شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۴ آوریل ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

داستان تکراری «تروریست» نامیدن مجاهدین!
يادداشت روز / علی فیاض

علي فياض

اتحادیه اروپا در یک اقدام تکراری و به تبعیت از سیاست های جهانی امپریالیستی، به رغم حکم دادگاه بدوی عدالت اروپا، باز هم  نام سازمان مجاهدین خلق ایران را در لیست سازمان ها و گروه های تروریستی قرار داد. این همه در حالی صورت می گیرد که  تا کنون بارها بسیاری از سیاستمداران اروپایی، سردمداران رژیم حاکم بر ایرانزمین را تروریست و یا حامی جریانات تروریستی اعلام کرده اند و دولت مردان آمریکایی نیز بارها آنها را سازمانده رژیمی شرور، تروریستی و از حامیان گروه های تروریست معرفی نموده اند! تروریست نامیدن رژیم و حتی مخالفان آن، در یک نگاه طنزآلود و شکاکانه، می تواند چنین القا نماید که ایرانیان همه تروریست هستند؛ هم اپوزیسیون و هم پوزیسیون موجود!

به راستی چگونه می توان به چنین نقطه نظرات بی نظیری دست یافت؟ چگونه و چرا باید هم رژیم را تروریست و تروریست پرور اعلام نمود و هم اپوزیسیون آن را؟ معیارها و ملاک های گزینش چنین مواضعی کدام است؟

اگر قرار بر این باشد که یک سازمان یا جریان سیاسی، با تکیه بر مفاد اساسی حقوق بشر، به دفاع از خود و حقوق مردم خود برخیزد، تروریست به شمار رود، پس باید تمامی مبارزات آزادی بخش و رهایی بخش ملی در مقیاس جهانی را که عموما با مبارزات مسلحانه آغاز شده اند نیز تروریسم قلمداد نمود. و تمامی جبهه های رهایی بخش ملی که برای استقلال کشور و رهایی مردم خویش به نبرد با استعمارگران و امپریالیست ها برخاستند را بزرگ ترین سازمان های تروریستی قلمداد نمود! آنچه اروپایی ها و آمریکایی ها را در پذیرش حقوق مردم فلسطین به تسلیم واداشت – علیرغم اینکه آنها بارها سازمان آزادی بخش فلسطین(ساف) را گروهی تروریستی می دانستند – چیزی جز حقانیت مبارزه آنها برای رهایی خلق در زنجیرشان نبود. بدون شک سازمان ها و جبهه هایی از این دست، در گوشه و کنار جهان فراوان بوده و هستند. جریاناتی که با گسترش مبارزات مردم و همراهی آنان، به اهداف خود دست یافته و رژیم های دیکتاتوری را سرنگون کرده و سرانجام همان دولت ها و کشورهایی که آنها را تروریست می نامیدند، در مقابل آنها سر تعظیم فرود آورده و از مواضع پیشین خود شرمگین و نادم شده اند. آیا به راستی اتحادیه اروپایی و گردانندگان آن به چنین روزهایی در آینده رهایی میهن ما نمی اندیشند؟

بیست و هشت سال است که رژیم جنایتکار آخوندها به طور شبانه روزی و بدون هیچ توقفی دست به جنایت می زند. بیست و هشت سال است که مدام بر تعداد زندان ها می افزایند، و هر روز در انجام وحشتناک ترین شکنجه های روحی و جسمی به کشف تازه ای نایل می گردند، انواع و اقسام متدهای قتل و کشتن را عملی می سازند، و هیچ موجود انسانی را از جنایات غیر قابل توصف خود بی نصیب نمی گذارند؛ این رژیم با مخوف ترین شیوه های ضد بشری، تنها مخالفان سیاسی، روشنفکران و اندیشمندان را به بند نمی کشد. تنها اعتراضات کارگران، زنان، دانشجویان و جوانان را با خشونت پاسخ نمی دهد. این رژِم حتی کودکان و نوجوانان(۱) زیر سن قانونی را نیز مورد تجاوز، بی رحمی و سرکوب قرار می دهد.

اگر چنین رژیمی تروریست و تروریست پرور هست - که هست - پس چگونه و به چه دلیل می توان نیرو و نیروهایی را که به نبرد برای سرنگونی آن برخاسته اند را هم تروریست به حساب آورد. چگونه و بر اساس کدام مواد قانونی و حقوقی می توان سازمانی را که حدود دو دهه است هیچ عملی که بتوان آن را عملی تروریستی قلمداد نمود، انجام نداده است، "تروریست" نامید؟ از سوی دیگر بسیار تعجب آور و عبرت آمیز است که رژیمی که حتی در خود اروپا و در مقابل چشمان سیاستمداران و سردمداران سیاسی اروپایی ده ها عمل تروریستی موفق و ناموفق علیه مخالفان خود به انجام رسانده است، می تواند شریک گفت و گوهای دیپلماتیک – اقتصادی ارزیابی نمود و با آنها دست داد و منافع ملی ایرانیان را در سازش با آنها به بازی گرفت؟ چگونه می توان رژیمی را به مشروعیت شناخت که یکی از شاخصه های عمده و اساسی آن نقض مداوم حقوق بشر است و نه تنها مخالفان کلیت موجودیت خویش، که حتی منتقدان ملایم خود را نیز بر نمی تابد؟   

پر واضح است که منافع اقتصادی و سیاسی در این "معاملات" و "معادلات" حرف اول و آخر را می زنند، نه حقوق بشر و داعیه های کلامی دفاع از آن! تلاش در به انزوا کشاندن  نیروهای مخالف رژیم و ایجاد محدودیت های حقوقی، قانونی و سیاسی، تنها و تنها خدمت به رژیمی است که زندان اوین را از منطقه ای در شمال تهران، به همه مرزهای جغرافیایی کشوری به نام ایران گسترش داده است.
______________

۱) سازمان عفو بين الملل، در تازه ترين گزارش خود با عنوان « ايران،آخرين اعدام کننده کودکان» می گويد که در حال حاضر، دست کم ۷۱ کودک در زندان های ايران در انتظار اجرای حکم اعدام هستند. بر پايه اين گزارش، از سال ۱۹۹۰، ايران بالاترين آمار را در اعدام کودکان در جهان به خود اختصاص داده است.  مالکولم اسمارت، مدير بخش خاورميانه و آفريقای شمالی اين سازمان، با اشاره به روند رو به افزايش اعدام کودکان در ايران می گويد:« ايران تنها کشوری است که در آن، کودکانی که به هنگام وقوع جرم زير ۱۸ سال داشته اند، به اعدام محکوم می شوند. سازمان عفو بين الملل با اعلام فهرست نام ۷۱ نفری که در زندان های ایران درانتظار اجرای حکم هستند، می گويد که گزارش ها حاکی از آن است که تعداد کودکان محکوم به اعدام، رقمی بالاتر از آنچه اعلام شده، باشد چرا که تعداد اعدام شدگان در ايران به درستی گزارش نمی شود. (منبع خبر: رادیو فردا)

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



[تاریخ ارسال: 05 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
بودن در ليست تروريستی ترجمه همان مباح بودن خون و جان و مالت است. يعنی اينکه حق دفاع و دادگاه و محاکمه و حيات را از تو گرفته اند. ميتوانند تو را شبی ، نيمه شبی، و يا روز روشن بربايندت و به زندانهای مخفی انتليجنت سرويس و خانه های امن ملاهای جنايتکارببرندت ويا بر سرت بمب و آتش و موشک بريزند و هزار کار ديگر. آدم بايد يا ساکن دره بيخبران باشد که نداند در ليست تروريستی تروريستها بودن به چه معنی است ويا دمش به آخوند و دار و دسته اش بند باشد.اينکه بعد از بيرون آمدن نام مجاهدين از ليست آنها چه خواهند کرد بماند ولی من خودم شخصا اولين کارم اين است که به سر و ريش آخوند و نان به پليدی خوران وقيح ، از صميم قلب و با تمام وجود قی خواهم کرد.
  

[تاریخ ارسال: 05 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: علي ناظر]  [ didgah100@yahoo.co.uk ]  
جناب فرهاد با سلام
من، مثل شما و شايد مثل خيلي هاي ديگر نمي دانم «وقتي» که اسم مجاهدين از ليست بيرون بيايد چه خواهند کرد، اما مي دانم که آن برايم اصلا مهم نيست. مهم اين است که برچسب ناچسبي که به يک نيروي خلقي زده شده، پس گرفته مي شود. به دروغي که به مبارزان نسبت داده شده است اعتراف مي شود.
سوال متقابل اين است که اگر اسم مجاهدين از ليست بيرون نيايد، چه منفعتي براي مردم ايران خواهد داشت؟
هموطن عزيز، اگر شما معتقديد که مجاهدین تروريست هستند، ديگر اين همه سوال پيچ کردن ندارد و اصلا به ديدگاه سر زدن ندارد، ولي اگر معتقد هستيد که مجاهدين تروريست نيستند، از خود بپرسيد که چرا نبايد از «حق دفاع از خود» مجاهدين دفاع کرد. خوب توجه کنيد، من نگفتم از مجاهدين دفاع کنيد، بلکه از «حق دفاع از خود».
اگر خواستيد از اين «حق» دفاع کنيد و عليه این «حق کُشي» اعتراض کنيد، روي «فراخوان» [منيو وسط صفحه] در صفحهء اول ديدگاه کليک کنيد.
علي ناظر
  

[تاریخ ارسال: 05 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: farhad]  [ shirinlove@yahoo.com ]  
اقای فياض اقای ناظر اقای همنشين بهار و ..... اقای رجوی ترا به هر چيزی که ميپرستيد و اعتقاد داريد جواب اين سئو ال کليدی را بدهيد که اگر سازمان مجاهدين از ليست تروريستی بيرون بيايد چکار ميخواهد بکند ؟؟؟؟؟؟!!!!!!

۲۶ سال از سال ۶۰ گذشت و از اين سالها فقط الان ده سال است که در ليست هستيد پس چرا در ان ۱۶ سال طلائی که نه در ليست بوديد و هم ارتش داشتيد و در اوج قدرت بوديد و رژيم هم طبق معمول هميشه در بحرانهای لا علاج بود پس چرا کاری انجام نداديد؟ يک جواب کوتاه و صادقانه بدهيد باور کنيد کسر شان و شخصيت نيست اگر صادق باشيد .

فرهاد

  

[تاریخ ارسال: 03 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: یکنفری]  [  ]  
آدم یاد داستان تکرار مکررات آقای علی ناظر میفته که در مورد تظاهرات رفتن مجاهدین نوشتند و گفتند که باید آنرا ادامه داد. بنظر میرسد اروپائیها و آمریکهئیها نیز اینرا یاد گرفته اند، هی تکرار مکررات میکنند. بچرخ تا بچرخیم.
شاید انتشار اساس نامه سازمان مجاهدین خلق و انجام یک انتخابات (همراه با پخش سخنان کاندیدا ها) برای تعیین رهبران سازمان مجاهدین (که با عرف دمکراسی خواهی نیز منافاتی ندارد)بتواند این تسلسل بیهوده را بشکند و راه گشا شود. وقت که هست، سران آنقدر کامل هستند که اینگونه نیز تغییری در بدنه آنها ایجاد نمیشود، و اوّلین اصل دمکراسی خواهی نیز رعایت شده است.
  

[تاریخ ارسال: 03 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ salltiti@freenet.de ]  
رفیق شهرام فاضل با درود فراوان به شما باید عرض کنم امپریالیسم با دولت ملی دشمنی دیرینه دارد دشمنی امپریالیسم با دولت ملی با ساختار سرمایه داری مستقل وملی وضد امپریالیست یک مطلق جهان کنونی است مثالهای زیادی برای اثبات این مسئله در قرن بیستم می شود زد وهمین حالا با این پیش فرض می توان دولت ملی به رهبری عرفات را تحلیل کرد امپریالیسم هیچوقت نتوانست عرفات را تحمل کند با سیاست فرسایشی "صلح وایجاد دولت ملی " توسط ملک حسین نوکر سیا والان نوکر دیگر سیا ملک عبدالله یک جنگ فرسایشی را با مردم فلسطین شروع کرده بود هدف از این سیاست خسته کردن مردم فلسطین وفرسایش نیروی پشت رهبری عرفات بود وعرفات هم گول این سیاست را خورده بود هدف امپریالیسم از بین بردن توده ء پشت سر جبههء آزادی بخش فلسطین وجایگزین کردن حماس به جای آن بود واین سیاست را در زمان عرفات دنبال کرده بود وموفق هم شده بود چرا که پس از مرگ عرفات که خود به دسیسهء امپریالیسم فرانسه بود توانست حماس را تنها آلترناتیو مردم فلسطین جا بزند ودر انتخابات مردم فلسطین مر دم حماس را از جبهه ترجیح دادند واین سیاست اسرائیل است البته آن زمان که عرفات زنده بود علی رغم مخالفتهائی که با جناح راست سازمان آزادی بخش فلسطین از جمله محمود عباس داشت ولی نتوانست اثرات مخرب این سیاست امپریالیستی را بی تاثیر کند پس از مرگ یا سر عرفات محمود عباس در بست در اختیار این سیاست امپریالیستی قرار گرفت وخود را به اسرائیل فروخت نتیجه چه شد که تودهء پشت سر سازمان آزادی بخش به کلی فرو ریزد وحماس حرف اول را بزند واین خواست اسرائیل وامریکا بود امریکا واسرائیل هیچ آلترناتیوی به جز ارتجاع اسلام ندارد در مقابل دولت های ملی علم کند امروز محمود عباس یک دولت ملی نیست بلکه یک دولت کاملاٌ وابسته به امپریالیسم اسرائیل وامریکا است یعنی در ب به هر طرف برگردد نظرات تجاوز گرانهء امپریالیسم بر قرار می گردد   

[تاریخ ارسال: 03 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: mohammad]  [ tehran45@s4.dion.ne.jp ]  
با سلام. باز هم داستان تکراری لیست تروریستی شد موضع یک مقالعه.من نفهمیدم که این لیست تروریستی چه غل وزنجیری است که یک سازمان پر ادعا را کاملا زمین گیر می کند ویک رزیم در حال انحلال را سرپا نهگه می دارد.بغیر از مجاهدین حدود 30 سازمان ودولت در داخل این لیست هستند<جدایی طلبان باسک.حزب الله .حماس .ببرهای تامیل و...>همه اشان الان هم دارند میجنگند در کشور خود تظاهرات برپا میکنند .دولت تشکیل می دهند و...واگر درباره لیست بپرسی در جواب می گویند گور پدر اروپایی ها با ان لیست اشان .فقط وفقط این مجاهدین هستند که بخاطر این لیست زمین گیر شده اند؟؟؟؟چرا؟؟به نظر من همه ای این قیل ودادها بهانه است .جان من یک نفر از اینها بمن بگویید اگر همین الان سازمان از لیست خارج بشود بعدش چگونه وبا چه برنامه ای می خواهند رزیم را سرنگون کنند؟چه کاری می توانند بکنند که امروز که در لیست هستند نمی توانند انجام بدهند؟می دانم جوابی جز ناسزا وتهمت زدن ندارند.سازمان تا سال 97 در هیچ لیستی نبود کاری هم نتوانست انجام بدهد .لیست تروریستی بهانه ای بیش نیست جز سرپوش گذاشتن برنتوانی سازمان واشتباهات پی در پی کادر رهبری مجاهدین.از قدیم گفته اند که طلا که پاک است چه منت به خاک است.   

[تاریخ ارسال: 03 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: قاضیجهانی]  [  ]  
به نظر من بعضی از هموطنان از اساس و پایه در تشخیص راه و دشمن خود منحرفند.
آمریکا آمد ، امپریالیست برد و سرمایدار خورد چیزهای جدید و تازه کشف شده نیست، کسی نمی آید رو در روی سود جویان بیاستد و داد بزند و بگوید که من با تو جنگ دارم ! مگر اهداف استعمار و غارتگران تفرقه بیانداز و بچاپ و غارت کن نیست؟ خوب: این اهداف و عمل را که ولی فقیه دیکتاتور یعنی خمینی وحشی با همیاری حزب تودهً ضد امپریالیست ...، قبل از همه با حذف آزادیخواهان و قتل وکشتار مردم ایران و در جنگ 8 سالهً ضد میهنی ویرانگر برای فتح قدس از طریق کربلا با اهداف امپراتوری ارتجاعی وحشی که هنوز هم ادامه دارد انجام داده و ادامه میدهد! پس چرا یقهً معلولین آن شرایط دیکتاتوری و خفقان سیاسی داخل را که سوار ولی فقیه و دیکتاتوری احمدی نژاد شده اند را در خارج از ایران جستجو کرده و می چسبیم؟ هرگاه یک حکومت و یا یک شخص و یا جریان فکری و سیاسی نتواند خود را ملی سازد، حتی اگر وابستگی خارجی هم نداشته باشد، خود بخود تبدیل به مزدوری بیمزد شده و منافع سود جویان وغارتگران را تاًمین می کند. با وجود مماشاتگران چپاولگر که هرگز گاو شیرده ولی فقیه را سر نخواهند برید و یا به مثل معروف چاقو دستهً خود را نخواهد برید! در مورد مجاهدین نیز بایستی بگویم که آنان با تحمل آن همه رنج و شکنجه و اعدام و دوری و دربدری ، متاسفانه خود را با بعضی رسم و رسوم من در آوردی ارتجاعی مثلاً دست ندادن با ملاقات کنندگان سیاسی، بلوکه کرده اند. وگرنه مجاهدین به مثابه وزنهً سیاسی سنگین در تغیر وضعیت سیاسی داخلی ایران همچنان در روند ومبارزات سیاسی و تصمیمات بین المللی تاثیر و نقش مهمی داشته و آیندهً سیاسی ایران را رقم زده و می زنند.
  

[تاریخ ارسال: 02 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: ميلاد]  [  ]  

در مورد اين مطلب حرفي ندارم حرفم با آقاي ناظر است كه چرا در مورد ميتينگ 50 هزار نفري روز شنبه پاريس هيچ مطلب و يا عكسي نزده اند .در حاليكه بسياري از خبر گزاري ها در اين مورد با فرستادن خبرنگار خودشان رپرتاژ تهيه كردند . فقط جهت يادآوري ميگويم كه شاخص اهميت موضوعات و حوادث و هر پديده ديگر تضاد اصلي است . اگر تضاداصلي را شاخص نگيريد وزن اخبار و حوادث مشخص نميشود و هر چپ وراست زدني نه قابل تشخيص است و نه قادر به تصحيح آن خواهيم بود .خبري كه يورو نيوز ميگويد پاريس بطور واقع هر گز چنين تجمعي به خود نديده بود,و پيشتر از اين قاضي پرونده ژوئن به تصريح گفته بود كه جرم مريم رجوي تغيير ژئوپلتيك جهان در منطقه خاورميانه است آيا شايان پرداخت همه جانبه به آن نيست . دنبال كدام اپورسيون و كدام سازرمان رهبري كننده ديگري ميگرديد كه در مسير چنين طوفاني ياراي ايستادگي داشته باشد و جامعه جهاني رابر سر حقوق مردم ايران يعني آزادي و عدالت اجتماعي چنين شقه كرده باشدو نيمه سياه آنرا چنين رسوا . ؟
___

ديدگاه: اينجا را کليک کنيد
حتما به تاريخ و منبع (9 تير - سايت مجاهدين) که در پايين گزارش خبري آمده توجه کنيد. جهت يادآوري امروز که به ديدگاه سر زده و انتقاد فرموده ايد، 12 تير است.
  

[تاریخ ارسال: 02 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [  ]  
امپریالیسم از ابتدای پیدایش سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) آن را تروریست نامید و کینه توزانه با آن دشمنی کرد. در دهه نود میلادی با امید به فریب یاسر عرفات و ساف از تروریست نامیدن این سازمان برای مدتی دست کشید و حتی یاسر عرفات را به کاخ سفید دعوت کردند اما وقتی نتوانستند او را وادار به مماشات کنند باز دوباره او را تروریست نامیدند و بالاخره پس از ماهها محاصره نظامی و اقتصادی او را از بین بردند و سپس جانشین او را سعی کردند به مماشات وادار کنند و برای این منظور از چماق حماس نیز بهره های فراوان برده و می برند. مرتجعین حماس را با هدف نابودی ساف بوجود آورده و پرورش دادند و اکنون با تفرقه مردم ستمدیده فلسطین سعی در تحمیل سازش به سازمان آزادیبخش فلسطین دارند و امیدوارند که از ترس جنایتکاران حماس مردم فلسطین را وادار کنند که سرزمینهای خود را به رژیم نژادپرست اسرائیل واگذار کنند. تروریست نامیدن یک حربه سیاسی امپریالیسم بر علیه مردم ستمدیده کشورهای جهان بوده است و آنها همواره از تروریستهای مرتجع اسلامی برای وحشت مردم و سازمانهای انقلابی استفاده و بهره جویی کرده اند. تروریسم اسلامی ساخته خود امپریالیسم می باشد و هدفی بغیر از به بیهراه بردن مبارزات مردمی نداشته است. همین امپریالیسم اروپا نشین سالها است که طرف معاملاتی آخوندهای تروریست می باشد و باعث تعجب نیست که آنها دشمنان طرف تجاری خود را تروریست می نامند! مردم ایران سالها است که خوب می دانند آخوندهای شیاد و ایادی جنایتکار آنها تروریستهای واقعی هستند و بر خلاف نظر سرمایه داران طمع کار اروپایی بساط رژیم ضد انسانی را خواهند چید و مطمنا آن روز باز این زالوهای اروپایی ادعا خواهند کرد که دوست انقلابیون ایرانی بوده اند!   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.