شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۳ تير ۱۳۹۶ - ۲۴ ژوئن ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

بمناسبت سالگرد هجده تير 1378

بهرام رحماني

 

bamdadpress@ownit.nu  

 

واقعه هجده تیر 1378 کوی دانشگاه تهران، نقطه عطفی در جنبش دانشجویی ایران است. یک رویداد مهم سیاسی که باید در بستر رویدادهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران مورد بحث و بررسی قرار گیرد تا جایگاه شایسته آن برجسته تر شود.

ابعاد و عواقب واقعه هجده تیر 78، به حدی عظیم بود که کل جامعه ایران را تکان داد. هم حاکمان قداره بند حکومت اسلامی و هم جامعه آزادی خواه و برابری طلب و هم جنبش های اجتماعی اعم از جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش جوانان و دانشجویان نسبت به این واقعه عکس العمل مناسب خود را نشان دادند. عموما این واقعه نه تنها توجه رسانه ها و افکار عمومی کل جامعه ایران، بلکه جهان را نیز به خود جلب کرد. گزارش و تحلیل های بی شماری پیرامون این واقعه عظیم انعکاس داده شد.

در چنین شرایطی، اهمیت جمع بندی و تحلیل این واقعه و گستردگی ابعاد آن و تاثیر مهمی که بر روند عمومی سیاسی و اجتماعی گذاشت، امر مهمی است که انتقال تجارب آن یک نیاز مبارزه اجتماعی است.

عموما در جامعه کنونی ایران، فعالیت تشکل های سیاسی و حزبی، کانون های دمکراتیک توده ای به معنای رایج اکیدا ممنوع است و هرگونه فعالیت مستقل از حکومت و جناح هایش به شدت سرکوب می شود. بنابراین، مبارزه حزبی و سازمانی به صورت مخفی و زیرزمینی پیش می رود. در چنین شرایطی، جنبش های اجتماعی نیز به مبارزات توده ای خود به سختی دامه می دهند و تشکل های مناسب خود در شرایط موجود را به وجود می آورند. همچنین فعالین این جنبش ها، دائما در معرض تهدید و ترور و دستگیری و زندان و شکنجه قرار دارند. اما جنبش های اجتماعی، بر خلاف سازمان ها و احزاب سیاسی، جنبش های مخفی و زیرزمینی نیستند، بلکه جنبش های علنی و اجتماعی هستند. شاید بخشی از رهبری این جنبش ها، به خاطر ضربات پلیسی و امکان سریع جایگزینی آن ها در صورت ضربه خوردن مخفی باشد اما خصلت عمومی این جنبش ها علنی بودن فعالیت و سازمان دهی توده ای آن ها و در دسترس مردم بودنشان است.

البته حکومت های دیکتاتوری هم چون حکومت اسلامی، با به کارگیری وحشیانه ترین سرکوب های سیاسی و اجتماعی و برقراری خفقان خونین جلو فعالیت علنی متشکل را می گیرد. برای مثال، حکومت اسلامی در طول حاکمیت خود نه تنها حتی یک بار هم اجازه نداده است کانون نویسندگان ایران، مجمع عمومی خود را برگزار کند، بلکه هر تجمع کوچک آن ها و جلسات هیئت دبیران را نیز مورد هجوم قرار داده است. پوینده ها و مختاری ها این نویسندگان پیشرو و آزادی خواه را ترور کرده است. اما با این وجود بخش پیشرو و رادیکال جامعه فرهنگی ایران، مرعوب این همه رعب و وحشت نشده و به مبارزه خود به اشکال متنوع و مختلف ادامه می دهد. به معنی دیگر اگر حکومت ها با سرکوب و زندان و شکنجه و اعدام فعالین سیاسی و اجتماعی جلو فعالیت علنی تشکل های سیاسی مخالف خود را می گیرند، اما جرات نمی کنند چنین رفتاری را با جنبش های اجتماعی داشته باشند. چرا که در صورت حمله شدید به جنبش های اجتماعی، به احتمال قوی عکس العمل شدید این جنبش ها را در پی داشته و به اعتراضات و اعتصابات عمومی منجر خواهد شد. بدون شک این واقعیت را تحلیگران و تئوریسین های حکومت اسلامی به سران حکومت توصیه می کنند.

همان طور که مامورین حکومت اسلامی و لباس شخصی ها و غیره شب هنگام به خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران یورش بردند، با اعتراض و عکس العمل شدید دانشجویان و مردم محروم و آزادی خواه مواجه شدند. اعتراض دانشجویان به خیابان ها کشیده شد و با پیوستن کارگران و مردم آزادی خواه به صف اعتراضی دانشجویان، به مدت هفت روز جنگ و گریز در خیابان های تهران ادامه یافت. این یک نمایش قدرت بزرگی در مقابل سران حکومت اسلامی بود.

هدف یورش مامورین حکومتی به دانشجویان، آن هم با آن شدت وحشیانه شبانه، مرعوب اعتراضات دانشجویان بود که در هفته های قبل از 18 تیر، به ویژه اعتراض شدید دانشجویان به تصویب کلیات طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس شورای اسلامی که سعید امامی، معاون فلاحیان وزیر اطلاعات وقت، طراح اصلی آن بود و اختناق و سانسور را تشدید می کرد، در جریان بود. اما این یورش نتیجه عکس داد و مقاومت و اعتراض شدید دانشجویان را در پی داشت. این اعتراض دانشجویان عکس العمل همه جناح های حکومت را به دنبال داشت. زیرا دانشجویان این بار کل حکومت را در مقابل خود قرار داده بودند نه مانند گذشته یک جناح آن را. واکنش و موضع گیری های جناح های درون و بیرون حکومت اسلامی، هر چند که با تزویر و ریا حمله به کوی دانشگاه را محکوم کردند، اما اساس موضع گیری آن ها دفاع از موجودیت هیولایی به نام «حکومت اسلامی» بود. در پایین به گوشه ای از این موصع گیری ها اشاره می کنیم.

 

24 نفر از فرماندهان سپاه پاسداران، طی نامه محرمانه ای خطاب به رییس جمهوری که بعدا علنی شد به جامعه چنگ و دندان نشان دادند و در دفاع از ولایت فقیه و حکومت اسلامی، هشدار دادند و از جمله نوشتند: «اعلام می داریم کاسه صبرمان به پایان رسیده و تحمل بیش از آن را در صورت عدم رسیدگی بر خود جایز نمی دانیم.»

 

«...دشمنان و مطرودان انقلاب اسلامی پس از وقوع این حادثه تلخ، در چند روز اخیر با نفوذ در جمع دانشجویان دست به حرکت هایی زدند و با توهین به مقدسات اسلام و انقلاب حرمت ها را شکستند... اینان می خواستند از این واقعه تلخ موجی بیافرینند تا از آن برای ضربه زدن به نظام مقدس جمهوری اسلامی سود جویند...» (از بیانیه جامعه روحانیت مبارز، روزنامه نشاط، شماره 105، چهارشنبه 23 تیر ماه 1378)

 

«... با این پدیده شوم و پرهیز از هرگونه افراطی گری و خشونت و قانون شکنی از اولویت های اساسی هرگونه حرکت سیاسی در این مرحله است.» (از بیانیه جبهه مشارکت اسلامی، روزنامه مشارکت، شماره 20، شنبه 26 تیر ماه 1378)

 

«طرح شعارهای گستاخانه و سخیف در تظاهرات غیرقانونی و اغتشاشات هفته گذشته علیه رهبری انقلاب بیش از هر چیز خواست دشمنان حقیقی نظام را برآورده ساخته است...» (جبهه مشارکت ایران اسلامی، 29 تیر 1378، روزنامه صبح امروز، شماره 167، چهارشنبه 30 تیر ماه 1378)

 

«فتنه ایجاد شده بر اثر بی تدبیری بعضی از دوستان در داخل، شیطنت های ضدانقلاب و تحریکات خارجی خوشبختانه با هماهنگی که در کشور به وجود آمد، مهار شد. ما همه باید با یکدیگر متحد شویم تا در پیشگاه خداوند و مردم سرافراز سربلند باشیم.» (سیدحسین مرعشی، قائم مقام دبیرکل کارگزارن سازندگی، روزنامه همشهری، چهارشنبه 6 مرداد 1378)

 

ما از همه مردم مسلمان و هوشیار و دانشجویان دردمند و آگاه می خواهیم که با حفظ نظم و آرامش روند امور را به دقت تحت نظر و مطالعه داشته و هوشیارانه به دفاع از انقلاب و ارزش های اصیل آن و نظام جمهوری اسلامی و دولت مردمی و محبوب خویش بپردازند.» (سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، عصر ما، شماره 134، چهارشنبه 30 تیر ماه 1378)

 

«ضروری است دانشجویان خواسته هایشان را براساس تحلیلی واقع بینانه از شرایط جامعه ایران و شرایط جهانی تعیین کنند و مشی انتخابی شان خارج از چارچوب مشی مسالمت جویانه ای که با جنبش ملت ایران در خرداد 76 اوج گرفت، مغایرت نداشته باشد.» (حبیب الله پیمان، روزنامه خرداد، شماره 169، چهارشنبه 23 تیر ماه 1378)

 

دفتر تحکیم وحدت اعلام کرد: «هرگونه حرکت افراطی و خارج از روال قانونی مورد تایید نیست. این اتحادیه مراسم خود را با مجوزهای قانونی پیگیری کرده و مسئولیت هرگونه عملکرد غیرقانونی اعم از راهپیمایی یا هر عمل افراطی حارج از چارچوب مراسم های رسمی برعهده خاطیان است...» (روزنامه خرداد، شماره 168 سه شنبه 22 تیر ماه 1378)

 

مسعود ده نمکی، این چهره خشن و آدمکش حزب الله که در سال های اخیر با حمایت و پشتیبانی بی دریغ «سربازان گمنام امام زمان»، فیلم ساز و کارگردان نیز شده است، در حمله شبانه به کوی دانشگاه نیز حزب الله را رهبری می کرده است، درباره وقایع هجده تیر، در نشریه خود به نام «جبهه» چنین نوشته است: «جبهه این شماره روزنامه نیست، خاکریز است، بنده از روز جمعه گذشته در میدان درگیری برای تهیه خبر حضور داشته و دارم. اراذل و اوباش مجال کار تحریریه را از ما گرفته اند. انشاء الله... در شماره آینده، اگر زنده بودم تحت عنوان یادداشت یک خبرنگار از شورش اراذل و اوباش مطالب ناگفته بسیاری را برای شما خواهم نوشت...»

البته باید اضافه کرد که ده نمکی نه برای تهیه خبر، بلکه حزب الله را با چاقو و قمه و چوب و چماق و اسید و اسلحه در سرکوب وحشیانه دانشجویان رهبری می کرده است.

 

«یالثارات الحسین»، ارگان انصار حزب الله، خواستار اجرای «طرح تسلیح حزب الله» شد. این نشریه در مقاله ای با عنوان «تحولات جاری کشور؛ در جست و جوی استراتژی و تاکتیک»، از جمله نو.شت: «طرحی به نام «طرح تسلیح حزب الله» بیش از ده سال است که در شورای عالی امنیت ملی مطرح است که متاسفانه هنوز اقدامات کارشناسی کمیته ذیربط آن به پایان نرسیده است. در شرایط کنونی ضروری است تا این طرح هر چه سریع تر به مرحله اجرا درآید.

بسیج و جریان های متشکل حزب الله باید تقویت شوند و در پیوند با دادگاه های انقلاب به عنوان «ضابط آزاد» و انقلابی اختیاراتی کسب کنند تا راسا نسبت به برخورد با عناصر ضدانقلاب و مشکوک و بازرسی منازل و امکان تجاری و اداری اقدام کنند. یقینا تبعات منفی و مفسده احتمالی ناشی از اجرای این پروسه در قیاس با شرایط کنونی، غیرقابل اعتنا است.» (روزنامه صبح امروز، شماره 170، یک شنبه 3 مرداد ماه 1378)

 

بدین ترتیب، همه جناح های حکومت اسلامی و «شخصیت» های به اصطلاح ملی و مذهبی، هر چند که ظاهرا حمله به کوی دانشگاه را محکوم کردند، اما همه این جناح ها و شخصیت ها بر علیه دانشجویان معترض در یک صف متحد قرار گرفتند تا جلو تضعیف حکومت و رشد و گسترش و اعتلای اعتراضات را هر چه سریع تر بگیرند.

گوشه ای از خسارت هجدهم تیر 1378 در کوی دانشگاه تهران، براساس گزارش رسمی معاونت دانشجویی وزارت علوم، تخریب 800 اتاق با همه وسایل زندگی و 2400 تخت بود. مجموعه شواهد و گزارش ها حاکی از آن است که مهاجمان حکومت، برای تخریب و سرکوب و کشتار دانشجویان مجوز رهبر را نیز داشتند.

همچنین شورای منتخب متحصنین، در اطلاعیه شماره 3 خود درباره دستگیرشدگان نوشت: «بنا به گزارش دریافتی، نیروهای شبه نظامی و انتظامی طی روزهای گذشته در سطح شهر بیش از 1400 نفز از دانشجویان و مردم را بازداشت نموده اند... متاسفانه مطلع شدیم خواهر دانش آموزی به نام «تامی حامی فر» در این سلسله فجایع به شهادت رسیده است... از آن جا که در اطلاعیه شماره 2 خواستار تحویل اجساد و تشییع جنازه شهدای این فجایع شده بودیم، متاسفانه مطلع شدیم که پیکر پاک شهید ابراهیم نژاد بدون اطلاع شورا و در شهر پل دختر، زادگاه شهید) به خاک سپرده شده است...» (روزنامه صبح امروز، شماره 162، یک شنبه 27 تیر ماه 1378)

واقعه هجده تیر 78، همه جناح های حکومت اسلامی را رسواتر کرد. توهمات ساده انگارانه به جناح «دوم خرداد» فروریخت. دفتر تحکیم وحدت، در دانشگاه ها به حاشیه رفت. مهم تر از هم قدرقدرتی حکومت اسلامی و رهبری آن در هم شکست. افق و چشم انداز جدیدی در مقابل دانشجویان چپ و سوسیالیست قرار گرفت. علاوه بر این ها، این تجربه بسیار روشن و مهمی است برای افشای همه جریانات و کسانی که با چراغ قوه در درون حکومت اسلامی دنبال «ناجی» و جناحی و یا فردی «اصلاح طلب» می گردند.

این واقعه بار دیگر نشان داد که همه جناح ها و افرادی که در  هر دوره ای در این حکومت حضور داشتند دست شان به خون مردم بی گناه و آزادی خواه آلوده است.

در ادامه تحلیل و بررسی سیر وقایع هجده تیر  می بینیم  که گام به گام خواست های دانشجویان ارتقا می یابد. خواست های دانشجویان مبارز و آزادی خواه قبل از واقعه 18 تیر، اعتراض عمومی به وضعیت ناگوار دانشگاه ها و به سانسور و اختناق بود. اما پس از این واقعه، به این خواسته ها، تهیه لیست اسامی مفقود شدگان، بازداشت شدگان، زخمی ها و کشته ها و خواست آزادی فوری و بدون قید و شرط دستگیرشدگان و همچنین شناسایی و محاکمه عاملان حمله به خوابگاه دانشجویان نیز اضافه شد. اما هنگامی که تظاهرات دانشجویان به خیابان ها کشیده شد و مردم معترض نیز با دانشجویان در یک صف قرار گرفتند لحن شعارهای معترضین نسبت به حکومت تغییر پیدا کرد. از جمله شعارهایی نظیر «مرگ بر جمهوری اسلامی»، «مرگ بر ولایت فقیه»، «دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد»، «توپ و تانک و بسیجی دیگر اثر ندارد»، «مرگ بر دیکتاتور» و...، ارتقاء پیدا کرد. بدین ترتیب، مبارزه دانشجویان گام به گام وارد مرحله تازه ای می شد. بنابراین، تجربه این واقعه نشان داد که خشم و نفرت مردم از حکومت اسلامی به حدی است که اگر یک حرکت اعتراضی حدود دویست دانشجو از دانشگاه تهران آغاز می شود، بلافاصله در مدت زمان کوتاهی به خیابان های یک شهر ده دوازده میلیونی کشیده می شود و دانشجویان و مردم جان به لب رسیده دوش به دوش همدیگر در مقابل نیروهای تا دندان مسلح حرفه ای حکومت، نه تنها دست به مقاومت می زنندف بلکه حالت تعرضی نیز به خود می گیرند.

بدین ترتیب، هجده تیر و وقایع پس از آن، یک نقطه عطف تاریخی در جنبش دانشجویی ایران محسوب می شود. همان طور که در بالا تاکید کردیم پس از واقعه توهمات به حکومت و همه جناح های آن کم و کم تر شد و فضا برای فعالیت علنی دانشجویان سوسیالیست هر چه بیش تر مساعدتر گردید. نیروی جدیدی در دانشگاه ها پا به عرصه فعالیت علنی گذاشت که امروز این نیرو، رهبری جنبش دانشجویی را به ویژه از 16 آذر سال گذشته هدایت و رهبری می کند. این نیروی سوسیالیست و آزادی خواه در 16 آذر سال گذشته با شعارهای برابری طلب و رهایی بخش نظیر «برابری زن و مرد»، «زنده باد سوسیالیسم»، «دانشجو کارگر اتحاد اتحاد»، «مرگ بر دیکتاتور» و...، به میدان آمد. و امروز نیز همین نیرو با راه انداختن کمپین دفاع از محمود صالحی و مطالبات جنبش کارگری، عملا به پای پیوند عمیق جنبش دانشجویی با جنبش کارگری رفته است.

اکنون سرکوبگران حکومت اسلامی در مقطع هجده تیر، به رعب و وحشت خود در دانشگاه ها افزوده اند تا به زعم خود از این طریق مانع اعتراض دانشجویان در سالگرد هجده تیر شوند.

برای مثال بنا به گزارش آوای پلی تکنیک، برای 14 دانشجوی دانشگاه تبریز  احکام سنگینی صادر شده است.

کمیته انظباطی دانشگاه تبریز، ۱۴ تن از فعالین دانشجویی هویت طلب ترک به نام های بابک رحمتی (مدیر مسئول نشریه دانشجویی گونش)، منصور امینیان (مسئول تشکیلات انجمن اسلامی دانشکده فنی)، هادی بهادری (دبیر کانون آذربایجان شناسی)، ابراهیم زینالی (مدیر مسئول نشریه کانون آذربایجان شناسی)، وحید دهقانی (روابط عمومی انجمن اسلامی دانشکده فنی)، فراز ذهتاب، آیدین خواجه ای، مقصود عهدی، علی داور، امین امامی، آیدین غفارنژاد و نعیم احمدی را به دو ترم تعلیق از تحصیل و حامد توفیق (دبیر سیاسی شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تبریز و علوم پزشکی)، وب هنام زالی را به یک ترم تعلیق از تحصیل محکوم کرد. همچنین کمیته انظباطی دانشگاه تبریز، پرونده مقصود عهدی را به کمیته مرکزی انظباطی وزارت علوم اسال نمود. علاوه از این حکم، دو ترم تعلیق بابک رحمتی عملا باعث صدور حکم اخراج برای وی می گردد. این دانشجویان از فعالین دانشجویی آذربایجان در دانشگاه تبریز می باشند.

در این احکام که همگی با عنوان «شرکت در تجمعات غیر قانونی داخل دانشگاه به قصد ایجاد بلوا و آشوب در محیط دانشگاه به صورت مکرر» می باشد، دانشجویان در مجموع به ۲۶ ترم تعلیق از تحصیل محکوم شده اند، که در این بین ۱۲ نفر با ۲ ترم تعلیق و ۲ نفر با یک ترم تعلیق مواجه شده اند.

نکته قابل توجه در این بین، صدور احکام اولیه و ثانویه به صورت هم زمان می باشد علی رغم این که در احکام اولیه فرصت 10 روزه اعتراض لحاظ شده است که حق هرگونه اعتراض را از دانشجویان محکوم شده می گیرد.

لازم به ذکر است این احکام مربوط به تحصن های اعتراض آمیز در واکنش به دستگیری «نادر مهد قره باغ» فعال جنبش دانشجویی آذربایجان در روز ۲ خرداد ۱۳۸۶ صادر گردیده است.

 

دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک تهران، در حرکت های اعتراضی اخیر دانشجویان نقش موثر و علنی خود را در مراسم روز دانشجو در ۱۶ آذر و در روز حضور احمدی نژاد ۲۰ آذر در پلی تکنیک با شعارهای مرگ بر دیکتاتور و رئیس جمهور فاشیست پلی تکنیک جای تو نیست و آتش زدن عکس احمدی نژاد رئیس جمهور حال حاضر جمهوری اسلامی نشان دادند و به جهانیان اعلام کردند که دانشجوی پلی تکنیک نیز در کنار کارگران و زنان مخالف حاکمیت حکومت اسلامی هستند.

نیروهای انتظامی حکومت اسلامی، برای مرعوب کردن دانشجویان، 9 نفر از دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک را در بند ۲۰۹ زندان اوین حکومت اسلامی تحت شدیدترین شکنجه ها و آزار های جسمی و روانی قرار داده اند.

احمد قصابان، مقداد خلیل پور، مجید شیخ پور، مجیدتوکلی، پویان محمدیان، احسان منصوریف عباس حکیم زاده، علی صابری و کیوان انصاری در بدترین شرایط انسانی قرار دارند.

وضعيت دانشجويان دانشگاه هنر، بسیار حساس است. زیرا دانشجويان اين دانشگاه كه در چند روز گذشته با چندين حمله وحشيانه نيروهای لباس شخص و حراست دانشگاه مواجه شده و با باتوم و گاز فلفل مورد حمله قرار گرفته و تعدادی نيز برای مدت كوتاهی بازداشت شده بودند، دلیل این که هنوز به هيچ كدام از خواسته هايشان پاسخی داده نشده است به اعتراض خود ادامه می دهند. همچنين دوازدهم تیر 1386، حراست دانشگاه با فرستادن برگه هايی تعداد ١٦ نفر از دانشجويان اين دانشگاه را به كميته انضباطی احضار كرده است. لازم به ذكر است كه وسايل ضبط شده دانشجويان طی حمله های روزهای اخير هنوز به آنان بازگردانده نشده است.

این ها فقط نمونه هایی از بگیر و به بندهای حکومت اسلامی در دانشگاه های سراسر ایران، و مقاومت دانشجویان آزادی خواه و عدالت خواه در مقابل این حکومت است.

خلاصه کلام حکومت اسلامی، در روز هجده تیر 78  با حمله به کوی دانشگاه، جنایات حکومت پهلوی علیه دانشجویان در 16 آذر سال 1332 را تکرار کرد. دانشجویان از همان سال 32، زیر بار حکومت پهلوی نرفتند و دانشگاه ها را به سنگر آزادی تبدیل کردند. امروز نیز پس از هجده تیر دانشجویان چپ و سوسیالیست و آزادی خواه با جان فشانی ها و شهامت و جسارت بی نظیری که تاوان آن را نیز آگاهانه می پردازند به طور پیگیر در میدان مبارزه برای تغییر نظم موجود حصور فعالی دارند. و قطعا تا سرنگونی حکومت اسلامی با یک انقلاب اجتماعی به پیشگامی طبقه کارگر متشکل و متحد و آگاه و برپایی حکومت کارگری با روابط و مناسبات شورایی به مبارزه روشنگرانه خود در  جامعه و در پیوند با جنبش کارگری ادامه خواهند داد.

مسلم است که در اعتراضات هجده تیر امسال، از جمله باید با صدای بلند لغو سانسور و اختناق و آزادی بی قید و شرط دانشجویان، کارگران، زنان زندانی و لغو احکام غیرانسانی علیه آن ها، آزادی نشریات دانشجویی و اخراج نیروهای سرکوبگر بسیج و حراست و غیره از دانشگاه ها را فریاد زد. بای کنترل دانشگاه ها به عهده خود دانشجویان واگذار شود و هیچ ارگان حکومتی نباید در امور اداره دانشگاه ها و فعالیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دانشجویان دخالت کند. از سوی دیگر، کمپین آزادی محمود صالحی، این چهره سرشناس جنبش کارگری ایران و دفاع از مطالبات کارگران را در دانشگاه ها گسترش داد. از طریق این مبارزه اجتماعی است که دانشجویان سوسیالیست بار دیگر موقعیت خود را در دانشگاه های سراسر ایران با دفاع از حقوق و آزادی های اجتماعی، حقوق کودکان و جوانان، جنبش کارگری، جنبش زنان و جنبش های برابری طلب مردم تحت ستم سراسر ایران، تثبیت خواهند کرد.

اکنون مهم ترين عامل در ناتوانى حکومت اسلامی در مقابل اعتراضات توده ای، بحران اقتصادی و وضعيت بد اقتصادى مردم و تورم و گرانی فزاینده و کمرشکن است. جان مردم به لبشان رسيده است. سطح  دستمزدهای موجود حداقل معاش مزدبگیران را تامین نمی کند.

اکنون بیش از هر زمان دیگری از تاریخ مبارزه دانشجویی در ایران، ضروری است که فعالین جنبش دانشجویی بیش از این با نقد عمیق گرایشات ملی و مذهبی، این گرایشات کهنه بورژوایی و نئولیبرالیسم  با استراتژی کمونيستی و روشن کردن تاکتيک‌های مبارزاتی جنبش دانشجویی و تعمیق پیوند این جنبش با جنبش کارگری تلاش کنند. جنبش دانشجویی در اين جدال طبقاتی واقعى در جامعه قادر است نقش مهمی ایفاء کند. اکنون دوران رشد و بالندگی مبارزه علیه همه بی حقوقی های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، دوران تبليغات وسيع سوسیالیستی، دوران سازمانگرى  و دوران دخالتگرى سیاسی و اجتماعی پیگیر است.

 

پانزدهم تیر 1386 - ششم ژوئیه 2007

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.