شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۲۶ آوریل ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

سالی كه به سختی گذشت!

بهرام رحماني

bamdadpress@ownit.nu

 

سال 1385، سال بسیار سختی بود، با امید این که سال 1386 را با شادی و با عشق به مبارزه پیگیر طبقاتی و با عزم رهایی از نکبت حکومت اسلامی، آغاز کنید.

سال ۱۳۸۵، در شرایطی برای مردم ایران آغاز شد که فقط در ماه های فروردین و اردیبهشت، بیش از 50 هزار نفر از کار اخراج شدند و به ارتش میلیون بیکاران پیوستد. مردم سال 1385 را از گرانی و تورم گرفته تا تحصن و اعتصاب کارگران به پایان رساندند. حکومت اسلامی، در روزهای سال 1385، به نوعی حکومت نظامی در شهرهای بزرگ کشور به ویژه تهران، برقرار کرد تا مانع جشن و پایکوبی چهارشنبه سوری و عید نوروز شود. در جشن چهارشنبه سوری، در تهران، میان نیروهای انتظامی و جوانان، جنگ و گریزی روی داد که حدود 1000 نفر را دستگیر کردند. سران جمهوری اسلامی، از موضع خرافی و کهنه پرستی و دیکتاتوری، آزادی و جشن و شادی را برای بقای خود مضر می دانند. در هفته های پایانی سال گذشت، اعتراض و اعتصاب با شکوه معلمان در تهران و شهرستان ها، جلوه با شکوهی از مبارزه طبقاتی را به نمایش گذاشت.

اخراج کارگران، يکی از مهم­ترین مشکلات جنبش کارگری در يک سال گذشته بوده است. احمد جهرمی، وزير کار جمهوری اسلامی، در تير ماه سال گذشته، به خبرنگاران گفت که بيش از ۳۲۰ هزار کارگر طی يک سال از مشاغل خود اخراج شده­اند.

در پاييز سال جاری، ماموران نيروی انتظامی دست­کم در دو مورد یکی در بندر ديلم به کارگران هجوم بردند. در جريان يکی از اين درگيری­ها در بندر ديلم يک کارگر کشته و  ده­ها تن از کارگران گمرک زخمی شدند. کارگران و مردم خشمگین، مقر نيروهای انتظامی این بندر را به آتش کشيده شد.

در بابلسر نيز ماموران انتظامی تلاش کردند تا تجمع کارگران و اعضای خانواده آنان را در اعتراض به عدم پرداخت حقوق با استفاده از باتوم و ضرب و شتم بر هم بزنند. در این هجوم وحشیانه نیروهای انتظامی به کارگران معترض، تعدادی از کارگران زخمی شدند.

در سرتاسر سال 1385، سركوب و اختناق و فقر و محروميت جمهورى اسلامى از يك سو و مبارزه کارگران، زنان، دانش­جویان و مردم تحت ستم و آزادى‌خواه از سوى ديگر در جريان بود. سال گذشته، جمهوری اسلامی و دولت­های امپریالیستی و ژورنالیسم بورژوایی در تبلیغات خود، اساسی­ترین مشکل جامعه ایران را مسئله بحران هسته ای را به افکار عمومی معرفی کردند، در حالی که مهم­ترین مشکل جامعه ایران، سرکوب و اختناق، نابرابری و تبعیض، بی­کاری و عدم امنیت شغلی، و فقر و فلاکت فزاینده و استثمار وحشیانه مزدگیران بود.

جمهوری اسلامی از وضعیت پیش آمده بیش­ترین بهره­برداری را  برده و رعب و وحشت و ترور، زندان و شکنجه و اعدام را تشدید کرده است. فعالین جنبش زنان و معلمان و دانش­جویان به زندان افکنده شدند.

در سال گذشته، تورم و گرانی به طور بی سابقه ای بالا رفت. پرويز داوودی، معاون اول رييس جمهور، در رابطه با دليل مهم شدن افزايش قيمت حبوبات، سيب زمينى و ساير اقلامى از اين قبيل در كشور، اقرار کرد و گفت: «اين گونه اقلام قوت غالب بسيارى از خانوارهايى است كه از درآمد پايينى برخوردارند... به نحوى كه 5/4 ميليون نفر از جمعيت كشور با 30 هزار تومان در ماه زندگى می­‌‏كنند.» این در حالی است که سران جمهوری اسلامی، در سال گذشته نیز میلیاردها دلار صرف میلیتاریسم کردند.

در سال گذشته، بیش از 200 نفر در ایران اعدام شدند. دست کم سیصد نفر نیز در زندان­های جمهوری اسلامی، در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می­برند. علاالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت مجلس شورای اسلامی، طی سخنانی در قم گفت: «در بازدید اخیر از برخی زندان­ها، شاهد سیصد محکوم به اعدام بودیم که با گذشت دو سال از صدور احکامشان هنوز اعدام نشده بودند.»

در سال گذشته، صدها روزنامه، نشریه و وب­لاگ و سایت اینترنتی بسته شد و مسئولان آن­ها تحت پیگرد قرار گرفتند. جنگ با ماهواره­ها اوج گرفت. وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی، به همه دارندگان سايت­ها و وبلاگ­ها دو ماه فرصت داده شد تا با مراجعه به سايت «ساماندهی پايگاه­های اينترنتی ايرانی»، سايت و وبلاگ خود را ثبت کنند و گرنه مسدود خواهند شد. در سال گذشته، بیش از 70 نشریه تعطیل گردید و مسئولان و مدیران آن­ها بازداشت و یا مجازات شدند.

مدیران مسئول بسیاری از نشریات دانشجویی در سال گذشته، به کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه احضار شدند. تعدادی از دانشجویان تحت عنوان دانشجویان «ستاره دار»، از تحصیل محروم مادند.

سال گذشته کانون نویسندگان ایران، با اتنشار بیانیه هایی به سیاست های سرکوبگرانه و سانسور حکومت اسلامی اعتراض کرد. از جمله در بیانیه‌ای كه این كانون، به مناسبت آغاز سال نو منتشر كرد، چنین آمده است: «در سال‌ گذشته نیز هم‌چون سال‌های پیشین، کانون نویسندگان‌ایران، اهل قلم، روزنامه‌نگاران، زنان، وبلاگ‌نویسان و فعالان کارگری و اجتماعی برای به ‌دست آوردن ابتدایی‌ترین حقوقِ انسانی خود کوشیدند، اما با بدترین و غیرانسانی‌ترین برخوردها از سوی مقامات حکومتی روبرو شدند.»

در صحنه سیاست جهانی، شورای امنیت سازمان ملل متحد طی بیانیه ای از جمهوری اسلامی خواست که به فعالیت های غنی سازی اورانیوم خود پایان دهد. سال گذشته در حالی پایان یافت که بحث بر سر تصویب قطعنامه جدید در جهت تشدید تحریم اقتصادی، در شورای امنیت سازمان ملل در جریان است. همچنین سال گذشته، شماری بیانیه و قطعنامه از مجمع عمومی سازمان ملل و شورای حقوق بشر این سازمان و اتحادیه اروپا، سازمان دیده بان حقوق بشر، روزنامه نگاران بدون مرز...، علیه حکومت اسلامی، منتشر شد. در این قطعنامه­ها، از جمهوری اسلامی خواسته شده است که به سرکوب­های سیاسی و سانسور و اختناق پایان دهد و حقوق بشر را محترم بشمارد.

بدین ترتیب سال گذشته، پرونده اتمی ايران، یکی از خبرسازترین و جنجالی­ترین مسئله بین سران جمهوری اسلامی و دولت­های غرب و سازمان ملل بود. کشمکش­ها و مذاکرات جمهوری اسلامی و دولت­های اروپایی بر سر برنامه اتمی جمهوری اسلامی، مخالفت روسیه با تحریم ایران، و اصرار ايران بر ادامه غنی­سازی اورانيوم، روند تصميم­گيری در خصوص اين پرونده را طی يک سال گذشته بارها به تعويق انداخت. اما سرانجام در تاريخ ۲۳ دسامبر ۲۰۰۶، متن اصلاح شده قطعنامه ۱۷۳۷ با اعمال تحريم­های محدود عليه ايران به تصويب رسيد.

در پی صدور اين قطعنامه سردمداران جمهوری اسلامی، به ویژه احمدی­نژاد، رییس جمهوری اسلامی، ضمن محکوم کردن آن گفته­اند که با سرعت بيش­تری فعاليت­های اتمی خود را ادامه خواهند داد.

محمود احمدی­نژاد، در سال گذشته، از یک سو بر ضرورت محو اسراييل از صحنه روزگار تاکید کرد و از سوی دیگر هولوکاست را افسانه دانست. برگزاری کنفرانس هولوکاست توسط دولت احمدی نژاد در تهران، نشان داد که رابطه جمهوری اسلامی، با گروه­های راسیستی در جهان به مرحله حساسی رسیده است. بدين ترتيب، این تبلیغات و اقدامات احمدی­­نژاد، حساسيت شديد دولت­های غربی و مجامع انسان­دوست و افکار عمومی جهانی را عليه حکومت جمهوری اسلامی برانگيخت. از این رو، می توان گفت که سیاست های احمدی نژاد، جاده صاف کن سیاست های جرج بوش، رییس جمهوری آمریکا، بر علیه ایران بود.

در سال گذشته، شکاف طبقاتی در ایران، هر چه بیشتر عمیق­تر و اعتراضات توده­ای گسترده­تر شد و در سطح بین المللی نیز جمهوری اسلامی با انزوای بیش­تری روبرو گردید.

یکی دیگر از وقایع مهم سال گذشته ایران، مبارزه برای قانونی شدن زبان مادری در ایران بود. روز سوم اسفند ماه، به مناسبت روز جهانی زبان، جمهوری اسلامی صدها نفر را در شهرهای آذربایجان، به دلیل این که خواستار به رسمیت شناخته شدن زبان مادری بودند دستگیر کرد. كانون نویسندگان ایران با انتشار بیانیه ای در باره روز جهانی زبان مادری، خواستار به رسمیت شناختن این روز در ایران شد.

سال گذشته، مردم آذربایجان در یک خیزش عمومی، به بهانه درج کاریکاتور و طنزی در تحقیر مردم آذری زبان، دست به اعتراض زدند. در اثر حملات وحشیانه نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی به تجمعات اعتراضی مردم شهرهای استان های آذربایجان غربی و شرقی، تنی چند جان خود را از دست دادند و تعدادی نیز مجروح شدند. همچنین تعدادی بی­شماری نیز دستگیر و زندانی گردیدند.

 

مبارزه جنبش های اجتماعی در سال گذشته

اما با وجود این همه سرکوب و وحشی­گری نیروهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی، با وجود فقر و فلاکت اقتصادی فزاینده و کمرشکن، مبارزه کارگران، مردم آزادی­خواه و برابری­طلب در سال گذشته، از رشد چشمگیری برخوردار بود. در روزهای تاریخی و تجمعات اعتراضی، شعارهایی که فریاد زده شد و قطعنامه هایی که به تصویب رسید، این واقعیت را در مقابل جامعه قرار داد که جمهوری اسلامی، باید با یک جنبش اجتماعی برود و جای آن را آزادی و برابری و رفاه و عدالت اجتماعی بگیرد. این حکمی است که جنبش­های اجتماعی ایران، در اعتصابات و تجمعات خود اعلام کرده و برای تحقق آن نیز بی­امان مبارزه می­کنند.

در هفته­های پایانی سال 85، مبارزه معلمان، اوج تازه ای گرفت. تجمع هزاران نفره معلمان در تهران  و تجمعات وسیع اعتراضی آن­ها در بسیاری از شهرستان­ها در روز شنبه ۱۲ اسفند، اعتصاب سراسری معلمان در روز چهارشنبه ۲۳ اسفند و ادامه اعتراض آن­ها در راستای مطالبات خود، تلاش برای آزادی بازداشت شدگان فعالین این حرکت­های اعتراضی مداوم، جلوه های با شکوهی از مبارزه جنبش کارگری ایران را به نمایش گذاشت.

مبارزه معلمان، بر متن اعتصابات و اعتراضات وسیع کارگران، زنان، دانش­جویان و جوانان، در اول ماه مه، روز جهانی کارگر، 16 آذر، روز دانش­جو و هشت مارس، روز جهانی زن و دیگر حرکت­های اعتراضی، اوج گرفت. شکی نیست که اگر این اعتراضات سراسری شود و جنبش­های اجتماعی در پیوند با همدیگر قرار گیرند، نه تنها  مطالبات اقتصادی و رفاهی برآورده خواهد شد، بلکه کل فضای اعتراضی در جامعه نیز تحت تاثیر این مبارزات قرار خواهد گرفت و حرکت عطیم اعتراضی توده­ای به سرعت فراگیر خواهد شد.

شعارهایی که سال گذشته در اول مه، ۱۶ آذر، سالگرد ترور محتاری و پوینده، سالگرد کشتار زندانیان سیاسی، آخرین جمعه سال، ۸ مارس و در جنبش دفاع از حقوق کودک، در خیابان­ها، کارخانه­ها، دانشگاه­ها، گورستان خاوران و تجمعات اعتراضی سر داده شدند و یا سرود انترناسیونال طنین انداز شد، از هر تحلیل و تفسیری ساده­تر و شفاف­تر مطالبات و خواست ها و افق و چشم­ انداز جامعه ایران را ترسیم کرده­اند. شعارهایی که تصویر روشنی از مبارزه طبقاتی بر علیه سرمایه داران و حکومت حامی سرمایه را در مقابل جامعه قرار می دهد.

شعارهایی که معلمان فریاد می­زدند: «۲۸ سال گذشته عدالت کجا رفته»، «۲۸ سال گذشته پول نفت کجا رفته»، «مدعی عدالت خجالت خجالت»، «وزیر بی کفایت، استعفا استعفا»، «نداشتن انگیزه نتیجه تبعیضه»،...

 

اول ماه مه، روز جهانی کارگر 

روز دوشنبه 11 ارديبهشت 1385، خانه كارگر و شوراهاى اسلامى كار تلاش‏ كردند به بهانه اول ماه مه كارگران را به جلو سفارت سابق آمريكا در خيابان طالقانى بكشانند و به زعم خود كارگران را پشت سياست‌هاى غيرانسانى رژيم بسيج كنند. اما كارگران این ترفند سردمداران خانه كارگر را در هم شكستند.

كارگران شهرهاى مختلف كه براى شركت در مراسم جهانى روز كارگر به تهران آمده بودند، علاوه بر طرح خواست ها و مطالبات واقعى خود و سر دادن شعارهاى راديكال، ابتكارات جالبى نیز از خود نشان دادند. براى مثال كارگران قزوينى با پلاكاردهايى كه روى آن چند قرص‏ نان بربرى چسبانده بودند خواستار پرداخت حقوق معوقه خود شدند.

كارگران قم، شعار «فرانسه را نگاه كن، فكرى به حال ما كن»، اعتصاب عظيم كارگران و دانش­جويان و جوانان فرانسه را كه دولت را به عقب‌نشينى وادار كردند، يادآور شدند. كارگران مشهدى، كه اخراج شده بودند، خواستار بازگشت به كار بودند.

كارگران بوشهرى، كه بيش‏ترين نقش‏ را در به هم زدن مراسم خانه كارگر ايفا كردند، با يك طبل بزرگ هر لحظه كه مجرى شعار مى‌داد، آن­چنان سر و صدا راه مى‌انداختند كه صادقى فرياد مى‌زد و درخواست مى‌نمود كه صداى طبل را قطع كنند.

كارگران با سر دادن شعارهايى نظير «تشكل، اعتصاب حق مسلم ماست»، «مرگ بر اين زندگى، مايه شرمندگى»، «قرارداد موقت كار ملغى بايد گردد»، «نظام برده‌دارى ملغى بايد گردد»، «مجلس‏ قانون‌گذار سر به سر ما نذار»، «كارگران اتحاد اتحاد»، «كارگر زندانى آزاد بايد گردد»، «وزير بى‌لياقت استعفا استعفا»، و...، همواره سخنرانى محجوب، ربيعى و صادقى را قطع مى‌كردند.

در مقابل شعارهاي کارگران، مجریان خانه کارگر شعارهایی مانند «انرژى اتمى حق مسلم ماست»، «واى حسين كشته شد» و ...، مى‌دادند که در ميان شعارهاى کوبنده كارگران گم مى‌شد. شدت شعار دادن هاى كارگران به حدى طنين‌انداز بود كه اجازه خواندن قطعنامه خانه كارگر را به صادقى ندادند. حتى تعدادى از كارگران براى قطع سخنان ربيعى خود را به جايگاه رساندند و از سخنرانى ربيعى و صادقى جلوگيرى به عمل آوردند. سرانجام گردانندگان خانه كارگر، ختم مراسم را اعلام كردند، اما هزاران کارگر، صف مستقلى را تشكيل دادند و در خیابان های پایتخت دست به راهپیمایی زدند.

نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی، به صف کارگران معترض حمله کردند. اما با مقاومت کارگران روبرو شدند. نیروهای انتظامی در اثر فشار و مقاومت کارگران، مجبور شدند كارگران دستگير شده را آزاد کنند.

سرانجام كارگران در ميدان فلسطين، با حمله پليس‏ و با ايجاد راه‌بندان توسط نيروهاى يگان ويژه مواجه شدند و به راهپيمايى خود پايان دادند.

خبرگزارى‌ها كه براى پوشش‏ خبرى فعاليت‌هاى اتمى جمهورى اسلامى در تهران به سر مى ‌بردند با تظاهرات عظيم صدها هزار نفرى كارگران روبرو شدند و اين مراسم را نيز پوشش‏ خبرى خود قرار دادند.

سال گدشته نیز برای چندمین بار دستگیرشدگان اول ماه مه 1383 سقز، به بی دادگاه این شهر احضار شدند. آخرین بار نیز محمود صالحی، جلال حسینی و محسن حکیمی از دستگیرشدگان اول ماه مه 83 سقز را روز یک­ شنبه 20/12/85 همراه با وکیلشان محمد شریف در دادگاه شهر سقز حاضر شدند. قاضی صادقی جلسه دادگاهی را برگزار کرد. دادگاه تجدید نظر، پشت درهای بسته بر گزار شد. قرار است رای دادگاه بعدا اعلام گردد.

هدف جمهوری اسلامی، از ادامه محاکمه کارگران دستگیرشده سقز، ايجاد فضای رعب و وحشت، و منزوی و مرعوب کردن رهبران و فعالین کارگری و جلوگیری از تشکل یابی سراسری کارگران است.

 

هشت مارس، روز جهانی زن

مامورین سرکوبگر جمهوری اسلامی، از جمله پلیس­های زن، در 22 خرداد 1385، به تجمع زنان در ميدان هفت تیر یورش بردند و آن­ ها را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند. بدنبال این واقعه، فعالین و برگزارکنندگان این حرکت به دادگاه احضار شدند و مورد بازجویی قرار گرفتند.

پروين اردلان، نوشين احمدی خراسانی، فريبا داوودی مهاجر و شهلا انتصاری، چهار نفر از فعالان جنبش زنان و از مدافعان حقوق بشر در ايران، صبح روز دوشنبه 29 آبان 1385، در تهران به دادگاه انقلاب (واقع در خيابان شريعتی، ابتدای خيابان معلم) فراخوانده شدند. آنان، پس از بازجویی با قرار کفالت 10 میلیون تومانی آزاد شدند. اتهامات این فعالان جنبش زنان، اقدام علیه امنیت ملی، تلاش برای بر هم زدن نظم عمومی، دعوت و شرکت در تجمع غیرقانونی عنوان شده است.

ماموران انتظامی، روز پنج ­شنبه هشت مارس، تلاش کردند مانع برگزاری تجمعی شوند که به مناسبت روز جهانی زن در مقابل ساختمان مجلس شورای اسلامی ايران برگزار شده بود.

اين تجمع با فراخوان شماری از افراد و سارمان­های فعال در زمينه حقوق زنان، قرار بود تحت عنوان «همبستگی برای آزادی، برابری، عدالت جنسيتی»، برگزار گردد، اما پيش از آغاز تجمع و در حالی که جمعيت شرکت کننده رفته رفته اطراف ايستگاه مترو ميدان بهارستان گرد می­آمدند تا به سمت ساختمان مجلس حرکت کنند، با هجوم وحشیانه ماموران يگان ويژه نيروی انتظامی مواجه شده و متفرق شدند.

در مراسم­هایی که به مناسبت هشت مارس، در دانشگاه و شهرهای مختلف کشور برگزار شد، از جمله شعارهای زیر سر داده شد و یا بر روز باندورل­ها نقش بسته بود: «رهایی زن، رهایی جامعه است»، «تبعیض جنسیتی، ملغی باید گردد»، «لغو پوشش اجباری زنان»، «لغو طرح سهمیه بندی جنسیتی دانشگاه­ها»، «لغو تفکیک جنسیتی دردانشگاه­ها»، «جنبش زنان متحد جنبش کارگری»، «ما مخالف حمله نظامی، یا دخالت خارجی در تعیین سرنوشت مردم ایران هستیم»، «سنگسار، نماد بربریت»،...

 

16 آذر، روز دانشجو

دانشگاه­های سراسر ایران، به مناسبت روز  دانشجو، بار ديگر شاهد یک حرکت مهم به لحاظ مضمون و محتوای سیاسی و طبقاتی در تاريخ پر فراز و نشيب جنبش دانشجویی ایران، به ویژه گرایش آزادی­خواهی و سوسیالیستی بود.

جنبش دانشجویی، در 16 آذر سال گذشته، شعارهای نظیر «آزادی، برابری، سوسیالیسم یا بربریت»، «تبعيض جنسيتى ملغى بايد گردد»، «آپارتاید جنسی، این تحقیر انسان است»، «آزادی زن، همیشه همیشه»، «رهایی جامعه، رهایی زنان است»، «مردم نان مى­خواهند نه بمب»، «نه جنگ می­خواهیم نه بمب اتم، یک زندگی بهتر می­خواهیم برای مردم»، «جنبش دانش­جویی متحد جنبش کارگری و جنبش زنان»، «تصميم ما بر اين است كه از زندگى بد بيش­تر از مرگ بهراسيم» و غیره را در دانشگاه­های کشور فریاد زدند.

باین ترتیب، گرایش سوسیالیستی، در مراسم­ گرامی­داشت 16 آذر امسال دانشگاه­ها، به حدی با شکوه و قدرتمند بود که حتی گرایشات بورژوایی و رسانه­ها و غیره نیز نتوانستند آن را پرده­پوشی کنند.

 

درآمد کلان جمهوری اسلامی

در سالی که گذشت درآمد نفت از مرز ۵۰ میلیارد دلار فراتر رفت که این مساله در اقتصاد ایران بی سابقه بود. اما این درآمد هنگفت که بنا به اظهار مسئولین جمهوری اسلامی، نه تقریبا تمامی آن به مصرف رسیده است، بلکه ذخیره ارزی نیز با ریخت و پاش­های دولت احمدی­نژاد، ته کشید. این درآمدهای کلان، نه تنها کمکی به رشد اقتصادی ایران نکرد، بلکه مصرف بیش از اندازه درآمدهای نفتی، رشد نقدینگی را آنچنان سرعت بخشید که به تورم و گرانی بی سابقه ای منجر شد. حتی دستمزد معوقه صدها هزار کارگر پرداخت نگردید.

چند روز پیش خبرنگار دولتی ايلنا، درباره دستمزد سال 1386 کارگران، نوشته بود: پول توجیبی آقازاده ها از دستمزد کارگران بیشتر است. كدام مغز متفكر اقتصادی می­‌‏تواند با ماهی ۱٨٣هزار تومان، تمامی هزينه‌‏های يك خانواده كارگری را تامين كند كه شورای عالی كار برای كارگران چنين تصميمی گرفته است؟... اين قشر زحمتكش در سايه بی ­توجهی دولتمردان، به نخوردن، نپوشيدن و چشم پوشی از ديگر هزينه ‏های خود عادت كرده‌‏اند...»

سئوال این است که چرا باید کارگران و خانواده آن ها، «به نخوردن، نپوشیدن و چشم پوشی از دیگر هزینه های خود عادت» کرده باشند؟

در واقع «آوردن پول نفت بر سر سفره مردم»، از مهم­ترين وعده­های انتخاباتی احمدی­نژاد به کارگران و مردم محروم جامعه بود، بر خلاف این وعده­ها، تورم و گرانی اقلام مایحتاج روزانه بالا رفت و حتی دستمزد معوقه کارگران پرداخت نشد. از این رو، احمدی­نژاد و طرفدارانش در مضحکه انتخابات شهر و روستا و مجلس خبرگان و میان دوره­ای مجلس شکست سختی خوردند.

 

چالش­های مهم پیش رو در سال جدید

سالی که در پیش است سال سرنوشت­سازی برای مردم ایران خواهد بود. به اصطلاح سالی که نیکوست از بهارش پیداست؟! جمهوری اسلامی، سال جدید با یک مانور نظامی در خلیج فارس آغاز کرد. سران جمهوری اسلامی، همچنان به ماجراجویی ادامه می­دهند. نیروی دریایی جمهوری اسلامی، از روز پنج ­شنبه دوم فروردین 1386، یک مانور دریایی را تحت عنوان «عمليات‌ اجرايی رزمايش‌ دريايی‌ اقتدار در آب های‌ خليج‌ فارس»، آغاز کرده است. به‌ گزارش‌ خبرگزاری های جمهوری اسلامی، در اين‌ رزمايش،‌ نيروی‌ دريايی ارتش‌  جمهوری‌ اسلامی‌ ايران،‌ با استفاده‌ از تجهيزات‌ و سلاح های‌ ساخت‌ صنايع وزارت‌  دفاع‌ توان‌ و قدرت‌ دفاعی‌ خود را به‌ نمايش می گذارد. رزمايش‌ اقتدار  در پهنه‌ آب های‌ خليج‌ فارس‌ به‌ وسعت‌ ‌4‌ هزار مايل‌ مربع دريايی‌ تا دهم‌  فروردين‌ ادامه‌ دارد‌. بنابراین، این مانورها، جامعه را هر چه بیشتر از احتمال حملات هوایی و موشکی آمریکا و متحدانش به ایران، نگران می کند.

در عرصه جهانی، جمهوری اسلامی، با چالش‌های متعددی دست به گریبان خواهد بود كه عمده­ترین آن بحران هسته‌ای است. از سوی دیگر، اساسا سال نو، با بحث درباره تصویب قطعنامه جديد تحريم اقتصادی ایران، آغاز شده است.

در سياست داخلی نیز چالش مهم، بحران اقتصادی جمهوری اسلامی است که آوار آن بیش­تر بر سر مردم محروم و فقیر و مزدبگیر خواهد ریخت.

جنبش های اجتماعی اعم از جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی و جنبش های حق طلب و برابری طلب مردم تحت ستم، افزایش خواهد یافت. در این میان احتمال این که درگیری­های شدیدی نیز بین جنبش های اجتماعی و نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی به وجود آید، کم نیست.

حتی با حاد شدن روابط بین المللی و تضعیف موقعیت­ حکومت اسلامی، تشدید درگیری و کشمکش جناح ها و سران حکومت تا حد برکناری احمدی ­نژاد و دخالت نظامی سپاه پاسداران، دور از انتظار نیست.

 

چه باید کرد؟

در چنین شرایطی در کنار همه مشکلات سیاسی و اجتماعی، رشد بحران اقتصادی، تورم و گرانی، بیکاری، اعتیاد، فحشاء، خودکشی و غیره می­توان پیش بینی کرد که اکثریت مردم ایران در سال 1386، با دشواری­های زیادی روبرو خواهند بود.

در شرايطی که حداقل دستمزد برای کارگران در سال 1386، 183 هزار تومان تعيين شده، در حالی که خط فقر در سال 86 رقمی در حدود 500 هزار تومان پیش بینی شده است، عملا به معنی محروم کردن کارگران و خانواده آن ها از تامین حداقل نیازهای زندگی شان است. این شایسته طبقه کارگر نیست. بنابراین، نباید در این مورد سکوت کرد. ضروری است که فعالین جنبش های اجتماعی، نویسندگان و روزنامه نگاران مترقی و آزادی خواه، دانشجویان، دانش آموزان، به حمایت از مبارزه همه بخش های جنبش کارگری، از مبارزه معلمان و پرستاران و کارگران کارگاه ها و کارخناه و کارگران بیکار برخیزند. در این راستا، در گام نخست ضروری است که فعالین جنبش کارگری، جنبش زنان و جنبش دانشجویی در ارتباط و تبادل نظر دایمی برای هماهنگی و سراسری کردن مبارزه متحدانه این جنبش ها قرار گیرند.

اگر این جنبش ها در مبارزه طبقاتی خود استراتژی واحدی اتخاذ کنند، آن موقع قادر به خذب توده های ناراضی به صفوف مبارزه هدفمند طبقاتی خواهند بود.

در جمع­بندی از تحلیل وقایع سال گذشته، ضروری است بر این امر مهم و حیاتی تاکید کنیم که جنبش­های اجتماعی و در پیشاپیش همه، اگر طبقه کارگر تشکل سراسری خود را به وجود نیاورد، مبارزات جاری را سراسری نکند و به عنوان یک طبقه متشکل و متحد و هدفمند در مقابل سرمایه داران و حکومت حامی سرمایه صف­آرایی نکند، شاید فرصت­های مناسب تاریخی را از دست بدهد.

همان طور که سازمان معلمان در بیانیه شماره چهار خود در 29 اسفند ماه، نوشته­اند: «آری این چنین است که زمستان جان سخت ۱٣٨۵ را پشت سر می گذاریم و بر آنیم بر درب گشوده شده سال نو، ، تنها و تنها نیروی همآهنگ و متشکل توده ای و جنبش های مستقل طبقاتی اش می توانند کشور را که در شرایط به غایت بس اسفبار وآتشفشانی  قرار دارد، از تباهی رهایی بخشند. باید در انجام وقوع چنین هم سانی و هم آهنگی از همین امروز و از همین ساعات اولیه سال   ۱٣٨۶با همه توش و توان قدم برداشت.» این پیام معلمان، حرف دل اکثریت مردم ایران و کل طبقه کارگر است.

سال گذشته، «شواری همکاری تشکل ها و فعالین کارگری»، توسط کمیته هماهنگی برای ایجاد نتشکل کارگری، کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری، انجمن فرهنگی، حمایتی کارگران، اتحاد کمیته های کارگری، جمعی از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های ایران، جمعی از فعالین کارگری و گروهی از نویسندگان جنبش کارگری، اعلام موجودیت کرد، روزنه جدیدی در جهت تشکل یابی و مبارزه سراسری و هدفمند کارگران به وجود آورده است. باید این گونه تلاش ها توسط فعالین و همه نیروهای جنبش کارگری کمونیستی در جهت سازمان یابی سراسری کارگران ایران و اتحاد و همبستگی طبقاتی آن ها، بدون هیچ گونه سنگ اندازی های تنگ نظرانه و سکتاریستی، با جدیت بیشتری پیگیری شود.

در این میان طبیعی است که همه نیروهای جنبش کارگری کمونیستی، هر چه شفاف تر و صریح تر در مقابل فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی، تحریم اقتصادی شورای امنیت سازمان ملل و احتمال حمله نظامی موضع بگیرند و از این فرصت تاریخی برای بسیج اجتماعی در جهت سرنگونی حکومت اسلامی و برپایی یک حکومت آزاد و برابر و انسانی استفاده کنند. حکومتی که احترام به حق و حقوق انسان و آزادی هایش را در راس برنامه های خود قرار دهد. در عین حال باید تاکید کرد که در این شرایط، نباید مرزهای طبقاتی را به هم ریخت و این فرصت تاریخی را نیز همانند گذشته به گرایشات راست واگذار کرد. بنابراین، نیروهای جنبش کارگری کمونیستی، باید از این فرصت تاریخی برای تثبیت سیاست ها و استراتژی طبقاتی خود در جامعه و رهایی کل جامعه از زور و ستم سرمایه داری، عمیقا افکارسازی کند.

آنچه كه گفته شد چکیده بود از انبوه مسایل جامعه ایران در سال گذشته و چالش­های احتمالی که در سال جدید در پیش رو خواهد بود.

بار دیگر سال نو و آغاز بهار را به کارگران و مردم آزادی خواه، صمیمانه تبریک می­گوییم. با امید این که در سال جدید، آزادی، برابری، رفاه و عدالت اجتماعی، بر جهل و خرافات، تهدید و سرکوب، سانسور و اختناق، فائق آید و پیروز گردد.

 

 * برگرفته از نشریه جهان امروز 187، نيمه  اول فروردین 1386  - نيمه   اول  آوریل 2007

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.