شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۶ اوت ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

34 منهاي 1
يادداشت روز علي ناظر

علی ناظر

وقتي اي ميل از خانم پرستو سپهري دريافت شد که در آن به اصل آزادي عقايد و بيان و مطبوعات و...اشاره شده و اين «اصل» که امضا کنندگان «نامهء سرگشاده» مي خواهند واقعيات آنطور که هست به اطلاع کاربران برسد، ديدگاه با دو سوال روبرو شده بود.
اول اينکه آيا اين ترفندي است براي گشايش «گفتمان» بين سرنگوني طلبان و «نگاهبانان» رژيم، يا في الواقع عده اي مي خواهند حقيقت روشن شود و به حقوق فردي انساني اجحاف نشده اشد.
مي دانيم که رژيم چندي است به دنبال «طرح گفتمان سازي» است. مي خواهد زهر و قباحت همنشيني و گفتگو با ايادي رژيم  ريخته شود. چپ انقلابي با راست مرتجع همنشين شده، با هم گپ بزنند بدون اينکه رگ غيرتي ورم بکند. و البته چه جايي مناسب تر از سايت ديدگاه که به اصل دموکراسي و آزادي بيان احترام مي گذارد؟ سايتي که در عين حال سرنگوني خواه است و در اينباره با کسي شوخي و صحبت و گفتمان ندارد. سوال اول اين بود که اگر ديدگاه نامهء سرگشاده با 34 امضاي افرادي را که در رسانه اي قلم ميزنند که خواهان سرنگوني نيست، را منتشر کند، آيا به طرح رژيم براي ايجاد گفتمان کمک رسانده است؟ اين سوالي بود که ديدگاه بايد پيش از انتشار نامه از خود مي کرد. سوال دوم اين بود، که از سوي ديگر، آيا انتشار و نامه و پاسخ به آن  گامي در امر  آگاهي رساني نيست؟
پيش از انتشار نامه پرسش اين بود که چرا امضاي «صاحب عزا» يعني خود هوشنگ اسدي در ميان آن (34 – 1 ) اسم نيست؟ چرا همسويان با  (34 – 1 ) امضا کننده که در روزآن لاين نقش تعيين کننده دارند متن مزبور را امضا نکرده اند؟ چرا چند ژورناليست تازه به صحنه آمده از آنچه که بر هوشنگ اسدي گذشته و در بارهء او نوشته شده برآشفته اند و سپر بلاي هوشنگ اسدي شده اند؛ حال آنکه دوستان نزديکتر او عکس العملي نشان نداده و اين نامه را امضا نکرده اند؟ و چرا هاي ديگر. و مهمتر اينکه چرا «پرستو سپهري از شيراز-ايران» مشخصا به ديدگاه نامه نوشته و در حاليکه در متن نامهء سرگشاده به روشني آمده است: «آقای محترمی که گویا در سوئد اقامت دارد- و ما برای گریز از شیوه رایج اتهام زنی از بردن نامش خوددداری می کنیم»، در نامهء خود به ديدگاه مشخصا از نويسندهء مقالات (ايرج مصداقي) نام برده است.
اين تناقضات در نامه ها و نحوهء نگارش نامهء سرگشاده مرا هرچه بيشتر ترغيب کرد که نامهء سرگشاده با  (34 – 1 ) امضا را همزمان با پاسخ ايرج مصداقي به ثبت برسانم. متاسفانه، و البته نه متعجبانه، مي بينيم که خانم پرستو سپهري و (33 – 1 ) نفر ديگر که خواهان هر چه روشن شدن موضوع بودند، اقدام به پاسخگويي نکرده، و حتي به بديهي ترين سوال که چرا 33 نفر روزنامه نگار و فعال هنري بجاي 34 نفر امضا کرده اند، پاسخ نداده اند.
سوالي که پيش مي آيد اين است که آيا امضا کنندگان «کم آورده اند»؟ يعني نمي دانستند که هزينهء اينطور نامه نگاري ها بيشتر از آنچيزي است که آنها بتوانند بپردازند؟ يا اينکه اصلا در جريان کار نيستند و روحشان خبردار نيست که به نام آنها نامه اي نوشته شده و امضا شده و منتشر شده و در باره اش بحث شده است؟ که البته بعيد به نظر مي رسد. آنها که با فيلتر شکن آشنايي دارند و در ايران مقيم هستند مستمرا از ديدگاه خبر مي گيرند، و آنهايي هم که در خارج به سر مي برند حتما سري به ديدگاه مي زنند. پس چرا سکوت؟ چرا نفر سي و سوم/سي و چهارم موقعيت هنري و ژورناليستي خود را مشخص و روشن بيان نمي کند؟ چرا (34 – 1 ) روزنامه نگار و هنرمند پس از مطالعهء پاسخ ايرج مصداقي مشخص نمي کنند که چه نکاتي در پاسخ او درست است و چه نکاتي غلط و خلاف واقعيت؟ آيا (34 – 1 ) نفر  در حال تماس با هوشنگ اسدي هستند و جوياي حقايق شده اند، که اگر چنين است چرا نسنجيده به آب و آتش زده و پيش از پرس و جو و مطلع شدن از واقعيات (اظهر من الشمس) آن نامهء سرگشاده را امضا کرده بودند؟ اگر به واقعيات پي برده اند، چرا امضاي خود را پس نمي گيرند؟ اگر اشتباهي رخ داده، گافي داده شده، و کاري که نبايد انجام بشود انجام شده است، آيا بهتر نيست که امروز امضاي خود را پس بگيرند تا بعدا. آيا هراس دارند که اگر اين گنداب به هم بخورد، مشامهاي بيشتري آزرده شود؟ مشام چه کساني؟ چه کساني پشت اين اسامي پنهان شده اند؟ بقول خودشان بگذاريم « خوانندگان محترم بنا بر اصل آزادی عقاید بتوانند با مطالعه دیدگاههای طرفین به واقعیت دست یابند». حالا که ديدگاه اين پلاتفورم و تريبون را در اختيار (34 – 1 ) امضا کننده قرار داده است آيا بهتر نيست که واقعيات رو شوند؟  در همين راستا، آيا نامه اين جمعيت (34 – 1 ) به همراه پاسخ ايرج مصداقي همزمان با ديدگاه، در روزآن لاين براي اطلاع خوانندگانشان منتشر شده است؟ چرا نه؟ مگر نه اينکه (34 – 1 ) امضا کنندهء اصلاح طلب موافق «آزادي عقايد» هستند؟ مگر نه اينکه هيئت تحريريهء روزآن لاين در خارج کشور ساکنند؟ مگر نه اينکه اين (34 – 1 ) جمعيت روزنامه نگار مستقل هستند و مي توانند از روزآن لاين بخواهند که نامه شان را منتشر کند؟ مگر در نامهء سرگشادهء خود ننوشته بودند که: «« ماپیشنهاد می کنیم همه عزیزان فعال در وسایل ارتباط جمعی، هر مطلبی را که در باره شخص دیگری است و درج آن راضروری می دانند، برا ی مخاطب بفرستند و با انتشار همزمان دو دیدگاه مختلف اجازه بدهند خواننده حقیقت را دریابد.»؟ آيا جادهء دموکراسي و آزادي عقايد و بيان و مطبوعات فقط شامل حال ديدگاه و سرنگوني طلبان مي شود و روزآن لاين به آزادي مطبوعات متعهد نيست؟ آيا متعهد است اما براي نامهء سرگشادهء اين (34 – 1 ) پشيزي ارزش قائل نيست؟ اگر نيست چرا اين (34 – 1 ) نفر اينقدر جوش هوشنگ اسدي را مي زنند؟
اما مهمترين سوالي که براي من هنوز بي جواب مانده اين است که اگر (34 – 1 )  از روز آن لاين خط گرفته اند، چرا روزآن لاين دست به چنين پروژهء پر گافي زده است؟ محاسباتش چه بود؟ آيا فکر مي کرد ديدگاه نامه را منتشر نمي کند؟ فکر مي کرد ايرج مصداقي پاسخ نمي گويد؟ فکر مي کرد کاربران ديدگاه ساکت خواهند نشست؟ يا اصلا فکر نکرده و بقول معروف ذرع نکرده پاره کرده بود؟ بهاي اين گاف را چه کسي خواهد پرداخت؟ آن (34 – 1 ) امضا کننده يا ديکته کنندهء نامهء سرگشاده؟
فکر کنم اين داستان ادامه پيدا کند و آخر و عاقبت روزي روزگاري امضا کنندگان (آنها که مجازي نيستند و دوبار امضا نکرده اند) بصدا در آمده و ديکته کنندهء نامه را مورد سوال قرار بدهند. بايد صبر کرد.
علي ناظر – 14 خرداد 1386
روزمرگ خميني

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 05 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: فضلی]  [  ]  

آقای ناظر خسته نباشید ولی خیلی به این‌ها آوانس دادید. ۳۴ منهای یک نیست. ۳۴ منهای خیلی بیشتر از این حرف هاست. خدا میدونه چند تا دیگه از این اسامی مثل آرینا خان جعلی است. فعلاً که روزه سکوت گرفته.[اند]،  لابد دیگه دیدگاه نمی‌خوانه. [لابد دیکه دیدگاه را نمی بینند]؟

  

[تاریخ ارسال: 05 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: زنگی زنگ]  [  ]  
یک توضیح کوتاه در مورد اینکه نویسندگان نامه چرا خود را روزنامه نویس نامیده اند و نویسندگانی را که با هزار دردسر آثار خود را در خارج از ایران منتشر می کنند، نویسنده و یا روزنامه نگار نمی دانند: این به قول خودشان روزنامه نویسان، بر طبق قوانین ارتجاعی سانسور در وزارت ارشاد آخوندی، تنها کسانی را نویسنده و روزنامه نگار می دانند، که حداقل یک بار با دم تیغ دادن آثار خود و خودسانسوری از وزارت ارشاد رژیم قرون وسطایی اجازهء انتشار گدایی کرده باشند.   

[تاریخ ارسال: 05 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: علي ناظر]  [ didgah100@yahoo.co.uk ]  
به دوستان ناديده سلام

عزيزان نه زميني براي اجاره موجود است، نه امري به من مشتبه شده، نه دچار دوگانگي شده ام، و نه علاقه اي به همنشيني با از ما بهتران دارم. نوشتهء 34-1 فقط مي خواهد چند نکتهء ساده را مطرح کند و ساده تر بگويد که در محيط و فضاي دموکراتيک «طرح گفتمان سازي» شکست مي خورد، «شما» مدعيان آزادي عقايد اهل «آزادي عقايد» نيستيد، اينهم سند آن. ساده دارد مي گويد و به اطلاع همهء کاربران مي رساند که اين جماعت «بزک کُن» جوابي براي گفتن ندارند، مجازي هستند، و حتي در محيط بسيار دموکراتيک ديدگاه هم نمي توانند تنفس کنند. 34-1 ساده و بدون پيچ و خم دارد ماهيت مدعيان «جو فروش» را افشا مي کند.
شاد باشيد
  

[تاریخ ارسال: 05 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: Hadi Shahab]  [ mshah@gmx.net ]  
فقط در فرهنگ انحصار طلبى و سانسور است كه يك جريان خود را بحق ميداند و ديگران را به هيچ ميشمرد و اطلاعات يكجانبه به اطلاع عموم ميرسد. اين در مورد سايت روزآن لاين كاملا" صدق ميكند در آنجا فقط به نشر باصطلاح هواداران "نميتوانم كلمه نويسنده را بكار ببرم" آقاى هوشنگ اسدى كفايت ميشود و از نشر نظرات مخالف اين معلوم و الحالان خوددارى ميشود. واقعا" كه كوچكترين قوانين روزنامه نگارى و دنياى اينترنت رعايت نميشود.
البته درس سانسور را اينها خيلى خوب از رژيم پهلوى و جمهورى اسلامى آموختند..
  

[تاریخ ارسال: 05 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: مهدی اصلانی]  [ tabestan67@hotmail.com ]  

جناب علی آقای ناظر عزیز سلام.بنا به دلایلی نمی خواهم الان وارد این جدل و موجی که ایجاد شده بپردازم.شما هم میتوانید با این یادداشت کوتاه هرکاری خواستیدانجام دهید وهر کجا میلتان کشید آن را درج کنید.علی ناظرعزیز.آدم برخی اوقات از دست شما لجش در می آید وآب روغن قاطی میکند آن ها(مشخص است که که را میگویم؟جماعت پسته خوار را میگویم که می شناسی )توپ را پرت کردند تو زمین دیدگاه وشما هم دارید با آن ها بازی میکنید.مشخص است که آن ها در زمینشان با هیچ یک از آدم هایی که تنه شان به اپوزیسیون برانداز خورده باشد بازی نمی کنند وخودشان را نجس نمی کنند.سایت روز همین الان که من و تو داریم حرف میزنیم به مناسبت مرگ خمینی تعطیل است به توضیح روز آن لاین دقت کن"با توجه به روال معمول تعطيلي "روز" در ايام تعطيل عمومي ايران - که نوعا فضاي رسانه اي کشور دستخوش رکود خبري است- شماره بعدي اين روزنت در 16 خرداد منتشر خواهد شد." داخل گیومه یعنی اسم مستعار مرگ خمینی .بابا جان علی ناظر عزیز آن ها تاسوعا و عاشورا را هم زمان با ایران تعطیل میکنند.تو دنبال چه هستی.بگذار با ذکر چند نمونه درجه عیار دموکرات بودن برخی از 34 نفر را بسنجیم.نمونه اول.روز آن لاین وهمین خانم پرستو سپهری که نامه را برای شما ارسال کرده است در سه نوبت (تا آن جا که من تعقیب کردم)به بهانه ای که میدانی ومیدانم ومیدانیم.کتاب از آن سال های حمزه فراهتی را لانسه کرده ونقد مثبت درآن باره درج کردند.من نقدی مفصل بر آن کتاب نوشتم که تقریبا در همه سایت ها ودیدگاه درج شد من آن نقد را ابتدا برای روز آن لاین فرستادم چاپ نکردند البته میدانستم چاپ نمی کنند برای خودم روشن بود.اما برای آن که روزی نگویند ای وای ندیدیم ارسال کردم.نمونه دوم.روز آن لاین تا حال در مورد کشتار1367ناپرهیزی نکرده است.حداقل سه نوبت برایشان به عنوان شاهد برایشان مطلب ارسال کرده ام که بابا جماعت حقوق بشری و دموکرات و نمی دانم چه و چه یادتان نرود 500انسان در این ایام سر به دار شدند .چاپ نگردند.عزیز جان چاپ نمی کنند .من البته مثل "روز"برایم روشن بود که چاپ نمی کنند بیشتر برای ثبت در تاریخ بود.به جان دوست تازه هیچ چیز عجیب و غریبی هم در آن ها درج نشده بود.علی ناظر زمین بازی را نباید ارزان اجاره داد.بگذار صریح باشم که با دوست باید اینگونه بود.آن ها برای آن که مجبور به غسل کردن نگردند "روز"و"روزی شان"را پاک میخواهند خیلی هم صراحت دارند خودت که در یادداشتت جواب سئوالت را داده ای.زمین بازی را ارزان اجاره نده.بگو قبلا اجاره شده و جا نداریم.روشن است چه میگویم؟مگر نه؟

  

[تاریخ ارسال: 05 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: ا- آذر شهری]  [  ]  
جالب اینجاست که آقایان به اصطلاح نویسندهً نظام، خودشان حاضر نیستند چند سطر از عمکرد نظام و دژیخیمان نوشته و یا آنان را افشا کنند ولی بر عکس می خواهند نویسندهً آزاده و مبارز و با جسارتی همچون آقای مصداقی را هم که کل وحوش نظام و وابسته گان آنرا افشا می کند زیر ضرب به گیرند !! بلی اینگونه عادتها فقط در نظام ولی فقیه رایج است. وانگهی
حرف زدن و تئوری ارایه دادن که چندان کار مشگلی نیست ، کسی که درقبال ملتش احساس مسئولیت میکند و یا کسانی که قصد تغیر وضعیت به سود مردم و منافع ملی ایران هستنند، ... بایستی از ریشهً نا هنجاریهای اجتماعی شروع کنند. همچنانچه مردم ایران و جهان میدانند ریشهً فقرو فلاکت و جهل و جنایت جامعهً ایران، خود نظام ج- اس و رهبری آن ولی فقیه است و لا غیر، وهر کس حول آن به هر نامی و مسلکی ادا اطوار اصلاحات و مسالمت در آورده و حرفهای تکراری بزند، آب در هاون نظام کوبیده وشریک جرم است. زیرا تنها چارهً رهائی ملت ایران از دیکتاتوری واسارت نظام ولی فقیه، فقط و فقط سرنگونی نظام ولی فقیه است و بس . این موضع گیری حداقل مرزبندی بین آزادی کشان و آزادی خواهان برای خارج از شدن از نظام جهل جنون ولی فقیه و همدردی با مردم مظلوم ایران از 28 سال پیش مشخص و خط کشی شده است. زبند بندگی خواجه کی شوی آزاد * چو فرخی نشوی گر غلام آزادی.
  

[تاریخ ارسال: 05 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: مژگان کاظمی]  [  ]  
سلام آقای ناظر،

شما با این مطلبتان یک دوگانگی در برخورد را به ذهن من متبادر کردید. من با محتوای مطلبتان موافقم ضمن اینکه ماهیت روزآنلاین و نویسندگانش مدتهاست که افشاء شده و ناآشنا نبودند. در این بحث های اخیر تنها شمه ای دیگر از چهره های این هزار چهره گان مشخص شد.

اما چرا دوگانگی؟ در مطلبتان دیدم و خواندم که این بحث قلمی با کسانی که همه می دانیم سرشان به کجا وصل است محترم شمرده شده و لاجرم بر اساس موازین دمکرات دیدگاه نامه سرگشاده آنان درج شد. این درحالی است که همین چند روز پیش نامه دیگری را برای آقای احمد پناهنده نوشتید و برای وی خط و مرزهای دیدگاه را مشخص کردید. آنجا با شما هم نظر بودم و حتی در بخش کامنت ها هم نظرم را گفتم. حال مانده ام که آیا این آقایان و خانم های وابسته ماهیتی بهتر، برتر و دمکرات تر از احمد پناهنده دارند که نامه آنها درج شده و احمد پناهنده حذف می گردد؟ آیا در برخورد با شیخ و شاه ما اینقدر سقوط می کنیم که با ضد انقلاب قالب بر سر میز نشسته، به آنان فضا داده و با آنان بخث قلمی می کنیم اما ضد انقلاب مغلوب را سرکوب می کنیم؟ این دوگانگی را نمی توانم هضم کنم.

آیا فقط احمد پناهنده به خاطر این که نوشت مجاهدین تروریستند حذف و مواخذه شد یا نوع تفکرش بود که شما را به مرزبندی با آن خط کشید؟ اگر اولی درست باشد که من اشتباه فهمیده و به غلط از اقدام شما دفاع کرده بودم چون من با تقدس گرایی فردی، گروهی، حزبی و.. مرزبندی دارم. اگر نوع تفکر وی باعث عکس العمل شما شد که باز می گردیم به تفکر شیخیان که هزار مرتبه به واسطه حکومت دینی شان از آن قبلی ها خونخوارترند. خوشحال می شوم مرا از این دوگانگی رها کنید.

شاد و سبز باشید
مژگان
  

[تاریخ ارسال: 04 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: علی]  [ alighasr2005@yahoo.de ]  
می گویند :برای آنکه یک حقیقت را خراب کنید خوب به آن حمله نکنید بلکه بد از آن دفاع کنید!

حال وروز این اپوزیسیونهای صادراتی رژیم به خارج از کشور عمدتا " به منظور تخریب چهره اپوزیسیون واقعی خارج از کشور است. رژیم ضد بشری آخوندی با ارسال این افراد شیاد که تا دیروز در خدمت رژیم به سرکوبی آزادیها وسلاخی مجاهدان ومبارزان می پرداختند واکنون نویسنده وهنرمند و... آنچنانی شده اند ،سعی میکند آب را گل آلود کنند تا برای آدمهای نشاندار رژیم اعتبار انقلابی ایجاد کنند تا اینان بتوانند خط رژیم را خوب به پیش برند ویا بقول آقای ناظر اين ترفندي است براي گشايش «گفتمان» بين سرنگوني طلبان و «نگاهبانان» رژيم. سردمداران رژیم از بر خورد مستقیم خود با اپوزیسیون تنها نتیجه منفی وکوبنده در یافت می کند ولی افراد ساده دل می توانند فریب این نگهبانان رژیم را بخورند . البته اینبار این دزدان ناشی به کاهدان زدند وماهیت پلید ونداشته خود را بیش از پیش رو کردند. با تغییرسیاست قبلی وزارت اطلاعات منحوس آخوندی ، ماهیت این اپوزیسیون دست پرورده رژیم عوض نخواهد شد وروسیاهی برا ی ابد بر چهره اشان باقی خواهد ماند.دست همگیتان رابرا ی افشائ این قداره بندان سیاسی مدافع ولی فقیه به گرمی می فشارم.
  

[تاریخ ارسال: 04 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: امرالله ابراهيمي]  [ Awaye_yaran@yahoo.com ]  
سلام آقاي ناظر ! طبعا صبر و حوصله ، مدارا و اجازه اظهار نظر چنين مزيت و بازدهي دارد. پس بايد در تمامي زمينه ها و با هر فردي اينگونه بود. هم صبر و حوصله و اجازه شما به درج اظهار نظر به هر دو طيف قابل تقدير است و هم وجدان بواقع بيدار كاربراني كه با عدم سكوت و موضع گيري صريح و روشن به حمايت از افشاگري آقاي ايرج مصداقي برخاستند. البته بعد از افشاگري مستمر و كارساز آقاي مصداقي آنچه كه از جانب طيف مخالف اتفاق افتاد قابل پيش بيني بود چرا كه اين يك روش شناخته شده است. يكي براي پاسخگويي از موارد افشا شده در پشت القاب مردم پسند « فعالین عرصه هنر و ادبیات» سنگر مي گيرد و براي مبارزه با « ترور شخصيت » داد و فغان سر مي دهد و ديگري با سنگر گرفتن در پشت مجاهدين ، اشرف ، اعتصاب معلمين و همچنين با فحش و ناسزا و صغري و كبري چيدن مي خواهد از پاسخگويي به جريان تلفن حسين نجاتي ( كادر ارشد و شناخته شده وزارت اطلاعات با همين نام ) از ايران، طفره رود. اما وجدان بيدار غافل نيست كه نه فعالین عرصه هنر و ادبیات را با جانيان حاكم بر ايران كاري است و نه كادر هاي ارشد وزارت اطلاعات چنين جراتي دارند كه به مجاهدين و اشرف يان - تازه از ايران – زنگ بزنند و در ازاي « جبران كمك ها » كمك بطلبند. بايد به اينان گفت زمان همچون شطي خروشان به پيش مي تازد، گل و لاي را مي شويد و استتار شده هاي زيادي را هويدا مي كند آنگاه آنچه را كه عقل از فهم و احساس از درك آن عاجز بود ، چشم مي بيند و براي زمان دست مي زند. هيچ چيز پنهان نمي ماند و « قيامت » هم به همين مفهوم است. جا دارد در اينجا هم مجددا از استقامت ، پايداري و افشاي بواقع كارساز آقاي ايرج مصداقي تشكر كنم.   

[تاریخ ارسال: 04 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: کوشا]  [ koosha70@gmail.com ]  
آقای ناظر نوشته اید آنها که مجازی نیستند. والله آخر بیش از نیمی از این اسامی حتی مجازی هم نیستند و در محیط مجازی اینترنت هم وجود ندارند. من واقعا برایم قابل هضم نیست مگر میشود بقول خودشان خبرنگار و اهل هنر و ادبیات بود اما در عصر ارتباطات هیچ مطلبی مقاله ای اثری از اینها نباشد. پس این اسامی یا از اساس جعلی هستند یا خبرنگار نیستند. من شخصا برای 4 نفر که هویتشان واضح و دارای وبلاگ بودند پیام شخصی با لینک صفحه درج نامه و جوابیه را گذاشتم: "با سلام، بد نیست پای آنچه که فهمیده یا نفهمیده امضا کرده اید (و پاسخ و نظرات خوانندگان) را بخوانید و نظرتان را بدانیم. امید که جائی برای رسوخ باقی باشد. بدرود."
مشارکتشان در بحث پیش کش فکر میکنید واکنششان چه بود؟ حتی پیام را حذف کردند! مبادا که دیگران آنرا ببینند و بحث به وبلاگهایشان کشیده شود. ساده ای بعد فکر میکنید در روز آنلاین درج میکنند. آنجا ناندانی شان هست همین امضاها هم ربط به همان ناندانی دارد. من که ذره ای باور ندارم که اینها واقعا از روی کمترین اشراف و فهمی امضا کرده باشند و وجود و توان دفاع از آن را داشته باشند.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.