شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷ - ۱۵ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

نه، اينطوري نمي شود!

علی ناظر

با سلام


به مدت چند روز/هفته، و تا تنظيم موازين «عملي» براي ستون نظرات ديدگاه، و خارج کردن اين ستون از شکل «رينگ بوکس و مکان توهين به همديگر»، و تبديل آن به پلاتفورمي براي تبادل نظر و رشد تئوريک، و تمرين دموکراسي، اين ستون فعال نخواهد بود.
تنها نظراتي ثبت مي شوند که حاوي پيشنهاد براي تنظيم موازين باشد.
با تشکر
علي ناظر – 13 دي 1385

 

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 08 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: Jafar Mafi]  [  ]  

با حروف لاتين نوشته شده، است

Man in nazar ra jaleb va khob mibinam. Ba tashakkor تاریخ ارسال: 04 Jan 2007] [ارسال‌کننده:
سیمین پاکنژاد] [ ] میان روشنفکر و غیر روشنفکر فرقی نگذارید. همه آدمند. هدف دیدگاه آموزش زبان فارسی و ادب نیست. من هدف دیدگاه را ارتقا منطق برخورد با ارتجاع ارزیابی می کنم و بر این مبنا نظر می دهم. من پیشنهاد می کنم که این چهارمعیار را بکار برید: 1 – نظر اگر مربوط به مقاله یا خبر نباشد خذف شود، 2 – نظر اگر در آن کلمات رکیک استفاده شود، حذف شود، حتی اگر علیه رهبران و عناصر ارتجاعی باشد، 3 – نظر اگر بحث در مورد شخصیت، سابقه یا کلا فرد مشخصی باشد، برای افشا یا بدنام کردن، یا هر چه، آن نظر باید حذف شود، بعنوان مثال: رجوی یک پیغام داده، اگر در برخورد به پیغام او بگوئیم که "تو که اینطور یا آنطور ..یا آقای رجوی شما که اینطور یا آنطور .."، این نظر بدرد ارتقاء آگاهی نمی خورد، اما اگر گفته شد: " سازمان مجاهدین که میگوید این یا آن .."، این ایرادی ندارد 4 – نظر اگر طولانی باشد، 400 کلمه بیشتر، حذف شود – برای این آخری، کلمات را بشمارید و بقی آنرا حذف کنید. این آخری کمک می کند که مسئولین و خواننده خسته نشوند و کار درست پیش برود. بعلاوه من با گذاشتن ای میل و اسم معقول مخالفم و دلیلی برای آن نمی بینم، این قانون به عقل من نمی رود. ما در اینجا دنبال دوستی و ارتباط نیستیم و اینکار کلا در محیط آدم کشی حاکم در جهان سیاست، بدین طریق، خطرناک است. اگر این مسائل را رعایت می کردیم، انقدر اعدامی نداشتیم. دیدگاه فقط نقشش می تواند ارتقاء منطق و استدلال علیه ارتجاع باشد و بس. اگر مسئولین دیدگاه اعتقاد دارند که دیدگاه می خواهد نقش وحدت و تشکیلات را ایفا کند، من پیشنهاد می کنم که مثل تشکلات دیگر بیاید معیارهای سیاسی ایدئولوژیک جلو بگذارد. چون ایکار را نمی کند، من دیدگاه را فقط وسیله ارتقاء منطق و آگاهی میدانم نه بیشتر. البته ممکن است که دیدگاه بگوید با اینگار می خواهد اپوزیسون را متحد کند، ایرادی ندارد، چون این موضوع در منطق ارتقاء آگاهی همیشه موجود است. سرآخر، اختصاص یک صفحه بعنوان هدف دیدگاه و معیارهای آن برای کاربران امری است که نمی دانم چرا به آن کم بها می دهید، در حالیکه ذکر هدف دیدگاه، بیان هویت دیدگاه بوده و معمولا مردم میخواهند بدانند که با چه طرفند. بعلاوه این اعلام هویت محدوده را هم تعیین می کند. حتی این موضوع را هم می توانید به بحث بگذارید. باز هم نظر دارم ولی زیاد شد. (یکنفر)
  

[تاریخ ارسال: 05 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: فرزين]  [  ]  
بعضی ها دوست دارند با فحش دادن به مخالفانشان خود را توجيه کنند و فکر می کنند هرقدر بيشتر گرد و خاک کنند، همان مقدار بيشتر نسق گرفته اند. و حتی کار به تهديد و صدور حکم اعدام هم می رسد.
داشتم جلد سوم "سبک شناسی" اثر ملک الشعرا بهار را می خواندم که به موضوع جالبی برخوردم. بد نيست برای دوستان عزيزی، که به اين کتاب دسترسی ندارند نقل قول کنم:
"...معروف است که در آن حوالی حاکمی فرمود تا مقصری را به چوب ببندند و تا مامورين چوب آورده باشند، طولی کشيد. مقصر عرض نمود:" قربان امر کنيد لَپکی مَپکی می زده باشند تا چوب و فلک برسد!" يعنی: بفرماييد سيلی و تپانچه و مانند اين بزنند تا چوب و فلک آماده شود!"(ص 59،ج3، سبک شناسی).
حالا شانس آورده ايم که نه از چوب و فلک خبری هست و نه لپک مپک می توانند بزنند، وگرنه هر روز چند تا دست وپا شکسته و له و لورده هم می داشتيم. به قول دوستمان، هرکس آزاد است حتی لخت در جلسه ای شرکت کنند، ولی فقط در جلسهء لختی ها، نه در هر جلسه ای.
  

[تاریخ ارسال: 05 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [ sia@ yahoo.com ]  
آقای ناظر سلام! به نظر من بهتر است به جای تغییر در «ستون نظر دهید» کلا آنرا از پای مقالات «کارورزان» سایت دیدگاه حذف کنید! مثل بخش ستون کاربران که از بخش «نظر دهید» آزاد است. اینکه عده‌ای انشا نویس خارج کشوری با زدن آروق‌های باصطلاح ضد امپریالیستی(‌بخوان ضد آمریکایی) همان حرفهای سردمداران جمهوری اسلامی را بر علیه مخالفین رژیم تکرار کنند و و از نظر روانی خودشان را ارضا کنند، هیچ ربطی به دمکراسی و آزادی بیان ندارند! بنابراین اگر کسی واقعا در رابطه با نیرو یا جریانی نقدی یا نظری داشته باشد، می‌تواند آنرا برای ستون کاربران ارسال کند. صد البته دیگاه این حق را دارد که آنها را درج کند یا نکند! برای نمونه می‌توان به سایتهای بی روح و روان بعضی از این جریانات باصطلاح ضد امپریالیسم مراجعه کرد و میزان پایبندیشان به دمکراسی و آزادی بیان را مشاهده کرد. همین! سیامک دهقانی   

[تاریخ ارسال: 05 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: jalal]  [  ]  
شوخی جدی!
درود بر شما جناب ناظر قهرمان وپیشتاز همبستگی ، دمکراسی مترقی بودن در اینترنت
اگر این را قبول ندارید به سایت علی ناظر رجوع کنید .اگر او را مثلا متهم به این کنید که همان کاری را میکند که دیکتاتورها میکنند ودرواقع این جار وجنحال های هر باری او برای این است که بساط انتقاد از مجاهدین را جمع کند واگر به او بگوئید که دیکتاتورها هم همیشه برای مجازات همه میایند وچند درصدی را که ممکن است فحاشی کنند را به پیش میکشند تا محدودیت سانسور کنند جناب ناظر به بزرگی اش برمیخورد وشما را اصلا سانسور نمیکند واصلا کاری نمیکند که نشان دهنده فردیت اش باشد و مطلب شما را به سطل آشغال سرورش نمیبرد بجای اینکه در سایت انعکاس بدهد چرا که چندتا واقعیت را پشت سرهم ردیف کردی که به مزاج او خوش نمیاید
گفتی که این بساط را اول از همه برای مجاهدین راه انداخته است که آنها را از زیر ضرب انتقاد در سایت خود خارج کند
چند درصدی که ممکن است توهین کنند را بهانه قرار داده است تا خط سانسور خود را که در رابطه باخط بالاست که ذکر شد را اعمال کند
وبعد هم از این جمله ناراحت است که مانند دیکتاتورها اما در ابعاد کوچک آن یک کلک دیکتاتوری زده است که یک کلک سوخته شده است و این است که او هم "توهین " را بهانه قرار داده است تا سانسور خود را اعمال کند وهمبستگی را بهانه ای قرار داده است تا هرگونه انتقاد به مجاهد ودیگر گروهها را به بهانه ای سانسور کند. دمکراسی را بهانه قرار داده است که به بهانه توهین وفحاشی همه را سانسور کند ومترقی هم دکانی شده است که همه بر سردکانشان مثل یک تابلو بالا میکنند . این است که علی ناظر واقعا قهرمان وپیشروی همبستگی و آزادی ودمکراسی ترقی خواهی در اینترنت است - لول
  

[تاریخ ارسال: 05 Jan 2007]  [ارسال‌کننده:  اسمال يخي]  [ esmal_yakhi@yahoo.com ]  
محض شوخي!!
دوستي زنگ زد و به شوخي گفت: بدبخت شديم! دليل پرسيدم! گفت علي ناظر تصميم گرفته بساط فحش و فحشكاري را از توي ديدگاه جمع كنه! پرسيدم تو چرا بدبخت شدي؟ گفت بابا آخه نمي دوني كه هر وقت اين زن ما را زياد اذيت ميكرد ما كه از پس اون برنمي آييم! به ديدگاه پناه ميبرديم چهارتا فحش به اين و اون ميداديم دلمون خنك ميشد. حالا ناظر ميخواد اين امكان دمونكراتيك را هم از ما بگيره! از شوخي گذشته به نظر ميرسه كه اين ترمز ناگهاني دوستمان ناظر برخي را سخت نگران كرده كه خوب حالا چه كنيم؟؟ به همين دليل من پيشنهادم اينه كه بي خيال حد ومرز و قانون وقرار. بالاخره ما تهرونم كه بوديم چاله ميدون و سر گذر لوطي قاسمو داشتيم، چه اشكالي داره كه حالا توي اين غربت هم يك همچون فضاي باحالي توي اينترنت راست و ريس كنيم و بساط رو كم كني را رابندازيم. تا حالا هم بدك نبوده اما اون تذكرات بي مورد شما علي جون، گاها عيش ما را منغص ميكرد. قربون شكلت! اگر اون تذكرات را هم درز بگيري ما يكي تا ابد چاكرتيم! دمت گرم!
  

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: محمد پاکنژاد]  [  ]  
آقای ---، اگر گروهی برای روش برخورد مباحث میان خود چهارچوب تعیین کنند، جلوی آزادی بی قید و شرط را نگرفته اند. جلوی آزادی بی قید و شرط وقتی گرفته می شود که نیروئی خود را ماورای افراد جامعه حساب کند و به آنها بگوید که شما نمی توانید برای خود محیطی بوجود آورید که در آن هرچه دلتان میخواهد بگوئید. من نگفتم که هر کس هر چه دلش میخواهد نگوید، من گفتم اگر دیدگاه ها هدفش ارتقا منطق علیه ارتجاع می باشد، نظر من این است که از درج فحش جلوگیری شود. بحث فوق به این مفهوم نیست که در اینترنت نباید محیطی بوجود آورد که در آن فحش های رکیک نداد. برعکس هر کس که دلش می خواهد فحش های رکیک را جای بحث و ارتقا منطق مقابله با ارتجاع قرار دهد، می تواند مجاز باشد و چنین محیطی را بوجود آورد. اگر ما بگوئیم جمعی بوجود نیاید که برای خود معیار نداشته باشند چون آزادی بی قید و شرط بیان نقض می شود، داریم می گوئیم افراد حق ندارند در چهارچوب خاصی با هم مراوده داشته باشند و بحث شما علیه آزادی اجتماعات می شود. فرض کنید که شما یک حزب درست کرده اید و جلساتی دارید. در این جلسات یک شخص می گوید که من می خواهم بی لباس بیایم و این بیان من است. شما به او می گوئید شما این حق را دارید که مفهومی را برسانید ولی بروید در محیطی که موضوع بررسی این مفهوم می باشد، ما اینجا کار دیگری داریم. حال شما به من می گوئید که من می گویم آن شخص حق ندارد با یک عده جلسه ای درست کند که همه لباسهای خود را بکنند. خیر، من چنین چیزی نمی گویم. بهرحال من هم حق دارم که در محیطی نباشم که در آن 200 نظر مبتذل بر 1 نظر غیر مبتذل غلبه دارد. گفته های بالا و گفته های زیر در واقع بیان اعلام معیارهای من برای ارائه نظراتم و شرکت در مقاصد دیدگاه هاست. در مورد استالینسم و مبارزه طبقاتی هم نظراتی دارم که مطلب را طولانی می کند. (یکنفر)   

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
آقای ناظر با سلام
پيشنهاد ميکنم فقط راجع به مطالبی نظر داده شود که خود نويسنده خواهان اطلاع از نظر خوانندگان مطالبش باشد .
برای مثال خانم اشرف دهقانی مطلبی راجع به خطر توابينی که عامل رژيم ج.ا هستند نوشته بود که بيش از ۱۰۷ نظر راجع به آن داده شده است که اغلب به نزاع شخصی و توهين به ايشان نيز کشيده شد بدون آنکه ايشان در مقام پاسخگوئی برآيند و يا اصولا بخواهند که خودشان را درگير اين جر و بحثها بکنند. اين موضوع راجع به مطلب آقای گنجه ای هم بدون آنکه ايشان مطلبشان را برای سايت ديدگاه فرستاده باشند اتفاق افتاد. به جای اينکه راجع به هر مطلبی نظر داده شود (چيزی که شايد خواست نويسنده مطلب نباشد و البته اين حق دموکراتيکش ميباشد) . يپيشنهاد ميکنم خود سايت ديدگاه موضوعاتی را برای بحث و تبادل نظر در ميان بگذارد تا هر کس نظرش را راجع به آن موضوع در فضائی آرام و بدون تشنج ارائه دهد. ،به نظر من اين روش تا حد بسيار زيادی از تنشهای موجود خواهد کاست.
  

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: اکبر ثارم]  [ akbar@gmail.com ]  
البته من خوشبختانه از کاربران دیدگاه نیستم ولی فکر می کنم کسانی که می خواهند با یک مقاله آدمی مثل فروید را نقد کنند باید چند گام از مسئله فاصله بگیرند و بعد ببینند اصولاً در موضعی هستند که به اینکار اقدام کنند یا خیر! متاسفانه در ایران این نوع برخوردها خیلی رایج است. روزگاری چپ ها از فروید خوششان نمی آمد، و او را مسخره می‌کردند!! در حالیکه به دست دادن یک شناخت ساده از فروید مستلزم سال ها مطالعه است. نه صرفا در زمینة نظریه انسان شناسی که در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، هنری، نقد ادبی، دیرینه شناسی و ... این نوع برخورد با مسایل پایه ای در تفکر اجتماعی در ایران معاصر اصلا نشانه خوبی نیست.   

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
با درود به علی ناظر عزیز به نظر من آزادی بیان قید و شرط ندارد اگر قید وشرط برای بیا ن افراد بگذاریم آزادی را خفه کردیم من با توهین مخالفم ولی توهین چه تعریفی دارد ؟در آزادی بیان هیچ تعریفی برای توهین نمی توان آورد اگر بنا به دلایل توهین مجبور بشویم دهن ها ببندیم به آزادی کمک نکردیم مرز توهین به نظر من فقط فحش ها ناموسی است که میتواند محیط دیدگاه را آلوده کند به نطرم من توهین کرد ن هم یک نوع بیان مبارزهء طبقاتی افراد است که نتیجهء تضاد بین فرهنگ کار وفرهنگ سرمایه است که خود را منعکس می دهد من فقط مرز توهین را فحش های ناموسی میدانم که توهین به زن است وبقیه ء مقولات سیاسی وطبقاتی افراد هست که در صحنهء نبرد طبقات خودرا منعکس می کند من مقاله ای نوشته بود م در مورد فروغ در سایت دیدگاه در ج شد آقائی مرا معتاد وآدمی شیزوفرنی خطاب کرد به نظرمن این اوج کینهء طبقاتی فرد نسبت به من بود که از خواندن نوشته ام اورا برانگیخت که نسبت به من چنین به گوید من به چنین برخوردی احترام می گذارم این برخورد ها نباید به نام توهین سانسور شود ما در پروسهء عمل هست که آگاهی کسب می کنیم وروز به روز بر فرهنگ طبقاتی انسانی روی خواهیم آورد من با نظرات خانم --- شدیداٌ مخالفم خانم --- تیپیک یک اندیشه استالینیستی را نمایندگی میکنند وجلوی آزادی بیان را به نام توهین می گیرند مرز توهین فقط فحش های ناموسی است آنهم به خاطر اینکه تحقیر زن است مردود است بقیه ء مقولات همه سیاسی اند وباید باشند وجزءفرهنگ طبقاتی توده هاست هرکس شخصیتش با فرهنگ طبقاتی اش روشن میشود پس چه بهتر بگذ ار آزاد باشد هر چرندی را بگوید روزی از این چرند ها خواهد فهمید که حرفش چرند است به هرحال من با سانسور به نام توهین مخالفم توهین بخشی از آزادی بیان است البته فحش های ناموسی هم فرهنگ طبقاتی سرمایه است ولی محیط را کاملاٌ آلوده می کند ومن مرز را اینجا می گذارم ...   

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: آريا مهربان]  [  ]  
آقاي ناظر عزيز، تمرين دموكراسي يعني تحمل نظر مخالفان و تقابل آرا و برخورد انديشه ها در مورد موضوعات مختلف توسط افراد مختلف و اين باعث مي شود جوانب مختلف موضوعي خاص كه احتمالا مورد توجه و بحث از سوي فرد مطرح كننده واحد، قرار نگرفته مورد بحث قرار بگيرد و به اين ترتيب اطلاعات بيشتري در مورد موضوعي واحد جمع آوري مي شود و هم راه حلها در جايي كه مربوط به يافتن راه حل براي مشكلي باشد، مورد مقايسه قرار بگيرد و بهترين آن انتخاب شود. متاسفانه برخي كاربران به جاي پرداختن به نقد و نظر دادن در مطلبي كه قبلا نظري در مورد آن داده شده كه مورد پذيرش و خوشايند آنان نيست، به برچسب زني و توهين به نظر دهنده مي كند كه نمونه تازه و حاضر آن در مورد خود من است و نظري كه در مورد مطلب آقاي نيابتي نوشته بودم. كاربري براي من تكليف تعيين كرده چرا از اين همه موضوع مهم در دنيا من به انتقاد از مجاهدين پرداخته ام و آن ديگري كه اسم خودش را «---» گذاشته به من برچسب پيش گرفتن راه اكثريت منجر به حادثه رستوران ميكونوس و راه اسدالله لاجوردي زده، است شما اين نظرات را كه هيچ ربطي به نقطه نظرهاي مطرح شده در نقد مقاله آقاي نيابتي ندارد، درج كرديد و متاسفانه آخرين نظر مرا در پاسخ به اين دو ، در يادداشتي كه من قبل از اين تصميم شما، فرستاده بوده ام درج نكرديد و اميدوارم آنرا درج كنيد. به گمان من بهترين روش براي اين كه ستون ارزشمند نظر كاربران، بتواند به امكاني براي برخورد آرا و نظرات و تمرين دموكراسي و ارتقا آگاهي سياسي ، باقي بماند و همچنين به وسيله يي براي ادامه روشي كه ورشكستي خود را در داخل كشور هم در زمان شاه و هم در رژيم خميني نشانده و و در خارج كشور از سوي يك جريان نابرد بار متعصب و پرخاشگر كه هيچ منتقدي از رفتار لبريز توهين و تحقيراين گروه در امان نمانده حرمت و حيثيت ديگران با زدن برچسب وابستگي به رژيم از سوي آن، لگد مال شده است دنبال مي شود، (كه خود شما هم از آن آزار ديده ايد)، نشود، اين است كه نظرات كاربران در نقد مطلب باشد و اگر كابري نظر و نقدي نسبت به نظر كاربر ديگر داشته باشد، درصورتي كه اين نقد مربوط به روش يا موضوع نقد و اشكال آن باشد درج شود، كه كمكي به شناختن جوانب مساله بكند، نه مثل آن دو نظري كه در واكنش به نظر من در مورد مطلب آقاي نيابتي نوشته شده كه اصلا وارد موضوع مقاله و غلط يا درست بودن نظرات ارائه شده از سوي من نشده اند، يكي برچسب زني غيرشرفتمندانه كرده يكي هم مثل قيم براي من تكليف تعيين كرده كه چرا به مساوئل ديگر نمي پردازم. پيروز باشيد.4 ژانويه 2007 آريا مهربان   

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2007]  [ارسال‌کننده:  فرهاد راوندي]  [ farhad_ravandi@hotmail.com ]  
همانگونه كه از آخرين نوشته اي كه برايتان فرستادم برميايد تما يل غيرقابل فهم برخي از كاربران، براي عامل رژيم و مزدور خطاب كردن ديگران را سئوال برانگيز و در عين حال ويرانگر فضاي گفتگو و نقد سياسي و اجتماعي ميدانم. نگاهي به تجربيات تاريخ معاصر ايران و شيوه عملكرد و رفتار نيروهاي سياسي مختلف نشان ميدهد كه خشونت و عدم تحمل يكديگر در عرصه گفتگوي سياسي، با كاربرد خشونت فيزيكي و تلاش براي حذف فيزيكي رقيب ( از طريق ترور، اعدام و يا زندان) رابطه مستقيم دارد. ترور و اعدام فيزيكي افراد با انگ زدن و متهم كردن آنها به خيانت (نوع اتهام به شرايط زماني ومكاني متغيير است) مقدمه چيني ميشود. در فرهنگ سياسي ما يك دو جين از اين نوع اتهامات و انگها موجود است: عامل بيگانه، جاسوس رژيم، مرتد و بيدين، بهايي، منافق، بچه باز، عامل سيا، مامور وزرات اطلاعات، ساواكي، مزدور آمريكا و غيره. ليست افراد و سازمانهايي كه بدون سند و مدركي و دادگاهي و شاهدي، بوسيله يكي از همين انگها تير خلاص سياسي خورده و سپس تنها و منزوي از هستي ساقط شده اند، طولاني است. حربه ملايان براي از ميدان بدركردن حريفان: كفر، زندقه، بهايي گري، نفاق، سب اهل بيت و در دوره جديد اتهاماتي نظير مزدور صدام، جاسوس صهيونيسم و عامل سيا است. رهبران حزب توده براي سركوب مخالفين و معترضين دروني و بيروني، دست و دلبازانه از اتهامات اخلاقي ( بويژه بچه باز) تا اتهام مزدوري آمريكا استفاده ميكردند. در دوران جديد اكثر نيروهاي سياسي در مقاطعي و يا بطور مستمر از اين حربه آلوده و كثيف براي از ميدان بدر كردن مخالفين و منتقدين سود برده اند. حربه انگ زني و برچسب زدن به حريف بخش مهمي از فرهنگ سياسي واجتماعي آلوده و عقب مانده و استبداد زده ماست. اين حربه كاراترين سلاح نيروهاي ارتجاعي براي عوامفريبي و آماده سازي زمينه اجتماعي براي حذف فيزيكي و يا خلع سلاح اخلاقي حريفان سياسي بوده است. به همين دليل است كه برخلاف گفته هموطني!! ما، زدن اتهام بي پايه در تمام كشورهاي غربي جرم محسوب شده و با جريمه و زندان قابل مجازات است. بنابر اين من با آقاي ناظر كاملا موافق هستم كه جدل سياسي آري، اما اتهام زدن (اعم از سياسي و يا اخلاقي) نه . ادعاهاي ما در باره مخالفت با استبداد وارتجاع و فاشيسم دروغي بيش نخواهد بود اگر نتوانيم به حداقل حقوق انساني و اجتماعي افراد ديگر كه تنها جرمشان مخالفت با ما است احترام بگذاريم!   

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: سیمین پاکنژاد]  [  ]  
میان روشنفکر و غیر روشنفکر فرقی نگذارید. همه آدمند. هدف دیدگاه آموزش زبان فارسی و ادب نیست. من هدف دیدگاه را ارتقا منطق برخورد با ارتجاع ارزیابی می کنم و بر این مبنا نظر می دهم. من پیشنهاد می کنم که این چهارمعیار را بکار برید: 1 – نظر اگر مربوط به مقاله یا خبر نباشد خذف شود، 2 – نظر اگر در آن کلمات رکیک استفاده شود، حذف شود، حتی اگر علیه رهبران و عناصر ارتجاعی باشد، 3 – نظر اگر بحث در مورد شخصیت، سابقه یا کلا فرد مشخصی باشد، برای افشا یا بدنام کردن، یا هر چه، آن نظر باید حذف شود، بعنوان مثال: رجوی یک پیغام داده، اگر در برخورد به پیغام او بگوئیم که "تو که اینطور یا آنطور ..یا آقای رجوی شما که اینطور یا آنطور .."، این نظر بدرد ارتقاء آگاهی نمی خورد، اما اگر گفته شد: " سازمان مجاهدین که میگوید این یا آن .."، این ایرادی ندارد 4 – نظر اگر طولانی باشد، 400 کلمه بیشتر، حذف شود – برای این آخری، کلمات را بشمارید و بقی آنرا حذف کنید. این آخری کمک می کند که مسئولین و خواننده خسته نشوند و کار درست پیش برود. بعلاوه من با گذاشتن ای میل و اسم معقول مخالفم و دلیلی برای آن نمی بینم، این قانون به عقل من نمی رود. ما در اینجا دنبال دوستی و ارتباط نیستیم و اینکار کلا در محیط آدم کشی حاکم در جهان سیاست، بدین طریق، خطرناک است. اگر این مسائل را رعایت می کردیم، انقدر اعدامی نداشتیم. دیدگاه فقط نقشش می تواند ارتقاء منطق و استدلال علیه ارتجاع باشد و بس. اگر مسئولین دیدگاه اعتقاد دارند که دیدگاه می خواهد نقش وحدت و تشکیلات را ایفا کند، من پیشنهاد می کنم که مثل تشکلات دیگر بیاید معیارهای سیاسی ایدئولوژیک جلو بگذارد. چون ایکار را نمی کند، من دیدگاه را فقط وسیله ارتقاء منطق و آگاهی میدانم نه بیشتر. البته ممکن است که دیدگاه بگوید با اینگار می خواهد اپوزیسون را متحد کند، ایرادی ندارد، چون این موضوع در منطق ارتقاء آگاهی همیشه موجود است. سرآخر، اختصاص یک صفحه بعنوان هدف دیدگاه و معیارهای آن برای کاربران امری است که نمی دانم چرا به آن کم بها می دهید، در حالیکه ذکر هدف دیدگاه، بیان هویت دیدگاه بوده و معمولا مردم میخواهند بدانند که با چه طرفند. بعلاوه این اعلام هویت محدوده را هم تعیین می کند. حتی این موضوع را هم می توانید به بحث بگذارید. باز هم نظر دارم ولی زیاد شد. (یکنفر)   

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [ golku81@yahoo.com ]  
آقای ناظر عزیز

شما خیلی وقت ها حوصله به خرج داده و حتی زیر نظرات توضیح هم داده اید اما به قول کوشای عزیز بعضی از همین موارد بالا را هم اجرا نکرده اید. شاید وقت آن رسیده باشد که همین موازین اجرا شوند.

... نوشته اید که هدف نشر نقد و نظر کاربران گرامی است. من گمان میکنم با سانسور مطالب فقط وانمود خواهید کرد که همه کاربران گرامی واقعا با ادب هستند. اگر این در راستای اهداف دیدگاه است شاید باید همین کار را کرد.

اما در دراز مدت چطور میتوانیم یاد بگیریم که بدون فحش و ناسزا و تهمت با یکدیگر بحث کنیم؟ چطور می توانیم بدون خون و خونریزی حرف مخالف را قبول کنیم؟این به گمان من کار بیشتری را می طلبد. این یک ضعف جامعه ما است که خیلی ها توانسته اند بر آن فائق بیایند و بعضی ها نتوانسته اند. شاید یک ستون بحث آزاد یا بحث سازنده با میهمانانی که در این کار سابقه دارند ( مثل بیژن نیابتی- کوروش عرفانی- ایرج مصداقی) با هدف آموزش راههای بحث و تبادل نظربرای ما نمونه خوبی باشد. شاید هم باید از همین میهمانان یا دوستان دیگر خواهش کرد در این مورد مطلب بنویسند . شاید باید این آموزش را به طور جدی در نظر گرفت.
  

[تاریخ ارسال: 03 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: فرزين]  [  ]  
من فکر می کنم نه تنها هنگامی که کسی را نمی شناسيم، نبايد به او افترا بزنيم و او را وابسته به جايی معرفی کنيم، بلکه حتی اگر می خواهيم در بارهء نظر و رفتار سياسی کسانی مانند فرخ نگهدار و يا رضا پهلوی و يا سران رژيم هم نظری بدهيم، بهتر است منطق و رد کردن نظريات آنها را با متانت پاسخ بدهيم. بدين ترتيب، تاثير بيشتری روی خوانندگان گذاشته و جو را آرام و قابل گفتگو نگه می داريم. وگرنه هيچ نتيجه ای جز اغتشاش و هياهو بدست نخواهيم آورد. مثلا می توان گفت: آقای نگهدار و يا ايکس فلان موضع نادرست را گرفتند و نتيجه اش فلان شد. ولی بد وبيراه گفتن دردی را دوا نمی کند. موضع بايد منطقی، با فاکت، روشنگرانه و به دور از جنجال باشد تا به هدف درستی برسيم.
روشنفکر آگاه هيچگاه نبايد سطح گفته های خود را پايين بياورد.
  

[تاریخ ارسال: 03 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: کوشا]  [ koosha70@gmail.com ]  
تنها راه حل عملی که حداقل به ذهن من میرسد جز این 2 پله نیست. یکم:تدوین و اعلام عمومی موازین(هر چه کوتاهتر،مختصر تر و واضحتر). دوم:نظارت و حذف موارد خارج از موازین با فراغ بال. یعنی آنچه که در دور قبل در یک حالت رودربایستی انجام نشد. مثلا چرا نظرات بدون هویت و ایمیل کماکان درج میشدند؟ و ...
ثابت قدم و سرافراز باشید. کاربر دیدگاه کوشا
  

[تاریخ ارسال: 03 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: مسعود ابراهیم نژاد]  [ masoudnejad@yahoo.no ]  
سلام به ناظر عزیز دیدگاه.
امروز هم مثل روزهای پیش وقتی به خانه آمدم یک سر سراغ دیدگاه رفتم و پس از نگاه به مطالب خواستم سری به ستون نظرات بزنم که با تابلوی تا اطلاع ثانوی تعطیل میباشد مواجه شدم. ناظر گرامی، من دیدگاه را همچون یک مدرسه یافتم. مدرسه ای که به جرات باید بگویم برای اول بار در ایران شروع بکار میکند. ما داریم در مدرسه دیدگاه میاموزیم که چگونه به همدیگر انتقاد کنیم و چگونه با هم مخالف باشیم ولی همچنان به هم احترام بگذاریم. داریم میاموزیم که دمکراسی یعنی چی و حدود آزادی بیان تا کجا ادامه دارد. دوست من، میدانم که تو خود بهتر از هر کسی میدانی که این چه کار سختی هست. اما بدان که با شاگردانی چون من طرف هستی که درسهای ابتدایی دمکراسی را در سنین کودکی نگرفتیم. هرگز در کلاس درس یک مدرسه ابتدایی بودی؟ در آنجا که به کودکان تمرین دمکراسی و انتقاد و بحث میدهند، پر از صحنه های دعوا ها و فحش و قهر کردنها میباشد. ناظر عزیز، ما نیز به مانند آن کودکان دبستانی هستیم که هنوز مراحل اولیه این تمرین را طی میکنیم. هنوز تا رسیدن به سن بلوغ و درک کردن حد و مرز آزادی بیان و توهین راه زیادی در پیش داریم. و بدون گذر از این مرحله ابتدایی نیز رسیدن به بلوغ دمکراسی و تحمل دیگران میسر نیست. بگذار که این شاگردان مدرسه دیدگاه در عمل بفهمند که نسبت دادن کلمه رژِیمی چقدر زشت و ناپسند هست. بگذار که آنانی که عقده های نگفتن درونشان شعله میکشد هر چه میخواهد دل تنگشان بگویند. مطمئن هستم که این مراحل ابتدایی تمرین دمکراسی سپری خواهد شد و دست اندرکاران این مدرسه سربلند بیرون خواهند آمد. البته نباید اجازه داد که کار به ناسزاگویی و بر خوردهای شخصی بکشد. در اینجور مواقع هم که خودتان به عنوان ناظر بهتر از هر کسی میتوانید مداخله نمایید و با تذکری یا حذف کلمات توهین آمیز سلامت محیط را حفظ نمایید. ناظر عزیز کار بسیار سختی را شروع کردی ولی به ایستادگی ات درود میفرستم.
____
علي ناظر:
مسعود عزيز، تا کي بايد در کلاس اول درجا زد؟ «6967» نظر ثبت شده است.
اگر ما پارسال کلاس اول، بوديم (البته خيلي از کاربران ديپلم هم دارند)، الان ديگر بايد با الفبا آشنا شده باشيم. فکر نمي کنيد، زمان آن رسيده که سعي کنيم و جمله بسازيم؟
  

[تاریخ ارسال: 03 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [  ]  
آقای ناظر, سایت دیدگاه که منعکس کننده نظرات بخشی از ایرانیان می باشداز تشنجات جامعه ایران و دعواهای سیاسی و اجتماعی و طبقاتی که در ایران و خارج از ایران در جریان است دور نیست و این درگیریها که ما شاهد آن در دیدگاه نیز هستیم ادامه خواهد داشت که البته انعکاس تضادهای جامعه ایران هستند. شما نمی توانید بطور مصنوعی صلح و صفا بین این ایدههای خیلی متضاد که ناشی از شکاف سیاسی وطبقاتی در جامعه ایران است را در اینجا بوجود بیاورید و تنها راه عملی برای شما همین است که مثل سابق آن دسته از نوشته های را که شما با ملاک خودتان مناسب نمی دانید سانسور کنید و نگذارید که ثبت شوند و این روش تنها صورت قضیه را پنهان می کند و مطمنا این کشمکشها را در سطح جامعه پایان نخواهد داد. جامعه ایران آماده انفجار است و اپوزیسیون ایران یکدست که نیست هیچ بلکه با هم همانگونه که مطلع هستید رابطه خوبی هم ندارند. دقیقا به همین دلیل امید بستن به اتحاد عمل بین مجاهدین و بقیه اپوزیسیون نیز یک امید واهی است که در نهایت به رویاروی نیروهای سکولار اپوزیسیون با مجاهدین مذهبی ختم خواهد شد. ایدالیسم شما قابل تحسین است اما جامعه ایران در تلاطم است و شما تاثیر آن را در دیدگاه به خوبی می بینید. من فکر می کنم پیشنهاد عملی را شما قبلا تجربه کرده اید و آن محیط سالم و آرامی که شما بدنبال آن هستید برای ما ایرانیان هنوز در دسترس نمی تواند باشد زیرا ما هنوز نبردهای عظیم دیگری را در پیش داریم.البته می توان از ناسزا گفتن در دیدگاه جلوگیری کرد اما مگر ناسزا گفتن یک شکلی از جنگ و دعوا نیست؟!
موفق باشید.
____
علي ناظر:
اگر در جامعه تلاطم وجود دارد، بايد آن را سنجيده ارزيابي کرد. تفاوت فرد روشنفکر و مترقي با افراد عادي يک جامعه دقيقا همين است که مي توانند سنجيده صحبت کنند.
اگر روبروي دانشگاه صف بندي بود، افراد در دو سوي «خط» همديگر را مي شناختند. به ميز کتاب هم سر زده بودند، «تيغ کش» ها را مي شناختند. آنجا دنياي واقعيات بود.
در اين سيستم مجازي کسي کسي را نمي شناسد. و دقيقا به همين خاطر کسي نبايد به ديگري توهين کند.
به هر حال من منظورم را بيشتر از اين نمي توانم توضيح بدهم.
  

[تاریخ ارسال: 03 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: abass rahmati]  [ poyarahmati22@yahoo.de ]  
دوست عزیز آقتی ناظر:
این مسئله را با حذف مطالب رینگ بوکسی میتوانید به آن خاتمه دهید ، چون بعضی قصدا به این مسائل دامن می زنند شما یک بستر آزمایش دموکراسی را ایجاد کرده اید دیگران می خواهند آنرا با پارازیت ها و... آنرا از بین ببرند ولی می دانم ظرفیت شما این فرصت را از انها خواهد گرفت . راه حل این است که مطالب انحرافی را در نظرات( نظر دهید) نگذارید . موفق باشید
  

[تاریخ ارسال: 03 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [  ]  
آقای ناظر عزیز:
تمرين دموکراسي آیا این است که با هم تعارف کنیم و به هم از گل کمتر نگویم؟ آیا در کشوری که شما اکنون در آن زندگی می کنید مخالفین سیاسی با همدیگر دوست و رفیق هستند و به هم بد و بیراه نمی گویند؟ آیا دموکراسی این است که به مخالف سیاسی خود بد و بیراهی را نتوانی بگویی ؟ همانطور که شما می دانید در دمکراسی باید حق قانونی فعالیت سیاسی و ابراز هر نوع عقیده و حرفی از یک شهروند گرفته نشود. حالا ما که شهروند دیدگاه هستیم باید همه مثل هم شویم و این آداب و رسوم تعارفی ایرانی را رعایت کنیم که مخالف سیاسی مان خدای ناکرده رنجیده خاطر نشود؟ آیا در دموکراسی دیدگاه می شود لامذهب بود و آزادنه حتی مذهبیون مجاهد را به چالش کشید؟ می دانم که با بد و بیراه گفتن محیط شلوغ می شود ولی اگر بد و بیراه شخصی نباشد چه اشکالی دارد؟ آیا در انگلستان نمی شود یک مخالف سیاسی آزادانه بگوید که تونی بلر خیلی پوفیوس است؟ یا آیا در آمریکا نمی شود گفت که بوش خیلی ابله و بیشعور است؟ من نمی دانم ما ایرانی ها چه اصراری داریم و چرا اینقدر حساس هستیم که حتما دموکراسی تر تمیز تر از غربی ها داشته باشیم؟!
____
علي ناظر:
آقاي فاضل من نه شما را مي شناسم و نه مي دانم که اسم شهرام فاضل اسم واقعي شماست يا مثل علي ناظر فقط يک اسم مستعار است.
ادب، و رعايت کردن يک سري اتيکتهاي معمول نه تنها از فرد چيزي کم نمي کند، بلکه حرف آن فرد مؤدب در ميان فحاشي و ناسزاگويي و بد و بيراه و برچسب گم نمي شود.
من اگر بگويم محسن رضايي، لاجوردي، رفسنجاني، خاتمي و در رأس همه خميني «جاني» هستند، نه بي ادب شده ام و نه زياده روي کرده ام. ولي وقتي بگويم، و واقعا از شما عذر مي خواهم، که شهرام فاضل «رژيمي» است، نه تنها بي ادبي کرده ام، بلکه پايه هاي اساسي آزادي بيان و دموکراسي را هم متزلزل کرده ام. (هيچ کس جرأت ندارد به توني بلر بگويد «جاسوس آمريکا»)
با پوزش از شما، من با بيشتر حرفهاي شما مخالفم. اما اين مخالفت به من اجازه نمي دهد که چوب برداشته و با برچسب «رژيمي» (يا يگ چيزي مثل آن) شما را از صحنه بيرون کنم.
متين پاسخ گفتن، نه تنها نشانهء ادب است، بلکه نشانهء قدرت کلام و منطق و باور به درستي حرف خود است.
به نظرات خودتان نگاه بيندازيد، چند نفر را با اين چوب رانده ايد؟ و يا ديگران شما را؟
نمي دانم تا چه حدي واژهء «رژيمي» براي شما کثيف و آزار دهنده است. اما اگر کسي به من «رژيمي» بگويد ( چنانکه گفته اند) من تا ماه ها خوابم نمي برد.
«رژيمي» (و يا واژه هاي مشابه) يعني آدمکش، جاني، متجاوز به دخترکان کوچک، غارتگر مال و منال خانوادهء مستمند، استثمارکنندهء کارگران و زنان، و...
حال شما مي گوييد که بي ادب بودن چه اشکالي دارد؟ اشکالش در باور ها و پرنسيب هاي من است.
شما و يا ديگران، به چه حقي و با چه سند و مدرکي، با استفاده از امکانات ديدگاه، به يکديگر برچسب «سربازان امام» مي زنيد؟ کدام يک از شما آن يکي ديگر را مي شناسد که به اين راحتي و مثل نُقل و کشمش، همينکه در منطق و حرف حساب زدن کم مي آوريد، هر چه به دهانتان مي رسد به همديگر مي گوييد؟
و اگر فردي مثل من (نه بعنوان مسوول ديدگاه) اعتراض مي کند شما مي گوييد که چه اشکالي دارد به مجاهدين انتقاد کنيم؟ اين مبحث چه ربطي به مجاهدين دارد؟
باور کنيد، و بعنوان يکي از مخالفين مجاهدين مي گويم، که بايد به شرف و صبر مجاهدين افتخار کرد، که در اين مدت هر چه انتقاد بي جا به آنها شده، و حرف نامربوط در بارهء آنها در همين ديدگاهچاپ شده، چيزي نگفته اند. بايد سر تعظيم و احترام در برابر رفيق فدايي اشرف دهقاني خم کرد که اينهمه «ناحق» گفته شد اما آنها هيچ نگفتند، يکبار به ديدگاه اعتراض نکردند که «تو را چه مي شود؟» چرا اينقدر «آشغال» چاپ مي کني؟ مي دانيد چرا؟ چون به خودشان شک ندارند و شانه هايشان پهن تر از درياي خوني است که بين خلق و خميني صفتان قرار دارد. تحمل مي کنند چون به آينده چشم دوخته اند و خود را اسير «خرده کاري» نمي کنند.
نه! من نگفتم کسي به مجاهدين و يا فدايي و يا راه کارگري (مگر به تقي روزبه کم گفته شد)اعتراض و انتقاد نکند. گفتم اين ستون تبديل به «رينگ بوکس و مکان توهين به همديگر» شده است، و فکر مي کنم اين بازتاب نظر خيلي از کاربران باشد.
تا آنجايي که من مي فهمم اين ستون بر دو پايه استوار است، 1- نقد از نوشته اي مندرج در ديدگاه (که به نظر من بايد در بارهء محتوا و منطق خود متن باشد و به حاشيه کشيده نشود) و 2- پاسخگويي به کاربران که نظرشان ثبت شده است.
به نظر من در مورد اول برخي از کاربران بي توجه بوده اند، و در مورد دوم برخي ديگر «توهين آميز» برخورد کرده اند.
حال اگر «کاربري» از فحش دادن و فحش شنيدن خوشش مي آيد بايد جاي ديگري براي ارضاء خود پيدا کند.
با توجه به نکات فوق، پيشنهاد «عملي» شما چيست؟ و از کاربران ديگر خواهش مي کنم که پاسخ آقاي فاضل را ندهند چون منتشر نخواهد شد. تنها پيشنهادات «عملي» ثبت مي شوند.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.