شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۸ اوت ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

چشم انداز مذاکرات ایران و آمریکا!؟

بهرام رحماني

bamdadpress@ownit.nu

 

دوستان عزیز من هم به نوبه خودم به خاطر حضورتان در این جلسه سپاسگزارم و از مسئولین اتاق نیز تشکر می کنم. همان طور که در اطلاعیه این جلسه اعلام شده، بحث ما درباره «چشم انداز مذاکرات ایران و آمریکا» است.*

 

رسانه‌های بین المللی، مذاکرات مستقیم نمایندگان آمریکا و ایران درباره عراق را با آب و تاب گزارش کردند.

 

مذاکرات نمایندگان ایران و آمریکا درباره عراق که پیش از ظهر روز دوشنبه، 28 مه در بغداد آغاز شده بود، پس از چهار ساعت خاتمه یافت، بی آن که در مورد ادامه احتمالی گفتگوها تصمیمی گرفته شده باشند.

 

این مذاکرات در دفتر نوری مالکی، نخست وزیر عراق واقع در منطقه سبز امنیتی بغداد برگزار شد و ریاست هیات های نمایندگی ایران و آمریکا را حسن کاظمی قمی و رایان کروکر، سفیران ایران و آمریکا در عراق بر عهده داشتند.

 

پس از افتتاح اجلاس توسط نوری مالکی، نخست وزیر عراق، مذاکرات با حضور هیات های نمایندگی ایران و آمریکا و چند تن از مقامات ارشد عراقی ادامه یافت.

 

در پایان این جلسه، منابع دولت عراق جو مذاکرات را دوستانه توصیف کردند. همچنین پس از خاتمه این جلسه، رایان کروکر، سفیر ایالات متحده، در یک نشست خبری به سئوالات رسانه های همگانی درباره مذاکرات دو طرف پاسخ داد. وی افزود که در این جلسه، مساله حمایت سپاه پاسداران از گروه های شورشی عراق را مطرح کرده است.

 

رایان کروکر گفت که طرف ایرانی در این اجلاس دیدگاه های خود را در مورد روابط ایران و عراق بیان داشت و طی آن، حضور نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در عراق را «اشغال خارجی» توصیف کرد. سفیر ایالات متحده در این نشست خبری گفت که هر دو طرف در سخنان خود بر حمایت از دولت عراق تاکید نهادند و از این جهت، اجلاس روز دوشنبه را می توان مثبت ارزیابی کرد.

 

همچنین، خبرگزاری دولتی ایران - ایرنا - بخش هایی از سخنرانی حسن کاظمی قمی در اجلاس روز دوشنبه در بغداد را منتشر کرده است. کاظمی، در این سخنرانی ضمن یادآوری جنگ هشت ساله ایران و عراق، حمایت حکومت اسلامی را از گروه های مخالف حکومت صدام حسین برشمرده و افزود که پس از سقوط این حکومت، ایران از دولت عراق پشتیبانی کرده است.


وی، اقدامات حکومت اسلامی در زمینه های سیاسی، امنیتی، بازسازی و خدمت رسانی در عراق پس از سقوط حکومت سابق را یادآور شد. رییس هیات نمایندگی ایران آمادگی این کشور را برای کمک به استقرار امنیت در عراق و حمایت از دولت نوری مالکی اعلام داشت. به گزارش ایرنا، حسن کاظمی قمی ابراز امیدواری کرد که نشست بغداد «به سیادت هرچه سریع تر ملت عراق و پایان دادن به ناامنی ها و سرعت یافتن روند بازسازی منجر شود.»

 

در این میان طرفداران نزدیکی دولت آمریکا و حکومت اسلامی، چه در درون حاکمیت و چه بیرون از آن، از این که دولت های ایران و آمریکا تنش زدایی می کنند و به همدیگر نزدیک می شوند، از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدند.

 

اما چه آن بخش از اپوزیسیون راست و ناسیونالیست ایرانی که در انتطار دخالت دولت آمریکا چه از طریق جمله نظامی، چه از طریق محاصره اقتصادی و چه از طریق راه انداختن «انقلاب مخملی»، از مذاکره نمایندگان آمریکا و حکومت اسلامی، سرگیجه گرفته اند. و چه آن بخشی از جناح های دورن حکومت اسلامی که سال ها در تلاش بودند مدال تجدید روابط با آمریکا را به سینه خود بزنند تا در نزد سرمایه داری جهانی، به ویژه امپریالیسم آمریکا جایگاهی پیدا کنند، از این که در حاشیه قرار گرفته اند ناراحت هستند.

 

البته این اولین بار نیست که نمایندگان حکومت اسلامی مذاکره می کنند، بارها نمایندگان این ها در کشورهای مختلف بر سر میز مذاکره نشسته اند. آنچه که به این مذاکره ویژگی و برجستگی خاصی می دهد اعلام علنی این مذاکرات از قبل بود.

 

در این میان آن بخش از سردمداران حکومت اسلامی که فعلا در درون حاکمیت دست بالا را دارند از این که اولین مذاکره مستقیم و آشکار را با آمریکا انجام داده اند اگر هم به روی مبارک نیاورند در درون خود خوشحالند. زیرا هر چه قدر روابط و مناسبات حکومت اسلامی با هیات حاکمه آمریکا عادی شود، به همان نسبت نیز احتمالا فشارهای بین المللی و رقابت هایش تخفیف پیدا خواهد کرد.

 

اما در این میان اگر از تحلیل های سطحی به عمق برویم و نقش  و رقابت آمریکا و اسرائیل و حکومت اسلامی و گروه های اسلامی مخالف آمریکا در خاورمیانه را به لحاظ تاریخی و عینی مورد بررسی قرار دهیم، اصولا به این نتیجه خواهیم رسید که نزدیکی آمریکا و حکومت اسلامی به همدیگر به تغییر فاکتورهای مهم تر اقتصادی، سیاسی و نظامی بستگی دارد. فاکتورهایی که اگر سران حکومت اسلامی سنجیده حرکت نکنند هر کدام از آن ها می تواند موقعیت این حکومت را متزل سازد.

 

اساسا رابطه آمریکا و حکومت اسلامی در منطقه خاورمیانه، بسیار عمیق تر و بر سر استراتژی هایشان است. آمریکا در طول تاریخ اهمیت خاصی برای خاورمیانه قائل است و خود را مهمان این منطقه نمی داند. اما حکومت اسلامی، با حمایت و پشتیبانی از گروه های اسلامی و رقابت با اسرائیل، تنش هایی را به ویژه در لبنان، فلسطین، عراق و افغانستان ایجاد می کند که با منافع و استراتژی آمریکا و اسرائیل در تضاد است. از این رو، مذاکرات ایران و آمریکا، به سادگی ادامه نخواهد یافت.

 

یکی از این فاکتورهای مهم رقابت تسلیحاتی حکومت اسلامی با دولت اسرائیل و دست یابی به سلاح های اتمی است که نه اسرائیل، نه آمریکا و دیگر دولت های غرب و نه کشورهای منطقه، ایران اتمی را برای خود خطرناک می بینند.

 

دوم این که اگر حکومت اسلامی، حمایت خود از گروه های اسلامی که در خاورمیانه از شاخ آفریقا تا ترکیه عراق و افغانستان فعالیت دارند قطع کند عملا پشت جبهه خود را خالی می کند و بسیاری از برگ برنده های خود را در رقابت با رقبای خود از دست می دهد.

 

حکومت اسلامی، پیوندهای عمیقی با گروه اسلامی منطقه خاورمیانه دارد. عدم حمایت حکومت اسلامی از این گروه ها و عدم دخالت در امور کشورهایی مانند لبنان، فلسطین، عراق، افغانستان و غیره، از طریق حمایت های مالی، سیاسی و لجستیکی، یکی از خواست های غرب و در راس همه آمریکا و همچنین دولت های دیگر از حکومت اسلامی است. در چنین وضعیتی سئوال اساسی این است که آیا حکومت اسلامی می تواند به این سادگی ها و با چند مذاکره پیوندهای عمیق چندین دهه خود را با گروه های اسلامی قطع کند؟ به نطر من در شرایط موجود بعید به نظر می رسد.

 

اجازه بدهید برای روشن شدن مسئله یکی دو مثال بزنم که اتفاقا پس از مذاکره مستقیم نمایندگان حکومت اسلامی و آمریکا در عراق رخ داده است.

 

مقام های ترکيه، روز چهارشنبه ۳۰ مه 2007، اعلام کردند که در واگن های قطاری سوری که از ايران به  مقصد  سوريه در حرکت بوده، مقاديری اسلحه کشف کرده اند. به گفته مقامات قضايی ترک، اين قطار در ۲۵ مه در شهرک «گنج» که در جنوب شرقی استان «بينگول» واقع است، مورد حمله پیشمرگان «پ. ک. ک» قرار گرفت و از ريل خارج شد.

 

اسماعيل ساری، از مقامات قضايی ترکيه، درباره این مسئله به خبرگزاری آسوشيتدپرس گفت که اين واقعه در حال بررسی است و بر اثر انفجار، هفت واگن قطار از ريل خارج شدند. بنا به همین گزارش اسلحه های کشف شده در ميان مواد ساختمانی جاسازی شده بودند.  به گزارش آسوشيتدپرس، مقامات ترکيه به ايران مظنون هستند که در تلاش بوده از طريق ترکيه و از راه سوريه اسلحه در اختيار حزب الله لبنان قرار می دهد.

 

همچنین خبرگزاری محلی دوگان، گزارش داد که به جز مسلسل و سلاح کمری، ۳۰۰ عدد راکت و يک راکت انداز در اين قطار کشف شد.

 

مقامات ترکيه، همچنين روز سه شنبه هفته گذشته، هواپيمای سوری را که از ايران پرواز می کرد، مجبور کردند تا در شهر «دياربکر» در جنوب شرقی اين کشور به زمین بنشیند. ماموران ترک این هواپيما را برای يافتن اسلحه تجسس کردند، ولی اسلحه ای نيافتند.

 

پرويز فتاح، وزير نيروی حکومت اسلامی ايران، پيدا شدن اسلحه و مهمات متعلق به ايران در قطار واژگون شده در ترکيه را «شيطنت مخالفان گسترش روابط ايران و ترکيه» توصيف کرده بود، با پاسخ تند يک روزنامه ترک روبرو شد.

 

اما روزنامه حريت، چاپ ترکيه، در شماره روز جمعه اول ژوئن خود، در واکنش به سخنان وزیر نیروی کار حکومت اسلامی که به ترکیه سفر کرده بود، اسنادی را منتشر کرد که آن ها را «جزئيات مساله قطار حامل سلاح و مهمات از ايران» توصيف نمود.

 

در گزارش روزنامه حريت آمده است: «دو واگن اين قطار که سلاح و مهمات نظامی در آن پيدا شد، در تهران بارگيری شده و مقصد آن دمشق بوده است. ناظر فرستنده اين دو واگن بهمن شهرياری از شرکت ترادينگ کو در تهران است و قرار بوده که آن ها به دست فردی به نام الجوری در دمشق برسند که ظاهرا در همين شرکت کار می کند.»

 

روزنامه حريت شماره تلفن های تماس فرستنده در تهران و گيرنده در دمشق را از سازمان راه آهن ملی ترکيه دريافت کرده و برای گفتگو با آن ها تماس گرفته است.

 

اما به نوشته اين روزنامه، شماره بهمن شهرياری در تهران بسته شده و شماره الجوری در دمشق هم پس از برداشتن گوشی به جز صدای زن و بچه، پاسخی از آن شنيده نمی شود. اين در حالی است که به نوشته حريت، هر دو شماره در حين عبور قطار از گمرک مرزی ترکيه در يک هفته پيش فعال بوده است.

 

برخی تحليل گران در رسانه های ترکيه، اين احتمال را مطرح کرده اند که اين سلاح ها برای حزب الله لبنان فرستاده شده، اما جمهوری اسلامی ايران پيدا شدن سلاح در اين قطار و تعلق آن به ايران را تکذيب کرده است.

 

مسئله دوم اظهارنظرهای آن چنانی احمدی نژاد است که با معیارهای روابط و مناسبات دیپلماتیک دولت های بورژوایی خوانائی ندارد. محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری اسلامی روز يک شنبه سوم ژوئن، گفت که جهان «به زودی» شاهد نابودی کشور اسراييل خواهد بود. این سخنان احمدی نژاد را دولت های آمریکا، فرانسه و اسپانيا به شدت محکوم کردند.

 

احمدی نژاد، سال گذشته نیز در کنفرانسی که وزارت امور خارجه اش برای فاشیست های جهان در تهران برگزار کرده بود هولوکاست، کشتار يهوديان در جنگ دوم جهانی را افسانه خوانده بود و یا از انتقال اسرائیل به نقاط دیگر جهان سخن رانده بود. این اظهارات احمدی نژاد، حتی کشورهایی مانند روسیه و چین که از حامیان نسبی حکومت اسلامی ایران، در عرصه بین المللی به شمار می روند این نوع اظهارنظرهای رییس جمهوری ایران و نفی هولوکاست، از سوی وی را غیرقابل قبول دانسته و آن را محکوم کرده اند.

 

بر اساس این فاکت ها و بسیاری از عوامل اقتصادی، سیاسی و نظامی، توافق بین ایران و آمریکا را سخت تر و پیچیدتر کرده و برای رسیدن به یک توافق حتی نسبی نیز راه درازی در پیش دارند. البته باید بحران سرمایه داری بین المللی، بحران دولت آمریکا، بحران اقتصادی و اجتماعی حکومت اسلامی و مسائل اساسی استراتژیک و غیره نیز در موفقیت و عدم موفقیت این مذاکرات تاثیر به سزایی می گذارند.

 

مهم تر از همه، خاورمیانه در استراتژی دولت های امپریالیستی به لحاظ اقتصادی، سیاسی و امنیتی جایگاه بسیار حساس و استراتژیک دارد. براساس آمارهای منتشر شده رسمی، نود درصد نفت مورد نیاز ژاپن و پنجاه درصد کل نفت مورد احتیاج قاره اروپا از خلیج و تنگه هرمز می گذرد که اهمیت برجسته این منطقه را در استراتژی سیستم سرمایه‌داری نشان می دهد.

 

اشغال نظامی افغانستان و عراق، احتمال حمله نظامی به ایران، حمایت و پشتیبانی همه جانبه آمریکا از اسرائیل در حمللات وحشیانه پی در پی به لبنان و فلسطین، طرح هایی تحت عنوان «خاورمیانه بزرگ» و غیره اهمیت این منطقه در معادلات و تحلیل ها و استراتژی آمریکا در این منطقه بحرانی را نشان می دهد.

 

اما در این میان فاکتور بسیار مهمی که از کنترل حکومت اسلامی و رقبایش از جمله آمریکا خارج است نقش عظیم جنبش های اجتماعی کارگری، زنان، جوانان و دانشجویان در ایران و روابط بین المللی آن ها است. در سال های اخیر این جنبش های اجتماعی به مبارزه خود بر علیه حکومت اسلامی و تبلیغات آمریکا و متحدانش مبنی بر «اعطای دمکراسی» به خاورمیانه شفافیت بیش تری داده اند. سرکوب های خونین و سانسور و اختناق و رعب و وحشت حکومت اسلامی از یک سو و وضعیت دردناک مردم افغانستان و عراق در بغل گوش جامعه ایران و بسیاری از عوامل دیگر دست به دست هم داده و توهمات نسبت به تبلیغات آمریکا کم و کم تر شده است. مردم ایران هر روز از طریق اخبار و گزارشات تلویزیونی می بینند که چگونه مردم عراق و افغانستان برای لحظه ای آسایش و امنیت جانی و مالی، له له می زنند. آن ها هر رزو از طریق رسانه ها خبردار می شوند که روزانه به طور میانگین صد نفر انسان جان خود را از دست می دهند و صدها نفر دیگر نیز زخمی و یا برای همیشه معلول می گردند. اکثریت جامعه ایران، به این نتیجه رسیده اند که همه تبلیغات آمریکا و متحدانش در دفاع از دمکراسی و حقوق بشر تزویر و ریا و دروغی بیش نیست. بنابراین، هر جا که پای نیروهای نظامی آمریکا و متحدانش برسد آرزوی برقراری امنیت و آسایش و سیر کردن شکم کودکان یک آرزوی دست نیافتنی خواهد بود. زیرا شیرازه جامعه از هم می پاشد و فقط اسلحه و رعب و وحشت و ترور و کشتار و تجاوز بر جامعه حاکم می گردد. وضعیتی که اکنون در عراق شاهدش هستیم. از این رو هم حکومت اسلامی، و هم حامیان آن و بورژوازی بین المللی، از خیزش انقلابی در جامعه ایران با استراتژی سوسیالیستی نگران هستند.

 

دستگیری محمود صالحی، این چهره سرشناس جنبش کارگری ایران و دیگر فعالین جنبش کارگری و صدور حکم سنگین برای منصور اسنلو، سرکوب شدید و وحشیانه جنبش زنان، راه انداختن رعب و وحشت در خیابان ها تحت عنوان «مبارزه با بدحجابی» و کتک زدن زنان و جوانان در انظار عمومی و بستن آفتابه به گردن جوانان برای تحقیر و به سکوت کشاندن آن ها و «اراذل و اوباش» نامیدن شهروندان توسط سردمداران و فرماندهان نظامی حکومت، نه تنها نقطه قوت حکومت اسلامی نیست، بلکه قبل از هر چیز ترس و نگرانی سران حکومت اسلامی از گسترش اعتراضات توده را به نمایش می گذارد.

 

از سوی دیگر دولت های به اصطلاح دمکراتیک غرب و در راس همه دولت آمریکا و نهادهای بین المللی از سازمان ملل تا اتحادیه اروپا، از کمیسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا تا کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد و غیره با این که به خوبی می دانند سرکوب های حکومت اسلامی و شکنجه و اعدام او نسبت به سال های قبل افزایش چشمگیری داشته است اما در این مورد اعتراض جدی نمی کنند و فقط و فقط اعتراض خود را بر علیه جمهوری اسلامی، به غنی سازی اورانیوم محدود کرده اند، نه به رعایت حقوق بشر در این کشور. بنابراین، دولت های سرمایه داری غرب هم بر این امر آگاه هستند که اگر طوری رفتار کنند که جوامع و رسانه هایشان به حمایت و پشتیبانی از جنبش های اجتماعی در ایران معطوف شوند، احتمالا تحولات آتی این کشور به نفع شان نخواهد بود.

 

برای مثال، در میان کشمکش غرب و سران حکومت اسلامی بر سر بحران اتمی ایران و در میان وحشی گری های مامورین حکومت اسلامی بر علیه شهروندان، دولت سوئد از منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ده ها هزار اعدام و آپارتاید جنسی، دعوت رسمی به عمل آورد و تلاش کرد «دیالگوگ انتقادی»، این سیاست شکست خورده دولت های بزرگ اروپایی مانند آلمان و انگلستان را دوباره احیا کند که با اعتراض شدید نیروهای آزادی خواه و چپ ایرانی و سوئدی، این دعوت به یک رسوایی بزرگ هم برای وزیر امور خارجه ایران و هم برای کارل بیلدت، وزیر امور خارجه سوئد، تبدیل شد. تمام رسانه های سوئد و حتی رسانه های بین المللی، هر کدام به نوعی این رسوایی را انعکاس دادند.

 

بدین ترتیب، بحث و تحلیل های ما هم اگر همانند ژورنالیسم بورژوایی غرب به امر بحران اتمی حکومت اسلامی و تقابل غرب با آن و مذاکرات ایران و آمریکا، محدود شود از امر و جایگاه طبقاتی خود که همانا مبارزه با سیاست های امپریالیستی و مبارزه در جهت سرنگونی حکومت اسلامی و برپایی یک جامعه آزاد و برابر و انسانی که من نام آن را «حکومت کارگری» با اتکا به روابط و مناسبات شورایی می گذارم، غافل خواهیم شد.

 

همچنین آن سازمان های به اصطلاح چپ که در حال حاضر خطر آمریکا را عمده می کنند و حتی به نوعی وانمود می کنند که در صورت حمله نظامی آمریکا به ایران، در کنار حکومت اسلامی قرار خواهند گرفت. و یا گرایش دیگری از چپ، از هر حرکت توده ای سرنگونی حکومت اسلامی را نتیجه می گیرند و تقریبا با برجسته کردن «اسلام سیاسی»، انتقاد جدی به سیاست ها و سلطه گری های سرمایه داری بین المللی و در راس آن امپریالیسم آمریکا مطرح نمی کنند. و یا نظر سومی وجود دارد که در شرایط کنونی مرزهای طبقاتی را به هم می ریزد و سیاست های همه با هم را سر داده است. در حالی که گرایش چپ جامعه ایران در انقلاب 1357، به دام شعار «همه با هم» افتاد و هنوز هم چوبش را می خورد. بنابراین، این بار نباید اجازه داد مرزهای طبقاتی به بهانه های مختلف در هم ریخته شود. اساسا از چنین سیاست هایی گرایش چپ جامعه و طبقه کارگر نه تنها سودی نمی برد، بلکه به ضررش هم هست. هر سه این نگرش ها را باید از موضع کارگری سوسیالیستی مورد نقد قرار داد و روشنگری عمیق و همه جانبه ای را راه انداخت.

 

در مقابل این گرایشات چپی که به چپ و راست متمایل می شود، آن گرایش کارگری سوسیالیستی قرار دارد که از دید و جایگاه منافع طبقاتی طبقه کارگر به جهان پیرامونی خود می نگرد. و در مبارزه پیگیر روزمره خود، ماهیت سرمایه داری و امپریالیسم آمریکا و متحدانش را عمیقا افشا می کند و در جهت سرنگونی حکومت اسلامی با افق و چشم انداز سوسیالیستی روشنگری و مبارزات توده ای را سازمان دهی و هدایت می کند.

 

در این جا تاکید کنم که من آگاهانه بر سر نیروهای بورژوایی اپوزیسیون حکومت اسلامی، زیاد صحبت نمی کنم. چون که این نیروها از ناسیونالیست های کردستان تا ناسیونالیست های سراسر ایران و کسانی که تحت عنوان «شخصیت»، با سیاست های وزارت امور خارجه هماهنگی دارند و تمام امیدشان را برای سهم گرفتن از حاکمیت بورژوایی برای خود و سازمانشان به حمایت آمریکا و متحدان آن گره زده اند، همواره در تلاشند مردم را در انتظار معجزه و اعطای دمکراسی از سوی آمریکا نگاه دارند، ماهیت شان دست کم برای حضاری که در این جلسه حضور دارند، افشا شده است.

 

وظیفه ما کمونیست ها، در دوره حاضر بسیار خطیر و حساس است. ما نباید فرصت های تاریخی را از دست بدهیم. اکنون این فرصت تاریخی در ایران فراهم شده است که جنبش های اجتماعی کارگری، دانشجویی، زنان و مردم انقلابی کردستان و مردم تحت ستم دیگر نقاط ایران، در مبارزه بی امان با حکومت اسلامی، با استراتژی سوسیالیستی گام برمی دارند که از واقعیت های اجتماعی و بطن جامعه سرچشمه گرفته و به سوی سطح در حرکت است. بر این اساس، هرگونه تزلزل نیروهای چپ و سوسیالیست در مقابل حکومت سرمایه داری اسلامی و رقبای امپریالیست او، می تواند این فرصت تاریخی را از ما بگیرد و تحولات بنیادی مورد نپرمان را دهه ها به عقب بیندازد. باید هوشیار باشیم و حساسیت و وسواس سیاسی و طبقاتی بیش تری نسبت به سیاست ها خود و هم طبقه ای هایمان نشان دهیم. در واقع با احساس مسئولیت بیش تری عمل کنیم تا با از دست دادن فرصت های تاریخی افسوس نخوریم.

 

در چنین شرایطی، ما نباید اجازه دهیم رقبای بورژوازی و امپریالیستی از نقد و افشاگری جدی و پیگیر طبقه کارگر خارج شود. ما باید درباره سیاست امپریالیستی عمیقا روشنگری کنیم و افکارسازی محکمی را در مقابل تبلیغات دروغین آن ها داشته باشیم. از سوی دیگر ما که شدیدا خواهان سرنگونی حکومت اسلامی هستیم، نباید اجازه دهیم افراد و جریاناتی این امر مهم را کم رنگ کنند. همچنین با صدای بلند و صریح با احتمال حمله نظامی آمریکا و متحدانش به ایران و محاصره اقتصادی این کشور به مخالفت برخیزیم. زیرا هرگونه حمله نظامی چه از نوع یوگسلاوی سابق با بمباران های هوایی و چه از نوع افغانستان و عراق با اشغال نظامی، جنبش های اجتماعی و به ویژه همه مزدبگیران را زمین گیر می کند و لطمات انسانی و اجتماعی غیرقابل ترمیمی به وجود می آورد. تولید سلاح های اتمی و تلاش برای دست یابی به این سلاح های کشتار جمعی را  نباید حق هیچ کشوری بدانیم، بلکه فراتر از آن خواهان نابودی سلاح های اتمی و برچیدن شدن پایگاه های اتمی در همه جهان باشیم. به نظرم اگر هر جریانی که خود را چپ و سوسیالیست می نامد از این سیاست ها عدول کند، نخست خودش را قربانی می کند.

 

در مورد چشم انداز مذاکرات حکومت اسلامی نیز نباید این طور فکر کنیم که مطلقا آمریکا و حکومت اسلامی با هم کنار نمی ایند. به یاد داریم که چند سال پیش هاشمی رفسنجانی، این عنصر قدرتمند حکومت اسلامی، صریحا گفته بود که اگر محلصت نظام ایجاب کند ما عبا و عمامه را کنار می گذاریم تا تا نظام را حفظ کنیم. در واقع سیر روابط دیپلماتیک و مذاکرات پنهانی آمریکا و ایران، فعال تر از سابق ادامه خواهد یافت تا به توافقات نسبی دست پیدا کنند. اما در ظاهر تهدید و چنگ و دندان نشان دادن به همدیگر نیز تا رسیدن به یک توافق نسبی و یا قطع مذاکرات ادامه خواهد یافت.

 

یکی از خصوصیات دولت های سرمایه داری رقابت و آن روی سکه رقابت مذاکره و نزدیکی و بده بستان های نهان و آشکار اقتصادی و سیاسی است. هر کدام از طرفین منافع و بقای حاکمیت خود را در نطر می گیرند نه منافع توده های مردم را. از این رو، دور از انتظار نیست که حکومت اسلامی با دولت های غرب و در راس همه با ایالات متحده امریکا هم کنار بیاید تا بقای خود را حفظ کند. اما اگر این نزدیکی برای سران حکومت اسلامی با برخی از دولت های اروپایی، چندان مشکل نباشد، با آمریکا مشکل و پیچیدگی های خاص خود را دارد. آمریکا و اسرائیل که در واقع حیات خلوتی آمریکا به حساب می آید تحمل حکومت اسلامی قوی و مجهز به سلاح اتمی در منطقه را ندارند.

 

در جمع بندی صحبتم بار دیگر تاکید ام بر این امر مهم است که در میان این هیاهو و جنجال مذاکرات ایران و آمریکا، اعمال تحریم های اقتصادی شدیدتر بر علیه ایران توسط شورای امنیت سازمان ملل، مانورهای نظامی آمریکا و ایران در خلیج فارس، تبلیغات در جهت احتمال حمله نظامی به ایران، کمک های مادی و معنوی حکومت اسلامی به گروه های اسلامی در خاورمیانه و دخالت از طریق این گروه های مسلح در امور لبنان، فلسطین، عراق و افغانستان و غیره، آنچه که باید برای ما نیروهای کارگری سوسیالیستی مهم و حائز اهمیت است، تاکید بر نقش مردم آزادی خواه و عدالت خواه ایران در سرنوشت خویش، و گسترش مبارزه طبقاتی برای رهایی از ستم و استثمار حکومت سرمایه داری اسلامی است. ما باید این احتمال را در تحلیل های خود بگنجانیم که در صورت اعتلای انقلابی در ایران، بسیاری از معادلات امپریالیستی و دوری و نزدیکی های دولت های سرمایه داری درباره ایران را به هم خواهد ریخت. صف بندی های جدیدی به وجود خواهد آمد. همچنین این احتمال را نیز باید در نظر بگیریم که اگر حکومت اسلامی، به معنای واقعی از سوی جنبش های اجتماعی و در پیشاپیش این جنبش ها با جنبش کارگری متحد و متشکل و آگاه با استراتژی سوسیالیستی تحت فشار جدی قرار گیرد، دولت ها سرمایه داری و در راس همه آمریکا، دست کم با جناح هایی از درون حکومت اسلامی و بیرون آن، ساخت و باخت خواهند کرد تا سر انقلاب آتی ایران را زیر آب کنند. بنابراین، روشن است که تحولات و چشم انداز آتی ایران، بستگی به توازن قوای طبقاتی و بدیل های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی طبقات دارد.

 

از این که تا حالا حوصله کردید و به سخنان من گوش دادید بی نهایت تشکر می کنم. در خدمت صحبت ها و جواب گویی سئوالات شما هستم.

 

* این سخنرانی در اتاق پاکتاکی «اتحاد فدائیان کمونیست»، در تاریخ پنجم ژوئن 2007، برگزار شده بود که از نوار پیاده شده است.

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.