شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۲ تير ۱۳۹۷ - ۲۳ ژوئن ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

سخنرانى در گردهمايى ايرانيان در پاريس - 9 تيرماه 1386

مريم رجوي

سلام بر مردم ايران و قيام ستايش‌انگيز روزهاي اخيرشان. سلام به جوانان بجان آمده كه در همين روزها از بحران بنزين، شعله‌هاي يك خيزش عمومي را برافروختند. سلامي از اينجا به تهران، و ياسوج و اهواز و تبريز و شيراز و ايلام و گرگان و سراسر ايران. سلام و درود ما به همة بپا خاستگان.


به نام خدا، به نام ايران، به نام آزادي
درود به ملت بزرگ ايران، كه براي به زير كشيدن استبداد مذهبي به پا خاسته است.
درود به اشرف پايدار، سمبل ارادة آزاديبخش ملت ايران.
درود‌ به هر ايراني كه مشتاق آزادي و حاكميت مردم، در ايران زمين است.
و درود به يكايك شما كه از سراسر جهان در اينجا، اجتماع كرده‌ايد تا عزم ملت ايران را براي سرنگوني رژيم آخوندي نشان دهيد.


در اينجا گردآمدهايم تا صداي هشتاد ميليون ايراني را به جهان برسانيم كه عهد آخوندها به سرآمده است و يك ايران آزاد و دموكراتيك در حال برخاستن است.
از جانب هموطنانم از همه نمايندگان پارلمانهاي كشورهاي مختلف،
و شخصيتهاي سياسي،
و مدافعان صلح و حقوقبشر
كه براي همبستگي با مردم ايران در اين جا حضور به هم رسانيده‌ا‌ند، قدرداني ميكنم.


هموطنان عزيز
هياهوي آخوندها براي ساختن بمب اتمي، نفير شوم انفجارهاي پرشقاوت آنها در عراق و نعره‌هاي آنها براي سركوب و ارعاب در داخل كشور، صداي ايران نيست.
صداي ايران، شعارهاي جوانان مجاهد و مبارز است كه در قيام عليه سهميه بندي تحميلي بنزين فرياد مي‌زدند: مرگ بر احمدي نژاد.
صداي ايران، فرياد زنان شجاعي است كه در ماههاي اخير، با چهره‌يي خونين در رويارويي با پاسداران، دنيا را تكان داده است.
صداي ايران، صداي الهام ده ساله است كه در اجتماع معلمان معترض تهران از پدر زنداني‌اش سخن گفت و هزاران معلم ديگر را به گريه انداخت.
فرياد ايران، فرياد كارگراني است كه روز اول ماه مه گفتند:«اتم نمي‌خواهيم ما كار و زندگي مي‌خواهيم»
و «زندگي آينده حق مسلم ماست»،
صداي ايران، ضربان قلبهاي مضطرب 71 كودك و نوجوان است كه زير حكم اعدام قرار دارند.
صداي ايران، شيون مادران كرد و بلوچ و زنان عرب خوزستان در سوگ پسرانشان است كه در همين ماهها در سنندج و زاهدان و اهواز حلق‌آويز شدند.
صداي ايران، شعار دانشجويان پلي‌تكنيك و دانشجويان سراسر ايران است كه گفتند، مرگ بر ديكتاتوري.
صداي ايران، فريادهاي دردآلود در شكنجه‌گاههاي رژيم آخوندي است، «طنين زنده‌ام هنوز،صداي من نمرده‌ام، شكستن سكوت يك هزاره در 209».
و صداي ايران، خروش مجاهدان آزاديست كه از شهر اشرف، ايرانيان را به برخاستن براي آزادي فرا مي‌خواند.
و ما امروز، هم‌صدا با مردم به‌پاخاسته، فرياد مي‌زنيم، بجاي رژيم ولايت فقيه بايد آزادي و حاكميت مردم، برقرار شود.
آري، اين، صداي ايران است.


هموطنان عزيز
خيزش عمومي روزهاي پنجم و ششم تير كه از بحران بنزين فوران كرد، سيماي حقيقي جامعه‌يي است كه از نارضايتي انفجاري، انباشته شده. اين خيزش، عيني ترين و روشن ترين گواه خواستة جوشان مردم ايران است. خواستة آنها به زيركشيدن حكومت آخوندي است.
طنين شعارهاي مرگ بر احمدينژاد كه بلافاصله از خيابانهاي تهران، شنيده شد، حملات بي‌محاباي قيام‌كنندگان، به مراكز حكومتي، و وحشتزدگي عميق رژيم، همه نشان داد كه بحراني فراتر از بحران اقتصادي در كار است. اين بحران، همانا فاز پاياني و دورة اضمحلال رژيم است.


رژيمآخوندي با برقراري حكومتنظامي، دستگيري صدها نفر و كشته و مجروح كردن شماري از جوانان، به اين خيزش، پاسخ داد. ولي فقيه ارتجاع دستور برخورد بي‌ملاحظه و عبرت‌آموز داد. اما آنچه عبرت‌آموز است، شكست بزرگ آخوندهاي حاكم و متحدان آنهاست كه خيزش مردم ايران، آن را بخوبي نشان داد.


در عرض يك ساعت، تمام دجالگري دو ساله دربارة بردن نفت بر سر سفرة مردم، نقش برآب گرديد،
تمام دعاوي حكومتي درباره برنامة اتمي و شعار انرژي اتمي حق مسلم ماست، دود شد،
تمام تبليغات مماشات‌گران درباره ثبات و قدرت آخوندها فرو ريخت،
و برچسب تروريستي كه به مقاومت آزادي‌ستان مي‌زنند، در آتش قيام سوخت.


و حالا،حالا اين مردم ايران‌اند كه مي‌پرسند كه با آن همه ادعاي پيشرفت علمي كه براي توجيه برنامه اتمي ضدمردمي تحويل مي‌داديد، چرا از سه دهه پيش نتوانسته‌ايد حتي يك پالايشگاه براي توليد بنزين بسازيد؟ چرا آن همه پول را كه براي ساختن بمب اتمي هدر داديد، براي توليد بنزين صرف نكرديد؟ چرا با سهميه‌بندي تحميلي بنزين، يك‌شبه معيشت بخش عظيمي از جامعه را به سقوط كشانديد؟ چرا يكباره باعث بيكاري و محروميت ميليونها نفر شديد؟
براي اين سئوالها، آنها پاسخي ندارند، چون به پايان راه رسيده‌اند. آنها جز سركوب و جز صدور تروريسم و بنيادگرايي از عهده هيچ كاري برنمي‌آيند. آنها به بن‌بست رسيده‌اند.


به همين دليل،در دو سال گذشته، همة آنچه دولتهاي مماشات‌گر درباره رژيم آخوندي مي‌پنداشتند يا ادعا مي‌كردند، غلط از آب درآمد:
گفتند با دادن مشوق رفتار آخوندها را تغيير مي‌دهند، به جاي تغيير، آخوندها عراق را به گرداب خون فرو بردند، لبنان را به ويراني و بحران كشاندند، فلسطين را دو نيمه كردند و تروريسم و خونريزي را به افغانستان بازگرداندند،
گفتندكه با مذاكره و زد و بند، آخوندها را به توقف برنامه اتمي راضي مي‌كنند، اما آنها فعاليت براي ساختن سلاح هسته‌يي را گسترش دادند، و به سه قطعنامه مصوب شوراي امنيت بي‌اعتنايي كردند.
ادعا مي‌كردند با تحريم‌هاي بين‌المللي، مرد‌م ايران به حمايت از آخوندها برمي‌خيزند، حالا چشم باز كنند اين خيزش عمومي را ببينند. اين تازه در حاليست كه برچسب تروريستي به آخوندها، امكان مي‌دهد كه آثار تحريمها را مهار كنند. پس ببينيد روزي كه طلسم ليست تروريستي بطور كامل درهم‌شكسته شود، چه خواهد شد؟
آري، مسأله اين است كه همه سياستها در قبال بحران ايران شكست خورده است. براي ايران ، براي منطقه و عراق تنها يك راه‌حل وجود دارد و آن تغيير دمكراتيك به دست مردم و مقاومت ايران است.
گزينه مردم ايران، آزادي و دموكراسي است.
اين چيزيست كه ستارخان به خاطرش قيام كرد.
اين آرزوي مصدق بزرگ بود.
و اين هدف مقاومتي است كه، توسط مسعود بنا شده است.
و ما تا تحقق آن هرگز از پا نخواهيم نشست.


هموطنان عزيز
دو روز پيش اتحاديه اروپا، هم‌چنان كه پيش‌بيني مي‌شد،پس از هفت ماه تقلب و پنهان‌كاري، سرانجام رأي دادگاه عدالت اروپا را زيرپا گذاشت و در يك اقدام غيرقانوني نام مجاهدين را در ليست ابقا كرد و به جيب پدرخوانده تروريسم ريخت.
شوراي وزيران به دليل صراحت حكم دادگاه در مورد حذف نام مجاهدين از اين ليست، به مدت 13 ماه قادر نبود ليست خود را منتشر كند. آنها بايد يكي از اين دو راه را انتخاب مي‌كردند يا حذف نام مجاهدين از ليست و برهم‌خوردن رابطه خود با رژيم آخوند‌ي، يا بي‌‌‌آبرويي و بدنامي ناشي از نقض حكم دادگاه وهمكاري با رژيم آخوندي. آنها البته رسوايي را انتخاب كردند. اما بايد بدانند، همدستي با اعدام‌كنندگان كودكان و نوجوانان ايران ، همراهي با مسئولان كشتار مردم عراق و دشمنان صلح در منطقه و ياري رساندن به بانكدار جهاني تروريسم، يك ننگ بزرگ است كه در تاريخ اروپا باقي خواهد ماند.


من، همة زنان و مردان شريف اروپا را در هر مقامي كه هستند، فرامي‌خوانم كه از اين ننگ، فاصله بگيرند و شوراي وزيران اتحاديه اروپا را به تسليم در برابر حكم دادگاه و قانون، وادار كنند. مقاومت ايران هم ، با استفاده از همة راهها و امكانات مشروع سياسي و حقوقي، علاوه بر رسوايي اجراي حكم دادگاه، حذف نام مجاهدين از ليست را نيز به آنان تحميل خواهد كرد.


در فرداي صدور اين حكم، شوراي وزيران مي‌توانست فرجام بخواهد. اما، سرپيچي از رأي دادگاه را در پيش گرفت. سپس به تقلب، براي پوشاندن قانون‌شكني دست زد. در سي‌ام ژانويه، شوراي وزيران اعلام كرد، قصد ابقاء نام‌گذاري را دارد. در عينحال از مقاومت ايران خواست كه دلائل خود را براي رد اتهام ارائه كند و يك ماه مهلت قائل شد. تصميم به نگهداري نام مجاهدين در ليست، قانون شكني بود و درخواست مدارك، يك تقلب آشكار.
زيرا از قبل، تصميم خود را براي دور زدن حكم دادگاه گرفته بود. در سندي كه اخيراً در اختيار وكلا قرار داده شده، آمده است كه در 18 دسامبر، يعني فقط شش روز بعد از رأي دادگاه، در جلسه‌يي در مورد « قدمهاي ضروري براي نگهداشتن مجاهدين در ليست» صحبت كرده‌اند.
از نظر آقايان شوراي وزيران اين يعني دموكراسي!
به جاي بررسي و تحقيق، جلسه تشكيل مي‌دهند كه با چه تقلباتي مجاهدين را در ليست نگهدارند.
در حالي كه شوراي وزيران در نامه‌هاي متعدد مدعي مي‌شود كه تصميم نهايي گرفته نشده، آقاي بلر نخست وزير سابق انگلستان اعتراف كرد كه تصميم در ماه ژانويه اتخاذ شده است.يعني قبل از اين كه مقاومت ايران مداركش را طبق مهلت يك ماهه تحويل بدهد.دفتر صدراعظم آلمان هم در يك تناقض‌گويي ديگر گفت تصميم در ماه فوريه اتخاذ شده بود.
پس، قائل شدن يكماه فرصت، رياكاري محض بود.
آنها مدعي شدند كه حكم دادگاه ناظر به اصلاح پروسدورهاست. آنها مدعي شدند كه دادگاه، فقط تصميم سال 2005 اتحاديه اروپا را لغو كرده است. و تصميم سال بعد از آن را شامل نمي‌شود.
اما چنان كه لرد اسلين در نظرية ارزشمند خود نشان داده است، اين ادعا، فريبكارانه‌ است. شورا لغو تصميم سال 2005 خود را پذيرفته است. و هم‌چنين در دادگاه پذيرفت كه بر اساس مواد پيمان اروپا، بايد هر تصميم ديگري را هم كه جايگزين آن كرده، لغو كند.
بنابراين شوراي وزيران، آشكارا تعهد خود به پيمان اروپا را زيرپا گذاشته است. وانگهي آنچه در اين مورد رخ داده، نقض حقوق بنيادين است و اين بسيار فراتر از پروسدور و شكل تصميم گيريست.
پس اينجا حقوق ملت ايران نقض شده است.
آري، تمام دعوا بر سر حقوق مردم ايران است كه با اين نامگذاري به حلقوم رژيم آخوندي ريخته شده است.
ولي بگذاريد تصريح كنم كه ما و مردممان، تمامي اين حقوق غصب شده را از گلوي رژيمآخوندي بيرون خواهيم كشيد.


شوراي وزيران بخاطر درخواست هاي مكرر وكلا ‌ناگزير شد اسناد خود راجع به اتهام تروريسم را، در اختيار آنها قرار دهد.
لابد كه شورا براي جمع‌آوري اين اسناد، هزينه و وقت زيادي صرف كرده است. با اينهمه، سرانجام كوه موش زائيد و به جاي اسناد حقوقي معتبر، مشتي كاغذ باطله تحويل دادند. بخشي از اين كاغذها، فاقد منبع است و معلوم نيست كه از كجا آمده است. برخي فاقد تاريخ است. در بعضي از آنها اصلاً اسمي از مجاهدين نيامده و ربطي به آنها ندارد و بعضي از اسناد از سايتهاي مشكوك گرفته شده است.
آيا اينها مدرك و سند حقوقي است يا اباطيل، كه اتحاديه اروپا عرض خود مي‌برد و زحمت ما مي‌دارد؟
وآيا بهتر نبود صادقانه مي‌گفتيد كه چيزي در دست نداريم؟
گوش كنيد: يك مورد از اين سندها اين است كه چون وزير كشور انگليس در سال 2001 اسم جنبش مقاومت را در ليست تروريستي گذاشته، پس آنها ، تروريست محسوب مي‌شوند. از روباه، شاهد مي‌خواهند دم خود را نشان مي‌دهد. جالب است كه خود اين وزير، سال گذشته دو بار تصريح كرد كه مجاهدين را بر اساس درخواست آخوندها در ليست گذاشته است.
د‌ر سند ديگري ادعا مي‌كنند كه اين مقاومت ، حمايتي در ايران ندارد. خوب، اين چه ربطي به اتهام تروريسم دارد؟ وانگهي، معلوم مي‌شود مماشات با ملا، فقط عقل و هوش را از سر آقايان نبرده است، بلكه قدرت بينايي را هم از آنها سلب كرده است.
پس آقايان!! چشم باز كنيد و پايگاه اين مقاومت را ببينيد. نمي‌بينيد كه در همين روزها جوانان مجاهد و مبارز در ايران چه طوفاني بپا كرده اند.


باز هم گوش كنيد: يك سند جالب ديگر در مورد تروريست بودن اين مقاومت.
در اين سند نوشته‌اند: هشت سال پيش، در يكي از بحثهاي پارلمان انگليس، نماينده دولت، حرفهاي مقاومت ايران را رد كرده و گفته است كه نتيجة انتخابات رياست جمهوري خاتمي، خوش بيني ما به آيندة ايران و روابط گسترشيابندة انگليس با ايران را تقويت مي‌كند.
آقايان، خوش بيني شما درباره آخوند خاتمي و پيشرفت اصلاحات در ايران، چه ربطي به تروريست بودن اين مقاومت دارد. وانگهي، حالا كه به جاي اصلاحات، هارترين باند رژيم، حاكم شده و دارد دنيا را به خاك و خون مي‌كشد،
خودتان قضاوت كنيد: آن خوش‌بيني بود يا بلاهت؟


و باز يك سند ديگر؛ گفته‌اند: جنبش مقاومت در سال 1981 تبعيد شد و به عراق رفت. جايي كه هم‌اكنون يك ارتش آماده با چندين هزار جنگجو دارند و در آن جا تحتٌ الحمايه رژيم عراق هستند.
آخر آقايان!!!
رژيم عراق حدود چهار سال پيش سقوط كرده و الان ديگر وجود ندارد. و اصلاً حواستان نيست كه مجاهدين از چهارسال پيش مسلح نيستند !
ياوه ياوه ياوه، مستيد و منگ يا به تظاهر، تزوير مي‌كنيد؟


اما يك سند ديگر كه بسيار پرمعنيست.
شوراي وزيران،مقاله‌يي كه ده سال پيش در مطبوعات بين‌المللي چاپ شده را، به عنوان يكي از اسناد خود ارائه كرده است.
در آن سند صحبت از اين است كه اين مقاومت «همچنان قويترين اپوزيسيون رژيمي ميباشد كه يك ياغي بينالمللي است.... »
پس روشن باشد، جرم شما اين است كه قوي‌ترين اپوزيسيون يك رژيم ياغي هستيد.
اما جرم ديگر به نقل از سند شوراي وزيران اينست كه: « رهبران شوراي ملي مقاومت، مي‌گويند كه وقتي زمان مناسب فرا برسد، اين مقاومت در حمايت از قيام مردمي عليه دولت بنيادگراي ايران بپا خواهد خاست.
آنها مي‌گويند: « ما قصد داريم كه اين مقاومت را با ناآراميهاي اجتماعي فزاينده تلفيق كنيم تا ملايان را جارو كنيم.»
پس براساس اين سند، جرم ديگر شما، برانگيختن اعتراضها و قيامهاي مردمتان و حمايت از آن است.
اگر جرم ما اين است، پس آقايان، بايد به اطلاعتان برسانيم كه ما از مبارزه براي آزادي ، هرگز دست برنمي‌داريم. ما از برافروختن شعله‌هاي قيام دانشجويان و كارگران و معلمان هرگز دست برنمي‌داريم. و اين مبارزه ايست تا پيروزي.


بله، مطابق همين سند، طرح اين مقاومت براي كنار زدن رژيم آخوندي، اتكا به يك قيام مردمي بوده است.
مي بينيد؟ يك جا ادعا مي‌كنند جنبش مقاومت چون پايگاه مردمي ندارند تروريستند، در جاي ديگر مي‌گويند آنها چون به يك قيام مردمي تكيه مي‌كنند، تروريستند. كدام را باور كنيم؟
هيچ‌كدام،
چيزي را كه بايد باور كرد، اينست كه قدرتهاي بزرگ غربي راه حلي را كه خودشان مي‌گويند متكي به يك قيام مردمي است، سركوب كرده‌اند. پس اين سند شوراي وزيران ، سند جرم مماشات گران است.
آري، شما مجرميد آقايان،
شما مجرميد كه مقاومت عليه فاشيسم مذهبي را تروريسم قلمداد كرده‌ايد.
شما مجرميد كه دنيا را در برابر بحران ايران، بي راه حل نشان مي دهيد.
و بي‌شك در پيشگاه ملتهاي اروپا سرافكنده خواهيد شد.


هموطنان عزيز
خوشحالم كه بگويم كاغذهاي باطله‌ و ضد و نقيضگويي‌ها و نيرنگها و قانون‌‌شكنيها، در اروپاي امروز مشروعيتي ندارد.
پس از صدور رأي دادگاه عدالت اروپا تا امروز، بيش از هزار نماينده از پارلمانهاي كشورهاي مختلف، سرپيچي شوراي وزيران از حكم دادگاه را مردود شناخته‌اند.
شمار زيادي از بالاترين نهادهاي پارلماني در قطعنامه‌ها، بيانيه‌ها و نامه‌هاي رسمي، از جمله در پارلمانهاي انگلستان، فرانسه،آلمان، ايتاليا، هلند، دانمارك، لهستان و چك به اعتراض عليه مواضع شوراي وزيران برخاسته‌اند. اين‌جاست كه بايد سئوال دكتر ويدال كوادراس معاون پارلمان اروپا را تكرار كنيم كه: آيا كسي هست كه فكر كند هزار نماينده از پارلمانهاي كشورهاي دموكراتيك، همه باهم اشتباه مي‌كنند؟
ما همچنين سئوال مي‌كنيم كه وقتي به قطعنامه‌ها و مصوبات قانوني مهمترين نهادهاي پارلمانهاي اروپايي بي‌اعتنايي مي‌كنيد، و وقتي حكم دادگاه را زير پا مي‌گذاريد؟ ديگر از دموكراسي چه باقي مي‌ماند؟
و وقتي‌كه تصميم‌هايتان را به صورت پنهاني و يك‌طرفه و بدون نظر نمايندگان مردم مي‌گيريد، ديگر از دموكراسي چه باقي مي‌ماند؟
مگر دموكراسي به پاسخگـويي، به شنيدن اظهارات مخالفان، به پذيرش حكومت قانون و به علنيت و شفافيت، شناخته نمي‌شود؟
پس اين مركز مخفي كه در قلب اتحادية اروپا دربارة اتهام تروريسم تصميم مي‌گيرد، چيست؟ يك كاخ شيشه‌يي سياهرنگ اسرارآميز به اسم «كلييرينگ هاوس» كه نه محلش معلوم است، نه اعضاي آن و نه زمان جلساتش.
آيا اين يك نهاد اروپايي با استانداردهاي دموكراتيك است يا تاريك‌خانه اشباح؟
ولي بگذاريد به متصديان اين تاريك‌خانه‌ها بگويم كه حقوق ملت ايران را اگر در كام اژدها هم پنهان كنيد آنرا بيرون خواهيم كشيد!


هموطنان گرامي
وقتي كه در 17 ژوئن سال 2003 دولت آقاي شيراك، براي ازهم‌پاشاندن مقاومت، به يك لشگركشي عجيب عليه دفتر شوراي ملي مقاومت دست زد، مرزهاي مماشات و استمالت را به حد غير قابل تصوري گسترش داد و با مشاركت مستقيم در سركوب مردم ايران, خود را تا حد مجري سياست هاي استبداد مذهبي تنزل داد.
آن قدر در اين مسير پيش‌ رفت كه درها را به روي مأموران سرويسهاي جاسوسي آخوندها باز كرد تا در همين پاريس و ديگر پايتختهاي اروپايي، اقدام به قتل و چاقوكشي كنند و براي حملات تروريستي زمينه سازي كنند.
دولتهاي اروپايي و پيشاپيش آنها فرانسه كه در پي قراردادهاي اقتصادي بودند، وانمود مي‌كردند كه مي‌خواهند رژيم آخوندي را معتدل كنند.
اما نتيجه آن چه شد؟
به جاي معتدلشدن، آخوندها، احمدي‌نژاد را روي كار آوردند و به طرف بمب اتمي و بلعيدن عراق رفتند.
پديدة احمدي نژاد، دستپخت مشترك فاشيسم ولايت فقيه و سياست استمالت است.
اما حقيقت مهمي، كه قدرتهاي بزرگ غرب، تا امروز آن را ناديده گرفته‌اند، اينست كه مقاومت ايران، مهمترين و مؤثرترين كليد تحولات ايران و اين منطقه است. 27 سال پيش، خميني گفت دشمن اصلي، آمريكا يا اتحاد شوروي نيست، بلكه همين مجاهدين هستند. امروز هم، خامنه‌اي با پيروي از او، نشان مي‌دهد كه نه ناوهاي آمريكا در خليج فارس را خطر مؤثري براي حكومت خود مي‌داند، نه فشارهاي بين‌المللي را. بلكه مجاهدين و شهر اشرف و مقاومت ايران يعني الهام بخش قيامها و اعتراضهاي انفجاري جامعة ايران را، خطر موجوديت نظام خود مي‌داند.
آنها از اين خطر، شب و روز به خود مي‌لرزند. بمب اتمي را براي اين مي‌خواهند كه حكومت لرزان خود را سرپانگهدارند. ولي طوفان آزاديخواهي مرد‌م ايران بويژه زنان و جوانان، آنها را با تمام ماشين سركوب و جنايت‌شان جارو خواهد كرد.


در اوائل همين ماه، وزارت خارجة انگليس، جوابيه‌يي به شكايت پارلمانترهاي حامي مقاومت ايران عليه برچسب تروريستي فرستاد كه در آن تصريح مي‌كند كه وزيران و مقامهاي رژيم ايران با همتايان خود در انگلستان و اتحادية اروپا در مقاطع بي‌شماري درباره مجاهدين و مقاومت ايران به بحث نشسته‌اند.
بله، مقاطع بي‌شمار و زد و بندهاي بي‌شمار عليه مقاومت.
وزراتخارجهانگليس مي‌گويد اين بحثها با رژيم ايران ظرف چند سال ادامه داشته و ما آماده بوديم كه دربارة فعاليت مجاهدين در انگلستان، ايران و عراق، با رژيم ايران تبادل اطلاعات كنيم.
بله، تبادل اطلاعات و دسيسهچيني عليه جنبش مقاومت.
مقام وزارت خارجه انگليس در نامه‌اش هشدار مي‌دهد كه هرگونه اقدامي براي حذف نام مجاهدين از ليست، باعث بي‌ثبات كردن رژيم خواهد شد.
بله، اين قلب دعواست.برداشتن نام مجاهدين از ليست اركان آخوندها را به لرزه در مي‌آورد. چون شيشه عمر رژيمشان در دست اين مقاومت است.
وزارتخارجهانگليس در نامة خود به اين كميسيون، براي اولين بار فاش مي‌كند كه از شش ماه قبل از حمله به عراق، رژيم ايران تأكيد داشت كه بداند يك اقدام نظامي احتمالي در عراق چگونه ممكن است روي مقاومت ايران تأثير بگذارد؟
مقامهاي انگليس به همتايان خود اطمينان دادند كه ما مسأله مقاومت ايران در عراق را جدي خواهيم گرفت.
بله جدي گرفتند و مراكز اين جنبش را بمباران كردند. بمباران شهر اشرف آن هم 120 بار در يك شبانه روز.
نيرويي را كه ضامن نجات منطقه است، بمباران وخلع سلاح كردند..نتيجه چه شد؟
آخوندها و پاسداران به عراق سرازير شدند و ملت مظلوم و رنج كشيدة آن را به گرداب خون فرو بردند.
خطاي مهلك قدرت‌هاي بزرگ غربي، به بند كشيدن جنبش مقاومت ايران است.
بنابراين آقايان ما شما را به تغيير اين سياست پرفاجعه فرامي‌خوانيم. از جبهة رژيم ولايت فقيه خارج شويد. حكم دادگاه عدالت اروپا، را بپذيريد. اين بسود خودتان است، و اين البته گام تعيين كننده اي براي كنار گذاشتن سياست مماشات است.
اما تا آنجا كه به اين مقاومت و ياران و حاميانش برمي‌گردد، اين مبارزه‌يي است با پيروزي محتوم.
ارادة جبرشكن و فداكاري و كوشش بي‌امان اعضاي اين مقاومت و ملت ايران، اتهام تروريسم را درهمشكسته و تا پيروزي نهايي، به پيش خواهد رفت. در اين پيروزي، ترديدي نيست.
ما همچنين فرانسه را فرا مي‌خوانيم كه به سياستي كه در دوران آقاي شيراك، دولت اين كشور را به متحد اصلي فاشيسم مذهبي تنزل داد، خاتمه بدهد.
پرونده هفده ژوئن، ننگين ترين ميراث دولت پيشين است. اين پرونده صرفاً براي تحتكنترل قرار دادن جنبش مقاومت ايران، به سود آخوندها تشكيل شده و با همين هدف ادامه يافته است.
اين پرونده از نظر حقوقي بي‌پايه، از نظر سياسي توطئه‌گرانه، و در تاريخ قضايية فرانسه از جنگ جهاني دوم به اين سو بي‌سابقه است. آنقدر، ميان تهي، كه ناگزير شدند مستخدمان سرويس جاسوسي آخوندها را بعنوان شهود، به خدمت بگيرند.
اين پرونده، كه از ابتدا در بن‌بست بود، بخصوص پس از رأي تاريخي دادگاه عدالت اروپا، در محتوا فرو ريخته است.
در انتخابات رياست جمهوري فرانسه، رئيس جمهور جديد بارها بر يك فرانسة جديد تأكيد كرد و وعدة تغيير داد. اما بايد خاطرنشان كنم درمورد ايران، اين تغيير، معنايي جز خاتمه دادن به سياست شكست خوردة مماشات ندارد. صفحة سياهي كه با پرونده 17 ژوئن در روابط ميان فرانسه با مردم ايران ايجاد شده، بايد ورق زده شود. اين، مهمترين معيار تغيير است. بنابراين، مردم ايران، نسبت به فرانسة جديد براساس سياست عملي آن قضاوت مي‌كنند.
آري، راه صحيح از آن مردم فرانسه است كه در اين سالها، همبستگي و همراهي با مقاومت ايران را به اوج رساندند.
درود به فرانسويان بزرگواري كه بر سياست مماشات شوريدند.
اجازه بدهيد در اينجا از همة آنها قدرداني كنيم.


[متن به زبان فرانسه]
خانم‌ها، آقايان
به يكايك شما سلام مي‌كنم، حضور شما در اين جا، تجلي همبستگي و دوستي عميق مردم فرانسه و مردم ايران است. زنان ايران، دانشجويان، كارگران و ديگر اقشار معترض كه د‌ر ماههاي اخير بارها عليه ملايان قيام كرده‌اند، از ديدار شما احساس پشتگرمي مي‌كنند.
اشرف كه در برابر موج ترور و وحشت و بنيادگرايي آخوندها ايستاده است، از ديدار شما دلگرم است.
آنها شما را به ديده مظاهر اصيلترين ارزشهاي اروپايي، همچون دموكراسي و عدالت و قانون نگاه مي‌كنند در شما فرانسه آزادي، برابري و برادري و حقوق بشر را مي‌بينند.
فرانسه‌يي كه در كنار فاشيسم مذهبي نباشد،
فرانسه‌يي كه در سركوبي اپوزيسيون با ملايان شريك نمي‌شود
و فرانسه‌يي كه خواسته‌ ايرانيان براي آزادي، عدالت ، لائيسيته و برابري را محترم مي‌شمارد.
تحولات چهار سال گذشته نشان داد كه همبستگي ارزشمند فرانسويان نقش عظيمي در مقابله با سياست مماشات دارد.
شما در برابر حمله 17 ژوئن از اين مقاومت حمايت كرديد
شما از اين جنبش در برابر كارزار شيطان سازي دفاع كرديد
شما پرونده سازي و آلت دست شدن قضاييه را محكوم كرديد
و در برابر اتهام ظالمانه تروريسم و در برابر ناديده گرفتن حكم عدالت اروپا شجاعانه ايستاديد.
من به دوستي با شما فرانسويان شريف افتخار مي‌كنم. همبستگي شما پيوسته در تاريخ ايران به نيكي ياد خواهد شد.
سلام بر همه شما.
متشكرم

هم‌ميهنان عزيز

زندگي پر رنج و خون مردم عراق، اهميت يك راه حل صحيح و واقعي را، هر چه مبرم تر مي‌كند.
هر روز در عراق، دستكم صد نفر در خون مي‌غلطند، غروب هر روز چهارصد كودك يتيم مي‌شوند، هر روز زنان و دختران بي‌پناه هدف حمله وتعدي قرار مي‌گيرند، و هر روز هزاران شهروند بيگناه عراقي، آواره ميشوند.
اين جنايتهاي هولناك، در ستادي تحت نظر شخص خامنه‌اي در تهران، طراحي و تصميم‌گيري مي‌شود. زيرا اين رژيم، اگر نقشة‌ شومش براي تسلط بر عراق محقق نشود، توان حفظ خود را در تهران ندارد.
4 سال پيش هشدار دادم كه خطر دخالتهاي رژيم آخوندي در عراق، صدبار خطرناكتر از پروژههاي اتمي آن است. در اين چهار سال, اين رژيم، سياست اشغال خزندة عراق را بهاجرا گذاشته و اكنون به اشغالگر اصلي تبديل شده است.
مسعود در پيام دو هفته پيش خود به كنگرة همبستگي براي صلح و آزادي مردم عراق تأكيد كرد: «صورت مسأله و مشكل اصلي در عراق، «تقابل و جنگ دو آلترناتيو عمده در خاك عراق در اين وضعيت بخصوص است: آلترناتيو ملايان حاكم برايران در برابر آلترناتيو عراقي. آلترناتيو رژيم فاشيستي ولايت فقيه با همة شبكهها و مزدوران و پشتيبانانش، در برابر آلترناتيو ضدفاشيست عراقي با همه جريانها و گروهها و احزاب وشخصيتهاي دموكراتيك وميهن پرست و حاميان آنها در عرصة عربي و بين المللي».
براين اساس، سال گذشته 5ميليون و دويست هزار عراقي در بيانية خود تاكيد كردند: راه حل، «از خلع يد رژيم ايران در صحنه عراق و از به رسميت شناختن موقعيت مجاهدين خلق ميگذرد كه وزنة تعادل در برابر دخالتهاي حكومت ايران هستند ».
امروز رژيم ايران, مجاهدين خلق را آنچنان سد راه مداخلات خود در عراق مي بيند كه برخلاف همة كنوانسيونها و قوانين بين المللي حتي تحمل حضورغيرمسلح آنها را با همة محدوديتها در عراق، ندارد. به قول مسعود اين همان نقطهضعف درمان ناپذير هيولا و شاخص تغيير دمكراتيك در ايران بدست مقاومت و مردم ايران است .
دو هفته پيش در اجتماعي با شركت ده هزار عراقي، 450 هزار نفر از اهالي استان ديالي از جمله 21 حزب و انجمن و گروه مختلف، با امضاي بيانيه‌يي، اعلام كردند تمام نيروهاي ملي و دموكراتيك در استان ديالي، از هر قشر، طبقه و با هر قوميت و مذهبي، در كنار مجاهدين شهر اشرف ايستاده‌اند. و هرگونه حمله و اتهام و دروغپراكني عليه مجاهدين را اقدامي عليه منافع مردم عراق محسوب مي‌كنند. از صميم قلب به اهالي استان ديالي و به همه عراقيان شريف، درود مي فرستم.


همينجا اجازه بدهيد موضوعي را در مورد تراژدي كودكان عراقي عنوان كنم.
حدود ده روز پيش، تلويزيونهاي بين‌المللي، صحنة فجيعي از يك پرورشگاه كودكان عراقي را نشان دادند. كودكان معصوم را در آن جا شكنجه مي‌كنند آنها را گرسنه نگه مي‌دارند و را حتي مورد تجاوز قرار مي‌دهند.
بله، درآمد نفت عراق ميليارد ميليارد توسط آخوندهاي حاكم بر ايران سرقت مي‌شود، ولي كودكان يتيم عراقي اينگونه نگهداري مي‌شوند.
بنابراين ما به سازمان ملل متحد پيشنهاد مي‌كنيم كه، حاضريم براي سرپرستي عده‌يي از كودكان يتيم عراقي هر امكاني را كه در اختيار داريم به كار بگيريم. مشخصاً پيشنهاد مي‌كنم كه مقاومت ايران آماده است، كه تحت نظر يونيسف و با مراعات استانداردهاي آن، سرپرستي هزار كودك يتيم عراقي را با همة هزينه‌هاي آن در شهر اشرف به عهده بگيرد. اين پيشنهادي است صرفاً از موضع انساني و به دور از هرگونه ملاحظة سياسي و تبليغاتي. اين پيشنهاد را به سفارت عراق در پاريس هم اطلاع مي‌دهيم و انتظار داريم كه دولت كنوني عراق موافقت خود را با اين طرح انساني اعلام كند و بخاطر هزار كودك معصوم در عراق در اين موضوع پروايي از آخوندها و مخالفت آنها نداشته باشد.

هموطنان عزيز

در بحبوحة يكه‌تازي ارتجاع مذهبي،كه مي‌خواهد با شقاوت بي‌نظير، همه را مرعوب كند، پايداري اين مقاومت و مجاهدين، افقهاي تابناك آينده را نشان مي‌دهد و شعله‌هاي اميد را در دل جامعة ستمزده برمي ا‌فروزد.
آن چنان كه آخوندها ناگزير شده‌اند با ساختن سريالهاي تلويزيوني با موج سمپاتي جوانان نسبت به اين مقاومت مقابله كنند.
شهامت ندارند كه بگويند آن همه ادعا و نمايش درباره تمام شدن كار اين مقاومت شكست خورد
و مي‌ترسند بگويند كه آن همه پرونده‌سازي و اتهامهاي رنگارنگ عليه مقاومت به گل نشست.
در نتيجه، به تبليغات هيستريك روي آورده‌اند.
ولي اگر در تمام24 ساعت هم در راديو تلويزيون و روزنامه‌هايتان عليه اين مقاومت جيغ بكشيد، نميتوانيد رژيم ولايت فقيه را از سرنگوني نجات بدهيد.


همه مي‌دانند كه از 4 سال پيش، سخت‌ترين ضربات سياسي و نظامي مثل يك سونامي بر اين جنبش، وارد آمد.از خلع سلاح و بمباران تا كودتاي هفده ژوئن. ضرباتي چنان مهيب كه اگر يك صدم آن، تكرار مي‌كنم يك صدم آن، بر رژيم ولايت فقيه وارد شده بود، بي‌ترديد همه چيز خود را از كف مي‌داد. اما اين جنبش، از دل اوضاع بغرنج، پرقدرت تر قدبرافراشت و به تهديد بزرگتري براي رژيم آخوندي تبديل شد.
راستي؟ راز اين مقاومت و مجاهدين چيست؟
اين پايداري از كجا سرچشمه مي‌گيرد؟
چگونه بارها ققنوس‌وار، از رنج درون و آتش جان، دوباره خود را ساخته‌اند؟
و در اوضاعي كه قدرتمندترين احزاب جهان، دچار تشتت و تفرقه شده اند، اعضاي اين مقاومت ، وحدت و شكوفايي دروني را چگونه حفظ كرده‌اند؟
اين راز، اضافه بر فدا و صداقت و داشتن يك راهبري ذيصلاح، وجود يك دموكراسي پيشرفته در روابط دروني است كه بر انتخاب آگاهانه و آزادانة يكايك اعضاي اين جنبش بنا شده است. انتخاب آزادانه،آجر سازندة صميميت و اتحاد دروني اين جنبش است و خلاقيت و مسئوليت پذيري و كيفيتهاي انساني را در آنها شعله‌ور كرده است.
به همين دليل اين جنبش، نويد بخش انتخاب آزاد براي آحاد مردم ايران است. از روز اول، مسعود گفته است كه مجاهدين آمده‌اند تا فداي انتخاب آزادانة مردم ايران شوند.


اين راز همچنين، در آنجاست كه تا بن‌ استخوان به پيروزي ايمان د‌ارند، اما انگيزة خود را از پيروزي به دست نياورده‌اند و عمر خود را در پيروزي و مسيرهاي هموار، طي نكرده‌اند وگرنه هرگز، قادر به ايستادگي در برابر هيولاي بنيادگرايي نمي‌شدند.
آري،انسانهايي لبريز از اميد، انسان‌هايي پايدار و شكيبا، كه در برابر هجوم ناملايمات، دشواريها و سختيها، ايستادگي مي‌كنند، و به خورشيد درخشاني كه در پس ابرهاي سياه است، ايمان دارند و به طراز چشمگيري از ظرفيت انساني دست‌يافته‌اند.
آنچه را كه نشدني مي‌نمايد، با طاقتي بسيار، با تعهدپذيري شگفت و با عشقي پرسودا برآورده مي‌كنند.
پس، چنان كه پاسيوناريا گفت: « به فرزندانتان در مورد آنهايي كه از درياها و كوهها گذشتند و از مرزهاي حفاظت‌شده توسط سرنيزه‌ها رد شدند، تعريف كنيد و بگوييد كه در حالي كه سگان تشنه در پي ازهم‌دريدن گوشت و پوستشان بودند، آنها از همه چيز خود گذشتند؛ عشقشان، كشورشان، خانه و ثروتشان، پدرانشان، مادرانشان، همسرانشان، برادران و خواهران و فرزندانشان... تا به ما بگويند كه ما اين جا هستيم، براي آرمانمان، آرمان همه بشريت مترقي و پيشرو»
آري، آرماني هست، برآمده از پاكترين و اصيلترين خواسته‌هاي حق طلبانة ملت ايران، كه تا امروز 120 هزار تن از رشيدترين فرزندان ايران و سمبلهايي چون خواهران نازنينم، ندا و صديقه براي آن جان باخته‌اند. ياد و خاطرة آن قهرمانان، تا ابد در قلبها، جاودان خواهد بود.


هموطنان!
مماشات‌گران چه بخواهند چه نخواهند، عهد رژيم آخوندي بسر آمده است. ما دوران ستم و بي‌داد را ورق خواهيم زد.
ايران نويني بنا مي‌كنيم.
يك جامعة آزاد و يك كشور پيشرفته.
عصر اعدام و شكنجه را پشت سر خواهيم گذاشت.
حكم اعدام لغو خواهد شد.
بساط محاكم ارتجاعي و مجازاتهاي قرون وسطايي را برخواهيم چيد.
دوران تفتيش عقايد، دوران پوشش اجباري، و دوران دخالت در زندگي خصوصي را به پايان مي‌بريم.
دوران ستم‌ديدگي و سركوبي فاجعه بار زن ايراني را خاتمه خواهيم داد، زنان در همه زمينه‌ها، حقوق و آزاديهاي برابر با مردان را از آن خود خواهند ساخت، و در رهبري سياسي جامعه، سهم برابر به دست مي‌آورند.
دوران تحقير و ناديده گرفتن جوانان، دوران هدر شدن انرژي و خلاقيت آنان به پايان مي‌رسد. ايران آزاد كشوري است با مشاركت فعال جوانان در تعيين سرنوشت خود.
حكومتي بر اساس جدايي دين و دولت تشكيل مي‌دهيم تا پيروان مذاهب و عقايد مختلف با حقوق متساوي در كنار هم زندگي كنند.
مردمي با اين همه استعداد ، ديگر نبايد دچار فقر و گرسنگي و بيكاري و محروميت باشند.
بايد شرائط سرمايه‌گذاري و امكان رقابت سالم اقتصادي در جامعه فراهم آيد و بساط رانت‌خواري و چپاول برچيده شود.
بايد كشاورزي و صنعت ويران شدة كشور احيا گردد، نظام آموزش و بهداشت و درمان كشور به يك نظام مدرن و پاسخگو متحول شود، و كشورما به يك توسعة پايدار كه شايستة آن است، دست يابد. توسعه‌يي كه آزادي و دموكراسي و عدالت اجتماعي را در جامعه اشاعه بدهد.
روز آبي، شب روشن، از پس پنجرة نور،
ماه را ميهمان خواهم كرد
كه بتابد به شقايق و بخواند در دشت.
ماه را خواهم گفت كه بتابد و بتابد و بتابد
آري، بي‌داد ظالمان را درهم‌خواهيم پيچيد
ايران نويني بنا مي‌كنيم
كشوري بر اساس آزادي،
كشوري براساس مدارا،
و كشوري براساس برابري.


پس اي ياران، ياران صديق مقاومت.
شما براي پيروزي، همه چيز در اختيار داريد.
شما كه بنيادگرايي را در ميهنتان به شكست كشانده‌ايد.
شما كه همه اجزاء ملتتان بر سر برقراري جمهوري مبتني بر جدايي دين و دولت، اتفاق نظر دارند.
شما كه از حمايت و محبت يك خلق بپاخاسته برخورداريد
شما كه يك آرمان حق و مشروع، پيش رو داريد
شما كه سرماية بزرگ جنبشي با چهار دهه مبارزة بي‌امان و يك تشكيلات متحد و پرقدرت در اختيار داريد
و شما كه از راهبري مسعود برخورداريد
آري شما براي پيروزي همه چيز داريد


پس برخيزيد
پرچم ستار و مصدق را به دست بگيريد،
حنيف نژاد و محسن و بديع زادگان، جزني و احمدزاده‌ها و پويان و پاكنژاد و اشرف و خياباني را در خود زنده كنيد
و شعله‌هاي مبارزه را در همه جا برافروزيد
شما پيروز مي‌شويد ـ شما پيروز مي‌شويد
آري، شما پيروز مي‌شويد

منبع: 18 تير 1386 - سايت مجاهدين




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
مريم رجوي:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.