شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۲ آوریل ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

منوچهر متکی، مناسبات دیپلماتیک، حقوق بشر و انزوای سیاسی

علي فياض

سفر منوچهر متکی، وزیر خارجه دولت محمود احمدی نژاد، به کشورهای اسکاندیناوی با موجی از مخالفت ها، اعتراضات و واکنش های به حق ایرانیان مخالف، رسانه های این کشورها و مدافعین حقوق بشر مواجه گردید. رسانه ها و سایت های سیاسی ایرانیان نیز هر یک به فراخور حال و بر اساس دیدگاه ها و مواضع خویش به تجزیه و تحلیل آن پرداختند. که همه ی اینها بیانگر حساسیت هایی است که نسبت به عملکردهای این رژیم وجود دارد.

گزینش کشورهای اسکاندیناوی برای دیدار رسمی و تبادل نقطه نظرات سیاسی، هر چند که برای وجهه بین المللی رژیم، و خروج از انزوای سیاسی، دارای اهمیت بسیاری است، اما، واکنش هایی را که این دیدار در پی داشت، تا حدودی تمایلات سودجویانه رژیم را خنثی ساخت و حضور وزیر خارجه این رژیم تروریست و سرکوب گر را با ناکامی مواجه نمود.

فعالیت های طرفداران حقوق بشر، و ایرانیان مخالف رژیم جنایتکار حاکم بر کشور، به گونه ای منطقی، مستند و با تکیه بر عملکردهای آشکار و به اصطلاح "قانونی" این رژیم، مانع از بده و بستان ها و بند و بست های سیاسی رایج شد. اما طبیعی است که این مطالبات و خواست ها اگر سمت و سوی رادیدکال تر و عمده تری نیابد، هر از چندگاهی و تنها در رابطه با ورود و خروج سردمداران رژیم نمودی موضعی و مقطعی خواهند یافت. البته آنچه که در این رابطه دارای اهمیت می باشد، انعکاس همان نارضایتی ها و اعتراضاتی است که زمینه ساز برخوردهای جریانات سیاسی و فرهنگی گوناگونی شد که عملکردهای بنیادگرایان و "طالبان" پیرو ولایت فقیه را که سال ها ست با نفی حقوق زنان، کارگران، روشنفکران، دانشجویان و سایر اقشار تهی دست، به حیات ننگین خود ادامه می دهد، بار دیگر به پرسش گرفت. و به گونه ای مثبت استقبال برخی از دیپلمات های اسکاندیناوی از این هیات را تحت اشعاع خود قرار داد تا جایی که آنها نیز ناچار شدند، پرسش هایی را در رابطه با نقض حقوق بشر، نقض حقوق زنان و شهروندان را در گفت و گوهای خود مطرح سازند.    

 بهره برداری های رژیم

استقلال سیاسی نسبی کشورهای حوزه شمالی (اسکاندیناوی)، به ویژه سوئد و نروژ از سیاست های جهانی امپریالیسم آمریکا و کشورهای دنباله رو و هم موضع آن، و دیدگاه های ویژه کشورهای اسکاندیناوی در رابطه با مسائل عمده جهانی، زمینه ساز سرمایه گذاری کشورهایی شده است که با دلایل منطقی و مترقیانه و یا با دلایل ارتجاعی و واپسگرایانه با فرهنگ غرب امپریالیستی سر ستیز دارند. و از آن جایی که رژیم جمهوری اسلامی به هیچ منشور و بیانیه جهانی و بشری پای بند نیست، و از موضع ارتجاعی و حفظ منافع خود – و نه منافع ملی ایرانیان - با جهان به تماس و گفت و گو بر می خیزد، آشکار است که برای توجیه موقعیت سیاسی و عینی خود، دست به دامان کشورها و دولت هایی خواهد شد که تا حدودی مواضع مستقل و سیاسی خویش را به اجرا می گذارند. انزوای سیاسی و عدم تمایل برخی از کشورهای اروپایی برای داشتن ارتباط دوستانه با این رژیم باعث شده است تا دولت احمدی نژاد با دریوزگی و چاپلوسی های ریاکارانه خود، دست به دامان کشورهایی شود که در مبادلات جهانی به نوعی به سیاست "همزیستی مسالمت آمیز" توجه نشان می دهند. و از آن جایی که کشورهای اسکاندیناوی تا حدودی با چنین سیاست هایی اداره می شوند، به عنوان نخستین گزینه های ارتباط دیپلماتیک رژیم برگزیده شدند.    
اما آنچه که در این رابطه ما را نسبت به موضوع حساس تر می سازد، تبلیغات و تحلیل های رسانه ای رژیم از این سفر و نتایج حاصله از آن بود که به طور مزورانه ای در دستور کار گردانندگان حکومتی قرار داشته و دارد. این موضوع از چنان اهمیتی برخوردار بود که آنها به گونه ای تکراری آن را بازتاب دادند و حتی در روز یکشنبه 13 ماه مه نیز، در بخش خبری برون مرزی تلویزیون رژیم – جام جم 1 -  با تنها زن عضو هیأت همراه وزیر خارجه رژیم، به مصاحبه پرداخت تا وی مزایا و ره آوردهای این سفر را تشریح کند. و او آنچه را که از جمله دست آوردهای مثبت چنین تماس هایی ارزیابی می کرد، اینچنین به بحث گذاشت؛

 - خنثی سازی تبلیغات جهانی علیه نقض حقوق بشر در ایران

- تشریح مواضع شفاف رژیم جمهوری اسلامی در رابطه با فعالیت های هسته ای

- ابراز همدلی و همصدایی این کشورها با خواست های اصولی جمهوری اسلامی

 بدون شک آنچه که  از زبان این بانوی همراه "وزیر"، بر زبان آمد، برای کسانی که سال هاست با این رژیم و عملکردهای "بشر دوستانه"! آن آشنا هستند، سخنانی تکراری بیش نیست.  گردانندگان این حکومت سال های سال است که با توجیهات فریبکارانه ای همچون؛ منطقه ای بودن حقوق بشر و دیدگاه های فرهنکی مبتنی بر مناسبات قومی، فرهنگی و تاریخی وابسته به مذاهب و ملیت های گوناگون، با هر گونه قوانین جهانشمول و بشری واحد و مشترک به جنگ برخاسته اند. بنیانگزار این رژیم ددمنش و افسارگسیخته، بارها با تاکید بر این موضوع که ما بر اساس قانون "اسلام" جامعه را اداره خواهیم کرد، به طور "رسمی" و "قانونی"، حقوق بشر و قرار دادهای بین المللی را به سخره گرفت و کشوری را ویران و ملتی را به سیاهی نشاند. او که ظاهرا با هیچ کشور استکباری، سر سازش نداشت، سر انجام با عملکردهای ابلهانه خویش، زمینه ساز حاکمیت فاشیست های آمریکا شد تا با بر سر کار آمدن فاشیستی چون رونالد ریگان، از شر شرایط حقوق بشری جیمی کارتر رهایی یالبد. همدلی و همصدایی برخی از کشورها با جمهوری اسلامی نیز، جز تاراج منافع ملی ایرانیان، هیچ مفهوم دیگری نداشته است. درست به همانگونه که ادعای احترام این رژیم به حقوق بشر، حتی مرغ پخته را نیز به خنده وا می دارد. و نیز بازی هایی که بر سر استفاده صلح آمیز انرژی هسته ای به راه انداخته اند، و سال های سال است که منافع و منابع ملی ایرانیان را برای دستیابی آن به حراج گذارده اند و حدود سی سال است که دلارهای نفتی را به ترتیب نوبت به جیب آلمانی ها، کره ای و روسی ها سرازیر کرده اند و مردم ایران را به خاک سیاه نشانده اند؛ تا جایی که بیش از نیمی از جمعیت کشور را به زیر خط فقر کشانده اند...

 قطع هر نوع رابطه دیپلماتیک؛ گامی در جهت سرنگونی

پیش از این نیز گفته بودیم  که یکی از شاهراه های عمده و اساسی برای انزوای جهانی رژیم و زمینه سازی نابودی آن، قطع تمامی مناسبات دیپلماتیک است. تحریم های اقتصادی تا کنون هیچ نتیجه مثبتی برای در انزوا قرار دادن و سقوط رژیم های استبدادی نداشته است. زیان این مناسبات تنها متوجه ملت ها و طبقات محروم و تهیدست بوده است. چرا که رژیم های سرکوب گر و توتالیتر، در چنین شرایطی تمامی بودجه ملی و دولتی خود را برای تامین حاکمیت خویش به کار گرفته اند. آنها بارها مردم خود را به گرسنگی کشیده اند تا خود استوار بر جای بمانند.  تحریم های سیاسی نیز - آن هم از نوع معمول و رایج آن که تا کنون هیچ نتایج قابل توجهی در بر نداشته است – نمی تواند راه حل مفیدی باشد.  تنها تحریم هایی می توانند نقش موثری در زمینه سازی سقوط چنین رژیم هایی داشته باشند که از ضمانت اجرایی بین المللی و مستحکمی برخوردار باشند.

تعلیق عضویت رژیم هایی چون رژیم سرکوب گر جمهوری اسلامی، می تواند زمینه ساز ناکارآمدی و سرنگونی آن ها باشد. درست به همانگونه که فراحوانی سفرا، و نیز عدم داشتن مناسبات سیاسی می تواند بیش از پیش عرصه را بر رژیم هایی اینچنین تنگ نماید.

احضار دیپلمات ها و سفرای کشورهای عضو سازمان ملل و قطع ارتباط هرگونه روابط سیاسی، و نیز ممانعت از ورود سردمداران این رژیم به دیگر کشورها، و همچنین به رسمیت نشناختن رژیمی که مشروعیت خود را نه از طریق آراء مردم و حقوق مدنی آنان، که از ساختار حکومتی و آمرانه ولایت فقیه می گیرد.

در چنین رابطه ای، طبیعی است که مسئولیت اپوزیسیون واقعی، رادیکال، و مردم گرا تا چه اندازه می تواند، سنگین و جدی باشد. بدون شک  اگر فعالیت های اپوزیسیون و مخالفان واقعی رژیم بر نفی هویت و موجودیت سیاسی و انزوای گسترده سیاسی آن متمرکز یابد و جهان را به آن سمت و سوی بخواند، نه تنها می تواند مقدمه مناسبی برای سرنگونی رژیم باشد، بلکه خود می تواند الگویی برای تمامی مخالفان رژیم های سرکوب گر در گوشه و کنار جهان به شمار آید. 

در غیر این صورت، ما در آینده همچنان با ورود و خروج متکی ها، خاتمی ها و رفسنجانی های دیگری مواجه خواهیم شد و همان شعارهایی را تکرار خواهیم کرد که بیش از بیست سال است آنها را زمزمه می کنیم.

قطع تمامی مناسبات سیاسی و بین المللی با رژیمی که نزدیک به سی سال است حقوق بشر و حتی ابتدایی ترین حقوق مردم ایران را نادیده گرفته است و به جز زندان، شکنجه، اعدام و سرکوب رابطه دیگری با مردم نداشته است را در دستور کار و فعالیت های عمده و اساسی خویش قرار دهیم.   

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.