شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۳۰ آوریل ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

به کمپین آزادی محمود صالحی بپیوندید!

بهرام رحماني

bamdadpress@ownit.nu

 

کمپین آزادی محمود صالحی، این فعال سرشناس جنبش کارگری، سخنگوی «کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل مستقل کارگری»، دبیر سابق اتحادیه خبازان در شهر سقز و برای آزادی برگزاری هر چه گسترده تر مراسم غیردولتی اول ماه مه در ایران، هر روز وسیع تر می شود. شما هم از هر طریق ممکن به این کمپین بپیوندید!

 

روز دوشنبه بیستم فروردین 1386 برابر با نهم آوریل 1386، نیروهای امنیتی حکومت اسلامی ایران، محمود صالحی را در شهر سقز دستگیر و به زندان شهر سنندج انتقال می دهند.

 

محمود صالحی، از زندان سنندج، در نامه ای به آقای گای رایدر، دستگیری خود را چنین تشریح داده است: امروز 12/04/2007 امکان یافتم تا از زندان سنندج با یکی از رفقایم تماس تلفنی بگیرم. طی این تماس از وی خواستم تا از طریق این نامه چگونگی ربودن مرا به اطلاع شما برساند.

 

روز دوشنبه 9 آوریل در محل کارم، یعنی شرکت تعاونی مصرف کارگران سقز، مشغول انجام وظایفم بودم که یکی از فرماندهان حفاظت اطلاعات نیروهای انتظامی سقز در ساعت 12 و 30 دقیقه به وقت ایران وارد شد و گفت که آقایان فرماندار و دادستان می خواهند تا در مورد مراسم اول ماه مه سقز با من مذاکره کنند، از آن جا که این شخص بارها شخصا به محل کارم آمده و مرا برای مذاکره با کاربدستان دعوت کرده بود دچار هیچ شکی نشدم و همراه وی رفتم. وقتی به آن جا رسیدم متوجه شدم که نه دیدار با فرماندار و دادستان مطرح است و نه مسئله مراسم اول مه امسال. در آن جا یکی از کار بدستان قضائی حکم دادگاه تجدید نظر را به من شفاها اعلام کردند که طی آن به یک سال حکم تعزیزی در زندان و سه سال حکم تعلیقی محکوم شده‌ام. من به شیوه فریبکارانه دستگیری خود اعتراض کردم و آن را مخالف شان انسانی دانسته و از امضا کردن آن خوداری کردم. من هم گفتم که این حکم باید به دست وکلایم برسد یا از طریق مامور ابلاغ به در خانه ام آورده شود بعد از تفتیش بدنی من را به سرعت از دادگاه بیرون آورده و سوار ماشین کردند و با سرعت سرسام آوری ربودند. بعد از چند ساعت متوجه شدم که به زندان مرکزی سنندج برده می شوم. آن ها به این ترتیب اجازه ندادند تا من با همسر عزیز و بچه‌های نازنینم  خدا حافظی کنم و حتی اجازه ندادند داروهایم را بردارم. بدون شک خبر دارید که یکی از کلیه های من از کار افتاده و کلیه‌ دیگرم در حال از کار افتادن است و بدون آن داروها و مداوای مداوم جانم در خطر خواهد بود. این در عرف انسانی چه معنائی دارد؟ آن ها من را صرفا به خاطر تلاش برای برگزاری روز جهانی خود و هم طبقه‌ئی هایم محکوم کرده‌اند و در عین حال جرات نمی کنند من را به صورتی معمولی احضار کنند. آن ها مرا می ربایند تا از خشم کارگران و مردم آزاده و از اعتراض در امان بمانند. 

 

در واقع دستگیری من سه هفته قبل از اول مه 2007 یک اقدام سیاسی است و نه قضائی. آن ها مرا در این شرایط معین دستگیر کرده‌ اند تا برگزاری مراسم مستقل اول ماه مه امسال دچار مشکل شود و تلاش کارگران ایران برای ایجاد تشکل های مستقل از دولت دچار سستی گردد. اما آن ها از این نکته غافلند که من متعلق به یک جنبش اجتماعی - کارگری هستم. آن ها غافلند که من و سایر فعالین کارگری و مردم مبارز به شیوه جمعی کار می کنیم. این جنبش با این شیوه کار همیشه این امکان را دارد تا جای خالی افرادش را پر کند. حتی این احتمال وجود دارد که فعالین جنبش کارگری در چنین شرایطی بر میزان فعالیت خود به لحاظ کمی و کیفی بیفزایند و مراسم مستقل روز جهانی کارگر را با شکوه تر از قبل برگزار کنند. این امکان وجود دارد که تلاش برای ایجاد تشکل های مستقل کارگری مضاعف شود.

 

ضروری دانستم این نامه را برای شما بفرستم و شخصا شما را در جریان وقایع بگذارم. از روزی که در اول مه 2004 من و همکارانم را دستگیر کردند تا امروز در داخل و خارج تلاش ها، اعتراضات و مبارزات زیادی صورت گرفته است تا قوه قضائی ایران عقب نشانده شود. آن ها در ابتدا ما را منتسب به سازمان کردستان حزب کمونیست ایران (کومه‌له‌) کردند و به خطر انداختن "امنیت ملی" را در پرونده ما وارد کردند.  مبارزه وسیع  نهادها و تشکل های کارگری در ایران و جهان کاربدستان قوه قضائی را واداشت از این گونه پرونده سازی ها دست بردارند. به عبارت دیگر مبارزه  گسترده داخل و خارج پرونده سازان را کیلومترها به عقب نشاند. اما این مبارزه لازم است تا تبرئه کامل ما و تحمیل حق برگزاری مراسم مستقل روز جهانی کارگر در سراسر ایران ادامه یابد. من شکی ندارم که شما همچنان نقش شایسته و قابل ستایش خود در این مرحله را نیز ادامه خواهید داد. ارادتمند محمود صالحی. رونوشت: آنا بیوندی، جانکس کوچکیویچ»

 

لازم به یادآوری است که آقایان محمود صالحی، جلال حسینی،  محسن حکیمی، اسماعیل خودکام، برهان دیوارگر،  محمد عبدی پور و هادى تنومند، در روز اول ماه مه 1383 - 2004 دستگیر و پس از تحمل 12 روز زندان و شکنجه آزاد شدند. اما دادگاه شهر سقز در این سال ها، آنان را به عناوین مختلف به بی دادگاه های تفتیش عقاید خود کشانده است.

 

همچنین به ياد داريم كه براى آزادى اين فعالین جنبش کارگری و به طور كلى دفاع از مبارزات كارگران ايران، در داخل و خارج كشور، كمپين وسيعى راه افتاد كه نه تنها جنبش‏ كارگرى ايران را در جامعه ايران بيش‏ از پيش‏ مطرح كرد، بلكه در سطح جهانى نيز با شناساندن جنبش‏ كارگرى ايران، همبستگى وسيعى را با اين جنبش‏ به وجود آورد. بعلاوه مهم تر از همه اين هفت فعال جنبش‏ كارگرى، نه تنها مرعوب سیاست های ضد کارگری حکومت اسلامی نشدند، بلکه دست اندركار سازمان دهى تشكل‌هاى مستقل ضدسرمايه‌دارى كارگرى هستند و تاكنون در ده‌ ها اعتراض و اعتصاب، سخنرانى، مصاحبه راديويى، جلسات پاكتاكى و سمينارها شركت كرده ‌اند و مقالات و تحليل‌هاى كارگرى نوشته‌اند تا از ديد خود معضلات و مشكلات كارگران را مورد تحزیه و تحلیل و بررسی قرار دادند و راه برون رفت از اين وضعيت را نیز در پيش‏ پاى جنبش‏ كارگرى كمونيستى گذاشتند. افق و چشم‌انداز اين رفقا، برپايى تشكل‌ مستقل ضدسرمايه‌دارى طبقه، برگزاری آزادانه و غیردولتی مراسم اول مه، با اتكا به نيروى مستقيم خود توده كارگران است. چرا كه کارگران نیک می دانند همه مصايب و معضلات هم طبقه ای های آن ها و به طور كلى جامعه ایران، ناشى از عملكرد اقتصادى، سياسى و اجتماعى سيستم سرمايه و حکومت حامى سرمايه است. بنابراين، امروز بدون مبارزه پيگير عليه سرمايه‌دارى و با اتکاء به سوسیالیسم پرولتری نمى‌توان حتی مطالبات صنفى و رفاهى كارگران را به سرمایه داران تحميل كرد.

 

در چنین شرایطی، دستگیری مجدد محمود صالحی، صدور حکم محسن حکیمی،  برهان دیوارگر و جلال حسینی، آن هم در آستانه برگزاری مراسم اول ماه مه، نشان دهنده این واقعیت است که حکومت جمهوری اسلامی ایران، هراسناک از فعالیت فعالین و پیشروان جنبش کارگری برای برگزاری هر چه گسترده تر مراسم اول ماه مه است. از این رو، در تلاش است تا با ایجاد فضای رعب و وحشت مانع برگزاری مراسم اول ماه مه امسال در ایران شود. بنابراین، مبارزه برای آزادی محمود صالحی و برگزاری هر چه گسترده تر و با شکوه تر مراسم اول ماه مه در ایران، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

 

بدين ترتيب، احكام غیرانسانی دادگاه سقز بر علیه دستگیرشدگان اول ماه مه 1383، نه تنها براى خاموش‏ كردن صداى حق‌ طلبى و اعتراضی‏ اين فعالان شناخته شده جنبش‏ كارگرى ايران است، بلكه براى مرعوب كردن كل جنبش‏ كارگرى ايران و به ويژه حركت هاى راديكال كارگران است كه براى گرفتن حق و حقوق اقتصادى، اجتماعى و سياسى خود عليه سيستم سرمايه‌دارى و حکومت حامى سرمايه به مبارزه همه جانبه ‌اى برخاسته‌اند. بنابراين، دادگاه تفتيش‏ عقايد جمهورى اسلامى، اين هفت فعال كارگرى را تنها به «جرم» برگزارى مراسم مستقل اول ماه مه محكوم كرده است. از اين ‌رو، تلاش‏ براى لغو بى ‌قيد و شرط اين احكام، وظيفه سياسى، اجتماعى و انسانى همه سازمان ها، احزاب كارگرى سوسياليستى و همه انسان هاى آزادى‌خواه و انسان دوست است. تشكل‌يابى مستقل كارگران،  تجمع و اعتصاب، آزادی بيان و آزادى برگزارى اول ماه مه، حق طبيعى و مسلم كارگران و مردم محروم و ستم ‌ديده ايران است .

 

مى‌دانيم كه دور كردن فعالين عملى و رهبران جنبش‏ كارگرى از توده كارگران، لطمات زيادى به جنبش‏ كارگرى وارد مى‌سازد و روحيه عمومى كارگران را تضعيف مى‌كند. حداقل براى يك دوره ديگر تشكل ‌يابى مستقل كارگران، به ويژه گرايش‏ راديكال و ضدسرمايه‌دارى را به تعويق مى ‌اندازد. از اين ‌رو، آزادی محمود صالحی، لغو احكام صادره عليه فعالين جنبش‏ كارگرى ايران، تاثير به سزايى در مبارزه و تشكل ‌يابى كارگران دارد .

 

مسلم است كه قبل از هر كس‏ ما كارگران و كمونيست‌ها به وجود چنين فعالان كارگرى به خود مى‌باليم. همچنين وظيفه انسانى، اجتماعى و سياسى خود مى‌دانيم كه از همه امكانات موجود و در دسترس‏ مان براى افشاى هر چه بيش ‏تر سياست هاى ضدكارگرى جمهورى اسلامى، و لغو احكام صادره عليه فعالین جنبش كارگرى و دیگر جنبش های اجتماعی برابری طلب استفاده كنيم.

 

در چنين شرايطى، نهادهاى دمكراتيك، روشنفكران مترقی، تشکل های کارگری و احزاب سیاسی چپ و سوسیالیست ايران و جهان براى آزادی محمود صالحی و لغو احكام صادره بر عليه فعالین جنبش‏ كارگرى ايران تلاش‏ مى‌كنند، بايد به نوعى مبارزات داخل و خارج كشور را بدون کم ترین تنگ نظری و سکتاریسم تقویت و هماهنگ كرد .

 

نخستين حركت براى تشكيل كميته دفاع از دستگيرشدگان سقز را همسران دستگيرشدگان آغاز کرده بودند. خانم‌ها عايشه جهانپور، همسر جلال حسينى؛ نجيبه صالح‌زاده، همسر محمود صالحى؛ لطيفه قيطاسى، همسر محمد عبدى‌پور؛ منيژه گازرانى، همسر محسن حكيمى، با انتشار اطلاعيه مشتركى در تاريخ 2/9/84، كميته‌اى به نام «كميته دفاع از حقوق دستگيرشدگان اول ماه مه»، از كارگران، مردم شريف و آزاده درخواست كرده بودند كه به اين كميته بپيوندند. آن‌ها در اطلاعيه خود، از جمله نوشته‌اند: «همسران ما انسان هاى شريف و زحمت كشى هستند كه جز دفاع از حقوق حقه خود و ساير كارگران هيچ قصد ديگرى نداشته اند، و همواره خواستار يك زندگى آزاد و انسانى و فارغ از فقر، بى كارى، بى حقوقى و بهره كشى بوده‌اند. ما به تلاش‏ آن ها افتخار مى‌كنيم، از زندگى با چنين انسان هايى به خود مى باليم و احكام محكوميت آنان را عين بى عدالتى مى دانيم. ما باصداى بلند به احكام ناعادلانه اعتراض‏ مى كنيم و از همه كارگران، سازمان ها، نهادها و تشكل هاى كارگرى، و از همه آزادى خواهان و حق طلبان مى خواهيم كه با ما و فرزندانمان هم‌ صدا شوند و به اين احكام ناعادلانه اعتراض‏ كنند ...»

 

همچنین تاکنون ده ها تشکل و نهاد کارگری طی بیانیه مشترکی دستگیری محمود صالحی را محکوم کرده اند و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط او شده اند. بخشی از بیانیه و تشکل هائی که آن را مشترک صادر کرده اند عبارتند از:

 

«محاکمه و دستگیری محمود صالحی دهن کجی به طبقه کارگر و زیر پا گذاشتن بدیهی ترین حقوق میلیون ها کارگر در رابطه با برگزاری مراسم اول ماه مه است و ما کارگران در قبال آن سکوت نخواهیم کرد. ما برگزاری مراسم اول ماه مه را حق مسلم خود می دانیم و امسال با شکوه تر از همیشه به استقبال آن خواهیم رفت.

 

ما امضاء کنندگان این بیانیه با محکوم کردن محاکمه و بازداشت محمود صالحی، خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط وی هستیم و از عموم کارگران و تشکل های کارگری می خواهیم تا به طور یک پارچه ای نسبت به دستگیری محمود صالحی اعتراض کرده و با خواست آزادی فوری و بی قید و شرط وی، از حقوق انسانی خود به دفاع بر خیزند.

 

همچنین ما امضاء کنندگان این بیانیه از همه سازمان های کارگری در سراسر دنیا می خواهیم تا در آستانه اول ماه مه از حقوق برسمیت شناخته شده بین المللی کارگران در برگزاری آزادانه مراسم اول ماه مه در ایران حمایت کرده و به طور یک پارچه ای خواهان آزادی محمود صالحی شوند.  

 

هیئت موسس اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بی کار، انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه، کارگران نساجی شاهو، کارگران نساجی کردستان، جمعی از کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، جمعی از کارگران کارخانه پرریس، جمعی از کارگران اخراجی آلومین، جمعی از کارگران پتروشیمی کرمانشاه، جمعی از کارگران عسلویه، کارگران گرداننده سایت شورا. 21/1/1385»

 

شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری نیز در بیانیه شماره یک خود چنین نوشته اند:

 

«اول ماه مه روز جهانی کارگر را هرچه با شکوه تر برگزار کنیم.

یرگزاری مراسم در روز اول ماه مه، روز جهانی کارگرحق مسلم طبقه کارگر است. ما نیز مراسم این روز را هرچه با شکوه تر برگزار خواهیم کرد. از همه کارگران می خواهیم که در این مراسم شرکت کنند، تا فریاد اعتراض مان علیه تهاجم سرمایه به شرایط کار و زندگی کارگران را از قبیل پرداخت به غایت نازل دستمزدها و عدم پرداخت حقوق و دستمزدهای معوقه کارگران، قراردادهای موقت کار، بی کارسازی و اخراج کارگران، گرانی و تورم لجام گسیخته به گوش همه مردم آزادی خواه و عدالت طلب ایران و جهان برسانیم.

 

شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری عبارتند از: کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری، کمیته پیگیری ایحاد تشکل های آزاد کارگری، اتحاد کمیته های کارگری، انجمن فرهنگی حمایتی کارگران، جمعی از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های ایران، جمعی از فعالین کارگری، گروهی از نویسندگان جنبش کارگری، 9/1/1386 shorayehamkari@gmail.com »

 

یا این که تعدادی از فعالین کارگری با راه انداختن وبلاگی به نام «محمود صالحی آزاد باید گردد»، از جمله نوشته اند:

 

«کارگران و مردم آزادی خواه؛ ما جمعی از کارگران و فعالین کارگری ضمن محکوم کردن دستگیری محمود صالحی فعال کارگری و یکی از رهبران جنبش کارگری ایران خواستار آزادی بی قید و شرط وی بوده و به همین مناسبت ایجاد کمیته ای به نام کمیته دفاع از محمود صالحی را در دستور کار خود قرار داده که از امروز مورخه بیست و هفتم فروردین هشتاد و شش فعالیت علنی خود را از طریق این وبلاگ آغاز می کند و از کلیه کارگران و فعالین کارگری و دانش جویان، معلمان،پرستاران، نویسندگان، شاعران، روزنامه نگاران و کلیه انسان های عدالت خواه و برابری طلب می خواهیم  که با اعتراض و تجمعات خواهان آزادی محمود صالحی و الغای کلیه احکام صادره برای فعالین کارگری و دیگر فعالین در بند باشیم.

 

اعضای کمیته دفاع از محمود صالحی عبارتند از: 1- نه به ز نصراللهی  2- بهزاد سهرابی 3- برهان سعیدی 4- مجید حمیدی 5- حسن زارعی 5- شیث امانی 6- شجاع ابراهیمی 7- عبدلله خیرآبادی 8- سارا گله داری 9- جلال شریعتی 10- فرهاد زند کریمی  11- افشین فرهادی 12- حسین قادری 13- امید زارعی 14- بهزاد گویلی 15- اسد کریمی 16- خالد سواری 17- اسماعیل کاظمی 18- ابراهیم  وکیلی 19- شمس الدین مرادی 20- محمد نعمتی 21- فردین نگهدار 22- آمانج خالصی 23- هومن سیفی  24- صدیق کریمی 25- نجیبه صالح زاده 26- وفا قادری 27- منصور محمدی 28- شریف ساعد پناه 29- سهیلا گله داری 30- عمر مینایی 31- حسن مفاخری 32- حسن وزیری 33- محمد عبدی پور 34- جمال احمدی 35- کیومرث اویسی ۳۶-عثمان رحمانی ۳۷- یاسین رحمانی ۳۸- هادی تنومند ۳۹- فارس گویلان ۴۰- ادریس خداکرمیان ۴۱- رامین کریمی ۴۲- صلاح زمانی: http://kdmahmodsalehi.blogfa.com /

 

بدین ترتیب، ابتکارات جالبی در کمپین آزادی محمود صالحی و مراسم مستقل اول ماه مه، به خرج داده می شود، نشان دهنده یک جنبش اجتماعی واقعی است. نمونه های بالا، تنها گوشه هایی از یک حرکت وسیع اعتراضی در داخل کشور است. در خارج کشور نیز همه نیروهای مدافع جنبش کارگری و سوسیالیستی، کمپین گسترده ای را در کشورهای غرب با هدف محکوم کردن جنایات حکومت اسلامی ایران، آزادی فوری محمود صالحی و  آزادی برگزاری مراسم غیردولتی اول ماه مه و جلب حمایت و پشتیبانی کارگران و مردم آزادی خواه جهان از جنبش کارگری ایران راه انداخته اند.

 

شکی نیست که در جامعه ايران و خارج كشور، پتاسيل بالاى مبارزاتى عليه هرگونه سركوب و ستم و استثمار جمهورى اسلامى و به ويژه اعتراض‏ به اين احكام غيرانسانى بی دادگاه های تفتیش عقاید حکومت اسلامی، در كليه تشكل‌هاى كارگرى، زنان، جوانان و دانش ‏جويان، نويسندگان و روزنامه ‌نگاران پيشرو و آزادى‌ خواه وجود دارد و تاكنون نيز در جهت آزادی محمود صالحی و معلمان و زنان و دانش جویان دربند صدها اطلاعيه صادر و ده‌ ها مصاحبه راديويى و جلسات پاكتاكى برگزار شده است و مقالات زيادى نيز در حمايت و پشتيبانى از دستگيرشدگان اول ماه مه سقز و لغو احكام غيرانسانى آن ها منتشر شده است.

 

بدون شک، اعتراضات گسترش‏ خواهد يافت و مهم‌تر از همه اين اميد و چشم‌انداز وجود دارد كه تشکل های مستقل جنبش‏ كارگرى ايران، اقدامات مشخص تری را سازمان دهی کنند و نيروهاى آزادى خواه و سوسياليست خارج كشور نيز هم ‌زمان با اين اعتراضات حركت هاي موثری را در كشورهاى اسكانديناوى، اروپايى، آمريكاى شمالى و استراليا، به طور مشترك با تشكل هاى كارگرى و سازمان‌هاى سوسياليستى اين جوامع در مقابل سفارت‌خانه ها و ديگر مراكز جمهورى اسلامى، مقابل فدراسيون‌هاى كارگرى، ميادين شهرها و به ويژه تدارك آكسيون بزرگى در مقابل سازمان جهانى كار ‌(آى.‌ال.‌او) سازمان‌دهى و برگزار كنند.

 

برای گسترش کمپین آزادی محمود صالحی و مراسم اول ماه مه در ایران، باید در دو عرصه معين، يعنى از يك سو تبليغات سياسى وسيع با به كارگيرى از كليه امكانات موجود در جهت افشاى احكام غيرانسانى جمهورى اسلامى و افكارسازى پيرامون آن و از سوى ديگر با تشكل‌هاى كارگرى و جريانات سوسياليستى غرب، در ارتباط تنگاتنگ و پیگیر بود.

 

خواست اخراج نمايندگان جمهورى اسلامى از «آى.‌ال.‌او» را بايد با تشكل‌هاى كارگرى راديكال عضو فدراسيون‌هاى كارگرى در ميان گذاشت تا در كنفرانس‏هاى سراسر كشورى خود مطرح و از اين طريق به كنفرانس‏ سالانه سازمان جهانى كار ببرند.

 

همچنين از سازمان هاى چپ و سوسياليست پارلمان هاى كشورهاى غرب خواست كه پیشنهاد محكوميت جمهورى اسلامى را به پارلمان هايشان ببرند و از اين طريق آن را در كميسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا مطرح سازند تا جمهورى اسلامى را محكوم و وادار به عقب‌نشينى نمایند. با نهادهاى بين‌المللى مانند امنستى، روزنامه نگارارن بدون مرز، وکلای بدون مرز و ديگر نهادهايى كه براى آزادى زندانيان سياسى، لغو شكنجه و اعدام فعاليت مى‌كنند، در اين مورد وارد بحث و گفتگو شد. همچنین از اتحادیه های کارگری و یا از ونلای بدون مرز، خواسته شود تا وکلای آن ها به طور سمبلیک هم شده وکالت محمود صالحی را به عهده بگیرند . اگر حکومت اسلامی به این وکلا ویزای سفر به ایران صادر نکند که به احتمال زیاد نخواهد کرد، امر آزادی محمود صالحی و نقض قوانین کار توسط حکومت اسلامی را در مجامع بین المللی کارگری به ویژه سازمان بین المللی کار پیگیری کنند.

 

بدين ترتيب، نه تنها بايد يك كمپين گسترده تبليغى عليه حکومت جمهورى اسلامى براى آزادی فورى و بی قيد و شرط محمود صالحی و لغو احكام ضدانسانى و ضدكارگرى راه انداخت، بلكه اساسا بايد جمهورى اسلامى را به هزار و يك دليل سياسى، اجتماعى و حقوقى مانند اعمال سياست ها و قوانين ضدكارگرى، مخالفت با برگزارى مراسم‌هاى مستقل روز جهانى كارگر، محروم كردن طبقه كارگر از آزادى تشكل مستقل، تجمع، اعتصاب و بيان، عدم پرداخت دستمزدهاى معوقه كارگران، كشتار كارگران اعتصابى خاتون‌آباد، استثمار وحشيانه نيروى كار، كشتار دسته جمعى زندانيان سياسى، ترور و قتل نويسندگان و مخالفين، سركوب سيستماتيك زنان، به بهره‌كشى وادار كردن كودكان، بى‌حقوق كودكان و نوجوانان، سركوب دانش جويان، دستگیری معلمان معترض، آفريدن فضاى رعب و وحشت و ترور در جامعه، اعمال وحشيانه‌ ترين شكنجه‌ اى روحى و روانى بر زندانيان سياسى و اعدام، و به دليل اين كه بخش‏ عظيم جامعه  ايران را در معرض‏ فقر و فلاكت اقتصادى و انواع و اقسام آسيب ها و بحران هاى اجتماعى قرار داده است را از قدرت بركنار كرد تا حكومت در اختيار طبقه اى كه اكثريت جامعه را نمايندگى مى ‌كند و همواره چرخ توليد نيازهاى اجتماعى را مى چرخاند، يعنى طبقه كارگر متشکل و متحد و آگاه قرار گيرد .

 

از سوی دیگر نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی ایران، در روزهای اخیر ده ها فعال حرکت های اعتراضی معلمان، دانشجویان، زنان و کارگران را دستگیر کرده است.

 

در شرايطى كه فقر و فلاكت و اختناق سياسى از یک سو و ترس از حمله نظامی آمریکا و متحدانش و زندگى را بر اكثريت مردم ايران، به ويژه كارگران تلخ و دشوار ساخته است، حکومت اسلامی ایران، از ترس و وحشتی که از گسترش جنبش های اجتماعی برابری طلب و در پیشاپیش همه طبقه کارگر متحد و متشکل و آگاه قرار گیرد، سرکوب وحشیانه فعالین و دست اندرکاران این جنبش ها را تشدید کرده است.

 

بنا به گزارش های منتشر شده، ساعت 5 بعد از ظهر روز شنبه 25 فروردین تعدادی از کارگران سندیکای خبازان سقز در اعتراض به دستگیری محمود صالحی در محل این سندیکا تجمع نموده در مورد چگونگی برخورد به این حکم ظالمانه به تبادل نظر می پردازند.

 

کارگران تصمیم می گیرند که در اعتراض به این حکم ساعت 5 تا 5:30 دقیقه بعد از ظهر روز دوشنبه در مقابل دفتر شرکت تعاونی این شهر که محمود صالحی مسئول آن است به نشانه همبستگی با ایشان و اعتراض به حکم بازداشتش تجمع کرده، سکوت اختیار نمایند.

 

روز یک شنبه مسئولین اطلاعات جمهوری اسلامی از این تصمیم و برگزاری تجمع در روز دوشنبه مطلع می شوند. مسئولین اطلاعات به محمد عبدی پور، از فعالین کارگری و از همراهان محمود صالحی که در اول ماه مه 83 دستگیر شده بود زنگ زده و از او درخواست خودداری از شرکت در تجمع یاد شده را می نمایند. عبدی پور، در مقابل سئوال آن ها که آیا در این تجمع شرکت خواهد کرد جواب می دهد: "بله به این تجمع می روم"، مسئولین اطلاعات تهدید می کنند که حتما بازداشت می شوید.

 

روز دوشنبه 27 فروردین جلال حسینی، یکی دیگر از فعالین شناخته شده کارگری به دادستانی فراخوانده می شود. از او سئوال می شود آیا در تجمع امروز بعد از ظهر شرکت می کنید، با توجه به این که حکم تعلیقی دارید؟ ایشان در جواب می گوید در محل کار خود حاضر می شوم اما در تجمع شرکت نمی کنم. مسئولین دادستانی از جلال درخواست می کنند که بعد از بازگشت خود به محل کارش محمد عبدی پور را به نزد آن ها بفرستد او در جواب می گوید که عبدی پور سر کار است و تا ساعت 4 نمی تواند دست از کار بکشد.

 

بنا به درخواست دادستانی سقز محمد عبدی پور، ساعت 4 به آن جا می رود. در دادستانی از ایشان سئوال می کنند آیا در تجمع ساعت 5 امروز شرکت می کنید؟ عبدی پور جواب می دهد بله شرکت می کنم. دادستان در همان جا حکم بازداشت نامبرده را صادر می کند و می گوید شما تا پایان تجمع بازداشت هستید. ساعت 5 بعد از ظهر ده ها تن از کارگران در اعلام همبستگی با محمود صالحی و در مخالفت با حکم زندانی کردن ایشان در جلو شرکت تعاونی تجمع می کنند. لحظاتی قبل از ساعت 5 تعداد زیادی نیروهای رژیم در چهار راه، جلو گاراژ، میدان شهدا و محل تجمع کارگران مستقر می شوند که در میان آن ها چهار خواهر زینب با دستبند نیز حضور داشتند که به منظور دستگیری زنان در این تجمع از آنها استفاده می شد.

 

یکی از فرماندهان نیروهای انتظامی و اطلاعاتی به میان کارگران رفته و از کارگران سئوال می کند نماینده شما کیست؟ فردی به اسم سروان بابایی می گوید: محمود در زندان است، جلال در محل کارش می باشد و اجازه بیرون آمدن ندارد، محمد عبدی پور نیز نزد دادستانی در بازداشت است و این عده نماینده ندارند. در این لحظه سامرند صالحی، فرزند محمود صالحی اعتراض می کند سرهنگ مذبور بلافاصله دستور بازداشت ایشان را صادر می کند. بعد از دستگیری سامرند صالحی ماموران جمهوری اسلامی به تجمع کارگران یورش برده و بیش از 20 نفر از آن ها را بازداشت می کنند.

 

شایان ذکر است که یکی از مزدوران محلی به اسم "علا کرمی" وارد محل کار جلال حسینی شده و می گوید که قصد کشتن شما را دارم و به ضرب و شتم جلال میپردازد به طوری که فک جلال دچار صدمه جدی شده و در وضعیت جسمی بدی به سر می برد.

 

همچنین روز یک شنبه 26 فروردین ماه ماموران اطلاعات و نیروی انتظامی حکومت اسلامی در شهر سنندج، ضمن یورش به محله "غفور" اقدام به بازرسی منازل مردم نموده اند.

 

در جریان یورش نیروهای حکومت اسلامی به محله غفور، که دلیل آن تاکنون مشخص نشده است، ماموران برخی از اموال مردم را تخریب و برخی دیگر را به غارت برده و شماری از ساکنین این محله را نیز بازداشت و به مکان های نامعلومی منتقل کرده اند.

 

بدين ترتيب، حق طبيعى كارگران است كه با اتكاء به روابط و مناسبات شورايى حكومت خود را تشكيل دهند و از اين طريق بلافاصله به همه بى حقوقى ها و سياست هاى غيرانسانى و فاشيستى و وحشيانه اى خاتمه دهند و مهم‌تر از همه در جهت لغو مالكيت خصوصى، كار مزدى و برقرارى جامعه اشتراكى كمونيستى، گام‌هاى سريع بردارند تا كل جامعه بشرى را از هر‌گونه تبعيض‏، ستم و استثمار رها سازند. جهانى برابر و انسانى برپا دارند كه در آن هر كس‏ به اندازه نيازش‏ سهم ببرد.

 

سامرند صالحی، فرزند محمود صالحی، با اتتشار نامه ای در تاریخ 20-1 - 1386، از جمله نوشته است: «... دوستان هدف جمهوری اسلامی از اجرای حکم به این شکل  تنها  زندانی کردن پدرم نیست بلکه چيزی که در اين ميان آشکار است ترس مسئولان از برگزاری مستقل روز جهانی کارگر امسال در سقز است.

 

... با اين اوصاف من از همه شما کارگران، مردم آزادی خواه جهان، نهادهای مدافع حقوق بشر، وکلای بدون مرز، حقوق دانان و انسان های آزادی خواه می خواهم که به حکم محکومیت پدرم و اجرای حکم اعتراض و پدرم را که جرمی جز دفاع از خود و دیگر هم طبقه ای هایش ندارد مورد حمایت قرار دهید. ما هم می خواهیم از یک زندگی شایسته انسان امروز بر خور دار باشیم!»

 

مبارزه برای آزادی فوری و بی قید و شرط محمود صالحی، با قدرت اجتماعی کارگران و مردم آزادی خواه و همچنین مراسم غیردولتی و آزادانه اول ماه، روز جهانی کارگران، هر چه گسترده تر و با شکوه تر برگزار گردد، جواب شایسته توده های میلیونی خواهان تغییر نظم موجود و عدالت خواه و آزادی خواه و برابری طلب به سران ستم گر و استثمارگر حکومت اسلامی ایران است.

 

پیشاپیش فرارسیدن روز جهانی کارگر را به همه کارگران و همه مردم برابری طلب تبریک می گوییم.

 

* برگرفته از جهان امروز شماره 188، نيمه   دوم فروردین 1386  نيمه   دوم  آوریل 2007

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.