شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷ - ۱۳ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

چرخش تحولات سياسي ايران به كدام سوي!
يادداشت روز کورش طاهري

كوروش طاهري

پيام احزاب كردستان، تعديل فاز نظامي، روي گرد به مرحله سياسي!

منبع ديدگاه

 ……«كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است و بازتكثيرش بدون قيد منبع اكيدا مجاز نيست». 

..

سال 1385 روزهاي پاياني خودرا طي مي كند. تحولات سياسي و اجتماعي ايران در داخل و خارج به سرعت كهنه و نو شدن سال، رنگ مي بازند و رنگ مي گيرند. سال 1385 براي مردم ايران ، توام با ترس ، نگراني و تقبل فشارهاي بيشتر اقتصادي و سركوب آزادي هاي فردي و اجتماعي در حال اتمام است. مبارزه هاي سياسي و پيكارهاي طبقاتي در چندين جبهه و با اشكال و مكانيسم هاي متعدد همراه بوده. در جبهه داخلي، حكومت، سازمان ها و احزاب درون و همراه آن، اما، با تضادهاي روبنائي با چاشني عقيدتي در مقابل مردم صف آرائي داشتند. در اين قلمرو زير پوست حكومت، چند گروه و جناح قدرت را يا در دست دارند، يا با عملكرد گروه هاي ذي نفوذ در قدرت سهيم هستند. روحانيت سنتي و محافظه كار، راست سنتي،راست ميانه،راديكال مذهبي، اپورتونيسم مذهبي( عمده افراد به اصطلاح اصلاح طلب در اين حوزه هستند) و گروهاي منفرد روشنفكر و تكنوكرات.  اين جريان ها در يك زمينه كاملا وجه مشترك دارند، حفظ نظام ديني حاكم بر ايران! در سال 85 حكومت براي تسلط بيشتر بر اعتقادات گروها ئي از مردم و كاستن جنبه خردورزي و تعقل گرائي به ويژه نزد اقشار خرده بورژوازي و متوسط،موضوع هسته اي را به صحن و بطن جامعه كشاند تا، اهداف نظامي گري و امنيتي خود را با محور قرار دادن مردم، به پيش ببرد. در اين سال، هر وقت حكومت از طيف هاي همراه و همفكر خود احساس سرخوردگي كرد، با تشكيل فراكسيون هاي جديد با رنگ و لعاب انتقادي و به اصطلاح گفتمان فرا جناحي ، سمت و سوي مواضع  را تحت كنترل و هدايت خود قرار داد. امري كه، متاسفانه در باور بعضي از جريان هاي اپوزيسيون طرفدار بخشي از جناح حكومت و در نهايت معتقد به كل موجوديت آن،به عنوان تضاد و تقابل خصمانه مورد تحليل قرار گرفت.

در جبهه مردم، نمادهاي مقاومت ، اعتراض،اعتصاب، اغتشاش و عصيان را در قلمرو آموزشي ، دانشگاهي، كارگري و كارمندي و جنبش زنان چالش هاي جدي را پيش روي حكومت قرار داد، اما، به دلايل متعدد، از جمله مهمترين آن ، يعني فقدان يك رهبري دموكراتيك ، اين چالش ها نتوانسته است جنبش عمومي را موجب شود. ترديدي نيست كه، اكثريت مردم از حكومت راضي نيستند، اين نارضايتي را مي توان در ساده ترين فرضيه، يعني در اقدامات و حمايت هاي خانودگي از هريك از اعضاي خود كه، در صف مقاومت و اعتراض بر عليه حكومت قرار مي گيرند مشاهده كرد. افزون بر اين، مقاومت منفي مردم از يك سوي و بيشرفت وسائل و تكنو لوژي رسانه هاي همگاني و فشار تعدادي از سازمان هاي سياسي قديمي فعال در خارج و همچنين اوضاع بين المللي ، موجب شده است، بتدريج از قدرت اختناق حكومت كاسته شود. مي توان گفت در بسياري از قلمروها، اين اختناق كارائي خود را از دست داده است . و شيوه سركوب جايگزين آن شده است.اما، به قول ولتر، مي توان با سرنيزه براي مدتي حكومت كرد، اما نمي توان براي هميشه روي آن نشست!                                                                                                           افزايش جمعيت جوان و در صدر آن جمعيت بانوان و رشد تضاد نسلي از نوجوانان و جوانان در نزد خانواده هاي مذهبي با عملكرد سنتي و اقشار متمايل به متوسط جامعه، شكاف جديدي را در جامعه ايران در تضاد با سياست هاي حكومت به وجود آورده است، كه، سال 85 نقطه روشني براي اشكار شدن اين شكاف بود.

حكومت همپاي سركوب جنبش هاي اعتراضي با ماهيت سياسي و صنفي، در محدوده كنترل و هدايت افكار عمومي به ويژه در بين نسل جديد و همراهي هر چند مقطعي گرو هائي از شهروندان كه، از روستاها به شهرها كوچ و مهاجرت كرده اند، از تاكتيك تبليغات و فشارهاي ذهني غافل نبوده است. برخلاف تصورات بسياري از جمله سازمان هاي استحاله شده  اپوزيسيون  طرفدار جناح رفسنجاني./ خاتمي(خاتمي در عمل با جناح خامنه اي است)سفرهاي احمدي نژاد به شهرها و استان هاي ايران در جهت چنين دكتريني انجام مي شود، نه رسيدگي به وضعيت معيشتي مردم. حكومت اين پاشنه آشيل مردم را خوب شناخته است. افزون بر اين به لحاظ وضعيت بد معيشتي گروه هائي از مردم، ماهيت دوگانه و رفتار ناپايدار از خود نشان مي دهند.در اين سال نيز، در كنار جنبش هاي صنفي و دانشگاهي ايران، سازمان ها و نهادهاي معترضي بودند كه، با وجود داشتن پروانه كار، هم چنان از فعاليت رسمي محروم هستند ، اين نهاد ها كه بيشتر در حوزه فرهنگي اما، با تركيب نامتجانس فعاليت دارند، در سال 85 با استفاده از ابزار كليشه اي و قديمي صدور بيانيه و اطلاعيه در موارد مختلف موضع گيري داشتند، ولي بدون كارائي توده اي و يا تاثير گذاشتن روي سياست هاي حاكميت. اين قبيل جريانات از سوي هواداراني حمايت مي شوند كه، عملكردشان به مثابه عملكرد جمعيت حاضر در يك مسابقه فوتبال است.

در نزد مليت هاي ايراني، در مقام مقايسه با ساير نقاط، در كردستان، خوزستان، سيستان و پلوچستان،همدان. آذربايجان، هرمزگان و شهرك هاي عمده صنعتي، مردم با پرپائي تظاهرات و جنبش هاي مسالمت آميز يا خشونت بار،مطالبات و  حقوق مسلم خود را خواستار شدند. در اين ميان وضعيت كردستان به لحاظ تاريخي و اوضاع كنوني عراق از اهميت زيادي برخوردار است.

در سال 85 دو حزب عمده كردستان ايران، يعني، حزب دموكرات و سازمان انقلابي كردستان(كومله) كه داراي دو گرايش فكري است،با تعديل مبارزات مسلحانه و روي گرد به مكانيسم سياسي و فرهنگي،چشم انداز تازه اي را براي آينده مبارزات در اين منطقه به وجود آوردند، كه، تاسيس فرستنده هاي ماهواره اي و تلويزيوني از نخستين گام هاي اين تغيير سياست بود. اما، بنظر مي رسد اگر برنامه هاي اين كانال ها كه، عمدتا از سوئد پخش مي شوند، با همين محتوا و كيفيت باشد، مشكل بتوان از تاثير فرهنگي و انتقال آگاهي به مردم كردستان از طريق اين كانال ها سخن زيادي گفت. نبايد فراموش كرد، جامعه روستائي، جامعه شهري و جامعه كلان شهري تضاد ها، خصوصيات و كاركردهاي متفاوت و بعضا فاحش با هم دارند. اينك كوچ و مهاجرت مردم از روستا به نواحي شهري در كردستان شتاب بيشتري يافته است ، بديهي است خصلت هاي سادگي ، صداقت و زيستي روستائي در شهرها دست خوش حوادث زيادي مي شود. از سوي ديگر، تعدادي از به اصطلاح اصلاح طلبان كردستان كه، معتقد به نظام ولايت فقيه هستند و اينك جناح احمدي نژاد آن ها را به بازي نمي گيرد،با بهره گيري از زمينه و اعتراضات و اقدامات تعداد زيادي از فعالان سياسي مستقل و مترقي،فعاليت هائي را در اين منطقه با هدف رهبريت در جنبش كردستان با عناوين آزادي خواهي و حقوق بشر شروع كرده اند.

در جبهه برون مرزي، جائي كه چندين ميليون ايراني در نقاط مختلف جهان و عمدتا در اروپا، آمريكا، كانادا و استراليا اقامت دارند. مي توان ارزيابي كرد كه،در حالت خوش بينانه بيش از هفتاد درصد اين جمعيت چند ميليوني مقيم در كشورهاي داراي حكومت هاي دموكراتيك ، از سياست و مشاركت در امور اجتماعي ، صنفي و سياسي گريزان هستند. متاسفانه در سال 85 نيز، برنامه اي مدون و فراگير براي ايجاد انگيزه و جذب درصد قابل توجهي از اين جمعيت كه، بالقوه ناراضي و مخالف هستند، اما بالفعل در دايره دوگانگي و خصلت متزلزل قرار دارند، از جانب جريان هاي مطرح سياسي ارائه نشد. در سال 85،اينترنت و پيشرفت هاي شگرف نرم افزاري و سخت افزاري آن ، در داخل ايران ستيز حكومت با استفاده كنندگان و طراحان  اين وسيله ارتباطي را به اوج خود رساند كه، منجر به تعطيلي تعدادي سايت ، وب لاگ ، دستگيري و محاكمه تعدادي نيز شد.

سال 85 نيز چون سال 84، سال چهره سازي و طرح افرادي براي رهبري اپوزيسيون بود، كه، توسط عوامل اطلاعاتي و تعدادي از به اصطلاح اصلا ح طلبان خارج نشين، هدايت و تبليغ مي شد، كه،با هوشياري احزاب چپ، سازمان هاي دموكراتيك ، نهادها ، افراد مترقي و مستقل اين برنامه سازي ها افشاء و خنثي شد.

اينك در شرايطي به پايان روزهاي سال 85 نزديك مي شويم كه، تحولات سياسي ايران به سمت و سوي جديدي پيش مي رود. در داخل، حكومت براي مدتي هرچند كوتاه، به سمت و سوي يك كاسه شدن قدرت بيش مي رود.

براي اين موضوع دلايل متعددي وجود دارد، مهمترين آن را مي توان در بازي آمريكا و اروپا، از يك طرف و روسيه و چين از طرف ديگر مشاهده كرد.در تاكتيك جديد،موضوع تسليم يا جنگ را مي توان از سوي يك جناح قدرت مند و صاحب اختيار مطلق در ايران به تصميم گيري واگذار كرد. كامل ترين نشانه اين موضوع، انتصابات اخير مجمع تشخيص مصلحت نظام است، كه، اولا رهبر ايران رفسنجاني را به مثابه يك كارمند به رياست مجمع بار ديگر منصوب كرد، دوما، افزايش اعضاء با هدف برهم زدن تناسب آراء و قدرت به نفع جناح امنيتي/ اطلاعاتي رخ داد.سوما،مجلس خبرگان برخلاف توهم بسياري از اميدواران به رفسنجاني، قدرت رهبري كنوني ايران را محكم تر از قبل كرد. از طرفي بسياري از افرادو جرياناتي كه در خارج، سنگ رفسنجاني و خاتمي را به سينه مي زنند،در آينده نزديك ابتدا در خط تبليغي و سپس در جريان بازي قدرت مطلقه رژيم قرار مي گيرند. با لاخره در فقدان جنگ، عصر سرمايه گذاري و حضور كمپاني ها در كشور فرا مي رسد و از منظر اين جريانات ، يعني خارج شدن مردم ايران از انزواي بين المللي!

بازشدن جبهه اعراب و حضور فعال آنان در مسئله هسته اي ايران و مسائل مربوط به عراق،لبنان و فلسطين(با در نظر گرفتن نقش ايران در اوضاع) از يك سوي، و از سوي ديگر، احساس خطر حكومت از سقوط توسط آمريكا و متحدين آن،

نياز به يك كاسه شدن قدرت را ايجاب كرده است. اينك سال 85 در شرايطي به پايان خود نزديك مي شود،كه، تاكنون مردم ايران نصيبي از رفاه و عدالت اجتماعي و آزادي نبرده اند و بر وخامت اوضاع زندگي شان بسيار افزوده شده است. در سمت و سوي اين تحولات، مردم، وحدت تاكتيكي و ايجاد يك جبهه دموكراتيك را براي رهبري و نجات خود خواستار هستند!   

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
كوروش طاهري:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.