شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۷ تير ۱۳۹۶ - ۲۸ ژوئن ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

گرامی باد سی و یکم خرداد روز پیشمرگ کومه له!

بهرام رحماني

 

bamdadpress@ownit.nu

 

 

سی و یکم خرداد، روز پیشمرگ کومه له، به همه پیشمرگان کومه له، کارگران و مردم انقلابی کردستان و ایران گرامی باد!

 

این روز در عین حال سالروز حان باختن رفیق فداکار و جسور نخستین پیشمرگ کومه له، رفیق سعید معینی است. به این مناسبت روز سی و یکم خرداد از سوی کومه له، روز پیشمرگ کومه له اعلام گردیده است و هر سال این روز گرامی داشته می شود.

 

روز سی و یکم خرداد ماه سال 1357، رفیق سعید معینی، عضو و نخستین پیشمرگ جان باخته کومه له در جریان یک نبرد نابرابر مسلحانه در روستای «دری» جان باخت. او در سال 1329، در شهر مهاباد و در یک خانواده مبارز و انقلابی چشم به جهان گشود و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همین شهر به پایان رساند. وی پس از اتمام دبیرستان، به دانشگاه تهران رفت و در آن جا به مبارزه آگاهانه تر تشکیلاتی روی آورد و با رفقای کومه له آشنا گردید. سعید، در مدت تحصیل در تهران، رابطه نزدیکی با کارگران، به خصوص کارگرانی که از کردستان در جستجوی کار به تهران آمده بودند، برقرار کرد.

 

بدین ترتیب، سال های جوانی رفیق سعید، مصادف با برپایی جنبش مسلحانه سال های 46 و 47 کردستان بود و در این جنبش به ویژه دو برادر انقلابی او، به نام های رفقا سلیمان معینی و عبدالله معینی از رهبران و چهره های سرشناس جنبش مسلحانه کردستان در این سال ها جان باختند، عزم و ارداه او را در ادامه راه انقلابی آن ها مصمم تر کرد.

 

رفیق سعید، در سال 1354، به وسیله ساواک شناسایی و دستگیر شد. وی حدود 16 ماه زیر شدیدترین شکنجه های روحی و جسمی قرار داشت. اما به حدی با اراده و روحیه قوی در مقابل شکنجه گران مقاومت کرد که تلاش ساواک، در شناسایی تعلق تشکیلاتی او ناکام ماند. بدنبال این مقاومت، وی به یکی از مقاوم ترین انقلابی در نزد زندانیان سیاسی معروف گردید.

 

وی، در مرداد ماه 1365، پس از تحمل بیست ماه زندان و شکنجه، از زندان آزاد شد. او بلافاصله فعالیت تشکیلاتی خود را با تماس با تشکیلات از سر گرفت. تشکیلات نیز او را به عنوان یکی از اعضای برجسته خود به صف پیشمرگان «اتحادیه میهنی» که آن دوره مواضع چپ داشت، فرستاد. بدین ترتیب، کاک سعید، به عنوان نخستین پیشمرگ کومه له، راه پرافتخار مبارزاتی را طی کرد و در این راه نیز جان باخت. یاد این رزمنده کمونیست گرامی باد!

 

در سال های انقلاب 1357، کومه له اولین جریان چپ بود که از همان روزهای قدرت گیری حاکمان جدید اسلامی، در مقابل ترفندهای ضدانقلابی و بورژوایی آن ها و ساخت و باخت ناسیونالیست کرد ایستاد و بر مواضع انقلابی و توده ای خود تاکید کرد. در حالی که در این دوره از حزب توده تا جبهه ملی و بسیاری از شخصیت هایی که به اصطلاح از «فرنگ» برگشته بودند هم چون بنی صدر، یزدی و غیره در پشت سر خمینی، هادی غفاری، هاشمی رفسنجانی و خلخالی، خامنه ای و غیره صف کشیدند و از جنایت های آن ها از جمله حمله وحشیانه به کردستان و سرکوب و کشتار بی رحمانه مردم انقلابی کردستان، حمایت و پشتیبانی کردند. از این رو کومه له، از یک سو یک با مبارزه سیاسی و اجتماعی و مسلحانه پیگیر خود علیه حکومت اسلامی، در دل میلیون ها انسان انقلابی نه تنها در کردستان، بلکه سراسر ایران جای گرفت و از سوی دیگر همین مبارزه انقلابی اش سبب شد که همه جریانات راست بورژوایی از ناسیونالیست های کرد و غیر کرد تا سران حکومت اسلامی این سازمان را دشمن سرسخت خود بدانند.

 

نیروهای زیادی از صفوف کومه له، در دفاع از آرمان های کمونیستی خود و مبارزه پیگیر برای تغییر وضع موجود به نفع کارگران و مردم محروم، آگاهانه جان باخته اند.

 

کومه له، در تشکیل حزب کمونیست ایران در سال 1362، بسیار فعال و پیشگام بود و از سال 1362، یعنی از زمان تاسیس حزب کمونیست ایران، فعالیت خود را تحت عنوان «سازمان کردستان حزب کمونیست ایران - کومه له» پیش برده است و اکنون نیز به عنوان یک سازمان محبوب کمونیستی از یک جایگاه اجتماعی و توده ای ویژه ای برخوردار است.

 

نیروی پیشمرگ کومه له، پس از تشکیل حزب کمونیست ایران، به فعالیت های سیاسی و مسلحانه خود از موضع کمونیستی هم چنان ادامه می دهد. فداکاری و قهرمانی پیشمرگان کومه له، تنها به میدان های نبرد با نیروهای تا دندان مسلح حکومت اسلامی محدود نبود، پیوند عمیق نیروی پیشمرگ کومه له با کارگران و مردم محروم و دل سوزی و احساس مسئولیت در برابر سرنوشت آن ها و توجه ویژه به منافع و آرمان های آن ها، مهم ترین بخش فعالیت و مبارزه پیشمرگ کومه له را تشکیل می دهد.

 

پیشمرگ کومه له، در جهت سرنگونی حکومت سرمایه داری اسلامی، با استراتژی سوسیالیستی و در راه رهایی قطعی کارگران و زحمت کشان از هرگونه تبعیض و ستم و نابرابری و استثمار سلاح بر دوش گرفته است. در حقیقت پیشمرگ کومه له، نیروی رزمنده طبقه کارگر و مردم زحمت کش است. نیروی پیشمرگ کومه له، حافظ منافع و حرکت های جنبش های اجتماعی هم چون جنبش انقلابی کردستان، جنبش کارگری، جنبش زنان و جنبش جوانان و دانشجویان و همه مردم آزادی خواه است. نیروی پیشمرگ کومه له، از میان کارگران و مردم زحمت کش برخاسته و مدافع منافع آنان است.

 

آرمان های آزادی خواهانه و برابری طلبانه سوسیالیستی پیشمرگ کومه له، همانند حلقه های زنجیری با منافع کارگران و مردم محروم آن چنان در هم تنیده است و نیروی پیشمرگ کومه له را هم چون فولاد آبدیده و استوار ساخته است.

 

پیشمرگ کومه له، نیروی مسلح کارگران و مردم انقلابی کردستان است که برای سوسیالیسم و حکومت شورایی و کسب تعیین حق سرنوشت مردم کردستان تا حد تشکیل دولت مستقل مبارزه می کند. در عین حال شعار کومه له همان شعار معروف کمونیست ها، یعنی «کارگران جهان متحد شوید!» است و برنامه آن برای کردستان نیز همان برنامه حزب کمونیست ایران است.

 

پیشمرگ کومه له در جنبش انقلابی کردستان، از منافع کارگران و مردم محروم و دمکراسی انقلابی در مقابل بورژوازی و حکومت حامی آن ها دفاع می کند.

 

پیشمرگ کومه له، برای ارتقا آگاهی اجتماعی و برپایی تشکل های مستقل توده ای، آرمان های سوسیالیستی و کمونیستی و دمکراسی انقلابی را به عنوان یک آلترناتیو طبقاتی در مقابل آلترناتیو بورژوایی تبلیغ و ترویج می کند.

 

یکی از برجسته ترین خصوصیات پیروزی پیشمرگ کومه له، پیوند عمیق و دایمی آن با کارگران و مردم زحمت کش و باورهایش به انقلاب اجتماعی و برقراری یک جامعه نوین کمونیستی است و در این راه از هیچ گونه فداکاری فروگزار نبوده است.

 

تاکنون گرایشاتی از کومه له و حزب کمونیست ایران، چه ظاهرا از موضع چپ و چه از موضع راست جدا شده اند، اما به دلیل باورهای محکم و عمیق کومه له و حزب کمونیست ایران به کمونیسم، پس از هر انشعابی به سرعت مشکلات تشکیلاتی را پشت سر گذاشته و به مبارزه طبقاتی خود علیه سیستم سرمایه داری و حکومت حامی سرمایه پیگیرتر از گذشته ادامه داده است. اکنون نیز چه از درون کومه له و چه از بیرون آن کسانی که به هر دلیلی زمزمه جدایی کومه له از حزب کمونیست ایران و محدود شدن در مبارزه محلی را سر داده اند، چه بخواهند و چه نخواهند به مواضع ناسیونالیستی نزدیک شده اند. باید سرنوشت آن گروهی که حدود هفت سال پیش از کومه له جدا شد و به نادرست نیز به نام «کومه له» فعالیت می کند، آموزنده است. این گروه به دلیل اتخاذ مواضع ناسیونالیستی و چشم دوختن به سیاست های امپریالیستی، امروز دچار بحران و تلاشی شده است. بنابراین، سرنوشت این گروه، اصولا باید عبرتی باشد برای همه کسانی که به هر دلیل پرچم جدایی کومه له از حزب کمونیست ایران و صرفا فعالیت به نام «کومه له» را بالا برده اند. هم اکنون نیز در اظهار نظرها و نوشته های طرفداران فعالیت به نام «کومه له»، هر چه بیش تر موضع کارگری و کمونیستی کم رنگ و کم رنگ تر شده است.

 

لازم به تاکید است که حزب کمونیست ایران و سازمان کردستان آن کومه له، یک پیکر و یک جنبش جدایی ناپذیری هستند که برای انقلاب اجتماعی به رهبری طبقه کارگر آگاه و متشکل با استراتژی سوسیالیستی مبارزه می کنند. برای رفع ستم ملی از پایه نیز راه حل کمونیستی کومه له و حزب کمونیست ایران، چه به لحاظ سیاسی و اجتماعی از موضع منافع طبقه کارگر و مردم محروم و چه به لحاظ انسانی، اصولی ترین راه حل در کردستان است. سیاستی که کومه له در حدود نزدیک به سه دهه اخیر مبارزه پیگیر خود در هر کنگره ها و کنفرانس هایش با تصویب قطعنامه ها و مصوباتی رسما و علنا به جامعه اعلام کرده است.

 

امروز ما در حالی روز پیشمرگ کومه له را گرامی می داریم که بیست و هشت سال از حاکمیت خونین حکومت اسلامی می گذرد و کارنامه همه سازمان ها و احزاب سیاسی در مقابل نقد و بررسی جامعه قرار دارد. کارنامه کومه له نیز در این بیست هشت سال مبارزه بی امان و پیگیر نه تنها وزین و ارزنده است، بلکه این سازمان به عنوان یک جریان اجتماعی محبوب قدم به قدم مواضع خود را در جهت آرمان های کمونیستی شفاف تر و روشن تر کرده است.

 

زنده و سرافراز باد پیشمرگ کومه له، به مثابه بازوی مسلح طبقه کارگر و مردم محروم و آزادی خواه!

 

سی و یکم خرداد 1386 - بیست و یکم ژوئن 2007

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



[تاریخ ارسال: 23 Jun 2007]  [ارسال‌کننده: شیامک دهقانی]  [  ]  
در این نوشته رفیق بهرام رحمانی از اعضای حزب کمونیست ایران بعضی واقعییات را در رابطه با سازمان کومله مطرح می‌کند، تا بعد با سردادن تعدادی شعار احساسی و تکراری به زعم خودش دادیکالیسم کومله و حزب کمونیست ایران را به رخ دیگران بکشد! اما واقعییتی که او مطرح می‌کند، چنین است « کومله در تشکیل حزب کمونیست ایران در سال ۱۳۶۲ بسیار فعال و پیشگام بود». همین مسأله که سازمان کومله با کمک یک گروه شبه روشنفکری به اسم «اتحاد مبارزان کمونیست‌(سهند) به لیدری منصور حکمت، حزب کمونیست ایران را در کردستان تشکیل دادند، ثابت می‌کند که ح.ک.ا یک جزب سرتاسری و واقعی نیست. زیرا موضوع می‌بایستی برعکس باشد! یعنی یک حزب کمونیست واقعی بطور عملی و آنهم در یک پروسه‌ی مبارزاتی بوجود می‌اید و در ادامه شاخه‌های محلی و ملی خودش را در نقاطی که لازم است بوجود می‌اورد. اما در اینجا قضیه برعکس است! یعنی اول یک سازمان واقعی و توده‌ای به اسم کومله در کردستان ایران وجود داشته است و بعد یک گروه چند نفره با عنوان پرطمطراق سهند با آنها تماس می‌گیرد و با مطرح کردن مشتی بحث‌های بیهوده و برگرفته شده از «ادبیات» بیتلهای اروپای غربی،‌مبارزه‌ی مسلحانه‌ی کومله بر علیه جمهوری اسلامی به بن‌بست و شکست موقت می‌کشانند. در این رابطه «روانشاد»‌منصور حکمت بعنوان استاد و تئوریسین حزب کمونیست ایران که نقش بزرگی در متلاشی کردن سازمان کومله داشت،‌چنین می‌نویسد:«من و بعضی از رفقایی که با هم هسته‌ی اولیه‌ی اتحاد مبارزان کمونیست را در اوان انقلاب ایجاد کردیم،‌یک عده مارکسیست به معنی کلاسیک کلمه بودیم. بعلاوه ما در سنتهای اصلی اپوزیسیون آن روز ایران، حزب توده و جبهه‌ی ملی و مشی چریکی و غیره ریشه نداشتیم، بلکه بیشتر محصول مباحثات و فعل و انفعالهای مارکسیسم جاری در اروپای غربی و از آن مهمتر محصول بازخوانی مستقیم آثار خود مارکس و لنین بودیم»(از مصاحبه‌ی منصور حکمت با نشریه‌ی راه آزادی شماره‌ی ۳۹، وابسته به بابک امیر خسروی معروف). این یعنی اینکه منصور حکمت بدون هیچ شناخت واقعی از جامعه‌ی ایران بویژه کردستان، قصد تحمیل کردن تئوریهایی به مناسبات ماقبل‌بورژوازی آنجا را داشت‌که در اصل، بخشی از مباحث گروههای روشنفکری کشورهای چون انگلیس و هلند بوده‌است! بنابراین،‌اعلام این شعارتبلیغی که گویا کومله سازمان کردستان حزب کمونیست ایران است، فرقی در اصل قضیه ایجاد نمی‌کند. به نظرمن ح.ک.ا شاخه‌ی تقریبا فارسی‌زبان کومله است که بطور واقعی فقط در کردستان یکسری هوادار . سمپات دارد. و همین تناقض وقت و انرژی زیادی از کومله را در مبارزات جاری کردستان گرفته است! واما در رابطه با این گفته‌ی بهرام رحمانی که می‌نویسد پیشمرگ کومله نیروی مسلح کارگران و مردم انفلابی کردستان است،‌ باید بگویم فغلا چنین نیست! زیرا،‌این نیروی نظامی آنچنان در کردستان عراق قفل شده است که اصلا امکان هیچ عملیات نظامی بر علیه نیروهای سرکوبگر رژیم در کردستان را ندارد. این بازوی نظامی حدود شانزده سالی می‌باشد که بر علیه جمهوری اسلامی اقدامی عملی نکرده‌است. و به نظرم با تکرار ادبیات بجا مانده از میراث مرده‌ی منصور حکمت که همچنان بر سر کومله سنگینی می‌کند،نمی‌توان جبران بی عملی سازمان کومله را جبران نمود. اولین شرط رهایی کومله از این وضعیت اینست که خودش را از شر حزب کمونیست ایران که عملابا اسعفای منصور حکمت در سال ۱۹۹۱ دیگر معنا و مفهوم خودش را برای کومله از دست داد، خلاص کند و به هویت زنده و بشاش خویش که در عمق احساسات و درد و رنجهای خلق ستمدیده‌ی کرد ریشه دارد، برگردد.به امید پیروزی!   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.