شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۶ - ۲۳ مه ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

سرنگونی حکومت اسلامی تنها راه رهایی جامعه ایران است!

بهرام رحماني

 دیدن تصویر زنی که مامورین سرکوبگر حکومت اسلامی، با باتوم بر سرش کوبیده اند و خون از هر طرف آن سرازیر شده است، هر فرد برابری طلب و عدالت جو و انسان دوست را باید به این فکر بیاندازید که آیا چنین حکومتی اصلاح پذیر است؟!

اساسا طرح «امنيت اجتماعی» كه نیروهای سرکوبگر و جنایت کار حکومت اسلامی، تحت عنوان «دستگیری اراذل و اوباش» راه اندا خته اند، شنیع ترین و غیرانسانی ترین طرحی است که حتی ابتدایی ترین حق شهروندان را به شکل وحشیانه ای در جامعه مورد تعرض قرار داده است. در همه جای جهان حتی اگر در ظاهر هم شده حکومت حافظ امنیت شهروندان و جامعه محسوب می شود. اما در ایران حکومت دشمن جامعه و از هر موجود درنده و هیولایی برای مردم این کشور خطرناک تر است.

حکومتی که شهروندان را «اراذل و اوباش» می نامد؛ حکومتی که با اتکا به قوانین ارتجاعی اسلامی، دست و پا می برد، چشم درمی آورد؛ سنگسار می کند؛ حکومتی که سرکوب سیستماتیک زنان در راس برنامه هایش قرار داده است؛ حکومتی که اگر تار موی زنی از زیر روسری اش نمایان شود تمام پایه های ایدئولوژیک آن به لرزه می افتد؛ حکومتی که کارش چپاول و غارتگری اموال عمومی است و حتی به سفره خالی کارگران نیز بی شرمانه دست درازی می کند؛ حکومتی که خصومت و دشمنی با آزادی های فردی و اجتماعی کسب و کار دایمی اش است؛ حکومتی که برای حفظ حاکمیت خود به هر جنایتی متوسل می شود، فقط و فقط باید سرنگون شود تا بشریت از شر آن راحت گردد. آن بخش از شخصیت ها و جریانات سیاسی و اجتماعی که چشم به اصلاحات قطره چکانی این حکومت دوخته اند و با سرنگونی حکومت اسلامی از طریق انقلاب اجتماعی خصومت می ورزند، اصولا باید با دیدن چنین تصاویری تن شان بلرزد تا در افکار خود تجدیدنظر کنند.

       

 bamdadpress@ownit.nu

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



[تاریخ ارسال: 28 May 2007]  [ارسال‌کننده: علی فلاح]  [ alighasr2005@ yahoo.de ]  

این اراذل واوباشی که الان بر مملکت ما حکومت می کنند با تنگ دیدن قافیه از هر جنایتی برای ماندگاری بر سر قدرت فروگذار نخواهند بود .آنها به سرنوشت محتوم خود که همانا زباله دان تاریخ است ، نزدیک شده اند وقافیه را باخته اند واینچنین مردم ستمدیده کشورمان را آماج حملات جنایتکارانه خود قرار داده اند.امثال آقا فرهاد  هم باید از خواب خرگوشی بیدار شوند واعتراضات شدید مردم دلیر و بپا خواسته میهنمان را با توجه به سرکوب شدید توسط این حرامیان را با دید منطقی بنگرند.حکومت آخوندی در سراشیبی قرار گرفته وامدادهای غیبی هم دیگر دردی از رژیم را دوا نخواهد کرد .افرادی که به ریسمان پوسیده رژیم آویزان شده اند سرنوشت خود را با این جانیان گره خواهند زد. نیروهای مردمی در داخل وخارج از کشور مزد زحمات چندین ساله خود را که همانا آزادی ایران عزیزمان است بزودی خواهند گرفت.

  

[تاریخ ارسال: 27 May 2007]  [ارسال‌کننده: Hadi]  [  ]  

با ديدن اين وضع وحال روز اين زنان زخمى بايد عليه اين رژيم و حاميان اوباشش يكصدا گفت اى جلاد ننگت باد اين رژيم واقعا" روى بيعداليتهاى رژيم پهلوى را سفيد كرد. سرنگونی حکومت اسلامی تنها راه رهایی جامعه ایران است!

  

[تاریخ ارسال: 27 May 2007]  [ارسال‌کننده: فروغ آزادی]  [ forough_azadi@yahoo.com ]  
به آن آقایی که با نام فرهاد بذر ناامیدی می پراکند و مدعی کهنه شدن شعار سرنگونی است باید گفت در نقطه مقابل وضعیت رژیم شاه در سال 56 که در اوج قدرت بود و فشار خارجی و به ویژه دولت کارتر سبب بسته شدن دست او در سرکوب لجام گسیخته شد و در عرض مدت کوتاهی به زباله دانی تاریخ پیوست، حمایت بی شرمانه کشورهای غربی (و البته به دلیل خوان یغمایی که رژیم ضدبشری آخوندی به روی آن ها گسترده) به همراه سرکوب عریان و قرون وسطایی مردم سبب حفظ این رژیم شده. مسیری که دیر یا زود به انتهای خود خواهد رسید، همان گونه که دنیا در مورد هیتلر، هرچند دیر به اشتباه خود پی برد، روزی خواهد رسید که با آخوندها هم همان معامله خواهد شد.   

[تاریخ ارسال: 26 May 2007]  [ارسال‌کننده: فرزين]  [  ]  
آقای افراشته درود!
اولا که؛ اين برادر اشتری خودش اوباش است، وگرنه نمی توانست به اين مقام برسد. توجه داشته باشيد، که همهء رهبران و مسئولين، محصولات کارخانهء نظام جمهوری اسلامی هستند.
ثانيا؛ اگر هم اين اخبار درست باشند، مانند حکايت سعدی است، که "سنگ را بسته اند و سگ را گشاده". وگرنه حتی شعبان بی مخ هم جرات چنين کارهايی را نداشت. با عقل جور درنمی آيد، که کسی به خانهء مردم رفته و هر روز دختری را به زور با خود ببرد! اينها داستانهای ملاهاست، که با منطق سازگاری ندارد و دروغش کاملا برای آدم باتجربه آشکار است. شهر هرت هم که باشد، مردم خرخرهء آن اوباش را می جوند.
  

[تاریخ ارسال: 26 May 2007]  [ارسال‌کننده: farhad]  [ shirinlove@yahoo.com ]  
اقای رحمانی اين شعار را که ۲۶ سال يا بيشتر است که دائما تکرار ميکنيم و هميشه هم وعده های ۶ ماهه و يک ساله هم داده ايم ولی نه تنها هيچکدام عملی نشده بلکه اين شعار سرنگونی بی خاصيت هم گشته و کار ائی خودش را متاسفانه از دست داده يا بهتر است بگويم لوث گشته !!

من فکر ميکنم برای شکستن اين بن بست سياه سياسی که کشور مان را در بر گرفته بايد ايده های جديدتر و کار امدتر و افرادی با وسعت ديد بالاتر داشت با اين سازمانهای سياسی موجود ما به هيچ نتيجه ای نخواهيم رسيد و اين شعارسرنگونی هم برای اين نوع سازمانها و ديد گاه های موجود فقط حکم کاسبی و سر گرمی در خارج از کشور را دارد و نه بيشتر؟؟ متاسفانه اين واقعيت تلخی است که بايد پذيرفت و راهی ديگر انتخاب کرد.

فرهاد
  

[تاریخ ارسال: 26 May 2007]  [ارسال‌کننده: رحمت الله افراشته]  [  ]  
رئيس پليس اطلاعات و امنيت عمومي نيروي انتظامي که به او سردار اشتری می گویند، در تهران چند خبر وحشتناک را در اختیار خبرنگاران قرار داده که اینجا می نویسم. يكي از افرادی كه اخيراً دستگير شده در محله سكونت خود با ايجاد رعب و وحشت هرگاه اراده مي‌كرده و با مراجعه به هر خانه‌اي، دختران خانه را با خود مي‌برده است و خانواده‌ها هم جرأت صحبت كردن و يا برخوردي نداشته‌اند. فرد ديگري در محله خودش مست مي‌كرده و هيچ كس در زمان ارتكاب اين عمل حق عبور از آن محل را نداشته است. فرد مذكور را همواره عده‌اي از نوچه‌هاي وي همراهي و اسكورت مي‌كرده‌اند. فرد ديگري جلوي ماشين خانواده ای را گرفته و دختري را كه در ماشين بوده به پايين مي‌كشد و به خانواده وي مي‌گويد كه او تا فردا در اختيار ماست. وقتي مرد خانواده اعتراض مي‌كند و مي‌خواهد جلوي وي را بگيرد او را مورد ضرب و شتم شديد قرار مي‌دهند. عمل اين فرد باعث مي‌شود كه زبان پسر خانواده به لكنت بيفتد، زن خانواده از ترس بيهوش شود و دختر نيز در دام اوباش مذكور اسير شود. در موردي ديگر افرادی از همین نوع به منزل يكي از بدهكاران خود مي‌ريزند، دست و پاي مرد را بسته و در مقابل چشمان او به همسرش تجاوز مي‌كند. دو سه شب بعد از شكايت آن مرد، چهار نفره به منزل وي مي‌ريزند و به دخترش نيز تجاوز مي‌كنند. این اخبار متاسفانه واقعی است هرچند رفتار حکومتی که باعث این نابسامانیهای اجتماعی است عامل اصلی بدبختی ها است.   

[تاریخ ارسال: 26 May 2007]  [ارسال‌کننده: فرزين]  [  ]  
معمولا خود دزد در ميان شلوغی بازار فرياد می زند:"آی دزد! بگيريد! دزد!" و چند گام همرا جمعيت می دود و بعد می پيچد به کوچه ای ديگر.
جمهوری اسلامی را خود اين "ارازل و اوباش" سر پا نگه داشته اند: از لمپن های فالانژ اول انقلاب گرفته، تا نيروهای شبه نظامی سرکوبگر و شکنجه گران و ... همه و همه از بين همين اوباشان برخاسته اند. و اصولا جمهوری اسلامی با برنامه ريزی سازمانهای جاسوسی غرب سر کار آمد. آشوب به پا کردن به وسيلهء لمپنها، تاکتيکی است، که انگليسی ها از پيش از 28 امرداد به کار برده اند. در خرداد 42 هم دستهء طيب سناريوی انقلاب اسلامی را تمرين کرد. استراتژی امپرياليسم درهم کوبيدن و از بين بردن ساختار اقتصادی-اجتماعی جامعهء ايران است. به همين منظور نيز در راستای استراتژی "کلوپ روم" و آقای "په چه ئی" رئيس کارخانهء "اوليوتی"، کارخانه های کشور ما تعطيل می شوند، کارگران حقوق دريافت نمی کنند، دمپينگهای آگاهانهء سران سپاه و...کشاورزان داخلی را به ورشکستگی و کوچ بسوی حاشيهء شهرها مجبور می کند. مجموعهء اين عوامل رشد حاشيه نشينی و تورم و بيکاری مزمن را سبب می شود. فرزندان خانواده های زحمتکش از درس و زندگی سازنده محروم می شوند و به کارهای کاذب روی می آورند. در نتيجهء فقر فحشا و دزدی و قاچاق و ... گسترش پيدا می کند. ارتش لمپن پرولتاريا بزرگتر و بزرگتر می شود. همين اوباش توليد شده در جمهوری اسلامی، به کار سرکوب تظاهرات و اعتصابات می آيد. برخی از آنها، که زرنگتر هستند، جذب نيروهای انتظامی، سپاه و بسيج می شوند. در نتيجه، سرکوب جامعه بدست خود جامعه صورت می پذيرد. بنا بر اين، خود کسانيکه با "ارازل و اوباش" مبارزه می کنند، يک پا "ارازل و اوباش" هستند. به قيافهء نيروهای مبارزه با "بدحجابی" و ... نگاه کنيد. اوباش بودن از چهره شان می بارد.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.