شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

جنگ دامنه دار در جمهوري اسلامي!
يادداشت روز کورش طاهري

كوروش طاهري

درس هاي مردم از تاريخ  ديروز، براي امروز و فردا!

منبع ديدگاه

درآمد اقشار زحمتكش، كارگران و كارمندان در ايران به ريال است. اما، هزينه كمرشكن زندگي شان به دلار است. از نظر كمي، يك صد دلار ،حدود ده گرم وزن دارد. اما، وقتي اين يك صد دلار به ريال تبديل شود، در دريافت اسكناس هاي دويست توماني ، حدود سه كيلو ريال، وزن دارد.رابطه دلار و ريال يعني اصل و فرع زندگي در ايران.در كيفيت نيز، هزينه هاي توليد به دلار محاسبه مي شود، واردات كالاها و مواد اوليه و ماشين آلات نيز به دلار محاسبه و پرداخت مي شود، هرچند اين دلار با نرخ دولتي محاسبه شود(البته اخيرا  يورو، واحد پول اروپا مورد نظر دولت در مبادلات بوده). در تار و پود زندگي مردم ما، خط فقر در بدترين شرايط تاريخي خود قرار دارد. ساده نگري است اگر به وضعيت معيشتي، اقتصادي و اجتماعي مردم كشورمان ، تك بعدي و يك معلولي  آن نگاه كنيم.يا مشكلات و ستم هاي رفته و درحال افزايش بر مردم را ناشي از يك مرحله كوتاه مدت بدانيم. كمي به گذشته بر مي گرديم و سپس به حال و آينده مي رسيم، تا بتوانيم مكانيسم اين وضعيت را در فرايند يك سيستم حكومتي قرون وسطي از زبان مردم كالبد شكافي كنيم.

سال هاي اول حكومت جمهوري اسلامي و بعد از سال 60، كه سركوب و اختناق برفضاي سياسي جامعه مستولي و حاكم شد، طيف متمايل به چپ درون حكومت مذهبي قدرت را در اختيار داشت . اين طيف در موضوع سركوب و ايجاد اختناق براي سازمان هاي چپ، آزادي خواه و مترقي با طيف راست سنتي حكومت شريك و سهيم بود و در اين امر وحدت نظر و عمل داشتند. اما،در موضوع اقتصادي طيف چپ حكومت اعتقادي به مكانيسم خصوصي سازي و تمركز و انباشت سرمايه خارج از يد و قدرت دولت نداشت و مكانيسمي ، شبيه يا نزديك به مكانيسم اقتصادي يوگسلاوي دوران تيتو را الگوي رفتار اقتصادي خود قرار داده بود، خرده بورژوازي و بورژوازي متوسط با گرايشات سنتي عقيدتي جناح و  مسلط در سياست گذاري هاي دولت بود، كه بخش تعاوني و دولتي تصريح شده در اصل 44 قانون اساسي را شالوده برنامه خود قرار داده بود.در دهه شصت تا دهه هفتاد ، ارزش هر دلار آمريكا در برابر ريال ايران از دويست ريال تا هفتصد ريال در نوسان بود، كه، بعد از صدور قطعنامه 598 سازمان ملل متحد براي آتش بس از جانب ايران و عراق ، در تهران دلار تا سقف يك صد و پنجاه ريال در هر واحد سقوط كرد.طي اين مدت بسياري از كارخانجات صنعتي بخشي از خطوط توليد خود را در اختيار جنگ قرار داده بودند. در دل اين سال ها تكنوكرات هاي جوان ولي بسياري از آنان با تعلقا ت مذهبي در بدنه حكومت رشد كردند. يك سال پس ازاعدام و شهادت چند هزار زندان سياسي در ايران يعني در سال 1368، روز مرگ خميني فرار رسيد و خامنه اي به رهبري انتخاب شد و رفسنجاني رئيس جمهور، كه در پي آن  پست نخست وزيري در پي تلاش رفسنجاني و خامنه اي از سيستم حكومتي ايران پس از چند قرن حذف شد. بدين ترتيب  براي چپاول و غارت آن چه خود نام گذاري كرده اند، يعني، بيت المال، حكومت رقيبي را در ميدان نديد. دوران حكومت رفسنجاني ، يكي، از تاريك ترين دوران است. از نظر سياسي خفقان و سركوب آزادي ها ادامه داشت، از منظر اجتماعي، در حق جامعه ايران  دولت او خيانتي بزرگ را مرتكب شد، بدين سان كه، ارزش هاي خانوادگي و اجتماعي جامعه ايران را به انحطاط فكري و اخلاقي كشاند، به طوري كه ، رشد ارتشاء، فساد، كلاهبرداري، نزاع، عدم اعتماد، عدم اطمينان و بيگانگي از خود و ديگران در جامعه ايران به بالاترين درجه منفي خود رسيد. در حوزه اقتصادي، ساختار اقتصادي كشور را بر اساس دلالي و سيستم واسطه گري بنيان نهاد.او نماينده جناح راست سنتي بازار و دلالان بود.در دوران دولت او بود كه،بسياري از كالاهاي اساسي از كارخانجات مستقيم به انبارهاي احتكار كالا ارسال و حمل شد، مواد اوليه و اساسي زندگي مردم، در دست واسطه گران و ابواب جمعي حكومت قرار گرفت.صنعت نفت و پتروشيمي و صنايع مادر، در اختيار آقازاده ها و دلالان داخلي و خارجي بود، زمين خواري و رانت مسكن به نفع واسطه گرها و سرمايه داران نوظهور و برعليه اقشار فقير و زحمتكش جامعه درچترحمايتي دولت قرار گرفت. وضعيت توليد ناخالص ملي بهبود زيادي نكرد، و رشد اقتصادي در حوزه 4 درصد باقي ماند. كارخانه ها و بسياري از صنايع سبك و سنگين ايران نتوانستند از تكنولوژي مدرن و روز براي بهبود شرائط معيشتي و زيستي مردم و كارگران و كارمندان آن بهره و نصيبي ببرند.در زمينه قضائي، تصويب قانون ارتجاعي و ضد مدرنيته مجازات اسلامي و سپس تصويب قانون چك در حمايت از رانت خواران و بهره وران غير مشروع،كه به متلاشي شدن هزاران خانواده و زندان رفتن هزاران نفر انجاميد،افزايش ارزش برابري دلار از هفتصد ريال به شش هزار ريال،در فشار به اقشار كم در آمد، فعاليت و مشاركت وزرات اطلاعات در امور و سرمايه اقتصادي با هدف انحصار و پس راندن رقباي احتمالي و كسب اعتبارات هنگفت بانكي،افزايش ماليات ها از جيب مردم و چشم پوشي از مفاسدين اقتصادي در اين حوزه، زمين خواري و انحصار مسكن در دست عده قليلي، افزايش بهره هاي بانكي و از نظر فرهنگي با راه اندازي دانشگاه آزاد و نظير، آن براي جامعه ايران كه، فقط، مهندس، دكتر، حجت اللسلام كذائي و غيره توليد كرد كه، نتيجه آن تهي كردن برخي از مدارج علمي از دانش و رواج بساط خريد و فروش مدرك و تقلب در درجات علمي و افزايش نيم ميليون فارغ التحصيل بيكار در جامعه و اين ها از جمله بخشي از اقدامات دولت او بوده است. كار به جائي كشيد، كه مردم به او لقب اكبر شاه دادند. هر جا مردم مصيبت زده ار غم و اندوه و فقر خود سخن مي گفتند، بيان مي داشتند كه اكبر شاه باني و مسبب اين مصائب و مشكلات است. طعنه ، نيشخند و مسخره مردم به گونه اي بود كه، سرانجام مرد مطبوعات دو رژيم پهلوي و جمهوري اسلامي ايران از راه رسيد ، هم چنان كه، از شاخه گل اركيده مرحوم هويدا تعريف مي كرد، در تعريف نابخردانه اكبر شاه ثاني، لقب سردار سازندگي را مفتخر او كرد تا، نيش و كنايه هاي مردم براي چند صباحي به فراموشي سپرده شود، كه چنين نيز نشد و اين ترفند هم ثمري نداد.

خاتمي خندان، گريان و سپس پريشان، قبل از آن كه بيآيد، شاهد افتتاح پي درپي زمين هاي برهوت و كوير مانند سردار سازندگي تحت عنوان كارخانه ، صنعت و نام هاي كذائي بود! نوبت به خاتمي رسيد، او با شعار توسعه سياسي وارد گود حكومت شد، تا از انفجار اجتماعي پيش روي جلوگيري كند. به قول دانته تاريخ براي برخي از جوامع دو بار تكرار مي شود، يك بار به صورت تراژدي و يك بار به صورت كمدي. دوران تراژدي رفسنجاني به پايان رسيده بود، حال نوبت كمدي خاتمي بود. البته دانته فراموش كرده بود كه، در پس هر كمدي يك ترادژي نيز وجود دارد. خاتمي خود از پايگاه متوسط جامعه بود كه، در مسئوليت و مناصب حكومتي از جمله در وزارت ارشاد(مكان سانسور و تفتيش) به عنوان وزير خدمت كرده بود. تنفر مردم ار روحانيت و نماينده مورد تائئد آنان يعني علي اكبر ناطق نوري به گونه اي بود، كه، خاتمي ناشناخته از منظر توده مردم، بر ناطق نوري ترجيح داده شد. مردم پنداشتند شعارهاي خميني كه در سال 1357 مبني برتقسيم روزانه پول نفت به هر ايراني سر داده بود، اينك توسط خاتمي عملي مي شود و هر ايراني صاحب يك حساب جاري نفتي مي شود. اما، اصلاح طلبان پيرامون او ، فرصت را براي غارت و كسب اموال از سفره مردم غنيمت شمردند و صدها نفر ،نظير شهرام جزايري را به عنوان نمونه اي از خود به ملت تحت ستم و مظلوم ايران معرفي كردند. در دوران خاتمي نرخ بهره وري به پائين ترين حد خود رسيد  و اقتصاد ايران هم چنان تك محصولي و وابسته به نفت باقي ماند، و ركودي نيز در زمينه صادرات غير نفتي تا سقف 5/9 درصد پديد آمد. جنگ و ستيز گروه هاي موسوم به اصلاح طلبان با راست سنتي و در راس آن شوراي نگهبان ، مانع از پرداختن به وضعيت معيشتي و زيستي مردم شد، مجلس قانون گذاري كه در اختيار اكثريت اين قوم مخالف راست سنتي بود، نتوانست لوايح و قوانيني را براي بر طرف كردن مشكلات و كمبودهاي بيشمار مردم در تمام عرصه هاي زندگي تدوين و تصويب كند. دولت خاتمي هم نتوانست در زمينه واردات و صادرات موازنه وتعادل ايجاد كند. اشتغال و افزايش بيكاري و مسكن هم چنان دغدغه اصلي مردم بود و دولت نتوانست فرصت هاي شغلي جديد را براي مقابله با بيكاري روزافزون ايجاد كند. دلار در دوران او به مرز هشت هزار ريال رسيد.

نوبت بعدي، احمدي نژاد بود.او از نظر طبقاتي در پايگاه متوسط با تبليغ ساده زيستي در نظر مردم و كساني كه به او راي دادند جلوه كرد.هرچند حمايت سپاه و بسيج از او در پيروزي اش تعيين كننده بود، اما، شعارهاي تبليغاتي اش براي گروه هائي از مردم جذابيت و مخالفت با جناح بازاري و دلال حامي دولت هاي قبلي داشت. جناح تند رو و راست ميانه كه به او دل بسته بود،ناگهان با موجودي روبرو شد كه قاعده بازي را نه مي داند و نه به آن پاي بند است، به همين جهت در اولين اقدام بر عليه حاميان دولت هاي قبلي ورورد بانوان را به استاديوم ها آزاد كرد كه با واكنش تند آيت اله ها در قم روبرو شد و هنوز هم با او قهر هستند به خاطر اين موضوع و نامه ارسالي اش به پاپ! از اين به ببعد بود كه، متوجه شدند يك دولت با يك رئيس جمهور هرج و مرج طلب سكان اداره نظام اسلامي را به عهده گرفته است. احمدي نژاد قبل از آن كه طرح و برنامه اي براي بهبود وضع مردم ارائه دهد، تلاش كرده تا بعضي از ساختارهاي گذشته را از بين ببرد. اما، اينك با محاصره اقتصادي تجار و دلال هائي مواجه شده است كه سال هاست زنجيره اقتصادي كشور را در يد قدرت خود دارند و مافيائي هستند كه به هيچ كس رحم نمي كنند. گذشته از موضوع سلاح هسته اي پي آمد هاي آن، جناح رقيب به سرگردكي مجمع تشخيص مصلحت نظام، اينك موضوع اصل 44 قانون اساسي را مطرح و عمده كرده اند، و مي توان ارزيابي كرد كه، گرمي اخير و شركت  سرمايه داران ايران تحت عنوان هيات هاي اتاق هاي بازرگاني كشور ناشي از دلگرمي در رعايت اين اصل 44 است. هرچند دولت احمدي نژاد در اين مورد اقدامي جدي در واگذاري صنايع سنگين ،معادن ، بازرگاني خارجي، بيمه و بانكداري و  آن چه مورد علاقه بخش خصوصي تصريح شده در قانون اساسي رژيم است انجام نداده است. در روزهاي اخير حسين راغفر مشاور وزير رفاه در تامين امور اجتماعي(دروازه بان سابق تيم ملي ايران و همفكر سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي) آمار و ارقامي را در رابطه با خط فقر در ايران اعلام كرد كه به موجب آن، يك خانوار 5 نفره در استان تهران براي خروج از خط فقر ،حداقل نيازمند ماهيانه 400هزار تومان و يك خانواده در استان سيستان و پلوچستان براي خروج از فقر، نيازمند ماهانه 171 هزار و 856 تومان در سال 83 بوده است.

اعلام اين ارقام نشانه اي است از سياست هاي 28 سال جمهوري اسلامي در از بين بردن منابع سرشار و ثروت هاي كلان جامعه و فقير كردن مردم كشوري كه روي گنج سرمايه هاي طبيعي، معدني و كاني و از همه مهمتر سرمايه هاي انساني خفته است. چه تلخ است وقتي كه شرين عبادي جايزه صلح نوبل را تصاحب كرد، از خط فقر سخن نمي گفت، اما اينك كه، تاريخ مصرفش به پايان رسيده اعلام مي كند، كه، هزينه هاي نظامي باعث فقير شدن مردم شده است!

اينك دلار 924 تومان است، هرچه فشار تحريم بيشتر شود، اين واحد پول شيطان بزرگ صعود خواهد كرد، مردم سه دهه است كه در جنگ نهان و آشكار بسر مي برند. شايد يكي از هدف هاي جنگ نظامي و اصرار در موضوع هسته اي ايجاد بستر لازم براي  تسويه هاي خونين جناحي در داخل باشد! كه باز دود آن به چشم مردم مي رود.اما واقعيت اين است كه، جنگ قيمت، جنگ بيكاري، جنگ بي خانماني، جنگ فقر، جنگ براي عدالت و جنگ براي آزادي  هم چنان ادامه خواهد داشت!

عكس از مهر

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
كوروش طاهري:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.