شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷ - ۱۹ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

"رفراندوم"، شعاری برای فریب مردم

ع. شفق

انتشار "فراخوان ملی برگزاری رفراندوم" با امضای 8 تن که خود را "فعالان فرهنگی و سیاسی" نامیده اند، در هفته های اخیر به بحث های گسترده و تبلیغات وسیعی در میان افراد و نیروهای مختلف دامن زده است. امضاءکنندگان فراخوان که اکثر آنها در 8 سال گذشته از فعالین طیف های مختلف اصلاح طلبان 2 خردادی بوده اند و برخا حتی از همان دوران نوجوانی شان، چه در پست های دولتی و چه غیردولتی در تحکیم پایه های حکومت ضدخلقی کنونی نقش های مهمی آفریده اند، اکنون در فراخوان خویش، با اذعان به 26 سال تداوم "بحران" در نظام جمهوری اسلامی و "به ویژه 8 سال گذشته" عنوان می کنند که به مثابه "تنها یک راه حل قطعی برای رفع این بحران" باید "حکومتی دمکراتیک بر مبنای اعلامیه جهانی حقوق بشر" جایگزین جمهوری اسلامی شود. برای نیل به این هدف، امضاءکنندگان فراخوان خواهان "برگزاری یک همه پرسی با نظارت نهادهای بین المللی" و با "رأی آزاد" مردم شده و سایتی را هم با نام "60 میلیون، دات کام" برای جمع آوری امضاء و حمایت، به راه انداخته اند. البته در فراخوان رفراندوم، آنها به هیچ وجه توضیح نمی دهند و روشن نمی کنند که چگونه شد که امضاءکنندگان این فراخوان که به ویژه در 8 سال گذشته اکثرا از همکاران و آتش بیاران معرکه "گفتمان اصلاحات" و افسانه اصلاح پذیری جمهوری اسلامی در چارچوب همین نظام ضدخلقی و پوسیده کنونی بوده اند، کسانی که در طول 8 سال زمامداری خاتمی فریبکار در "دفتر تحکیم وحدت" و یا در رأس روزنامه های به اصطلاح اصلاح طلب، با کینه توزی برعلیه ایده های انقلابی و سرنگونی طلبانه توده ها از هیچ تلاشی برای به انحراف بردن و منکوب کردن جنبش اعتراضی و رادیکال دانشجویان، کارگران و زنان و ... به منظور سرنگونی "حکومت استبدادی دینی" و "براندازی ساختارهای کنونی" خودداری نکردند، اکنون چگونه و چرا تازه دریافته اند که "با وجود قانون اساسی و ساختار کنونی، امکان اصلاح کشور در هیچ جهتی متصور نیست". مگر همین مردم ایران که اکنون مخاطب این "فراخوان" قرار گرفته و نویسندگان فراخوان، خواهان جمع آوری "آراء" آنها شده اند، در طول 26 سال گذشته و به ویژه 8 سال اخیر هر جا که فرصتی به دست آورده اند، با فریاد رسای "مرگ بر جمهوری اسلامی"، "مرگ بر خاتمی"، "خامنه ای حیا کن، سلطنت را رها کن!"، رأی و نظر واقعی خود را در مورد "تنها راه قطعی" حل "بحران" جامعه ما به نمایش نگذارده اند؟ چرا، این چنین بوده است. اما باید دانست که افراد مورد بحث، کسانی هستند که به توده هایی که در آن زمان (و هم اکنون) فرسنگ ها از آنان جلوتر بودند و درست ترین راه حل ها را "برای رفع بحران" البته به نفع اکثریت آحاد جامعه، ارائه می دادند، راجع به مضرات "انقلاب" و "سرنگونی" و از مزایای "اصلاح" داد سخن می دادند و دنبال جنبش مردم را نگرفتند. اما اکنون همین افراد می خواهند تا توده هایی را که شعارها و خواست هایشان بسیار فراتر از یک "همه پرسی" صرفاً جهت اصلاح قانون اساسی است را با شعار "رفراندوم" به دنبال خود روان کنند. بدون شک هنگام بررسی شعار رفراندوم، این شعار تا آنجا که به معنای رجوع مسالمت آمیز به افکار عمومی برای تصمیم گیری حول مساله یا مسائل مشخص یک کشور می باشد، نمی تواند مورد اعتراض و نقد هیچ نیرویی قرار گیرد. اما در یک برخورد مشخص، بحث اساسا بر سر شرایطی ست که قرار است این رفراندوم در آن برگزار شود. آنچه که از فراخوان رفراندوم مورد بحث در اینجا برمی آید این است که رفراندوم چی های ما در شرایط بقای جمهوری اسلامی، می خواهند این رژیم را وادار کنند که "با نظارت نهادهای بین المللی" به "همه پرسی ای" تن دهد که هدف آن تشکیل "مجلس موسسان به منظور تدوین پیش نویس یک قانون اساسی نوین" می باشد. اگر تنظیم کنندگان این فراخوان از رژیم دار و شکنجه جمهوری اسلامی می خواهند که به میل خودش به رفراندومی برای تغییر ساختارهای حکومت فعلی تن در دهد، طرح چنین چشم اندازی با توجه به ماهیت ضدخلقی این حکومت جز به معنی توهم پراکنی و عوامفریبی از سوی این ها هیچ معنی دیگری ندارد. فرض دیگر این که اگر حتی در شرایط خاصی چنین وضعیتی تحقق یابد، باید مطمئن بود که در آن شرایط، چنبش اعتراضی توده ها به آن چنان قدرتی در مقابله با جمهوری اسلامی دست یافته و رژیم ضدخلقی حاکم آن چنان در مقابل امواج جنبش انقلابی تضعیف شده که گردانندگان نظام حاکم برای جلوگیری از صدمه خوردن کلیت نظام ممکن است به هرگونه تمهیدی و از جمله قبول تغییر آرایش سیاسی و شکل رژیم حاکم برای توقف انقلاب توده ها و محدود کردن دامنه آن تن بدهند و بخواهند که همین ماشین دولتی ضدخلقی کنونی را با روغن کاری و بزک کردن بر جان و مال توده های تحت ستم دوباره حاکم گردانند. این تجربه ای ست که ما آن را در جریان سرنگونی رژیم شاه و به قدرت رسیدن سلف آن، یعنی جمهوری اسلامی، نیز به عینه دیده ایم. حال ما دیگر زیاد به این امر نمی پردازیم که درج شرط "نظارت نهادهای بین المللی" در رفراندومِ فرضیِ رفراندوم چی های کنونی (با توجه به ماهیت امپریالیستی این نهادها) جز به معنی تلاشی برای مشروعیت دادن به چنین تغییر قدرتی از بالا، نمی باشد. قید این "نظارت" در واقع تضمینی برای اطمینان از حفظ چارچوب نظام اقتصادی سیاسی ناعادلانه موجود و عدم انتقال قدرت سیاسی در پروسه ای دمکراتیک به نمایندگان واقعی توده های به پا خاسته ما است. در رابطه با طرح اخیر "رفراندوم" باید به یک مورد دیگر که به نوبه خود به شناخت ماهیت و طرح این شعار کمک می کند نیز توجه کرد و آن شرایط و اوضاع و احوالی ست که شعار فوق در چارچوب آن طرح و حول آن وسیعا تبلیغ می گردد. واقعیت این است که حکومت جمهوری اسلامی، همان گونه که رهبرانش نیز پنهان نمی کنند، در یک شرایط بحرانی به سر می برد. این رژیم در طول 26 سال گذشته از یک سو به استثمار و غارت وحشیانه توده ها و به ویژه کارگران برای تأمین منافع امپریالیست ها و سرمایه داران بین المللی پرداخته و از سوی دیگر برای حفاظت از این روند سلطه گرانه، دیکتاتوری افسارگسیخته ای را در تمام عرصه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی سازمان داده و هر ندای مخالفی را وحشیانه سرکوب کرده است. تداوم این روند، به طور طبیعی خشم و نفرت عظیمی را در میان توده های محروم، کارگران، زنان و جوانان برعلیه حکومت دامن زده و انعکاس این نفرت و خشم توده ای هر روز به بهانه های مختلف، در قالب اعتراضات و اعتصابات کارگری و شورش های قهرآمیز، بسیجی کشی و عملیات مسلحانه و .... در گوشه و کنار کشور به منصه ظهور می رسد. از سوی دیگر، شکست و رسوائی "پروژه کلان اصلاحات" و افسانه "اصلاح پذیری" جمهوری اسلامی که مقامات رژیم به کمک خاتمی و دارودسته فریبکارش در طول 8 سال گذشته کوشیدند با طرح آن و اشاعه توهم امکان وقوع دمکراسی و رفرم در شرایط سلطه یک دیکتاتوری وابسته، مبارزات توده ها را در چارچوب های حکومتی محصور و منحرف کنند و برای نظام ضدخلقی خویش مشروعیت و مقبولیت بخرند، حکومت را همچنان با خطر انفجار اعتراضات و مطالبات انبوه و تلنبار شده توده ای و بالنتیجه خطر گسترش شعله های انقلاب مواجه ساخته است. فراخوان "رفراندوم" با ادعای "تنها راه قطعی" حل "بحران"، خود در چنین شرایط بحرانی ای انتشار می یابد. و ما شاهدیم که چگونه و به سرعت حجم بزرگی از تبلیغات از جانب نیروها و افرادی با ماهیت طبقاتی مختلف (از مرتجعین و دشمنان شناخته شده خلق گرفته تا سازشکاران و فرصت طلبان و دوستان نادان خلق) در اطراف این مساله سازمان می یابد. به این ترتیب، در شرایطی که وظیفه هر نیروی واقعا انقلابی و آزادی خواه آن است که با توجه به اوضاع بحرانی جمهوری اسلامی ضمن اتکاء به مبارزات جاری و قهرمانانه مردم بکوشد این اعتراضات و مبارزات جاری را به بستر سرنگونی انقلابی رژیم و و نابودی نظام حاکم کانالیزه کند، برداشتن عَلَم "رفراندوم خواهی" آن هم با اتکاء به "نظارت نهادهای بین المللی" که جز مشتی قدرت ها و سازمان های جهانخوار امپریالیستی نیستند و سازمان دادن تبلیغات عوامفریبانه حول چنین رفراندومی به مثابه "تنها راه قطعی" چیزی جز انحراف مبارزات توده ها و به هرز دادن انرژی آنها- با هر نیتی- نیست. موج اخیر"رفراندوم طلبی" در خدمت به پیشبرد مبارزات آزادی خواهانه مردم ما برای "تحقق عدالت اجتماعی" و "آزادی" قرار ندارد. برعکس، در شرایط کنونی، طرح این شعار مانعی در جهت تعمیق این مبارزات و تسریع به ثمر نشستن آن است. در حقیقت، کارزار "رفراندوم ملی" کنونی، با توجه به ماهیت نیروهایی که به دفاع از آن برخاسته اند، تداوم افسانه "اصلاح طلبی" جمهوری اسلامی و پرچمی ست که گرد آمدن در زیر آن تنها بر عمر این رژیم سرکوبگرِ ضدخلقی خواهد افزود.

منبع: نشريه 19 بهمن - شماره 25 – 15 آذر 1383




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
ع. شفق:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.