شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۶ - ۲۳ مه ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

گامی مهم در راستای اتحاد تشکل¬ها و فعالین جنبش کارگری ایران

بهرام رحماني

bamdadpress@telia.com

 

تلاش تشکل­های مستقل از دولت  و فعالین جنبش کارگری برای اتحاد و همبستگی و نهایت امر برای برپایی تشکل سراسری کارگران جدی­تر از گذشته در جریان است. این حرکت را باید به دور از هرگونه تنگ­نظری و سکتاریسمی تقویت کرد. زیرا اکنون مبارزه پراکنده کارگران آن­قدر گسترده است که هر ناظر بیرونی را به این فکر می­اندازد با وجود انبوهی از مبارزه چرا هنوز کارگران ایران فاقد تشکل سراسری خود هستند. چرا فعالین این جنبش دستگیر و زندانی و شکنجه می­شوند، یا مشکلات اقتصادی، نفس آن­ها را بریده است؛ اما در چنین شرایطی، آن­ها باز هم دست از مبارزه بر حق خود علیه سرمایه­داران برنمی­دارند؟! واقعا امروز تشتت و پراکندگی بزرگ­ترین دغدغه فعالین و جریانات کارگری کمونیستی است. البته در این میان خفقان و مشکلات اقتصادی در تشکل­یابی طبقه کارگر تاثیر به سزایی دارد. اما باید به امر اذعان کنیم که تنگ­نظری و سیاست­های سکتاریستی نیز در بین فعالین جنبش کارگری و احزاب و سازمان­های درگیر با جنبش کارگری کمونیستی یک امر غیرقابل انکار است. اگر همه نیروهای جنبش کارگری به این نتیجه نرسند که کارگران بدون مبارزه متحد و متشکل، همواره در معرض دایمی تهدید و تعرض سرمایه­داران و حکومت آن­ها قرار خواهند گرفت، دشواری و موانع پیش روی تشکل­یابی کارگران باقی خواهد ماند. اگر بخش چشم­گیری از فعالین و سازمان­های این نیروی میلیونی به این نتیجه قطعی نرسند که با آگاهی به مواضع مورد اختلاف در کنار هم قرار بگیرند و بحث و تبادل نظر کنند تا تشکل سراسری کارگران مستقل از دولت را به وجود بیاورند، برداشتن هر گامی در این راستا سخت خواهد بود.

اگر با این مقدمه و با این حسن نیت به سراغ تشکل­های موجود مستقل کارگری و نظریات فعالین آن­ها و یا مقالات، مصاحبه­ها، سایت­های اینترنتی و نشریات آن­ها برویم، با این واقعیت روبرو می­شویم که ماتریال انسانی و ابزارهای نسبتا مناسبی در شرایط کنونی در دسترس آن­هاست که در یک زمان­بندی معین امکان به وجود آوردن تشکل سراسری کارگران ایران امکان پذیر است.

در این میان رفقای اتحاد کمیته­های کارگری، گام مهمی در راستای گسترش تشکل­یابی کارگران ایران برداشته و طی فراخوانی در تاریخ 11/9/1385، از فعالین کارگری و تشکل­های موجود به همکاری و تبادل نظر و اتحاد دعوت کرده اند. بی­شک باید به استقبال این فراخوان رفت و دست یکایک رفقای اتحاد کمیته­های کارگری را به گرمی فشرد. بخش­هایی از این فراخوان تحت عنوان «دعوت از فعالین جنبش کارگری»، چنین است:

«در چند سال گذشته شاهد تحرک فعالین جنبش کارگری، برای ایجاد تشکلات کارگری  بوده­ایم. هر یک بنا به شرایط و موقعیت­ها و گرایشاتی که داشته­اند از زاویه­ای به  این مسئله پرداخته­اند و شکل خاصی از تشکل را سازمان دادند و یا زمینه ایجاد آن  شدند.

سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران با سازماندهی چند هزار راننده  این شرکت در تهران و با اعتصابشان توانستند پشت سرمایه­داران را بلرزانند، از جمله  این موارد است. اما پس از اعتصاب شدیدا مورد یورش قرار گرفتند و سرکوب شدند. بازداشت عده زیادی از آن­ها، حمله شبانه به خانه های رانندگان، غیرقانونی اعلام  کردن سندیکای شرکت واحد، بازداشت طولانی منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره این سندیکا و  اخراج بسیاری از فعالین این سندیکا از شرکت واحد، نشانگر شدت سرکوب و برخورد با  آن­ها است. متاسفانه بدلیل عدم آمادگی طبقه کارگر در حمایت از رانندگان شرکت واحد،  سرکوب این سندیکا عملی شد و ضرباتی بر پیکر این سندیکا فرود آمد.

دیگر  فعالین رادیکال جنبش کارگری در تلاش برای همبستگی و هماهنگی بین پیشروان جنبش در  راستای ایجاد تشکل فراگیر کارگری اقدام به ایجاد کمیته­ها و تشکلاتی نمودند. از آن  جمله کمیته پیگیری برای ایجاد تشکلات آزاد کارگری، کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل  کارگری و اتحاد کمیته های کارگری را می­توان نام برد.

واقعیت آن است که  تمام این تلاش­ها، با وجود مثبت بودن و برداشتن یک گام به جلو تا کنون نتوانسته به  هدف خود یعنی برپایی یک تشکل فراگیر و حتی فراهم نمودن زمینه­های آن برسد. هر کدام  از این گرایشات رادیکال در حد توان خود در مقابل تهاجمات سرمایه­داری ایستادگی کرده  اند، اما مسئله ایجاد تشکل فراگیر هم­چنان به عنوان مسئله­ای لاینحل باقی مانده و  ظاهرا پس از گذشت چند سال، هنوز در بن­بست قرار دارد...

با گذشت زمان رادیکالیسم در این گرایشات تقویت شده و بسیاری از فعالین جنبش  کارگری به این نتیجه رسیده­اند که ضروری است برای مبارزه با سرمایه­داری و برای  آن که این مبارزه قوی­تر باشد، باید دست اتحاد وهمکاری به سوی هم دراز کنیم. برای  آن که بتوانیم در تقابل با سرمایه­داری فقط به دادن اطلاعیه بسنده نکنیم و بتوانیم  تحرکات عملی داشته باشیم، ضروری است نوعی از همکاری و هماهنگی را بین خود سازمان  دهیم.

همان­طور که گفته شد اختلافات بین ما اختلافاتی واقعی است و در نتیجه  ضروری است ضمن حفظ موقعیت کنونیمان طرحی برای همکاری منظم حول مبرمترین مطالبات  جنبش کارگری، بین خود داشته باشیم. ما می­توانیم شورای همکاری متشکل از نمایندگان  گرایشات رادیکال جنبش کارگری مثل سندیکای شرکت واحد، کمیته هماهنگی... کمیته  پیگیری... اتحاد کمیته­های کارگری، انجمن فرهنگی کارگری، فعالین فلز کار مکانیک،  دانش­جویان هوادار جنبش کارگری و بسیاری از فعالینی که مستقلا فعالیت می­نمایند،  ایجاد نماییم. این شورا می­تواند وظیفه هماهنگی و همکاری در مقابل تهاجم به فعالین  کارگری و یا به طور کلی طبقه کارگر را به عهده بگیرد. در چنین حالتی فعالین متشکل در  این شورا می­توانند به سهم خود نقش بیش­تری در عرصه مبارزه طبقاتی داشته باشند و  بخش­هایی از کارگران پیشرو را نیز جذب این حرکت نمایند. پراکندگی موجود یکی از  علت­هایی است که بدنه طبقه کارگر را از فعالینش جدا کرده و عملا طبقه کارگر قطبی قوی  در مقابل سرمایه­داری نمی­بیند...

ما به هیچ عنوان تصور نمی­کنیم  که این طرح کامل و بدون نقص است و بلعکس از تمام فعالین جنبش کارگری می­خواهیم که  برای تحقق هدف ذکر شده هر پیشنهادی به نظرشان می­رسد ارائه نمایند. شرایط کنونی  ضرورت چنین همکاری را بین ما فعالین جنبش کارگری بر جسته کرده است و باید این مسئله  را به فال نیک گرفت. نباید روند تهاجم سرمایه­داری به حقوق ما بدون مانع جدی و قوی  تداوم یابد. اتحاد عمل و همکاری بین ما و حرکت در جهت ایجاد تشکلی فراگیر بین  گرایشات رادیکال، باید از حرف به عمل تبدیل گردد».

این فراخوان چه به لحاط مضمون و محتوای سیاسی و طبقاتی علیه سرمایه­داری و چه صداقتی که در بطن و اهداف آن نهفته است، اصولا باید هر فعال و  تشکل کارگری را تشویق ­کند که با شور و شوق به استقبال آن برود. به ویژه این رفقا، فضا را آن­چنان باز گذاشته­اند که هر کسی در آن شرکت کند نه به عنوان مهمان، بلکه از همان اول صاحب خانه محسوب می­شود.

چند روز پس از این دعوت رفقای اتحاد کمیته­های کارگری، در اطلاعیه دیگری در تاریخ 15/9/1385، اعلام کردند: «پس از دعوت از فعالین جنبش کارگری برای تشکیل  شورای همکاری فعالین جنبش کارگری بلافاصله بعضی از تشکلات و فعالین به این دعوت  نامه پاسخ گفتند، از جمله کمیته هماهنگی ... و کمیته پیگیری ... به این دعوت نامه  جواب مثبت داده و از آن استقبال کردند.

تعدادی از فعالین در مورد هدف بالقوه  یعنی ایجاد یک تشکل فراگیر پیشنهادات و نکاتی به نظرشان می­رسید که می­توان همه  آن­ها را در شورای همکاری ... به بحث گذاشت. اما برای آن که ابتدا به ساکن شورای  همکاری شکل بگیرد و راه را هموار نماید ضروری است بر اساس هدف بالفعل آن یعنی  مبرمترین مطالبات جنبش کارگری که همه بر آن توافق داریم مثل: امنیت شغلی، حق آزادی  تشکل و بویژه خنثی کردن تهاجم به فعالین جنبش کارگری آغاز نماییم و شورایمان را  ایجاد نماییم. بنابراین شورای همکاری ... بدون هیچ پیش شرطی ایجاد خواهد شد و ضمن  پرداختن به هدف بالفعلش می­تواند در کنار آن بحث تشکل فراگیر را به تبادل نظر  بگذارد.

ایجاد شورای همکاری فعالین جنبش کارگری، گامی است به جلو برای  ایستادگی محکم­تر در مقابل تهاجمات سرمایه­داری و بر این مبنا مجددا از فعالین دیگر  جنبش کارگری برای شرکت در این شورا دعوت به عمل می­آوریم.»

 

هدف این فراخوان صریح و روشن است. تلاشی جدی برای متحد کردن فعالین و تشکل­های مستقل جنبش کارگری در جهت برداشتن گام­های بلند برای برپایی تشکل­های توده­ای و سراسری طبقه کارگر است. این رفقا به نطقه ضعف مهمی انگشت گذاشته­اند. امروز بزرگ­ترین دغدغه و مشغله و ضعف فعالین طبقه کارگر ایران در دوره حاضر، عدم وجود تشکل سراسری کارگران است. همه به این امر اذعان دارند. اما همه نیروهای طبقه کارگر برای برطرف کردن این ضعف هم­جهت و هم­نظر نیستند. این ضعف و کمبود بزرگی است، به ویژه در این میان تنگ­نظری و سکتاریستی و نظریه­های عجیب و غریبی که بعضی وقت­ها نیز نویسندگان آن مارکس را نیز به غلط به شهادت می­طلبند. مثلا، ادعا می­شود طبقه کارگر نه به دو تشکل توده­ای و حزبی، بلکه به یک تشکل نیاز دارد و این همان تشکل توده­ای است. به لنین و بلشویک­ها حمله می­کنند. پا را فراتر می­گذارند و به مارکس هم متوسل می­شوند تا اثبات کنند او هم مخالف حزبیت بود. گویا این مارکس و انگلس، یعنی بنیان­گذاران سوسیالیسم علمی نبودند که در انترناسیونال اول و دوم تلاش کردند گرایشات مختلف طبقه کارگر از اتحادیه­ها تا احزاب و سازمان­ها و فعالین جنبش کارگری کمونیستی را در یک تشکل بین­المللی متشکل و متحد سازند. مارکس، تمام زندگی خود را وقف مسایل نظری و عملی طبقه کارگر کرد. مگر مارکس و انگلس، «مانیفست حزب کمونیست» را ننوشتند؟ چرا اسم آن را «مانیفست تشکل توده­ای کارگران» نگذاشتند؟! آیا اکنون مارکس زنده بود، چه جوابی به این نوع از رفقا می­داد. حال فرض کنیم یک روز تعدادی از کارگران تشکلی هم به وجود آوردند و گفتند این همان تشکل واحد طبقه کارگر است و نیازی به حزب نیست. اما سئوال بزرگ از این دوستان این است، در شرایطی که کارگران ایران از تشکل­های توده­ای خود محروم هستند، آیا بحث­هایی از این دست به چه چیزی جز تفرقه و پراکندگی خدمت می­کند؟ مگر غیر از این است که کلیه نیروهای جنبش کارگری کمونیستی با هر ضعف و اشکال و ایرادی باید در برپایی این تشکل­ها آستین­های خود را بالا بزنند و در فرصت و موقعیت مناسب نیز از همدیگر انتقاد کنند. این روز­ها مد شده است تعدادی انگشت­شمار دور هم جمع شوند، آن­چنان در حالت خلسه فرو روند که به طبقه کارگر از برج آج امر و نهی کنند؟ به سازمان­ها و احزاب سیاسی کمونیست و لنین و بلشویک­ها بد و بیراه بگویند، چرا؟ چرا وقت خود را صرف تحریف تاریخ جنبش کارگری کمونیستی می­کنید؟ طبیعی است که هر  فرد و یا افرادی دور هم جمع شوند، هر اسمی نیز روی خود بگذارند، هر نوع و روش فعالیت برای خود انتخاب کنند، نه تنها هیچ ایرادی در این کار نیست و آزادی تشکل را باید بدون قید و شرط به رسمیت شناخت، بلکه حق طبیعی­شان است. ایراد و نقد در این است که افرادی انگشت شمار دور هم جمع شوند و با این روحیه آن­چنان به طبقه کارگر امر و نهی ­کنند که حیرت­انگیز است. انگار این دوستان تصمیم گرفته­اند که مبلغ و پرچم­دار برخوردهای ناروا و تئوری­های آن­چنانی و دامن زدن به پراکندگی و اختلاف باشند. برخی از این تیپ دوستان که از قضا برخی مواقع بحث­های درستی را هم مطرح می­کنند باز هم دشمن­تراشی می­کنند. لحن آمرانه و طلب­کارانه و برخوردهای ناروا به دور از نقد دوستانه و سازنده است و به پراکنده­گی و تفرقه بیش­تر دامن می­زند. اما در هر صورت این برخوردها در میان فعالین جنبش کارگری وجود دارد و باید آن را با صبر و شکیبایی تحمل کرد و در فضایی دوستانه و سالم به نقد آن­ها پرداخت. لازم است در این­جا تاکید شود که برخوردهای تند و تیز این قبیل دوستان، نباید به کنار گذاشتن و یا منزوی کردن آن­ها از تشکل­های کارگری منجر شود.

در واقع اگر  کسی و جریانی نمی­تواند راه حل­های اساسی، عملی و پايدار برای برون رفت كارگران از تشتت و پراكندگی بدهد لااقل پوست خربزه زیر پای دیگران نیاندازد. دامن زدن به تفرقه و تشتت طبقه کارگر هنری نیست. اساسا باید اتحاد و تشكل سراسری طبقاتی  كارگران علیه سرمایه­داران محور بحث­های امروزی باشد نه تخریب نیروهای کارگری. بگذارید کارگران ایران این تشکل مستقل از دولت خود را به وجود بیاورند آن موقع در مجامع عمومی آن­ها، می­توان مطرح کرد که آیا کارگران به یک تشکل و یا دو تشکل، یعنی تشکل توده­ای کارگران و حزب نیاز دارند یا نه. امروز کسانی پرچم انحلال سازمان­ها و احزابی که خود را کارگری کمونیستی می­دانند را بالا برده­اند. چنین نگرشی یک خطای سیاسی بزرگی است. بگذارید در ادامه چنین روندی کارگران آزادانه و آگاهانه تصمیم بگیرند که آیا به حزب جدیدی نیاز دارند یا نه؟ آیا به حزب دل­خواه خود می­پیوندند یا نه؟ و یا این که به این نتیجه برسند به هیچ حزبی نیاز ندارند و همان تشکل توده­ایشان کافی است. این هم یک نظر در کنار نظریات دیگر درون طبقه کارگر است. اما طراحان آن زمان و مکان آن را اشتباه گرفته­اند. مشغله­ای برای فعالین کارگری می­تراشند که مشغله امروزیشان نیست. از این رو طرح این بحث در حال حاضر یک بحث انحرافی است. چرا که طبقه کارگر ایران هنوز تشکل­های توده­ای خود را به وجود نیاورده و در آغازین راه قرار دارد، مشغله فعالین آن به بحث­های فرسایشی یک تشکل و یا دو تشکل درگیر شود. پس وظيفه کنونی همه نیروهای جنبش کارگری كمونيستی، سازمان­دهی و رهبری تشكل‌های توده‌ای علیه سرمایه­داران است.

 بحث من در اين­جا، تاکید به این اولویت­ها و ضرورت­های فوری طبقه کارگر است. اگر ترجیح­بندی این اولویت­ها در نظر گرفته نشود، به پیش­برد تشکل­یابی کارگران لظمه می­زند. بحث­های تئوریک و برداشتن موانع نظری در حین عمل سیاسی و اجتماعی کار دایمی کمونیست­هاست. اين كه چگونه می­‌توانيم كارگران را در  تشكل‌های توده‌ای متشكل کنیم نیازمند جواب عاجل است. کمیته­ها و ارگان­هایی که تاکنون فعالین جنبش کارگری به وجود آورده­اند از مهم­ترین و اساسی­ترین اهداف خود، دور شده­اند و به نوعی در جا می­زنند. البته اختناق و فشارهای سیاسی و معضلات کمرشکن اقتصادی قابل فهم است، اما واقعا وضعیت ایران بسیار خطیر است. این کشور آبستن بحران­های اقتصادی فزاینده و احتمال حمله نظامی است. بنابراین، واقعیت­های سیاسی و اجتماعی امروزی ایران، هر فعال جنبش کارگری را باید به این نتیجه برساند که طبقه کارگر ایران، به تشکل طبقاتی خود مانند نان شب نیاز دارد. باید به گیر و گرفت­ها و موانع آن پرداخت. در این میان نقش فعالین متشکل در کمیته­های مستقل کارگری که در سال­های اخیر به وجود آمده­اند بسیار مهم است.

اين كه چگونه كارگران متشكل  شوند و از اين تشتت و پراكندگی دریابند و به عنوان طبقه متحد و آگاه با اتکا به نیرویی خود و مجامع عمومی­شان در همه مسایل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور دخالت فعال داشته باشند یک وجه آن از نقد جدی و همه جانبه و سازنده تفکر سکتاریستی می­گذرد. ضرورت کنونی مبارزه طبقاتی در ایران، این است که دغدغه همه نیروهای منفرد و محافل و سازمان­های کارگری کمونیستی، به امر و مساله تشکل­یابی کارگران معطوف شود. در پروسه این روند تشکل­یابی می­توان به بحث­های بیش­تر برای شفافیت دادن به اهداف و چشم­انداز تشکل طبقاتی کارگران علیه سرمایه­داران پرداخت، اما نباید منتظر ماند که همه مسایل تئوریک و ذهنی به طور شسته و رفته روشن شود. بسیاری از مسایل در پروسه عمل خود را نشان می­دهد و باید هم در همان جا و همان موقع به آن پرداخته شود. از این رو، نباید مشغله­های غیرضروری و کاذب و فرسایشی تئوریک درست کرد.

هدف اصلی تشکل و تشکل و تشکل است! تشکلی مستقل از دولت. تشکلی به اعتبار و با اتکا به نیروی خود کارگران. تشکلی با اتکا به مجامع عمومی. تشکلی که روزبروز توانایی و مقاومت طبقه کارگر در مقابل ستم و استثمار سرمایه­داری را ارتقا دهد و تا جایی پیشروی کند که طبقه کارگر متشکل و آگاه خود را برای دست زدن به تحولات سرنوشت­ساز تاریخی به لحاظ ذهنی و عملی آماده سازد و خود را صاحب معضلات و مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کل جامعه بداند.

یک مسئله مهم  و ضروری دیگر این است که فعالین کمیته­های موجود مستقل کارگری، نیروی بیش­تری به فعالیت­هایشان در صنایع بزرگ اختصاص دهند تا کارگران این بخش­های بزرگ کشور در عرصه تشکل­یابی کارگران پیشگام شوند. تشکل در صنایع بزرگ یکی از مسایل کلیدی تشکل­یابی کارگران ایران و یا هر کشور دیگری و پیشروی آن به اهداف عالیه طبقاتی خویش است.

در شرايط  خفقان و دیکتاتوری حاكم بر ايران، كه جمهوری اسلامی به هیچ­وجه حاضر نيست هيچ­گونه تشكل مستقلی را چه برای کارگران و چه نویسندگان و هنرمندان و دانش­جویان و زنان را بپذیرد. در کشوری که به طور رسمی و قانونی آزادی بیان و تشکل و اعتصاب وجود ندارد. شرایط فعالیت برای فعالین این جنبش­ها سخت و دشوار است. تاکنون نیز فعالین آن­ها تاوان و بهای گزافی را اگاهانه پرداخت کرده­اند. فعالین این جنبش­ها در عمل نشان داده­اند که در همین شرایظ نیز می­توان تشکل مستقل توده­ای را برپا کرد و آن را با مبارزه از پایین به حکومت تحمیل نمود. اعتصاب جسورانه کارگران شرکت واحد اتوبوس­رانی تهران و حومه و یا کمیته­های موجود که فعالین کارگری به وجود آورده­اند این واقعیت غیرقابل انکار را در مقابل جامعه ما و به ویژه کارگران قرار داده است. هرگونه تفکری که نخست باید مجوز دولت را گرفت تا تشکل به وجود آورد، اگر توهمی بیش نباشد اساسا تفکری راست و برای تشکل و مبارزه کارگران مضر است.

یک مسئله مهم دیگر در عرصه تشکل­یابی کارگران، این است که گرايشات مختلف در درون جنبش كارگری را به عنوان یک واقعیت پذیرفت و  به رسميت شناخت. در عین حال توهمات کمبودها و اشکالات آن­ها را نیز در فضایی صمیمانه و رفیقانه مورد نقد سازنده قرار داد، نه با هدف صرفا افشاگری. مساله گرایشات درون طبقه کارگر را نمی­توان با صدور اطلاعیه و قطعنامه حل و فصل کرد، بلکه با صبر و شکیبایی و بحث­ها و نقد­های متقابل سازنده در پروسه عمل سیاسی است که به سرانجام می­رسد.

حقیقتا همکاری و تبادل نظر و احیانا اقدام مشترک فعالین و کمیته­های موجود کارگری یک ضروت تاریخی است. برای مثال، اقدام مشترک کمیته هماهنگی... کمیته پیگیری... اتحاد کمیته­های کارگری، انجمن صفنی كارگران برق و  تاسيسات غرب تهران، انجمن صنفی برق و فلزكار كرمانشاه، سنديكای كارگران شركت واحد و غيره در رابطه با قانون کار و تعیین حداقل دست­مزدهای سال 1386 که اکنون از سوی حکومت مطرح و در حال تصمیمی­گیری است، اقدامی موثرتر است. یا تلاش برای لغو احکام ضدکارگری دستگیر شدگان اول ماه 1383 سقز، سازمان­دهی مشترک برنامه­های 8 مارس، روز جهانی زن و اول ماه مه، روز جهانی کارگر و... اقدامات مشترک این چنینی پروسه نزدیکی فعالین این تشکل­ها را هموار می­کند.

بیش از دو دهه است که بحران­های متوالی اقتصادی و اجتماعی جمهوری اسلامی، اکثریت مردم ایران، به ویژه کارگران و مردم محروم را در مشقت و درد و رنج فزاینده­ای قرار داده است. در اثر این بحران­های ویرانگر اقتصادی، صنایع کوچک و بزرگ فلج شده است، ورشکستگی اقتصادی و تعطیلی کارخانه­های بزرگ صنعتی، به خصوص صنایع نساجی، ریسندگی و بافندگی، در سال­های اخیر آن­چنان ابعاد گسترده­ای به خود گرفته است که فقط در اوایل سال 1385، نزدیک به دویست هزار کارگر از کار اخراج شده­اند. بنا به اقرار دست­اندرکاران خانه ضدکارگر جمهوری اسلامی و نمایندگان مجلس ارتجاع، صنایع مهم کشور یکی پس از دیگری دچار بحران می­شوند. دزدی، اختلاس، رشوه خواری، فساد اداری و اختصاص بودجه­های کلان میلیاردی به عرصه نظامی­گری و دست­یابی به سلاح­های کشتار جمعی اتمی، و رقابت با رقبای خود در سطج منطقه، با پشتیبانی و حمایت از گروه­های تروریستی حزب­الهی و حتی از گروه­های راسیستی در سطح جهانی که در کنفرانس «هولوگاست» تهران شرکت کرده بودند، به سیاست روزمره حکومت سرمایه­داری جمهوری اسلامی و سران آن تبدیل شده است و متاسفانه تاوان همه آن­ها را نیز طبقه کارگر می­پردازد. آیا طبقه کارگر ایران در سطح سراسری خود را متحد و متشکل کرده بود جمهوری اسلامی جرات می­کرد به این شیوه با کار و زیست و زندگی کارگران رفتار نماید؟ قطعا نه! بنابراین، بیش­ترین ضرر و زیان و خسارت­های بحران­های اقتصادی و سرکوب­های سیاسی جمهوری اسلامی، متوجه جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانش­جویان و جوانان و جنبش­های برابری­طلب و آزادی­خواه هم­چون جنبش انقلابی کردستان است. جمهوری اسلامی، که برای دست­یابی به سلاح­های کشتار جمعی با رقبای خود مانند آمریکا و اسرائیل و غیره مسابقه می­دهد، در حالی که ایران، پس از روسیه بزرگ­ترین دارنده منابع عظیم گاز در جهان است، گاز مناطق سردسیر غرب کشور، در زیر بیش از 30 درجه سرمای سوزناک مختل شده است و جمهوری اسلامی، علاقه چندانی به تامین نیازهای مردم کردستان، آذربایجان، خوزستان، سیستان و بلوچستان و...، از خود نشان نمی­دهد. اکنون بنا به اطلاعیه سازمان برق ایران، احتمال این که برق به طور مداوم حتی در تهران قطع شود پیش­بینی شده است. سنديكای صنعت برق ايران در نامه‌ای به سران سه قوه، اعلام داشته که شركت‌های صنعت  برق ايران در چند سال اخير به علت تنگناها و کمبودهای بودجه‌ای و اعتباری وزارت  نيرو با تهديدهای جدی و جبران‌ناپذيری مواجه شده و اکنون اين شرکت‌ها در آستانه  ورشکستگی قرار داده است. سوخت و بنزین نیز در استان­های سیستان و بلوچستان و آذربایجان و کردستان، جيره‌بندی شده و باندهای جمهوری اسلامی، گاز و نفت و بنزین را در بازار سیاه با قیمت گزافی می­فروشند. احتمال این که پس از  جيره‌بندی سوخت در غرب كشور، نوبت جیره­بندی سراسر ایران نیز از راه برسد دور از انتظار نیست.

احمدی­نژاد، رییس جمهور رژیم اسلامی، در تبلیغات انتخاباتی خود و پس از آن، همواره وعده آوردن پول نفت بر سر سفره مردم را می­داد، در حالی که اکنون نه تنها هیچ­کدام از این وعده­هایش عملی نشده است، بلکه سرکوب اعتراضات کارگران و اخراج و به محاکمه کشیدن فعالین کارگری و گرانی و تورم مایحتاج روزانه مردم بسیار نیز بالا رفته و به مرحله غیرقابل تحملی رسیده است. در این مدت حدود یک سال و نیم ریاست جمهوری وی، روزبروز مشکلات و معظلات اکثریت مردم ایران، افزایش یافته و در سطح بین­المللی نیز احتمال تحریم اقتصادی همه جانبه و حمله نظامی نیز هم­چون شبح هولناکی بر سر مردم ایران به پرواز درآمده است.

قیمت اجناس مایحتاج روزانه مردم، هم­چنان در حال افزایش است. بنا به گفته عبدالرحمان چراغعلی، مدیرعامل سازمان میادین میوه و تره بار شهرداری تهران، طی روزهای اخیر نرخ مرکبات تا 50 درصد افزایش یافته است.

افزایش قیمت­ها به حدی سرسام­آور است که محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس فراکسیون اصولگرایان اقرار کرده است دولت و مجلس در کنترل قیمت­ها موفق نبوده و سطح عمومی قیمت­ها در برخی موارد از کنترل بیرون رفته است.

از سوی دیگر احمد بزرگيان، نماينده مجلس گفته است، خط فقر در تهران 500 هزار تومان و در شهرهای ديگر کشور 350 هزار تومان است.

به گفته احمد بزرگيان، اين عضو فراکسيون اکثريت مجلس شورای اسلامی، سياست­های غلط دولت در حوزه اقتصاد کار را به جايی رسانده که «تخم مرغ شانه­ای 1100 تومان به شانه­ای 3000 تومان رسيده است.»

بدین ترتیب، فقرا روز به روز فقيرتر می­شوند و سرمایه­داران روزبروز پولدارتر. آیا مردم فقیر توان خريد تخم مرغ دانه­ای 90 تومان، 5 نان تافتون 300 تومان، یک پاک شیر سویا  2000 تومان، کرایه آژانس رفت و برگشت 6000 تومان، نان سنگگ بزرک 250 تومان، یک بسته کوچک ریحان 250 تومان، نخود کیلوئی 1200 تومان، لوبیای قرمز کیلوئی 1700 تومان، سیب زمینی کیلوئی 600 تومان، پیاز کیلوئی 700 تومان، گوجه فرنگی کیلوئی 2200، پنیر پاکتی250 گرمی  3000 تومان...

سطح فقر و گرانی به جایی رسیده که گردانندگان مجلس شورای اسلامی نیز در این مورد هشدار می­دهند، دلیلش نگرانی آن­ها از اعتراضات توده­ای است.

در چنین شرایطی، روزنامه کيهان جمهوری اسلامی، به گوشه­ای از یک رقم خرید موشک­های ضدهوایی جمهوری اسلامی از روسیه اشاره کرده است. این روزنامه، در خبر مربوط به خريد موشک­های ضد­هوايی «تور ام يک» از روسيه، هزينه پرداختی از سوی جمهوری اسلامی بابت آن را «1 ميليارد و 400 ميليون دلار» اعلام کرده است

در چنین شرایطی، سران جمهوری اسلامی، ادعا می­کنند که محاصره اقتصادی تاثیری بر ایران ندارد. اگر جمهوری اسلامی، غنی­سازی اورانیوم را قطع نکند احتمالا شورای امنیت سازمان ملل در اسفند ماه تحریم­های شدیدتری را علیه ایران اعمال خواهد کرد، در این صورت نرخ مایحتاج مردم و هزینه دارو و درمان که در حال حاضر کمرشکن است وخیم­تر نیز خواهد رفت.

فعالین کارگری ایران، با وجود اختناق سیاسی و فشارهای اقتصادی، گام­های مهمی رو به جلو برداشته­اند. کارگران ایران، در اعتراضات چند سال اخیر تجارب ارزنده­ای کسب کرده­اند. اکنون دعوت رفقای اتحاد کمیته­های کارگری، مبنی بر این که «ما می­توانیم شورای همکاری متشکل از نمایندگان  گرایشات رادیکال جنبش کارگری مثل سندیکای شرکت واحد، کمیته هماهنگی... کمیته  پیگیری... اتحاد کمیته­های کارگری، انجمن فرهنگی کارگری، فعالین فلز کار مکانیک،  دانش­جویان هوادار جنبش کارگری و بسیاری از فعالینی که مستقلا فعالیت می­نمایند،  ایجاد نماییم. این شورا می­تواند وظیفه هماهنگی و همکاری در مقابل تهاجم به فعالین  کارگری و یا به طور کلی طبقه کارگر را بعهده بگیرد. در چنین حالتی فعالین متشکل در  این شورا می­توانند به سهم خود نقش بیش­تری در عرصه مبارزه طبقاتی داشته باشند و  بخش­هایی از کارگران پیشرو را نیز جذب این حرکت نمایند.» اقدامی ارزنده و موثر و یک نیاز سیاسی و اجتماعی و طبقاتی کارگران ایران است را باید از هر طریق ممکن تقویت کرد و به استقبال آن رفت.

ما، به نوبه خود بی­وقفه در جهت سرنگونی حکومت سرمایه­داری جمهوری اسلامی و برای تحقق شعار «آزادی، برابری، حکومت کارگری» ، با خلوص نیت و بدون کم­ترین ادعا و طلب­کاری مبارزه می­کنیم. انبوه مطالب نشریات جهان امروز و پیشرو، تلویزیون کومه­له، مصاحبه­ها و گفتارها و برنامه­های رادیوی حزب کمونیست و کومه­له و رادیوی 24 ساعته، بیانیه­ها و قطعنامه­های کنگره­ها و پلنوم­های حزب کمونیست ایران و کومه­له، به خوبی این عرصه وسیع کمونیستی ما را نشان می­دهند. مبارزه ما، همواره در معرض نقد و بررسی و ارزیابی دایمی نیروهای جنبش کارگر کمونیستی قرار دارد. ما با تبلیغ و ترویج مواضع کارگری کمونیستی، در عین حال آگاهانه وظیفه خود می­دانیم که از هر اقدام کوچک و بزرگ برای اتحاد طبقاتی کارگران سراسر ایران و مبارزه آن­ها بر علیه سرمایه­داران و حکومت حامی سرمایه، نه تنها استقبال می­کنیم، بلکه از طرق مختلف نیز هر قدمی را که به نفع طبقه کارگر برداشته شود عمیقا تقویت می­کنیم.

 

* برگرفته از نشریه جهان امروز شماره 184، نیمه دوم دی ماه 1385 - نیمه دوم ژانویه 2007

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



[تاریخ ارسال: 22 Jan 2007]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
رفیق رحمانی عزیز به نظرم سه خطر تشکلهای کارگری را تهدید میکند اول اینکه تشکلهای کارگری صرف نظر از اینکه چه فرمی به خود بگیرند باید در درجهء اول مستقل باشند تا بورژوازی نتواند عناصر خود را در درون آن بفرستد خوشبختانه این مهم در جنبش طبقهء کار گر کاملاٌ حساس شده است کارگران ایران به حدی از آگاهی رسیده اند که چندین سال است که شعار تشکل مستقل را میدهند واز خانهء ضد کارگری رژیم بیزارند استقلال طبقاتی کارگرا ن حتی در پیش بر د انقلاب سوسیالیستی بسیار مهم است دوم اینکه تشکل کارگری نباید زایدهء حزب یا هر سازمانی باشد حتی آن حزب یا سازمان چپ ومارکسیستی باشد باید تشکل یابی کارگران بنا به تز سوم فوئر باخ مارکس انجام شود کارگران باید خود به آگاهی برسند وتشکل را با دستان خود بوجود آورند هیچ حزبی حتی چپ حق ندارد مثل حزب توده یک کمیته ای از افراد خود تشکیل دهد بعد به کارگران حقنه کند که آنرا به عنوان یک تشکل کارگری بپذیرند تشکل کارگری نباید زایدهء حزب باشد البته کومونیستها می توانند در درون تشکلهای طبقهء کارگر فعالیت کنند ونظرات خودرا ترویج کنند وبا پیشگام کارگری ارتباط بگیرند ولی هرگونه تصاحب جنبش وتشکل کارگری به کارگران ضربه میزند واز استقلال طبقاتی آنها می کاهد طبقهء کارگر باید خود به آگاهی وبه سطحی از مبارزهء طبقاتی برسد که بفهمد باید تشکل داشته باشد زایدهء حزب بودن خطری است که جنبش طبقه کارگر را تهدید میکند مثل جنبش کارگری وسندیکائی چند ماه پیش که حزب کومونیست کارگری علی الرغم اینکه به کار سندیکائی اعتقاد ندارد جنبش سندیکائی اخیر را تحت رهبری خود دانست ومدام تبلیغ میکرد وداد کارگران را در آورده بود به نظرم به این خطر باید بها داده شود وسازمانها ی اپور تونیست موج سوار باید افشاء شوند واز صفوف طبقهء کارگر طرد گردند سومین خطری که تشکلهای طبقهء کارگر را تهدید میکند این است این تشکلها از درون بورو کراتیزه شوند این خطر تشکل طبقهء کارگر را فاسد میکند چیزی که ما در اروپا شاهدیم سوسیالیستها باید در درون تشکلهای طبقه کارگر با این خطر مبارزه کنند انقلاب آینده از درون تشکلهای کارگری هست که نضج می گیرد بکوشیم تشکلهای طبقهء کار گر را از این سه خطر به رهانیم فقط مبارزه با این سه خطر است که راه انقلاب آینده هموار میگردد وطبقهء کارگر به حدی از آگاهی می رسد که خواهد فهمید که برای حل مسئلهء خود باید با سرمایه داری جنگ کند وآنرا به زیر بکشد وقدرت سیاسی بگیرد بدون مبارزه با این سه خطر رهائی امکان ندارد وجنبشهای اجتماعی به کج را ه خواهند رفت وانقلاب عقب می افتد   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.