شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۱ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

جنگ گرم یا جنگ سرد؟

يادداشت هفته مازيار رازي

مازیار رازی

[عکس انتخاب ديدگاه است]

خامنه ای:

"ملت ایران را با این مسائل نترسانند زیرا مگر تا به حال آمریکا به ایران حمله نکرده  است ضمن آنکه، دشمنان خوب می دانند که هرگونه تعرض، عکس العمل همه جانبه ملت ایران  را نسبت به متعرضان و منافع آنها در همه نقاط جهان به دنبال خواهد داشت . " (سخنرانی خطاب به فرماندهان و اعضای نیروی هوایی ارتش - 19/11/1385)

احمدی نژاد:

"زمان سلاح هسته ای به پایان رسیده و دوره منطق و عقلانیت فرا رسیده است....... ما به جای ساخت سلاح های جدید، در تلاش برای یافتن راه هایی برای دوست داشتن مردم هستیم و شعار 'مرگ بر آمریکا' به هیچ وجه ارتباطی با مردم آمریکا ندارد و ایرانی ها نه تنها مشکلی با جامعه آمریکا ندارند بلکه با آن رابطه بسیار دوستانه ای دارند."  (مصاحبه با شبکه تلویزیونی "ای بی سی" آمریکا- 23/11/1385)

هاشمی رفسنجانی:

"مهم‌ترین مانع در ایجاد رابطه، خوی سلطه‌طلبی و استكباری و رویه‌ آمریكا در برخورد با كشورهای دیگر است و هر وقت آمریكا علامتی را مبنی بر حسن نیت در برخوردش با ایران ارسال كند ما نیز موانع ورود به مذاكره را رفع خواهیم كرد." (خبر گزاری کار ایران- 25/11/1385)  

با توجه به سخنرانی های اخیر سران دولت سرمایه داری ایران (نقل قول های بالا)؛ بدیهی است که استنتاج از مواضع آنان نمی تواند نمایانگر آغاز یک جنگ تمام عیار با دولت آمریکا باشد. این سخنان بیشتر نشانگر یک جنگ سرد است. جنگی با هدف چانه زنی فراتر و دریافت امتیازات بیشتر از دول غربی و رسیدن به یک مصالحه "آبرومندانه". تحولات اخیر در کره شمالی و پیش از آن در لیبی دستور عمل خوبی برای سران دولت ایران ترسیم کرده است: هر قدر کشمکش ها طولاتی تر گردد؛ امکان دریافت امتیازات بیشتر اقتصادی و به ویژه تضمین بقای دولت کنونی و عدم جایگزینی آن توسط دولت آمریکا؛ بیشتر خواهد شد!

از سوی دیگر سخنگویان دولت آمریکا نیز موضع مشابه ای نسبت به ایران انتخاذ کرده اند. جورج بوش چند روز پیش با صراحت اعلام کرده است که دولت وی قصد حمله نظامی به ایران را ندارد. فشارهای دول غربی کماکان در سطح دیپلملتیک و اقتصادی ادامه می بابد.   روز 23 دسامبر 2006، اعضای شورای امنيت سازمان ملل متحد به اتفاق آرا قطعنامه شماره 1737حاوی وضع برخی تحريم های بين المللی را تصويب کردند.  اين قطعنامه کشورهای عضو سازمان ملل را ملزم می کند که از انتقال تجهيزات و فن آوری قابل استفاده در برنامه های هسته ای و موشکی به ايران خودداری ورزند و همچنين، اموال افراد و شرکت هايی را که با اين برنامه ها ارتباط مستقيم دارند مسدود سازند". روز جمعه، 16 فوريه 2007، ياسوهيسا شيوزاکی، دبير هيات دولت ژاپن، در توجيه تصميم دولت در توجيه اين تصميم کابينه گفت که "ما بايد قطعنامه شورای امنيت را با عزم و اراده ای قاطع به اجرا بگذاريم زيرا برنامه هسته ای ايران بر نظام منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای و مساله هسته ای کره شمالی اثر می گذارد." قرار است مدير کل آژانس بين المللی انرژی اتمی در روز 21 فوريه گزارشی را در مورد اقدامات ايران در زمينه اجرای قطعنامه شماره 1737 به شورای امنيت تسليم کند. این سخنان و اقدامات شورای امنیت، حکایت از اقدام نظامی قریب الوقوع علیه ایران نمی کند.

اما در این میان جنگ سرد ادامه خواهد یافت.

عوارض جنگ سرد

همانند جنگ سرد میان شوروی و آمریکا؛ «جنگ سرد» میان دول ایران و آمریکا  نیز شامل عوارضی دو جانبه خواهد بود. به قتل رساندن مهره ها طرفین بدون اعتراف به آن و توطئه و لطمه زنی به یکدیگر. این اقدامات از مشخصات جنگ سرد میان دولت ایران (متحدان حزب الله آن) و دولت آمریکا (متحد اصلی آن اسرائیل) است، که نقدا آغاز گشته است. 

اواسط ژانویه 2007 رونامه های رسمی ایران اعلام کردن یکی از دانشمندان اصلی برنامه هسته ای ایران؛ اردشیر حسن پور؛ به طور مشکوکی "مسموم" شده است. این خبر توسط شبکه اطلاعاتی «استراتفور» و سپس «ساندی تایمز» لندن همان هفته به عنوان یک قتل عامدانه توسط «موساد» ماموران اطلاعاتی اسرائیل؛ طرح گشت (موساد دو دهه پیش عملیات مشابه ای را علیه دولت عراق انجام داده بود. در سال 1990 دانشمند کانادایی، «جرالد بوول»  سازنده "سوپر توپ" صدام حسین که با هدف بمباران اسرائیل طراحی شده بود؛ توسط موساد کشته شد).. بنا بر گزارش اخیر  «استراتفور»  (14 فوریه 2007)  تا چند هفته دیگر باید در انتظار واکنش وزارت اطلاعات ایران علیه مراکز اسرائیل بود. وقایع مشابه دیگر این جنگ سرد شامل:

·          فوریه 1992 مأموران اطلاعاتی اسرائیل عباس موسوی (رهبر حزب الله) را کشتند. درست یکماه پس از این واقعه سفارت اسرائل در بوینس آیرس (آرژانتین) بم گذاری شد.

·          ژوئیه 1994 نیروهای ضربت اسرائیلی چند تن از اعضای حزب الله را در یکی از مقرهای تعلیمات نظامی شان به قتل رساندند. 8 روز پس از این واقعه تهاجمی علیه مرکز یهودیان در بوینس آیرس و سفارت اسرائیل و مرکز یهودیان در لندن صورت گرفت.  

·          مارس 1995 وزارت اطلاعات دولت ایران در واکنش به قتل رسیدن یکی از اعضایش؛ به کنسولگری آمریکا در کراچی پاکستان حمله کرد و دو تن از آمریکائیان کشته شدند.  (منبع: استراتفور).

بدیهی است زمانی که خامنه ای در نطق اخیر خود می گوید: "... دشمنان خوب می دانند که هرگونه تعرض، عکس العمل همه جانبه ملت ایران  را نسبت به متعرضان و منافع آنها در همه نقاط جهان به دنبال خواهد داشت . " منظورش این نوع عملیات است و نه جنگ در مقابل ارتش آمریکا.

علل جنگ سرد

علت اصلی جدل های هسته ای بین دولت احمدی نژاد و دول غربی ریشه در بحران اقتصادی ایران در دو دهه پیش دارد. جنگ 8 ساله با عراق و محاصره اقتصادی بیش از دو دهه، اقتصاد ایران را چنان دگرگون کرد که دولت خطر از دست دادن قدرت خود را چند سال پیش درک  و روال جهت گیری به غرب را آغاز کرد. مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال 1381 چراغ سبز را به دول غربی برای سرمایه گذاری در ایران  نشان داد.

قابل ذکر است که سرمايه داری جهانی از روز نخست سقوط نظام سرمايه داری «شاهنشاهی» در ايران و انقلاب بهمن 1357، در تدارک بازگشت اقتصاد ايران به نظامی مترادف با  قوانين سرمايه داری جهانی بوده است. تحريم های اقتصادی، جنگ افروزی از طريق تحريک صدام حسين و در اختيار قرار دادن سلاح های سبک، سنگين و شیميايی در اختيار دولت وی برای مقابله با ايران، تقويت جناح های «معتدل»، «اصلاح طلب»  در درون هيئت حاکم و غيره، همه دال بر سياست فوق بوده است. آنچه سرعت بازسازی يک سرمايه داری مدرن را همواره به تعويق می انداخت، نا هم آهنگی جناح «اقتدارگرا» با ديگر جناح بود. با تقويت سياسی اقتدارگرایان و یک پارچه شدن رژیم،  اين سد اساسی از سر راه کنار رفت.  سرمايه داری جهانی برای انتقال سرمايه های خود به ايران و اعمال استثمار مضاعف بر کارگران، امنيت سرمايه و ضمانت اجرای قوانين بين المللی را طلب می کند. تدارک برای اين زمينه سازی ها و تسهيلات، از سال های پيش آغاز شده، و در اجلاس 17 ژوئن 2002 (27 خرداد1381) سران 15 کشور اتحاديه اروپا در لوکزامبورگ، رسميت يافت و دوره اول مذاکرات رسمی از دسامبر 2002 آغاز شد. تا به امروز بسیاری ازشرکت های اروپایی در ایران سرمایه گذاری کرده اند.

پس از اشغال خاک عراق توسط دولت آمريکا رژیم چرخش ویژه تری در سیاست خود نسبت به دولت آمریکا نشان داد. در راس اين چرخش رفسنجانی قرار گرفته بود. فصلنامه «راهبرد» که از سوی مرکز تحقيقات استراتژيک وابسته به مجمع تشخيص مصلحت نظام ايران منتشر می شود در نخستين شماره خود پس از اشغال عراق؛ در مصاحبه ای 24 صفحه ای با اکبر هاشمی رفسنجانی، رئيس اين مجمع به چاپ رسانده که وی در آن به نقش مجمع در حل مشکلات ميان ايران و آمريکا پرداخت. او در اين مصاحبه ذکر می کند که "ما به عنوان مسلمان هيچ مشکلی نداريم که هريک از مسائل خارجی را که گريبانگير ماست حل کنيم ... ما اصلی در اسلام داريم و آن تقدم مصلحت اقوا بر مصلحت ضعيف است ... اصلاً مجمع تشخيص مصلحت از اين خاستگاه به وجود آمده است." وی به نظريه خمينی اشاره کرده که گفته بود نماز و روزه را هم می توان به خاطر مصلحت نظام تعطيل کرد و گفته است: "اينکه بياييم کشورمان را به خطر بيندازيم و خيال کنيم داريم اسلامی عمل می کنيم، اسلامی نيست." وی در اين مصاحبه اذعان کرد که دستگاه سياست خارجی ايران به دليل کم تجربگی دست اندرکارانش در موارد زيادی فرصت هايی را از دست داده اما اکنون به شرايطی رسيده است که مسائل سياسی دنيا را می فهمد و می تواند تجزيه و تحليل کند!  او نظریه مشابه ای را امروز اعلام کرده است (رجوع شود به نقل قول بالا).

در پی اين اظهارات؛ جهت گيری نوينی توسط رژیم به شکل یک پارچه در راستای جلب اعتماد دول غربی صورت پذيرفت. بديهی است که دول امپرياليستی نيز برای سرمايه گذاری در ايران و چپاول منابع نفتی و استفاده از نيروی کار ارزان؛ برايشان تفاوتی نمی کند که کدام يک از باندهای حکومتی در قدرت باشد، تا مادامی که منافع آنها تضمين گردد. با روی کار آمدن احمدی نژاد و تحریکات وی این روند کند شد.  اما مجدداً سرو کله رفسنجانی و خاتمی پیدا شده و سیاست های پیشین ادامه می یابند.

از سوی دیگر، پس از تجربه فاجعه آمیز در عراق تناسب قوا به ضرر غرب تغییر کرده است و یک حمله نظامی توسط آمریکا و متحدانش نمی تواند در دستور کار قرار گیرد. دولت آمریکا برای مدت طولانی مجبور است در عراق باقی بماند و باندازه کافی توان یک حمله نظامی به ایران را ندارد.

اعزام بیش از  20 هزار قوای آمریکایی به عراق هیچ مسئله ای را حل نخواهد کرد. ضمن اینکه اعضای مجلس نمايندگان آمريکا بر ضد تصميم جورج بوش، برای اعزام نيروی بيشتر به عراق رای داده اند. در قطعنامه غيرالزام آوری که اعضای اين مجلس تصويب کردند، آمده است استراتژی تازه جورج بوش برای عراق دارای ايراد جدی است و باعث بروز خشونت بيشتر در منطقه خاورميانه شده است. اين طرح با 246 رای موافق در مقابل 182 رای مخالف تصويب شد و هفده تن از اعضای حزب جمهوريخواه جورج بوش نيز از آن حمايت کردند. اضافه بر آن؛ حمایت مردم آمریکا از جورج بوش در اشغال عراق به شدت کاهش یافته است (بی بی سی 28 بهمن 1385).

در واقع می توان اذعان داشت که در سطح جهانی تناسب قوا به ضرر امپریالیزم آمریکا تغییر کرده است. اقدامات ضد امپریالیستی در آمریکای لاتین:  پیروزی چاوز در ونزوئلا و اوو مورالس در بلیوی، اورتیگا در نیکاراگوئه و غیره همه نشانگر به بن بست رسیدن سیاست های دولت بوش برای "حل مشکلات جهان" و استقرار به اصطلاح "دموکراسی" است.

بر خلاف برخی از نیروهای اپوزیسیون که حمله نظامی آمریکا را واقعی دانسته و برخی دیگر فرجی در راستای رهایی از شّر دولت کنونی می دانند، این اقدام بنا بر وضعیت کنونی غیر محتمل است. اما حتی در صورت بروز چنین اتفاقی، کارگران و زحمتکشان ایران بهیجوجه از حمله نظامی غرب به ایران نفعی نخواهند برد. امپریالیزم و به ویژه امپریالیزم آمریکا هیچگاه برای به ارمغان آوردن  «آزادی و دموکراسی» به کشورهای جهان حمله نکرده است. اشغال عراق تجربه بسیار خوبی از سیاست های"انسان دوستانه"!  دولت بوش در منطقه است. وضعیت مردم زحمتکش عراق روز به روز رو به وخامت گرویده است. در صورت بروز چنین اتفاقی، کارگران ایران به ساختن یک جبهه سوم در مقابل دولت سرمایه داری ایران از یکسو و امپریالیزم از سوی دیگر مبادرت می کنند. برای کارگران ایران مبارزات ضد سرمایه داری از مبارزات ضد امپریالیستی جدا نیست. دولت سرمایه داری ایران بخشی از نظام سرمایه داری جهانی است که با وجود جنگ های زرگری و بی ارتباط با منافع کارگران میان آنان، نهایتاً با یکدیگر سازش خواهند کرد.

 29  بهمن 1385

mobaarezeh@fastmail.fm

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
مازیار رازی:



[تاریخ ارسال: 23 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: سحر]  [  ]  
رهای عزيز،
دوستانه و با کمال تأسف بايد بگويم که از انتقاد شما چيز مفيدی که من را در رد نظريه رفيق م. رازی ياری کند، درک نکردم.
فکر نمی کنيد بهتر باشد که تحليل خود را در چارچوبی دقيق و با استدلال بيان کنيد تا خوانندگان از ديدگاه شما بهره برند؟
برخوردهای کنايه ای و وارد بحث و استدلال مفيد نشدن در نهايت ممکن است جدال آور باشد، ولی به اصل موضوع کمکی نمی کند.
  

[تاریخ ارسال: 22 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: رها]  [  ]  
آقا یان ضد امپریالیستی ما در کشورهای دمکراتیک غرب، سیاستهای کشورهای به اصطلاح ضد امپریالیستی در آمریکای لاتین که شرکای هم مسلک و تجاری احمدی نژاد هستند را تعیین می کنند! گویا اینان همچون به تغییر و تحول در ایران علاقه ائی ندارند. زیرا که
انگار نا انگار که حقوق سیاسی و اجتماعی ملت ایران در داخل ایران توسط دیکتاتوری ولی فقیه نقض شده است! آیا اینان با این تئوریها و تحلیلهای غیر قابل اجرا که تجربتاً 70 سال شوروی سابق و اقما ر و اردوگاه آنان را به عقب انداخت سرنوشت خود را به لحاظ سیاسی در کنار ولی فقیه ضد استکباری ساکن و همسو نکرده اند؟. بالاخره روز تعیین تکلیف نظام ولی فقیه رسیده است گمان نکنم عصا های زیر بغل ولی فقیه در داخل و خارج بتوانند سیر و تحولات نیل به آزادی و دمکراسی مردم ایران را سد کنند. زیرا دمکراسی تنها روش عملی برای ایجاد ثبات سیاسی و سلاحی بر قلب ایدولوژیهای بسته همچون ولی فقیه و نجات خلقها در کشورهائی با حاکمیت دیکتاتوریست.بنا بر این دمکراسی تنها تهدید اصلی از طرف مردم ایران بر حاکمیت ولی فقیه در ایران است.
  

[تاریخ ارسال: 19 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
با درود به رفیق مازیار باید عرض کنم که امریکا به خاطر شکست در عراق ودر افغانستان از موضع تهاجمی نئولیبرالی خود کاسته است ودارد عقب نشینی میکند البته فشار کنگرهء امریکا و تضاهرات میلیونی مردم بر این عقب نشینی تاء ثیر داشته است امریکا در اسرائیل هم عقب نشینی کرده است وزمانی حماس را برای کشتار الفتح وجنبش انقلابی مردم فلسطین درست کرده بود الان مجبور شده است در عربستان سعودی پیمان هم بستگی بین حماس والفتح را بپذیرد رایس امروز در عراق بود وبه فلسطین رفت وبراین پیمان صحه گذاشت این پیمان وعقب نشینی بر نئوکانهای جنگ طلب امریکا تحمیل شد امریکا از کره َشمالی هم شکست خورد وآنجا هم عقب نشینی کرد وامتیازهای زیادی کره ء شمالی از امریکا گرفت به نظرم این عقب نشینی را در مورد ایران مجبور است انجام بدهد علی الرغم اینکه امریکا در تضاد انتاگونی با جمهوری اسلامی است چون جمهوری اسلامی فقط در داخل ایران پایگاه مردمی ندارد چون رشد مبارزات مردم ایران وگرایش مردم ایران بسوی سکولاریسم ونفی دولت دینی از طرف مردم ایران بارها در انتخابات ثابت شده است اما در عرصهء خاور میانه مردم منطقه به اسلام متوهمند وشرایط 57 انقلاب ایران را دارند در نتیجه جمهوری اسلامی در منطقه پایگاه مردمی عظیمی دارد واین مو دماغ امریکا ودولتهای منطقه است ودر تضاد انتاگونی استراتژیک امریکا در خاور میانه است امریکا الان در گودال عراق گیر کرده است واگر با سیاستهای عقب نشینی ضعف خود را تر میم کند حتماٌ به ایران حمله خواهد کرد چون جمهوری اسلامی مانع بزرگی در استراتژیک امریکا در خاور میانه است با قدر ت اسلامی وایدئولوژیکش بسیاری از مردم منطقه را فریفته است امریکا این را تاب تحمل ندارد در ضمن قدرت حاکمهء امریکا دارد از طبقهء سرمایه دار امریکا به یک قشر نازکی از نئوکانهای جنگ طلب منتقل میشود یعنی طبقه قدرت خود را از دست می دهد بوش بدون توجه به سیاستهای کنگره سیاست خود را پیش می برد درست مثل اتحاد شوروی سابق که طبقه سرمایه دار نبود وکارگر هم قدرت سیاسی نداشت وقدرت دست یک سری از بورو کراتهای شکم گندهء استالینیستی بود که از طریق حزب تمام ارزش افزودهء طبقهء کارگر را می بلعید در امریکا هم دارد این جوری میشود وقدرت از دست طبقهء بورژوازی به دست یک مشت بوروکرات میلیتانت شکم گند ه می افتد اگر این جور باشد امریکا در آینده مثل شوروی سابق از درون پوسیده میشود ومتلاشی میشود وبهره وری خود را از دست می دهد درست مثل شوروی سابق چون قدرت باید یا دست بورژوازی باشد یا دست پرولتاریا اگر یک نه دولتی ونه طبقه ای از بورو کراتهای چاقوکش قدرت سیاسی را بگیرند مثل الان امریکا قدرت بوروکراتیزه میشود واز درون می پوسد   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.