جنگ جهانی دوم اطلاق می­شود که حزب نازی به رهبری «آدولف هیتلر»، در آلمان بر سر کار بود.

برخی از کسانی که به عنوان محقق و دانشگاهی به کنفرانس تهران دعوت شده بودند، به دلیل فعالیت­های نژادپرستانه در کشورهای خود تحت تعقیب قانونی قرار گرفته­اند و حتی از کار برکنار شده­اند.

از جمله حدود ده ماه پيش، ديويد اروينگ مورخ سرشناس انگليسی، به جرم انکار هولوکاست در دادگاهی در وين، پايتخت اتريش، مجرم شناخته و به سه سال زندان محکوم شد. فردريک توبن»، از استراليا بود که در سال 1999 به جرم نفی هولوکاست در آلمان زندانی شد.

ديويد دوک، نماينده سابق ايالت لوئيزيانا در کنگره آمريکا و رهبر گروه نژادپرست کوکلاس کلان، خاخام موشه فريدمن از اتريش و روبرت فوريسون، مورخ از دانشگاه سوربن فرانسه، از جمله شرکت­کنندگان کنفرانس نفی هولوکاست تهران بودند.

وزير خارجه فرانسه، از احتمال پيگرد قانونی روبر فوريسون، نويسنده فرانسوی به علت اظهاراتی خبر داد که وی در سخن­رانی خود در همايش هولوکاست در تهران بيان کرده است.

روبر فوريسون که تاکنون با نوشتن مقالات و کتاب­های متعددی هولوکاست را جعل تاريخی قلمداد کرده از جمله سخن­رانانی بوده که برای سخن­رانی در همايش هولوکاست به تهران دعوت شده بود.

روبر فوريسون، اين که يهوديان در اتاق­های گاز به صورت دسته­جمعی کشته شده باشند را رد می­کند و اعتقاد دارد که شمار يهوديانی که در سرزمين­های تحت تصرف آلمان نازی کشته شدند بيش از دويست و پنجاه هزار نفر نمی­تواند باشد.

یک معلم سوئدی برای شرکت در کنفرانس هولوکاست به تهران رفته، از کار برکنار خواهد شد. «جان برنهوف (Jan Bernhoff)  ، که یک معلم علوم کامپیوتر می­باشد و در کنفرانس  دو روزه هولوکاست در تهران شرکت کرده بود؛ در کار خود معلق شد . برنهوف، که در سخن­رانی خود تعداد شش  میلیون کشته یهودی در اروگاه­های نازی­ها را زیر سئوال برده و آن را 300 هزار نفر ذکر  کرده بود؛ اظهارات و سخن­رانی وی در کنفرانس تهران مورد مخالفت دولت سوئد قرار گرفته  است .

لازم به یادآوری است که جمهوری اسلامی در ماه گذشته نیز نمایشگاه کاریکاتور نفی هولوکاست برگزار کرده بود. به گزارش فارس، محمدحسين صفار هرندی، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی، در مراسم اختتاميه و اهدای جوايز مسابقه بين‌المللی كاريكاتور هولوكاست كه در موزه هنرهای معاصر تهران، برگزار شده بود، از جمله گفت: «رسوایی هولوکاست علمی است که این آزادمرد - احمدی نژاد - بر افراشت»

هرندی­ افزود: «هيچ هنری بالاتر از اين نبود كه هنرمندان جهان خطر كنند و برای آگاهی دادن به جهانيان در مسابقه كاريكاتور هولوكاست شركت كنند و اين خطر را بپذيرند.»

دو روز پس از پايان همايش جنجال برانگيز هولوکاست در تهران، بنيادی جهانی برای بررسی واقعيت داشتن يا نداشتن کشتار سازمان­يافته شش ميليون قربانی در زمان جنگ جهانی دوم در اروپا، در ايران تاسيس شد.

بان کی مون، دبيركل جديد سازمان‌‏ ملل ‌‏متحد، در اولين سخنان خود پس از مراسم معارفه و سوگند «بن کی مون»، دبیرکل جدید سازمان ملل، روز پنج شنبه 23 آذر - 14 دسامبر 2006، برگزاری کنفرانس هولوکاست در ايران را محکوم کرد.

بنا به خبرگزاری جمهوری اسلامی، شرکت کنندگان همايش هولوکاست که 67 نفر از سی کشور جهان بوده­اند، به اتفاق آرا محمدعلی رامين، دبير اين همايش را به عنوان دبيرکل بنياد جهانی بررسی هولوکاست انتخاب کرده­اند و رامين به اين خبرگزاری گفته که يکی از برنامه‌­های بنياد تشکيل هيئت حقيقت ياب برای موضوع کشتار يهوديان است.

در مقطع جنگ جهانی دوم، حکومت نازی در آلمان، حدود شش ميليون نفر انسان نه تنها یهودیان­، بلکه کولی­­ها، معلولین، هم­جنس­گراها و همچنین فعالین تشکل­های کارگری و کمونیست­ها را زنده­زنده در کوره­های آدم­سوزی سوزاند و یا با گازهای سمی خفه کرد. علاوه بر آن کل تلفات جنگ جهانی دوم که هیتلر آغاز کننده آن بود، حدود چهل تا 50 میلیون برآورده شده است. فقط کل تلفات انسانی شوری در این جنگ، حدود 15 تا 20  و حتی 27 میلیون نفر اعلام شده است. فقط تنها در لنینگراد، حدود یک میلیون نفر در جریان محاصره بر اثر گرسنگی تلف شدند. آن موقع تعدادی فاشیست در تهران، نطق می­کشند که آیا این کشتارها واقعیت دارد یا نه، بسی بی­شرمانه و غیرانسانی و غیراخلاقی است. در این مورد صدها فیلم، هزاران مقاله و کتاب و مصاحبه از بازماندگان اردوگاه­های مرگ نازی و محقیقن وجود دارد. بنابراین، انکار هولوکاست توسط سران جمهوری اسلامی، غیر از این که هر چه بیش­تر سیاست­های ضدانسانی خود را در انظار افکار عمومی مردم جهان به نمایش بگذارد، تاثیر دیگری ندارد.

 

سرشماری سال 11385: براساس نتایج این سرشماری، مردم روستاها همواره به سوی شهرها کوچ می­کنند، بدون این که شهرسازی به اندازه کافی گسترش پیدا کند. از این رو بسیاری از روستائیانی که به امید زندگی بهتر و پیدا کردن کاری به شهرها هجوم می­آورند در حاشیه شهرها، بدون کم­ترین امکانات رفاهی و خدماتی مانند آب لوله­کشی، خیابان­کشی و خانه­سازی، مدرسه، درمانگاه و غیره با مشکلات جدیدی دست به گریبان می­شوند. آن­ها بیش­تر در آلونک­ها و حلبی­آبادها زندگی سختی می­گذرانند. البته اگر بشود اسم آن را زندگی گذاشت.

براساس مرکز آمار ایران، نتایج کلی سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1385، مردان ایران  حدود یک میلیون و 330 هزار نفر بیش­تر از زنان­اند.

استان  تهران با 13 میلیون و 328 هزار و 11 نفر جمعیت، یعنی معادل 19 درصد جمعیت ایران، پرجمعیت­ترین استان و ایلام با 534 هزار و 729 نفر معادل 8 درصد جمعیت  کشور، کم جمعیت­ترین استان ایران هستند.

جمعیت در استان­های  آذربایجان شرقی 3 میلیون و 598 هزار و 916 نفر و در آذربایجان غربی 2 میلیون و  848 هزار و 435 نفر و در استان اصفهان 4 میلیون و 599 هزار و 172 نفر اعلام  شده است .

جمعیت در مجموع استان­های خراسان 5 میلیون و 615 هزار و یک  نفر، خوزستان 4 میلیون و 244 هزار و 22 نفر، فارس 4 میلیون و 279 هزار و  766 نفر، کرمان 2 میلیون و 605 هزار و 967 نفر، گلستان 1 میلیون و 609  هزار و 331 نفر، گیلان 2 میلیون و 377 هزار و 531 نفر و مرکزی 1 میلیون و  335 هزار و 771 نفر برآورد شده است.

نتایج سرشماری سال 85 کل کشور نشان می­دهد 68 و 4 دهم درصد جمعیت ایران شهرنشین و 31 و نیم درصد روستانشین هستند .

معاون روابط كار وزارت كار و امور اجتماعى جمهوری اسلامی، بخش دیگری از آمار به دست آمده در سرشماری اخیر را اعلام کرد. به موجب این آمار: 18 ميليون از جمعیت 70 میلیونی ایران كارگرند. 6/2 ميليون نفر در کشور بیکارند. پنج ميليون ایرانی بازنشسته و یا افراد بالاى 60 سال­اند و 5/2 ميليون ایرانی نیز كارمند دولت­اند.

7/2 ميليون کارگر کشور در كارگاه‌هاى يك نفره، 8/2 ميليون نفر در كارگاه‌هاى دو نفره، 2/2 ميليون نفر در كارگاه‌هاى سه تا 10 نفره، 8/1 ميليون نفر در كارگاه‌هاى 11 تا 24 نفره و شش ميليون نفر نيز در كارگاه‌هاى 25 نفره به بالا کار می­‌كنند.

با توجه به آمار ارائه شده 93 درصد از كارگاه‌هاى كشور را كارگاه‌هاى زير 10 نفر تشكيل می­‌دهند.

البته در آمار معاون روابط كار وزارت كار و امور اجتماعى جمهوری اسلامی، به تبعیض آشکار و آگاهانه اقتصادی و سیاسی بین استان­های کشور اشاره نشده و ارقام واقعی مطرح نگردیده است. حتی بر اساس آمارهای رسمی برخی از ارگان­های حکومت، حدود 13 میلیون نفر از جمعیت ایران به نان روزانه محتاجند و با کمک ناچیز 30 یا 40 هزار تومانی بنیادها زندگی می­کنند؛ و همچنین در حال حاضر بنا به آمار رسمی جمهوری اسلامی، حدود 14 میلیون زن خانه­دار در کشور، بدون اجر و مزدی به بردگی خانگی مشغولند. در حالی که قرار بود با در نظر گرفتن اعتبارات کافی برای اجرای طرح بیمه زنان، سالانه یک  میلیون نفر از زنان خانه دار تحت پوشش بیمه قرار گیرند در صورتی که عملا چنین  اتفاقی رخ نداده است.

 

مضحکه انتخابات شهر و روستا، خبرگان و میان دوره­ای مجلس شورای اسلامی: مضحکه انتخاباتی که روز جمعه 24 آذر 1385، برگزار شد، احمدی­نژاد رییس جمهوری ایران و هوادارانش بزرگ­ترین بازنده این بازی انتخاباتی بودند. از سوی دیگر چندان گشایشی در سرنوشت جناح به اصطلاح اصلاح­طلبان حکومتی نیز به وجود نیامد. بدین ترتیب، در این انتخابات همه جناح­های حکومت شکست خوردند و در واقع برنده­ای در کار نیست. بر اساس آمارهای غیردولتی کم­تر از 30 درصد از واجدین شرایط در این انتخابات شرکت کرده­اند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، از مجموع استان‌های اعلام ‌شده، از فهرست حاميان دولت در شهرهای ساری، زنجان، کرمان و بندرعباس،‌ هيچ کانديدايی موفق به کسب آرای لازم نگرديد و در ساير مراکز استان‌هايی که شمارش آرای آن­ها تقريبا به پايان رسيده، بين يک تا سه کانديدای اين فهرست به شورای شهر راه يافته و حاميان احمدی­نژاد در اقليت قرار گرفته‌اند. فهرست حامیان دولت، در تهران نیز تنها توانستند ۳ کرسی از کرسی­های شورای شهر تهران را به دست گيرند.

تازه این محصول کلی تقلب و ساخت و باخت پشت پرده است. در طی پنج روزی كه موضوع شمارش انتخابات مطرح بود، بحث­ها و مقالات بسياری، در زمينه تقلبات و جابه­جائی صندوق­های رای و مفقود شدن­ برخی از این صندوق­ها و غيره بین جناح­ها و رسانه­های حکومت گفته و نوشته شده است. حتی یکی از نمایندگان مجلس رسما به خبرنگاران گفته است، در حالی که ما خبر نداریم صندوق­های رای را کجا برده­اند مردم از کجا بدانند؟!

بی­شک در این پنج روز ساخت و باخت پشت پرده در جریان بود، اين در حالی است که اکنون ديگر همه می­دانند تقلب و رای سازی به صورت بی­سابقه­ای در اين روزها جريان داشته و آنچه را که اعلام کردند نه رای مردمی که در این انتخابات رای دادند، بلکه انتصابات خود حکومت است.

این انتخابات به حدی مضحک بود که حتی بسیاری از روزنامه­نگاران رسمی نیز با انتشار طوماری به آن اعتراض کردند. بيش از 200 تن از روزنامه­نگاران و خبرنگاران با امضاى بيانيه­اى به نوع رفتار مجموعه دولت نهم و به ويژه وزارت کشور با خبرنگاران در جريان برگزارى انتخابات اخير اعتراض کردند.

در انتخابات شورای شهر و خبرگان، دولت احمدی­نژاد، با نیروی سپاه و بسیج و به کارگیری انواع و اقسام توطئه­ها  در تلاش بود این  انتخابات را به نفع خود تمام کند؛ اما با این وجود و مهم­تر از همه با عدم شرکت بخش عظیمی از رای­دهندگان، بیش از پیش رسواتر شد. حتی برخی از چهره­های سرشناس هر دو جناح و رسانه­هایشان به شکست این انتخابات اقرار کرده­اند.

نتیجه این انتخابات نشان داد که مردم يک نه بزرگ به محمود احمدی­نژاد و متحدانش گفتند و رای مردم نشان داد که آن­ها از سياست­های یک ساله او و به طور کلی حکومت جمهوری اسلامی متنفرند و خواهان تغييراتی پایه­ای در همه زمینه­های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هستند.

 

يک صد بازداشتگاه: جمهوری اسلامی، علاوه بر زندان­های رسمی، بازداشتگاه­های مخفی بی­شماری نیز دارد. از جمله بازداشتگاه توحید وزارت اطلاعات، بند 2 الف متعلق به سپاه، بند 240 قوه قضائيه، بازداشتگاه­های داخل زندان­هايی مانند رجایی شهر و قزل حصار و ديگر زندان­ها، بازداشتگاه مرصاد واقع در زير پل کالج، بازداشتگاه 59 سپاه واقع در پادگان عشرت آباد، بازداشتگاه عبدالله انصاری واقع در اتوبان همت شرقی، بازداشتگاه مطهری واقع در زير زمين گذرنامه ناجا، بازداشتگاه فرودگاه واقع در محوطه فرودگاه مهرآباد­­(بخش نظامی)، بازداشتگاه امام زمان واقع در پشت پارک طالقانی، پشت ايستگاه مترو ميرداماد، بازداشتگاه ارتش، بازداشتگاه 64 واقع در 30 متری جی، بازداشتگاه 36 واقع در چهار راه فاطمی، بازداشتگاه 66 متعلق به سپاه، بازداشتگاه معروف به کلوپ آمريکايی و تعدادی ديگر كه به نيروی انتظامی، سپاه، ارتش و وزارت اطلاعات وابسته­اند به صورت مخفی و غیر استاندارد و بدون هیچ گونه نظارتی اداره می­شوند.

زندانیان این زندان­ها به وحشیانه­ترین شکلی شکنجه می­شوند و صدای آن­ها به هیچ جا نمی­رسد. برخی از آزادشدگان زندانیان این زندان­ها، این مکان­ها را به جامعه درز داده­اند. از این رو مقامات جمهوری اسلامی، که تاکنون وجود چنین بازداشتگاه­هایی را انکار می­کردند،  اکنون به وجود این زندان­ها اقرار کرده­اند.

علی اکبر یساقی، رييس سازمان زندان­های ایران، در تازه­ترین اظهار نظر خود، به وجود «يک صد بازداشتگاه» مخفی اقرار کرده است.

بنا به گفته یساقی، «در برخی جرايم جاسوسی و امنيتی شرايط ايجاب می­کند که زندانی در هر ساعتی مورد بازجويی قرار گيرد.»

براساس گزارش­های منتشر شده، این بازداشتگاه­های دارای سلول­های انفرادی يک متری هستند و زندانیان آن، بدون برخورداری از وکیل مدافه دایما زیر شکنجه و ضرب و شتم قرار دارند.

رئيس سازمان زندان‌‏ها و اقدامات تامينى كشور، همچنین در یکی دیگر از سخن­رانی­های خود گفته بود که به طور متوسط سالانه 600 هزار ایرانی به زندان‌‏هاى كشور وارد می‌‏شوند.

بنا به گفته وی، «در سال 58 شمار زندانی­ها در ایران 8 هزار نفر و در سال 1360، 13 هزار نفر بود و اکنون اين رقم در سال جارى به حدود 153 هزار نفر افزايش يافته است. ايران از نظر جمعيت زندانى جزو ده كشور اول دنيا است و بالاترين جمعيت زندانيان را دارد. بنا به اقرار رییس زندان­های جمهوری اسلامی، براى هر نوع جرم حداقل 6 ماه مجازات حبس را در نظر گرفته است...»

 

انتشار نامه محرمانه آیت­الله خمینی: انتشار متن نامه محرمانه آیت­الله خمینی درباره علل پذیرش قطعنامه 598 و پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق با سانسور و دستکاری رسانه­های گروهی ایران روبرو شد.

انتشار این نامه در اوج بحث پیرامون علل تداوم جنگ هشت ساله ایران و عراق و دلایل پذیرش قطعنامه پایان جنگ صورت می­گیرد که در هفته موسوم به «دفاع مقدس»، میان اکبر هاشمی رفسنجانی، جانشین آیت­الله خمینی در اداره امور جنگ و محسن رضایی فرمانده وقت سپاه بوجود آمد. اظهارات رفسنجانی، در یکی از سخن­رانی­های خود مبنی بر این که نامه محسن رضایی به آیت­الله خمینی درباره کمبود امکانات نظامی یکی از دلایل پذیرش قطعنامه 598 بود با تکذیب وی روبرو شد. او، اعلام کرد نامه یاد شده را خطاب به هاشمی نوشته است و نه خمینی. در واکنش به این تکذیبیه، دفتر هاشمی رفسنجانی نامه مذکور را انتشار داد که در آن آیت­الله خمینی، پیرامون علل پذیرش قطعنامه 598، از قول محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه پاسداران آورده است : «تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزی نداريم، ممکن است در صورت داشتن وسائلی که  در طول پنج سال به دست می­‌آوريم قدرت عمليات انهدامی يا مقابله به مثل را  داشته‌ باشيم و بعد از پايان سال ۷۱ اگر ما دارای ۳۵۰ تيپ پياده و ۲۵۰۰  تانک و سه هزار توپ و سيصد هواپيمای جنگی و سيصد هليکوپتر و قدرت ساخت  مقدار قابل توجهی از سلاح­های ليزر و اتم که از ضرورت­های جنگ در آن موقع  است باشيم می­‌توان گفت به اميد خدا بتوانيم عمليات آفندی (تهاجمی) داشته  باشيم.»

تمام خبرگزاری­های دولتی ایران که متن نامه را انتشار دادند بند مربوط به «سلاح لیزری و اتمی» را از نامه آیت­الله خمینی حذف کردند.

اشاره صریح آیت­الله خمینی به در خواست تولید سلاح اتمی، توسط فرمانده سپاه پاسداران که اکنون دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام را به عهده دارد، در حالی بازتاب یافت که جمهوری اسلامی ایران، بارها از سوی غرب، متهم به تلاش برای ساخت سلاح هسته­ای و پنهان داشتن برنامه­های اتمی خود به مدت 18 سال شده است. بدین ترتیب،انتشار این نامه نشان داد که جمهوری اسلامی، برای تولید سلاح­های اتمی می­کوشد.

 

طرح اخراج شهروندان افغانی از ایران: بر اساس آخرین آمار سه میلیون افغانی ساکن در ایران که تنها ۹۰۰ هزار نفر آن­ها دارای مجوز اقامت هستند. مدت­هاست که طرح اخراج شهروندان افعانی از ایران، در دستور کار ارگان­های جمهوری اسلامی قرار گرفته است.

این طرح در دو فاز اجرا می­شود که فاز اول این طرح شناسایی مراکز تجمع افغانی­هاست که با طی این مرحله اجرا فاز دوم طرح که همان اخراج آنان است از ششم آبان ماه 1385 آغاز شد، از این تاریخ به بعد تیم­های متشکل از وزارت کشور، نیروی انتظامی، دادستانی، وزارت بازرگانی به همراه بازرسان وزارت کار به مراکزی که از اتباع افغانی بدون مجوز استفاده می­کنند، رفته و نسبت به اخراج آن­ها اقدام می­کنند.

براساس پیش­بینی­های وزارت کار جمهوری اسلامی، تا پایان سال 1385، حدود ۵۰۰ هزار نفر از اتباع غیرمجاز افغانی از کشور اخراج خواهند شد.

بدین ترتیب، جمهوری اسلامی، با تحریک احساسات نژادپرستانه و ضد مهاجران و شهروندان افغانی، این طرح غیرانسانی خود را پیش می­برد. تیتر روزنامه­های جمهوری اسلامی، با تیترهایی نظیر «افزایش جرم و جنایت افغان­ها در سال جاری» یا «یک و نیم میلیون شغل در اختیار افغان­های مهاجر» و تیترهای از این قبیل سیاست­های نژادپرستانه جمهوری اسلامی را تبلیغ می­کنند. افغانی­های مقیم ایران شهروندان این کشور هستند و حق طبیعی­شان است که حقوق برابر با سایر شهروندان کشور داشته باشند. اخراج آنان را به جنگ افغانستان غیرانسانی است و باید شدید محکوم شود.

 

بازگشائی پرونده­های تروریستی جمهوری اسلامی ایران: یک قاضی آرژانتینی حکم بین­المللی بازداشت اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهوری پیشین و رئیس کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام و هشت نفر دیگر از سران جمهوری اسلامی را در ارتباط با بمب­گذاری مرکز یهودیان بوئنوس آیرس در سال 1994، صادر کرد. حکم قاضی فدرال دو هفته پس از آن صادر می­شود که دادستان­های آرژانتینی رسما حکومت ایران را به طراحی حمله­ای متهم کردند که سبب مرگ 85 تن شد و بیش از 200 نفر را نیز مجروح کرد.

علاوه بر حکم جلب رفسنجانی، حکم جلب بین­المللی علی فلاحیان وزیر وقت اطلاعات، علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه پیشین، محسن رضایی فرمانده سپاه وقت و سه دیپلمات پیشین در سفارت جمهوری اسلامی در بوئنوس آیرس، صادر شده است.

به گفته‌ى آلبرتو نيسمان دادستان آرژانتين، ايران دستور بمب‌گذارى را داده است، زيرا آرژانتين ديگر نمى‌خواست به اين كشور تكنولوژى اتمى صادر كند. وى افزود، ما مداركى در دست داريم كه نشان مى‌دهد اين تصميم در آن زمان از طرف عالى‌ترين مقامات دولت ايران گرفته شده است. 

 

هم­زمان با تصويب قطعنامه تحريم ايران در شورای امنيت سازمان ملل، دادگاه فدرال آمريکا، ايران را مسئول مرگ 19 افسر نيروی هوايی آمريکا در جريان بمب­گذاری سال 1996 عربستان سعودی(خبر) اعلام کرد.

دادگاه خواهان پرداخت 260 ميليون دلار غرامت به خانواده کشته شدگان آن حادثه از جانب ايران شده و وزارت اطلاعات ايران و سپاه پاسداران را حامی گروه حزب­الله، به عنوان عامل بمب­گذاری «خبر» اعلام داشته و مدعی شد متهمين اين پرونده­(ارگان­های ياد شده دربالا) منابع مالی، آموزشی و مدارک مسافرت اعضا حزب­الله به عربستان سعودی را فراهم کرده بودند.

خانواده کشته شدگان انفجار «خبر»، می­توانند براساس حکم دادگاه، از هر راهی که می­توانند، غرامت خود را از ايران طلب کنند. همين دادگاه راهکارهائی برای توقيف منابع مالی ايران و برداشت 260 ميليون دلار غرامت از آن را پيشنهاد و طرح کرده است.

 

مترجم فرمانده نیروهای ناتو در افغانستان به جاسوسی برای جمهوری اسلامی متهم شد. منابع امنیتی افغانستان گفته­اند، مترجم فرمانده بریتانیایی نیروهای ناتو در افغانستان، به اتهام جاسوسی برای جمهوری اسلامی در بازداشت است. 

گزارش­های منتشره حاکیست، «دانیل جیمز»، که مادرش ایرانی است و زبان فارسی را به روانی صحبت می­کند متهم شده که اسرار نظامی را به  ایران منتقل کرده است.

دانیل جمیز، به عنوان مترجم ژنرال «دیوید ریچارد»، فرمانده بریتانیایی ناتو در افغانستان از اطلاعات حساس نظامی و سیاسی آگاهی داشته است. 

ساندی هرالد، 22 دسامبر 2006، در يك گزارش تحقيقی به نوشته نيل مك كی Neil Mackay، برخی از روش­های وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی عليه مخالفان و اپوزيسيون در خارج كشور را افشا كرده است. در بخش­هايی از اين گزارش چنین مده استآآمده است:

«... برگزاری دادگاه يك سرباز انگليسی به جرم جاسوسی برای حکومت ايران، از نظر افسران اطلاعاتی آمريكا و انگليس يك شوك نبود. يك منبع اطلاعاتی انگليس گفت: «ما می­دانيم كه ايرانی­ها به خصوص در افغانستان و عراق دور و بر ما می­پلكند... از خيلی وقت پيش انتظار چنين واقعه­ای می­رفت.»

هفته گذشته، سرجوخه دانيل جيمز، يك سرباز انگليسی كه نسب ايرانی دارد، طبق اقدام امنيت رسمی متهم به دادن اطلاعات محرمانه به دشمن شد. او دستيار مطمئن و مترجم سپهبد ديويد ريچاردز، فرمانده نيروهای ناتو در افغانستان بود. اگر اين ادعاها درست باشد، اطلاعات ايران در قلب ارتش انگليس نفوذ كرده است.

در حالی كه اين يك راز برملا شده­ای می­باشد كه جاسوسان ايران در حال فعاليت هستند و گاها در عراق و همچنين افغانستان نسبت به آن چشم­پوشی می­شود، موضوع مخفی مانده فعاليت عاملين اطلاعاتی ايران در اروپای غربی و آمريكا می­باشد. در انگليس، فرانسه، هلند، آلمان و آمريكا ، اطلاعات ايران يك جنگ پنهايی بی­رحمانه­ای را عليه مخالفين ايرانی و تبعديان رژيم مذهبی برای دو دهه براه انداخته است... جاسوسان نفوذی دولت تهران در بين اين جمعيت تبعيدی، دو هدف دارند، اول جاسوسی بر عليه سازمان­های مخالف و دوم قرار گرفتن در مواضع قدرت در غرب، در زمينه­هايی مثل... مطبوعات و صنايع كه بتواند مورد استفاده قرار گيرد و روی تعيين سياست دولت­ها تاثير بگذارد...

 

دادگاه جرائم سنگين باکو، تاييد کرده است که يک ايرانی به نام «رامين شهامتی»، به جرم جاسوسی برای ايران در جمهوری آذربايجان به مجازات يازده سال زندان محکوم شده است.

اين دادگاه اعلام کرده که صدور حکم برای رامين شهامتی در سی­ام نوامبر گذشته در دادگاهی غيرعلنی از سوی قاضی انور سعيدف و بر اساس ماده 276 قانون جنائی جمهوری آذربايجان انجام گرفته است.

بنابر آنچه دادگاه جرائم سنگين باکو اعلام کرده، رامين شهامتی متولد هفدهم آذر 1351 و مجرد و دارای تحصيلات دانشگاهی است و اتهام جاسوسی وی به فعاليت­هايی باز می­گردد که او نه سال پيش در جمهوری آذربايجان داشته است.

پيش­تر مطبوعات چاپ باکو گزارش داده بودند که رامين شهامتی تحصيل کرده جمهوری آذربايجان بوده و با نام مستعار رحيم شهابی در انجمن­(جمعيت) مهاجران ايرانی جمهوری آذربايجان فعاليت می­کرده است.

انجمن مهاجران ايرانی را آن دسته از ايرانيانی بنيان نهادند که در پی سرنگونی حکومت خودمختار فرقه دموکرات در آذربايجان ايران، به اتحاد شوروی مهاجرت کردند و اکنون نيز اين انجمن با هدف برقراری خودمختاری در آذربايجان ايران فعاليت می­کند.

 

نصرت­الله تاجيک، سفير سابق جمهوری اسلامی ايران در اردن، که چهارم آبان ماه امسال توسط پليس بريتانيا در اين کشور بازداشت و سپس با تعيين وثيقه، آزاد شده بود، روز پنجشنبه برای رسيدگی و پاسخگويی به اتهامات خود در دادگاه حاضر شد. اين محاکمه اما به دليل برخی نارسايی ها انجام نشد و رسيدگی به پرونده اين ديپلمات ايرانی به آينده موکول شد.

بی­بی­سی در این مورد نوشت: وکلای تاجيک، حاضر به دفاع از موکل خود در دادگاه نشدند. آن­ها دليل امتناعشان در دفاع از تاجيک را عدم پرداخت حق­الوکاله اعلام کردند. بدين ترتيب، قاضی دادگاه بريتانيا نيز روز پنج­شنبه گذشته و در جريان دادگاه، ضمن انتقاد از وکلای اين ديپلمات ايرانی، رسيدگی به پرونده وی را به جلسات آينده دادگاه موکول کرد.

بنا به گفته خانواده تاجيک، هزينه وکالت او را قرار بود وزارت امور خارجه ايران پرداخت کند. تاجيک خانه خود در «دورهام» انگلستان را به عنوان بخشی از وثيقه 500 هزار پوندی، در گرو دولت بريتانيا قرار داده است.

نصرت­الله تاجيک به اتهام تلاش برای انتقال فن­آوری نظامی به ايران و تجهيز و آموزش گروه­های مبارز فلسطينی، چهارم آبان ماه امسال در انگلستان بازداشت شد. آنچنان که مشخص شد، ماموران وزارت امنيت داخلی امريکا در لباس مبدل و به عنوان دلال با تاجيک در انگلستان قرار گذاشته و بدين ترتيب دامی را عليه وی پهن کرده بودند. آن­ها در اين ملاقات در خصوص فروش «عينک ويژه ديد در شب» با تاجيک گفتگو کرده بودند. اين گفتگو مقدمه­ای بوده است برای بازداشت اين ديپلمات ايرانی توسط پليس انگلستان و به درخواست وزارت امنيت آمريکا.

درهمين زمينه، دولت اسرائیل نيز اظهارات برخی اسرای فلسطينی را مويد آموزش نظامی تاجيک به گروه­های مذهبی فلسطينی­ خوانده است. کنگره آمريکا نيز پس از بازداشت اين ديپلمات ايرانی، با اشاره به دست داشتن وی در آموزش نيروهای تروريستی، اين اقدام را تهديدی عليه منافع آمريکا ارزيابی کرده و براساس آن، استرداد او به آمريکا را از دولت انگليس خواسته است.

تاجيک در دوران سفارت خود در اردن، گويا کمک­هايی به گروه­های مذهبی فلسطينی و حزب­الله لبنان می­کرده است. براساس برخی گزارش­ها، يک بار نيز که سه عضو حزب­الله لبنان در اردن بازداشت شده بودند و احتمال می­رفت که توسط سيستم اطلاعاتی اردن تحويل اسرائيل شوند، تاجيک تلاش بسياری برای بازگشت آن­ها به لبنان از خود نشان داد و اين تلاش­ها البته نتيجه بخش نيز بود. او همچنين در جريان انتفاضه فلسطين، به عنوان سفير ايران در اردن انتقال برخی زخمی­های فلسطينی به ايران برای مداوا را عهده­دار بود.

بازداشت تاجيک، در حالی صورت گرفت که رسيدگی به پرونده متهمين انفجار «آميا»­(مرکز يهوديان آرژانتين) در جريان بود. پرونده­ای که به واسطه آن، سه سال پيش هادی سليمانپور، يک ديپلمات ديگر ايرانی نيز در انگليس با حکم پليس بين­الملل بازداشت شد.

تاجيک در زمان بازداشت، عضو افتخاری موسسه مطالعات اسلامی و خاورميانه در دانشگاه دورهام انگليس و علاوه برآن به تحصيل در مقطع دکترا مشغول بود. او که در دوران رياست جمهوری خاتمی، سفير ايران در اردن بود، از سوابقی هم­چون رايزنی فرهنگی ايران در لندن برخوردار است و در زمان وزارت کشور محتشمی­پور نيز مشاور وی بوده است.

 

در سوئد نیز با رو شدن جاسوسی «مجید دراز گیسوی صادقی»­­(محمد جواد صبوری)، شبکه جاسوسی و تروریستی جمهوری اسلامی در سوئد، از سفارت تا مسجد امام علی و غیره ضربه­ شدیدی خوردند. اکنون این احتمال وجود دارد که حسن قشقاوی، سفیر جمهوری اسلامی ایران، به عنوان سازمان­­دهی و هدایت عملیات جاسوسی و تروریستی از سوئد اخراج شود. حسن قشقاوی، سفیر ایران به دیدار در مسجد امام علی با صادقی دیدار کرده و سپس سفارت مبلغی را به عنوان «کمک؟!» پرداخت کرده است؟! قشقاوی، در مصاحبه با رادیو پژواک، رادیو فارسی زبان دولت سوئد به این دیدار و پرداخت پول به صادقی اقرار کرده است. زیرا اسناد پلیس مخفی سوئد­(سپو) به رسانه­ها کشیده شده و به این دلیل نمی­تواند آن را پرده­پوشی کند.

حسن قشقاوی، در گفتگویی که در متروی  امروز جمعه ۲۲ دسامبر به چاپ  رسیده، هر گونه عملیات جاسوسی از سوی سفارت جمهوری اسلامی ایران در  استکهلم را رد کرده بود و در برابر این سئوال که چرا سازمان امنیت سوئد  مطرح کرده که فرد مظنون به جاسوسی از کارمندان سفارت پول دریافت کرده،  گفته است که این فرد اگر پولی از این سفارت دریافت کرده احتمالا از محل  صندوقی ویژه‌ مالی این سفارت بوده که اختصاص به ایرانیانی دارد که  درگیر بحران‌های مالی‌اند. حسن قشقاوی، در  این مصاحبه همچنین عنوان کرده که در زمانی معین با «فرد مظنون به  جاسوسی» ارتباط نزدیکی داشته و گفته است که در آن زمان این  فرد جهت انجام مصاحبه‌ای برای یک برنامه‌ رادیوئی با وی تماس  حاصل کرده است. به گفته‌ وی این «فرد مظنون به  جاسوسی» مجری یک برنامه‌ شناخته‌ شده‌ی رادیوئی بوده است.

حسن قشقاوی، که سابقه فعالیت در ارگان­های اطلاعاتی و امنیتی و فرماندهی سپاه پاسداران در شمال ایران و نمایندگی مجلس شورای اسلامی دارد، از هنگامی که به عنوان سفیر حکومت آدم­کش اسلامی در استکهلم ماموریت یافته، همواره تلاش کرده است علاوه بر فعال کردن جاسوسان رسمی و مخفی، با برخی از مسئولین رادیوهای فارسی زبان محلی، اعضای ایرانی احزاب راست سوئدی و حتی با برخی طیف­های راست اپوزیسیون نیز رابطه برقرار کند. او حتی برای این­ها، مجالس خصوصی ترتیب می­دهد تا از این طریق آن­ها فضای سیاسی شهر استکهلم را به نفع سیاست­های غیرانسانی سفارت تغییر دهد. اما اپوزیسیون جمهوری اسلامی، به خصوص اپوزیسیون چپ بسیار هوشیاتر از آن است و هر حرکت عوامل جمهوری اسلامی را بلافاصله افشا می­کند. اساسا شهر استکهلم، به شهر اپوزیسیون چپ سرنگونی­طلب جمهوری اسلامی  معروف است.

بنا بر گزارش روزنامه‌ی «مترو» سازمان امنیت  سوئد­(سپو)، بیش از یک سال پیش فردی را مظنون به جاسوسی در میان پناهجویان  ایرانی برای اداره‌ کل مهاجرت سوئد افشاء کرد.

کاله لارشون، نمانیده پارلمان از حزب چپ سوئد، در تلاش است تا شکایتی را علیه پلیس امیتی سوئد­(سپو)، به دلیل عدم به موقع خبررسانی و تامین امنیتی پناهندگان و فعالین سیاسی، به کارگزار حقوقی پارلمان، به دلیل عدم خبررسانی به موقع و تامین امنیتی پناهندگان و فعالین سیاسی تسلیم کند. سپو، یک سال بود که صادقی و روابط او با مامورین سفارت ایران را زیر نظر داشت، اما هیج اقدامی در این مورد انجام نداده است.

 

اسرائیل و فلسطین

در سال ٢٠٠۶، چهار واقعه مهم اسرائیل و فلسطین را تکان داد. اولین واقعه، اهود اولمرت، جانشين آريل شارون نخست‌وزير اسرائيل شد. شارون، به قصاب فلسطینی­ها معروف است. او، به دلیل سکته مغزى و اغما از سياست و قدرت کنار رفت.

دومین واقعه، حماس که یک گروه مذهبی ارتجاعی است، در انتخابات پارلمانى مناطق خودگردان فلسطينى، به قدرت رسید. حماس، موجودیت اسرائیل را به رسمیت نشاخته و يکى از اين گروه‌هایی است که در این سال­ها عملا نشان داده است که با هرگونه صلح، مخالف است.

سومین واقعه، این بود که یکی از گروه­های حزب‌الله، در یک عمیات نظامی، یک سرباز اسرائیلی را به گروگان گرفت و چند سرباز دیگر را نیز زخمی کرد. همین عملیات حزب­الله، بهانه­ای به دست اسرائیل داد تا حمله همه جانبه جدیدی را برای سرکوب و مرعوب ساختن مردم آزادی­خواه فلسطین آغاز نماید.

چهارمین واقعه، درگیری­های شدید داخلی بین حماس و سازمان آزادی­بخش فلسطین (الفتح) بود.

پيروزى حماس برای مردم ستم دیده فلسطين،‌ چيزى جز تحمل فقر و فلاکت اقتصادی بیش­تر و جنگ و خشونت چیز دیگری به ارمغان نیاورد. زیرا با پیروزی حماس، کمک­های بین­المللی به فلسطین قطع گردید. دست­مزد ناچیز کارگران و کارمندان ماه­ها به تعویق افتاد.

از سوی دیگر، حماس رابطه خود را با جمهوری اسلامی بیش از پیش تحکیم بخشید. محمود احمدی­نژاد، رییس جمهوری اسلامی ایران، خواهان نابودی اسرائیل از نقشه جهان و انتقال آن به اروپا و یا آلاسکا و غیره پیش کشیده است از جمله بهانه سیاسی و توجیه خوبی بود که دولت اسرائیل، به جنایات خود علیه مردم فلسطین ابعاد تازه­ای بدهد.  

شورای انقلابی فتح، به طور رسمی «محمود عباس» رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين را به عنوان جانشين «ياسر عرفات» رئيس فوت شده دولت خودگردان فلسطين به رياست فتح برگزيد. وی، همچنين رئيس سازمان آزاديبخش فلسطين نيز است.

آمريكا و اتحاديه اروپا از سرگيری كمك‌هايشان را منوط به پاسخ مثبت حماس يا دولت آينده فلسطين به خواسته‌های گروه چهارجانبه - آمريكا، روسيه، اتحاديه اروپا و سازمان ملل - در مذاكرات صلح مشروط كرده‌اند. اين دول، از حماس خواسته­اند تا با دست كشيدن از مقاومت و شناسايی اسرائيل، توافق­های پيشين حكومت خودگردان فلسطينی با اسرائيل را به رسميت بشناسد. اتحاديه اروپا با اعطای ساليانه 600 ميليون دلار، بزرگ­ترين حامی مالی حكومت خودگردان فلسطينی از زمان تاسيس آن در 1994، بوده است. آمريكا با اعطای 400 ميليون دلار در سال، دومين كمك كننده بزرگ به اين حكومت است.

حماس با متهم كردن كشورهای غربی به باجگيری، قطع كمك­های مالی را تنبيه دسته جمعی فلسطينی­ها خوانده است.

در چنین شرایطی، محمود عباس، رئيس تشكيلات خودگردان، خواستار برگزاری انتخابات زود هنگام در فلسطين شد، اما حماس با رد اين درخواست انتخابات زودهنگام را كودتا عليه مشروعيت و در تعارض با قانون اساسی فلسطين دانست.

اختلافات سیاسی جنبش فتح و حماس، منجر به ايجاد درگيری ميان طرفداران دو طرف شد و برای برون رفت از اين وضعيت مذاكراتی را برای تشكيل «دولت وحدت ملی» برگزار کردند که این مذاکرات، به شكست انجاميد. دوباره درگيری ميان طرفداران جنبش فتح و حماس، از سر گرفته شد و اكنون با ميانجی­‌گری كشورهای منطقه سعی می­‌شود كه به بحران كنونی خاتمه داده شود. 

در این میان ايهود اولمرت، نخست‌وزير اسرائيل و محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان برای نخستين بار ظرف دو سال اخير در بيت­المقدس رسما با يكديگر ديدار كردند. دو طرف در اين ديدار توافق كردند طی ماه‌های آينده ديدارهای ديگري با هدف احيای مذاكرات صلح برگزار كنند. بنا به اظهار معاونان اولمرت و عباس، در اين ديدار اولمرت، قول آزادسازی 100 ميليون دلار از درآمدهای مالياتی فلسطينيان و برچيدن برخی ايستگاه­های كنترل در كرانه غربی را داد.

همچنین به گزارش خبرگزاری فرانسه، محمود عباس،‌ رئيس‌ حکومت خودگردان‌ فلسطينی‌، اسماعیل هنیه، نخست وزیر این تشکیلات از گروه حماس را به قاچاق پول متهم کرده است.

هنگام ورود اسماعیل هنیه، به غزه در حالی که ده­ها میلیون دلار پول نقد به همراه داشت در گذرگاه رفح میان غزه و مصر جلوگیری به عمل آمد.

نظامیان اسرائیلی در حملات خود بی­رحمانه کودک و بزرگ، زن و مرد به قتل می­رسانند. زندان­های اسرائیل مملو از زندانیان سیاسی فلسطینین است. گفته می­شود که حدود ۱۰ هزار نفر فلسطینی در اسرائيل زندانی هستند از جمله ۴۰۰ کودک و ۱۲۰ زن.

مردم فلسطین، پنج دهه است که در زیر اشغال و سرکوب و کشتار مداوم دولت اسرائیل، روزگار سختی را گذرانده­اند. این دولت اشغالگر در این دهه­ها، به همه شیوه­های غیرانسانی با تخریب و نابودی مدارس، منازل، بیمارستان­ها مراکز آب و برق، مزارع و مراکز کار گرفته تا ترور فعالین سیاسی و اجتماعی فلسطینی متوسل شده است. اکنون هم دولت اشغالگر اسرائیل و هم حماس، مانع بزرگی بر سر راه صلح واقعی در این منطقه هستند. البته سنگ­اندازی­ها و دخالت­های حکومت­هایی نظیر جمهوری اسلامی نیز در عدم برقراری آرامش در فلسطین و لبنان نیز نقش به سزایی دارند.

خروج بدون قید و شرط نیروهای اشغالگر اسرائیل از همه مناطق فلسطینی یک شرط اساسی برقراری صلح واقعی در منطقه خارورمیانه و آرامش در فلسطین است. تشکیل دولت مستقل و یا دولت مشترک فلسطینی - اسرائیلی، حق طبیعی مردم ستم­دیده و آزادی­خواه فلسطین است.

از ماه جولای تاكنون بيش از 500 فلسطينی در حملات اسرائيلی­‌ها جان خود را از دست داده­اند.

 

لبنان

جنگ ميان نیروهای نظامی اسرائيلی و حزب‌الله لبنان، كه 33 روز به طول انجاميد، ضایعات انسانی و اقتصادی بی­سابقه­ای از خود برجای گذاشت.

كشورهای عربی از جمله، مصر، اردن، عربستان، عراق، كويت، دولت خودگردان فلسطين­(بخش تحت رهبری محمود عباس) بحرين و امارات متحده عربی نسبت به اسارت دو سرباز اسراييلی از سوی حزب‌الله و جنگ با اسرائيل اظهار ناخشنودی كرده‌ و حاضر به حمايت از حزب‌الله در جنگ نشدند.

جنگ لبنان

در ماه ژوييه، با ربودن دو سرباز اسرائیلی توسط حزب­الله، جنگ لبنان آغاز شد. جنگنده­های اسرائيلی مواضع حزب­الله و مناطق مسکونی لبنان را زير آتش خود گرفتند. حزب­الله نيز راکت­هایی را يکی پس از ديگری به شمال اسرائيل پرتاب کرد.

پس از پنج هفته جنگ دو طرف و کشته شدن بيش از ۱۳۰۰ نفر از افراد حزب­الله، ارتش اسراييل و بيش از همه شهروندان عادی لبنانی، سرانجام  قطعنامه ۱۷۰۱ سازمان ملل متحد، پايان بخش اين جنگ بود.

پس از پایان جنگ، مذاكرات ميان گروه‌های لبنانی برای تشكيل «دولت وحدت ملی» با شکست روبرو شد. بعد از شکست این مذاكرات، پنج وزير شيعه، از دولت لبنان کناره گرفتند. زیرا درخواست حزب­الله، برای افزايش تعداد وزيران شيعه در اين دولت، مورد موافقت قرار نگرفت. حزب­الله خواهان آن است كه به همراه متحدان خود، يك سوم دولت را در اختيار داشته و دولت وحدت ملی تشكيل شود.

دولت لبنان، پيش‌نويس تشكيل دادگاه بين­المللی را بدون حضور شش وزير مستعفی و با 24 وزيری كه در كابينه حضور داشتند مورد تصويب قرار داد كه دفتر اطلاع رسانی رياست جمهوری لبنان، در بيانيه‌ای اعلام كرد، موافقت دولت لبنان با پيش­نويس نهايی تشكيل دادگاه ويژه تحقيق در خصوص ترور رفيق حريری، نخست وزير پيشين لبنان مشروعيت قانونی ندارد. اميل لحود، رئيس جمهور لبنان، به نخست وزير هشدار داد با استعفای وزيران مذكور دولت وی از مشروعيت قانونی ساقط شده و تصميم‌های بعدی هيات دولت بدون حضور آنان اعتباری نخواهد داشت.

مخالفان دولت سنيوره كه در بر گيرنده حزب‌الله، جنبش امل، جريان ملی آزاد به رهبری ميشل عون و تعدادی ديگر از شخصيت‌های دیگر مانند عمر كرامی و ... است خواستار برگزاری انتخابات زود هنگام شدند كه با رد اين مسئله از سوی سنيوره و طرفدارانش ، در نخستين گام اعتراض مسالمت‌آميز تظاهرات خيابانی را به راه انداختند كه تا اين لحظه ادامه دارد.

در حالی اختلافات سياسی در لبنان به اوج خود رسيده بود، ترور «پير جميل» وزير صنايع لبنان و پسر امين جميل رييس جمهوری پيشين اين كشور، بحران در لبنان را حادتر کرد. سه فرد مسلح «پير جمیل»، را در منطقه «الجديده» در شرق بيروت هدف 24 گلوله قرار داده و ترور كردند.

سيد حسن نصرالله، دبير كل حزب­الله لبنان، به مخالفت خود با دولت لبنان ادامه می­دهد. اما نخست وزیر لبنان، خواهان خلع سلاح حزب­الله شده و با مخالفت شدید این گروه روبرو شده است. جمهوری اسلامی ایران، حامی اصلی حزب­الله لبنان است و از سوی احزاب پارلمانی لبنان، بارها به دخالت در امور داخلی لبنان متهم شده است.

                            

افغانستان
مردم
افغانستان،  از  يك سو  توسط نيروهای  آمريكايی  و  ناتو و  از  سوی  ديگر، توسط فرقه­های اسلامی،  خونين­ترين  سال  را  از زمان  سقوط  رژيم  طالبان  در  اين  كشور  پشت  سر  گذاشتند.

افغانستان،  در  سال   ٦٠٠٢  شاهد  كشته  شدن ٣  هزار  و   900  نفر  بود  كه   ٤  برابر  افزايش  را  نسبت به  آمار  سال  قبل  نشان  می­­دهد.  از  اين  تعداد حدو دو  هزار نفر   غيرنظامی بودند. مردم ولايت­های قندهار  و  هلمند و  مناطق  پنجوی،  و  موسی قلعه،  شاهد  شديدترين  درگيری­ ها  را  در  طول ٥  سال  پس  از  سقوط  رژيم  طالبان بودند. بی­جهت نیست که دولت افغانستان و حامیانش خواهان مذاکره با طالبان شده­اند.

 طالبان،  در حملات  خود  به  غيرنظاميان  تعدادی  از  معلمان  مدارس  را  به  قتل رساندند  و   110  مدرسه  را  به  خاطر  آنچه  آموزش  غيراسلامی  می­ خواند،  به  آتش  کشید.

تازه­ترين مطالعه در مورد وضعيت در افغانستان توسط «هيئت مشترک نظارت و هماهنگی» که شامل دولت افغانستان، حاميان اصلی اين دولت و سازمان ملل می­شود، تهيه شده است.

در اين گزارش همچنين آمده است که ماهانه حدود ۶۰۰ مورد از عمليات مسلحانه وجود دارد که به فعاليت «نيروهای شورشی و تروريستی»، مربوط می­شود.

هنوز 53 درصد از مردم اين كشور با درآمدی كم­تر از يك دلار در روز زندگی می­‌كنند، در حالی كه 12 ميليارد دلار كمك خارجی به افغانستان شده است. اكثريت مردم افغانستان هنوز زندگی خود را بدون برق يا آب بهداشتی می­‌گذرانند.

«تام كولينس»، سخن­گوی نيروهای آمريكایی مستقر در افغانستان اعلام كرد كه نيروهای طالبان در جنوب افغانستان نسبت به سال­های گذشته از قدرت بيش­تری برخوردار شده‌اند. وی، در يك نشست خبری در كابل به خبرنگاران گفت: «بررسی‌ها نشان می­‌دهد كه هم‌اكنون نيروهای طالبان در بعضی مناطق از جمله در ولايت‌های قندهار، هلمند و ارزگان از قدرت لازم بهره‌مند هستند.

سازمان ملل متحد و بانك جهانی، با انتشار گزارشی اعلام كردند ابعاد «اقتصاد مبتنی بر ترياك» افغانستان، به مرز بی­سابقه‌ای رسيده و اين مساله، تلاش‌های اين كشور را برای بازسازی خرابی­های ناشی از جنگ در معرض خطر قرار داده است. براساس اين گزارش، فساد و پرداخت رشوه توسط توليدكنندگان ثروتمند ترياك برای ممانعت از ريشه‌كن كردن آن، مانع از تلاش‌های صورت گرفته برای كاهش توليد ترياك در افغانستان شده است. افغانستان بيش از90 درصد كل ترياك جهان را توليد می­‌كند.

گزارش­ها حاكى از آن است كه نواحى مهمى از افغانستان، به ميدان آرايش جنگ تبديل شده است. دو سوى اين صف آرايى نظامى را نيروهاى ناتو و شبه نظاميان طالبان تشكيل مى­دهند.

مسئله شگفت­انگیز این است که ائتلاف ناتو، نيرويى بالغ بر ۴۰ هزار نفر در صحنه افغانستان دارد، در حالى كه استعداد نظامى طالبان ۲۵۰۰ نفر اعلام شده است.

در افغانستان به دلیل افزایش حملات طالبان بیش از ۲۰۰۰ غیر نظامی و بیش از ۹۰ سرباز خارجی از جمله ۵۰ سرباز آمریکایی کشته شدند و تعداد تلفات نیروهای آمریکایی از آغاز حمله به افغانستان در ۷ اکتبر ۲۰۰۱ تا سال ۲۰۰۶، به ۲٨۰ تن رسید.

 

زنان افغانستان: گزارش­های تحقيقی و آمار منابع معتبر دولتی و غيردولتی در افغانستان بيانگر آن است که خشونت­ها عليه زنان در همه انواع آن از جمله به صورت فيزيکی در حال ادامه و گسترش است.

وزارت امور زنان افغانستان گفته است، سال گذشته صد و نود و هفت مورد اقدام به خودکشی در بين زنان و دختران جوان ثبت شده که در شصت و نه مورد در هرات و سی و پنج مورد در قندهار منجر به مرگ شده است و در تازه­ترين مورد تنها در يک و نيم ماه گذشته در هرات بيست و چهار زن خودسوزی کردند که بيست نفرشان جان سپردند.

خشونت­ها موجب آسيب­های فيزيکی و روانی، خودکشی، فرار از منزل، قتل، قاچاق، گرايش و اجبار به اعتياد و حتی تن فروشی در موارد خاص شده است.

در يک گزارش تحقيقی سازمانی بنام زنان و دختران افغان، در يک تحقيق گسترده و همه جانبه­ای که اين سازمان انجام داده است با يادآوری از موفقيت­های نسبی در زندگی زنان از مشکلات و ادامه رنج­ها سخن می­گويد. ده در صد خشونت­ها توسط اعضای زن خانواده­ها انجام می­شود.

گزارش اين سازمان حکايت از پنج هزار حادثه جنايی مربوط به برخوردهای مجازاتی ناموسی دارد که فقط چهل و هفت مورد آن رسما ثبت شده است.

گزارش می­افزايد که قتل­های ناموسی و خشونت عليه زنان در افغانستان يک «تابو» است که خانواده­ها از افشا و علنی کردن آن شرم دارند لذا هميشه اين پرونده­ها در خفا می­ماند.

در افغانستان از پنج سال پيش وزارت امور زنان ايجاد شده است اما اين وزارت، تغییری در وضعیت زنان به وجود نیاورده است. هنوز نه دولت و نه سازمان­های امداد و کشورهای کمک کننده، به طور مثال برای ساختن خانه­های امن برای زنان بی­پناه و خشونت زده از کمک لازم مالی شانه خالی می­کنند.

در اغلب موارد که ازدواج به تمايل و توافق زن و مرد بدون موافقت خانواده­ها صورت بگيرد، اين فقط زن است که زندانی می­شود نه مرد. حال آن که هردو طرف اين تصميم را مشترکا اتخاذ و عملی کرده­اند.

در موارد آزار و اذيت جنسی و شکايت از تجاوز قوانين موجود و سيستم قضايی حاکم در افغانستان، معمولا به منافع مردها تمام می­شود و زنان هميشه قربانی اصلی اين حوادث هستند.

به گزارش IRIN  News، سرويس اخبار و اطلاعات حقوق بشر سازمان ملل، از اول سال 2006، طبق آمارها 185 زن و دختر توسط اعضاى خانواده خود به قتل رسيده‌اند و بسيارى از موارد نيز پنهان مانده و گزارش نشده است.

 

اخراج شهروندان افغانی از ایران: آژانس پناهندگان سازمان ملل متحد، اعلام کرده است که برای چهارمین سال پیاپی، بازگشت پناهندگان افغان به کشورشان نسبت به سایر پناهندگان بیش­تر بوده است. از زمان سقوط طالبان در سال 2001 تاکنون بیش از 4 میلیون افغان به کشورشان بازگشته­اند.

با این وجود افغان­ها، بعد از فلسطینی­ها هنوز رکورددار بیش­ترین تعداد پناهنده در جهان هستند و 3 میلیون افغان، چه به صورت مهاجر و چه پناهنده، در ایران و پاکستان زندگی می­کنند.

با این وجود سازمان ملل متحد می­گوید بعضی از افغان­ها چند دهه در ایران یا پاکستان زندگی کرده­اند و ممکن است هیچ­گاه به افغانستان باز نگردند.

اما دولت­های ایران و پاکستان که از زمان اشغال افغانستان به وسیله نیروهای شوروی سابق در سال 1358 تاکنون پذیرای میلیون­ها افغان بوده­اند، تمایل دارند که باقیمانده این مهاجران به کشورشان بازگردند.

افغانی­های مقیم ایران، بیش از سه دهه است که در کارهای سخت به عنوان نیروی کار ارزان، به اقتصاد ایران یاری رسانده­اند.  طی سال­های گذشته بسياری از مشاغل سخت و زیان­آور هم­چون خدمات شهری، حفاری­های آب و فاضلاب، سنگ­­تراشی، ساختمان‌سازی و برخی صنايع کار گرده­اند.

در این سال­های طولانی طبیعی است که ازدواج  دختران ايرانی با مردان افغانی و یا مردان ایرانی با دختران افغانی رواج بيش­تری پيدا کند. اما جمهوری اسلامی، در این مورد سیاست­های عمیقا نژادپرستانه در پیش گرفته است. جمهوری اسلامی به فرزندان مرد افغانی و زن ایرانی که با همدیگر ازواج کرده­اند شناسنامه صادر نمی­کند و مانع تحصیل آنان می­شود.

ايسنا،  در همين باره گفت‌ويی با  عليرضا احمدی، رييس اداره تابعيت و  امور پناهندگان وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی،  انجام داده، نوشته است: «... يك امای  بزرگ وجود دارد و آن اين كه پس از 27 سال، تصميمات جدی­‌تری برای ادامه حضور افغان­ها  در كشور بگيريم.» 

به گفته رييس اداره  تابعيت و امور پناهندگان وزارت امور خارجه، بر اساس محاسبات صورت گرفته، روزانه  برای امكانات بهداشتی، غذايی، سوخت، مسكن، حمل و نقل عمومی، آموزش و پرورش افغان­ها  در ايران، حدود 2 دلار هزينه می­‌شود.

افعانی­های مقیم ایران، شهروندان این کشور هستند و اصولا باید از حق شهروندی برابر با سایر شهروندان ایران برخوردار شوند. از این رو، جنبش­های اجتماعی ایران، باید این حرکت نژادپرستانه جمهوری اسلامی را شدیدا محکوم کنند و نگذارنند  جمهوری اسلامی، شهروندان افغانی را به زور از ایران اخراج کند.

 

مین گذاری مرز افغانستان: دولت افغانستان يک بار ديگر، به مين­گذاری و حصار کشی در مرز مشترک افغانستان - پاکستان اعتراض کرد و سخن­گوی وزارت خارجه افغانستان اين عمل پاکستان را محکوم کرده است.

اخيرا مقامات وزارت خارجه پاکستان اعلام کردند، اين کشور در نظر دارد نقاط مشخص مرزی خود با افغانستان را حصارکشی يا مين­گذاری کند. رياض محمد خان، يک مقام  وزارت خارجه پاکستان گفت که اين اقدام به خاطر جلوگيری از گذر شورشيان از مرز مشترک دو کشور انجام می­شود.

پاکستان پيش از اين نيز، چنين طرحی را برای امنيت افغانستان پيشنهاد کرده بود، اما مقامات افغان همواره طرح مين­گذاری مرز مشترک دو کشور را  که بيش از ۲۳۰۰ کيلومتر طول دارد و به مرز ديورند معروف است، رد کرده­اند.

بنا به گرارش­های منتشر شده هر سال تعدادی از مردم افعانستان به خصوص کودکان در برخورد با مین­های کاشته شده جان خود را از دست می­دهند و یا معلول می­گردند.

 

کره شمالی و دبیرکل جدید سازمان ملل متحد: کره شمالی، یکی از فقیرترین و منزوی­ترین کشورهای جهان است. اما دولت این کشور، میلیاردها دلار صرف هزینه­های تولید سلاح­های اتمی می­کند.

در ۱۵ ژوئیه ۲۰۰۶ شورای امنیت به اجماع قطعنامه‌ای ۱۶۹۵ را علیه کره‌ شمالی صادر کرد و آزمایش‌های موشکی جدید این کشور را به اجماع محکوم ساخت. در ٨ اکتبر ۲۰۰۶ پیونگ یانگ اولین آزمایش هسته‌­ای خود را اعلام کرد. این آزمایش هسته‌­ای در حالی انجام گرفت که شورای امنیت و واشنگتن، کره‌ شمالی را به اعمال تحریم‌ها و اقدامات جدی تهدید کرده بودند. تمامی جامعه‌ جهانی و در راس آن کره‌ی جنوبی، آمریکا، ژاپن، روسیه و چین این آزمایش هسته‌­ای کره‌ شمالی را به شدت محکوم کردند و همین امر منجر به آن شد که در ۱۴ اکتبر ۲۰۰۶ شورای امنیت به اجماع قطعنامه‌ ۱۷۱٨ علیه کره شمالی را صادر کند. در این قطعنامه تحریم‌های مالی و نظامی علیه این کشور صادر شد.

از سوی دیگر، انتخاب «بان کى مون»، وزير خارجه کره جنوبى، به جانشينى کوفى عنان دبيرکل سازمان ملل متحد، شايد واکنشى در قبال آزمايش اتمى کره شمالى بود. بان کى مون، با اعلام برنامه‌هایی براى رفرم در سازمان ملل آغاز به کار کرد.

 

جنگ سومالی: اتيوپی از یک هفته پیش با بمباران مناطق تحت کنترل شبه نظاميان اسلامگرا، به یاری دولت به رسميت شناخته شده توسط سازمان ملل متحد آمده است. اتيوپی، در اولين روز حمله هوايی خود دو فرودگاه مهم سومالی را بمباران و به نيروهای دولتی اين کشور کمک کرد تا چندين منطقه را تصرف کند.  

نيروهای نظامی اتيوپی و دولت سومالی، در یک عملیات مشترک نظامی توانستند گروه­های اسلامی سومالی را از آخرين شهر مهم در مسير پايتخت، موگاديشو، به عقب برانند.

يکی از ساکنين اين شهر به خبرگزاری آسوشيتدپرس گفته است که نيروهای اتيوپی و محمد ديره، رييس جمهور سومالی وارد اين شهر شدند. صدها تن از مردم از شهر «جوهر» فرار کرده­اند، اما کسانی که باقی مانده­اند به نظر می­رسد که از خشک سالی دو سال گذشته رنج می­برند.

عبدالحاجی علی، از ساکنين شهر جوهر می­گويد: «ما نمی­دانيم به کجا فرار کنيم، در حال حاضر از خشک سالی، گرسنگی و بيماری در عذاب هستيم. ما در انتظار مرگ به سر می بريم.»

سومالی از سال ۱۹۹۱ که حکومت محمد زيادباره، ديکتاتور سابق اين کشور، در جريان درگيری­های نظامی سقوط کرد، فاقد دولت مرکزی قدرتمندی بوده است. اين کشور از آن سال تاکنون در هرج و مرج و جنگ داخلی به سر می­برد.

دوسال پيش، سازمان ملل متحد دولتی مرکزی برای اداره اين کشور شاخ آفريقا تشکيل داد ولی از دوهفته پيش، اين دولت نفوذ کمی بر مناطق مجاور شهر محل استقرار خود يعنی «بايدوا» داشته است. اين شهر در ۱۴۰ مايلی شمال غربی موگاديشو، پايتخت، قرار دارد.

تا تابستان گذشته بخش­های عمده­ای از خاک سومالی در کنترل شبه نظاميان بود، اما از آن زمان گروه­های اسلامی، با عقب راندن آن­ها، بر پایتخت این کشور مسلط شده بودند. 

كمیسیاریای عالی پناهندگان سازمان ملل، روز شنبه 30 دسامبر 2006، از به کارگیری کودکان 12 ساله در جریان درگیرهای اخیر  میان نیروهای دولتی و اسلامگرایان سومالی خبر داد.

ویلیام اسپیندلر، سخن­گوی كمیساریای عالی  پناهندگان سازمان ملل، گفت: درگیری­های ماه­های گذشته در سومالی باعث آوارگی بیش از 60 هزار نفر از مردم سومالی شده است.

اسپیندلر افزود: دریافت گزارش‌هایی مبنی بر استفاده از بی­خانمان­ها و کودکان 12 ساله از سوی هر دو طرف درگیری، مسئله ای بسیار نگران‌كننده است.

کمیته بین‌المللی صلیب سرخ نیز اعلام کرده است که صدها غیرنظامی در جریان درگیری­های اخیر سومالی جان خود را از دست داده­اند.

گفتنی است که در سال 2006، فقر، جنگ و بیماری­های مسری در سراسر قاره آفریقا افزایش یافت و جان ده­ها هزار انسان را گرفت.

 

آمريكا
یکی از مسائل جنجالی سال گذشته اعتراض برخی از احزاب و دولت­های اروپایی به پروازهای مخفی و مشکوک هواپیماهای پلیس مخفی آمریکا­(سیا) در این کشورها بود.

جرج بوش، رئيس جمهوری آمريكا، به پروازهای سيا كه برای عمليات انتقال محرمانه زندانيان انجام شده اعتراف و آن را بخشی از سياست دولتش دانست. بوش، در كمپ ديويد اظهار داشت: «در شرايطی كه نتوانيم شخص خطرناكی را تسليم كنيم، گاهی عمليات انتقال صورت گرفته است كه از زمانی نه چندان نزديك اين بخشی از سياست ما بوده است نه سياست حكومت من، بلكه دولت­های سابق نيز براساس همين شيوه برای حمايت از مردم(آمريكا) عمل می­كردند.
حزب دمكرات، در انتخابات میان دوره­ای اخیر بعد از 12 سال‌ حزب جمهوری­خواه را شکست داد و اکثریت مجلس‌ نمايندگان و سنا‌ آمريكا را در دست خود گرفت. این حزب در کنگره ‌ 231 كرسی در مقابل‌ 204 كرسی‌ جمهوری­خواهان کسب کرده است، دمکرات­ها، در مجلس سنا نیز 51 درصد و جمهوری­خواهان 49 درصد کرسی دارند.

البته بر اساس‌ قانون‌ اساسی‌ آمريكا، رییس جمهوری اختیارات بیش­تری دارد و از حق‌ وتو نیز برخوردار است. اما به دلیل این که اکنون حزب جمهوری­خواهان به یک حزب اقلیت در کنگره و سنای آمریکا تنزل کرده­اند، بوش امکان یکه تازی نخواهد داشت.

اولین قربانی این انتخابات رامسفلد، وزير دفاع دولت بوش، بود که بعد از شکست جمهوری­‌خواهان در انتخابات به دليل سياست‌های جنگ طلبانه‌اش به ويژه در عراق و شكست آن­ها استعفا داد. و رابرت گيتس، به عنوان وزير دفاع انتصاب شد.

همچنین جان بولتون، از نمايندگی دائم آمريكا در سازمان ملل نیز بعد از پيروزی دموكرات‌ها در انتخابات كنگره، کنار گذاشته شد.

در سال‌ 2008، انتخابات‌ رياست‌ جمهوری‌ آمريكا برگزار خواهد شد که به احتمال قوی دمکرات­ها در این انتخابات پیروزی چشم­گیرتری خواهند داشت.

 

ناو هواپیمابر استنیس: مقام­های وزارت دفاع آمریکا­(پنتاگون) گفتند، ناو هواپیمابر استنیس که به منطقه خلیج فارس اعزام خواهد شد، ماه نوامبر، در یک مانور دریائی بزرگ شرکت داشت که در جریان آن عملیات جنگی مقابله با نیروهای دشمن فرضی، با شباهت بسیار به نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، مورد تمرین قرار گرفت.

این مقام­ها گفتند، در جریان این رزمآیش دریائی، یگان ضربتی استنیس به دفاع از سواحل و تاسیسات استراتژیک یک کشور دوست در برابر حملات واحدهای جنگی دشمنی که به سلاح اتمی مجهز بود، پرداخت. در این مانور بزرگ دریائی که در آب­های اقیانوس آرام برپا شد، همچنین عملیات رزمی بستن خطوط کشتیرانی و حمل نفت و نیز محاصره دریائی و هوائی سواحل دشمن فرضی توسط هواپیماهای شکاری، بمب افکن و زیردریائی­های یگان ضربتی استنیسن تمرین شد.

در  واحد ضربتی رزمناواستنیس، نود هواپیما و هلیکوپتر جنگی، از جمله هواپیماهای شکاری- بمب افکن اف-18، وایکینگ اس-3 و هواپیماهای ویژه جنگ الکترونیک به چشم می­خورند.   

زیر دریائی اتمی تهاجمی مستقر در یگان ضربتی استنیس، ویژه عملیات حمله به خطوط کشتیرانی دشمن و نیز شلیک موشک­های کرویز دوربرد از نوع توماهاوک است.  

 کارشناسان نظامی در واشنگتن گفتنه­اند، با افزوده شدن یگان ضربتی استنیس به دیگر ناو گروه­های نیروی دریائی آمریکا که هم­اکنون در آب­های خلیج فارس استقرار دارند، ارتش ایالات متحده به گونه­ای موثر خواهد توانست تا به مهار تهدید نظامی جمهوری اسلامی در منطقه بپردازد.

آدمیرال والش، فرمانده نیروی دریائی آمریکا در خلیج فارس در بحرین گفته است، سیاست­های جمهوری اسلامی در منطقه سبب پدید آمدن احساس­ ترس و هراس در میان کشورهای خلیج فارس شده است. وی اعزام ناو هواپیمابر استنیس به منطقه و افزایش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه را گامی در جهت برقراری ثباتی دراز مدت در خلیج فارس خواند.  

  شماری از فرماندهان نظامی ایالات متحده از پنتاگون خواسته­اند، شمار نیروهای نظامی آمریکا در خلیج فارس افزایش یابد. درخواست آن­ها، در مورد لزوم افزایش ناوهای جنگی و ناوهای هواپیمابر در این بخش از جهان است. به نوشته روزنامه نیویورک تایمز، وزیر دفاع جدید ایالات متحده، در این­باره تصمیم­گیری خواهد کرد.

هم­زمان با ایالات متحده، بریتانیا نیز اعلام کرده است که نیروهای نظامی خود را در خلیج فارس تقویت می­کند.

 

دروغ­های بوش: مجله «نيوزويک» آمريکا در شماره جديد خود به دروغ‌هايی که  چهره‌های سرشناس جهان در سال 2006 ميلادی گفته‌اند، پرداخته و از همين رو جورج بوش  را به عنوان دروغگوترين فرد سال معرفي کرده است.

بر اساس گزارش مجله «نيوزويک»، بوش در طی سال جاری ميلادی که فقط چند روزی از آن باقی  مانده، دروغ‌های زيادی را در رسانه‌ها بر زبان جاری کرد که در زير به تعدادی از اين  دروغ‌ها اشاره می­‌شود.

دروغ اول: بوش در 25 اکتبر در يک مصاحبه  مطبوعاتی و در پاسخ به سئوال خبرنگاری مبنی بر اين که «آيا ما در جنگ عراق پيروز  شده‌ايم؟» پاسخ داده بود: «بله قطعا ما در جنگ عراق پيروز شده‌ايم» و اين در حالی  است که بوش در هفته گذشته بر اين نکته اذعان داشت که در جنگ عراق شکست خورده  است.

دروغ دوم: بوش پيش از آغاز انتخابات ميان دوره‌ای کنگره آمريکا  که هفتم نوامبر­(16 آبان) برگزار شد، از دمکرات‌ها به عنوان «دشمن اصلی» ياد کرده  و گفته بود: «دموکرات‌ها فکر می­‌کنند بهترين راه محافظت از مردم آمريکا آن است که  منتظر بمانيم تا تروريست‌ها مجددا به آمريکا حمله کنند، حال اگر می­‌خواهيد مجددا  تروريست‌ها به آمريکا حمله کنند به دموکرات‌ها رای بدهيد.» ولی پس از پيروزی  دمکرات­ها تلاش می­‌کند تا اين گفته‌های خود را به گونه ديگری تعبير کرده و خود را  به مواضع آن­ها نزديک کند.

دروغ سوم: بوش درست چند روز پس از آن که حمايت کامل خود از  دونالد رامسفلد، وزير دفاع سابق آمريکا، را اعلام کرده و گفته بود که رامسفلد تا  پايان دوره رياست جمهوری بوش در پست خود باقی خواهد ماند، اقدام به برکناری رامسفلد  و معرفی رابرت گيتس به عنوان وزير دفاع جديد آمريکا کرد.

و دروغ آخر  اين که چندی پيش دولت آمريکا، تعداد کشته شدگان عراقی  را در جنگ فقط 50 هزار نفر اعلام کرد، اما تحقيقات دانشکده بلومبرگ جان هاپکينز، نشان داد که در جنگ عراق 655 هزار شهروند عراقی جان خود را از دست داده‌اند .  بر  اساس گزارش اين دانشکده، روزانه فقط 100 عراقی در بغداد کشته می­‌شوند . بر همين اساس، صفت دروغگوی سال را نيز بايد به ويژگی‌های متمايز بوش اضافه کرد.

 

قانون شکنجه: از تحولات دیگر ایالت متحده‌ آمریکا به امضاء رسیدن قانون جنجال برانگیز موافقت با استفاده از روش‌های مختلف شکنجه علیه زندانیان بود که این قانون در ۱۷ اکتبر ۲۰۰۶، توسط بوش به امضاء رسید. بوش بدون توجه به مخالفت گسترده‌ جهانی، همچنین بسیاری از مقامات مسئول آمریکایی نسبت به این قانون، به ادعای این که این قانون می‌تواند در تامین امنیت آمریکا تاثیر گذار باشد، آن را به امضا کرد.

 

گزارش سالانه‌ وزارت امور خارجه آمریکا درباره‌ی تروریسم جهانی: این گزارش در ٣۰ آوریل ۲۰۰۶ منتشر شد. در این گزارش آمده است: «بیش از ۱۱ هزار عملیات تروریستی در اماکن مختلف جهان رخ داده است به طوری که این عملیات‌های تروریستی منجر به کشته شدن بیش از ۱۴۶۰۰ تن شده است که اکثر آنها عراقی بوده‌اند. این آمار به مراتب از آمار سال ۲۰۰۴ بیشتر بوده است به طوری که در سال ۲۰۰۴ ما شاهد وقوع ۶۵۱ عملیات تروریستی و کشته شدن ۱۹۰۷ بوده‌ایم.»

همچنین در این گزارش سالانه‌ی وزارت خارجه‌ آمریکا تاکید شده است که ٣۰ درصد از این عملیات‌های تروریستی در عراق انجام گرفته است، به طوری که ٣۶۰ عملیات تروریستی از مجموع کل عملیات‌ها در عراق رخ داده است و ۵۵ درصد از تلفات این عملیات‌ها یعنی ٨٣۰۰ کشته نیز در عراق بوده است.

در این گزارش با اشاره به سازمان القاعده آمده است:‌ ایدئولوژی شخصیت‌هایی چون بن لادن هم­چنان بر طرفدارانشان در اماکن مختلف جهان تاثیر گذار است و آمریکا در آغاز مرحله‌ اول جنگی است که ظاهرا طولانی خواهد بود و برای سال‌های طولانی واشنگتن با دشمن سرسختی روبرو خواهد بود. به اعتقاد برخی از تحلیل­گران آمریکایی گزارش وزارت خارجه‌ آمریکا به این واقعیت به صورت غیرمستقیم اعتراف کرده است و سرنگونی حکومت حزب بعث در عراق، تاثیری در برقراری امنیت جهانی نداشته است. بسیاری از مقامات بلندپایه‌ القاعده چون بن لادن و ظواهری و نیز مقامات مسئول طالبان، هنوز حملات علیه نیروهای آمریکایی و منافع این کشور در منطقه را رهبری می‌کنند.

 

آمریکای لاتین: از مهم‌ترین تحولات سیاسی سال 2006، آمریکای لاتین و آمریکای شمالی، شاهد پیروزی و به قدرت رسیدن گرایشات چپ است. بدنبال پیروزی مجدد «ایناسیو لولا داسیلوا»، نامزد حزب کارگر برزیل، هوگو چاوز بزرگ­ترین مخالف سیاست‌های آمریکا پس از کاسترو بار دیگر در انتخابات مجدد این کشور انتخاب شد. در پرو نیز نامزد چپ این کشوردر انتخابات ماه مه ۲۰۰۶، به پیروزی رسد.

در نیکاراگوئه نیز نامزد سازمان چپ «ساندنیست­ها» در انتخابات ریاست جمهوری این کشور که در هشتم نوامبر ۲۰۰۶ برگزار شد به پیروزی رسید. با پیروزی دانیل اورتگا بر نامزد محافظه‌کار خود در این انتخابات این کشور به عنوان نهمین کشور آمریکای لاتین است که در آن­ها قدرت به دست گراشات چپ و مخالف آمریکا افتاده است.

در انتخابات ۲۶ نوامبر ۲۰۰۶، اکوادور نیز نامزد چپ این کشور، «رفائل کوریا»، به ریاست جمهوری این کشور انتخاب شد. در انتخابات رياست جمهوری اکوادور، رافايل کورييا Rafael Correa اقتصاد دان چپ گرا و رقيب او آلوارو نوبوآ، میلیادر و سلطان موز و ثروتمندترين مرد کشور بود. 

اکوادور اکنون در آمريکای جنوبی، دومين کشور صادر کننده مواد خام به ايالات متحده به شمار می­آيد. نفت حدود يک چهارم توليد کلی ملی اکوادور را تشکيل می­دهد.

کورييا گفته است: «ما بااقتصاد بين­المللی مخالف نيستيم، ولی نمی­خواهيم قرار دادهای نابرابر با ايالات متحده را امضا کنيم.»

مقامات آمریکایی نیز همواره در تبلیغات خود علیه رهبران چپ آمریکای لاتین، بی­شرمانه آن­ها را به همکاری با «ترویسم» متهم می­کنند.

رهبران و سازمان­های چپی که در آمریکای لاتین از جمله کوبا، به قدرت رسیده­اند، از جنبه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی فاصله زیادی با سوسیالیسم دارند و اساس ضدآمریکایی به شما می­آیند تا ضدسرمایه­داری.

 

اعدام صدام حسین: صدام حسین، رییس جمهوری سابق عراق، سپیده دم سی­ام دسامبر 2006، در محله صدر عراق، به دار آویخته شد. انبوه زنان و  مردان عراقی ساکن این محله شیعه نشین که پایگاه سنتی مقتدی صدر است برای تماشای آخرین نفس‌های دیکتاتور به میدان آمده بودند. زمان و  مکان به دار آويخته شدن صدام اعلام عمومی نشده بود. چرا که دولت انتظار داشت در صورت  اعلام این امر کشور با آشوب روبرو شود.

در جریان مراسم اعدام که از 20/5 تا 30/6  ادامه یافت، علاوه بر صدام حسین، برزان ابراهيم تكريتی، برادر ناتنی‌ وی و هم‌چنين  عواد البندر، رييس دادگاه انقلاب حكومت صدام نیز به دار مجازات آویخته شدند. یک  مقام رسمی وزارت خارجه عراق که در این مراسم حاضر بود در گفتگویی با خبرنگاران  تاکید کرد که صدام تا لحظه تایید مرگ بر بالای دار آویزان بوده است. هم­زمان با اجرای حکم اعدام صدام حسين، نيروهای آمريکايی در عراق تحت آماده­باش کامل قرار گرفته­اند.

محاکمه صدام در ۱۹ اکتبر ۲۰۰۵، شروع شد و حدود يک سال بعد با حکم اعدام  او پايان يافت. اين حکم در پنجم نوامبر اعلام شد و در ۲۶ دسامبر پس از تایید نهايی  به حالت قابل اجرا در آمد .

دادگاه محاکمه صدام حسين در پنجم نوامبر 2006،  صدام را بر سر کشتار ۱۴۸ مرد شيعه به جنايت عليه بشريت محکوم و دادگاه تجديد نظر عراق سه­شنبه گذشته حکم اعدام وی را اعلام کرده بود. نیروهای ارتش صدام حسین، در حلبچه به وسيله بمب­های شيميايی حدود پنج هزار نفر از مردم کردستان را يک جا قتل­عام کرده بودند. نيروهای آمريکايی در ۱۳ دسامبر سال ۲۰۰۳، ميلادی صدام را در حالی که در نزديکی تکريت شهر زادگاهش مخفی شده بود دستگير کردند.

با اعدام صدام، نه تنها از جنایت و کشتار در عراق کاسته نخواهد شد، بلکه جنگ و کشارهای قومی و مذهبی نیز بیش از پیش شعله­ور می­گردد. از همه مهم­تر بوش، پایان جنایت در عراق و منطقه بحرانی خاورمیانه، تنها با مبارزه جدی و همه جانبه علیه کل عاملین جنایت و کشار مردم، علیه توحش امپریالیست­ها و کلیه فرقه­های قومی و مذهبی امکان­پذیر است. از این رو، باید حکم اعدام صدام حسین را محکوم کرد و خواهان لغو شکنجه و اعدام در همه جای جهان شد.

دولت آمریکا، در همه جنایات صدام حسین، سهیم بوده است و چه بسا بمب­های شیمیایی را آمریکا در اختیار دولت عراق در مفطع جنگ ایران و عراق قرار داده بود. از سوی دیگر، آیا بوش و بلر نخست وزیر انگلستان و...، مسئول کشتار بیش از نیم میلیون نفر از مردم عراق نیستند؟! صدام اسرار بسیاری را از جمله آمریکا و بریتانیا داشت، اما قبل از این که آن­ها افشاء شود نابود شد.

بدین ترتیب، صدام حسین رئیس جمهور و دیکتاتور سابق عراق در یک دادگاه ویژه که بیش از 1 سال ادامه داشت به اعدام محکوم و درخواست تجدید نظر وی نیز از سوی دادگاه عالی جنایی عراق رد شد. کانال­های تلویزیونی جهان صحنه اعدام صدام را وسیعا پخش کردند.

صدام در حالی اعدام شد که دادگاه تنها در یک مورد از جنایاتی که مرتکب شده بود، وی را به طور کامل به محاکمه کشید و آنهم کشتار شهرک «دوجیل» در سال 1983 بود. سازمان­دهندگان این دادگاه اجازه ندادند جریان محاکمه وی در موارد دیگر از جمله نسل کشی­ها و کشتار جمعی انفال و بمباران شیمیایی هلبجه در کردستان تکمیل شود.

صدام حسین، روز یک­شنبه در روستای «عوجه» محل تولدش که در نزدیکی شهر «تکریت» در شمال بغداد، به خاک سپرده شد. جسد صدام حسین، به سران عشیره ابوناصر و افراد خانواده­اش تحویل داده شد.

گزارش­ها حاکی­ست که در مراسم خاک­سپاری «صدام حسین»، حدود هفتصد نفر از افراد عشیره ابوناصر و شماری از وابستگان صدام حضور داشتند.

عدی و قصی، پسران صدام حسین نیز که سال 2003 توسط نظامیان آمریکایی کشته شدند، در همین مکان به خاک سپرده شده­اند.

    

گفتاری از رادیو صدای حزب کمونیست ایران، در باره اعدام یک دیکتاتور: صدام حسين، ديكتاتور پيشين عراق، روز، شنبه حدود ساعت ٦ بامداد به وقت محلی  در بغداد بدار آویخته شد.

صدام که بود؟

صدام حسين در ۲۸ آوريل سال ۱۹۳۷ در خانواده‌ى يك كشاورز  در عراق متولد شد.  در سن بيست ‌سالگى وارد حزب بعث عراق شد. در سال ۱۹۵۹ در سوء‌قصدى عليه عبدالكريم  قاسم رئیس جمهور وقت عراق دست داشت و پس از حكم غيابى اعدام به خارج از كشور گريخت .

پس از سرنگونى عبدالكريم قاسم در سال ۱۹۶۳، به عراق بازگشت. اما پس از  كودتايى ديگر در سال ۱۹۶۴ بازداشت شد. صدام پس از تحمل دو سال زندان موفق به فرار  شد.

صدام حسين در سال ۱۹۶۸ در كودتايى ديگر شركت كرد و با موفقيت آن در كنار احمد  حسن‌البكر رييس‌جمهورى عراق به يكى از قدرتمندترين مردان اين كشور تبديل شد. وى در  سال ۱۹۷۹ رئیس دولت، دبيركل حزب حاكم بعث،  رئیس  «شوراى فرماندهى انقلاب»  و  سرفرمانده ارتش عراق شد .

در سپتامبر ۱۹۸۰ به دستور صدام حسين جنگ با ايران آغاز شد. در جريان اين جنگ هشت  ساله و با پافشاری خمینی بر ادامه آن، صدها هزار انسان از هر دو طرف قربانى شدند. 

ارتش عراق در مارس ۱۹۸۸ شهر    حلبچه را به دستور صدام حسين بمباران شيميايى كرد. در اين عمليات بيش از   ۵۰۰۰  نفر جان خود را از دست دادند. چند ماه پس از آن ميان ايران و عراق آتش‌بس  برقرار شد .   در همین سال در یک حمله متمرکز و گسترده به کردستان بیش از 180 هزاز نفر از مردم عادی را در عملیاتی تحت نام «انفال» به اسارت گرفتند و مدتی کوتاهی پس از آن به دستور مستقیم صدام همگی آن­ها را در بیابان­های جنوب عراق قتل عام کردند.

در سال ۱۹۹۰ صدام دستور حمله به کویت را صادر کرد و ارتش عراق بدون مقاومت وارد این کشور شد.  در  ژانويه‌ى ۱۹۹۱ دولت آمریکا جنگی را تحت عنوان «عمليات توفان صحرا» براى آزادسازى  كويت آغاز کرد .   پس از تارانده شدن و بیرون راندن ارتش عراق از کویت صدام تحت شرایط خفت باری به صلح با آمریکا تن داد. اما کینه و نفرت ناشی از تحقیرش را بر سر مردم کرد خالی کرد و نیروهای پراکنده اش را برای حمله به کردستان که با قیام مردم از کنترل دولت مرکزی خارج شده بود، تجدید سازمان کرد و فصلی دیگر را بر آدم کشی­هایش افزود. طی 13 سال بعد از آن به قیمت تحمیل رنج­ها و مصائب بیشمار بر مردم عراق به خفت بارترین شرایط در مقابل فشارهای آمریکا تن داد تا موقعیت خود را در قدرت حفظ کند.

در ۱۷ مارس ۲۰۰۳ جرج دبليو بوش رئیس  جمهورى آمريكا از صدام حسين خواست كه ظرف ۴۸  ساعت به تبعيد در خارج برود. صدام اين خواست را رد كرد و سه روز پس از آن،  هجوم نظامى تحت رهبرى آمريكا به عراق آغاز گرديد .

در ۹ آوريل همان سال رژيم صدام در عراق سرنگون شد.

در ١٣ دسامبر ٢٠٠٣ در حاليكه در نزديكی شهر زادگاهش تكريت مخفی شده بود بازداشت گرديد. او در پنجم نوامبر ٢٠٠٦ به جرم كشتار ١٤٨ نفر در شهرك دوجيل عراق به اعدام محكوم شد.

روز شنبه 30 دسامبر صدام در حالی اعدام شد که دادگاه تنها در یک مورد از جنایاتی که مرتکب شده بود، وی را به طور کامل به محاکمه کشید و آن هم کشتار شهرک دوجیل در سال 1982 بود. جنایات هولناکی از قبیل ویران ساختن 5000 آبادی و تبدیل بخش­های وسیعی از کردستان به یک سرزمین سوخته،  قتل عام نقشه­مند 180 هزار نفر از  در یک کشتار جمعی، بکار بردن سلاح شیمیائی بر علیه مردم شهر حلبجه  و کشتار فجیع 5000 انسان در عرض چند دقیقه و انتقال عوارض آن به چند نسل بعد، همه این­ها با یک برنامه­ریزی وقیحانه در طول یک سال جریان دادگاه از ایتدا در اولویت قرار نگرفت و سپس به حاشیه رانده شد.

 نحوه اداره و پیش­برد دادگاه صدام در ارتباط با جنایت انفال آن­قدر ضعیف سازمان داده شده بود که عملا به تریبونی برای تکرار تبلیغات جنگی دوره جنگ ارتجاعی  8 ساله ایران و عراق از زبان صدام و همکارانش تبدیل گردید. علیرغم ابعاد دهشتناک فاجعه می­دیدیم  که صدام در بکار گرفتن تریبون دادگاه  برای تبلیغ مقاصد خویش در نزد افکار عمومی مردم عرب موفق­تر بود.

صدام حسین جنایتکاری بود سرنگون شده و مفلوک و در بند که بدون شک مستحق مرگ  بود. اما آنچه که برای آینده سیاسی مردم عراق و همه مردم منطقه ضروری بود و مردم عراق بیش از هر چیز به آن احتیاج داشتند، این بود که: اولا، عوامفریبی­های او که تا آخرین لحظه حیات هم از آن­ها دست بر نداشت برای همه در درون و بیرون عراق  آشکار شوند و ثانیا، همدستان محلی و بین­المللی وی به طور کامل شناسایی شوند.

اما دادگاهی که از طرف امریکا و دولت فعلی در عراق سازمان داده شد٬ هیچگاه به مردم امکان این را نداد که از همه ابعاد جنایات صدام  و توطئه­های پشت آن مطلع شوند، این امکان را نداد تا همدستان بین­المللی صدام در طول سال­های حکومتش شناسایی و افشا و رسوا شوند.

 ایراد اساسی این دادگاه در رفتار ناعادلانه­اش  با صدام نبود، بلکه در سلب حق از مردمی بود که سال­ها در زیر یوغ این دیکتاتور بی­رحم به زنجیر کشیده شده بودند.  صدام حسین با همدستی سازماندهندگان دادگاهش اسراری را با خود به گور برد  که ممکن است مردم دیگر هرگز مجال آگاهی یافتن از آنرا نیابند.

 محاکمه صدام به جرم کشتار مردم کردستان هنوز در جریان بود و سازماندهندگان این دادگاه اجازه ندادند جریان محاکمه وی در موارد دیگر از جمله نسل­کشی­ها و کشتار جمعی انفال و بمباران شیمیایی حلبجه در کردستان تکمیل شود.

آن­ها عوامفریبانه وانمود می­کنند که اعدام وی التیمامی بر زخم­های مردمی بود که صدام و رژیم او بر پیکر مردم وارد کرده بودند، اما واقعیت این است که با اعدام صدام آن­ها در صدد زمینه­سازی برای دادن امتیاز به بعثی­ها در ساختمان حکومت آینده عراق هستند.

با اعدام صدام بسیاری از همکاران و همدستان بین­المللی آن­ها، نفس راحتی کشیدند تا در گوشه و کنار دنیا کاری را که همواره به آن مشغول بوده­اند، ادامه دهند.

کسی می­تواند از زاویه مخالفت با اجرای حکم اعدام،  با اعدام  صدام مخالف باشد، اما واقعیت بسیار فراتر از مردن یا زنده ماندن یک دیکتاتور در زندان است. واقعیت عبارت است از تداوم روش و منش صدام در ابعاد دیگر و در زمان و مکان دیگر.

 

روزنامه‌ اينديپندنت: رابرت فيسك، خبرنگار روزنامه‌ اينديپندنت، در پی اعدام صدام حسین، در مقاله‌ای كه  در اين روزنامه منتشر كرد نوشت: ما صدای او (صدام) را خفه كرديم. لحظه‌ای كه مسئول  اعدام صدام حكم را اجرا كرد، اسرار واشنگتن محفوظ ماند. حمايت نظامی بی­‌شرمانه تكا­ن­دهنده و پنهانی آمريكا و انگليس كه بيش از يك دهه در اختيار صدام قرار داشت داستان  هولناكی است كه روسای جمهور و نخست‌وزيرمان نمی­‌خواهند جهان آن را به ياد آورد و  اكنون صدام كه از جزئيات كامل آن حمايت غربی كه در زمان ارتكاب بدترين بی­‌رحمی­‌هايش  از جنگ جهانی دوم به بعد دريافت می­‌كرد، مرده است.

در ادامه اين مقاله آمده است: ... اما در يك سند گزارش نشده با عنوان «صادرات جنگ  افزارهای شيميايی و بيولوژيكی دارای كاربرد دو گانه‌ آمريكا به عراق و تاثير  احتمالی آن بر پيامدهای بهداشتی جنگ خليج فارس» آمده است كه  پيش از 1985 و پس از آن، شركت‌های آمريكايی محموله‌هايی از گازهای  بيولوژيكی را با تصويب دولت به عراق فرستادند . ‌آن‌ها شامل باسيل  سياه زخم بود كه سياه زخم و بيماری­‌های ديگر را توليد می­‌كرد. گزارش سنا، اين طور  نتيجه گرفت كه  آمريكا مواد دارای كاربرد دوگانه‌ با مجوز را در اختيار  دولت عراق قرار داد  كه به توسعه‌ برنامه‌های شيميايی، بيولوژيكی و سيستم­های موشكی عراق از جمله تاسيسات توليد گاز جنگی شيميايی و تجهيزات طراحی­‌های فنی و  جنگ افزارهای شيميايی كمك كرد...

ما هم­چنان ميزان اعتبارات آمريكايی در عراق را كه  در سال 1982 آغاز شد، نمی­‌دانيم و با اعدام صدام احتمالا هرگز نخواهيم دانست. بخش  مقدماتی آن كه اغلب آن برای خريد سلاح‌های آمريكايی از اردن و كويت صرف شد، 300  ميليون دلار بود. در سال 1987 به صدام قول پرداخت اعتباری بالغ بر يك ميليارد دلار  داده شد در سال 1990 پيش از تهاجم صدام به كويت تجارت سالانه ميان عراق و آمريكا به  سالی 5/3 ميليارد دلار رشد كرد. جيمز بيكر، وزير خارجه‌ وقت آمريكا تحت فشار طارق  عزيز، وزير امور خارجه‌ صدام برای تداوم اعتبارات آمريكا، قرار گرفت. اما همان  جيمز بيكری كه اخيرا گزارشی را با هدف دور كردن جورج بوش از يك فاجعه در زمان حاضر  در عراق ارائه كرد، برای تضمين‌های جديدی به ارزش يك ميليارد دلار از آمريكا اعمال  فشار كرد.

در سال 1989  انگليس  كه ياری نظامی پنهانی به صدام داشت  بلافاصله پس از دستگيری فرزاد  بازوفت، خبرنگار آبزرور در بغداد پرداخت 250 ميليون پوند به عراق را تضمين كرد . بازوفت درباره‌ انفجاری در كارخانه­ای در هيلا تحقيق می­‌كرد كه از تجهيزات شيميايی  كه آمريكا ارسال می­كرده استفاده می­‌كرد و مدتی بعد به دار آويخته شد. ظرف يك ماه  پس از دستگيری بازوفت، ويليام والدگريو، عالی­‌رتبه‌ترين مسئول وزارت امور خارجه  گفت: در صورتی كه دست ديپلماتيك‌مان را به درستی بازی ‌كنيم، نمی­‌دانم آيا هيچ  بازاری در جايی در آينده با اين مقياس كه انگليس در آن جايگاه خوبی دارد وجود  نخواهد داشت يا خير. بازوفت‌های ديگر و يا حمله‌ای ديگر از سركوبی داخلی آن را  بسيار مشكل خواهند ساخت.

سخنان جفری هاو، معاون نخست وزير در آن زمان  درباره‌ تسهيل كنترل بر فروش سلاح‌های انگليسی به عراق نفرت‌انگيزتر بود. او اين  راز را نگه داشت و نوشت: بسيار بدبينانه به نظر خواهد رسيد اگر رويكردی  انعطاف‌پذيرتر را درباره‌ فروش سلاح‌ها بلافاصله پس از اعلام نفرت نسبت به رفتار  با كردها تصويب كنيم.

صدام هم اسرار حمله به ناو محافظ  USS STARK را در  تاريخ 17 می 1987 می­‌دانست. زمانی كه يك جت عراقي حمله‌­ای موشكی عليه آمريكايی­‌ها  انجام داد و بيش از شش خدمه‌ آن را كشت و تقريبا شناور را غرق كرد. آمريكا بهانه‌  صدام را مبنی بر اين كه آن كشتی اشتباها به جای يك قايق ايرانی هدف قرار داده شد،  پذيرفت و به صدام اجازه داد از درخواستشان برای مصاحبه با خلبان هواپيما خودداری  كند.

وقتی كه صدام در اتاق  اعدام در بغداد اعدام شد، تمامی حقيقت به همراه او مرد. بسياری در واشنگتن و لندن  بايد نفس راحتی بكشند كه اين پيرمرد برای هميشه ساكت شد.

 

دفاع پينوشه از كودتا در آخرين نامه خود قبل از مرگش: آگوستو پينوشه، ديكتاتور متوفی شيلی، در نامه‌ای كه از او به جا مانده،  از كودتای سال 1973، دفاع كرده است .  به گزارش خبرگزاری رويتر، پينوشه در اين نامه كه مدتی پيش از مرگش به رشته تحرير  در آمده و در روز يك­شنبه 24 دسامبر­(3 دی) از سوی خانواده‌اش در روزنامه‌های شيلی  به چاپ رسيد، نوشته است: «برای جلوگيری از سقوط شيلی به ورطه جنگ داخلی ميان مخالفان  و موافقان سالوادور ‌آلنده، رييس‌جمهور سوسياليست وقت شيلی دست به كودتا زده  بود.»

پينوشه، در اين نامه از حكومت ديكتاتوری خود كه در طول آن دست­کم 3 هزار نفر مغقئودالاثر شدند، دفاع كرد. عمده‌ اين قربانيان توسط نيروهای پليس و  عوامل مخفی پينوشه كشته شدند. در ادامه نامه ديكتاتور سابق شيلی، استفاده از روش‌های  مختلف كنترل نظامی، نظير بازداشت‌های موقت، صدور حكم تبعيد رسمی و اعدام از سوی  دادگاه نظامی را لازم دانسته است.

پينوشه، در اين نامه تصريح كرده است: ‌«در بسياری از موارد هيچ­گاه مشخص نخواهد شد  كه قربانيان اين خشونت‌ها، چرا و چگونه كشته شدند.» ديكتاتور شيلی، در توجيه فجايع  انسانی كه در دوران حكومتش رخ دادند، نوشته است: «در هر صورت درگيری­‌های جدی كه منجر  به خشونت می­‌شوند همواره وجود خواهند داشت . »

پينوشه، افزوده است: «در صورت بروز مجدد چنين رويدادی(كودتا) از خود تدبير  بيش­تری به خرج خواهد داد . »

در جريان كودتای شيلی كه در تاريخ 11 دسامبر 1973، رخ داد، سالوادور آلنده رييس  جمهوری قانونی اين كشور، به دست آوگوستو پينوشه، رييس ستاد مشترك ارتش، با حمایت و پشتیبانی هیات حاکمه آمریکا، سرنگون شد. از  آن پس و تا سال 1990 پينوشه، با دیکتاتوری مطلق و اختناق و سركوب بر مردم شيلی حكومت كرد. در  زمان حكومت پينوشه در شيلی، علاوه بر 3 هزار نفری كه از سرنوشتشان اطلاعی در دست  نيست، 28 هزار نفر نيز شكنجه شدند.

به گزارش خبرگزاری اسپانيا، آگوستو پينوشه، يك و نيم ميليون دلار برای خانواد­ه­اش به  ارث گذاشت. پينوشه، بخشی از دارايی خود را به همسر و سه دختر  خود بخشيد، اما دو پسرش را از ارث محروم كرد. دادگاه شيلی نيز ارثيه پينوشه را به  دليل تخلفات وی از جمله داشتن حساب­های مخفی در خارج از كشور، فرار از ماليات و  داشتن گذرنامه‌های جعلی توقيف كرد.

ديكتاتور سابق شيلی، اموال ديگری نیز نظیر خانه، مزرعه و چند خودرو نيز به از خود  به ارث گذاشته اما نام افراد ذی­نفع فاش نشده است.

آگوستو پينوشه، وصيت نامه خود را كه روز گذشته بخشی از آن انتشار يافت در سال  2002 و در بحبوحه رويارويی با اتهامات دادگاه در خصوص جرائم مختلف از جمله نقض حقوق  بشر تنظيم كرده بود.

در پايان سال گذشته ميلادی، اين ژنرال سابق 90 ساله هفت هفته را در حصر  خانگی به سر برد. پينوشه، از سال 1973 تا 1990 بر شيلی حکومت می­‌کرد .

پرونده تخلفات مالی حاكم پینوشه، به طور  جداگانه از سوی دستگاه قضايی شيلی پی­گيری می­‌شد. ديکتاتور سابق شيلی، ۱۰ دسامبر، در ۹۱ سالگی به سبب نارسايی قلبی درگذشت.

 

ماجرای کاریکاتورهای محمد: کاريکاتورهاى يک نشريه دست راستی دانمارکى که پيامبر اسلام را نشان می‌داد، در اواخر سال ٢٠٠۵ منتشر شد. اما گسترده‌ترين تظاهرات مسلمانان در اعتراض به کاريکاتورها، در فوريه ٢٠٠۶ برگزار شد و در برخى کشورهاى اسلامى کشته‌هايى نيز به جاى گذاشت.

انتشار 12 كاريكاتور در روزنامه دانمارکی ­«ییلاند پستن»، از محمد پيغمبر اسلام، دستاویزی شد برای سازمان­دهی تظاهرات خشونت­بار هدفمند و حمله بر علیه آزادی بیان و اندیشه. پس از گذشت بیش از پنج ماه، چاپ دوباره این کاریکاتورها در یک روزنامه نروژی­ «ماگازينت»  که صاحب آن خود گرایش مذهبی دارد، این سوء­ظن را تداعی کرده است که چه هدفی در پشت چاپ مجدد این کاریکاتورها و راه افتادن عناصر وابسته به فرقه­های اسلامی سیاسی در خیابان­ها و مقابل سفارت­خانه­های دولت­های غرب و عکس­العملل دولت­های مرتجع و دیکتاتور خوابیده است؟!

چاپ این کاریکاتورها با هر هدفی صورت گرفته باشد، یک فرصت طلایی را برای فرقه­های اسلامی سیاسی و دولت­های ارتجاعی اسلامی مانند عربستان سعودی و جمهوری ایران اسلامی، برای پیشبرد رقابت­های اقتصادی، سیاسی و نظامی­شان به وجود آورده است.

بدنبال چاپ مجدد اين كاريكاتورها و حمله به سفارت­خانه­های دانمارک و غیره، چند روزنامه در کشورهای فرانسه، آلمان‌، ‌ايتاليا و ‌اسپانيا، با هدف دفاع از آزادی بیان، دامنه اعتراضات را گسترده­تر کرد. روزنامه فرانسوی ‌«فرانس‏ سوار»، كاريكاتور پيغمبر را همراه با بودا‌،‌عيسى و ‌موسى، و در بالاى آن­ها خدا را چاپ كرد و از قول خدا به محمد گفت: «از كاريكاتورهاى خود نگران نباشيد، ‌امروز همه ما كاريكاتور شده‌ايم.»

پخش‏ اين كاريكاتورها توسط روزنامه‌های اروپایی و تظاهرات خيابانى همراه با خشونت و به آتش‏ كشيدن پرچم­ها و سفارت­خانه­ها در كشورهاى عربى‌، ‌خاورميانه و اندونزى، لیبی، پاکستان و...، به درگیری­های خونینی منجر گردید و ده­ها كشته و صدها مجروح برجای گذاشت.

جمهوری اسلامی، با تاخیر و با هدف سوار شدن به این موج اعتراضات مانند ماجرای سلمان رشدی، وارد معرکه گردید و دولت دانمارك را كه رئيس‏ دوره‌اى اتحاديه اروپا است تهدید به قطع روابط اقتصادی کرد. نیروهای بسيجى و اطلاعاتی جمهوری اسلامی، با تجمع در مقابل سفارتخانه­هاى خارجى با پرتاب سنگ و کوکتل مولوتوف و به آتش کشیدن پرچم دولت­های غرب، دست به خشونت می­زنند. این نیروهای دولتی خشونت­طلب، در برابر سفارت­خانه­های دانمارک، نروژ، اتریش، بریتانیا، فرانسه و...، دست به تجمع می­زنند و با شکستن شیشه­ها و آتش زدن پرچم­ها خشونت و بربریت حکومت­شان را به نمایش می­گذازند. شعارهای تجمع­کنندگان از جمله بر علیه آزادی بیان و قلم، دمکراسی و انکار هولوکاست، تاکید بر نابودی روزنامه­های که کاریکاتور محمد را چاپ کرده­اند، اعلام حمایت از رهبر جمهوری اسلامی و سیاست­های دولت در زمینه فعالیت­های هسته­ای و اعلام آمادگی کامل برای رویارویی با کشورهای اروپایی و آمریکا و اسراییل، شعارهای اصلی عوامل و عناصر مهاجمین به سفارت­خانه­ها در تهران بوده است.

یکی از حزب­الهی­ها در جریان تهاجم به سفارت اتریش، گفت: «ما امروز درسی به اروپا می­دهیم که دیگر جرات نکنند به ساحت پیغمبر ما اسائه ادب کند و به اروپا، رژیم اسراییل و آمریکا هم اعلام می­کنیم مردم ایران مثل سوریه و لبنان نیستند که سفارت­های شما را آتش بزنند، بلکه آن­ها را بر سر شما خراب خواهند کرد.»

سه روزنامه در اردن و يمن، كه كاريكاتورهای محمد را چاپ كرده بودند توقيف و امتياز آنان لغو شده است. سردبير يكى از آن­ها نیز زندانی شده است.

محمد یعقوب قریشی، وزیر دولت ایالت اوتراپرادش  در شمال هند، در جریان تظاهراتی که روز گذشته پس از برگزاری نماز جمعه در اعتراض به انتشار«کاریکاتورهای محمد» برگزارشد، در مقابل تظاهرکنندگان  گفت: «من 510 میلیون روپیه (5/11  میلیون دلار) و هم وزنش طلا برای سر هر یک از کاریکاتوریست­ها جایزه می­دهم.»

قریشی، که وزیر امور مالی و حج ایالت اوتراپرادش می­باشد در سخنان خود خاطر­نشان  کرد که این پول توسط مردم میروت پرداخت خواهد شد. دولت ایالتی هند نیز در واکنش به  اظهارات وی، آن را آرزوی شخصی خواند و ناقض قوانین دولتی ندانست.

همچنین روزنامه آفتاب، 4 اسفند 1384 هود نوشت: «یک دادگاه اسلامی در شمال هند، اعلام کرد که فتوایی صادر کرده است که بر طبق آن، 12 کاریکاتوریستی که کاریکاتورهای محمد را به تصویر کشیده­اند را به قتل برسانند.»

یک روحانی پاکستانی، یک میلیون دلار  و یک خودرو برای سر کاریکاتوریست­های «توهین کننده» جایزه تعیین کرد .

ملا دادالله، یکی از رهبر طالبان در افغانستان، برای کشتن هر دانمارکی یک­صد کیلوگرم طلا جایزه تعیین کرد.

در اعتراضات مذهبیون در پی چاپ کاريکاتور پيامبر اسلام از آفريقا تا آسيا، اين اعتراضات با آتش زدن سفارتخانه­های اروپايی همراه بود و ۳۵ کشته برجای نهاد.

 

آنفلونزاى مرغى و بلاياى طبيعى: در نيمه نخست سال ٢٠٠۶، آنفلونزاى مرغى بخش اعظم جهان را در هراس و نگرانى فرو برد. ميليون­ها پرنده اهلى را از شرق آسيا گرفته تا اروپا از ترس رواج آنفلونزاى مرغى از بين بردند. اين کشتار به دست انسان، ابعادى بسيار گسترده‌تر از شمار خود قربانيان اين اپيدمى در ميان پرندگان به خود گرفت. هراس بشر از اين است که ويروس اين بيمارى با ويروس­هاى ديگر در بدن انسان­ها درآميزد و يک اپيدمى انسانى پديد آيد.

دخالت­هاى سردمداران در طبيعت و با تزریق هورمون­ها و داروی رنگارنگ به حیوانات و میوه­ها و سبزیجات با هدف کسب سود و این که زودتر به سودآوری برسند، مخاطرات جديد و خطرناکی را برای بشر ايجاد کرده است.

 

زلزله در اندونزی: در ماه مه، زلزله‌اى به شدت ٢/۶ ريشتر، جزيره جاواى اندونزى را لرزاند و حدود ۵٨٠٠ قربانى گرفت.

 

فاجعه انسانی در نیجریه: در نیجربه، انفجار مهیب لوله  حامل نفت در منطقه شلوغ و پر رفت و آمد شهر  رخ داد. پس از این انفجار دود بسیار غلیظی تا کیلومترها دورتر از منطقه به چشم می‌خورد  و بوی آن به مشام ساکنان شهرهای اطراف می­رسید.

منابع  خبری اعلام كردند بيش از 500 جنازه سوخته شده در كنار لوله منفجر شده  نفت در شهر لاگوس نيجريه پيداشده است. شواهد عينی از جمله عكاس خبرگزاری رويترز، اعلام كرده 500 جنازه ديده شده اما  احتمالا تعداد كشته­ها به 700 كشته افزايش خواهد يافت .

نیجریه، یکی از بزرگ­ترین تولید کنندگان نفت در منطقه است اما هر سال مدیریت ضعیف  و عدم کار آمدی خسارات جانی بسیاری را به بار می­آورد .

 

عواقب آلودگی هوای تهران: براساس گزارش بانك جهانى، ميزان خصارت سالانه آلودگى هوا در ايران، ۱۴ هزار و ۴۲۰ ميليارد ريال است كه اين رقم معادل ۱ / ۶ درصد توليد ناخالص داخلى است.

همچنين خسارت ناشى از ابتلاى افراد به بيمارى­هاى مرتبط با آلودگى هوا هر ساله معادل ۲ هزار و ۱۰۰ ميليارد ريال و خسارت مرگ و مير ناشى از آلودگى هوا هزار و ۶۰۰ ميليارد ريال برآورد شده است.

آلودگى هوا علاوه بر بروز پيامدهاى منفى در حوزه اقتصادى، ضريب سلامت و بهداشت شهروندان را به شدت در معرض خطر جدى قرار مى­دهد. سالانه در حدود ۴۰ هزار شهروند تهرانى به دليل مرگ و مير ناشى از آلودگى هوا كه ۴ برابر بيش­تر از نرخ مرگ و مير ناشى از بيمارى ايدز است، مى­ميرند.

 

غرق شدن کشتی حامل پناهجویان سومالیایی: رسانه­های خبری به نقل از مقامات كمیساریای عالی امور پناهندگان سازمان‌ ملل، گزارش دادند که بر اثر غرق شدن 2 قایق حامل پناهجویان اهل کشور سومالی که از این کشور در حال فرار بودند 17 نفر کشته شدند.

گزارش­ها حاکی­ست که این حادثه زمانی روی داده است که نیروهای امنیتی یمن در سواحل این کشور به سوی قایق حامل مهاجران تیراندازی کردند و 2 قایق مملو از پناهجویان واژگون نمودند.

در جریان این حادثه 140 نفر نیز ناپدید شده و شماری از افرادی که نجات یافته­اند به مقامات كمیساریای عالی امور پناهندگان سازمان ملل گفته­اند که آنان در حال فرار از جنگ جاری در  سومالی بودند.

 

قاچاق انسان در اروپا رواج یافته است: گزارشگر روزنامه فيگارو در يونان، در گزارشی نوشته است: «اگر قاچاق و تجارت انسان تاکنون در کشورهای فقير کره زمين رواج داشت، امروزه در اروپا نيز هزاران زن و مرد و کودک به دام قاچاقچيان و تاجران انسان افتاده و قربانی اين گونه جنايات می­شوند.»

اين روزنامه، به نمونه­هايی از آنچه «تجارت انسان در اروپا» خوانده، اشاراه کرده است: «کارگران لهستانی در جنوب ايتاليا به بردگی کشيده می­شوند، دختران جوان مولداوی، بلاروس، اوکراين و بلغارستان، به شبکه­های روسپيگری در چهارگوشه اروپا فروخته می­شوند، کودکان آلبانيايی تبار در زيرزمين­های متروک در يونان محبوسند و فقط برای گدايی در خيابان­ها اجازه خروج دارند، دختران و پسران نوجوان رومانی بتار در فرانسه به روسپيگری مشغولند و از همه غم­انگيزتر، شبکه­های قاچاق عضوهای پيکر کودکان است که اکثرا از کشورهای بالکان می­آيند.»
فيگارو می­نويسد: «هر ساله در جهان، چنين تجاوزاتی به حقوق انسانی، بين
۷۰۰ هزار تا دو ميليون تن را شامل می­شود و برای سوداگران چنين جناياتی يش از ۹ ميليارد يورو سود دارد. در اتحاديه اروپا که قبلا با چنين جناياتی تقریبا بيگانه بود، امروز بين ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار قربانی قاچاق انسان وجود دارد.»

براساس این گزارش، بيش­ترين اين قربانيان از بالکان غربی به تعداد ۱۲۰ هزار نفر و کشورهای عضو شوروی سابق با شمار ۵۰ هزار نفر است.

گزارشگر فيگارو، بر این عقیده است که در ميان کشورهای اتحاديه اروپا، يونان در همسايگی آلبانی، بلغارستان، جمهوری مقدونيه و ترکيه بيش از ديگر کشورها ميدان قاچاق انسان محسوب می­شود.

فيگارو نوشته است که عاملين قاچاق انسان تنها در ميان شبکه­های مافيائی نيستند و پدران ومادران بی­بضاعت، فرزندان نوزاد خودرا در ازای مبالغ ناچيزی به زوج­هايی که توان بچه دارشدن ندارند می­فروشند.

بنا به گزارش اين روزنامه، گذشته از زنان ومردانی که يکی از کليه­های خودرا در ازای دریافت چند هزار يورو به فروش می­رسانند، در آلبانی، کودکان بی­سرپرست «با قصاوت بر روی تخت جراحی بقتل می­رسند و اعضای بدنشان به فروش می­رسد.»

وزير کشور يونان «پرکوپيس پاولوپولوس» نيز گفته است: «بايد يک جنگ واقعی برضد عاملين قاچاق انسان به راه انداخت.»

 

روز کودک: ۱۶ مهر ماه برابر با ۸ اکتبر در بسیاری از کشورهای جهان روز کودک نام­گذاری شده است. سازمان ملل سال ۱۹۵۴ میلادی به همه‌ کشورها توصیه کرد تا روزی از سال را به کودکان اختصاص دهند. پیش از آن البته بسیاری کشورها چنین روزی در تقویم خود داشته‌اند و ظاهرا ترکیه نخستین آن­هاست که سال ۱۹۲۰، ۲۳ آوریل را به عنوان روز کودک به تقویم رسمی کشور افزوده است. بیش از سی کشور دیگر نیز پیشنهاد چین و آمریکا را پذیرفته و اول ژوئن را به عنوان روز کودک جشن می‌گیرند. سال ۱۹۵۹ قرارداد رعایت حقوق کودکان در سازمان ملل متحد به امضاء رسید. این پیمان در نوامبر سال ۱۹۸۹ با تغییرات گسترده در مجمع عمومی سازمان ملل تصویب و برای پذیرش به کشورهای عضو ارائه شد. کنوانسیون حقوق کودکان امضاء کنندگان را ملزم به حمایت از کودکان در تمام زمینه‌ها می‌کند.

ایران سال ۱۳۷۳ این کنوانسیون را امضاء کرد و شورای نگهبان و مجلس آن را به‌صورت مشروط تصویب کردند. ایران این حق را برای خود محفوظ نگه داشته که مفادی از این پیمان را که با قوانین جاری کشور هم­خوان نیست رعایت نکند. از این مفاد یکی به آزادی بیان و انتخاب مذهب مربوط است و دیگری به ممنوعیت اعدام کودکان زیر ۱۸ سال.

بنا بر آمارهای سازمان بين‌المللی كار (ILO )، نزديك به ۱۲۲ ميليون كودك كارگر در منطقه آسیا و حوزه اقیانوسیه به سر می‌برند. از این تعداد ۶۲ ميليون مجبور به انجام مشاغلی هستند كه خطرناك محسوب می­‌شود. به نوشته‌ روزنامه همشهری، «تاكنون هيچ مرجع رسمی، آمار كودكان كار در ايران را اعلام نكرده است اما برخی كارشناسان تعداد اين كودكان را حدود ۵۰۰ هزار نفر و برخی ديگر جمعيت آنان را تا يك ميليون نفر نيز تخمين زده‌اند.»­(۱۵ شهریور1385)

پیش از این خبرگزاری ایرنا، اول مرداد ماه، از قول مديركل آسيب ديدگان اجتماعی سازمان بهزيستی، گزارش داده بود که «طبق آخرين آمار حدود ۷۰۰ هزار كودك كار زير ۱۵سال در كشور وجود دارد كه هفت هزار نفر آنان سال گذشته از سوی بهزيستی پذيرش و ساماندهی شدند.»

صندوق حمايت از كودكان سازمان ملل (UNICEF ) اعلام کرده که هر سال ۶ میلیون کودک زیر پنج سال در کشورهای در حال توسعه بر اثر سوء‌تغذیه می‌میرند و یک چهارم آن­ها در معرض خطرند.

یونیسف، همچنین اعلام کرده است در هر دقیقه، ده کودک در جهان به دلیل نرسیدن مواد غذایی کافی به آن­ها جان خود را از دست می­دهند. یونیسف می­گوید یک چهارم از کودکان زیر پنج سال در کشورهای در حال توسعه به کم وزنی مبتلا هستند. این سازمان هشدار داده است که جهان نتوانسته مشکل سوء تغذیه کودکان را حل کند.

لازم به تاکید است که سالانه بيش از 1200 ميليارد دلار در جهان صرف هزينه‌هاى نظامى می‌شود، در حالی که بيش از 220 ميليون کودک در سراسر جهان به کارهاى سخت و مشقت بار وادار شده­اند؛ اگر يک درصد از هزينه­هاى نظامى به رشد و آموزش کودکان، به خصوص کودکان کار، اختصاص یابد، زندگی آن­ها تامین می­شود.

 

روز جهانی علیه مجارات اعدام در جهان: روز دهم اکتبر، روز جهانی علیه مجازات اعدام در جهان است. «ائتلاف بين‌المللى عليه مجازات اعدام»  (World Coalition Against the Death Penalty, WCADP)  پنح سال پیش اعلام موجودیت کرد. عنوان  مراسم امسال: «مجازات اعدام - وقتى دولت قانونمدار عاجز مى‌ماند»، بود.

يك عضو ائتلافى اين نهاد، سازمان «عفو بين‌الملل» است كه در مبارزه عليه شکنجه و مجازات اعدام، پيشينه طولانی دارد. بنا به گزارش این سازمان، فقط در چهار  كشور آمریکا، چين، عربستان سعودى و ایران، ۹۴ درصد كل اعدام‌ها در سطح جهان صورت  مى‌گيرند. اساسا در قوانین ۱۲۸ كشور  جهان، ديگر مجازات اعدام وجود ندارد. در ۶۸ كشور جهان، مجازات اعدام هم­چنان اعمال می­شود.

عفو بين‌الملل  برآورد کرده است كه اينك در سراسر جهان ۲۰ هزار نفر در معرض اعدام، و در  انتظار اجراى حکم­شان قرار دارند. ارقام واقعى قطعا بيش از اين هاست.

قاره آسیا، در رابطه با مجازات مرگ، مقام اول را دارد. در آسيا، چين، در صدر اين جدول جاى گرفته  است. تنها در چين، بيش از مجموع اعدام­ها در  ۶۷ كشور جهان، انسان­ها به جوخه­های مرگ سپرده شده‌اند. ايران و پاکستان تنها كشورهايى در جهان هستند كه نوجوانان زیر 18 سال نیز که هنوز به سن  قانونى نرسيده‌اند، اعدام مى‌شوند.

«براد آدامز» از سازمان ديده‌بان حقوق  بشر، در رابطه با راه اندختن یک کارزار بین­المللی علیه مجازات اعدام، گفته است: «تا وقتى كه ايالات متحده مجازات اعدام را اعمال مى‌كند،  به ‌راه انداختن كارزارى بين‌المللى عليه مجازات مرگ دشوار است. زيرا تمام كشورها به  آمريكا به عنوان بزرگ­ترين دمكراسى جهان ارجاع مى‌دهند: وقتى آمريكا اعدام مى‌كند چرا ما  نبايد اين كار را انجام دهيم؟»

 

۸۵۰ میلیون نفر در جهان گرسنه هستند: ۱۶ اکتبر ۲۰۰۶ برابر با ۲۴ مهر، «روز جهانی غذا» است. دبیرکل سازمان ملل، در پیامی‌ به مناسبت روز، اعلام کرد که هنوز ۸۵۰ میلیون نفر در جهان از گرسنگی مزمن رنج می‌برند. او، از تمامی‌ مردم جهان خواست تا با به همکاری یکدیگر تلاش کنند تا روزی فرا رسد که در آن هیچ مرد، زن و کودکی شب گرسنه نخوابد.

در پیام کوفی عنان آمده است: جهان دانش و منابع کافی برای این که گرسنگی را از بین ببرد و آن را به تاریخ بسپارد در اختیار دارد اما آنچه که به آن نیاز است افزایش کمیت محصولات کشاورزی است... یک دهه بعد از این که رهبران جهان در اجلاس جهانی غذا در سال ۱۹۹۶ تعهد کردند که تعداد افرادی که دچار سوء­تغذیه مزمن هستند را تا سال ۲۰۱۵ کاهش دهند، هنوز کارهای بسیاری باقی مانده و میلیون‌ها انسان به دلیل سوء­تغذیه دچار کوری، رشد نامناسب و سایر امراض مربوط به کمبود تغذیه هستند.

ژاک دیوف ـ مدیرکل سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد­(فائو) ـ در پیامی‌ به مناسبت روز جهانی غذا، گفت: با وجود موفقیت‌های به دست آمده در کشاورزی و توسعه روستایی، کماکان بیش از ٨۵۰ میلیون نفر در گرسنگی و فقر به سر می‌برند. بزرگ‌ترین چالش ما رسیدن به هدف اجلاس جهانی غذا و اولین هدف توسعه هزاره سوم سازمان ملل است که تا سال ۲۰۱۵ گرسنگی و فقر را در جهان به نصف کاهش دهیم ... ۷۰ درصد گرسنگان دنیا در مناطق روستایی زندگی می‌کنند. جایی که در امر تولید غذا و اشتغال اصلی‌ترین نقش را دارا است...

بيش از يك ميليارد نفر در دنيا با كم­تر از يك دلار و ٧/٢ ميليون نفر با كم­تر از ٢ دلار در روز زندگی می‌كنند. آخرين بررسی­ها خبر از وجود نزديك به يك ميليارد گرسنه در جهان را می‌دهند كه عمدتا در كشورهای درحال توسعه زندگی می‌كنند.

آن قدر ثروت و منابع طبیعی در جهان و ایران وجود دارد که اگر کمی عادلانه توزیع شود کسی از بیماری و گرسنگی جان نخواهد داد.

 

روز جهانی حذف خشونت علیه زنان: روز ٢۵ نوامبر ١۹۶٠، حکومت جمهوری دومینیکن، سه تن از زنان فعال سياسى در زمينه حقوق زنان را به طرز فجیعی در یک سانحه‌ ساختگی به قتل رساند، ٤٦ سال می‌گذرد.

به همین مناسبت روز حذف خشونت علیه زنان، نخست در سال ١۹٨٠ در آمریکای لاتین و در سال ١۹۹۹، در مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسید و روز 25 نوامبر، به عنوان روز جهانی حذف خشونت علیه زنان اعلام شد.

در بسیاری از کشورها، دولت­ها بودجه­های کلانی را برای مبارزه با خشونت علیه زنان حتی در اختیار سازمان‌های غیردولتی و فعالان جنبش زنان قرار می­دهند تا در جهت ترویج فرهنگی برابری­طلبانه در جهت محو تبعیض و خشونت علیه زنان تلاش کنند و یا به باری زنان خشونت­دیده بشتابند.

سازمان ملل در اکتبر سال ٢٠٠٦، در یک بررسی که حاصل آن گزارشی مشتمل بر ١٣٩ صفحه است؛ به وضعیت زنان جهان پرداخته و از آن به عنوان «تبعیض و نقض حقوق بشر زنان» یاد کرده است.

براساس این گزارش هر ساله، ٥٠٠٠ زن در سراسر دنیا، توسط افراد خانواده خود به دلایل ناموسی به قتل می­رسند. از ١٩٢ کشور عضو سازمان ملل٬ حداقل در ١٠٢ کشور٬ هیڇ قانونی برای مرتکبین خشونت علیه زنان وجود ندارد.

در ٥٣ کشور تجاوز مرد به همسر قانونی­اش٬ جرم محسوب نمی­شود. در ٩٩ کشور قانونی علیه قاڇاق زنان وجود ندارد.

سازمان بهداشت جهانی، در تحقیقی دیگر در رابطه با خشونت علیه زنان٬ اعلام کرده است که در هر ١٨ ثانیه یک زن مورد حمله یا بد رفتاری قرار می­گیرد.

 

دهم دسامبر، روز جهانی حقوق بشر: بزرگ­ترین انتقادی که به اعلامیه جهانی حقوق بشر، وارد است این است که اساس نابرابری در میان انسان­ها را نادیده گرفته، یعنی اساس نقض حقوق بشر، در بهره­کشی انسان از انسان و مالکیت خصوصی و جوهر سرمایه­داری نهفته است. اما همان آزادی­ها و رفرم­ها و رفاهیاتی که در اصل اعلامیه جهانی حقوق بشر مطرح شده است را نیز هیچ دولتی در جهان رعایت نمی­کند. نهادهای بین­المللی مدافع حقوق بشر، از جمله کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، هیچ قدرت اجرایی برای پیش­برد اهداف و مصوبات و قطعنامه­های خود ندارد و آن­ها فقط بر روی کاغذ و آرشیو سازمانی بایگانی می­شود و جنبه عملی پیدا نمی­کند. مگر این که به نفع سرمایه­داری جهانی و دولت­های امپریالیستی باشد.

نخستين اصل اعلاميه جهانى حقوق بشر سازمان ملل متحد، مى‌گويد: «تمام افراد بشر آزاد زاده مى‌شوند و از لحاظ حيثيت و كرامت و حقوق با هم برابرند.» مجمع عمومى سازمان ملل متحد، اين اعلاميه را در روز دهم دسامبر ۱۹۴۸ تصويب كرد.

اما جهان سرمایه­داری امروز بخش عظیم جمعیت جهان را به بردگی نوین کشیده و اقلیتی سرمایه­دار شیره جان انسان­ها را می­مکد.

امروز هيچ كشورى در دنيا نيست كه اصول اعلاميه جهانى حقوق بشر را تحقق بخشیده است. اصل بيست و پنجم اعلاميه جهانى حقوق بشر می­‌گويد: «هر شخصى حق دارد كه از سطح زندگى مناسب براى تامين سلامتى و رفاه خود و خانواده‌اش، به ويژه از حيث خوراك، پوشاك، مسكن، مراقبت‌هاى پزشكى و خدمات اجتماعى ضرورى برخوردار شود.» این در حالی است که هر روز صد هزار انسان در جهان بر اثر گرسنگى جان خود را از دست می­دهند. اصل پنجم اعلاميه می­‌گويد: «هيچ كس نبايد شكنجه شود يا تحت مجازات يا رفتارى ظالمانه، انسانى يا تحقيرآميز قرار گيرد.» طبق گزارش سالانه سازمان عفو بين‌الملل، هنوز هم در بيش از ۱۵۰ كشور جهان انسان­ها را شكنجه می­‌كنند. اصل بيست و ششم اعلاميه می­‌گويد: «هر شخصى حق دارد از آموزش و پرورش بهره‌مند شود.» اما در سراسر جهان بيش از يك ميليارد بيسواد وجود دارد. اصل بيست و دوم اعلاميه جهانى حقوق بشر می­‌گويد: «هر شخصى به عنوان عضو جامعه حق امنيت اجتماعى دارد.» در حالی که ميلياردها انسان، در اين كره خاكى در فقر و فلاکت زندگی سختی را می­گذرانند. اصل بيست و سوم اين اعلاميه از حق كار براى همه انسان­ها می­‌گويد. تنها در ايران، 8 تا 10 میلیون نفر بی­کار هستند.

خانم «لوييس آربور»، كميسير عالی حقوق بشر سازمان ملل، در پیام خود موضع محوری روز جهانی حقوق بشر را «مبارزه علیه فقر» نامیده است.

خانم لوییس، در پایان پیام خود تاکید می­کند: «بی­تفاوتی و يا تعقيب يك‌جانبه منافع ملی از سوی كشورها و جوامع به همان اندازه تبعیض می‌تواند مانع پاسداری از حقوق بشر و تداوم توسعه شود...»

حکومت جمهوری اسلامی، در حالی که «اعلامیه جهانی حقوق بشر» را پذیرفته است، اما هیچ­یک از بندهای آن را رعایت نمی­کند. در اعلامیه جهانی حقوق بشر از جمله به اصل آزادی احزاب و دیگر تشکل­ها، اجتماعات، فعالیت سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و لغو شکنجه و اعدام تاکید شده است. اما جمهوری اسلامی، همه این اصول را زیر پا گذاشته و همواره حق و حقوق طبیعی و ابتدایی شهروندان را پایمال می­کند.

حکومت جمهوری اسلامی، در صدر حکومت­های نقض­کننده شدید و مداوم حقوق بشر قرار دارد. بنا به گزارشاتی که در رسانه­ها درج شده است این حکومت، در 9 ماه گذشته حداقل 720 نفر از فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را دستگیر کرده است.

دستگیرشدگان توسط شکنجه­گران جمهوری اسلامی، شدیدا مورد ضرب و شتم قرار می­گیرند، به سلول انفرادی و بازداشتگاه­های نامعلوم منتقل می­شوند. آن­ها، حتی از حقوق اولیه یک زندانی محروم می­شوند.

برای مثال، منصور اسانلو، رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد که سال گذشته قبل از اعتراضات گسترده کارگران شرکت واحد دستگیر شده و پس از 7 ماه تحمل زندان و شکنجه در بند 209 اطلاعات، در مرداد ماه با قرار وثیقه 150 میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شده بود، بار دیگر مامورین وزارت اطلاعات، با ضرب و شتم او را در خیابان دستگیر می­کنند.

حکم زندان محمود صالحی، جلال حسینی و محسن حکیمی، از دستگیرشدگان  تجمع روز جهانی کارگر سال 83 در شهرستان سقز، صادر شده است.

هنوز تعدادی از دستگیرشدگان اعتراضات اخیر مردم آذربایجان، در زندان­ها زیر شدترین شکنجه­ها قرار دارند. تجمع زنان، با هجوم وحشیانه پلیس روبرو شد و دست­اندرکاران این حرکت به بی­دادگاه احضار شدند.

آیا با اعلامیه حقوق بشر می­توان نابرابری و فقر و فلاکت اقتصادی و ناعدالتی و خشونت­های سیاسی را از بین برد یا با بر برانداختن سرمایه­داری و برقراری یک جامعه عادلانه آزاد و برابر و انسانی؟!

 

اینترنت در آسیا: تعداد كاربران اینترنت ایران طی سال­های 2000 تا 2006 میلادی با  رشد 30 برابری از 250 هزار كاربر به هفت میلیون و 500 هزار نفر رسیده و به این  ترتیب ایران در خاورمیانه رتبه نخست رشد كاربران اینترنتی را به خود اختصاص داده  است .

ایران در بین كشورهای خاورمیانه  در حال حاضر بیش­ترین كاربر اینترنت را دارد. پس از ایرانف اسرائیل با سه  میلیون و 700 هزار نفر و عربستان با 2 میلیون 540 هزار نفر و امارات با یك میلیون و  397 هزار نفر بیش­ترین كاربر اینترنت را در خاورمیانه دارند .

گزارشات حاكی از این  است که تعداد كل كاربران اینترنت در خاورمیانه 19 میلیون و 28 هزار و 400 نفر است. جمعیت این منطقه نیز در سال 2006 به 190 میلیون نفر رسیده است .

در آسیا نیز  تعداد كاربران اینترنت به 394 میلیون و 872 هزار نفر رسید كه از سال 2000 تا 2006  این تعداد با رشد 245 درصدی همراه بوده است .

چین، با 123  میلیون نفر، ژاپن با 86 میلیون نفر و هند با 60 میلیون نفر بیش­ترین كاربر اینترنت  را به خود اختصاص داده‌اند .

 

سازمان گزارشگران بدون مرز: این سازمان، در گزارش مفصلی مسئله آزادی بیان در سال 2006 را اعلام کرده­اند. براساس این گزارش، در سال 2006، ٨١ روزنامه نگاران کشته، ٨٧١ روزنامه نگاران بازداشت، ١٤٧٢ روزنامه نگاران مورد تهاجم و تحديد قرار گرفته، ۹١٢ رسانه سانسور شده و ٥٦ روزنامه نگار ربوده شده است.

بنا به همین گزارش، در سال ٢٠٠٦ دست کم ٨١ روزنامه نگار به هنگام انجام وظيفه و يا ابراز نظر خود در ٢١ کشور جهان کشته شده­اند. نزديک­ترين آمار به اين تعداد در  سال ١۹۹٤  است. در اين سال ١٠٣ روزنامه نگار در نسل­کشی روندا، جنگ داخلي در الجزاير و يوگسلاوی کشته شدند. در سال ٢٠٠٦ همچنين ٣٢ همکار مطبوعات­(مترجم، تکنسين و...) نيز کشته شده­اند اين تعداد در سل گذشته ٥ نفر بود.

در طی سال ٢٠٠٦ شبکه اينترنت در بسياری از کشورهای جهان کنترل و سانسور شده است. گزارشگران بدون مرز در نوامبر سال جاری، ليست  ١٣  کشور دشمن اينترنت در جهان عربستان سعودی، روسيه سفيد، برمه، چين، کره شمالی، کوبا، مصر، ايران، اوزبکستان، سوريه، تونس، ترکمنستان و ويتنام را معرفی کرد.

آنچه که در بسياری از کشورهای جهان امری آسان و آزاد محسوب می­شود در ١٣ کشور جهان  ممنوع است . وبلاگ­نويس­ها و وب­نگاران معترض دستگير و سايت­های اينترنتی فيلتر و مسدود می­شوند. در مجموع در سال ٢٠٠٦، بيش از ٣٠ وبلاگ­نويس از جمله در ايران، چين، مصر، دستگير و طی هفته­ها در بازداشت بسر بردند. مصر برای اولين برای سرکوب وبلاگ نويسانی که به حسنی مبارک و يا اسلام انتقاد می­کنند  به ليست کشورهای  دشمن اينترنت پيوسته است.

 

تشدید سانسور و اختناق در ایران: خبرگزارى انتخاب 21 شهريور 1385، نوشت: مديرکل مديريت و پشتيبانى فنى شبکه شرکت فناورى اطلاعات، از فيلترينگ بيش از 10 ميليون سايت اينترنتى توسط مراجع ذی­‌صلاح اعم از قوه قضائيه، کميته تعيين مصاديق پايگاه‌هاى غير مجاز اينترنتى و بانک اطلاعاتى نرم‌افزار پالايش خبر داد.

اسماعيل رادکانی، در گفتگو با سيتنا، اظهار داشت: به طور متوسط ماهيانه تعداد هزار سايت که از طريق مراجع ذی­‌صلاح­(قوه قضائيه و کميته تعيين مصاديق پايگاه‌هاى غيرمجاز اينترنتى) اعلام می­‌شود، پالايش و فيلتر می­‌شوند، ضمن آن‌ که بانک اطلاعاتى نرم‌افزار پالايش که به صورت روزانه و اتوماتيک از سايت شرکت سازنده به‌ روزرسانى می­‌شود نيز مبادرت به فيلترينگ روزانه 200 تا 300 سايت غيراخلاقى و فيلترشکن می­‌کند.

وى افزود: سايت‌هايى که فيلتر شده‌اند، اغلب داراى موارد غيراخلاقى و يا معرف روش‌هاى عبور از سيستم پالايش (proxy) هستند.

مديرکل مديريت و پشتيبانى فنى شبکه شرکت فناورى اطلاعات، بيش­ترين ميزان فيلتر را داراى ارتباط مستقيم با ميزان ترافيک شبکه دانست و خاطرنشان کرد: طبعا در تابستان که ميزان ترافيک شبکه اينترنت، بيش­تر از ماه‌هاى ديگر سال است، ميزان فيلترينگ هم بيش­تر خواهد بود.

رادکانی، در خصوص نوع سايت‌هاى فيلتر شده نيز به خبرنگار سيتنا گفت: بيش از 90 درصد سايت‌هاى فيلتر شده، غيراخلاقى بوده‌اند.

وی، در ادامه‌ تصريح کرد: علاوه بر بانک اطلاعاتى سيستم پالايش، مشتمل بر 10 ميليون سايت غيرمجاز اينترنتی، از آغاز نصب اين سيستم تاکنون، تعداد 13000سايت نيز توسط مراجع ذی­صلاح به اين شرکت اعلام شده که سيستم فيلترينگ در مورد آن‌ها اعمال شده است.

اين مقام مسئول جمهوری اسلامی در شرکت فناورى اطلاعات، درباره اعتراضات احتمالى صاحبان سايت‌هاى فيلتر شده و ميزان و چگونگى رسيدگى به اين اعتراضات نيز گفت: موارد اعتراض رسمى به سايت‌هاى فيلتر شده توسط سيستم فيلترينگ مخابرات، اغلب به مسدودسازى سايت‌هاى خبری، اجتماعى و يا سياسى باز می­گردد که تعداد آن‌ها نيز تاکنون کم­تر از 100 مورد بوده است، با اين حال بسياری از موارد اعتراضی ديگر به اشتباهات اعمال کلمات کليدى در سيستم پالايش شرکت‌هایی است که از سيستم فيلترينگ مستقل استفاده می­‌نمايند.

 

در روزهای آخر سال 2006، روزنامه­های ایران خبر دادند که مديران مسئول نشريه‌هاى آفتاب يزد، كار و كارگر، پيام هامون، و گل، يك­شنبه هفته آينده، 17 دى ماه، در شعبه‌ 76 دادگاه كيفرى استان تهران با حضور اعضاى هيات منصفه مطبوعات محاكمه می­‌شوند.

 

جلسه رسيدگى به «اتهامات» اجلال قوامی، تونيا كبودوند و كاوه حسين‌‏ پناهی، از اعضاى هيات تحريريه هفته‌‏نامه توقيف‌‏شده «پيام مردم» كردستان، در شعبه اول دادگاه عمومى سنندج به رياست قاضى امينى برگزار می­‌‏شود. اتهامات اين سه روزنامه‌‏نگار «تبليغ عليه نظام»، «پخش شايعات و مطالب خلاف واقع»، «نشر مطالب الحادى و كفرآميز و مخالف موازين اسلامى» و «نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومى»، عنوان شده است.

اجلال قوامی، دبير بخش سياسی، تونيا كبودوند، دبير بخش زنان و كاوه حسين ‌‏پناهی، دبير بخش اقتصادى هفته‌‏نامه «پيام مردم» كردستان اكنون با قرارهاى وثيقه و كفالت آزاد هستند. 

 

پس از فيلتر شدن يکی از آدرس­های سايت خبرنامه اميرکبير، که تحت پوشش انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اميرکبير(پلی تکنيک تهران) است، چند روز پيش دومين آدرس اين سايت نيز فيلتر شد.

خبرنامه اميرکبير، از سال 80 شروع به کار نمود که پس از يک وقفه يک ساله در سال 83، مجددا از سال 84 آغاز به کار کرد. اين خبرنامه اخبار دانش­جويی و حقوق بشر را پوشش می­دهد.

 

مدير مسئول نشريه دانش­جويى «موج سوم»، خبر داد: با حكم دبيرخانه كميته ناظر بر نشريات دانشگاه به تعليق حق انتشار محكوم شديم.

حميدرضا رضايى بهنيا، در گفتگو با ایسنا، با تاكيد بر اين كه اين نشريه كاملا به صورت مستقل فعاليت كرده و ديدگاه‌هاى تمامى تشكل‌ها را منتشر كرده است، افزود:‌ انتصاب نشريه به انجمن اسلامى را تكذيب می­‌كنيم. وى اظهار داشت: از طريق مراجع قانونى كار را تا رسيدن به حق خود پيگيرى می­‌كنيم.

 

صفار هرندی، وزیر ارشاد اسلامی احمدی­نژاد، که در دوران رياست جمهوری محمد خاتمی از مديران روزنامه کيهان بود، همواره مقالاتی را بر علیه نویسندگان و هنرمندان مترقی و سکولار می­نوشت، در طول سال گذشته 2006، فشارهای زیادی بر نویسندگان، روزنامه­نگاران و وبلاگ­نویسان وارد کرده و سانسور و اختناق را بیش از پیش تشدید کرده است.

مميزی اعطای مجوز برای انتشار کتاب در ايران در سال گذشته از سوی وزارت ارشاد با سخت­گيری بی­شتری همراه شد و برخی مراکز انتشاراتی­ها با تلاش طولانی و پرپيچ و خم مميزی، امکان چاپ آثار نويسندگان را نيافتند.

مسئولین وزارت ارشاد در سال ۲۰۰۶، از طريق هيئت نظارت بر مطبوعات ايران ده­ها نشريه را توقيف يا لغو مجوز کردند.

جمهوری اسلامی، در جهت تشدید سانسور، بخشنامه­ای را که در هيات وزيران در ماه گذشته، پنج آذر 1385، به تصويب رسانده بود، از روز دوشنبه 11 دی 1385 – 1 ژانویه 2006، به اجرا می­گذارد. براساس اين مصوبه، کليه دارندگان وب سايت­ها و وب­لاگ­ها تا دو ماه مهلت دارند که وبلاگ يا وبسايت خود را به ثبت برسانند و گرنه غيرقانونی تلقی شده و احتمال مسدود شدن آن­ها تحت بررسی قرار خواهد گرفت.

 

علاوه بر تلاش­های سانسورچیان جمهوری اسلامی، برای ساکت کردن مطبوعات، زندانی کردن تعداد زيادی از روزنامه نگاران، بيش از 120 نشريه و روزنامه را نیز در چهار سال اخیر بسته­اند. اما با این وجود، تلاش رسانه­ها و وبلاگ­نویس­ها و روزنامه­نگاران مستقل و آزادی­خواه روزبروز در دفاع از ازادی بیان و قلم و اندیشه و تشکل در حال گسترش است.

 

چند رویداد ورزشی و هنری

بزرگ­ترين رويداد ورزشى سال ٢٠٠۶، جام جهانى فوتبال در آلمان بود. جام جهانی فوتبال، در میان گرفتاری­های انسانی در عرصه­های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی و فجايع بسيار،با جشن عظیمی برگزار شد. هزاران تلویزیون و رادیو و رسانه بین­المللی، مسابقات جام جهانی فوتبال را به میان میلیاردها انسان بردند. برخی از آن­ها سودهای ميلياردى به جیب زدند و در باد ناسونالیسم دمیدند. در المپيک زمستانى تورينو بود که در آن آلمانی‌ها، در رده نخست جدول مدال­ها قرار گرفتند.

 

دنیای سینما: امسال بيش از هر سال ديگری رقابت تنگاتنگی بين 2 كمپانی بزرگ «دريم وركس» و «پيكسار» وجود دارد.

به گزارش هاليوود ريپورتر، احتمال می­رود امسال كارتون موفق «پاهای شاد»­(Happy Feet ) در حداقل 11 رشته از جمله: بهترين كارگردانی، بهترين تصويربرداری و بهترين جلوه­های ويژه نامزد دريافت جايزه شود.

براساس تحقيقاتی كه توسط يكی از مجلات هاليوود در لس آنجلس منتشر شد، «راسل كرو» و «نيكلاس كيج» و «شان پن» به دليل بازی در پرفروش ترين فيلم­های سال، به عنوان موفق­ترين بازيگران گيشه سينمای سال هاليوود معرفی شدند.

«راسل كرو» برای بازی در فيلم كمدی و رمانتيك «يك سال خوب» نيكلاس كيج برای بازی در فيلم سياسی «همه مردان شاه» كه هر سه از پروفروش ترين فيلم­های سال 2006 محسوب می­شوند به عنوان موفق­ترين بازيگران امسال گيشه سينمای هاليوود معرفی شدند.

«نايت شيامالان» و «ولفگانگ پترس» دو كارگردان مشهور نيز امسال به ترتيب برای دو فيلم «زنی در آب» و «پوزيدون» به عنوان شرمنده­ترين كارگردانان سال معرفی شدند.

همچنين مجله سينمايی «ورايتی»، فيلم­های «غريزه اصلی 2» و«پسران پرواز»، «Flushed away»، «چشمه» و «سرزمين آزادی» را جزء 10 فيلم برتر گيشه سينمايی هاليوود طی سال 2006 ميلادی معرفی كرد.

 

جهانگير رزمی و عکس مشهور اعدام دسته­جمعی آغاز انقلاب 1357 مردم ایران: جهانگير رزمی، عکاس ايرانی که عکس­های وی از صحنه يک اعدام دسته جمعی­ (فرودگاه سنندج)، بدون فاش شدن هويت عکاس، برنده جايزه معتبر پوليتزر در سال 1980 ميلادی­(1358 خورشيدی) شده بود، سرانجام پس از گذشت بيست و شش سال به طور رسمی جايزه خود را دريافت خواهد کرد.

مجموعه عکس آقای رزمی، اندک زمانی پس از انقلاب اسلامی بهمن 1357 گرفته شده و صحنه تيرباران يازده مرد را در کردستان، واقع در غرب ايران، نشان می­دهد. اين عکس­ها در همان زمان بدون نام عکاس از سوی يک خبرگزاری پخش شد و جايزه پوليتزر را از آن خود کرد تا تنها موردی باشد که اين جايزه معتبر به شخصی که هويتش معلوم نيست، اهدا شود. اينک، پس از گذشت بيش از ربع قرن، روزنامه آمريکايی وال استريت ژورنال در مقاله­ای مفصل، که با همکاری خود آقای رزمی تهيه شده، هويت برنده جايزه پوليتزر را که سالها به دليل نگرانی از امنيت جانی وی پنهان بوده، فاش کرده است. بنا به گزارش وال استريت ژورنال در طی اين سال­ها اشخاص متعددی خود را به عنوان عکاس اين مجموعه عکس معرفی کرده بودند، اما اين روزنامه نهايتا پس از جسنجوی فراوان به هويت عکاس واقعی پی برد. آقای رزمی به روزنامه وال استريت ژورنال گفته است از اين که در طی اين سال­ها به دليل ترس نمی­توانسته هويت خود را فاش کند، احساس سرخوردگی می­کرده است.

وی در توضيح دلايل افشای هويتش به گذشت زمان طولانی از اين ماجرا اشاره کرده و افزوده که طاقتش را در برابر کسانی که خود را به دور از واقعيت عکاس اين تصاوير معرفی می­کردند، از دست داده بوده است.

 

انتشار اسناد پلیس آمریکا درباره جان لنون: پليس فدرال آمريکا، «اف بی آی»، اسناد نهايی پرونده­های مربوط به تحت نظر گرفتن جان لنون، ستاره گروه موسيقی بیتل­ها را به روی يک محقق يک دانشگاه باز کرد. این استاد دانشگاه، به مدت ۲۵ سال برای دست يافتن به اين پرونده­ها تلاش کرده بود. این اسناد نشان می­دهند که جان لنون، از سوی این سازمان تحت نظر بوده است.

جان وينر، تاريخ­نگاری که برای دست­یابی به این اسناد 25 سال تلاش کرده است، به روزنامه لس­آنجلس تایمز گفته است: اين اسناد ۱۰ صفحه­ای شامل جزئيات گزارش­های مربوط به گرايشات لنون، در اوايل دهه ۱۹۷۰، به سازمان­های چپگرا و ضد جنگ در لندن است.

 سال ۱۹۸۱ بود که وينر برای نخستين بار درخواست کرد تا اسناد را ببيند، و اين درست چند ماه بعد از تصميم وی برای نوشتن کتابی درباره لنون بود که تازه به قتل رسيده بود. او در ابتدا اسنادی را به دست آورد اما «اف بی آی»، از ارائه برخی پرونده­ها خودداری کرد، به اين بهانه که پرونده­های مورد نظر جزء اطلاعات امنيت ملی بوده و مستثنی از انتشار آزاد اطلاعات هستند.

وينر، دولت را تحت پيگرد قرار داد و توانست برخی از پرونده­ها را در سال ۱۹۹۷ و در جريان توافق با اف­ بی آی به دست بياورد.

وکلای وزارت دادگستری از انتشار ۱۰ صفحه باقيمانده پرونده جلوگيری کردند تا اين که يک قاضی دادگاه فدرال در سال ۲۰۰۴، حکم  داد که اين اسناد می­توانند منتشر شوند. اسناد منتشر شده قبلی نشان می­دهد که اف بی آی، جان لنون را از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۲ به صورت نزديکی تحت نظر داشته است.

این اسناد در برگیرنده جزئیات تازه­ای از پیوستن لنون به احزاب چپ و سوسیالیستی و ضد جنگ در اوایل دهه 70 در لندن است.

جان لنون در ۹ اكتبر سال ۱۹۴۰، در ليورپول انگلستان، به  دنيا آمد. او،  در سال ۱۹۵۷ يك گروه موسيقى تاسيس كرد كه سپس به تدريج اعضاى گروه «بيتل­ها»  به آن پيوستند. در سال ۱۹۶۰ گروه بيتل­ها در آمريكا و انگلستان به شهرتى عظيم دست  يافت و در سال ۱۹۶۶ كه جملات تكان­دهنده‌ جان لنون كه گروه خود را مشهورتر از عيسى مسيح خوانده بود، گروه­هاى مذهبى آمريكا را چنان خشمگين كرد كه آ­ن­ها صفحه‌هاى موسيقى  بيتل­ها را سوزاندند.

لنون، تا هنگام مرگش محبوبیت و موفقيت­هاى بسيارى در عرصه  موسيقى كسب كرد و بارها نامش در فهرست پرفروش­ترين خوانندگان و آهنگ­سازان جهان قرار  گرفت.

در سال 1972، لنون کارزاری برای صلح را با شعار مشهور«ماندن توی رختخواب» رهبری کرد که علیه جنگ ویتنام بود. چهار ترانه جان لنون که منتقدان فرهنگ موزیک پاپ، آن­ها را بزرگ­ترين تبليغ برای صلح در سراسر جهان توصيف می­‌کنند، عبارتند از: «عشق همه چيزی است که به آن نياز داريم» Love is All You Need  «کريسمس مبارک، اگر بخواهی جنگ تمام شده»، Imagine  یا «تصور کن» و «به صلح يک شانس ديگر بدهيم»Give Peace A Chance.

اما ترانه «تصور کن» اکنون به ویژه با حملات آمریکا و متحدانش به افغانستان و عراق و راه افتادن جنبش ضدجنگ، ابعاد جهانی پیدا کرده است. بدین ترتیب، جان لئون دنیای انسانی آزاد و برابر سوسیالیسم را در سروده خود به زیباترین وجهی توصیف کرده است.

در روز هشتم دسامبر سال ۱۹۸۰، جان لنون، تنها 40 سال داشت، در حالی که همراه با همسرش یوکو به آپارتمان خود در شهر نیویورک باز می‌گشت به دست فردی به نام «مارک ديويد چنتنن»، به ضرب سه گلوله کشته شد.

یاد و خاطره جان لنون گرامی باد!

 

برگزاری فستیوال آدم برفی ها در سنندج: روز یک­شنبه 10 دی ماه 85 مراسم فستیوال آدم برفی­ها در پارک امیریه سنندج برگزار شد.

این مراسم برای بیان دردها و مشکلات کودکان و هم چنین ایجاد فضایی شاد برای شرکت­کنندگان از سوی کانون دفاع از حقوق کودکان سازماندهی شده بود.

این مراسم، از ساعت 1 در پارک امیریه آغاز شده و در محل مراسم پلاکاردهایی با مضمون «آموزش، بهداشت و درمان، شادی و رفاه حق کودکان است»، «دنیا  را  برای کودکانمان امن تر کنیم»، «به کانون دفاع از حقوق کودکان بپیوندید»، اعدام ،شکنجه، استثمار و هر گونه سوء­استفاده و بدرفتاری با کودکان ممنوع» نصب شده بودند.

در بخش دیگری از مراسم کودکان و شرکت­کنندگان اقدام به ساختن آدم برفی کرده و تراکت­های بر روی آن­ها نصب شد که بر روی آن­ها نوشته شده بود، «انجام کار حرفه­ای برای کودکان کم­تر از 18 سال ممنوع»، «استثمار کودکان ممنوع»،  «شادی، امنیت و داشتن یک زندگی مرفه و انسانی حق کودکان استم، «خشونت بر کودکان ممنوع»، «اذیت و آزار کودکان ممنوع»، «همه با همه به یاری کودکان بی پناه و خیابانی بشتابیم» و «محیط سالم آرامش و آسایش برای کودکان باید فراهم شود.» این مراسم در میان شور و شوق کودکان و دیگر شرکت کنندگان در ساعت 5 پایان یافت.

 

در سال­های اخیر فعالین عرصه کودکان، دانش­جویان، روزنامه­نگاران، زنان و کارگران در کردستان، فعالیت­های گسترده­ای را در جهت ­سازمان­هی و تشکل­یابی توده­ای و اجتماعی با وجود تمام سختی­ها و فضای پلیسی پیش می­برند.

 

جمع­بندی

مارک فيتزپاتريک از موسسه بين­المللی مطالعات استراتژيک در لندن، به خبرگزاری فرانسه گفته است: «از سال ۱۹۹۸ که هند و پاکستان سلاح های هسته­ای شان را آزمايش کردند تا امسال، می­شود گفت که سال ۲۰۰۶ بدترين سال در راه مبارزه با گسترش تسليحات اتمی محسوب می­شود.»

آقای فيتزپاتريک می افزايد: «تاريخ نويسان آينده خواهند گفت سال ۲۰۰۶ سالی بود که روند تلاش­ها برای منع گسترش تسليحات اتمی از هم گسيخت.» 

مذاکرات شش جانبه بر سر برنامه­های اتمی کره شمالی، ۱۳ ماه پس از توقف بارديگر در ماه دسامبر سال ۲۰۰۶ در پکن از سرگرفته شد اما اين نشست که هدف از آن ترغيب کره شمالی به دست کشيدن از فعاليت­های اتمی تسليحاتی­اش اعلام شده، روز ۲۲ دسامبر (اول دی ماه) بدون هيچ توافقی به پايان رسيد.

آمريکا و کره شمالی هر يک ديگری را متهم کرد که روند مذاکرات شش جانبه را به بن بست کشانده است.

هفته پيش، مذاکرات شش جانبه زمانی به بن بست کامل رسيد که پيونگ يانگ اعلام کرد تا تحريم­های مالی آمريکا عليه کره شمالی لغو نشود به شکل واقعی پای ميز مذاکرات حاضر نخواهد شد.

از حدود يک سال پيش، ميليون­ها دلار دارايی شماری از مقام­های کره شمالی در يکی از بانک­های ماکائو توقيف شده و علت اين توقيف، سرپيچی پيونگ يانگ از خواست جامعه جهانی برای دست کشيدن از برنامه­های اتمی­اش است. 

سال ۲۰۰۶ برای شورای امنيت در حالی به پايان رسید که اعضای اين شورا با هدف قرار دادن برنامه­های اتمی و موشکی تهران، تحريم­هايی را برای اولين بار عليه جمهوری اسلامی ايران برقرار کردند. جمهوری اسلامی ايران، در واکنش به اين اقدام شورای امنيت اعلام کرد که به برنامه­های اتمی­اش ادامه خواهد داد.

ايران از ابتدای سال ۲۰۰۶ با شکستن مهر و موم بازرسان آژانس بين­المللی انرژی اتمی بر تاسيسات خود، عمليات غنی­سازی اورانيوم را در مقياسی اندک آغاز کرد، در بهار امسال اعلام کرد که به اورانيوم غنی شده دست يافته و اخيرا گفته است که توليد اورانيوم در مقياس صنعتی را به زودی شروع می­کند. 

مسلما، تغییر و تحولات سال   ۲۰۰۷، از جمله برای مردم ایران، چندان خوش­آیند نخواهد بود. اکنون احتمال تحریم همه جانبه ایران و حملات نظامی مردم ایران را در نگرانی قرار داده است.

دانیل فرانكلین، سردبیر  ویژه‌ نامه «جهان در سال ۲۰۰۷» اكونومیست، نوشته است: «...  كنترل جابه­جایی قدرت در عرصه‌ی بین‌المللی دومین دل‌مشغولی رهبران جهان در سال ۲۰۰۷  خواهد بود. 

این گزارش می‌نویسد: «اقتصاد جهان با جلوگیری از بروز یك ركود  ناگهانی در آمریكا، در سال جدید به طور قابل توجهی شاهد رشد خواهد بود. اما این رشد  اقتصادی در كشورهای متمول در قیاس با رشد ۲۷ درصدی بازارهای اقتصادی رو به شكوفایی  جهان نظیر چین به طور متوسط كمی بیش از ۱۲ درصد خواهد بود. تغییرات مشهود در توازن  قدرت از نقطه نظر اقتصادی به روشنی بر این مطلب دلالت خواهد داشت كه پایه‌های پر  سروصدای نظام سیاسی جهان نیازمند ترمیم و بهبود است. همچنین چنانچه رهبران جهان  مانع از اشاعه‌ تسلیحات هسته‌یی نشوند توازن قدرت به شكل نگران كننده‌ای بر هم  خواهد خورد. این مساله خود موجب طرح سومین برنامه‌ مهم رهبران جهان در سال ۲۰۰۷  خواهد شد مبنی بر این كه چگونه باید در جهت احیای روند پیشرفت‌هایی گام بر داشت كه  تا همین اواخر بی‌اهمیت تلقی می شده و در ادامه متوقف و یا وارونه شدند. در این  میان بنظر می­رسد كه اتحادیه‌ اروپا كه در مارس آینده وارد پنجاهمین سال تاسیس خود  خواهد شد از معضل بحران میان سالی رنج می‌برد. در این گیرودار آنگلا مركل، صدراعظم  آلمان كه كشورش ریاست دورهای اتحادیه‌ی اروپا را در شش ماهه‌ نخست سال ۲۰۰۷ بر  عهده خواهد گرفت از طرح‌های خود جهت انجام رایزنی‌های فشرده سخن خواهد گفت با این  هدف كه روح تازه‌ای را به كالبد روند تصویب قانون اساسی این اتحادیه بدمد. سال­ها  پیشرفت موفقیت­آمیز ولو نامنظم در زمینه‌ آزادسازی تجارت جهانی در معرض خطر نابودی  در اجلاس دوحه قرار دارد.»

سناتور جان مك كین، نماینده ایالت آریزونا و كاندیدای احتمالی انتخابات  ریاست جمهوری سال ۲۰۰۸ آمریكا، در مقاله‌ای نوشته است كه آمریكا باید اعتبار اخلاقی  خود را از نو احیا كند. وی هم چنین ایفای نقش مضاعف كشورش در عراق و سایر نقاط جهان  را خواستار شده است.

تحقیقات اكونومیست، در خصوص روند اشاعه‌ دموكراسی در جهان  حاكی از آن است كه در سال ۲۰۰۷ تعداد بیش­تری از كشورها به جای حركت رو به جلو در  مسیر دموكراسی سیر قهقرایی طی خواهند كرد. با این اوصاف به خوانندگان اطمینان خاطر  داده می‌شود كه در سایر موضوعات روند پیشرفت سریع پیموده خواهد شد.

مردم آزاده جهان، همواره خواهان جهانی آزادی و برابری و عدالت هستند. اساسا مبارزه برای آزادی و برابری و عدالت اجتماعی فارغ از هر گونه بینش ملی و مذهبی، به همبستگی و اتحاد انسانی منجر می­گردد.

در چنین شرایطی، لازم است که همه نیروهای آزادی­خواه و برابری­طلب، نویسندگان و روزنامه­نگاران مترقی در دفاع از حرمت و ازادی­های فردی و اجتماعی و آزادی بیان و عقیده و تشکل صدای خود را رساتر سازند و نگذارند حرمت انسانی بیش از این لگدمال شود.

 

با امید و آرزوی این که سال 2007، بهتر از سال 2006 باشد!

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.