شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲ تير ۱۳۹۶ - ۲۳ ژوئن ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

گام عملی جنبش دانشجویی برای حمایت از جنبش کارگری

بهرام رحماني

 

bamdadpress@ownit.nu

جمعی از دانشجویان چپ، نخست در دانشگاه علوم اجتماعی و ارتباطات تهران، و سپس دانشکده های ادبیات و علوم دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتی شریف و دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه، در طرحی مشترک ابتکار ارزنده ای را در دفاع از جنبش کارگری به نمایش گذاشتند. جمع آوری کمک برای خانواده های کارگران زندانی محمود صالحی، شیث امانی و صدیق کریمی و کارگران اخراجی و تلاش برای تاسیس صندوق اعتصاب تحسین برانگیز است. مهم تر از همه گذشته از ابعاد تاثیر آن، گامی مهم در جهت پیوند عملی جنبش دانشجویی با جنبش کارگری است.

بنا به گزارش وبلاگ کارگر، این طرح از روز یک شنبه ششم خرداد 1386، با قرار دادن صندوق های جمع آوری کمک مالی و هم چنین پخش بروشورهای این برنامه در دانشگاه تهران آغاز به کار کرد که مورد استقبال دانشجویان این دانشگاه قرار گرفت.

درباره این طرح در بروشورهایی که توسط این دانشجویان تهیه شده است می خوانیم:

«محمود صالحی، شیث امانی و صدیق کریمی کارگران زندانی هستند که به دلیل تلاش برای برگزاری مراسم مستقل روز جهانی کارگر در زندان به سر می برند. جنبش دانشجویی که طی چند ساله اخیر با شعار اتحاد جنبش دانشجویی با جنبش کارگری به صحنه آمده است باید برای کمک به حضور نیرومند جنبش کارگری در مبارزات اجتماعی و سیاسی و اعلام همبستگی خود با کارگران گام های عملی جدی بردارد. کمک به شکل گیری صندوق اعتصاب و جمع آوری کمک مالی برای کارگران زندانی و اخراج شده از جمله این گام های عملی است. در این راستا عده ای از فعالین جنبش دانشجویی تصمیم به اجرای "طرح حمایت از کارگران زندانی" گرفته اند تا گامی کوچک در این راستا بردارند. تمامی وجوه حاصل از فروش جزواتی که در دست دارید و نیز کمک های مالی به این صندوق، در اختیار خانواده های این سه کارگر زندانی قرار خواهد گرفت. دست تمامی کسانی را که برای ساختن دنیایی بهتر می جنگند به گرمی می فشاریم.»

دانشجویان مدافع جنبش کارگری سوسیالیستی، فعالیت خود را از روز یک شنبه ششم خرداد در دانشکده حقوق دانشگاه تهران آغاز به کار کردند. و در ادامه فعالیت های خود در این زمینه روز دو شنبه هفتم خرداد دانشکده های ادبیات و علوم دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتی شریف و دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه به این طرح پیوستند. در دانشکده های ادبیات و علوم دانشگاه تهران این اقدام با ممانعت و برخورد حراست مواجه شد و دو تن از دانشجویان به ساختمان مرکزی حراست منتقل شدند. همچنین عده ای از اعضای انجمن اسلامی در دانشگاه صنعتی شریف سعی کردند تا مانع از برگزاری این طرح در دانشگاه شریف شوند.

چند تن از دانشجویان دست اندرکار در رابطه با این اقدام ارزنده طبقاتی، تجارب شخصی خود را در سایت ها و وبلاگ ها درج کرده اند که در زیر به گوشه هایی از تجارب آن ها اشاره می کنیم:  

فواد شمس:

«از ابتدای این هفته دانشجویان علامه نیز در حمایت از کارگران زندانی طرح حمایتی را با قرار دادن میز، بروشور های طرح و صندوق کمک مالی در دانشگاه علوم اجتماعی و ارتباطات شروع کردند. در ادامه در دانشکده حقوق و علوم سیاسی نیز طرح را شروع کردند. که به گفته بچه ها از همان روز اول مورد اسقبال شدید دانشجویان قرار گرفته است.

روز چهارشنبه من بعد از ماه ها بار دیگر به دانشگاه علامه رفتم. صبح این روز به دانشکده حقوق و علوم سیاسی علامه رفتم که در آن جا نیز طرح را آغاز کنیم. با وجود فضای سنگین و امنیتی دانشکده که ناشی از برخورد های اخیر حراست با فعالان دانشجویی در علامه بود و هم چنین حضور پررنگ حراست دانشگاه که با دیدن ما دوباره به جنب و جوش افتاده بودند با ابتکار بچه ها به جای قرار دادن میز که امکان برخورد را برای حراست راحت تر می کرد تصمیم گرفتم دست به دست بروشور ها را پخش کنیم و کمک مالی را هم دستی جمع کنیم. در همان دقایق ابتدایی بروشور ها به تعداد زیادی در میان دنشجویان پخش شد و کمک مالی قابل قبولی جمع شد. و در پایان روز هم گویا بروشور ها تمام شده است و باید برای دانشکده حقوق دوباره بروشور ببریم. بعد از هماهنگی های لازم با بچه های این دانشکده به طرف دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات رفتم.

آن جا از ابتدای هفته بچه میز گذاشته بودند. امروز هم میز را قرار دادیم. حراست دانشکده چند بار از جلوی میز رد شد و نگاهی خشم ناک به بروشور ها و اعلامیه های بزرگی که بر روی آن هدف طرح که کمک مالی به ۳ تن از کارگران زندانی (محمود صالحی، شیث امانی و صدیق کریمی) نوشته شده بود و هم چنین اعلامیه بزرگ دیگری که روی آن عبارت (گام عملی جنبش دانشجویی برای حمایت از جنبش کارگری) نوشته شده بود، می انداختند...»

 کیوان امیری:

«روز دوشنبه کار را در دانشگاه صنعتی شریف شروع کردیم، می دانستیم که حراست محیط ساختمان ابن سینا را بین ساعت ۱۰ تا ۱۱ بازرسی می کند. ساعت ۱۲ زمان خوبی برای شروع کردن طرح بود. هم دانشگاه شلوغ تر بود و هم از بازدید حراست در امان می ماندیم، مگر این که گزارشی رد می شد.

میزمان را در نزدیکی برد انجمن اسلامی قرار دادیم، این کار با اعتراض برخی اعضای انجمن اسلامی مواجه شد، نمی خواستند تشکل ملی - اسلامی شان به کارگر آلوده شود، همان هایی که در جریان اختلافات سال گذشته وقتی بهشان می گفتم آجر به آجر این دانشگاه از دسترنج کارگران روی هم قرار گرفته، حرفم را به تمسخر می گرفتند. پارلمان دانشجویی! یا دنبالچه های اسلام سیاسی! کسانی که ترجیح می دهند با چهره های دست چندم دو خردادی لاس بزنند و مراقب باشند که آلوده به کارگر نشوند. تهدید کردند که میزتان را آن طرف بگذارید چون ممکن است حراست فکر کند که برنامه انجمن اسلامی است، می خواستم بگویم حراست خودش هم می داند که جنم این کارها را... گفتم اگر می خواهید این جا نباشیم گزارشمان را به حراست بدهید، آن ها بیایند جمع مان کنند؛ کار بالا می گیرد و با پا در میانی یکی دو نفر می رویم کمی آن ورتر بساطمان را پهن می کنیم! حالا بهتر می فهمم که چرا انتخابات انجمن ما بر خلاف انجمن پلی تکنیک و انجمن علامه در کمال آرامش برگزار شد، چون دانشگاه نگرانی ندارد، شاید بتواند از طریق انجمن کارمندان حراست را تعدیل کند تا از تعداد کمتری کارمند استفاده کند، صرفه جویی به نفع جیب حکومت اسلامی!!

استقبال دانشجویان بد نیست، بهتر از چیزی است که فکر می کردم، بعضی ها باورشان نمی شود که این کارگران به خاطر برگزاری مراسم یک می در زندان باشند، بعضی ها خوب کمک می کنند اما اکثر دوستان خودمان جیبشان بدجوری خالی است! به صورت آمپریک هم به طبقه کارگر گره خورده ایم!!

صندوق را تا وقتی که محوطه خلوت می شود نگه می داریم، به ریسک برخورد با حراست نمی ارزد، روزهای بعد را هم احتیاج داریم...»

روزبهان امیری:

«در روزگاری که فعالان کارگری شدیدترین فشار ها را تحمل می کنند، به همت چندین تن از دانشجویان دانشگاه های تهران طرح حمایت از کارگران زندانی در دانشگاه های تهران برگزار می شود که در این جا می توانید در مورد این طرح بیشتر بخوانید. من می خواهم از تجربه شخصی در یاری به این طرح و برگزاری آن در دانشکده علوم دانشگاه تهران بگویم، دانشکده ای که شاید غیر سیاسی ترین و ناشاد ترین فضا را در دانشگاه تهران داشته باشد.

دیروز میزی را در میان فضای حدودا ۵۰۰ متر مربعی لابی دانشکده نهادیم و مقدمات کار را فراهم کردیم و کار را آغاز کردم. جو جالبی بود، چون در دانشکده ای این کار را می کردیم که عمیقا ضد سیاسی است! عده ای آمدند، نگاه می کردند به بروشورها و تعجب می کردند. برادری بسیجی امد و از من پرسید که آیا مجوز دارم و به او گفتم که: "نه، دوست عزیز!" بروشوری را که در دست داشت به روی میز پرتاب کرد و رفت که به روسایش خبر دهد. دانشجویان می آمدند، اعلام تعجب می کردند و خوشحالی از این که این طرح در دانشکده شان برگزار می شود. دلیل بازداشت ها را می پرسیدند و هنگامی که به آن ها می گفتم اعلام هم دردی می کردند و می گفتند که خود را در این مبارزات دخیل می دانند...»

سهیل آصفی:

«هم زمان با موج دستگیری پویشگران کارگری و بدنبال حکم زندان برای محمود صالحی، شیث امانی و صدیق کریمی که به دلیل تکاپوهای مدنی خود روانه زندان شده اند، جمعی از دانشجویان دانشگاه های تهران در طرحی مشترک، به یاری خانواده های کارگران زندانی برخاسته اند. این همدلی همزمان است با حکم شعبه ۱۴ دادگاه انقلاب تهران، در مورد منصور اسانلو، رییس هیات مدیره سندیکای شرکت واحد. این فعال کارگری به گزارش ایلنا، به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" به تحمل چهار سال حبس و بابت اتهام "تبلیغ علیه نظام" به تحمل یک سال حبس و در مجموع به تحمل پنج سال حبس تعزیری محکوم شد...» 

این اقدام عملی دانشجویان سوسیالیست را از هر جنبه مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم، یعنی چه از جنبه انسانی و اجتماعی آن، و چه از جنبه سیاسی و طبقاتی آن، به این نتیجه می رسیم که جنبش دانشجویی در جهت پیوند با جنبش کارگری به فکر برداشتن گام های عملی است. این یک تحول بزرگ در دانشگاه های کشور است. تحولی که اولا جنبش دانشجویی را به جایگاه واقعی خود، یعنی دفاع از حقوق و آزادی های کارگران، زنان، کودکان و مردم محروم و تحت ستم هدایت می کند و در یک کلام رجعت به جایگاه چپ و سوسالیسم کارگری است. دوم این که فعالین و رهبران جنبش دانشجویی به درستی درک کرده اند که اگر قرار است تحولی بنیادی در کل جامعه به وجود آید باید رهبری آن در دست طبقه کارگر و متشکل و متحد و آگاه قرار گیرد. سوما، جنبش های اجتماعی از جمله جنبش دانشجویی، باید با جنبش کارگری پیوند بخورد. چرا که تنها در مسیر پیوند جنبش های دیگر با جنبش کارگری، جنبش طبقاتی سراسری به مثابه یک طبقه با اتحاد و همبستگی و مبارزه پیگیر و هدفمند خود در مقابل طبقه سرمایه و حکومت حامی آن صف آرایی طبقاتی می کند و گام به گام با تحمیل مطالبات خود، زمینه های انقلاب اجتماعی را فراهم می سازد.

از سوی دیگر، ضمن ارج گذاری به این حرکت جالب و مهم این دانشجویان، آن هم در شرایط کنونی ایران، باید شهامت و جسارت آنان را تحسین کرد. شکی نیست که این اقدام دانشجویان دانشگاه های تهران، دیر یا زود به یک الگویی سراسری برای همه دانشجویان سوسیالیست و آزادی خواه دانشگاه های کشور تبدیل خواهد شد. ابتکاراتی از این نوع هر چه گسترده تر و وسیع تر باشد تاثیر اجتماعی آن نیز به همان نسبت عمیق تر است و سرکوبگران حکومتی نیز جرات جلوگیری از اقدامات سیاسی، اجتماعی و انسانی آن ها را نخواهند داشت.

حکومت اسلامی، محمود صالحی، این رهبر کارگری را که فقط به دلیل سازمان دهی مستقل اول ماه مه، روز جهانی کارگر به زندان انداخته اند، اکنون به سمبلی برای آزادی سازمان دهی مستقل اول ماه مه، هشت مارس، آزادی تشکل و اعتصاب و بیان و همچنین آزادی همه زندانیان سیاسی معروف شده است. از این رو، ضروری است که در هر حرکت اعتراضی در داخل و خارج کشور تصاویر محمود صالحی، به عنوان سنبل مقاومت و چهره رادیکال جنبش کارگری سوسیالیستی برافراشته شود. بنابراین، دفاع از محمود صالحی و مبارزه برای آزادی وی، دفاع از حرمت و آزادی های انسانی و اول ماه مه و جنبش کارگری است.

خانواده و همکاران و پزشک معالج محمود صالحی، همگی وضعیت او را وخیم اعلام کرده اند. روز شنبه 12/3/1386 محمد عبدی پور و ایرج محمدی از نمایندگان تعاونی های مصرف و مسکن شهرستان سقز که محمود صالحی در آن ها عضو هیئت مدیره بوده است جهت درخواست کتبی به دادستان سنندج مراجعه و با وی در مورد وضع وخیم محمود صالحی توضیح داده اند و به ایشان در مورد وضع وخیم جانی محمود توضیحاتی دادند و گفتند که جان وی در خطر است. ولی دادستان، حتی بدون هیچ توجیه «قانونی» به آنان پاسخ داد و گفت دیگر هیچ نامه ای برای درخواست مرخصی نیاورید که به او مرخصی حتی تحت الحفظ هم داده نخواهد شد.

محمود صالحی، در تماسی که روز شنبه 13 خرداد ماه، با خانواده خود داشته اعلام نموده که از روز پنج شنبه که همسرش به زندان مراجعه کرده است و در مورد وضع وی با رئیس زندان حرف زده است حتی دیگر داروهای مسکن را به او نداده اند. نجیبه صالحی، همسر محمود صالحی، همچنین طی نامه سرگشاده ای به پزشکان بدون مرز و  گای رایدر و دیگر نهادهای حقوق بشری، در مورد این که تنها کلیه محمود در حال از کار افتادن است، در مورد سلامتی او هشدار داده است.

شایان ذکر است که مامورین امنیتی حکومت اسلامی، ساعت  12:30 دوشنبه 20 فروردين 1386، با مراجعه به محل کار محمود صالحی، به بهانه حرف زدن در مورد چگونگی برگزاری مراسم اول ماه مه، وی را  به دادسرای شهر سقز بردند، در دادسرای اين شهر بعد از ابلاغ حکم دادگاه تجديد نظر استان مبنی بر يک سال حبس تعزيری و سه سال حبس تعليقی، نيروهای انتظامی او را  بازداشت و تحت تدابير شديد امنيتی به بند 9 زندان شهر سنندج انتقال دادند. محمود صالحی، در اعتراض به نحوه دستگيری و اجرای حکمش از امضای ابلاغيه خودداری کرده است. در واقع محمود حکم صادره را به رسميت نشناخته است.

جلال حسينی و محسن حکيمی، دو تن دیگر از دستگیرشدگان اول ماه 83 سقز نیز هر يک به يک سال حکم تعليقی محکوم شده اند.

محمود صالحی، کارگر نانوایی که از نه سالگی کارگری را شروع کرده، عمیقا درد و رنج هم طبقه ای های خود و رهایی از اسارت سرمایه را با پوست و گوشت خود درک و لمس کرده است. از این رو، محمود با سرافرازی در مقابل سیاست های غیرانسانی سرمایه داران و حکومت آن ها ایستاده است. امروز هر کارگر و کمونیست انقلابی، محمود را تحسین می کند و با افتخار برای ازادی او می کوشد. زیرا آزادی او، به عنوان یک انسان حق طبیعی اش است، اما آزادی محمود به معنی آزادی برگزاری مراسم مستقل اول ماه در ایران و آزادی تشکل و اعتصاب و بیان است. او از بنیان گذاران اصلی سنديکای کارگران خباز و سخنگوی «کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری» است. محمود، بيش از شش سال از دوران زندگی خود را به خاطر مبارزه طبقاتی و دفاع از طبقه کارگر ایران در زندان سپری کرده است. محمود، به طور مداوم مورد تهدید، شکنجه و اذيت و آزار قرار گرفته، اما هرگز از آرمان های طبقاتی خود دست برنداشته است. وی، در اثر شکنجه، دچار فتق، شکستگی ناخن های دست، پا و دنده هايش شده است.

محمود در جهت همبستگی و تشکل یابی کارگران ایران، در دفاع از اعتراضات کارگری، از جمله در راه اتحاد و نزدیگی کميته های کارگری، در دفاع از اعتصاب کارگران شرکت واحد، دفاع از منصور اسانلو و دیگر دستگیرشدگان سندیکای شرکت واحد، دفاع از مبارزه زنان، اعتصاب معلمان، اعتراضات دانشجویان و کودکان کار، همیشه جانب دار و پیش قدم بوده است.

آزادی فوری و بدون قید و شرط محمود صالحی، خواست کارگران و مردم آزادی خواه ایران، خواست همه نیروهای کارگری سوسیالیستی و خواست همه تشکل های کارگری و نهادهای انسان دوست جهان است.

در هر صورت دیر یا زود جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی و جنبش انقلابی مردم کردستان و مردم تحت ستم دیگر نقاط ایران، در صفی متحد و قدرتمند شبیه موج سهمگین انقلاب 1357 را به نمایش خواهند گذاشت و حکومت اسلامی را نیز همانند حکومت پهلوی روانه گورستان تاریخ خواهند کرد. اما این بار، یک تفاوت عظیم طبقاتی در ایران اتفاق افتاده است. نخست این که جنبش های اجتماعی از پایین شکل گرفته اند و فعالین این جنبش ها در میان خفقان خونین و فقر و فلاکت اقتصادی، هم چون فولاد آب دیده شده اند. کسی که از این موضع وارد مبارزه طبقاتی شود امکان این که از مسیر طبقاتی خود منحرف گردد، ضعیف است. دوم این که سوسیالیسم کارگری باور فعالین و رهبران و دست اندرکاران این جنبش هاست. سوم این که امروز کانون ها، شبکه ها، سازمان ها و احزابی با تجربه و با برنامه کمونیستی وجود دارند که راه پیشروی این جنبش ها را هموار می سازند. نهایت امر فضای سیاسی امروز بسیار متفاوت با فضای سیاسی سال های دوران انقلاب 57 است. امروز دیگر شعار همه با هم که حکومت شاه برود هر کی می خواهد بیاید، شعار جریانات اپورتونیست و ضعیف و حاشیه ای و لیبرال هاست.

امروز برای ما کارگران، دانشجویان، زنان و مردم آزادی خواه و سازمان ها و احزاب چپ، با افق و چشم انداز و استراتژی سوسیالیستی در جهت سرنگونی حکومت اسلامی، سیاستی جا افتاده است. امروز تاکید به استقلال طبقاتی و مبارزه جدی بر علیه سیستم سرمایه داری، یک واقعیت اجتماعی است.

در این میان دانشجویان کمونیست، به مثابه بخش آگاه جامعه، همه این موارد را مدنظر دارند و نقطه عزیمت شان طبقه کارگر است. آن ها آن چنان محکم از افکار و آرای مارکس، انگلس، لنین، روزا، کولنتای و... دفاع می کنند که انگار در سرکوب و خفقان حکومت اسلامی متولد نشده اند؟! خمینی، رهبر حکومت اسلامی و بنیان گذار فتواهای ترور و قتل عام های زندانیان سیاسی، حجاب اجباری، انقلاب فرهنگی، مبلغ جهل و جهاد و جنایت، صدور «جهاد» علیه مردم انقلابی کردستان و غیره که همواره می گفت طرفداران او در «قنداق» هستند اگر امروز زنده بود و شعار طنین انداز «آزادی، برابری، سوسیالیسم یا بربریت» را از زبان دانشجویان دانشگاه های سراسر ایران می شنید بی شک «جام زهر» را بار دیگر سر می کشید. اگر او می شنید که جوانانی که در حاکمیت خونین وی چشم به جهان گشوده اند که ادامه راه مبارزه طبقاتی مارکس و انگلس، این بنیان گذاران سوسیالیسم علمی و لنین رهبر انقلاب عظیم کارگری سوسیالیستی روسیه را داوطلبانه و آگاهانه برای خود برگزیده اند، باز هم جام زهر را سر می کشید. در هر صورت امروز دانشجویان آزادی خواه و کمونیست دانشگاه های سراسر ایران، نه تنها در درد و رنج و غم و فقر کارگران، زنان خانه دار و تحت ستم و کودکان کار خود را شریک و سهیم می دانند، بلکه فراتر از آن، در میدان مبارزه واقعی با صدای بلند می گویند: محمود صالحی و دیگر زندانیان جنبش های اجتماعی و همه زندانیان سیاسی را آزاد کنید! به سانسور و اختناق پایان دهید! آزادی تشکل مستقل از دولت، اعتصاب و آزادی بیان و قلم را به رسمیت بشناسید! زندگی کودکان کار و خانواده آن را تامین کنید! دستمزد همه مزدبگیران را متناسب با گرانی و تورم واقعی به موقع پرداخت کنید! برای همه بیکاران کشور، بیمه بیکاری مکفی پرداخت کنید! به آپارتاید جنسی و حجاب اجباری پایان دهید! تازه این شعارها همه اهداف و آرزوهای دانشجویان کمونیست را برآورد نمی کند. زیرا آن ها برای انقلاب اجتماعی و برپایی یک جامعه اشتراکی کمونیستی مبارزه می کنند و در عین حال هر کدام از مطالبات و خواست هایشان را به سرمایه داران و حکومت حامی سرمایه تحمیل کنند، از آن ها پلکانی برای برداشتن گام های محکم بعدی به سوی قله پیروزی سیاسی - طبقاتی استفاده می کنند.

برگرفته از: جهان امروز شماره 191،   نيمه   دوم خرداد 86 -  نيمه   دوم  ژوئن 2007

 
ضمیمه:

بروز عارضه قلبی در  «محمود صالحی» به دلیل عدم  مداوای بیماری کلیه

  

در حالی که بیش از 2 ماه از بازداشت «محمود صالحی» می گذرد، عدم درمان بیماری کلیه وی، باعث بروز عارضه قلبی شده است.

روز یکشنبه 27 خرداد ماه «محمود صالحی»، تحت تدابیر امنیتی به بیمارستان توحید سنندج منتقل شده و معاینه پزشک متخصص حاکیست که بیماری کلیه محمود صالحی به دلیل عدم درمان باعث بروز عارضه قلبی نیز شده است.

از سوی دیگر و در حالی که پزشک متخصص و همچنین پزشک زندان سنندج تاکید کرده اند که محمود صالحی باید جهت مداوا به خارج از زندان منتقل شود، مسئولین زندان سنندج همچنان با درخواست مرخصی وی مخالفت می کنند.

«نجیبه صالح زاده»، همسر محمود صالحی در آخرین مصاحبه خود با رسانه های خبری گفته است که در آخرین ملاقاتی که در زندان داشتیم، دیدم که پاهای محمود از چند جا زخم دارد و شکمش ورم کرده و دچار تهوع است، ضمن اینکه درد زیادی را تحمل می کند.

«نجیبه صالح زاده»، تاکید کرده است که در پی مشورت هایی که با چند پزشک داشته است، آنان گفته اند که زخم های روی پاهای محمود و سایر علائم، نشانه آن است که تنها کلیه وی در حال از کار افتادن است و احتمالا باید دیالیز شود، که در این صورت در هفته سه بار باید عمل دیالیز انجام پذیرد.

برگرفته: از سایت پیام

از سوی دیگر، روز سه شنبه 29 خرداد ماه، آقای محمود صالحی، ضمن تماس تلفنی با همسر خود ممانعت از ملاقات وکیل ایشان آقای شریف با خود را ناقض حقوق قانونی و بشری خود برشمرد و خواستار رفع مانع جهت ملاقات با وکیل خود شد. وی همچنین ارسال گزارشی به سایت های اینترنتی مبنی بر این که سخن از کم کاری وکیل خود رانده است را مربوط به خود ندانسته و از زحماتی که آقای شریف از اردیبهشت ۸۳ تا به حال متحمل شده‌اند قدردانی نمود.

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.