شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷ - ۱۲ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

اگر او مادر من بود
درد دل علي ناظر

علی ناظر

اگر از دماغ مادرم خون بريزد، اگر چادر از سر مادرم کشيده شود، اگر در خيابان کسي به من بگويد مادر قحبه، اگر ... آنقدر رگ غيرتم ورم مي کند، آنقدر فرياد مي کشم و مشت گره مي کنم، و از همه و همه کس توقع خواهم داشت ... آنقدر مي گويم و مي نويسم تا جهان از خواب بيدار شود.
اما «عليقلي» که مادر من نيست.
بالاخره مبارزه هزينه دارد. بالاخره از مجاهدين است. مسلمان است، بالاخره...

ولي اگر مادر من، «عليقلي» بود. اسم سايتم را سايت عليقلي مي گذاشتم. در تمام رسانه ها از آنچه بر او و فرزندانش رفته مي گفتم. جهان را به بي عدالتي محکوم مي کردم. کاري مي کردم کارستان.
اما «عليقلي» مادر من نيست.
آخ، اگر «عليقلي» مادرم بود. مدافعان حقوق زنان را خطاب قرار مي دادم. چرا سکوت؟
آه، اگر مادر من بود، مادر عليقلي؛ کاغذ به دست بر سر هر کوچه، در زير برف و باران، در سوز سرما، امضا جمع مي کردم. تقاضاي حمايت مي کردم، مي خواستم دنيا براي آزادي او به پا خيزد.
فرياد مي زدم، مادرم، مادر عليقلي در بند است.
حيف، مادر عليقلي، مادر من نيست.
کاش، مادرم بود تا فرياد بزنم: آي آدمها، مادرتان در بند است.
مادر ربايان، زن ستيزان آمدند. بردند، پاي مال کردند.
ناموس من و تو را به حراج گذاشتند.
کشتند.
آي آدمها... سکوت چرا؟
نگرييد، آه نکشيد، تأسف نخوريد.
فرياد بزنيد – مادرم را بردند. مادرم در بند است.
در بند رذل ترين اراذل. در بند شنيع ترين جاني، در بند جابرترين، ظالم ترين، زن ستيز ترين زندانبان.
اگر مادر عليقلي مادر من بود...
از فراخوان شوراي ملي مقاومت براي نجات مادر عليقلي حمايت مي کردم. [تماس با سايت همبستگي ملي]
براي اطلاعات بيشتر [مقاله ايرج مصداقي]، [متن فراخوان شورا]
علي ناظر
22 بهمن 1385
سالروز انقلاب؟ [روزي که مادر عليقلي مادر من شود انقلاب کرده ام]
*[عکس مجاهد شهيد شهناز عليقلي – 4.5 سال زنداني بود و در عمليات فروغ جاويدان به ستارگان پيوست]

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 20 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: ساسان]  [  ]  
مفهوم مادر نیز می رود تا به دستمایه ای برای فرا فکنی تعدادی از عناصر سیاسی فعال بدل شود، هر چند بسیار اندیشیدم که در ورای نگاه سازمانی چگونه فریاد کنم که برخی مفاهیم به قدری بار انسانی و عاطفی با خود به همراه دارد که سرشت و سرنوشت هر انسانی نسبت به ادراک خویش ،استفاده از مفهوم و حتا واژه مادر در ادبیات سیاسی را به سخره می گیرد. چه خوب بود اگر نوشتاری قلمی می شود قدری هوشمندانه به شکل و مفاهیم پایه ای آن نیز اهمیت داده شود تا اثر خود را نه تنها در ذهن مخاطب رسوب کند بلکه در کنش او نیز متبلور شود، مگر جنایت های عریان بی شمار نظام جمهوری اسلامی در پرده ابهام است که باید برای زدودن ابهام به مفاهیم عاطفی توسل جست. به همین روی، اشاره سخنم نه با سازمان هاست و نه با انسان هایی که در مسیرهای تعیین شده گام برمی دارند و حاضر نیستند به رنج تاریخی انسان و عصیان انسان و تغییر آفرینی انسان نیم نگاهی کنند.روی سخنم با انسان های فراسازمانی مستقلی است که توانایی اثرگذاری دارند، سرانجام اینکه بیاییم به جای وام گرفتن از مفاهیم عاطفی با شاخص انسان بنویسیم، با شاخص انسان سخن بگوییم و با شاخص انسان فراخوان صادر کنیم تا دیگران دچار این پراکنده کاری ها نشوند.
اگر ارزش مادر در اندرونمان نهادینه است پس همه می دانیم که یک مادر قبل از اینکه مادر شود، انسان است.
  

[تاریخ ارسال: 15 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: farhad javadzadeh]  [ shirinlove@yahoo.com ]  
مشکل حميد چاووش و امثال ايشان اينست که همه چيز را از دريچه تنگ منافع گروهی و سازمانی ميبينند و بس و البته اين نوع طرز فکر را سازمان مجاهدين به اعضا و هوادارانش اموخته که چشمتان را نسبت به همه چيز و همه کس ببنديد و فقط منافع سازمان و رهبری را در نظر داشته باشيد ؟!! از همين ديدگاه است که ايشان با تمسخر به امضای من و ما برخورد ميکنند!   

[تاریخ ارسال: 13 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: حمید چاووش]  [  ]  
آقای فرهاد و فرهنگ و دیگرانی که فکر میکنید یک امضایشان در زیر یک فراخوان میتواند شق القمر کند و یک زندانی سیاسی را اززندان آزاد کند. متاسفانه این نمونه فراخوان ها و امضاء ها خیلی وقت ها به ضرر زندانی میشود و کاسه کوزه او و وکیل اش را برهم میریزد. مگر فراخوان دیدگاه که همه به آن استناد میکنید توانست شهید ولی الله فیض را آزاد کند؟ زیاد به امضای مبارکتان ارج و قرب نگذارید. دنیا فلاکت زده تر از این است که با اسم مقدس شما از بدبختی نجات یابد. مجاهدین هم اگر فراخوان میدهند کنارش ضد جور کار دیگر میکنند و یک سره توی پارلمانها و مجامع حقوق بشری رفت و آمد دارند و استراتژیشان هم فراخوان و امضاء نیست بلکه جنگ مسلحانه است . امضایتان را حفظ کنید به درد کارهای بهتری شاید بعدا بخورد. موفق باشید   

[تاریخ ارسال: 13 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: سارا كسروي]  [  ]  
در ايران شش صد سال قبل از مسيحيت قوانيني جاري بود كه امروزه توسط عده بيشماري از كارشناسان حقوق بعنوان اولين منشور حقوق بشر شناخته شده است. حال بايد هموطناني را نظاره كرد كه بر سر دفاع از حقوق يك مادر يك انسان و يك زن دچار ترديد هستند.
غافل از هر تنگ نظري مگر اساس موجوديت رژيم روي ضديتش با انسان نيست؟ مگر دفاع از اين حق پايمال شده دفاع از حريم انسان, مادر و زن سركوب شده, و دفاع از تاريخ مبارزات رهائي بخش انسان نيست؟ مگر مي شود دفاع از حقوق انسان را به نژاد, زبان , رنگ ,فرهنگ, اعتقادات ... ويا وابستگي گروهي مشروط كرد.
اگر اين مطالب را مي نويسم به اين دليل است كه براي آندسته از دوستاني كه در عفلت هستند ارزش قائلم, وقتي شانس آينرا يافتم كه از نزديك آنها را ببينم و معاشرت كنم خواهند ديد كه در كلامم صادقم. ضروريست كه در شرايط سخت يار و ياور و غمخوار هم باشيم. به دوستي كه حاضر نيست از اين حق پايه اي مادرمان دفاع كند قول مي دهم در مسير مبارزه با خميني اگر حقش پايمال شد به شرفم قسم مي خورم كه از او دفاع كنم, چون من با خودم عهد كرده ام كه هر هموطني كه قلبا سرنگوني اين رژيم را مي خواهد عضو خانواده خودم بدانم.
  

[تاریخ ارسال: 13 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: ایرانی]  [  ]  
لابد توجه کرده‌اید فراخوان آقای مصداقی یک هفته زودتر از شورای ملی مقاومت صورت گرفت! امیدوارم این دیر کرد با تلاش های بعدی آن‌ها برای نجات مادر علیقلی جبران شود.   

[تاریخ ارسال: 13 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: farhad javadzadeh]  [ shirinlove@yahoo.com ]  
دقيقا با نظر اقا يا خانم فرهنگ موافقم. ضمن محکوم کردن رژيم اسلامی حاکم بر ايران و اعتراض به زندانی کردن ان مادر محترم هيچوقت در فرا خوان مجاهدين شرکت نميکنم زيرا فقط و فقط جنبه تبليغاتی دارد و بس .

هزاران بارهم شاهد اينگونه موارد بوده ايم .

فرهاد
  

[تاریخ ارسال: 12 Feb 2007]  [ارسال‌کننده:  زندانی سیاسی سابق]  [  ]  
آقا یا خانم فرهنگ متأسفانه افرادی که مثل شما منافع گروهی شون را بر حقوق انسانی مادر دردمندی چون مادر علیقلی که فجیع ترین ستمهای ملاهای ایران بر او و خانواده اش رفته است را ترجیح میدهند چنین قضاوتهایی میکنند.

توصیه میکنم دوباره نوشته تان را بخوانید و کمی فکر کنید. کینه ی شما به مجاهدین بر کینه تان به رژیم سفاک خمینی که در این سه دهه ی اخیر جز باران ستم و زجر و شکنجه چیزی نصیب مردم ایران نکرده غلبه دارد. اگر برایتان حقوق انسانها اصل بود چنین قضاوتی نمیکردید.

آقای ناظر با تشکر از شما و مقاله ی خوبتان.
  

[تاریخ ارسال: 12 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: فرهنگ]  [  ]  
با سلام وخسته نباشید
من نظرم را گفتم . حال ممکن است باب میل بعضی نباشد . ولی یک بار نظرم را دادم واین دیگر با خوانندگان است که خود چه نظری دارند. ولی خوب این همه جوابگوئی را هم میشود فهمید ازکجا سرچشمه میگیرد.
  

[تاریخ ارسال: 12 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: شیخ جعفر قندی شهدیقی]  [ shikjafar@yahoo.com ]  
برادر شریف و دلسوخته آقای ناظر.پرونده سیاه جمهوری خبیث وآلوده به انواع رجاسات جمهوری اسلامی از روز اول و آغاز و ابتدای به حکومت جز جنایت و خیانت به ملت شریف و مظلوم ایران و به عذاب و بلا افکندن زنان مظلوم ایران نبوده و نخواهد بود.اما مفسده گرهای حاکم اگر فکر می کنند که روزگار همینطور چرخش می کند و بر مراد ظلمه می گذرد اشتباه می کنند بنا بر تاکید قرانی که همین ها به بازیش گرفته اند در سوره آل عمران آیه 139 می فرماید :..وتلک الایام نداولها بین الناس ولیعلم الله الذین آمنوا ویتخذ منکم شهداء والله لا یحب الظالمین . ولیمحص الله الذین آمنوا ویمحق الکافرین. معنی و یک مختصر تفسیر این است که میفرماید روزگار چرخش میکند و گردش می کند و زمان و سنت تاریخ مثل یک رودخانه ای سریان و جریان دارد بین مردم و به یک سرمقصد و مقصودی روانه است و خداوند میشناسد صاحبان ایمان حقیقی و پاکیزه را و از زمره آنها انتخاب می کند شهیدان والامقامی امثال خانواده این مادر شریف را و خداوند بیزار است از ظالمانی امثال حکام جمهوری اسلامی یعنی خداوند در کنار مردم و در میان مردم و در درون مردم است و خداوند پاکیزه و درخشان می کند ایمان آوردگان را در کشاکشها تنهایشان نمیگذارد و صیقلشان می دهد و ظالمان را همانطوری که این جنایتکارهای حاکم بر مملکت ما را را به ورطه حماقت در انداخته در نادانی و حماقت خودشان گمراهشان می کند و غرقشان می کند تا فرو بروند در منجلاب اعمال قبیح و فاسدشان . بنا بر این این جنایتکارانی که اینطور به مادران و خواهران و دختران ما ظلم می کنند روزی را خواهند دید و لمس خواهند کرد که بقول حدیثی از امام جواد روز :یوم العدل علی الظالم، اشدا من یوم الجورعلی المظلوم . یعنی روز اجرای عدل بر ستمگر، شدیدتر و سخت تر از روز ستم بر مظلوم است فرا برسد و اینها آخر و عاقبتی را که سنتهای مستحکم حاکم بر تاریخ بشر و بشارتهای خدای مردم وعده داده ببینند و لمس کنند. خداوند و ملت ایران هرچه زودتر ریشه این حکومت جابر و فاسد را برکنند.   

[تاریخ ارسال: 12 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: بهروز]  [  ]  
مادرم نزذ مابود برایشان مطلب راخواندم در خاتمه گفت شیر مادرتان حلالتان باد.منهم میگویم دستتان دردنکند بر علیه استبداد مذهبی حاکم هرچه متحدتر و هرچه یک صداتر.   

[تاریخ ارسال: 12 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: شاهین]  [ shahin_be2002@yahoo.com ]  
با درود
باید از حقوق این شیر زن شریف که این همه سال پایداری کرده است حمایت بعمل آورد. این مادر گذشته از داغ دلدیدگی بخاطر از دست دادن عزیزانش خود نیز مبارز است که به بند چلیدان در آمده است.
البته جا تعجب و تحسین دارد که بلاخره مجاهدین هم بفکر طرفدارانشان و هوادارانشان شدند.
و حداقل در دفاع از حقوق این مادر فراخوان دادند وگر نه آنها همیشه با اصل فدا و ایثار با بی توجهی به چنین جنایات رژیم و سکوت عملا به رژیم هم خدمت می کردند و مبارزان را در مظلومیتشان تنها می گذاشتند که دهها مورد از آنها در سالهای گذشته وجود داشته است.

دوستانی هم که از تبعیض گله کرده اند باید گفت که این مختص فقط به مرتبطین با مجاهدین نیست. خب یه عده ای رو مستقیم و غیر مستقیم رژیم ساپورت می کند یه هو می بینی خانم دو روز بازداشت می شه بعد تمام دنیا به هم می ریزه خالا خانوم چکاره هست ؟ وبلاگ نویس و بعد همه نوع جایزه بهش هدیه می شه آیا فکر نمی کنید برای به انحراف رفتن مبارزه دست رژیم تو این نوع کارها باشه ؟؟؟ خانوم سه روز بازداشت می شه بعد با پاسپورت رژیم سر از آمریکا در می یاره و پای ثابت تلویزیون آمریکا می شه بعنوان فعال حقوق بشر!!!؟؟؟ حالا از حقوق کی و کجا دفاع کرده معلوم نیست من گاها فکر می کنم که یه بده بستونی بین این سازمانهای اطلاعات و امنیت کشورها در مطرح کردن برخی بعمل می یاد و این سازمانهای حقوق بشری هم کاملا مرتبط با آنها هستند. چرا که اتفاقا کسانی تو بوق کرنا می شند که دنبال براندازی رژیم نیستند و سر و سری هم با رژیم داشته اند اگر بگویم گاها حتی برای مطرح شدن برخی از اینها سفارتهای خود رژیم هم فعالیت می کنند بیجا نگفته ام.
آخه چطور می شه برای مثال زهرا عموجانی همسر عباسی 20 ماه زندان باشه با بچه خردسالش و محروم از مرخصی و غیره که اتفاقا همان موقع شاید تنها سایتی هم که بیشترین اهتمام را به این مسئله می داد همین سایت دیدگاه بود البته بدون موضع گیری شاید در آن مقطع سیاست سایت دیدگاه فقط انعکاس هرچه اخبار دریافتی بود.
به هر روی آن زن بیچاره بعد از فشار خیزش خردادماه سال 1382 هم که از زندان در تیرماه آزاد شد و تبعید و ممنوع الخروج از کشور تا همین چند ماه پیش کسی چیکش در نیومد که چرا اون زن اسیر شده جرمش چی بوده گیرم همسرش فعال سیاسی و مبارز دیگه گناه زن و بچه اش چیه؟ حتی رو این اصل که جنایتکاری رژیم رو به دنیا نشون بدن از پرداختن به موضوع اون زن بیچاره و بچه اش دریغ می کردند. که همین سکوت اپوزیسیون رژیم را در فشار بیشتر گستاختر می کرد و نتیجه مبارزه لوث می شود وقتی مردم این تبعیض و بی عدالتی را می بینند. بعد از 5 سال که عباسی از آذربایجان رفت تازه رژیم اجازه داد همسرش به آنجا سفر کنند این هم نمونه دیگر خباثت رژیم در حالی که هنوز که هنوز است آن زن بیچاره بیش از 5 سال است از همسر و نزدیک به 3 سال است از بچه هایش دور افتاده که حالا سازمان ملل بناست تا چند وقت دیگر او را به نزد خانواده اش منتقل کنند. حالا اگر همین زن وابسته به جریانهایی دیگر بود آیا روزگار دنیا را این رسانه ها سیاه نکرده بودند؟
براستی چرا در عرصه مبارزه و اپوزیسیون هم رژیم پدیده خودی و غیر خودی را ترویج کرده است؟
  

[تاریخ ارسال: 12 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: رزا روشن]  [ rosa_roshan@yahoo.de ]  
دوست عزيز نگارنده
اين بد ترين دفاع از زن ،زني زنداني ميباشد. هيچ زني نبايد مورد خشم و يا دلسوزی قرار بگيرد چون ناموس است و بقيه ماجرا. .. شايد هم منظورتان را درست نفهميده باشم. که اميدوارم اين مورد باشد. من به زندان انداختن خانم عقيلي را محکوم ميکنم
. زناني هم که به جرم زنا يا قتل در زندانند نيز بايد برای آزاديشان تلاش کرد و تلاش ميکنيم. اغلبشان به دليل دفاع از خود در برابر تجاوز مردانشان به خود و يا به کودکانشان و یا دفاع از خود در برابر مردان و يا چون طلاق نميدادند و يا چون عاشق ديگری شده و از شر شوهرانشان خلاص نميشدند و يا .. قتل کردند. حتي اگر ازسر "تفنن" هم باعث قتل کسي باشد مخالف اعدام هستم. من مخالف اعدام هستم و همچنين مخالف به زندان کشيدن انسانها بخصوص وقتي آنهاتهديدی برای اجتماع نيستند. برای ما زنان فشرده مردسالاری همان زندانش ميباشد. به اسم ناموس يا زنان مورد خشمند يا احترام يا دليل قتل ياتوجيه جنگ. وقت آن هست که برای عملي شدن خواسته هايمان ديگر بر روی برانگيختن عقب ماندهترين احساسات مردسالارانه حساب باز نکنيم. وقت آن است که بپذيريم زنان ديگر نميپذيرند با همسر، خواهر مادر دختر معشوق و... مردی بودن تعريف شوند. باآرزوی آزادي ايشان و بقيه زنان در بند جمهوري اسلامي. متن شورای مقاومت را نخواندم. اگر زنستيزانه نباشد حتما امضا ميکنم.
  

[تاریخ ارسال: 12 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: پروين]  [  ]  
مادر خوب سلام ، دست پر مهر تو را مي بوسم.....   

[تاریخ ارسال: 11 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: حمید]  [  ]  
آقای ناظر لطفآ شما به دل نگیرید. این جناب "فرهنگ" حرف دلش اینست که اساسآ شما چرا حرف و حکایتی از مجاهدین نقل میکنید. شاید ایشان انتظار دارند شما هم مثل بعضی سایتهای باصطلاح دگراندیش و روشنگر دیگر از همه چیز و از همه کس بگوئید و نقل کنید حتی عناصر آلوده به رژیم، ولی از مجاهدین هرگز... درحالیکه همگان بخوبی می بینند که سایت دیدگاه تنها سایت خبری-سیاسی اینترنتی ایرانی است که از تمام جریانات و گرایشات سیاسی اپوزیسیون رژیم آخوندی (و از جمله مجاهدین)، مطلب و خبر و نظر درج میکند. فقط جهت اطلاع و تحقیق در این مورد با توجه به واقعیتهای موجود پیرامون، از هر مدعی همچون آقا یا خانم "فرهنگ" صمیمانه درخواست میشود اگر سایتی چند صدایی تر و دمکراتیک تر و با مرزبندی ضد ارتجاعی قاطعتر در روی اینترنت سراغ دارند ما را هم از وجود ان تریبون و امکان بی اطلاع نگذارند.   

[تاریخ ارسال: 11 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: دکتر کریم سعتری]  [ karimsatary@yahoo.com ]  
درود بر شما آقای علی ناظر.درود بر غیرت گرم شما و دفاعتان از حقیقت و انسانیت.وقتی مقاله شما را خواندم بی اختیار به یاد شعر ادیب الممالک فراهانی افتادم که وقتی در آغاز جنگ ایران و عراق ما را به جبهه فرستاده بودند بارفقائی که اکثرشان کشته و یا مفقود شدند میخواندیم حالا برای مادر زمزمه میکنم:
مادر توست این وطن که در طلبش خصم.نار تطاول به خاندان تو افکند.هیچت اگر هست غیرت و دانش و ناموش. مادر خود را به دست دشمن مپسند.حالا دشمن ما دشمن خارجی نیست که به مادر وطن حمله کرده باشد.ارتجاع خونخوار اسلامی است که مادران عزیز مسلمان مظلوم ما را به زنجیر کشیده است.مادری که مادر و خواهر تمام ماست.با این دشمن چه باید کرد؟باید تلاش کرد تا از بنا برکندش .
  

[تاریخ ارسال: 11 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: گل مولا]  [  ]  
آقای فرهنگ شما میتوانید اقلا بگوئید حالا که کار دیدگاه را بد میدانید و از فراخوان مجاهدین هم حمایت نمی کنید اساسا باید چه کاری کرد و از چه کسی حمایت کرد؟با نوشتن مرگ بر جمهوری اسلامی که مشکل حل نمیشود.   

[تاریخ ارسال: 11 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: ملوک]  [  ]  
آقای فرهنگ، تا شما و امثال شما هستند، درست با همين طرز تفکر، آخوندها خواهند ماند و بيشتر هم
جا خوش خواهند کرد. چرا که اين سفره غارت و خون خواری را فقط با کمک چنين طرز تفکر های بی عمل و خودخواهانه ميتوان بر پا داشت.
يک مادر


  

[تاریخ ارسال: 11 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: پايين شهرى]  [ payeenshahri@yahoo.com ]  
بااجازه على اقا ناظر:
جناب "فرهنگ" شما يا تازه وارد به سايت ديدگاه هستيد يا از کسانى هستيد که هر بار با نامى در اين سايت "نظر" ميدهند و جاى دوست و دشمن را عوضى گرفته اند، يا از شدت کينه گروهى در سايت چرخى هم نزديد و زود قهر کرديد و اعلام عدم پشتيبانى، يا چشمانتان مشکل دارد، و يا خودتان مشکل داريد! سايت ديدگاه تنها براى يک گروه دلش نميسوزد و اين را آنان که با اين سايت سالهاست آشنايى دارند خوب ميدانند. شما هم آزاد هستيد از هر فراخوانى که دلتان خواست پشتيبانى کنيد مثلا فراخوان BBC.
زنده باشيد
  

[تاریخ ارسال: 11 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: ایرانی]  [  ]  
والا این آقا سوراخ دعا را گم کرده است. چنان از زنان زیر اعدام حرف می‌ زند گویا قهرمانان مردم ایران هستند. آقای عزیز آن ها مرتکب قتل شده‌اند و قاتل هستند. در کشورهای اروپایی نیز آن‌ها می‌ توانند با مجازات حبس ابد مواجه شوند.
اما این مادر فقط به دیدار فرزندانش رفته است. چه ربطی به این گروه و آن گروه دارد.
  

[تاریخ ارسال: 11 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: فرهنگ]  [  ]  
با محکوم کردن جنایات جمهوری اسلامی به هر انسانی از جمله این مادر .
چرا شما تنها دلتان برای انسانهای مجاهدمیسوزد ومثلا برای زنانی که زیر حکم اعدام قرار دارند کلمه ای نمینویسید؟ البته خوب کاری میکنید که حداقل دلتان برای یک پیرزن ویک مادر میسوزد وبرایش مینویسید ولی ای کاش برای دیگران هم اینقدر دل بسوزانید. من فراخوانهای مجاهدین را حاضر به پشتیبانی آن نیستم چون همیشه بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا جنبه انسانی . این را من بارها تجربه کردم وتعجب نکنید اگر دیگران این فراخوانها را که از سوی مجاهدین داده میشود وقعی نمینهند.
مرگ بر جمهوری اسلامی
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.